باخت یقه سفیدها!

شکست خارج از زمین و انضباطی سه بر صفر سپاهان برابر نماینده عربستان رسما تائید شد تا این بار به جای یقه مربی و بازیکن، به صراحت یقه سفید مدیریت فوتبال را گرفته شود...

تثبیت این نتیجه این بار از استوک، شورت و ساق بند گلی نشده پس از بازی و ضعیف کار کرده برابر حریف نیامد... از یقه های سفید مدیرانی آمد که نشان دادند همچنان در اوج ضعف برای رایزنی و دیپلماسی قرار دارند و اوج هنر آن ها به سخنوری پشت میکروفون هایی برمی گردد که قبل از صدور احکام تلخ بر علیه ما با آن ها مصاحبه می کند.

تجربه فوتبال ما ثابت کرده است که زمانی این یقه های سفید، پشت میکروفن ادعاهای بزرگ فوتبالی مطرح می کنند و از نفوذ خود در ای اف سی برای حل مشکل می گویند و یا از رایزنی های قدرتمند خود برای جلوگیری از یک فاجعه سخن می گویند یعنی اینکه دقیقا همان زمان چهار ستون بدن شما باید بیشتر بلرزد و منتظر شنیدن بدترین جرائم برای فوتبال ایران در حد این احکام سنگین باشید.

و البته که اگر به واسطه شکست های داخل زمین آن هم به این شدت سنگین بتوان به سرعت دست به اخراج کادر فنی و جریمه های سنگین برای مربیان و بازیکنان زد، اما بازهم تجربه فوتبالی و البته غیرفوتبالی ما ثابت کرده است که در پی این شکست یقه های سفید، اصولا آب از آب تکان نخورده است که هیچ، شاید پاداش و جایزه هم در پی آن به ارمغان بیاید...!

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه سی ام آبان ۱۴۰۲ و ساعت 12:55 |

قفل ورزشگاه را برای هواداران بانو شهر کرمان باز کنیم

پس از شکسته شدن تابو حضور هواداران بانو در ورزشگاه های فوتبال کشور و رخ دادن این موضوع در لیگ برتر و در شهرهای مختلف، حالا زمان خوبی است که این موضوع در لیگ یک به طور رسمی و دامنه دار از کرمان آغاز شود.

هرچند بسیاری از ورزشگاه های لیگ یک فوتبال کشور، حتی برای برگزاری بازی در داخل زمین و امکانات جانبی خود نیز، شرایط مناسبی ندارند و با یک تساهل و تسامح محض از سازمان لیگ مجوز برگزاری بازی ها را دریافت کردند چه رسد به امکانات لازم برای میزبانی از بانوان فوتبال دوست، اما این موضوع در کرمان کاملا متفاوت می باشد و ورزشگاه شهید باهنر کرمان کاملا شرایط میزبانی از حضور بانوان را دارا می باشد.

وجود گیت های جداگانه برای ورود بانوان و سکوهای مشخص برای حضور زنان فوتبال دوست شهر کرمان و همچنین امکانات مجزا برای این سکوها همانند سرویس های بهداشتی و... کاملا شرایط میزبانی را در ورزشگاه شهید باهنر کرمان برای ورود بانوان فراهم می کند و چه خوب است که شهر کرمان به عنوان یک شهر با اصالت و دارای امکانات پیشقراول این موضوع در لیگ یک فوتبال کشور باشد.

هرچند در هفته های ابتدایی مسابقات این فصل لیگ یک در شهربابک شاهد حضور بسیار محدود بانوان در ورزشگاه این شهر بودیم که البته این موضوع ادامه دار نشد، اما پس از تجربه های موفق حضور بانوان استان در ورزشگاه های سیرجان و رفسنجان، حالا می توان این موضوع را در ورزشگاه شهر کرمان نیز ادامه داد و با استفاده از امکانات این ورزشگاه زمینه را برای حضور هواداران بانو شهر کرمان فراهم کرد.

مسلما در این زمینه آوردن "نه" و مخالفت ساده ترین کار ممکن است اما وظیفه همه مقامات مسئول می باشد که در این زمینه و به احترام خواست بانوان فوتبال دوست شهر کرمان و هوادار مس کرمان، هماهنگی و اشتراک نظر همه جانبه برای رفع مشکلات داشته باشند و در مسیر رفع مشکلات این موضوع حرکت کنند و نه عکس آن...

رخ دادن این اتفاق آن هم در روزهایی که ورزشگاه باهنر کرمان هواداران زیادی را در دل خود برای حمایت از تیم مس کرمان نمی بیند، ضمن اینکه می تواند جو و فضای ورزشگاه باهنر را بسیار پرشورتر از هفته های گذشته کند، سرآغازی می شود برای یک حرکت بزرگ و ادامه دار در جهت شکسته شدن طلسم ورود بانوان هوادار فوتبال و مس کرمان در همه سال های پیش رو که با افتتاح ورزشگاه بزرگ اختصاصی مس در شهر کرمان، این موضوع مداومت بیشتری هم خواهد یافت.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۴۰۲ و ساعت 11:0 |

تعارض منافع سرمربی و مدیرعامل در فوتبال ایران از کجاست؟!

داستان درگیری یحیی گل محمدی و درویش در پرسپولیس به عنوان درگیری سرمربی و مدیرعامل یک باشگاه ایرانی آن هم پس از فصلی که منجر به موفقیت های بزرگ بوده است، اصلا اتفاق جدیدی در فوتبال ایران نیست...

اصولا این اتفاق در باشگاه های ایرانی زیاد رخ می دهد و تعارض منافع میان سرمربی و مدیرعامل در باشگاه های ایرانی و عمدتا پس از یک فصل موفق، به وفور اتفاق می افتد و در همین سال و البته سال های گذشته نمونه زیادی از این موارد رخ داد.

اگر فرهاد مجیدی پس از قهرمانی در استقلال به واسطه اختلافاتی که در باشگاه وجود دارد جدایی از نیمکت قهرمان را طلب می کند، اگر گل محمدی پس از شیرین ترین فصل فوتبالی خود و درست از روز بعد کسب جام های متعدد دچار چالش جدی با مدیرعامل باشگاه می شود، و جواد نکونام و خطیر مدیرعامل استقلال پس از هر پیروزی، رقابتی در خارج از زمین برای انجام مصاحبه های نیش دار بر علیه یکدیگر پیدا می کنند و حتی این سوتر اگر سطح روابط سعید دقیقی پس از قهرمانی در لیگ یک با شمس آذر با مدیرعامل باشگاهش به تیره ترین وضعیت خود می رسد و در باشگاه هایی مثل سپاهان و...نیز همین رویه ادامه دارد همه نشان از آن دارد که سیکل ارتباط مدیر و مربی در باشگاه های فوتبال ایران چرخه معیوبی دارد که تا این حد تعارض منافع آشکار در آن رخ می دهد.

اینکه چه موضوعی سبب می شود بحث ارتباطی در باشگاه های فوتبال ایران و در بالاترین سطح خود تا این حد دچار تنش شود که در ادامه کل یک مجموعه را متضرر کند عوامل مختلف دارد اما دو موضوع بیش از همه در این میان آزار دهنده است...یک موضوع بحث شخصیتی و اخلاقی در این موضوع قرار دارد که پس از دست آوردهای بزرگ و موفقیت ها، رئوس یک باشگاه به دنبال به نام خود زدن موفقیت می شوند و رابطه طرفین زمانی تیره تر می شود که احساس کنند نقش دیگری در کسب موفقیت بیشتر دیده شده است...مصاحبه های نیش دار مدیران عامل و سرمربیان تیم ها در همین هفته های گذشته کاملا مستند این قضیه می باشد!

اما موضوع دیگری که به این فضای سیاه فوتبال باشگاهی ایران دامن می زند، ساختار فشل درآمدزایی در فوتبال ایران می باشد...اگر در همه جای دنیا تداوم نتایج خوب و کسب قهرمانی ها منجر به بیشتر شدن درآمد اصولی باشگاه ها و افراد فعال در آن می شود اما در فوتبال ایران این رویه وجود ندارد و پس از کسب یک افتخار که منجر به بالا رفتن صفرهای حساب یک باشگاه می شود، افرادی مدیرعامل و سرمربیان یک باشگاه را دوره می کنند که عملا میان این دو جناح شکاف زیادی را برقرار می کنند و در این فضا دور شدن طرفین از یکدیگر آنچه را به بار می آورد که امروز در پرسپولیس و استقلال و خیلی دیگر از تیم های لیگ برتری می بینیم که عمده آن نیز به جذب بازیکن و فعالیت های نقل و انتقالاتی معطوف می شود که دلیل آن هم در این زمینه کاملا روشن و مبرهن است...!

تعارض منافع شدید میان مدیرعامل باشگاه های لیگ برتری و سرمربیان آن ها در فوتبال ایران موضوعی مافوق طبیعی شده است و حجم آن به عمده دلایلی که شرح داده شد نشان می دهد فضای فوتبال ایران در بستر و ساختار تا چه اندازه آماتوری باقی مانده است.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه بیست و هفتم آبان ۱۴۰۲ و ساعت 11:29 |

بی لیاقتی در ساق و بی نزاکتی در انگشت

در شرایطی که لذایذ زندگی در این مرز و بوم روز به روز کوچکتر می شود و بر سختی نفس کشیدن در آن افزون و در روزهایی که "همت" بر این است که بار مشکلات اقتصادی بر دوش مردمانش با "هزار ملیارد تومان" تصاعدی رشد داشته باشد، فوتبال و ورزش آخرین سنگرها برای دلخوشی این جماعت جهت یادآوری زندگی بودند...

سنگرهایی که آن ها نیز بر سر سنگرنشینانش در حال فرو ریختن است و روز به روز رغبت نشستن زیر این سنگر کم و کمتر می شود...انگشت نورافکن قطعا بمب افکنی برای خراب کردن این سنگر نبود اما قطعا محلی است برای یادآوری های هرچه بیشتر پلشتی های این فوتبال...پلشتی که افتخارش زدن به میله انگلیس می شود و عصاره اش وی ای آر عاریه ای و چمن ثمبل شده برای تحقیر بیشتر آن...فوتبالی که با بلندی شاسی بر شادی هوادارانش آفورد می رود...فوتبالی که سال ها دست خالی از افتخار چه در عرصه ملی و چه در باشگاهی دارد ولی ادعایش در کنار قهرمان جام جهانی عکس یادگاری می اندازند...

فوتبالی که در خارج از مرزها خیلی وقت است عزت و احترام خود را از دست داده است و در داخل مرزهایش حالا نه فقط با پا که با انگشت هم آن را بر سر هوادارانش خراب می کند. فوتبالی که وقتی به یاد می آورد این نوجوانانی که در زمین برزیل را شکست می دهند الگوهایی از جنس سیاه کامل دارند و در بزرگسالی مثل سلف خودشان به بیراهه وادار می شوند اشک غم از پی شادی اش روان می شود...

حالا کلی توجیه و تفسیر بیاوریم که در فوتبال روز دنیا هم فلان بازیکن هم با هواداران رقیبش کری زشت می خواند و این قضایا را در فوتبال خودمان کش ندهیم و بازهم پودر بزک بر صورتش بپاشیم و از ادامه چهره سرخابی کشیده شده زرد این فوتبال مندرس لذت کافی و وافی ببریم...دریغ از اینکه تناسب در فوتبال ایران برعکس همه دنیاست اگر در همه جا ده درصد حاشیه و زشتی در فوتبال آن ها وجود دارد و 90 درصد باقی هیجان مثبت آن است اما این تناسب برای ما مثل خیلی از تناسب های دیگرمان برعکس چیده شده که هیچ دو دوتا در آن چهار نمی شود...

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۲ و ساعت 10:54 |