ساز ناکوک فرهنگ ساز
فوق تخصص در فاجعه شناسی گیرا ترین مدرک این روزهای ملت ما شده است. همان ها که در مدرکی موازی دکترای طنزدرمانی را هم در کنارش کسب می کنند و به همین راحتی هر فاجعه ای را مسکنی می کنند برای لذت بردن از دردهایی که معنای درد بودن خود را از دست داده اند.

در این جامعه درد گرفته لبخند زده، در زمان درمان فقط باید ویروس کشته شود و بس. اینکه ویروس از کجا آمده است و به کجا می رود امری است که تا مرض بعدی اهمیتی ندارد.حتی در زمان مرض بعد هم اهمیت ندارد...مهم این است که با ویروس هم خندید و در نهایت او را با آنتی بیوتیکی غلط به هوای درمان قوی تر کنیم و به شکل خنده دار تری به جان خودمان بی اندازیمش. این است شیوه درمان مرض زای ما. درد از خودمان شده است و بی درمانی نیز هم... انگشتی که روزگاری روی پرده سینما به چشم می رفت و مایه خنده می شد امروز در زمین چمن رشت به جای دیگر می رود و مایه گریه می شود. چرائیش شاید هزاران کیلومتر این طرف تر در زمین چمن کرمان باشد. بازیکن جوان را همانند کسانی که باید سرش را چهاراه بزنند و در خیابان بگردانند در رختکن روی صندلی می نشانند و موهایش را می تراشند و اینگونه فرهنگ را اصلاح می کنند...! نتیجه می شود همان داستان انگشت. وقتی متولی فرهنگ سازی این گونه ساز فرهنگ را مسخره می نوازد باید هم آلات موسیقی صدای ناهنجار "آخ" بدهند... حالا رهبر ارکستر با افتخار می گوید دیدید ما گفتیم منشور و شما خندیدید...شاید او هنوز غذا را مزه نکرده است تا ببیند دستپخت جدید فوتبال ما حاصل همین منشور بد شکل و قیافه بوده است. همان منشوری که آنقدر بی هویت بود که ماحصلش اصلاح موی سر بازیکن در رختکن باشد نه اصلاح مغز بازیکن. وقتی برخورد فرهنگی قهری شد، یک قهر عمیق با فرهنگ ایجاد می کند که آشتی آن تا ابد دهر محال می شود. بعد از اینکه فاجعه ای فرهنگی رخ داد قبل از پاک کردن آن باید دید فرهنگ سازان آن چه کسانی بوده اند...این عادت قاتلان است که زودتر از همه دوست دارند صحنه جرم پاک شود...امروز صدا و سیما و فدراسیون فوتبال دستمال به دست به دنبال عاملان جنایت رشت می گردند تا همانطور که قصد کردند خداداد را چند سال پیش محو کنند آن ها را نیز پاک کنند. پاکی که نشانه ای از پاکیزگی ندارد و فقط بوی محو می دهد...محوی که همین فردا در ابعادی وسیعتر همانند غول های داستان علاء الدین برابرمان ظاهر می شود... آن هایی که رختکن را با سلمانی اشتباه می گیرند آنقدر غرق در بی فرهنگی شده اند که ذره ای وقت برای فرهنگ سازی نداشته باشند...مطمئن باشید ماجرای رشت در جایی همین نزدیکی ها دوباره رخ می دهد...
