جای خالی این فاصله ها با آن اشتباهات پر می شود
اشتباه بزرگ داوری در بازی مس برابر داماش در رشت مثل اشتباه بزرگ داوری برای این تیم در کرمانشاه برابر بعثت بود... هر دو هم یک نتیجه داشت و آن سرقت دو پیروزی بزرگ خارج از خانه از کف مس کرمان...

فقط کافی است حساب کنیم که ۶ امتیاز این دو بازی خارج از خانه به انضمام ۳ امتیاز بازی خانگی برابر نیروی زمینی که در آن بازی هم با اشتباه داوری از کف مس رفت، با مجموع این ۹ امتیاز جایگاه مس کرمان نسبت به امروزش در جدول چه تفاوتی می کرد...؟!
از این نظر باید از دست رفتن همه این پیروزی ها و به تبع آن امتیازاتش را برای مس کرمان سرقت بزرگ عنوان کرد و به این فکر کرد که چرا دستبرد به تلاش مس کرمان در این فصل در چند بازی متوالی امکان پذیر شده است؟!
سارقین امتیاز زمانی به سراغ یک تیم می آیند که احساس کنند اگر به جان و تنش حمله کنند و اندوخته اش را از جیبش بردارند، به جای آنکه آن ها مورد شماتت و تعقیب قرار گیرند، اهالی آن خانه به شماتت بیشتر هم می پردازند و آنقدر غرق در دعوای داخل خانه می شوند که اصلا فراموش می کنند باید یقه یک دزد از خدا بی خبر را در بیرون از خانه بگیرند....
این اتفاق مربوط به حال نیست در سال های گذشته نیز که دعوای خانگی و خودزنی کرمانی ها، مس را مستعد سرقت امتیاز می کرد، زمانی که یکی از این بزرگواران سارق مورد سوال واقع شد که چرا تا این حد برعلیه مس کرمان اقدام کردید تا امتیاز از دست دهد؟! به راحتی پاسخ داد: شما که در کرمان با یکدیگر مشکل دارید و دوست ندارید این تیم امتیاز بگیرد فرض بگیرید من هم یک کرمانی که برایتان این کار را انجام دادم....!! و چقدر این جواب تلخ و مشمئز کننده بود که اصلا دوست نداریم باور کنیم ذره ای حقیقت در این پاسخ خرد کننده وجود داشته باشد...
تجربه هم ثابت کرده است میزان اشتباهات مهلک برای مس کرمان با حجم خودزنی های آن ارتباط مستقیم داشته است و هر فصلی که اتفاقا تیمی شایسته در کرمان بوده است اما خودزنی ها نیز به همان حجم از بعد منفی شایستگی گرفته است، تیم در کمال احترام برای گرفتن بهترین نتیجه اما ناکام مانده است....
از فصلی که مجتبی حسینی سرمربی مس کرمان بود گرفته که به واسطه خودزنی ها و حاشیه سازی های طول فصل در نهایت در پایان فصل یک امتیاز کم آورد تا تیمی که رضا مهاجری در کرمان هدایت می کرد و ۷ امتیاز در صدر جدول فاصله گرفت اما خودزنی ها کمر تیم را شکست و در نهایت ۷ امتیاز برای صعود کم آورد یا تیمی که فرزاد حسین خانی در لیگ برتر هدایت می کرد و همه شرایط برای بقا را داشت اما آنقدر در کرمان تیم را به نفع حریفان له کردند که در نهایت در آخر فصل اشک حسرت سقوط نصیب کرمانی ها شد....
در همه این فصل ها ردپای سارقان بزرگ در خارج کرمان برای شبیخون زدن به امتیازات مس در کرمان به چشم می خورد و در همه این سال ها آنچه به این جماعت سارق بفرما زد، درگیری و دعواهای مهلک شخصی در کرمان بود که برای خراب کردن اشخاص، چوب نابودی به تن و بطن تیم زده شد...
قرار نیست همه در کرمان از یکدیگر خوششان بیاید یا همه باهم عقد اخوت دائمی بسته باشند و یا همه موظف به تائید حرف یکدیگر در همه شرایط باشند که اگر چنین شد باید به روح کار جمعی شک کرد...می توان اختلاف نظر داشت، می توان سلیقه های مختلف را اعمال کرد و یا اصلا می توان از یکدیگر بدمان بیاید اما اگر نام مس کرمان را به عنوان تیم خود یدک می کشیم، در جایی که پای شرف و ناموس این تیم یه میان می آید و در جایی که همه به چشم می بینیم بی شرفان برای این تیم در خارج از کرمان پلن و نقشه می کشند باید کنار هم ایستاد و از نام و حیثیت مس کرمان فارغ از نام هر شخصی دفاع کرد...
می توان در هر خانه ای دعوا وجود داشته باشد اما در هیچ خانه ای برای لخت کردن یکی از اعضای خانه، هیچکس درب خانه را برای دزدان باز نمیگذارد و یا هیچکس از اعضای خانواده آدرس وسایل شخصی دیگر عضو خانواده را به سارقان نمی دهد تا امنیت خانه را سرکیسه کند....قطعا در کرمان هم هیچکس با مس چنین نمی کند و حالا که میبینیم به راحتی آب خوردن چند پیروزی مس کرمان سرقت می شود و یا اینکه از خارج از کرمان اتفاقات مسئله دار برایش رقم می خورد، قطعا باید به هوش باشیم که اجازه ندهیم فاصله های میان ما با اشتباهاتی از جنس آنچه که در رشت و کرمانشاه رقم خورد پر شود....










