وعده ها همراه با دوچرخه سواران به خاك سپرده شده است!

25 آبان 1386 فاجعه اي دردناك جامعه ورزش كرمان را به بهت سنگيني فرو برد. آنجا كه جمعي از دوچرخه سواران كرماني در حالي كه در جاده هاي اطراف اين شهر مشغول تمرين بودند با خودروي پرايدي كه كنترل خود را از دست داده بود برخورد مي كنند كه در نتيجه اين حادثه تلخ دو تن از دوچرخه سواران جوان كشته مي شوند.

         

( دوچرخه ایرانمنش بعد از تصادف چهار سال پیش)

جسيم ايرانمنش و محمد علي تيرانداز دو ركاب زني بودند كه خيلي زود خط پايان زندگي براي آن ها كشيده شد تا مسووليني كه مي بايست مانع رخ دادن اين فاجعه تلخ شوند به نوعي ديگر درصدد سرپوش گذاشتن برروي بي مبالاتي خود شوند و با دادن انواع وعده ها به خانواده قربانيان فقط دامنه اعتراضات را در زمان خاكسپاري دوچرخه سواران كوتاه كنند. خانواده ايرانمنش و تيرانداز كه فرزندان آن ها در تيم هاي مس و استانداري ركاب مي زدند بيشترين وعده ها را از سوي اين دو نهاد و البته اداره تربيت بدني كه در درجه اول مسوول حفظ جان اين دوچرخه سواران در زمان تمرين بود شنيدند. اما با گذشت چهار سال از آن روز تلخ وضعيت عمل به اين وعده ها به گونه اي بوده است كه تلخي ماجرا را براي خانواده قربانيان دو چندان مي كند. در همان روزهاي نخست از طرف استانداري كرمان دو قطعه زمين به اين خانواده ها تحويل مي گردد كه حتي پيدا كردن آن ها برروي نقشه جغرافيا هم كار بسيار سخت و دشواري بود! جالب اینکه حتی این زمین ها نیز هنوز به خانواده قربانیان تحویل داده نشده است. پدر جسیم ایرانمنش در این باره می گوید:" هر زمان برای مشخص شدن تکلیف این زمین ها به نهادهای مربوط مراجعه می کنیم به ما اعلام می کنند که در دست اقدام است! با گذشت چهار سال هنوز این جمله را می گویند. مشکل آنجاست که طی این مدت نهادهایی مثل شهرداری، تربیت بدنی و استانداری و... که به نوعی در تحویل آن ها دخیل بوده اند دائما مدیریت خود را در حال تغییر می بینند و طبیعی است زمانی که مدیر جدیدی می آید می گوید من باید پرونده شما را بررسی کنیم که این خودش نزدیک به یک سال زمان می برد و پس از آن مجددا مدیری جدید می آید و روز از نو آغاز می شود!". اما در حالی که چهار سال پیش و در زمان مرگ این دو دوچرخه سوار همه نهادها به نوعی برای دادن وعده به خانواده آن ها و گرفتن جای بزرگتر در این زمینه در صفحات روزنامه ها با یکدیگر کورس جالبی گذاشته بودند! بعد از کنده شدن پارچه های تسلیت از درب خانه های آن ها کاملا این وعده ها فراموش می شود به نوعی که خانواده قربانیان حتی برای گرفتن دیه که واضح ترین حق آن ها محسوب می شود نیز با مشکلات عدیده ای روبرو شدند و هیچ نهادی نه تنها کمک شایانی برای تسریع پرداخت دیه به آن ها نکرد که حتی موانع عجیب و غریبی هم برای پرداخت آن به وجود می آمد تا داغ دل آن ها نه تنها کمتر نشود که با فکر کردن به آن همه وعده بار غمشان نیز سنگین تر باشد. تاسف بار اینکه حتی خسارت وارد بر دوچرخه این رکابزنان نیز هرگز پرداخت نشد. خانواده آن ها که دوچرخه ها را به مبلغ 5 میلیون تومان با هزینه شخصی خرداری کرده بودند حتی نتوانستند آن ها را از پاسگاه محل وقوع تصادف ترخیص کنند. هیچ خسارتی هم به آن ها پرداخت نشده است و در هر بار رجوع آن به مراجع ذی صلاح برای پیگیری این خسارت به آن ها گفته شده است که وکیل بگیرند تا شاید خسارت آن ها پرداخت شود! این در حالی بود که چهار سال قبل بیشتر نهادها برای سهولت احقاق حق این خانواده ها اعلام آمادگی کرده بودند. متاسفانه در کنار همه این بی توجهی ها و عدم رسیدگی ها حتی حق قانونی این خانواده ها نیز پرداخت نشده است. پدر جسیم ایرانمنش می گوید: " ما حتی بعد از گذشت چهار سال هنوز پول قرارداد پسرمان را نتوانستیم بگیریم! او در مسابقات مختلف مقام آورده بود ما حتی جایزه آن را نتوانستیم تحویل بگیریم در چنین شرایطی انتظار دارید ما به وعده ها امید داشته باشیم! کسانی که قرار بود کمک حال ما باشند در دادن همین مبلغ قرارداد آنقدر ما و سایر دوچرخه سواران را به سطوح آورده اند که مجبور شده ایم برای گرفتن حق و حقوقمان بعد از چهار سال شکایت کنیم تا شاید از این طریق بتوانیم قدمی جلو ببریم. متاسفانه فدراسیون دوچرخه سواری به هیات کرمان کاملا بی توجهه است و دود این مشکل در چشم دوچرخه سواران و خانواده آن ها می رود".  همه اين ها در كنار خيل عظيم وعده هاي عمل نشده ديگري كه توسط نهادهاي مختلف از جمله باشگاه مس داده شده بود، قرار مي گيرد. روز 25 آبان ماه و در سالگرد فاجعه برای دوچرخه سواران کرمانی دیگر حتی مسئولین و نماینده آن ها نیز به  مراسم نیامد تا حداقل وعده تحقق قول های خود را در چهار سال آینده بدهند! پدر مرحوم ايرانمنش همان چهار سال قبل و درست زماني كه پس از مراسم هفت فرزند او تمامي نهادها پارچه هاي خود را به سرعت از درب خانه او كندند پيش بيني كرد كه او و خانواده اش را خيلي زود تنها خواهند گذاشت! و امروز فقط مي توانيم با شرمساري تمام در چشم هاي غم زده او و ساير خانواده قربانيان نگاه كنيم تا بر ميزان شرم مان افزوده شود. همان هایی که می بایست باری از دوش خانواده آن ها بردارند امروز در این زمینه آنقدر ضعیف عمل کرده اند که چند بار دیگر بر دوش آن ها اضافه کردند. هرچند اگر میلیاردها تومان پول به خانواده ایرانمنش و تیرانداز پرداخت می شود هیچگاه جای دلبندان آن دو را پر نمی کرد اما می توانستیم با همدردی واقعی با آن ها حداقل بار روی دوش آن ها را سبک تر کنیم.

چهار سال قبل که دوچرخه سواران کرمانی در جاده های اطراف کرمان با حادثه ای مرگبار روبرو شدند یک فاجعه کاملا قابل پیش بینی رخ داده بود! درست چند هفته قبل از آن یکی از نشریات محلی در رابطه با نوع تمرین و عدم برقراری نکات امنیتی برای حفظ جان دوچرخه سواران در جاده های اطراف هشدار داده بود. اما به هر شکل گوش شنوایی در ان زمان این صدا را نشنید تا صدای وحشتناک ترمز ماشین و خط سرخ خون مسئولین را به خود بیاورد! هرچند از آن زمان به بعد تا حدودی رعایت نکات ایمنی و اسکورت دوچرخه سواران بیشتر شده است اما همچنان بیم حادثه برای رکابزنان می رود و بازهم باید برای سلامت این ورزشکاران دعا کنیم! هنوز دوچرخه سوارانی را می بینیم که در جاده های پر پیچ و خم شانه به شانه کامیون ها بدون هیچ اسکورتی تمرین می کنند و یا رعایت نکات ایمنی برای آن ها در پائین ترین حد خود قرار دارد. البته از هیاتی که برای حل مشکلات مالی اش ماشین مخصوص به اسکورت دوچرخه سواران را به حراج می گذارد چه انتظاری می توان داشت؟! فقر با خود خون می آورد! هیات دوچرخه سواری کرمان هم فعلا آنقدر فقیر هست که پول قرارداد دوچرخه سوارانش را ندهد چه رسد به تدارک امکانات ویژه برای حفظ جان رکابزنان...راستی از مدیر تربیت بدنی و شخص جناب وزیر ورزش باید پرسید چه خبر از پیست دوچرخه سواری کرمان؟! رئیس کرمانی فدراسیون دوچرخه سواری چه قدم مثبتی برای این رشته در شهر خود برداشت؟! آقای زنگی آبادی که همیشه از پیست ناتمام دوچرخه سواری کرمان در زمان قبل از ریاست به عنوان چماق برای حمله به مدیران استفاده می کرد امروز چه قدمی برای تکمیل آن برداشته است؟! ظاهرا همچنان درد از خودمان هست و بس...

(منتشر شده در نشریه استقامت)

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۰ و ساعت 23:26 |

خشکسالی زود هنگام در سرچشمه!

تیم فوتبال مس سرچشمه با شکست سنگینی که از داماش گیلان در کرمان پذیرفت هوادارنش را کاملا ناامید کرد. بعد از انتخاب اصغر شرفی برای هدایت این تیم نشانه هایی از حیات برروی ضربان قلب این تیم دیده شد و حتی شکست های یک بر صفر این تیم برابر تیم هایی نظیر استقلال و ذوب آهن هم نشان می داد که می توان برروی سرچشمه ای ها حساب باز کرد.

     

با شروع مجدد بازی های لیگ بعد از تعطیلات 20 روزه و در حالی که سرچشمه ای ها اردوی تدارکاتی هم در کردان کرج برگزار کرده بودند بازی به غایت ضعیف این تیم در کرمان باردیگر سبب شد در کنار فجر سپاسی تیم سرچشمه هم به عنوان گزینه های اصلی سقوط خود را معرفی کنند. هرچند هنوز اختلاف امتیازها در پائین جدول به شکلی نشده است که امکان فرار را به این تیم ندهد اما فرصت هایی که به این صورت به خصوص در بازی های خانگی از دست می روند سبب می شود که شاید سرچشمه کار سقوط خود را قبل از هفته های پایانی قطعی کرده باشد! سرچشمه نیاز به یک جراحی بزرگ دارد. این جراحی از تغییر سیستم تیم گرفته تا اضافه کردن چند مهره به ترکیب تیم می تواند باشد. شرفی و سایر عوامل تیم اصلا نباید اجازه دهند جاهای خالی لیست آن ها که شاید آخرین تیر ترکششان برای رهایی از مخمصه فعلی است به راحتی و با بی دقتی از دست برود.دو مس در این فصل بیش از هر چیز دیگری با دلال بازی ها و بازیکنان انداخته ای ضرر کردند که امروز هیچ گره ای از تیم باز نمی کنند. دیگر نباید به این دلال ها اجازه داد آخرین شیره جان این دو تیم به خصوص سرچشمه را بکشند! اضافه کردن یک هافبک بازیساز باهوش در میانه زمین و یک گلزن قهار در جلوی او اصلی ترین خواسته های تیم سرچشمه در حال حاضر محسوب می شوند. در این که این مس بد بسته شده است شکی نیست اما این تیم با همین بازیکنان پتانسیل گرفتن سه امتیاز حداقل در بازی های خانگی را باید داشته باشد. سرچشمه باید حداقل چهار برد را تا پایان نیم فصل اول به تعداد بردهای خود اضافه کند تا در نیم فصل دوم امکان فرار از قعر جدول را داشته باشد. اصغر شرفی که تیمش پرتناوب بازی می کند باید به هر شکل ممکن این بردها را به تیم خود اضافه کند. شاید هیچکس حداقل تا پایان نیم فصل اول انتظار بازی زیبا از تیم او نداشته باشد و کسب سه امتیاز حتی با شیوه های دفاعی برای تیم او واجب تر باشد. شرفی که اصلا دوست ندارد باردیگر با ناکامی فوتبال لیگ برتر ایران را ترک کند برای اعاده حیثیت خودهم که شده است نباید از فرصت مس سرچشمه ساده بگذرد. او اینجاست که به جای ایراد گرفتن به بازیکنانش در پایان هر بازی ایرادهای خود و سرچشمه را باهم حل کند. با شیوه بازی که برابر داماش تیم او انجام داد این اتفاق هرگز رخ نمی دهد... سرچشمه حق ندارد بیش از این هوادارانش را ناامید کند! شرفی در پایان بازی با داماش هم تقریبا با همان لحنی صحبت کرد که در پایان همه شکست هایش بیان می کند. شاید حتی نیاز باشد که برای تغییر در نتایج سرچشمه او حتی این نحوه گفتار خود را هم عوض کند!

(منتشر شده در نشریه استقامت)

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۰ و ساعت 15:19 |

چیرو تهدید به کناره گیری کرد!

کام کرمانی ها مجددا به تلخ ترین حد خود رسید و شروع مسابقات بعد از تعطیلی لیگ مجددا خاطرات تلخ چند هفته قبل را برای آن ها زنده کرد. شکست دو تیم کرمانی در یک هفته اتفاقی بود که هواداران دو مس انتظار داشتند حداقل تا هفته ها آن را نبینند.

   

شکست مس برابر شاهین در بوشهر با توجه به اتفاقاتی که در این تیم رخ داده بود برای مسی ها که خود را اوج گرفته می دیدند اصلا اتفاق قابل قبولی نبود. مسی ها هرچند در این بازی که چند مهره شاخص خود مثل پولادی، دهنوی، حسین خانی و... را در اختیار نداشتند، بدشانس هم بودند و حتی معتقدند داور یک پنالتی مسلم آن ها را برروی بیاتی نیا نگرفته است اما این بازی به نسبت چهار دیدار اخیر مس یکی از ضعیفترین نمایش های تیم بلاژویچ محسوب می شود. اما ظاهرا اتفاقاتی قبل از بازی در اردوی تیم رخ می دهد که توجه بازیکنان را به خود مشغول می کند. جایی که بلاژویچ با فریادهای خشمگینانه خود حتی تهدید می کند که اردوی تیم را ترک می کند! عصبانیت مربی تیم مس به خاطر نحوه عزیمت تیم او به بوشهر بود. پیش از این قرار بود روز پنجشنبه مسی ها با یک پرواز اختصاصی خود را به بوشهر برسانند. برنامه های تمرینی بلاژویچ برروی همین امر بسته شد اما ناگهان به او خبر می دهد که نه تنها تیم مس نمی تواند به صورت اختصاصی به بوشهر سفر کند که به علت پر بودن پروازهای بوشهر مسی ها باید صبح چهارشنبه به تهران سفر کنند و بعدازظهر همان روز از تهران به بوشهر بروند! آن هم درست یک روز قبل از بازی در هوای سنگین بوشهر. بلاژویچ که از این اتفاق شوکه شده بود برای سفر مستقیم به بوشهر اصرار می کند اما به او می گویند که پروازها جا ندارند. ظاهرا در زمان رسیدن تیم به تهران هم نبودن اتوبوس برای انتقال بازیکنان به هتل و استراحت چند ساعته بلاژویچ را عصبانی تر هم می کند! اما اوج ناراحتی مربی مس زمانی بود که خبرهایی شنید مبنی بر اینکه اگر باشگاه بیشتر تلاش می کرد می توانست تدارک سفر مستقیم کرمان به بوشهر را ببیند! همین سبب می شود که شب قبل از بازی بلاژویچ در هتل به شدت معترض شود و با فریادهای خود اعتراضش را اعلام کند. او حتی در میان حرف هایش تهدید به ترک تیم هم می کند تا حساب کار به شدت دست عوامل تدارک تیم بیاید! ظاهرا بعد از باخت ناراحت کننده به شاهین چیرو قصد داشت این مسئله را در کنفرانس مطبوعاتی هم مطرح کند که ظاهرا او را از این مسئله منصرف می کنند. با این حال ظاهرا چیرو گزارش مفصلی از این شکایت خود به مقامات ارشد تیم تحویل داده است تا ناراحتی خود را در این باره اعلام کند. جالب اینکه بلاژویچ ار نحوه بازگشت تیم بازهم ابراز نارضایتی کرد و زمان بندی برگشت به کرمان را به گونه ای دانست که او فرصت ریکاوری تیم را از دست می دهد. چیرو که بازهم تیمش به جمع فانوس به دستان نزدیک شده است بعد از شکست این هفته و تساوی خانگی هفته قبل، تیم خود را به شدت تحت فشار می بیند و همین فشارها سبب می شود که او بیشتر از همیشه عصبانی باشد. در جریان بازی با شاهین فریادهای او در کنار زمین بیشتر از هر زمان دیگری شده بود به طوری که بازیکنان جوانش نظیر شجاعی، اسماعیل بیگی و مرزبان در بعضی مواقع کاملا تحت تاثیر فریادهای بلاژویچ توپ های خود را لو می دادند!! مس اگر در بازی هفته بعد خود برابر ملوان نتواند نتیجه لازم را بگیرد روزهای خوب چند هفته پیش را به سرعت از یاد می برد.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۰ و ساعت 21:26 |

تلفات زیاد در کیش!

اردوی تمرینی تیم فوتبال مس کرمان در جزیره کیش به تلخ ترین شکل ممکن پایان یافت و مصدومیت شدید چند بازیکن این تیم اجازه نداد حداقل از نظر روحی این تیم با شرایط مطلوب این جزیره را ترک کند.

    

در جریان بازی دوستانه مس برابر یکی از تیم های دسته سه ای کیش بیژن کوشکی در یک صحنه در جریان بازی چنان با بازیکن تیم میزبان برخورد کرد که پس از آن صدای فریادهای دلخراش او تمام فضای استادیوم را پر کرده بود. کوشکی که از درد به خودش می پچید از همان جا مستقیم راهی بیمارستان شد تا مشخص شود مصدومیت او خیلی جدی تر از این حرف ها بوده است. هرچند مداوای اولیه فقط برای کاهش درد مدافع تیم مس انجام شده است اما ظاهرا پزشکان در معاینات اولیشان برروی پای این بازیکن به او می گویند پارگی رباط های پای او به حدی است که حداقل تا پایان فصل باید با فوتبال خداحافظی کند. هرچند برخی دیگر از پزشکان هم معتقد بودند شدت آسیب دیدگی به گونه ای است که کوشکی با توجه به سن و سالش باید برای همیشه از فوتبال خداحافظی کند! خبری که بازیکنان و کادر فنی تیم مس را حسابی بهت زده کرد. بیژن کوشکی که به تهران آمده است در این باره می گوید: " صحنه واقعا وحشتناکی بود. فکر نمی کردم تا این حد مجبور باشم درد تحمل کنم. فعلا حرف های ضد و نقیض در رابطه با مصدومیتم زیاد زده می شود اما فردا با گرفتن ام آر آی وضعیتم مشخص می شود. امیدوارم خبر خیلی بدی در ای باره نشنوم". ظاهرا بازی بسیار محکم و خشن بازیکنان تیم کیش در این قضیه بی تاثیر نبوده است و بازی برابر یک تیم لیگ برتری آن ها را تا این حد با انگیزه کرده بود! این در حالی است که قرار بود مس با استقلال تهران یک بازی دوستانه برگزار کند که به هر شکل مهیا نشد. اما در کنار تمرینات خوب تیم در کیش و شناخت بیشتر بلاژویچ از بازیکنانش ظاهرا بدشانسی های این تیم در اردوی خود همچنان ادامه داشته است و علیرضا قدیری دروازه بان دوم مس هم در جریان یکی از تمرینات به گونه ای مصدوم می شود که حداقل تا یک ماه او را خانه نشین خواهد کرد. مسئله ای که ناراحتی شدید چیرو را به همراه داشت. او حالا باید بیشتر به آماده سازی آرمان شهداد نژاد برای نفر دوم دروازه اش توجه داشته باشد. تلفات تیم مس در این اردو به همین جا بسنده نشد و ظاهرا مجید خدابنده لو دیگر بازیکن تیم مس هم در این اردو با مشکلاتی مواجه شده است. ظاهرا او در اردوی کیش به شدت نظر بلاژویچ را به سمت خود جلب کرده بود و مربی تیم مس با توجه به انگیزه های او تصمیم داشت بیشتر از این بازیکن استفاده کند. اما در یک جلسه تمرین خدابنده لو از تنبیه بلاژویچ مبنی بر دویدن دور زمین امتناع می کند تا سرمربی مسی ها او را از تمرینات تیم اخراج کند و تا اطلاع ثانوی او را از بازگشت به تمرینات منع نماید. در اولین جلسه تمرینی مسی ها در کرمان که عصر سه شنبه در زمین انقلاب برگزار شد این بازیکن حق شرکت در این تمرین را نداشت. البته تجربه ثابت کرده است که بلاژویچ بعد از این اخراج ها به گونه ای بازیکنان را می بخشد که پس از بازگشت، در زمین نمایش های خوبی را هم نشان می دهند. حداقل در جریان تنبیه امرایی و دهنوی این اتفاق رخ داد. به هر شکل اردوی تدارکاتی مسی ها در کیش با همه مسائل خوب وبد خود تمام شد و آن ها حالا به بازی برابر تیم بحران زده شاهین بوشهر فکر می کنند.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در پنجشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۰ و ساعت 9:48 |

بنال بلبل اگر با منت سر یاریست...

چند روز قبل مطلبی برروی سایت باشگاه مس قرار گرفت که بیشتر حالت یک بیانیه به نقل از روابط عمومی این باشگاه داشت با عنوان اینکه  "فوتبال استان کرمان بیش از هر زمانی به آرامش نیاز دارد و نه تنش".

    

در این مطلب هرچند نامی از هیچکس برده نشده بود اما با بیان تیترها و مطالبی که طی چند روز گذشته روی وبلاگ تک به تک قرار گرفته بود حملات شدیدی به آن کرد و بنده را به عنوان نگارنده متهم به سنگ اندازی، تلاش برای مطرح کردن خود در مطبوعات، تنش آفرین و ... کرده بود. در اینجا نه قصد جواب دادن به این مطلب را دارم و نه گله به خاطر نوشتن آن چراکه معمولا در جنگ های رسانه ای هیچ برنده ای وجود ندارد به خصوص اینکه هر دو رسانه هدف خود را یکسان بدانند! اما واجب دیدم برای رفع ابهام از مدیریت سایت باشگاه که مواضع باشگاه مس را در قالب این سایت بیان می کند توضیحاتی بدهم. اول از همه حتی متعصب ترین طرفداران یک مجموعه هم که واقعا دلسوز آن هستند به هیچ عنوان این انتظار را ندارند در برابر هر اتفاقی درود و آفرین و فریاد زنده باد سر داده شود و اگر کسی چنین انتظاری برای یک مجموعه داشته باشد، باید در صداقت او به عنوان عضو و یا هوادار دلسوز آن مجموعه شک کرد. قطعا کاملترین مجموعه ها نیز در برخی موارد نقص دارند که اگر این نقص ها عنوان نشود در جایی که جبران آن به مشکلترین حد خود می رسد خود را نشان می دهند. کسانی که با این وبلاگ از قدیم همراه بوده اند کاملا خودشان با حمایت های همه جانبه آن از اصل باشگاه مس و به تبع آن موفقیت این تیم آشنا هستند اما این اصلا دلیل نبوده است که اگر انتقادی هم بر عوامل این باشگاه وجود داشته، از ذکر آن اجتناب شود. چراکه همین حمایت، این اصل انتقاد را می طلبید. مطالبی که در مطلب سایت باشگاه مس صریحا موارد عینی حاشیه سازی عنوان شده است اتفاقاتی بوده است که در باشگاه مس رخ داده است و می بایست به صورت رسانه ای به آن ها پرداخته شود. مسئله مهرداد پولادی با مصاحبه خود او آغاز شد و در این وبلاگ فقط علت اصلی مصاحبه او که بی پولی بود عنوان گردید تا از هرگونه تحلیل دیگر و به تبع آن به وجود آمدن حواشی دیگر در رابطه با آن جلوگیری شود. یا در جریان قضیه بلاژویچ در اردوی کیش، ما در همین وبلاگ خیلی قبل تر از این شایعه قهر بلاژویچ را رد کرده بودیم و علت آن را لغو پروازهای کرواسی دانستیم. جالب اینکه این شایعه وقتی در رسانه های کشور مطرح شد که یکی از عوامل تیم در حالی که بلاژویچ هنوز به کیش نیامده بود او را بر سر اردوی تیم در کیش دانست! در صورتی که اگر صادقانه اعلام می شد او دو روز دیرتر به تیم اضافه می شود این شایعه اصلا به وجود نمی آمد که حالا ما با تکذیب آن به عنوان عامل طرح آن معرفی شویم! یا بر سر مطلب دردسر پاداش اگر باشگاه واقعا درصدد تکذیب این قضیه بود می بایست لیست پاداش های دریافتی بازیکنان را منتشر کند نه از اصل قضیه را تکذیب کند! قطعا این یکی از انتقادهای واردی بود که می بایست همان موقع بیان شود تا از تکرار آن پس از پیروزی های بعدی جلوگیری شود تا در تیم مشکل بزرگتری ایجاد نکند. برای مطلب خارجی های تیم هم زمانی که این بازیکنان قبل از بازی حساسی مثل راه آهن به مرخصی فرستاده می شوند کاملا مشخص است که باشگاه برای آن ها رضایتی ندارد و مطلب ما که در انتقاد از این بازیکنان و جذب آن ها بود خودش به نوعی موضع باشگاه را برسر آن ها تائید می کرد که حالا از نظر سایت باشگاه به عنوان یک مطلب حاشیه ساز معرفی می شود! اینکه باشگاه مس این انتظار را داشته باشد که حمایت جامعه رسانه ای به آفرین گفتن صرف محدود شود و از بیان مسائل انتقادی کاملا اجتناب شود، هم با رسالت رسانه ای در تعارض است، هم با شعور مخاطب در تضاد است و هم راه موفقیت باشگاه از این راه محلی برای عبور ندارد. مسلما مدیران محترم باشگاه مس که خودشان نگاه دقیق رسانه ای دارند می دانند که ماهم همانند آن ها از خیلی مسائل دیگر که رسانه ای کردن آن ها فقط تولید حاشیه است آگاهیم. اما بنا به همان رسالت رسانه ای فقط به مسائلی می پردازیم که تکرار آن ها در باشگاه برای تیم مشکل جدی درست می کند و ما نیز که همانند همین مدیران یک هدف واحد داریم که آن موفقیت مس عزیز است با بیان آن ها درصدد پیشگری دوباره از آن ها هستیم. جالب اینکه رفاقت شخصی من با عوامل باشگاه مس آتقدر زیاد هست که کم شایعه درست نکرد. اما دوستان و استادان عزیز من در باشگاه نیز می دانند که ما عهدی دیگر با مردم داریم و آن حمایت همه جانبه از اصل باشگاه مس است و این حمایت است گه گاهی نیاز به انتقاد هم دارد. به هر شکل رد نمی کنم که حتی نقدهای ما نیز به انتقاد نیاز دارند اما اینکه با جملاتی مثل حاشیه ساز، تنش آفرین، به دنبال مطرح کردن خود و... آنهم در سایت باشگاه که ارگان رسمی آن محسوب می شود، نسبت به این مطالب موضع گرفته شود، چندان شایسته نبود. هرچند همچنان آرزوی ما این است که سایت باشگاه به چنان تکاملی برسد که دیگر نیاز به هیچ رسانه دیگری برای کسب اخبار در رابطه با باشگاه مس نباشد.  

بنال بلبل، اگر با منت سر یاریست

که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاریست...

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۰ و ساعت 20:12 |

زهر چشم به مدیران مس لیگ برتری؟!

مس که با دو تیم لیگ برتری و یک تیم لیگ یکی گاهی فوتبال باشگاهی ایران را به قبضه خود در می آورد این پتانسیل را هم دارد که در صورت اشتباهات باشگاه داری با مشکلات عجیب و غریبی هم روبرو شود.

                             

شنیدن خبر برکناری مدیر عامل باشگاه مس رفسنجان از زبان سخنگوی هیات مدیره باشگاه مس کرمان دقیقا از همان اتفاقات بود. طبق قوانین ای اف سی و حتی فدراسیون فوتبال کشورمان باشگاه ها حتی با یک نام باید کاملا مستقل از یکدیگر اداره شوند و تصمیمات هیات مدیره آن ها نباید در کار یکدیگر دخالت داشته باشد. اما حسن واحدی به عنوان عضو هیات مدیره باشگاه مس کرمان و سخنگوی آن روز جمعه در گفتگو با خبرگزاری ها خبر برکناری محمد زینلی مدیر عامل باشگاه مس رفسنجان را می دهد تا تردیدها در این زمینه زیاد شود. هرچند مقامات باشگاه مس کرمان و شخص زینلی برای حل این قضیه اعلام کردند عبدالرضا داوری که ریاست هیات مدیره باشگاه مس کرمان را برعهده دارد، رئیس مجمع باشگاه مس رفسنجان نیز محسوب می شود و اعلام خبر برکناری زینلی از زبان واحدی به عنوان مشاور ورزشی داوری در این زمینه بوده است نه به عنوان سخنگوی باشگاه مس که در متن خبر هم به آن اشاره شده بود! البته همین قضیه نشان می دهد که تصمیم گیری های این باشگاه ها که مجامع آن ها زیر نظر یک رئیس برگزار می شود کاملا در یکدیگر موثر هستند. امری که در حرف های زینلی بعد از برکناری هم کاملا مشخص است. مدیر عامل سابق باشگاه مس رفسنجان که تیمش با یک امتیاز در قعر جدول لیگ آزادگان قرار دارد از همه مدیران شرکت مس تشکر می کند و می گوید: " امیدوارم با برکناری من توجه مقامات مس به باشگاه رفسنجان هم بیشتر شود! به هر حال تیم برای برون رفت از مشکل فعلی به شوک نیاز داشت و مقامات بهترین شوک را در کنار گذاشتن من دیدند. با این حال من مطمئنم که تیم بعد از من می تواند در بین پنج تیم نخست جدول قرار بگیرد!". اینکه با برکناری زینلی توجهات به این تیم زیاد شود و برای دادن شوک به جای برکناری مربی، مدیر عامل برکنار شود خود به خوبی نشان می دهد که مدیریت باشگاه مس رفسنجان هماهنگی لازم با تیم مدیریتی که بر باشگاه های مس تصمیم گیری می کند را نداشته است و شاید برکناری زینلی پیغام روشنی برای سایر مدیران عامل باشگاه های مس باشد! نکته جالب دیگر در مورد اتفاقات باشگاه مس رفسنجان اینکه در حالیکه واحدی خبر از برکناری مدیر باشگاه رفسنجانی می داد که زینلی این قضیه را رد می کند و می گوید: " من با توجه به شرایطی که پیش آمده بود حتی قبل از بازی با ایرانجوان به مسئولین باشگاه اعلام کرده بودم که استعفا می دهم. اما از آنجا که بازی خارج از خانه بود به من گفتند تا پایان این بازی صبر کنم. اما بلافاصله بعد از بازی با پیامکی که برای آقای واحدی ارسال کردم به او گفتم که من استعفا داده ام اما ایشان خبر از برکناری من دادند که نمی دانم دلیل واقعی آن چه بوده است!". با این حال زینلی برکناری اش را خبر خوبی برای خودش می داند و معتقد است باشگاه مس رفسنجان آنقدر خوب بسته شده است که اگر کمترین توجهی به آن شود می تواند جایگاهش را تغییر دهد. هرچند او هم قبول دارد زیر سایه مس کرمان و مس سرچشمه شاید این توجه حتی به مقدار کم هم انجام نشود!

(منتشر شده در نشریه استقامت)

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۰ و ساعت 9:11 |

فرهنگ ساق های لرزان!

گل دقیقه 93 مجتبی جباری هرچند ایرانی ها را از یک خاطره بسیار تلخ دیگر در منامه نجات داد و حداقل اجازه نداد آن ها خیلی زودتر از موعد وارد کوچه اما و اگر مقدماتی جام جهانی شوند، اما سبک بازی تیم ملی نشان داد این تیم همچنان اندر خم یک کوچه حرکت می کند!

   

این کوچه که تیم ایران بسیار علاقه مند است در آن گام بردارد نه به امروز برمی گردد و نه به دیروز و تا آنجا که ذهن فوتبال دوستان ایرانی قد می دهد، فرهنگ فوتبال ایرانی شده است که معمولا سبب می شود تیم ملی در چنین بازی هایی، اینگونه ملت را عذاب دهد مگر آنکه خلافش ثابت شود! آنچه که برای فوتبال ما فرهنگ شده این است که در برخی از بازی ها، تاکتیک و سیستم تیمی و بحث فنی شاید سی درصد از بازی را تشکیل دهد و باقی آن شعور بازیکنان یک تیم است که باید جو بازی را کنترل کنند و اجازه ندهند که بحث های غیر فنی، بازی آن ها را کاملا تحت تاثیر خود قرار دهد.بازی تیم ایران در منامه برابر بحرین دقیقا از همان بازی هایی شده است که جو آن به گونه ای برای بازیکنان تیم ملی رقم می خورد که بیش از آنکه نیاز به هماهنگی تاکتیکی داشته باشند نیاز دارند که از نظر روانی مهیای این گونه بازی ها شوند. اما با بازی که از تیم ایران در منامه دیدیم مشخص شد همچنان مقید به آنچه که برای خودمان به صورت فرهنگ درآوردیم، مشکلاتمان در این گونه بازی ها ادامه دارد. بازی هایی که تیم ملی در آن کاملا تغییر چهره می دهد و آن را برای هوادارنش و حتی حریفان تبدیل به یک تیم ناشناخته می سازد! چهره ای که هیچ شباهتی به بازی های قبلی خود ندارد و اگر تیم ایران در چند مسابقه قبلی خود حتی برابر حریفانی به مراتب قوی تر بازی چشمگیری از خود ارائه کرده باشد که نظرها را به خود جلب کند، ناگهان در این بازی های خاص با شرایط روانی ویژه  از همان ابتدا چنان به مشکل بر می خورد که هیچکس انتظار دیدن این بازی ضعیف تیم ما را نداشته باشد. در بازی برابر بحرین نه فقط بازیکنان جوانی مثل ماهینی و پولادی توپ ها را یکی پس از دیگری از دست دادند که جواد نکونانم، آندو تیموریان و حتی مجتبی جباری نجات دهنده هم آنقدر به راحتی توپ هایشان را از دست می دادند که موجب تعجب گزارشگران عرب زبان می شدند. سید مهدی رحمتی هم دقیقا در همین بازی هاست که نمی تواند ناجی تیم ما باشد. شاید او به همراه تیم ملی در مقدماتی جام جهانی دو اشتباه عمده داشت که هردو هم دقیقا به یک شیوه دروازه او را باز کردند. گل جمعه شبی که رحمتی دریافت کرد چقدر شبیه گلی بود که چهار سال پیش پارک جی سونگ در ورزشگاه آزادی وارد دروازه ایران کرد و دست ما را از رسیدن به آفریقا کوتاه گذاشت؟! در صورتی که در بازی های دیگر رحمتی هیچگاه این توپ ها را به جایی نمی اندازد که به یک شکل دروازه او را باز کنند. بازی هایی نظیر همین دیدار با بحرین در منامه، رویارویی با عربستان، مصاف با کره جنوبی دیدارهایی برای ما شده اند که قبل از بازی تیم ما به گونه ای حالت به خود می گیرد که تمامی بازی های قبل خود را فراموش می کند. خاطره تلخ همین جام ملت های آسیای اخیر در قطر را نگاه کنید که چگونه تیم ایران بعد از سه پیروزی پیاپی با بازی هایی چشمگیر به مرحله بعد صعود می کند و در بازی با کره جنوبی ناگهان از همان ابتدای بازی، چهره یک تیم شکست خورده به خوبی در ساق های بازیکنان ایرانی به چشم می آید. ایرانی ها که از این شب های عذاب آور برابر حریفان تکراری زیاد تجریه کرده اند دقیقا به همان علتی به مشکل بر می خورند که از آن برای خود فرهنگ ساخته اند... آن ها حتی باتجربه ترینشان نمی توانند از نظر روانی روی خود در چنین بازی هایی کنترل داشته باشند و همین آن ها را در ابتدای بازی با ساق های لرزان به زمین می فرستد که سبب می شود گاهی تا آخر بازی هم نتوانند خود را جمع کنند. شاید اگر جمعه تعویض های تقریبا انتحاری کیروش در دقایق آخر بازی نبود همان یک امتیاز هم دست ما را نمی گرفت. اما مربی تیم ملی ما که شاید تا امروز نمی دانست در بازی های خاص تیم ما تا این حد دچار مشکل می شود حالا بیشتر به فکر بی افتد. در مرحله دوم احتمال مصاف ما با تیم های دردسر ساز بیشتری وجود دارد. کره و عربستان و احتمالا استرالیا دقیقا پیش از رویارویی با ما همین جو بازی با بحرین در منامه را به نوعی دیگر برای ملی پوشانمان رقم می زنند تا بحث تاکتیکی و فنی بازهم به پائین ترین حد خود در تیم برسد. اینکه کیروش بتواند یک فرهنگ چند ده ساله را برای بازیکنان ایرانی تغییر دهد قطعا انتظار معقولی نیست اما او با دانش و تجربه خودش باید تفاوتی با مربیان قبلی ما داشته باشد و شرایط این گونه بازی ها را حداقل در همان تک مصاف های مرحله بعد مهیا فراهم کند. البته تا آن زمان امیدواریم کیروش هم همانند سایر ایرانی ها به استرس آن بازی ها دچار نشود تا او که حداقل برای شروع به تغییر همین فرهنگ های ناپسند به فوتبال ما آمده است متاثر از آن شود!

(منتشر شده در نشریه استقامت)

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۰ و ساعت 23:13 |

 افسانه آه...

ایرانی ها امشب به ورزشگاهی پا می گذارند که حتی از شنیدن اسم آن هم نفرت دارند. حتی اگر صد 6تایی دیگر نصیب بحرین کنیم بازهم از آن شب تلخ ده سال قبل چیزی که برای ما می ماند آهی بلند است... آهی که از اعماق سینه سوخته 60 میلیون ایرانی بلند شد. این آه نه به خاطر باخت 3 بر 1 و کور شدن چشم ایرانی ها از دیدن تیمشان در جشن بزرگ فوتبال دنیا، که به خاطر رقص عربی بحرینی ها با پرچم عربستان برابر ایرانی های زمین خورده بود... شاید آن ها را با با حسی قریب و صحنه ای در اعماق ذهن، که از نیاکانشان به ارث برده بودند آشنا کرد...همان روزی که در نهاوند ایرانی ها فروریختند و اعراب همه چیز آن ها را به یغما بردند...  

ایرانی ها با چشم هایی که از اشک سو نداشت بر زمین سبز نشستند و آه کشیدند...آهی که تا همین امروز کاخ آرزوی فوتبالی شیوخ این جزیره را همواره بر سرش خراب کرده است! اگر ایرانی ها در آن شب آه کشیدند چهار سال بعد نوبت خنده آن ها رسید که در ورزشگاه آزادی شوق آزادی از آن تحقیر را با پرچم خودشان جشن بگیرند و با باد آن تمام برگ های زرد ریخته شده در دلشان حاصل از آن شب پائیزی سخت را جارو کنند... ایرانی ها به جام جهانی رفتند اما آه آن ها هنوز به گردن بحرینی ها بود و می بایست تا درآمدن اشکشان آن را فشار دهد! بحرینی ها در مرحله پلی آف همان سال در حالی که کمتر از یک قدم با صعود به جام جهانی فاصله داشتند با پنالتی که به زعم خودشان داور به نفع آن ها در آخرین دقیقه بازی با ترینداد و توباگو نگرفت حذف شدند تا نای بلند شدن از زمین را بابت تخلیه انرژی از بابت ریختن اشک نداشته باشند! ترینیداد و توباگو با جشن پرچم خودش در زمین بحرین برای اولین بار به جام جهانی می رود و کفش های تماشاگرانشان بحرینی که به نشانه اعتراض به دور زمین ریخته شده بود نشان می داد که آن ها با پای برهنه همچنان باید در راه کجی که خودشان درست کرده اند قدم بگذارند! چهار سال بعد بازهم مرحله پلی آف... همه نماینده آسیا را برنده می دانند و نیوزلند تیمی نیست که شانسی برای صعودش قائل باشند. بحرینی ها بازی رفت را هم در کشور حریف با یک تساوی تمام کرده اند و آماده اند که در کشورشان بزرگترین جشن ملی خود را با صعود به جام جهانی بگیرند. اما بازهم دقیقه نود و ترکیدن بغض بحرینی ها به خاطر نرسیدن به جام جهانی...! بازهم آن ها پرچمشان در جیبشان باقی می ماند تا شاید آه ایرانی ها را به یاد بیاورند... حذف شدن در دو مرحله به بدترین شکل ممکن... شاید آن ها دیگر به شادی با پرچم کشور دیگری فکر نکنند به خصوص اینکه پرچم کشوری که چند سال بعد با گلوله ها و چکمه هایش هموطنان آزادی خواه آن ها را به زیر خود بکشاند... روزی که تانک ها و سربازان سعودی در میدان لولو بحرین رژه می رفتند باید از آن بازیکنان بحرینی که عده ای شان در زندان هم بودند سوال می کردیم که بازهم حاضرند حتی با میله پرجم عربستان در زمین رژه بروند؟! اما یقینا آن ها در زندان به همان آه ایرانی ها فکر می کردند... ایرانی ها که هیچگاه حرکت آن شب بحرین را فراموش نمی کنند رحم کردن به آن ها را نیز از یاد برده اند... 6گل در ورزشگاه آزادی تقدیم به آن ها برای اینکه دیگر نخواهند آهی برای خود به صورت بدرقه بگذارند... افسانه آه برای بحرینی ها همچنان ادامه دارد...شاید قسمت جدید آن امشب به دست خودمان نوشته شود...

     

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در جمعه بیستم آبان ۱۳۹۰ و ساعت 13:27 |

اصرار عجیب سرپرست مس برای حاضری زدن به چیرو!

سرانجام عصر چهارشنبه سرمربی تیم مس خود را به اردوی آماده سازی این تیم در جزیره کیش رساند تا تمرینات این تیم با جدیت بیشتری دنبال شود.

      

بلاژویچ که قرار بود روز دوشنبه به اردوی تیم اضافه شود با دو روز تاخیر به کیش آمد اما در این میان اصرار رضا هاشمی سرپرست تیم مس مبنی بر حضور چیرو از روز دوشنبه بر سر تمرینات در نوع خودش جالب و در عین حال عجیب است! در حالی که بازیکنان و کمک های چیرو در تماس های خود با خبرنگاران کرمانی از اضافه شدن بلاژویچ از عصر چهارشنبه به تمرینات تیم خبر می دادند، سرپرست مس در گفتگوی خود با خبرگزاری ها همچنان بلاژویچ را از روز دوشنبه در تمرینات تیم مس حاضر دانست. آن هم در حالی که چیرو با پرواز ظهر چهارشنبه دبی خود را کیش رساند و در تمرینات ساعت 17 این تیم اولین حضور خود را رقم زد. هاشمی چند روز پیش از این در گفتگو با سایت باشگاه مس تمرینات تیمش را از روز دوشنبه زیر نظر بلاژویچ عنوان کرده بود و شاید به همین دلیل او همچنان بر حضور بلاژویچ از روز دوشنبه در کیش اصرار می ورزد. حتی یکی از اعضای تیم مدعی شده بود که از همان ابتدا قرار بود چیرو در روز چهارشنبه به تمرینات مس اضافه شود. با این حال با اضافه شدن سرمربی مس به این اردو ظاهرا تکلیف بازی تدارکاتی تیم مس هم مشخص شده است و قرار است این تیم با یکی از باشگاه های کیش بازی دوستانه برگزار کند. خبر دیگر از اردوی تیم مصدومیت اکثریت بازیکنان کرمانی در این اردو است. به گزارش سایت باشگاه مس فرزاد حسین خانی، فرهاد سالاری، میلاد فخرالدینی، احمد حسن زاده، محمد رضا ترابی و شجاع خلیل زاده بازیکنانی هستند که به دلیل مصدومیت هایی که در جریان بازی های لیگ دچار شدند هنوز ار درد رنج می برند و نتوانستند خود را به شرایط آمادگی لازم برسانند و در حال فیزیوتراپی در اردوی کیش هستند.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۰ و ساعت 22:35 |

غیبت پرحرف و حدیث بلاژویچ در کیش

با اینکه نزدیک به سه روز از آغاز اردوی تیم فوتبال مس در جزیره کیش می گذرد، مهمترین نکته این اردو غیبت میرسلاو بلاژویچ در کیش است.

      

سرمربی مسی ها که پس از بازی با راه آهن نوار پیروزی های تیمش را با یک تساوی خانگی قطع شده دید با ناراحتی برای یک استراحت کوتاه و دیدار با خانواده اش راهی کشورش شد و قرار بود روز دوشنبه در کیش خود را به جمع بازیکنان تیمش برساند اما این اتفاق تا روز پنجشنبه رخ نداد تا بساط شایعه در اردوی مس و همچنین کرمان پهن شود. بعد از مصاحبه مهرداد پولادی و تمایل او برای جدایی از مس به واسطه مشکلات مالی و تکذیب مدیر عامل باشگاه مس مبنی بر اینکه این باشگاه هیچ بدهی به کسی ندارد، شاخک ها در کرمان نسبت به اتفاقات نه چندان خوش آیند بیشتر تیز شده است. غیبت بلاژویچ در اردوی کیش هم دقیقا در همین مسیر قرار گرفت و برخی با بیان قهر بلاژویچ و اعتراض او نسبت به برخی مسائل تیم، نسبت به این قضیه واکنش نشان دادند. هرچند تماس مستقیم با چیرو در زمان نبودنش در ایران بسیار مشکل است اما نزدیکان او در تیم مس هرگونه مشکل بلاژویچ با باشگاه را رد می کنند و علت تعویق سفر او را بارش شدید برف در کرواسی و لغو پروازهای این کشور عنوان می کنند. همچنین برخی از مقامات تیم مدعی هستند که با چیرو تماس داشته اند و با برطرف شدن مشکلات پرواز، او تا عصر چهارشنبه خود را به کیش خواهد رساند. جالب اینکه رضا هاشمی سرپرست تیم چند روز قبل در گفتگو با سایت باشگاه مس از تمرینات مس در کیش زیر نظر بلاژویچ خبر داده بود آن هم در حالی که سرمربی مس اصلا در این جزیره حاضر نبود! از آنجا که بلاژویچ روی نظم و انضباط بسیار حساس است بعید به نظر می رسد شوق در کنار خانواده بودن موجب تعویق سفر او به ایران شده باشد و بیشتر باید این تعویق را به دلیل همان بارش برف توجیه کرد مگر اینکه مشکل دیگری پیش آمده باشد. با این حال بازیکنان مس که به دلیل نبودن بلیط کافی برای پرواز به کیش خود را به زحمت به این جزیره رساندند زیر نظر کمک های کروات بلاژویچ در دو نوبت صبح و عصر تمرینات بدنسازی خود را انجام می دهند. قرار بود مس در کیش یک بازی دوستانه هم با یکی از تیم های لیگ برتری که در این جزیره اردو زده است داشته باشد اما به دلیل غیبت بلاژویچ هنوز این تیم و زمان انجام آن مشخص نشده است. مسی ها تا دوشنبه هفته آینده در کیش خواهند بود و پس از آن به کرمان باز خواهند گشت تا برای بازی هفته بعد خود در لیگ برتر برابر شاهین در بوشهر آماده شوند.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۰ و ساعت 10:57 |

دعوا بر سر نخواستن خارجی های مس!

در زمان نقل و انتقالات این فصل تقریبا تمام حواس طرفداران مس به ماندن و یا رفتن ستاره فصل قبل تیمشان بود. کاملا مشخص بود با جدایی این بازیکن از مس حرف و حدیث ها در این تیم به حداکثر خود می رسد. در حالی که ادینیو هنوز نظر نهایی خود را اعلام نکرده یکی از مسئولین ارشد تیم اعلام کرد که مس دیگر ادینیو را نمی خواهد تا این شایعه در کرمان برسر زبان ها بی افتد که برخی از عوامل تیم درصدد هستند با عدم تمدید قرارداد این بازیکن با مبلغ گزاف، به جای او چند بازیکن جدید خارجی به تیم اضافه کنند!

        

سرانجام ادینیو از مس جدا شد و حالا همه هواداران منتظر بازیکنانی بودند که جای او را در مس پر می کنند. فشار هواداران بر باشگاه به خاطر این مسئله بیش از حد زیاد شده بود. در همین وضعیت بود که باشگاه با تبلیغات زیاد با دو بازیکن از آمریکای جنوبی قرارداد امضا کرد تا به نوعی این فشار را کم کند. کارلوس سالازار و لئو باریوس که در مورد آن ها گفته می شد آقای گل لیگ اروگوئه هستند و کیفیت فنی آن ها حتی به مراتب بالاتر از ادینیو است! ادعایی که با دیدن تمرین این دو هم به راحتی قابل رد بود! دو بازیکن خارجی مس که با قیمت های گزاف که بیش از هفتصد میلیون تومان برای باشگاه رقم خورد و قرار بود جای ستاره فصل قبل را پر کنند آنقدر ضعیف بودند که حتی مرفاوی که به خاطر آن ها و در دفاع از جذب آن ها با خبرنگاران کرمانی دعوا کرده بود! حاضر نشود به آن ها بازی دهد! سالازار کمتر از 40 دقیقه برای مس به زمین رفت و لئو هم در طول ده بازی نتوانست بیش از 180 دقیقه برای تیمش به میدان برود و تنها کار مفید او تک گلی بود که برای مس از روی یک ضربه آزاد در بازی پرماجرای فجرسپاسی زد. مشخص بود با آمدن مربی بعدی این بازیکنان ضعیف همین اندازه فرصت هم برای بازی پیدا نمی کنند. برخی منابع خبری با تحقیق در رابطه با این بازیکنان اعلام کردند که این بازیکنان نه تنها در تیم های معتبر لیگ برتر کشورشان بازی نکرده اند که حتی در تیم های درجه دو و پائین تر هم بازیکنان شاخصی نبودند تا مشخص شود برای پر کردن جای ادینیو چه کلاهی سر کرمانی ها رفته است! با آمدن بلاژویچ و دیدن کیفیت پائین این بازیکنان او از جذب آن ها به شدت متعجب بود. او در چند بازی هم به آن ها فرصت داد یعنی همان بازی هایی که مس همواره با شکست زمین را ترک می کرد! خارجی های مس که ظاهرا در تمرینات هم مشکل داشتند پیش از بازی با راه آهن به شکل عجیبی راهی کشورهای خودشان شدند. هرچند در ابتدا برخی اعلام کردند که آن ها به طور کلی از تیم کنار گذاشته شده اند اما هاشمی سرپرست تیم فعلا این قضیه را رد می کند و می گوید:" آن ها به کشورشان را رفتند تا ترتیب ورود همسرانشان را به ایران بدهند. شاید به این شکل از لحاظ روحی تقویت شوند و بیشتر برای تیم مفید باشند". مسی ها که قصد داشتند این دو بازیکن را به سرچشمه معرفی کنند در همان ابتدای کار با نه قاطع این تیم مواجه شدند تا مشخص شود بر سر نخواستن آن ها دعوای بزرگی شکل گرفته است! سرمربی مسی ها که سوال پرسیدن در رابطه با این بازیکنان را جزو سوال های حاشیه ای قرار داده است! ظاهرا به کلی خواهان خروج آن ها از لیست تیم شده است تا بتواند دو بازیکن با کیفیت خارجی را جایگزین آن ها کند. اما در صورت خروج آن ها از لیست هم قوانین به مس اجازه جذب بازیکن نمی دهد تا به همین راحتی جای دو سهمیه مس علاوه بر اینکه گرفته می شود پول گزافی هم از جیبش برداشته شود تا آن ها حسابی مغبون شوند. جرج مورات دیگر بازیکن خارجی مس هم که با حرف و حدیث زیاد به مس آمد دائما مصدوم است و ظاهرا بعد از حذف سوریه از مقدماتی جام جهانی به واسطه بازی او آنقدر دچار مشکل روحی شده است که در تمرینات مس کاملا بی انگیزه کار می کند. هرچند کادر فنی مس به او اعتقاد دارد اما مصدومیت های پیاپی و بی انگیزگی او سبب شده است که هواداران مس آخرین بازی مورات برای تیمشان را به سختی به یاد بیاورند! آرارات آرکیلیان که به نوعی بهترین خرید خارجی مس در این فصل محسوب می شود با آمدنش به ترکیب تیم باعث تحول در بازی مس شده است. برای خیلی ها بازی ندادن به او از سوی مرفاوی سوال شده است. در حالی که او در تمرینات هم بسیار آماده بود مرفاوی به او یک دقیقه هم بازی نمی داد تا مشخص شود بازی نکردن او خیلی دلیل فنی نداشته است. به هر شکل مسی ها که در هر فصل با خرید بازیکنان خارجی نظیر بیاز، فابیو جیوانی و... همانند اکثر تیم های ایرانی با ضرر مواجه می شوند در این فصل بیش از هر زمان دیگری ضرر از این ناحیه را حس کردند.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۰ و ساعت 19:1 |

فرار مسی ها از روی ریل راه آهن

بازی تیم های مس و راه آهن برخلاف ظاهرش می توانست سرشار از جذابیت باشد. جدال دو تیم نیمه پائین جدول برای فرار از این منطقه پیش از تعطیلات 20 روزه لیگ آن هم در شرایطی که نتایج سایر بازی ها به گونه ای رقم خورده بود که امکان فرار به هر دو تیم را می داد می توانست دو تیم را برای این سه امتیاز کاملا حریص کند. در مقابل دایی و بلاژویچ بعد از ده سال به یکدیگر رسیدند و مصاف شاگرد و استاد این بار برروی نیمکت مربی گری می توانست سوژه دیگری باشد برای آخرین بازی هفته در کرمان. با این حال نتیجه بازی برای هیچ یک از دو تیم جذابیت نداشت و در نهایت یک تساوی بدون گل نه توانست کسی را راضی از ورزشگاه خارج کند و نه بار دیگر آسمان دو تیم را ابری کند.

    

_ ده دقیقه قبل از بازی: سه پیروزی پیایی مسی ها تاثیر خودش را روی سکوها به شکلی کاملا محسوس گذاشته بود. در حالی که ورزشگاه باهنر عادت کرده بود در این فصل بیشتر از سه هزار نفر در خود جا ندهد، اینبار نزدیک به هفت هزار تماشاگر نشان دادند مراحل آشتی آن ها با مس کرمان به خوبی طی می شود. چند نتیجه خوب دیگر این آشتی را باشکوه تر هم خواهد کرد.

_ پنج دقیقه قبل از بازی: سعید چاهجویی بازیکن تیم راه آهن اصلا فکرش را نمی کرد روزی قرار باشد قبل از شروع بازی به دلیل مصدومیت تعویض شود! در زمان گرم کردن تیم ها توپی به سر او خورد تا این بازیکن در حالت بیهوشی به بیمارستان منتقل شود. خوشبختانه مصدومیت او خیلی جدی نبود و مشکلی برای این بازیکن پیش نیامد.

_ دو دقیقه قبل از بازی: کاملا مشخص بود که دایی و بلاژویچ پیش از بازی برخورد عاشقانه ای با یکدیگر داشته باشند. این دو که کلا برای یکدیگر همیشه احترام قائل بودند قبل از بازی با روبوسی گرم یکبار دیگر رابطه خوبشان را به همه اعلام کردند. بازیکنان پرسپولیسی مس نظیر کلاه کج و حیدری هم که با دایی اختلاف داشتند نزد او رفتند تا نشان دهد حداقل قبل از این بازی اختلافی وجود ندارد.

_ یک دقیقه قبل از بازی: دیدن میلاد فخر الدینی با سر کچل کرده بیش از هرچیز توجه حاضرین در ورزشگاه را جلب می کرد! خیلی ها ابتدا فکر کردند شایعه سرباز شدن فخرالدینی واقعیت گرفته اما مشخص شد برای او اتتفاق عجیب تری رخ داده است. ناظر بازی صدور مجوز بازی برای این بازیکن را تراشیدن موهایش اعلام کرده بود! فخرالدینی هم که قصد بازی کردن نداشت به درخواست بلاژویچ و گنجعلی خانی در رختکن موهایش را تراشید تا جمع اتفاقات عجیب فوتبال ما کامل شود.

_ دقیقه 20: مسی ها که هم در ترکیب تیمشان و هم در سیستم بازیشان تغییر ایجاد کرده بودند نتوانستند در خانه حریف را تحت تاثیر قرار دهند تا بازی چندان گرم آغاز نشود. در این دقایق تماشاگران بازهم رو به مسائلی برای تفریح بیشتر آوردند و تماشاگران مس به نوعی با تشویق علی دایی برای خود لطیفه درست می کردند! البته هواداران واقعی علی دایی در پشت نیمکت راه آهن با توشیق جدی او مربی محبوب خودشان را حسابی دلگرم کردند.

_ دقیقه 23: امید عالیشاه که پر کارترین بازیکن راه آهن بود اولین موقعیت بازی را روی دروازه مس ایجاد کرد تا مشخص شود مس در این بازی با مشکل مواجه شده است که حالا تحت تاثیر حملات حریف هم قرار گرفته است.

_ دقیقه 27: تعویض فرزاد حسین خانی در این دقیقه در ابتدا موجب شد حرف و حدیث ها روی سکو بالا بگیرد. اما زمانی که مشخص شد حسین خانی مصدوم شده است حداقل خیال تماشاگران راحت شد که تیم آن ها وارد حاشیه جدیدی نشده است. هرچند آن ها بلافاصله نگران وضعیت کاپیتان تیمشان شدند. ترکیب مس ناقص بود که با این تعویض اجباری ناقص تر هم شد.

دقیقه 28: عالیشاه این بار با یوسفی تک به تک شد تا دروازه بان مس توپ او را مهار کند و تبدیل به بهترین بازیکن مس تا این دقیقه شود. بازی مسی ها حتی بلاژویچ را هم کلافه کرده بود.

دقیقه 35: سرانجام اولین حمله جدی مسی ها در این بازی رقم خورد و پاس خدا بنده لو روی تیر دو به کیوان امرایی رسید تا او با اختلاف کمی توپ را به بیرو بزند. این حمله حداقل هواداران مس را برای تشویق بیشتر دلگرم تر کرد. هرچند بازی کردن دهنوی و پولادی به عنوان دو هافبک کناری تهاجمی نشان می داد که تماشاگران مس در این بازی نباید خیلی منتظر حملات زهر دار از سوی تیم خودشان باشند. این دو سال هاست که وظایف دفاعی داشتند و در کارهای تهاجمی نمی توانستند هماهنگی زیادی داشته باشند. غیبت سیفی و حسن زاده برای این بازی خیلی بد موقع بود تا مس نتواند در این بازی خانگی بوی برد بیگرد. این در حالی بود که مس برای خط حمله فقط بیاتی نیا را روی نیمکت داشت که کسی برای ورود او به زمین لحظه شماری نمی کرد!

دقیقه 56: راه آهنی ها که کاملا متوجه شده بودند می توانند مس را در کرمان حتی با شکست مواجه کنند باپاس دیدنی عالیشاه آمنه را در موقعیتی تک به تک با یوسفی دیدند. در حالی که همه چیز آماده فروریختن دروازه مس بود اما رشادت یوسفی بازهم او را در این مصاف تک به تک پیروز کرد. اگر این توپ وارد دروازه مس می شد آن ها برای جبران با روند بازیشان خیلی مشکل داشتند.

دقیقه 61: بهادر عبدی بازیکن تیم راه آهن تنها ده ثانیه بعد از ورودش به زمین و تعویض خود به دلیل خطای شدید با کارت زرد مواجه می شود تا اتفاق جالب دیگری در ورزشگاه رخ دهد.

دقیقه 62: روند بازی که نشان می داد مسی ها در جریان بازی به گل نمی رسند چشم به ضربه آزاد کلاه کج داشتند که ضربه این بازیکن را هم رودباریان به شکل جالبی دفع کرد.

دقیقه 80: عالیشاه که کلا برای اذیت کردن مسی ها به کرمان آمده بود با یک خطای شدید فخرالدینی را حداقل یک هفته خانه نشین کرد. این دو که در تیم ملی امیدهم کری زیادی با یکدیگر داشتند در این صحنه نشان دادند که رابطه خوبی با یکدیگر ندارند. خطای شدید عالیشاه مشخص بود که خارج از زمین کاملا به صورت عمدی انجام شده است که البته داور فقط به یک کارت زرد بسنده کرد.

دقیقه 86: سرانجام حساس ترین موقعیت مسی ها روی دروازه راه آهن شکل گرفت و بیاتی نیا از دو قدمی دروازه توپ را با ضربه سر به خارج زد تا بلاژویچ برروی نیمکت محکم برسر خودش بزند! بازیکنان مس باید در بازی های بعدی برای مراعات حال چیرو هم که شده در زدن ضربات نهایی خود دقت بیشتری به خرج دهند!

دقیقه 89: مسی ها بسیار خوش شانس بودند که از این بازی خانگی بازنده از زمین خارج نشدند. شوت رزاقی راد به تیر دروازه مس خورد تا مسی ها با خوش شانسی محض با یک امتیاز خانگی زمین را ترک کنند. اما نکته خوب مسی ها در این بازی این بود که برای چهارمین بازی متوالی دروازه خود را بسته نگه داشتند تا رکورد ارشاد یوسفی به 360 دقیقه برسد.

(منتشر شده در نشریه استقامت)

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۰ و ساعت 9:52 |

نرفتن تیم به اردو به خاطر بازیکنان اعتراض نبود!

در حالی که خیلی از تیم های لیگ برتر قصد داشتند در فاصله تعطیلات 20 روزه لیگ برتر اردوهای آماده سازی برگزار کنند، بازیکنان این تیم ها که مطالبات این فصلشان پرداخت نشده بود موقعیت را برای اعتراض مغتنم شمردند و با حاضر نشدن در تمرینات اعتراض خودشان را نشان دادند.

       

تیم فوتبال مس کرمان هم که قرار بود اردوی آماده سازی خود را در کیش برگزار کند نتوانست خود را به این جزیره برساند تا بعد از مصاحبه مهرداد پولادی حرف و حدیث ها در رابطه با وضعیت مالی این باشگاه و اعتراض احتمالی بازیکنان این تیم به گوش برسد. اما مقامات این باشگاه از جمله نصرالله گنجعلی خانی با رد این قضیه می گویند:" ما مطالبات این فصل بازیکنانمان را پرداخت کرده ایم و قضیه پولادی به طلب او از فصل قبل بر می گردد. علت تعویق سفر ما به کیش هم حجم زیاد مسافرت به این جزیره و مشکل بلیط بوده است. قرار بود ما تا دوشنبه برای تمام بازیکنان و کادرمان بلیط صادر کنیم که تاکنون موفق به این کار نشدیم اما به محض اوکی شدن بلیط ها به کیش خواهیم رفت تا قبل از آن تمرینات ما در کرمان برگزرا خواهد شد". قرار است بلاژویچ هم روز دوشنبه به ایران بازگردد تا یا در تمرینات تیم در کیش حاضر شود و یا در کرمان آماده سازی تیم را دنبال کند. گفته می شود که او مهمان برنامه نود این هفته هم خواهد بود.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۰ و ساعت 13:6 |

ساز ناکوک فرهنگ ساز

فوق تخصص در فاجعه شناسی گیرا ترین مدرک این روزهای ملت ما شده است. همان ها که در مدرکی موازی دکترای طنزدرمانی را هم در کنارش کسب می کنند و به همین راحتی هر فاجعه ای را مسکنی می کنند برای لذت بردن از دردهایی که معنای درد بودن خود را از دست داده اند.

                

در این جامعه درد گرفته لبخند زده، در زمان درمان فقط باید ویروس کشته شود و بس. اینکه ویروس از کجا آمده است و به کجا می رود امری است که تا مرض بعدی اهمیتی ندارد.حتی در زمان مرض بعد هم اهمیت ندارد...مهم این است که با ویروس هم خندید و در نهایت او را با آنتی بیوتیکی غلط به هوای درمان قوی تر کنیم و به شکل خنده دار تری به جان خودمان بی اندازیمش. این است شیوه درمان مرض زای ما. درد از خودمان شده است و بی درمانی نیز هم... انگشتی که روزگاری روی پرده سینما به چشم می رفت و مایه خنده می شد امروز در زمین چمن رشت به جای دیگر می رود و مایه گریه می شود. چرائیش شاید هزاران کیلومتر این طرف تر در زمین چمن کرمان باشد. بازیکن جوان را همانند کسانی که باید سرش را چهاراه بزنند و در خیابان بگردانند در رختکن روی صندلی می نشانند و موهایش را می تراشند و اینگونه فرهنگ را اصلاح می کنند...! نتیجه می شود همان داستان انگشت. وقتی متولی فرهنگ سازی این گونه ساز فرهنگ را  مسخره می نوازد باید هم آلات موسیقی صدای ناهنجار "آخ" بدهند... حالا رهبر ارکستر با افتخار می گوید دیدید ما گفتیم منشور و شما خندیدید...شاید او هنوز غذا را مزه نکرده است تا ببیند دستپخت جدید فوتبال ما حاصل همین منشور بد شکل و قیافه بوده است. همان منشوری که آنقدر بی هویت بود که ماحصلش اصلاح موی سر بازیکن در رختکن باشد نه اصلاح مغز بازیکن. وقتی برخورد فرهنگی قهری شد، یک قهر عمیق با فرهنگ ایجاد می کند که آشتی آن تا ابد دهر محال می شود. بعد از اینکه فاجعه ای فرهنگی رخ داد قبل از پاک کردن آن باید دید فرهنگ سازان آن چه کسانی بوده اند...این عادت قاتلان است که زودتر از همه دوست دارند صحنه جرم پاک شود...امروز صدا و سیما و فدراسیون فوتبال دستمال به دست به دنبال عاملان جنایت رشت می گردند تا همانطور که قصد کردند خداداد را چند سال پیش محو کنند آن ها را نیز پاک کنند. پاکی که نشانه ای از پاکیزگی ندارد و فقط بوی محو می دهد...محوی که همین فردا در ابعادی وسیعتر همانند غول های داستان علاء الدین برابرمان ظاهر می شود... آن هایی که رختکن را با سلمانی اشتباه می گیرند آنقدر غرق در بی فرهنگی شده اند که ذره ای وقت برای فرهنگ سازی نداشته باشند...مطمئن باشید ماجرای رشت در جایی همین نزدیکی ها دوباره رخ می دهد...

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۰ و ساعت 0:59 |

بی پولی، پولادی را شاکی کرد!

مهرداد پولادی یکی از بازیکنان محبوب کارلوس کیروش، در تیم باشگاهی خود یعنی مس کرمان هم حسابی جا افتاده است و بلاژویچ هم روی بازی او حساب ویژه ای باز کرده است. چیرو در پست های مختلف که با مشکل مواجه باشد از او استفاده می کند و در حالی که در بازی های قبل، او به عنوان دفاع چپ و هافبک دفاعی بازی کرده بود در بازی با راه آهن به عنوان هافبک تهاجمی سمت چپ به زمین رفت تا مشخص شود پولادی حسابی آماده است که مربیان او را در همه نقاط زمین امتحان می کنند.

      

بعد از بازی مس برابر راه آهن در حالی که همه در کرمان از کسب این تساوی خانگی آن هم با خوش شانسی ناراحت بودند انتشار مصاحبه ای از مهرداد پولادی همه را بهت زده کرد. پولادی در مصاحبه اش با سایت گل گفته بود به دلیل مشکلاتی که با باشگاه دارد دیگر قصد ندارد در کرمان بازی کند و نیم فصل از مس جدا می شود. حرف های پولادی نشان می داد که او در تیم و با کادر فنی هیچ مشکلی ندارد و ناراحتی او بیشتر بر سر مسائل مالی است که ظاهرا با بدقولی های باشگاه این بازیکن را حسابی عصبانی کرده است. پولادی سال قبل با مس قرارداد دو ساله امضا کرده بود اما در پایان فصل قبل به دلیل اینکه از زندگی در کرمان چندان لذت نبرده بود قصد داشت مس را ترک کند که مقامات باشگاه در یک پیشنهاد عجیب به او اعلام می کنند برای گرفتن رضایت نامه مبلغ یک میلیارد تومان باید پرداخت کند!! پولادی که متوجه شده بود راهی برای جدایی پیش از موعد از کرمان ندارد از همان موقع برای پاس شدن چک هایش از باشگاه مس کمتر از سایر بازیکنان صبوری به خرج می داد. البته مبلغ بالای قرارداد او سبب می شد که پولادی یکی از بزرگترین طلبکارهای باشگاه در میان بازیکنان باشد. طلب او در حال حاضر از بابت قرارداد فصل قبل و این فصل او مبلغی بالغ بر 130 میلیون تومان می باشد. پولادی که هنوز پیشنهاد عجیب باشگاه را فراموش نکرده بود چه در زمان مدیریت قبلی باشگاه و چه بعد از انتخاب گنجعلی خانی بارها به دفتر مدیر عامل مراجعه کرده بود تا طلب خود را وصول کند. هرچند او موفق شده بود مبلغی را به حسابش واریز کند اما این مقدار در برابر طلبش رقمی بسیار ناچیز بود! در زمانی که باشگاه مس با بحران های عجیب روبرو بود مقامات این باشگاه از پولادی می خواستند که مراعات حال آن ها را بکند و اعتراضاتش را علنی نکند. بعد از خروج تیم از بحران هم پولادی فقط وعده شنیده بود و البته ظاهرا او پایان صبرش را تا صبح روز بعد از بازی با راه آهن اعلام کرده بود. بعد از اینکه او حسابش را چک می کند و همچنان آن را خالی می بیند مصاحبه خود را انجام می دهد تا پایان مهلت باشگاه را رسما اعلام کرده باشد! یکی از مقامات باشگاه که نخواست نامش فاش شود می گوید:" تقریبا انتظار چنین مصاحبه ای از پولادی داشتیم چراکه مبلغ طلب او خیلی زیاد بود و بودجه باشگاه برای پرداخت آن برنامه ریزی نشده بود. مدیران باشگاه پرداخت طلب او را در الویت گذاشته اند اما هنوز پولی به حساب باشگاه واریز نشده بود تا طلب پولادی پرداخت شود. پولادی از نظر فنی یکی از بهترین بازیکنان مس است و قطعا نه او دوست دارد کرمان را ترک کند و نه ما اجازه می دهیم به راحتی از مس برود. با رفع مشکلات مالی باشگاه که با قول مقامات شرکت مس طی روزهای آتی رخ می دهد مشکل پولادی هم حل می شود و او جایی نمی رود". پولادی که حالا به اردوی تیم ملی می رود و با مقامات باشگاه کمتر چشم در چشم می شود با مصاحبه خود حسابی آن ها را به شور انداخت تا برای رفع مشکلات مالی او و سایر بازیکنان طلبکار اقدام کنند. زمان بندی پولادی برای عملی کردن تهدیدش از هر حیث حساب شده بود!

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه دهم آبان ۱۳۹۰ و ساعت 13:7 |

یک عمر خاطره تلخ!

علی دایی هیچ وقت نمی تواند نام تیم مس را به راحتی فراموش کند. بازی برابر مس آخرین بازی رسمی علی دایی فوتبالیست بود. یکی از شادترین روزهای عمر او. روزی که دایی پس از جام جهانی آلمان یک اعاده حیثیت به تمام معنا کرد.

                 

همان روزی که در آخرین هفته لیگ برتر پنجم، دایی در قامت مربی و بازیکن سایپا برابر مس به میدان رفت و با گلی که به ثمر رساند سایپا را قهرمان لیگ برتر کرد تا زیر جشن کاغذهای رنگی او روی دست ها بالا و پائین شود. تیم مس بخش مهمی از خاطرات نوسالوژیک دایی را پر کرده است و قطعا هر زمان موعد بازی دایی با این تیم می شود یاد خاطرات شیرین آن بازی می افتد. اما نکته تلخ برای دایی آن است که اصلا نمی تواند از دیدن تیم مس خوشحال باشد! درست بعد از همان بازی خاطره ساز بود که مس کرمان تبدیل یه یک کابوس بزرگ برای دایی شد و شهریار در تمام بازی های حیثیتی به مس نتیجه داد تا نتواند حضورا برابر مس تجدید خاطره شیرین کند! دایی بازی فوق العاده حیثیتی را به یاد می آورد که در کرمان واگذار کرد. اولین رویارویی دایی و امیر قلعه نویی بعد از حذف دایی از تیم ملی توسط قلعه نویی. بعد از یک دنیا بازی قایم موشک برای روبرو نشدن دو سرمربی در ورزشگاه باهنر کرمان، تلخ ترین نکته برای دایی این بود که با شکست دو بر یک یکی از بدترین باخت های حیثیتی خود را بپذیرد! جالب اینکه در نیم فصل اول همان سال هم در حالی که مس با فرهاد کاظمی تقریبا به همه تیم ها امتیاز می داد در کرج با سایپا مساوی کرد تا دایی تقریبا از همان زمان زیر فشار شدید انتقادات قرار بگیرد و قهرمانی فصل قبلش هم تحت تردید قرار بگیرد. دایی زمانی که به تیم ملی رفت حداقل از شر رودرو شدن با کرمانی ها خلاص شد اما زمانی که او مجددا مجبور شد با پرسپولیس این بار برابر کرمانی ها قرار بگیرد می دانست که بازهم باید خاطره ای تلخ بسازد. بازی پرسپولیس و مس در دور رفت فصل قبل هم یکی از آن بازی هایی بود که دایی هیچ وقت فراموش نخواهد کرد. در حالی که تیم او بعد از باخت در بازی دربی دور رفت فصل قبل روند صعودی خوبی گرفته بود و حتی به صدر جدول نزدیک شده بود در کرمان شکستی خورد که نتیجه اش آن شد که پرسپولیس بیشترین شکست متوالی را در یک فصل در طول تاریخ خود دریافت کند. بازی  برابر مس از همه نظر برای دایی بازهم یک خاطره تلخ شد. چه آن زمان که مجبور شد شکست برابر یک استقلالی دیگر یعنی صمد مرفاوی را تحمل کند و چه آن زمانی که به خاطر حکم کمیته انضباطی مجبور شد برخلاف آنچه که دلش می خواهد در کنفرانس مطبوعاتی فقط از حضور خبرنگاران تشکر کند و از بابت ممنوعیت مصاحبه اش عذرخواهی کند تا کوتاه ترین کنفرانس مطبوعاتی یک مربی در دنیای فوتبال را در حد 30 ثانیه در کتاب گینس ثبت کند! شاید آن روزی که دایی در تونل ورزشگاه کرمان از خواص شلغم برای درمان سرماخوردگی حرف می زد اصلا فکر نمی کرد که اوضاع تیمش آنقدر شلخته می شود که پشت سر هم ببازد و آنقدر ببازد که بعدها اعتراف کند روند نزولی تیمش از همان باخت مس آغاز شد. در بازی برگشت هم اوضاع دایی برابر پرسپولیس بهتر از این نشد و در ورزشگاه آزادی دایی بسیار خوش شانس بود که یک شکست تلخ خانگی دیگر را تجربه نکرد. ضربه آزاد ادینیو زیر طاق دروازه تیم دایی خورد تا تساوی خانگی آن هم با خوش شانسی بازهم دایی را برابر مس زیر یک فشار تلخ قرار دهد! دایی این بار با تیم جدیدی برابر مس قرار می گیرد. او که برخلاف ظاهرش تمام توجهش به اتفاقات باشگاه پرسپولیس است، با راه آهن در پائین جدول آنقدر شرایط بغرنجی دارد که با یک نتیجه تلخ دیگر برابر مس علاوه بر اینکه راه ورود خود به پرسپولیس را با یک سد ضخیم مواجه کند، حتی ادامه کارش در راه آهن را هم با مشکل روبرو سازد! دایی در بدترین شرایط ممکن با گربه سیاه خود رودرو شده است. از سوی مقابل شاگردان بلاژویچ هم که روند رویایی را در لیگ برتر در پیش گرفته اند به خوبی می دانند در صورت برتری برابر راه آهن پائین جدولی، با کسب چهارمین برد متوالی با شدت هرچه تمامتر به میانه جدول صعود کنند.  بازی برابر مس بازی نیست که دایی نگرانی از بابت آن نداشته باشد. حداقل مرور ذهنی او این نکته را به خوبی برایش یادآوری می کند! می گویند بعضی اتفاقات خوب برای آدم طلسم ماجراهای بد می شود و مس برای دایی دقیقا مصداق همین قضیه شده است. شاید آن روز زیر جشن کاغذهای رنگی دایی تا این اندازه فکر نمی کرد مس برایش ترسناک باشد. او در بازی این هفته در ورزشگاه باهنر جدا از کسب نتیجه انگیزه های شخصی برای بازی با مس دارد. او نمی خواهد برابر مس از ترس ندیدن کابوس دست به بی خوابی بزند و یا خاطرات ملال آور را مرور کند اما اگر یکبار دیگر مسی ها بلای جان شهریار شوند شاید او دیگر برای همیشه قبول کند که طلسم مس برایش شکستنی نیست! پیش از این این اتفاق برای فیروز کریمی افتاده بود. او که یکبار در سال 80 با برتری برابر مس کرمان استقلال اهواز را به لیگ برتر رساند از آن سال به بعد همیشه به مس باخت آن هم نه از نوع باخت های ساده! باخت هایی که همانند دایی برایش یک عمر خاطره تلخ از مس و کرمان ساخت!

مس و راه آهن تحت تاثیر استاد و شاگرد دوست داشتنی اش!

دایی یکی از بهترین دوران خود را در تیم ملی زمانی داشت که بلاژویچ مرد اول نیمکت این تیم بود. گل های به یاد ماندنی او برابر عربستان و عراق و پاس دیدنی او برابر ایرلند به علی کریمی در دوبلین از آخرین شاهکارهای بزرگ دایی در تیم ملی بود. در همان زمان یکی از انتقاداتی که موجب شده بود بلاژویچ پوست کروکدیل طلب کند همین بازی دادن به علی دایی بود اما علاقه شدید چیرو به دایی سبب شد که او با همه فشارها از دایی به طور کامل استفاده کند. هرچند این دو در نهایت نتوانستند اوج خوشبختی را با یکدیگر تجربه کنند و سرانجام با نرسیدن تیم ملی به جام جهانی 2002 وداع تلخی با یکدیگر داشته باشند اما رویارویی مجدد آن ها بعد از ده سال در کرمان قطعا از آن اتفاقات جذاب لیگ برتر این فصل ما خواهد شد. قطعا باید منتظر روبوسی گرم و صمیمی شاگرد و استاد بود. دو مربی امروز لیگ ما که برای خواباندن مچ هم انگیزه های زیادی دارند. این دو که همیشه با احترام از یکدیگر باد کرده اند بعد از آن همه خاطره تلخ و شیرین، خاطره ای جدید در برابر هم خواهند ساخت. رویارویی دایی و بلاژویچ حتی می تواند تمام بازی مس برابر راه آهن را تحت تاثیر خود قرار دهد!

(منتشر شده در نشریه استقامت)

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه نهم آبان ۱۳۹۰ و ساعت 12:20 |

سرچشمه امتیازها پیدا شده است؟!

مس سرچشمه که همگان آن را به عنوان یکی از کاندیداهای سقوط به لیگ یک می دانند پس از هفته ها ناکامی سرانجام موفق شد تا در یک بازی خانگی نفت آبادان را با شکست بدرقه کند. شاگردان شرفی پس از مدتها بازی قابل قبولی از خود ارائه دادند و با کسب دومین پیروزی خود در لیگ برتر در مقابل نفت که یکی از تیم های سر سخت و خوب لیگ است سنت شکنی کردند و برای دومین مرتبه در مسابقات این فصل دو گل وارد دروازه حریف خود کردند.(پیش از این در هفته چهارم پرسپولیس دو گل از مس سرچشمه دریافت کرده بود).

       

مس از 11 بازی خود در لیگ برتر موفق به کسب دو پیروزی و یک تساوی شده و سایر بازی های خود را مقابل حریفان واگذار کرده است. نکته حائز اهمیت، کسب دو برد مس مقابل دو تیم از جنوب کشور یعنی شاهین و نفت آبادان بوده که هر دو از مربیان خوب ودارای دانش فنی بالایی سود می بردند.البته شکست شاهین از مس تبعات خوبی برای حمید درخشان نداشت و از همان روز زمزمه های جدایی این مربی از باشگاه پرطرفدار شاهین رقم خورد حال باید دید آیا غلامحسین پیروانی هم با این شکست چوب خط خود را برای جدایی از نفت پر شده می بیند یا اتفاقات دیگری رقم می خورد. شکست نفت دومین پیروزی اصغر شرفی پس از حضور در کرمان برای هدایت مس سرچشمه بود و این مربی کارکشته ششمین امتیاز از ششمین بازی را در کارنامه خود ثبت کرد تا نوید بخش روزهای بهتری در تیم ته جدولی مس سرچشمه باشد. مس سرچشمه در این فصل شرایط متفاوتی نسبت به حریفان خود دارد و این تیم در حالی بازی های خانگی خود را برگزار می کند که دور از خانه است! و هوادارن این تیم مجبورند فرسنگ ها راه برای دیدن بازی های تیم شهرشان از سرچشمه تا کرمان طی کنند. سرچشمه ای ها بر خلاف میل باطنی شان بازی های لیگ برتر خود را در کرمانی برگزار کنند که به قول خودشان در آن شهر با بی مهری و بی توجهی مواجه می شوند و تا وقتی تیم اصلی کرمان یعنی مس هست به مس سرچشمه به چشم یک هوو نگاه می کنند! این شرایط ناگوار منجر به عدم نتیجه گیری مس کوچک در ابتدای فصل شد و این تیم را از همان ابتدا به یکی از نامزدهای سقوط به لیگ یک معرفی کرد. سرچشمه در هفته های ابتدایی لیگ به تیمی دست و دل باز در حراج امتیازات مبدل شده بود و حریفان به راحتی می توانستند اندوخته های خود را افزایش دهند اما این امر از زمان حضور شرفی صورتی دیگر به خود گرفت ومعادلات مربیان تیم ها را به هم زد. آنچه که می توان از بازی های مس سرچشمه از هفته ششم به بعد به خوبی مشاهده کرد روند رو به رشد تیمی آن است که این امر در بازی های مهم و حساس شاگردان شرفی مقابل نفت تهران و ذوب آهن اصفهان در خانه حریفان به خوبی بارز و هویدا بود. مس در این دو بازی با دو حریف مقتدر خود تنها دو گل در یافت کرد و حتی بازیکنان این تیم می توانستند با دقت و تمرکز بیشتر به کسب امتیاز هم فکر کنند. شرفی همواره ثابت کرده یکی از مربیانی است که به انسجام تیمی و بازی محکم بازیکنان خود بسیار اهمیت می دهد و تزریق این تفکر در تیمی که هنوز غرق در تفکرات لیگ یکی است و نتوانسته خود را با شرایط دشوار لیگ برتر عجین کند بسیار مهم و حیاتیست. آمار بیانگر این است تا قبل از حضور شرفی در مس سرچشمه (تا قبل از هفته ششم) این تیم 13 گل از حریفان خود دریافت کرده بود در حالی که بعد از حضور شرفی این رقم به 6 گل خورده تنزل یافت. البته در تعداد گل های زده بازیکنان مس قبل و بعد از حضور شرفی 4 گل وارد دروازه حریفان کردند یعنی در مجموع در 11 بازی 8 گل به ثمر رسانده اند که این امر به خوبی نشان می دهد مس سرچشمه در خط حمله به علت عدم حضور فوروارد مناسب خوب عمل نمی کند اما نمی توان منکر اصلاحات شرفی در خط دفاعی این تیم شد.  مس در خط حمله خود تنها به تجربه علی سامره متکی است و این تیم فاقد هرگونه فوروارد کارامد و موثر برای حفظ و یا تغییر نتیجه است که این امر مشکلات زیادی را برای هر مربی ای می تواند به همراه داشته باشد. شرفی در شرایطی پا به کرمان گذاشت که می دانست در بستن این تیم هیچ نقشی نداشته است و فقط برای نگه داشتن آن در لیگ برتر با بازیکنان فعلی باید تلاش کند البته این شرایط مس نیازمند حضور یک مربی صبور و با تجربه بود که شرفی از هردوی اینها به خوبی بهره می برد. اما اصغر شرفی با علم به این نکته که می تواند در این تیم تغییرات را به وجود آورد با تجربه و دانش خود موفق شد در پست دفاع و خطوط میانی انسجام و برنامه ریزی را تزریق کند تا حداقل تیم لیگ برتری مس از تفکرات لیگ یکی دور شود. قطعا اگر مدیریت مس سرچشمه در جذب چند بازیکن خوب در پست های کلیدی که همواره مورد تاکید شرفی نیز بوده است موفق عمل کند می تواند دست این مربی خوب را در ارنج کردن تیم برای کسب موفقیت باز کند و در نتیجه گیری مس تاثیر به سزایی داشته باشد. شرفی به خوبی می داند که اگر بتواند در انسجام فکری بازیکنان مس هم اصلاحاتی ایجاد کند قطعا می توان گفت تیم وی یکی از نامزدهای سقوط به لیگ یک نخواهد بود و شکوفایی این تیم را می توان از نیم فصل دوم به وضوح مشاهده کرد. آنچه که تا کنون رخ داده حکایت از آن دارد که داروی اصغر شرفی مرهمی بر زخم های مس بوده است و بازیکنان این تیم کم کم به مرز خودباوری نزدیک می شوند. سرچشمه بعد از صعود به مرحله بعد جام حذفی با برتری برابر تیم سختکوش شهرداری اراک حالا با روحیه ای بسیار عالی این هفته در ورزشگاه آزادی برابر استقلال به میدان می رود. هفته گذشته مس رفسنجان تا جایی که می توانست در آزادی پرسپولیس را آزار داد. سرچشمه ای ها خیلی دوست دارند که این کار را با آبی های تهران انجام دهند. آن ها که با بازی های هفته های اخیر نشان داده اند قدرت این کار را هم دارند می توانند با گرفتن امتیاز در آزادی از استقلال شخصیت خود را در لیگ برتر موجه تر از قبل هم بکنند.

(منتشر شده در نشریه استقامت)

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه هشتم آبان ۱۳۹۰ و ساعت 13:19 |

جادوی شرفی برای طلسم مظلومی!

شاگردان اصغر شرفی بعد از برد خانگی برابر نفت آبادان در بازی های هفته قبل لیگ برتر و صعود به مرحله بعدی جام حذفی با پیروزی بر شهرداری اراک، از ابتدای فصل تا الان هیچ گاه تا این حد وضعیت مطلوب روحی را تجربه نکرده بودند!

     

آن ها که این هفته در یکی از حساس ترین بازی های فصلشان باید در ورزشگاه آزادی برابر استقلال به میدان بروند برای اولین بار هم پاداش مطلوبی به خاطر دو پیروزی خود دریافت کردند تا انگیزه های آن ها برای این بازی مهم چند برابر باشد. جو تمرینات این تیم هم در این روزها کاملا متفاوت بود. آن ها که بعد از باخت های پیاپیشان معمولا چهره عبوس اصغر شرفی را در تمرینات می دیدند، و بازیکنان هم به صورت تصنعی سعی می کردند خود را با روحیه نشان دهند اما در هفته اخیر کاملا سرحال تمرین می کردند. شرفی که بعد از مدت ها نیمکت های ورزشگاه آزادی را تجریه می کند شاگردانش را هم در ابتدای تمرین و هم در انتهای آن جمع می کند و با فریادهای حماسی اش بازیکنان را هم به کشیدن فریادهای حماسی تحریک می کند. شرفی به تک تک بازیکنانش هم اطمینان می دهد که برابر استقلال می درخشند و با شکست این تیم در آزادی کاملا شخصیت خود را در لیگ برتر پیدا می کنند. وعده شکست استقلال در آزادی هرچند فقط بازیکنان و مسئولین کنار زمین را ذوق زده می کند، اما قاطعیت شرفی در بیان آن تعجب را هم به آن اضافه می کند. شرفی به شوخی به یکی از مسئولین تیم گفته بود جادویی دارد که طلسم استقلال را در آزادی می شکند! قرار است بازیکنان سرچشمه قبل از شروع بازی با استقلال و در رختکن رقم پاداش برد و یا مساوی برابر استقلال را هم به صورت وعده بشنوند. رقمی که گفته می شود در صورت پیروزی کمتر از دو میلیون برد مس کرمان برابر پرسپولیس نخواهد بود! ظاهرا شرکت مس که این روزها به دلیل رونق بازار بورس فلزات وضعیت مالی خوبی پیدا کرده است بعد از مدت ها توجه خاصی به باشگاه سرچشمه کرده است و دو برد این تیم در این توجه کاملا موثر بوده است. اما نکته ای که این روزها بازیکنان مس سرچشمه به خصوص بازیکنان جوان این تیم روی آن ناکید دارند درخشش تیم مس رفسنجان در ورزشگاه آزادی برابر پرسپولیس بود! آن ها معتقدند اگر رفسنجانی ها می توانند در آزادی پرسپولیس را اذیت کنند ماهم می توانیم این کار را برابر استقلال انجام دهیم تا به نوعی ترس از بازی در ورزشگاه آزادی پیش از شروع بازی با درخشش مس رفسنجان برای سرچشمه ای ها به حداقل رسیده باشد. منصوری مدیر عامل باشگاه سرچشمه هم که می داند با کسب نتیجه در این بازی چه در میان کرمانی ها و چه در میان شرکت مسی ها تیمش عزیز تر از همیشه خواهد شد به درخشش بازیکنانش کاملا امیدوار است و می گوید:" روی تخته برای بازیکنانم بزرگ می نویسم فرار بزرگ... آن ها می دانند با گرفتن نتیجه در این بازی از خیلی مصائب خلاص می شویم. ما حالا یک تیم با انگیزه هستیم که برای هر کاری توانمندیم پس اگر نتیجه شگفت انگیز برابر تیم پرمهره استقلال دیدید خیلی تعجب نکنید!".

بلاژویچ کوتاه آمد؛مورات به مس برگشت

در تمرینات عصر چهارشنبه مس جرج مورات به دلیل درگیری با یکی از بازیکنان مس توسط بلاژویچ از تمرینات تیم مس اخراج شد.مورات که به تازگی مصدومیت خود را پشت سر گذاشته است بعد از اینکه یکی از مدافعان مس تکل محکمی روی پای او می کشد به شدت عصبانی می شود و او را با الفاظ نه چندان خوش آبند انگلیسی تنبیه می کند! بلاژویچ که این صحنه را می دهد بلافاصله مورات را از تمرینات اخراج می کند و به هاشمی سرپرست این تیم هم دستور می دهد که او را کلا از تیم کنار بگذارند! اما با گذشت یک روز مورات هم از بازیکنان مس و هم از بلاژویچ عذر خواهی می کند تا بعد از دو روز مربی مس مجددا او را در تمرینات تیم قبول کند. ظاهرا مهاجم خارجی مس مشکلی برای بازی این هفته برابر راه آهن ندارد.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه هفتم آبان ۱۳۹۰ و ساعت 15:22 |

 بازگشت طلایی مس

سومین پیروزی پیاپی مس، حالا نردبان فرار این تیم را از پائین جدول کامل تر کرده است و دیگر کسی با دیده ترحم و تعجب منفی به این تیم نگاه نمی کند. مس حالا توجهات را با قدرتش به سمت خود جلب کرده است و در کنار نفت تهران و داماش از شگفتی سازان این هفته های لیگ برتر هستند که حریفان خود را وادار می کنند به نشانه احترام کلاه از سر بردارند. همان روزهایی که مس در برابر ستون بردهایش عدد صفر را می دید، هوادارانش می دانستند صعود این تیم به زودی شروع خواهد شد و اصلا باور نمی کردند که تیم آن ها قرار باشد در این جایگاه جهنمی فانوس به دست بگیرد. تحیر آن ها بیشتر از بابت قعر نشینی این تیم و طولانی شدن آن بود. اتفاقی که کرمانی ها بعد از بازگشت طلایی مس به جدول بازی های لیگ برتر، با آرامش بیشتری می توانند دلایل آن را بررسی کنند و در باره فرار از آن، دست به ارزیابی بزنند...

    

1_ سیستم موفق برای همواری راه شکست

در روزهایی که مس، تیم خود را برای لیگ برتر این فصل می بست تمامی خبرها زیر سایه جدایی ادینهو از تیم قرار گرفته بود. در آن روزهای تلخ کمتر کسی متوجه نکته مثبت انتقالات مس بود و آن حفظ تیم فصل قبل بود. تیمی که هماهنگی بالایی پیدا کرده بود و می توانست یک گام از همه تیم هایی که گاه تغییر نود درصدی در تیم فصل قبلشان داشتند جلوتر باشد. اما صمد مرفاوی از این موقعیت کمترین استفاده را کرد. او تیم خود را بر اساس سیستم سال قبل خود به زمین می فرستاد. سیستمی که تکیه عظیمی بر حرکات و گلزنی های ادینهو داشت. جای خالی ادینهو این گونه در زمین مس هویداتر می شود و تشویق او از همان دقیقه 60 بازی اول مس استرس را به تیم مرفاوی خیلی زود تزریق کرد. این استرس تا روزی که مرفاوی برروی نیمکت مس بود در وجود او و تیمش باقی ماند و امرایی، لئو، حسن زاده و هیچکس دیگر این استرس را کمتر نکردند. عجیب بود که مرفاوی تا روز آخر خود در مس دست به تغییر سیستم تیمش نزد و با همان سیستم موفق فصل قبل خود راه شکستش را هموار کرد!

2_ خاطره شیرین دردسرساز

یک خاطره شیرین از فصل قبل دقیقا بلای جان مسی ها در این فصل بود! فصل قبل مس در سه بازی نخستش بازهم شروع ناامید کننده ای داشت اما از بازی چهارم ورق برای تیم کاملا چرخید و مس با شکست غریبه شد. در این فصل بعد از نتایج ناامید کننده در سه بازی اول، هم هواداران و هم بازیکنان به نوعی در باد آن خاطره به خواب عمیقی فرو رفته بودند. از مصاحبه مربی گرفته تا بازیکن و هوادار مشخص می کرد همه فکر می کنند عوض شدن شرایط مس از بازی چهارم تبدیل به یک وحی منزل برای مسی ها شده است و این اتفاق قطعا رخ می دهد پس اصلا نیاز نیست نگران شکست های هفته اول باشیم! اما باخت چهارم در کرمان شیرازه تیم را کاملا از هم پاشید و مرفاوی را که کاملا شوکه کرده بود برای رفع اشکالات تیمش خلع سلاح کرده بود. تیم با باخت پیوند نامبارکی پیدا کرد و کسی نبود که عادت به دادن امتیاز را از سرش بی اندازد. دیگر هیچکس به اتفاقات فصل قبل در مصاحبه هایش اشاره نمی کرد اما کار خیلی وقت بود که از کار گذشته بود!

3_ صمد استرس دوست

اتتقادی که حتی در روزهای اوج مس هم به مرفاوی وارد می شد این بود که او بیشتر از آنکه استرس را از تیمش دور کند خودش عامل استرس و حاشیه در تیم هایش می شود. مرفاوی فرضا هرچه قدر از نظر فنی سطحش بالا باشد اما از نظر مدیریت در مسیر عکس این سطح حرکت می کند. دعوای او  با خبرنگاران قبل از شروع بازی اول نشان می داد که مرفاوی در این زمینه هنوز بزرگ نشده است. اتفاقی که ظاهرا در تمرینات این تیم هم به غایت رخ داده بود. یوسفی، امرایی، سیفی، دهنوی و... در هفته های ابتدایی بیشتر از آنکه در زمین مشکل فنی داشته باشند بدون کمترین تمرکزی به زمین می رفتند. مقایسه میزان اشتباهات فردی آن ها در این هفته ها با آن روزها خودش همه چیز را نشان می دهد. مرفاوی که خیلی راحت در برابر دوربین مهیا می شود تا بیاتی نیا را تنبیه بدنی کند و یا یقه گزارشگر بازی را بگیرد، خیلی راحت در تمرینات کارهایی به مراتب خشونت بار تر انجام داده بود! اتفاقی که در نهایت تاثیر خودش را برروی بازیکنان در زمین می گذاشت. فصل قبل یکی از عمده ترین خدمات ساکت الهامی در مس کنترل این رفتارهای مرفاوی بود اما در این فصل در بعضی موارد مرفاوی می بایست محمود فکری را در شدت اعمالش کنترل کند!!

4_ خانه وحشت

در کنار همه این مشکلات مس که سبب شده بود ساق های لرزان بازیکنان مس در هر بازی آمار اشتباهات آن ها را بالاتر از میزان پلک زدن تماشاگران کند، سونامی در باشگاه رخ داد که مشخص بود باید تبعاتش تا چند هفته در زمین بازی نمایان باشد. به هر شکل طبیعی بود که باشگاه نیاز به تغیر و تحول دارد اما شکل آن نشان می داد که باشگاه مس خیلی بیشتر به یک خانه وحشت تبدیل شده است! برکناری مدیر عامل در ساعت 2 بامداد و صندلی های لرازن مدیر بعدی کوچکترین فرصتی حتی به بزرگترین مربی دنیا برای خروج تیمش از بحران نمی دهد. شکل تغییر و تحولات مدیریتی در باشگاه مس سبب شد که روحیه بازیکنان مس برای چند هفته متزلزل تر از همیشه هم باشد. شاید اگر تصمیم گیران باشگاه شکل بهتری برای اعمال نظرهای خود می دادند، این تیم زودتر هم می توانست خود را پیدا کند و از بحران فاصله بگیرد.

5_ آن بلاژویچ با اسب آمد

انتخاب بلاژویچ برای هدایت مس بهترین اتفاق ممکن بود. مشکلات حاشیه ای باشگاه آنقدر بزرگ بود که فقط یک اتفاق بزرگ در حد همان انتخاب بلاژویچ می توانست این تیم را با گذر از بحران آشنا کند. بلاژویچ وقتی شوالیه نجات بخش مسی ها با اسب سفید شد که بیشتر از آنکه از نظر فنی روی تیم تاثیر مثبت بگذارد بازیکنان این تیم را از نظر روحی و روانی به شرایط مطلوبی رساند. چیرو که در این زمینه یک فوق متخصص است حالا بازیکنان مس را آنقدر از نظر روحی آماده کرده است که تک موقعیت های خود را در اهواز تبدیل به گل کنند و به قول خودش تا آخرین سلول بدنشان در زمین بدوند و از امتیاز تیم دفاع کنند! برای این امر هم یکبار دیگر بازی های کلاه کج، یوسفی، امرایی و... را با دوران قبل و بعد از بلاژویچ مقایسه کنیم تا ببینیم سطح روحی و روانی آن ها تا چه اندازه متفاوت شده است. ضمن اینکه از نظر فنی بلاژویچ با تغییر سیستم مس حالا جای بازیکنان خودش را بیشتر شناخته است. مرفاوی حالا نتیجه راه کج لج را بیشتر درک می کند وقتی بازی های آرارت، کلاه کج، حیدری را می بیند.

(منتشر شده در نشریه استقامت)

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه چهارم آبان ۱۳۹۰ و ساعت 23:15 |

 معرفی محترمانه برادر سوم خانواده مس!

زمانی که پرسپولیس در جام حذفی میزبان مس رفسنجان شد خیلی ها گمان می کردند مسی که به تهران می آید همان تیم لیگ برتری تحت هدایت اصغر شرفی است اما با شروع بازی نه هیچ کدام از بازیکنان و نه نیمکت این تیم هیچ آشنایی با هواداران فوتبال ایران نداشت تا آن ها تازه متوجه سومین مس فوتبال ایران شوند!

      

با توجه به نتایج هفته گذشته مس کرمان و سرچشمه، حالا با حضور مس رفسنجان برابر پرسپولیس، ظاهرا فوتبال ایران به قبضه مسی ها در آمده بود. ناشناخته ترین عضو خانواده مسی ها جدا از هر نتیجه ای برابر پرسپولیس درصدد بود در کنار دو برادر بزرگتر، خود را به شکل رسمی تری به فوتبال ایران معرفی کند. هرچند آن ها سه سال قبل با حذف استقلال در همین مرحله از جام حذفی این کار را انجام داده بودند اما تیم آن ها در این فصل حتی در شرکت ملی مس ایران هم زیر سایه دو مس لیگ برتری قرار گرفته است و صحبت های عوامل این تیم پس از شکست در بازی های هفته گذشته لیگ یک و شکایت آن ها از بی توجهی به تیم آن ها نشان دهنده همین مسئله بود. اما بازی پخش زنده در ورزشگاه آزادی و برابر پرسپولیس بهترین موقعیت برای آن ها بود که در کرمان توجهات را به خود جلب کنند. هرچند پرسپولیسی ها با توجه به جایگاه این تیم در لیگ آزادگان گمان می کردند با یک پیروزی راحت می توانند اوضاع آشفته خود را کنترل کنند، اما همین انگیزه بالای آن ها برای مطرح کردن خود سبب شد که استیلی و تیمش حسابی غافلگیر شوند. غافلگیری که تا دقیقه 117 بازی ادامه داشت. اما در کرمان وضعیت به گونه ای جالب بود. مردم این استان که تا شش سال قبل می بایست برای دیدار با پرسپولیس و یا استقلال و یا حتی یک تیم لیگ برتری هر ده سال یک بار منتظر باشند، حتی خیلی از آن ها خبر نداشتند تیمی دیگر از استان آن ها با پرسپولیس روبرو شده است! اما بازی جسورانه مس رفسنجان در پایان نیمه اول خیلی ها را از طریق پیامک و یا تلویزوین مغازه های خیابان به این بازی جلب کرد به طوری که خیابان های کرمان و رفسنجان با شروع نیمه دوم سطح بسیار پائینی از ترافیک آن هم در ساعت 7 شب داشتند. همان شکست یک بر صفر هم برای استان کرمانی ها یک شکست غرور آمیز برای این تیم مس محسوب می شد که گل تساوی دقیقه پایانی رفسنجانی ها صدای فریاد را از خانه های کرمان به هوا بلند کرد. حتی خیلی از رفسنجانی ها از همان موقع خود را آماده جشن های خیابانی بعد از بازی کرده بودند اما گل دقیقه 117 محمد نوری اجازه حماسه سازی به طور کامل را به سومین مس فوتبال ایران نداد. با این حال چه صد هواداری که از رفسنجان به ورزشگاه رفته بودند و چه جمعیت استان کرمان به سومین مس خود افتخار کردند که در ادامه روند همه تیم های این روزهای فوتبال ایران توانست حمید استیلی و تیمش را آزار دهد! با این حال رفسنجانی ها که به فرصت طلبی و استفاده مطلوب از آن شهره هستند، تقریبا به همه اهداف خود در این بازی رسیدند و می توان گفت در پایان این بازی که با صعود پرسپولیس همراه بود هیچکس ورزشگاه آزادی را با نارحتی ترک نکرد! سعد محمدی مدیر شرکت مس که خودش یک پرسپولیسی دو آتشه محسوب می شود قطعا از هنرنمایی تیم رفسنجانی مس برابر پرسپولیس آگاه شده است و حالا توجه ویژه تری به این تیم خواهد کرد. هرچند که سرمربی مس رفسنجان هم به این مسئله اشاره می کند که: " مسی ها خودشان تحمل سومین مس لیگ برتری را ندارند و ما باید بیشتر برروی بازیکن سازی و کمک به دیگر مس ها برنامه خودمان را متوجه کنیم و سعی کنیم در بازی های لیگ یک شخصیت تیمی خودمان را افزایش دهیم". دست آورد دیگر فوتبال کرمان از این بازی آشنایی بیشتر با یک مربی جدید کرمانی بود. محمود محمودی نیا با پرستیژ خاص خود در این بازی نشان داد در کرمان هم آنقدر که می گویند قحط الرجال مربی وجود ندارد و درصورت فرصت دادن به آن ها می توانند کارهای بزرگی انجام دهند.

حسن زاده سوژه اول تمرینات مس

احمد حسن زاده بعد از شرکت در برنامه نود این روزها سوژه اول تمرین مس محسوب می شود و شوخی بازیکنان این تیم با او توجهات را به خود جلب می کند. این شوخی ها بیشتر حول تعریف و تمجید فردوسی پور از حسن زاده که او را بسیار صادق عنوان کرده بود می چرخد. هواداران مس هم که حالا کاملا با بازیکن تیم خود آشنا هستند در زمان رویارویی با او بیشتر راجع به این مصاحبه با او صحبت می کنند و اینکه بعد از برنامه نود بیشتر از قبل او را دوست دارند! این صحبت ها سبب شده است که حالا روحیه حسن زاده به بالاترین حد خود برسد. گفته می شود اگر مس بازی برابر راه آهن را هم با پیروزی پشت سر بگذارد بلاژویچ میهمان هفته بعد فردوسی پور خواهد بود! اتفاقی که جذابیت این برنامه را چند صد درصد افزایش خواهد داد.

تکذیب شعار رفسنجانی ها علیه فردوسی پور

برخی از خبرگزاری ها از شعار هواداران تیم مس رفسنجان در ورزشگاه آزادی علیه عادل فردوسی پور خبر داده بودند که تعجب خیلی ها را برانگیخته بود. یکی از لیدرهای این تیم با رد این خبر می گوید: احتمالا خبرنگاری که این خبر را منتشر کرده است شعارهای ما را بد شنیده است چراکه ما در طول تشویق هایمان عادل فردوسی پور که همشهری ما محسوب می شود را در چند نوبت به شدت تشویق کردیم. شعار عادل رفسنجانی در حمایت از او او بوده است. فردوسی پور که هفته گذشته به دلیل فوت مادر بزرگش در رفسنجان به سر می برد به شدت از سوی همشهریانش با استقبال روبرو شده بود.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه چهارم آبان ۱۳۹۰ و ساعت 11:11 |

دردسر پاداش!

از همان روزی که مدیر عامل شرکت مس تعیین مبلغ پاداش پیروزی برابر پرسپولیس را به بلاژویچ واگذار کرد این پاداش شکلی جالب به خود گرفت و کنجکاوی ها بابت آن سبب شد که پاداش این برد بیشتر از همیشه در دید باشد.

                  

با پیروزی مس برابر پرسپولیس در همان کنفرانس مطبوعاتی بعد از بازی پافشاری خبرنگاران کرمانی برای شنیدن این مبلغ از زبان بلاژویچ، سرانجام مربی مس را مجبور به اعلام رقم دو میلیون تومانی آن کرد. اما ظاهرا ماجراهای این پاداش بازهم به همین جا ختم نشد! باشگاه مس که فعلا از نظر حساب بانکی شرایط رویایی ندارد نه می خواست درخواست مربی تیمش را رد کند و نه می توانست این مبلغ را به همه بازیکنان تیمش پرداخت کند از همین رو بود که بازهم مسئله این پاداش در تیم مس تداوم پیدا کرد. هرچند قرار بود این این پاداش بعد از بازی با فولاد به بازیکنان مس پرداخت شود اما باشگاه کرمانی برای بالا بردن روحیه بازیکنانش درصدد بود آن را پیش از بازی این هفته تیمش پرداخت کند غافل از اینکه نوع پرداخت آن خود باعث ایجاد شر در تیم خواهد شد! ظاهرا نحوه پرداخت این پاداش به بازیکنان و کادر تیم باعث اعتراض برخی از آن ها شده است. گفته می شود به برخی از بازیکنان ذخیره که در طول بازی به زمین نیامدند مبلغ کامل این پاداش پرداخت شده است ولی به برخی دیگر از بازیکنان که دقایقی هم برای تیم به زمین رفتند نصف این مبلغ اهدا شد تا آن ها به بلاژویچ، هاشمی سرپرست تیم و حتی گنجعلی خانی معترض شوند! شبیه همین اتفاق در کادر روی نیمکت تیم هم رخ داده است و تفاوت مبلغ های اهدایی، آن ها را نیز ناراحت کرده است. مربی تیم مس که سعی می کند تمرکز تیمش را روی بازی حساس فولاد در خوزستان حفظ کند ظاهرا در رابطه با این اتفاق پرس و جو کرده است و مقامات ارشد تیم به او اطمینان داده اند که این مسئله را حل خواهند کرد و اجازه نمی دهند پرداخت پاداش موجب افت روحیه تیم شود! البته مبلغ بالای پاداش ظاهرا باعث این مشکلات در وضعیت بد مالی باشگاه شده است چراکه پاداش 500 هزار تومانی برد برابر سپاهان در مراسمی شکیل به بازیکنان و کادر تیم به صورت کاملا یکسان پرداخت شد تا حرف و حدیثی پیش نیاید. به نظر می رسد بلاژویچ که از نرخ تورم در اقتصاد ایران بی خبر است دیگر مامور تعیین مبلغ پاداش نشود! البته دردسرهای گنجعلی خانی مدیر عامل باشگاه مس در رابطه با این پاداش دو میلیونی به همین جا هم ختم نشد و او در میان خبرنگاران کرمانی هم به مشکل برخورد. باشگاه مس که هنوز برای روز خبرنگار از اهالی رسانه کرمان تقدیر نکرده بود قصد داشت به مناسبت پیروزی بر پرسپولیس این مراسم را برگزار کند اما کارت هدیه صد هزار تومانی به خبرنگاران صدای برخی از آن ها را در برابر مدیر عامل باشگاه مس درآورد! به هر شکل بعد از شنیدن پاداش دو میلونی به بازیکنان مس توقعات برخی از خبرنگاران کرمانی هم بالا رفته بود تا این مبلغ حسابی گنجعلی خانی را به دردسر بی اندازد! برخی از خبرنگاران کرمانی با طعنه به مدیر عامل باشگاه مس اعلام کردند حاضرند صدهزارتومان خود را به بازیکنان تیم اهدا کنند! البته مدیر عامل باشگاه مس در همین مراسم گفت:" برای تداوم موفقیت های تیم مس باید جلوی هرگونه حاشیه سازی در تیم گرفته شود. ممکن است کاستی هایی وجود داشته باشد اما همه باید به خاطر ادامه موفقیت های باشگاه مس صبر کنند و کاستی ها را بزرگ نکنند تا با رفع آن ها مشکلات حل شود". اشاره گنجعلی خانی به قول های مساعد سعد محمدی مدیر عامل شرکت ملی صنایع مس است که گفته بود اجازه نمی دهد باشگاه هیچ کمبود مالی داشته باشد. البته سعد محمدی قول افزایش بودجه نداده بود و فقط اطمینان داده بود بودجه باشگاه نسبت به سال قبل کمتر نخواهد شد! ظاهرا قرار است این مشکل بعد از پیروزی برابر فولاد حل شود و پاداش یک میلیون تومانی که برای این برد در نظر گرفته شده است به همه عوامل تیم به صورت یکسان پرداخت شود.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه دوم آبان ۱۳۹۰ و ساعت 22:43 |

بلاژویچ اتفاق بزرگ تیم مس بود

کیوان امرایی فصل خود را به عجیب ترین شکل ممکن پیش می برد. او که در ابتدای فصل و در تیم مرفاوی قرار بود جای ادینهو را پر کند نتوانست انتظارها را برآورده کند. با شکست های ادامه دار تیم مس و ضعف گلزنی این تیم، انتقادات از امرایی هم شدت بیشتری گرفت. در زمان ورود بلاژویچ هم چند مورد حاشیه ای سبب شد که کار امرایی سخت تر هم بشود و در حالی که همه فکر می کردند این مهاجم در این فصل سعادتی نصیبش نمی شود ناگهان امرایی ورق را برای خودش برگرداند و حالا تبدیل به یکی از ستاره های مس در روزهای اوجش شده است. او بعد از گل سه امتیازی حساس خود برابر پرسپولیس در بازی برابر فولاد هم برای تیمش یک گل سه امتیازی دیگر زد تا حالا هواداران تیم کرمانی توجه ویژه ای به او داشته باشند. به نظر می رسد روزهای خوب امرایی و مس باهم شروع شده است.

      

_ بالاخره موتور گلزنیت روشن شد...!

خداروشکر...خیلی مهم نیست که چه کسی گل بزند. این که تیم را از پائین جدول فراری بدهیم مهم بود. خوشبختانه شرایط تیم به گونه ای شد که این اتفاق افتاد.

_ این اتفاق با گل های تو در هفته های بعد ادامه پیدا می کند؟

بدنم خیلی آماده است. ضمن اینکه تمرکزم بالاتر رفته است و توپ هایم را دقیق تر می زنم. تمام تلاشم این است که در هفته های بعد هم گلزنی هایم را ادامه بدهم.

_ برخلاف اول فصل که اصلا تمرکز نداشتی! چه اتفاقی افتاد که از نظر روحی شرایط مطلوبت را پیدا کردی؟

بعد از چند باخت اول فصل کل تیم شوکه شده بود و یک اتفاق بزرگ نیاز بود تا تیم را از این شوک خارج کند. آمدن بلاژویچ دقیقا همین اتفاق بزرگ بود. تیم ما از آن شرایط بد خود خارج شد و حالا می تواند از بازی های سخت امتیاز بگیرد.

_ پس از کار کردن با بلاژویچ حسابی راضی هستی؟

یک افتخار بزرگ محسوب می شود... مربی است که به دیسپلین و آمادگی بدنی اهمیت کامل می دهد و شرایط بدنی که به ما اجازه می دهد نود دقیقه در خوزستان بدویم و کم نیاوریم و موقعیت گل زیادی به فولاد ندهیم، به خاطر نوع تمرینات ویژه اوست.

_ با گل هایی که زده ای مشکلاتی که با او داشتی همگی فراموش شده است؟

ما هیچ مشکلی باهم نداشتیم و فقط حاشیه سازی هایی که برای تیم ما می شد این مسائل را بزرگ می کرد. خوشبختانه تیم ما از نظر حاشیه ای مشکلات وحشتناک اول فصل را ندارد و تمامی بازیکنان با روحیه فوق العاده ای بازی می کنند.

_ به نظر می رسد بلاژویچ جای مورد علاقه بازی تو را هم پیدا کرده است؟

من در ابتدای فصل در چند نوبت جای بازی ام در خط حمله عوض شد. بلاژویچ من را سانتر فوروارد قرار داد که پست تخصصی من محسوب می شود. هرچند هرجای دیگر هم قرار بگیرم بازی می کنم اما بازی در نوک حمله را بیشتر ترجیح می دهم و راحت تر گل می زنم.

_ هواداران مس حالا به جایگاه های جدید فکر می کنند. فکر میکنی جایگاه مس کجاست؟

با ادامه همین روندمان فکر میکنم جزو پنج تیم بالای جدول باشیم. البته ما پتانسیل کسب سهمیه آسیا را هم داریم که البته باید شرایط تیم را در هفته های بعدی ببینیم تا ارزیابی دقیق تری داشته باشیم.

(منتشر شده در نشریه استقامت)

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه یکم آبان ۱۳۹۰ و ساعت 23:27 |

اهتزاز پرچم نارنجی در کرمان...

برای کرمانی ها که فعلا با نتایج تیم مس کرمان از خوشحالی، ذوق را با تمام وجود در دل هایشان احساس می کنند، هیچ چیز لذت بخش تر از این نبود که مس سرچشمه هم در بازی این هفته خود نتیجه ای برابر نفت آبادان بگیرد که سور و ساط آن ها را کامل کند!

       

از همین رو بود که انتظار می رفت ورزشگاه باهنر کرمان در روزی که این شهر سرمای پائیزی را برای اولین بار در سال جاری با تمام وجود حس می کرد برای سرچشمه ای ها شکوه بیشتری داشته باشد اما حضور تنها 200 تماشاگر که 50 نفر آن ها هوادار نفت بودند نشان داد که سرچشمه فقط با همت خودش می تواند کرمانی ها را برای بازی هایش به ورزشگاه بکشاند. با این حال از همان شروع بازی کاملا مشخص بود نتایج مس کرمان در روحیه بازیکنان مس سرچشمه تاثیر زیادی گذاشته بود و جنگندگی آن ها در کنار تغییر سیستمی که شرفی در سرچشمه داده بود از همان ابتدا مس سرچشمه را نسبت به بازی های قبلش متفاوت می کرد. نصرالله گنجعلی خانی مدیر عامل باشگاه مس کرمان هم که پاقدمش برای مس کرمان خیلی خوب بود قبل از بازی به رختکن تیم سرچشمه رفت تا شاید این اتفاق برای دیگر تیم کرمان هم رخ دهد! در روزی که صدای هواداران آبادانی در کرمان رساتر از هواداران سرچشمه بود! سردی بازی با سردی هوا لرزه را بر تن حاضرین در ورزشگاه دوچندان می کرد اما ضریب کمتر اشتباهات بازیکنان سرچشمه و پیشرفت چشمگیر بازی بازیکنانی نظیر علی مولایی در این بازی، کاملا کرمانی ها را به گرفتن نتیجه مطلوب در این بازی دلگرم می کرد. زمانی که علی آبادی پنالتی گرفته شده روی بورنویچ را به گل اول سرچشمه تبدیل کرد کاملا مشخص شد دلگرمی کرمانی ها بی جهت نبوده است. در نیمه دوم با اینکه به نظر می رسید این شاگردان غلام پیروانی باشند که توپ و زمین را در اختیار بگیرند اما بازهم سرچشمه ای ها که در این بازی فقط به دنبال کسب سه امتیاز بودند حملاتی به مراتب خطرناک تر را روی دروازه آبادانی ها ترتیب دادند. مولایی که حالا پیراهنش مطابق انتظار شرفی کاملا خیس شده بود! در دقیقه 55 و 57 می توانست گلزنی کند که فقط بدشانسی او مانع تکمیل بازی خوبش در این دیدار شد. حتی زمانی که در دقیقه 80 دروازه سرچشمه روی یک ضربه آزاد عجیب توسط ممبینی باز شد، همچنان حسی غریب کرمانی ها را به کسب امتیاز کامل بازی امیدوار نگه داشته بود. حسی که در ساق های شاگردان شرفی هم به خوبی نمایان بود و آنقدر آن ها را تحریک کرد که در دقیقه 88 توسط بازیکن تعویضی خود یعنی نادر فتح الهی به گل برتری دست پیدا کنند. کرمانی ها یکبار دیگر پرچم های نارنجی را در شهر خود به اهتزاز در آوردند تا حالا با افتخار از هر دو تیم خود صحبت کنند. اگر این حس برتری طلبی در بین سرچشمه ای ها نبود، احتمالا با پیروز نشدن در این بازی خیلی زود هواداران این تیم می توانستند با قاطعیت از سقوط این تیم صحبت کنند. اما پیروزی با ارزش این بازی حالا اختلاف سرچشمه را با سه تیم بالای سر خود به سه امتیاز کاهش داد تا این تیم هم به نوعی به جدول بازی ها بازگشت به موقعی داشته باشد. در روزهای سرد پائیزی کرمانی ها، هوای فوتبال این شهر بسیار داغ شده است و حالا همه در شهر از دو مسی حرف می زنند که مایه سربلندی آن ها شده اند...   

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه یکم آبان ۱۳۹۰ و ساعت 0:21 |