نقطه شروع مس و ورزشگاهش در کرمان برای ساختن دنیایی از خاطرات خوب
اولین ها همواره جایی در تاریخ برای یادآوری هستند و چه بهتر که این یادآوری همیشه به شیرینی و خاطره خوش باشد مثل اولین بازی در ورزشگاه اختصاصی مس کرمان و مثل اولین حضور رسمی زنان کرمانی در ورزشگاه و مثل اولین برد در مس آرنا....

جوی که در خانه اختصاصی مس کرمان حاکم بود به واقع اولین ترین برای خود در کرمان و برای مس بود....جایی که صداهای جدید در ورزشگاه شنیده می شد و لطافت این تشویق های جدید مثل لالایی های مادرانه فقط استخوان های بچه های توی زمین را قدرت می بخشید...جایی که مردان با حضور زنان تکامل سکوهای ورزشگاه را حالا تا شهر کرمان امتداد یافته دیدند و چه جشنی مبارک تر از این جشن تکمیل...
و چه بهتر که در این حال خوب سه امتیاز هم به عنوان شیرینی زیر دندان ها مزه شد تا اولین غروب میزبانی خانه اختصاصی مس نوید طلوع های بسیار شاد برای این خانه و خانواده اش بدهد.
خانه ای که هیچ چیز در آن مهمتر از خنده و شادمانی صاحبانش نیست و هیچ دعوایی در آن، اهمیت دعوای فوتبالی درون زمین برای رسیدن به سه امتیاز و گرفتن نتیجه را ندارد و هیچ شعاری در آن بالاتر از فریاد نام مس بزرگ کرمان نیست و البته در نهایتش ویران باد خانه هرآنکه می خواهد من و تو در این ورزشگاه برای مس ما نباشیم و دلسرد باد هرآنکس که چیزی جز برد و فتح لشکر نارنجی پوش شهر کرمان را می خواهد....
زیبایی ورزشگاه مس و سکوهای شکیل شده آن به مردان و زنان غیور کرمانی اش نه با سقفی که برسرش وجود ندارد کم می شود و نه با چمنی که در آینده قطعا ترمیم خواهد شد خدشه ای خواهد گرفت....این ورزشگاه محلی است برای ما شدن به نام مس و مکانی است برای رنگ نارنجی گرفتن از هرچه رنگ غیر است.
کرمانی ها می دانند که جمعه گذشته فقط یک شروع است برای ورزشگاهی که هرچند خیلی دیر اما بالاخره آغوش خود را بروی آن ها باز کرد و این آغوش باز هنوز خیلی اتفاقات خوب برای افتادن و خیلی زیبایی های پنهان برای آشکار شدن دارد و نه قرار است که با سه امتیاز بازی اول آمال آرزوهای ما در این نقطه به نقطه پایان برسد و نه با کمبودهایش احساس کنیم که باید سرخورده شویم و ناامید از آینده اش....مس و ورزشگاهش داستان های بزرگ برای نوشتن و اتفاق افتادن دارند و البته که تصویر زیبای این داستان ها بخش زیادی از خود را از روی سکوها وام میگیرد و بس....
