صعود شرافت به جای صعود روی کاغذ در کرمان معنا شد
در حال و هوای این روزهای فوتبال ایران که بحث جام فلزی و جام شرافت در کری های هواداران داغ است و در حد همان کری هم کاربرد دارد و عمدتا به واسطه جنس خود دستمایه طنز می شود، اما هوادارانی در همین فوتبال کشور هستند که تفاوت زخم صعود روی کاغذ و صعود شرافت را با پوست و گوشت خود لمس کردند و بدون فریاد درد آن را به جان کشیدند...

صحبت از فساد کشف شده فوتبال کشور در این روزها به لیگ یک فصل 1398 برمی گردد... به رقابت های دسته اول که هواداران مس کرمان آن فصل را خیلی خوب به یاد دارند... به فصلی که مس کرمان تنها به واسطه یک گل کمتر نتوانست به لیگ برتر صعود کند و حالا مشخص می شود که در بازی های آن فصل چه ملغمه ای دست به دست هم داده است که صعود روی کاغذ را برای تیم های آن فصل تغییر دهد...
اینکه بخواهی به جای تمرکز برروی توان و تلاشت، آن کار دیگر انجام دهی و به جای "کار" در زمین،" مار" در کنار زمین با صدای سازت به رقص در بیاوری، بسیار تا بسیار ساده ترست...مس کرمان هم این توانایی را داشت که در همان سال که بساط " فساد کن و جایزه بگیر" پهن شده است، دست به آن مار دیگر بزند و نه با یک گل کمتر از صعود باز بماند که با چند امتیاز بیشتر به لیگ برتر صعود کند!
مس کرمان هم البته دستش می رسید که به جای ذره ذره امتیاز جمع کردن در زمین مسابقه آن هم با مصیبت عظمی و ریختن خون و عرق برای رسیدن به رتبه های صعود، سکه پرانی کند و خود را آنقدر هم به زحمت نیاندازد که در نهایت در بیرون از زمین راه صعود مس کرمان را با آن یک گل زده کمتر بند بیاورند...
به طور قطع مس کرمان هم چشمک و خط دادن های آن طرف خط را در سال 98 که حالا پرونده اش گوش فلک را پر کرده است، دریافت کرده بود که بیائید پای معامله تا جواز صعود به نامتان زده شود اما مس در کرمان این کار را نکرد...
و همین ترک فعل و اجتناب از فساد بود که این همه اتفاق غیرعادی در طول لیگ و در هفته های آخر آن فصل برای مس کرمان پیش آورد که برای مثال در اراک گل شروین بزرگ بی هیچ دلیلی برابر آلومینیوم مردود می شود تا سرنوشت کل لیگ عوض شود...در بازی فوق حساس برابر سپیدرود در کرمان در دقیقه 91 پنالتی بر علیه مس کرمان اعلام می شود که گل شدنش می توانست کل لیگ را تغییر دهد.... بازیکنان تیم علم و ادب برابر یک تیم 7 گل می خورند اما برابر مس کرمان تا پای جان می جنگند و بعد از اینکه اجازه نمی دهند مس گل چهارم و صعود را به آن ها بزند، حتی بعد از سقوط در زمین به شادی می پردازند...
بازیکنان علم و ادب بعد از اینکه قرارمدارهای مالی با آن ها به ثمر نمی نشیند صراحتا می گویند که برای بازی کردن و نکردن خود در آن مقطع تتمیع شده بودند اما به جای رسیدگی به این موضوع، آن نامه مضحک برخی از مقامات وقت فدراسیون فوتبال در تشکر از این تیم منتشر می شود!!!.... برای بازی حساس هفته آخر مس کرمان در حالی که فدراسیون ورزشگاه بنیان دیزل را معرفی کرده بود اما به ناگهان در چند ساعت مانده به مسابقه بازی به چمن مصنوعی ورزشگاه شهرداری تبریز منتقل می شود تا سختی صعود برای مس بیشتر شود و....
همه این سیاهه فقط بخشی از بلایایی است که بر سر مس کرمان در آن سال 98 آمد تا سد راه صعود مس کرمان با سیما و بتن ساخته شود و حالا بوی گند آن سال مشام فوتبال ایران را کاملا آزرده کرده است...مس کرمان هم می توانست در آن سال برای اینکه همه این سیاهه هایی که عنوان شد و خیلی از سیاهه های دیگر هنوز سر به مهر باقی مانده است، برایش رخ ندهد یا حتی در وضعیتی دیگر تبدیل به نقاط سودآور برایش شود، دست به جیب شود، سکه پرانی کند، حواله خودرو وعده دهد، ساعت رولکس و هزار کار دیگر انجام دهد و در نهایت در شب آخر صعود روی کاغذ را جشن بگیرد...
اما مس کرمان در شرایط پرفساد آن سال نجیب تر از آن بود که دست به این اقدامات برای صعودش بزند و به واقع صعود شرافت را به صعود روی کاغذ ترجیح داد... مس شب آخر لیگ یک فصل 98 به قد عمر خود از بابت عدم صعودش با یک گل اشک ریخت اما سر خود را تا همیشه تاریخ بالا نگه داشت که در شرافت صعود کرده است و در مرداب آن سال لیگ یک، مثل یک گل نیلوفر پاک و زیبا باقی ماند...







