وعده ها همراه با دوچرخه سواران به خاك سپرده شده است!
25 آبان 1386 فاجعه اي دردناك جامعه ورزش كرمان را به بهت سنگيني فرو برد. آنجا كه جمعي از دوچرخه سواران كرماني در حالي كه در جاده هاي اطراف اين شهر مشغول تمرين بودند با خودروي پرايدي كه كنترل خود را از دست داده بود برخورد مي كنند كه در نتيجه اين حادثه تلخ دو تن از دوچرخه سواران جوان كشته مي شوند.

( دوچرخه ایرانمنش بعد از تصادف چهار سال پیش)
جسيم ايرانمنش و محمد علي تيرانداز دو ركاب زني بودند كه خيلي زود خط پايان زندگي براي آن ها كشيده شد تا مسووليني كه مي بايست مانع رخ دادن اين فاجعه تلخ شوند به نوعي ديگر درصدد سرپوش گذاشتن برروي بي مبالاتي خود شوند و با دادن انواع وعده ها به خانواده قربانيان فقط دامنه اعتراضات را در زمان خاكسپاري دوچرخه سواران كوتاه كنند. خانواده ايرانمنش و تيرانداز كه فرزندان آن ها در تيم هاي مس و استانداري ركاب مي زدند بيشترين وعده ها را از سوي اين دو نهاد و البته اداره تربيت بدني كه در درجه اول مسوول حفظ جان اين دوچرخه سواران در زمان تمرين بود شنيدند. اما با گذشت چهار سال از آن روز تلخ وضعيت عمل به اين وعده ها به گونه اي بوده است كه تلخي ماجرا را براي خانواده قربانيان دو چندان مي كند. در همان روزهاي نخست از طرف استانداري كرمان دو قطعه زمين به اين خانواده ها تحويل مي گردد كه حتي پيدا كردن آن ها برروي نقشه جغرافيا هم كار بسيار سخت و دشواري بود! جالب اینکه حتی این زمین ها نیز هنوز به خانواده قربانیان تحویل داده نشده است. پدر جسیم ایرانمنش در این باره می گوید:" هر زمان برای مشخص شدن تکلیف این زمین ها به نهادهای مربوط مراجعه می کنیم به ما اعلام می کنند که در دست اقدام است! با گذشت چهار سال هنوز این جمله را می گویند. مشکل آنجاست که طی این مدت نهادهایی مثل شهرداری، تربیت بدنی و استانداری و... که به نوعی در تحویل آن ها دخیل بوده اند دائما مدیریت خود را در حال تغییر می بینند و طبیعی است زمانی که مدیر جدیدی می آید می گوید من باید پرونده شما را بررسی کنیم که این خودش نزدیک به یک سال زمان می برد و پس از آن مجددا مدیری جدید می آید و روز از نو آغاز می شود!". اما در حالی که چهار سال پیش و در زمان مرگ این دو دوچرخه سوار همه نهادها به نوعی برای دادن وعده به خانواده آن ها و گرفتن جای بزرگتر در این زمینه در صفحات روزنامه ها با یکدیگر کورس جالبی گذاشته بودند! بعد از کنده شدن پارچه های تسلیت از درب خانه های آن ها کاملا این وعده ها فراموش می شود به نوعی که خانواده قربانیان حتی برای گرفتن دیه که واضح ترین حق آن ها محسوب می شود نیز با مشکلات عدیده ای روبرو شدند و هیچ نهادی نه تنها کمک شایانی برای تسریع پرداخت دیه به آن ها نکرد که حتی موانع عجیب و غریبی هم برای پرداخت آن به وجود می آمد تا داغ دل آن ها نه تنها کمتر نشود که با فکر کردن به آن همه وعده بار غمشان نیز سنگین تر باشد. تاسف بار اینکه حتی خسارت وارد بر دوچرخه این رکابزنان نیز هرگز پرداخت نشد. خانواده آن ها که دوچرخه ها را به مبلغ 5 میلیون تومان با هزینه شخصی خرداری کرده بودند حتی نتوانستند آن ها را از پاسگاه محل وقوع تصادف ترخیص کنند. هیچ خسارتی هم به آن ها پرداخت نشده است و در هر بار رجوع آن به مراجع ذی صلاح برای پیگیری این خسارت به آن ها گفته شده است که وکیل بگیرند تا شاید خسارت آن ها پرداخت شود! این در حالی بود که چهار سال قبل بیشتر نهادها برای سهولت احقاق حق این خانواده ها اعلام آمادگی کرده بودند. متاسفانه در کنار همه این بی توجهی ها و عدم رسیدگی ها حتی حق قانونی این خانواده ها نیز پرداخت نشده است. پدر جسیم ایرانمنش می گوید: " ما حتی بعد از گذشت چهار سال هنوز پول قرارداد پسرمان را نتوانستیم بگیریم! او در مسابقات مختلف مقام آورده بود ما حتی جایزه آن را نتوانستیم تحویل بگیریم در چنین شرایطی انتظار دارید ما به وعده ها امید داشته باشیم! کسانی که قرار بود کمک حال ما باشند در دادن همین مبلغ قرارداد آنقدر ما و سایر دوچرخه سواران را به سطوح آورده اند که مجبور شده ایم برای گرفتن حق و حقوقمان بعد از چهار سال شکایت کنیم تا شاید از این طریق بتوانیم قدمی جلو ببریم. متاسفانه فدراسیون دوچرخه سواری به هیات کرمان کاملا بی توجهه است و دود این مشکل در چشم دوچرخه سواران و خانواده آن ها می رود". همه اين ها در كنار خيل عظيم وعده هاي عمل نشده ديگري كه توسط نهادهاي مختلف از جمله باشگاه مس داده شده بود، قرار مي گيرد. روز 25 آبان ماه و در سالگرد فاجعه برای دوچرخه سواران کرمانی دیگر حتی مسئولین و نماینده آن ها نیز به مراسم نیامد تا حداقل وعده تحقق قول های خود را در چهار سال آینده بدهند! پدر مرحوم ايرانمنش همان چهار سال قبل و درست زماني كه پس از مراسم هفت فرزند او تمامي نهادها پارچه هاي خود را به سرعت از درب خانه او كندند پيش بيني كرد كه او و خانواده اش را خيلي زود تنها خواهند گذاشت! و امروز فقط مي توانيم با شرمساري تمام در چشم هاي غم زده او و ساير خانواده قربانيان نگاه كنيم تا بر ميزان شرم مان افزوده شود. همان هایی که می بایست باری از دوش خانواده آن ها بردارند امروز در این زمینه آنقدر ضعیف عمل کرده اند که چند بار دیگر بر دوش آن ها اضافه کردند. هرچند اگر میلیاردها تومان پول به خانواده ایرانمنش و تیرانداز پرداخت می شود هیچگاه جای دلبندان آن دو را پر نمی کرد اما می توانستیم با همدردی واقعی با آن ها حداقل بار روی دوش آن ها را سبک تر کنیم.
چهار سال قبل که دوچرخه سواران کرمانی در جاده های اطراف کرمان با حادثه ای مرگبار روبرو شدند یک فاجعه کاملا قابل پیش بینی رخ داده بود! درست چند هفته قبل از آن یکی از نشریات محلی در رابطه با نوع تمرین و عدم برقراری نکات امنیتی برای حفظ جان دوچرخه سواران در جاده های اطراف هشدار داده بود. اما به هر شکل گوش شنوایی در ان زمان این صدا را نشنید تا صدای وحشتناک ترمز ماشین و خط سرخ خون مسئولین را به خود بیاورد! هرچند از آن زمان به بعد تا حدودی رعایت نکات ایمنی و اسکورت دوچرخه سواران بیشتر شده است اما همچنان بیم حادثه برای رکابزنان می رود و بازهم باید برای سلامت این ورزشکاران دعا کنیم! هنوز دوچرخه سوارانی را می بینیم که در جاده های پر پیچ و خم شانه به شانه کامیون ها بدون هیچ اسکورتی تمرین می کنند و یا رعایت نکات ایمنی برای آن ها در پائین ترین حد خود قرار دارد. البته از هیاتی که برای حل مشکلات مالی اش ماشین مخصوص به اسکورت دوچرخه سواران را به حراج می گذارد چه انتظاری می توان داشت؟! فقر با خود خون می آورد! هیات دوچرخه سواری کرمان هم فعلا آنقدر فقیر هست که پول قرارداد دوچرخه سوارانش را ندهد چه رسد به تدارک امکانات ویژه برای حفظ جان رکابزنان...راستی از مدیر تربیت بدنی و شخص جناب وزیر ورزش باید پرسید چه خبر از پیست دوچرخه سواری کرمان؟! رئیس کرمانی فدراسیون دوچرخه سواری چه قدم مثبتی برای این رشته در شهر خود برداشت؟! آقای زنگی آبادی که همیشه از پیست ناتمام دوچرخه سواری کرمان در زمان قبل از ریاست به عنوان چماق برای حمله به مدیران استفاده می کرد امروز چه قدمی برای تکمیل آن برداشته است؟! ظاهرا همچنان درد از خودمان هست و بس...
(منتشر شده در نشریه استقامت)























