اندازه شما به کوچکی جیب مردم است نه دل های آن ها

شما می توانید در چارچوب زمین مسابقه ستاره باشید، بدرخشید، محبوب باشید و قهرمان شوید(که هیچوقت هم نمی شوید!)...شما می توانید روی پرده نفره ای سینما درخشان باشید، با هنرمندی مخاطب را تحت تاثیر قرار دهید و قهرمان سناریو باشید و جایزه معتبر بین المللی ببرید(که دیگر نمی برید!)...شما می توانید روی پیج اینستاگرام خود چندین هزار لایک بگیرید، از اکسپلور کلی ببننده داشته باشید، ثانیه هایی باعث شادی ملت شوید(که لوسی شما بیشتر از جنبه طنزتان شده!)... اما خارج از این چارچوب ها هیچ احترام ویژه دیگری نمی توانید داشته باشید مگر اینکه خود از مردم عادی و کوچه و بازار تاثیر گرفته باشید!

ماجرای کمپانی کوروش و شراکتی که افراد مشهور در کلاه برداری از جیب ملت داشتند یک بار دیگر نشان داد که این جماعت هیچ احترامی برای خود در دست ندارند و اصولا خیلی ساده می توانند همان احترام ساخته شده در قواعد کاری خود را به راحتی هرچه تمام تر با هر رقمی به چوب حراج بزنند.

تاثیرپذیری و اثرگذاری برروی قاطبه مردم جریانی خطی ندارد که برای مثال شما فرد مشهوری شوید و تا ابد هم محترم و محبوب بمانید...هیچ وحی منزلی در این باره نازل نشده است و فقط کافی است در یک سطر منافع مالی خود را بر منافع مردم کوچه و خیابان ترجیح دهید تا برای همیشه مثل مژه ای که از چشم می افتد و کاملا ارزش خود را از دست می دهد، از دیده خارج شوید...

شما همچنان می توانید در زمین مسابقه، روی پرده سینما، در صحفه گوشی و... هنر و استعداد خود را نشان دهید و در زمان یک موفقیت به صورت مقطعی بازهم با یک پروپاگاندا فقط احساس محبوبیت کنید اما هرگز قلبی را تسخیر نمی کند، یادی را برای خود تملک نمی کنید و دیدگانی در ذهن تاریخی به خود معطوف نمی گذارید و اینجاست که شاید درد فراموشی و بی توجهی را بتوانید با شمارش صفرهای منافع مالی که از این طریق به حساب جیب خود زده اید جبران کنید.

و البته برعکس شما، جماعت کف خیابان و کوچه خیلی از افرادی که کمتر از شما در این چارچوب ها استعداد داشتند و یا حتی موفقیتی یک دهم کمتر از شما در میدان کسب کردند را هیچگاه فراموش نمی کنند وقتی که نه فقط رفتن به کوروش کمپانی ها را ترجیح ندادند که حتی اگر جایی از دستشان برآمد از جیب و حساب خود ضرر کردند و گره از اخم و جیب ملت باز کردند.

شما با استعداد خود فقط و فقط در چارچوب همان ابعاد زمین مسابقه و پرده سینما، گوشی تلفن عزیز و محترم هستید اما برای بزرگتر کردن ابعاد این عزیزی، باید خود را به اندازه خیابان و کوچه های شهر و مردمش می کردید که نکردید و مثل داستان این کمپانی و امثالهم اگر توانستید خود را به کوچکی جیب آن مردم کردید نه دل های آن ها!

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه سی ام بهمن ۱۴۰۲ و ساعت 10:31 |

سه گام برای پرش مس

با مشخص شدن تکلیف مدیریتی باشگاه مس کرمان و انتخاب مدیرعامل جدید این باشگاه و صحبت های دلگرم کننده مقامات ورزش شرکت مس در جلسه معارفه محمد رضا کافی مبنی برتوجه هرچه بیشتر و نظم بخشیدن به فعالیت های باشگاه های مس، حالا باید منتظر عبور از روزهای سخت زمستانی حاکم بر باشگاه مس کرمان بود.

هرچند روزهای فسرده، سخت و سرد باشگاه مس کرمان مسیر تردد را برای حرکت چالاکانه این باشگاه به راحتی باز نخواهد گذاشت و برداشتن گام ها به صورت دقیق، پیوسته و هدف دار برای عبور هرچه سریعتر از تبعات مشکلات ایجاد شده، صبوری و تاب آوری خود را طلب می کند، اما سه گام اساسی می تواند زمینه پرش این باشگاه را به خوبی فراهم کند... سه گامی که خیلی موضوعات عجیب و پنهانی نیستند اما نبود این موضوعات اساسی زمینه بسیاری از مشکلات را ایجاد کرده است و حالا حرکت بر اساس این سه گام می تواند باشگاه مس را آماده یک پرش بلند کند...

ثبات مدیریت
بدون هیچ شکی یکی از مهمترین عوامل ضربه پذیری باشگاه مس کرمان در همه سال های اخیر عدم ثبات مدیریتی حاکم بر این باشگاه بوده است...این موضوع همیشه و همیشه مطرح شده است و البته هیچگاه شرایط اساسی برای ثبات و تحکیم مدیریتی نیز بر این باشگاه حاکم نشده است. رکورد فوق العاده دردآور باشگاه مس کرمان در تغییر مدیرعامل که در همین یک سال اخیر 4 بار به دست تغییرات سپرده شده بود شرایط باشگاه مس کرمان را کاملا شکننده کرده است. در دور جدید مدیریت باشگاه مس کرمان باید سرانجام تابو این موضوع شوم برای باشگاه مس کرمان شکسته شود و زمینه برای یک مدیریت با بازه زمانی استاندارد برای این باشگاه حاکم شود. اینکه زمینه های ثبات مدیریت در باشگاه مس کرمان چگونه ایجاد می گردد خود یک موضوع اساسی برای بحث می باشد که قطعا در رابطه با آن صاحبان نظر بیشتر به صحبت می پردازند اما بهرشکل از واجبات باشگاه مس کرمان این گام اساسی در ثبات مدیریت است.

قانونمند کردن حرکت باشگاه
یکی دیگر از موضوعات اساسی که در باشگاه مس کرمان لزوم وجود آن همیشه احساس می شد اما کمتر به آن ورود صورت گرفت تا زمینه ساز بسیاری از مشکلات این باشگاه گردد، نبود یک حرکت و سیال نظام مند و هدف دار در جریان بدنه این باشگاه بود... نبود یک چارت قوی برای مشص شدن اجرای حرکات این باشگاه چه در بعد فنی و چه در بعد اداری و چه در هزینه کردها از دردهای همیشگی این باشگاه بوده است که سبب می شد هیچگاه حساب و کتاب و دو دوتا این باشگاه حتی به چهار نیز نزدیک نشود... اما با وجود یک آئین نامه نظام مند که به دقیق ترین شکل ممکن تدوین و تصویب گردد و حرکت برروی تعاریف دقیق شرح وظایف و عبور مسائل از مجاری تخصصی خود، حرکت نامنظم سیستم باشگاه مس کرمان را کاملا منظم خواهد کرد که این نیز در سایه یک مدیریت قوی و با ثبات برای این باشگاه نه فقط در یک بازه زمانی محدود که تا همیشه می تواند حرکت هدف دار باشگاه را تضمین کند و در صورت انحراف نیز به سرعت آسیب حرکت را شناسایی و رفع نماید و البته حجم عظیمی از تنش ها و درگیری های باشگاه چه در دورن و چه بیرون خود را برای همیشه پایان بخشد.

دوری از سیاست زدگی
یکی دیگر از معضلات اساسی باشگاه مس کرمان قرار گرفتن اصول تصمیمات بر مبناهایی خارج از ابعاد فنی بوده است... هرچند ورزش سیاست زده کشور که موضوعی غیرقابل کتمان است سبب می شود که اثرگذاری سیاست بر ورزش امری غیر قابل اجتناب شود اما اینکه صفر تا صد مسائل ورزشی یک باشگاه تحت تاثیر جریانات سیاسی و درگیری های مربوط به این حوزه گردد، بازهم از آن عوامل آسیب زننده ای است که در بلند مدت می تواند بلاهایی بر سر یک مجموعه ورزشی بیاورد که باشگاه مس کرمان به خوبی به اثرات این ضربات درد آشنایی دارد.این موضوعی است که همه اهالی ورزش کرمان، خانواده باشگاه مس و هواداران این باشگاه امید دارند بعد از انتخابات پیش رو، نسبت به باشگاه مس کرمان تغییر اساسی داشته باشد و نگرش سیاست زده حاکم بر باشگاه مس کرمان، بعد از انتخابات پیش رو به یک جرح و تعدیل منطقی برسد تا حجم عظیمی از آسیب های حاکم بر این باشگاه کم و کمتر شود.

بهرشکل این سه موضوع که سه گام اساسی باشگاه مس کرمان برای پرش بلند از روی موانع مشکلات خود محسوب می شوند، در تعابیر و تعاریف بسیار کلی می باشند و جای بحث برروی آن ها برای مقامات، صاحب نظران و رسانه ها بسیار باز می باشد که پرداختن به آن ها در این مقطع اهمیت فوق العاده ای را نیز دارا می باشد.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در جمعه بیست و هفتم بهمن ۱۴۰۲ و ساعت 14:28 |

بزرگی مس را همه در کرمان باید بسازیم

پس از استعفای امیری خراسانی از مدیریت باشگاه مس کرمان، انتخاب مدیرعامل جدید این باشگاه برای چند هفته به درازا کشید که بهرشکل این موضوع برای باشگاه مس کرمان چالش ساز و سخت بود اما در پی این روزهای طولانی این امیدواری وجود داشت که با یک انتخاب درست از سوی شرکت مس، امیدواری برای روزهای پیش رو باشگاه مس کرمان باقی بماند.

انتخاب فردی از بدنه ورزش شرکت مس که کاملا با جریانات اخیر باشگاه مس کرمان آشنایی داشته باشد و البته مناسبات این باشگاه را با شرکت بتواند حفظ کند یکی از مهمترین فاکتورهایی بود که در این انتخاب جدید کاملا نیاز آن حس می شد و خوشبختانه با انتخاب محمد رضا کافی به سمت مدیرعاملی باشگاه مس کرمان این فاکتور مهم و اساسی در جهت این موضوع کاملا برآورده شد.

بهرشکل جمیع اتفاقات رخ داده در باشگاه مس کرمان سبب می شد که نیاز بر این باشد سکان مدیریت این باشگاه در اختیار شخصی قرار گیرد که کاملا با مناسبات و جنس ارتباطی باشگاه و شرکت مس آشنایی داشته باشد تا بسیاری از خلاء های شکل گرفته در بدنه این باشگاه را پوشش دهد و از سوی دیگر نیز با نوع مشکلات اساسی باشگاه مس کرمان آشنایی کامل داشته باشد.

محمدرضا کافی که سابقه ای کاملا قابل توجه در مدیریت ورزش شرکت مس و باشگاه های این شرکت دارد و در دو بازه زمانی نیز در مدیریت باشگاه مس کرمان حضور داشته است فاکتورهایی از جمله اشراف بر مشکلات باشگاه مس، آشنایی با چالش های این باشگاه ها و نحوه تصمیم گیری های ورزشی در شرکت مس دارد و همین آشنایی سبب می شود که در گام اول بستر برای رفع بسیاری از مشکلات و البته برنامه ریزی برای خروج از مصائب اساسی که همواره یقه گیر باشگاه مس کرمان بوده است فراهم گردد.

البته همه خانواده باشگاه مس کرمان که در مدت اخیر سنگینی بار مشکلات را بر دوش خود با تمام وجود احساس کردند و متوجه شدند برای رهایی باشگاه از قید بسیاری از مسائل باید در مرحله اول دلسوزی و همدلی از دل شهر کرمان شکل بگیرد و وضعیت شکننده ای که بر باشگاه مس کرمان حاکم شده است در گام نخست نیاز به ترمیم اساسی دارد که این موضوع فارغ از هر شعاری هماهنگی و همدلی واقعی را طلب می کند.

در همین روزهای سخت باشگاه مس کرمان شاید اتفاقاتی رخ داد که ثابت می کرد اهالی کرمان زمین و خانواده باشگاه مس در سخت ترین شرابط برای اعتلای پرچم مس اتفاقا تلاشی سخت تر از خود نشان می دهند و این نشان از یک عشق بزرگ به نام کرمان و باشگاه مس دارد... موفقیت های بزرگ تیم های بسکتبال و هندبال، قهرمانی تیم تیراندازی باکمان بانوان و نتایج عالی دختران فوتسالیست مس کرمان در لیگ برتر خود و صعود تیم های فوتبال نونهالان و زیر 18 سال مس کرمان به مرحله بعد رقابت های خود و... همه اتفاقات بزرگی هستند که شاید در باشگاهی به غیر از مس کرمان با وجود حجم عظیمی از مشکلاتی که بر سر آن ویران شده بود هرگز رخ نمی داد اما معنای دقیق همدلی و تلاش صادقانه برای بزرگ کردن نام مس بود که سبب شد با وجود کوه عظیم مشکلات این فصل بازهم این باشگاه خالی از افتخار نماند و همین موضوع نشان می دهد که همه خانواده مس و اهالی کرمان برای خوشبختی این باشگاه فداکارانه در مسیر اهدافی قرار می گیرند که صادقانه آن ها را در جاده بزرگی قرار دهد.

هرچند در امتداد همین مشکلات شاهد اتفاقات تلخی مثل سقوط تیم جوانان و ورای همه این موضوعات نتیجه نگرفتن تیم فوتبال مس کرمان در لیگ یک برای بازگشت به لیگ برتر بودیم اما حالا با رفع تدریجی مشکلات و چالش ها و فراهم شدن زمینه و بستر برای گذاشتن گام های با ثبات و برنامه ریزی شده، قطعا هم فضا برای شکوفایی بیشتر تیم های باشگاه مس کرمان فراهم خواهد شد و هم در راس همه تیم های این باشگاه، تیم فوتبال مس کرمان آن شخصیت طلایی خود را در رقابت های لیگ یک بازپس خواهد گرفت.

مس حالا یک جامعه قوی در کنار مدیریت جدید خود در کرمان می خواهد تا فارغ از شعارزدگی ها ثابت کند با حرکتی متوازن که بر یک برنامه ریزی اصولی بنا نهاده شده است جرکتی گام به گام، تدریجی و پیوسته به سوی ساخته شدن دوباره یک باشگاه متشخص و حرفه ای به تمام معنا برمی دارد و این بستری است که همه خانواده مس و شهر کرمان باید در آن دخیل باشند.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۲ و ساعت 10:39 |

دقیقا کدام تغییر قرار بود ما را قهرمان آسیا کند؟!

بازی الاکلانگی و پرنوسان تیم ملی در جام ملت های آسیا در قطر دقیقا به همان میزان که سبب می شد به آینده این تیم خوشبین باشیم، می توانست ناامیدی از رسیدن به مقصد را هم برایش متصور کند که در نهایت همان همیشگی نصیب فوتبال ایران شد...یعنی ناامیدی از بالا بردن جام قهرمانی ملت های آسیا بر سر.

البته که این ناامیدی خیلی موضوع عجیب و غریبی نیست و زمانی که داغ باخت و شکستی مجدد در راه رسیدن به قهرمانی آسیا برای ما فرو نشست می کند، تازه با خودمان مرور می کنیم برای ما دقیقا چه پیشرفت شگرفی در فوتبالمان حاصل شده بود که انتظار داشته باشیم خارج از اتفاقات و با برنامه ای که ریخته ایم راه قهرمانی آسیا را فراهم کرده باشیم؟!

آیا در عرصه تیم های ملی پایه در سال های گذشته اتفاق خاصی رخ داده بود که قرار باشد ثمره آن را با قهرمانی در این جام حاصل کنیم؟!

آیا در عرصه باشگاهی به یک حرفه ای گری واقعی رسیده بودیم و در لیگ فوتبال ایران، زمینه را به طور کلی منقلب کرده بودیم که نتیجه اش تحول فوتبال ملی در جام ملت ها باشد؟!

آیا در عرصه ورود مهره های طراز اول فوتبال دنیا به کشور وضعیت را عوض کرده بودیم که یا جنس بنجل به داخل کشور با هزینه بالا وارد نکنیم و یا اگر متاع خوبی هم از فوتبال ایران آوردیم به سرعت زمینه فرارش را فراهم نکنیم؟!

آیا عرصه مدیریت فوتبال ایران دچار اصلاحات اساسی شده است که از قانون های من درآوردی و تخریب کننده دور شده باشد و نظم و دسیپلین واقعی بر مدیریت فوتبال ایران حاکم شده باشد؟!

آیا در راه آماده سازی تیم ملی شرایط جدیدی حاکم شده اتس که بتوانیم به راحتی با تیم های ملی بزرگ بازی دوستانه داشته باشیم و یا شرایط استفاده از امکانات روز دنیا را با مراوده خوب بین المللی داشته باشیم که ماحصلش را در جام ملت ها منتظر باشیم؟!

آیا برروی نیمکت تیم ملی اتفاق خارق العاده ای رخ داده بود و بعد از کیروش تیم ملی را به تفکری سپرده بودیم که چه حالا و چه در آینده منتظر باشیم که چندین و چند سال پشت سر هم در خوب بودن و گرفتن متوالی یقه بزرگان فوتبال آسیا و دنیا به ثبات برسیم؟!

آیا در همین امکانات زیرساختی فوتبال کشور به بزرگی و ادعا رسیدیم یا اینکه همین ورزشگاه آزادی را هم در عرصه بین المللی سوژه خنده کردیم و در جزئیاتی مثل وی ای آر قصه هفتاد من درست کرده ایم؟!

نه عزیزان...ما نه تنها به هیچکدام از این ها دست پیدا نکردیم که حتی خیلی چیزهای دیگر را هم از دست دادیم و حالا همان همدلی که معجزه فوتبال در این مملکت بود و روزگاری زبان مشترکمان در شادی و غم می شد را به چوب حراج زدیم تا همان داشته های اندکمان را هم از دست داده باشیم...

و البته که همه این کم بودها و نشدن ها مرهون همان تفکری است که بعد از برد برابر ژاپن آن را دست آورد دولت توئیت می کند و در همان جا پای همه نداشته ها و کمبودهایمان برای نرسیدن و نشدن ها امضا می زند.

حالا خیلی راحت می توانیم بفهمیم چرا همچنان همان جایی ایستاده ایم که قبلا ایستاده بودیم و حتی چند گام عقب تر هم رفتیم... کدام دست قرار بود برای ما راه قهرمانی بسازد و کدام عزم توانسته بود کمبودهایمان را حداقل در بخشی از آن جبران کند که حالا منتظر جام قهرمانی آسیا بعد از 50 سال باشیم؟!

فوتبال خیلی وقت است از بازی اتفاقات و بی ثباتی در زمین خارج شده است و برای موفقیت در آن علم و ثبات در خوب بودن می خواهد و برای مایی که در بد بودن و بد ماندن دوست داریم ثبات داشته باشیم، جایی برای افتخار آفرینی در حد قهرمانی نیست.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در پنجشنبه نوزدهم بهمن ۱۴۰۲ و ساعت 19:6 |

این دست ها سمبل تعصب شدند

تیم های بسکتبال و هندبال مس کرمان در حالی این روزها در لیگ های برتر خود در سطح کشور با کسب پیروزی های بزرگ آبروی این باشگاه و ورزش شهر شده اند که شرایط برای نتایجی غیر از این برایشان فراهم بود!

تیم بسکتبال مس کرمان در حالی تبدیل به غول کش بزرگ رقابت های لیگ برتر این فصل کشور شده است و هفته به هفته روند نتایج عالی خود و کسب پیروزی برابر مدعیان را تکرار می کند که در ابتدای بازی ها به واسطه وضعیت کلی حاکم بر این تیم، حتی خوشبین ترین هوادار بسکتبال در کرمان گمان نمی کرد که این تیم تا این حد عالی اخبار پیروزی خود را در این فصل تکرار کند.

بسکتبالیست های مس کرمان به غیر از شهرداری گرگان و ذوب آهن، تمامی تیم های مدعی این فصل یعنی کاله، مهرام، طبیعت، پالایش آبادان و... را شکست دادند و در حالی این پیروزی های پیاپی را کسب کرده اند که از نظر هزینه کرد و امکانات حتی قابل قیاس نیز با این تیم ها نبودند.

این تیم شایسته به تمام معنا در حالی با حداقل اختلاف امتیاز نسبت به تیم های بالاسر، در رده هفتم جدول رده بندی قراردارد که در ابتدای فصل، کار خود را بسیار پرمصیبت تر از 5 تیم پائین تر از خود آغاز کرد و در جریان مسابقات نیز حجم مشکلاتش بسیار فراتر از آن ها بود.

سبد بسکتبالیست های مس کرمان در ابتدای فصل پر از موج ناامیدی بود که فقط انتظار دیدن این تیم در پائین ترین نقطه جدول را داشت اما محمد سیستانی سرمربی جوان، بومی و آینده دار این تیم به همراه سایر اعضای این تیم یک شایستگی محض را معنا کردند و ثابت کردند غلبه بر مشکلات در زمین مسابقه و تحمل رنج رسیدن به پیروزی به صورت مضاعف فقط در حرف و سخن نیست و اگر قرار باشد یکی از تیم هایی که به عنوان سمبل تعصب در تاریخ ورزش کرمان و حتی بسکتبال ایران اسم برده شود قطعا با فکت های فراوان همین تیم بسکتبال مس کرمان می تواند باشد.

از سوی دیگر تیم هندبال مس کرمان نیز بسان همین تیم بسکتبال در حالی بر رکورد صددرصد پیروزی خود در این فصل از لیگ برتر و صدرنشینی تاکید دارد که در مشکلات وضعیتی مشابه با تیم بسکتبال هم باشگاهی خود دارد اما این دو تیم در خوب بودن آن هم در شرایطی غیرطبیعی رقابتی بسیار جذاب و شیرین و صد البته ستودنی برپا کرده اند تا آبروی ورزش شهر کرمان و باشگاه مس این شهر در این سال سرد و خشک از نعمت الهی باشند.

شرایط برای بد بودن نتایج این تیم کاملا فراهم بود و شاید اگر این دو تیم امروز به جای این غرور آفرینی ها، زیر چرخ رقیبان خود له شده بودند اتفاقی طبیعی در جریان نتایج آن ها رخ داده بود اما غیرت و تعصب و تلاش صادقانه آن ها در زمین مسابقه و برابر حریفان نتایج آن ها را تا این هفته کاملا غیرطبیعی در خوب بودن ساخته است و از همین رو به پاس تلاش این دست های استوار و شایسته که توپ پیروزی را از دستان خود رها نمی کند و به حریفان نمی سپارد کلاه از سر برمی داریم و صمیمانه بر آن ها بوسه میزنیم.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه هفدهم بهمن ۱۴۰۲ و ساعت 13:13 |

این خامه روی کیک را قورت بده

همانطور که قبل از بازی با ژاپن گفتیم بی ثباتی همیشه بد نیست و تیم ملی در همین تورنمنت هم ثابت کرده بود که همیشه به بدی بازی برابر سوریه و هنگ کنگ نیست و می تواند همانند نیمه دوم بازی برابر ژاپن چنان آفتاب عالم تابی را طلوع دهد که چشم همه را خیره نماید.

و البته نکته ترسناک بی ثباتی هم در همین موضوع است که این تیم قابلیت این را دارد که در دیگر بازی ها نیز در ارائه آن فوتبال بی نظیر در نیمه دوم بازی برابر ژاپن ثبات نداشته باشد و ناگهان چهره ای دیگر از خود ارائه نماید.

تیم ملی که در نیمه دوم بازی با ژاپن تیغ حذف و تبعات آن را بر گردن خود احساس می کرد تا دیگر چیزی برای از دست دادن نداشته باشد، به طور کامل ترس خود را در رختکن جا گذاشت تا با ارائه یک بازی شجاعانه روی خوب خود را به شکلی تمام رخ نشان دهد و خاطره ای تا همیشه خوب از این بازی برای فوتبال ملی ما برجای بگذارد.

اما حالا ایران به بازی نیمه نهایی برابر قطر می رسد جایی که خامه پس از آن کیک سفت و لعنتی ژاپن محسوب می شود و انتظارها به گونه ای دیگر تعبیر می شود و آن اینکه تیم ملی خیلی راحت تر بتواند این خامه را قورت دهد...و البته که در طول تورنمنت هایی از این دست همیشه همین خامه گلوگیر ما شده است که باید به شدت از تکرار این موضوع در این جام اجتناب کنیم.

البته این ترس حاصل چند دهه تجربه مشابه برای فوتبال ایران در تورنمنت های مختلف می باشد و این موضوع به همان بی ثباتی در خوب بودن در کل مسابقات جام برمی گردد...جایی که تیم ملی با اقتدار کره و عربستان را برد اما در نیمه نهایی نتوانست همه آن خوب بودن را تکرار کند....جایی که تیم ملی برابر آرژانتین عالی بازی کرد و یک امتیاز مفید برابر نیجریه گرفت و در شبی که همه فکر می کردند بوسنی را به راحتی می برد تا به مرحله بعد صعود کند به بدترین شکل ممکن باخت... جایی که کره جنوبی را در یکی از دراماتیک ترین بازی های جام ملت های آسیا شکست داد اما برابر چین در نیمه نهایی نتوانست نمایش درخشان خود را برای فینالیست شدن تکرار کند... جایی که پیروزی عالی برابر مراکش و نمایش فوق العاده برابر اسپانیا می توانست به شاهکار صعود برابر پرتقال بی انجامد و اما دقت لازم برای این بزرگی نبود... جایی که بعد از آن بازی عالی برابر ولز در جام جهانی همه چیز برای صعود ایران از گروهش ولو با یک مساوی فراهم بود اما به راحتی تسلیم آمریکا شد...

همه این سیاهه بالا که نشات گرفته از یک بی ثباتی در خوب بودن در طول یک تورنمنت برای تیم ملی ایران محسوب می شود سبب می شود که بازهم با رسیدن به بازی که حکم خامه روی کیک را دارد از مزه کردن آن هراس داشته باشیم ولو اگر بازی برابر قطر باشد.

ترس ما از قطر نیست...ترس ما از همان بی ثباتی است که گاهی ما را به سان یک قهرمان در نیمه دوم بازی برابر ژاپن چهره می زند و گاهی یک ناکام محض در رسیدن به خط پایان...شاید نباید از این پیروزی ارضا شویم... شاید نباید این جمله را در ذهن لقلقه کنیم حالا که ژاپن را بردیم در صورت باخت برابر قطر و نرسیدن به فینال چیزی از ارزش های ما کم نمی شود... شاید نباید این بار دیگر در باد یک برد بزرگ خواب برویم که با یک باخت تمام آن را ضدحال کنیم...

تیم ملی به یکی از بزرگترین اهدافش در طول این بازی ها رسید که همان شخصیت سازی برای خود بود اما این همه هدف قطعا نیست و صرفا پیروزی بر ژاپن در یک چهارم نهایی نباید غایت قله این تیم در فتح کردن باشد... تیم ملی در حال حاضر فقط در دو بازی پیش رو همان ثبات بازی خود در نیمه دوم برابر ژاپن را می خواهد...کاری که اگر تیم ملی ایران قادر به انجام آن باشد جایی در تاریخ را برای همیشه به خود اختصاص خواهد داد.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه پانزدهم بهمن ۱۴۰۲ و ساعت 10:1 |

مهمترین عامل ناامیدی دلیلی برای امیدواری!

برخورد متضاد همچنان برای این تیم ملی در جام ملت ها زبانه می کشد... از یک سو اکثریت نظرهاحداقل تا پیش از بازی با ژاپن کمترین شانس را به این تیم ملی در جهت برد می دهد و از سوی دیگر باخت و حذف در این مرحله پوست آن را به سلاخی خواهد برد...

البته که این برخورد متضاد، ناشی از رفتارهای متضاد همین تیم ملی است و تضاد چه در بعد فنی و چه در رفتارهای غیرفنی و حاشیه ای سبب شده است که این لباس ناموزون بر تن تیم ملی بنشیند.

از رفتارهای متضاد اعضای تیم ملی در ابعاد غیر فنی که بگذریم اما در بعد فنی هم تضاد در روح و روان این تیم به وفور یافت می شود و همین رفتار متضاد سبب می شود که مثلا برابر تیم خوبی مثل فلسطین و یا حتی امارات بازی هایی قابل قبول ارائه کند و ناگهان برابر هنگ کنگ و سوریه به بدترین حالت ممکن نفسش به شماره بی افتد.

تضادی که سبب می شود تیم ملی در خلق موقعیت گل، خوب باشد و در زدن گل ناکام و البته به همان اندازه که در خلق موقعیت عملکرد خوب برجای می گذارد در کارهای دفاعی به شدت ضعیف باشد و با کوچکترین فشاری از سوی حریفان دروازه خود را شکننده ببیند.

تضاد در این تیم یعنی تیم ملی با وجود اینکه کاملا مدعی رسیدن به فینال و حتی قهرمانی قلمداد شود، اما مدعی نمی باشد و در بازی های بزرگ کسی را از بابت قدرت خود دلگرم نمی کند.

همین تضاد به این معنی است که ضعف های تیم ملی آنقدر زیاد است که برابر ژاپن شانسی برای پیروزی نداشته باشد اما اگر نتواند پیروز این بازی باشد باید گردن خود را برای بریده شدن آماده کند و از همین رو باید از دل همین تضادهایش بازی را به سود خود برهم بزند.

تضادی که از سوی همه تیم ملی چه در کادر فنی و چه در بازیکنانش وجود دارد شاید در بازی برابر ژاپن به سود این تیم رقم بخورد که البته احتمالش بسیار کم است اما شاید در این چهره که تضادها آن را غیرقابل پیش بینی کرده است، ناگهان چهره ای زیبا حداقل تا قبل از بازی بعدی پدید آورد.

خوبی بی ثباتی و این تضادها در این است که شاید به طور ناگهانی زیباترین چهره و روی خوب در زمانی که انتظار ندارید طلوع کند هرچند که این موضوع اصلا روی قطعی ندارد چراکه همان بی ثباتی و تضادها بیشتر از آنکه امیدواری ایجاد کند، ناامیدی همراه با توقع ایجاد می کند.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه چهاردهم بهمن ۱۴۰۲ و ساعت 10:37 |

حسین خانی راه پیش رو را از دل آن تجربه تلخ می سازد

دنیای فوتبال دقیقا به گردی توپ آن می ماند و همین گردی هم موجب می شود که هیچکس در این دنیای پر از شکست و پیروزی نه تا همیشه قدیس و فاتح باشد و نه شکست خورده مطلق... و از همین روست که هر زمان از زبان شخصی برای یک عضو از دنیای فوتبال، حکم یک خطی اسطورگی ابدی و یا شکست خورده همیشگی شنیدید، به نیت که نه، به سوء نیت حرف گوینده توجه داشته باشید....

این موضوع برای همه اهالی دنیای فوتبال در همه جای این کره خاکی صدق می کند و فرزاد حسین خانی به عنوان یکی از شناخته شده ترین و با سابقه ترین چهره های فوتبال کرمان و باشگاه مس کرمان هم کاملا صادق است.

بعد از چند ماه انزوای نام فرزاد حسین خانی که موضوعی طبیعی بعد از ماجراهای تلخ فصل گذشته مس کرمان محسوب می شد، مدتی است که نام وی برای هدایت برخی از تیم ها مطرح می شود که این موضوع هم دقیقا طبیعت و مختص همین زمان است چراکه نه سن و سال فرزاد حسین خانی به گونه ای است که پرونده مربیگری فوتبال او را بسته شده بدانیم و نه انگیزه های او به همین زودی در این دنیای پراز پستی و بلندی فوتبال به اتمام می رسد و نه فوتبال کرمان باید اجازه دهد که یکی از چهره های مطرح خود در فوتبال کشور به همین سرعت بر باد رفته باشد و هزینه صورت گرفته فوتبال کرمان برای پرورش حسین خانی و سرمایه گزاری برروی او در فوتبال کشور، در همه این سال ها سوخته گردد...

در اینکه فصل قبل فرزاد حسین خانی به همراه مس کرمان در رسیدن به هدف خود ناکام بود جای بحثی وجود ندارد اما از همان زمان هم کاملا مشهود بود گذاشتن تمامی تخم مرغ های این شکست صرفا در سبد او نیز البته که کاری بسیار دور از انصاف است....از همان سال گذشته شرایط غیرطبیعی حاکم شده بر مجموعه ورزش مس کاملا احساس می شد و هیچکس به انزارهای ادامه دار شدن این موضوع توجهی نکرد تا دامنه دار شدن آن مسائل در سال جاری مثل یک سونامی هولناک آثار خود را کاملا این روزها برجای بگذارد....

ماجراهای این روزها یک نکته را ثابت می‌کند که در سال گذشته نیز بسیاری از اتفاقات از جنبه غیرفنی در تیم مس کرمان اثرگذار شد که در نهایت به دل تیم سرایت کرد و همه را متضرر کرد و چه بسا اگر سال گذشته مسیر درگیری و خودزنی در تیم مس کرمان کمتر پیش روی این تیم کشیده می شد و اتفاقات سال گذشته تیم مس کرمان به گونه ای حرکت می کرد که بیشتر از حواشی، فضای کار فنی را باقی می گذاشت و حاشیه ها به طور کامل متن را در مس نمی بلعید، چه بسا توانایی های فنی همه اعضای مس کرمان به راحتی هدف را برای این تیم محقق می کرد....

بهرشکل گرفتن نتیجه یک خطی از بابت اتفاقات سال قبل و محکوم کردن تنها یک بخش و یک نفر از بابت آن شکست، اصلا منصفانه نیست و برای فرزاد نیز در کنار همه، صدور این حکم که کار او در مربیگری و فوتبال دیگر تمام است از آن جمله های های غرض دار محسوب می شود که نیت پشت آن هم کاملا مشخص است اما قطعا حسین خانی هم که تنها سال چهارم مربیگری رسمی خود را پشت سر می گذارد، به اندازه چهل سال از ماجراهای سال گذشته تجربه و درس گرفته است و به خوبی می داند که موفقیت آینده در عدم تکرار اشتباهات گذشته است و در کنار این موضوع دنیایی از انگیزه برای اثبات دوباره خود دارد و در این مسیر قطعا تیمی هم که از این شاخصه های حسین خانی بهره بگیرد و زمینه را برای این ارائه فراهم کند کاملا منتفع از آن ها می شود.

حسین خانی البته خودش بهتر از هرکسی می داند که برای انتخاب چالش جدید خود از هر تیمی در سراسر کشور، تا چه اندازه باید با دقت و هوشیاری عمل کند و با دوری از اشتباهات گذشته و استفاده از همه تجربیاتی که چه در موفقیت با مس نوین در لیگ دو و چه با مس کرمان در لیگ یک و جام حذفی و چه تجربه تلخ مس کرمان در لیگ برتر، مسیر طولانی مربیگری پیش روی خود را با همان گام های منظم و منطقی که در سر دارد پشت سر بگذارد.

حسین خانی مثل دوران بازی خود در دوران مربیگری هم بالا و پائین پیروزی و شکست را لمس خواهد کرد و او که می داند مسیر فوتبال برخلاف چمن سبزش اصلا مخملی و نرم نیست، هوشیارانه و هدفمند این راه سخت و پرچالش مربیگری را نیز با دقیق ترین و کم ترین اشتباهات گام خواهد زد تا در روزهایی که حجم زیادی از بازیکنان استان به فوتبال ایران ارائه شدند، در مربیگری هم مسیر در عرصه فوتبال کشور برای این مربیان ابتر و ناقص نباشند و زمینه برای ورود مربیان استان هشت در بالاترین عرصه فوتبال کشور همچنان فراهم باشد.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه یازدهم بهمن ۱۴۰۲ و ساعت 10:3 |

درویش در خرابکاری توانگر می شود؟!

مدیرعامل باشگاه پرسپولیس را باید از آن دسته مدیرانی دانست که نه بخشی از مدیریت را که تمامی آن را بر پایه سیاست بازی و عدم صداقت در برخورد با مخاطب تعریف کرده است.

این موضوع را نه فقط در نحوه جدایی یحیی گل محمدی از پرسپولیس که از همان برخورد عمومی او با مردم و مخاطبانش در ماجرای انتخاب سرمربی جدید پرسپولیس می توان به راحتی درک کرد.

مصداق واقعی مدیریتی آقای درویش را زمانی متوجه شدیم که پس از تصمیمات مدیریتی خود، زیر پتو و در صندلی عقب ماشین پنهان شده بود و یا دروغ هایی که در حماسه اهدای قالی به رونالدو توسط وی مطرح شد نشان داد که ایشان شاید در سیاست ورزی های ناصادقانه خود البته خیلی مهارت زیادی هم ندارد...

درویش با سبک مدیریتی خود که البته خیلی هم عجیب و ناشناخته نمی باشد! عملا مخاطبان خود را از اطرافش فراری می دهد و همین شده است که امروز پرسپولیس علی رغم فصل فوق العاده موفق خود در سال گذشته و امید به بالای قهرمانی که در این فصل دارد، در اوج حاشیه و بحران قرار گرفته است.

این سبک مدیریت هرچند برای عده ای خوشایند باشد و موجب تحسین در مجامع خصوصی قدرتمند گردد که برخی اهداف خاص را کاملا بر ثمر می نشاند، اما به واسطه بازخورد عمومی خود، در نهایت سبب فرسودگی و خستگی مجموعه می شود که تبعاتش تا چندین سال در بدن مجموعه باقی می ماند.

این سبک مدیریت که در تیم رقیب یعنی استقلال نیز در سال های گذشته به وفور یافت شده است و به نظر می رسد مدیرعامل فعلی پرسپولیس همان شیوه و منشی در پیش گرفته است که در سال های گذشته روی صندلی مدیرعاملی تیم رقیب برای ناکامی بارها طی مسیر کرده بود و این نگرانی وجود دارد که بازهم قرار است تیم پرسپولیس به سان آنچه که در دهه هشتاد و ابتدای دهه 90 تجربه کرد، اسیر تصمیمات مدیرانی شود که البته صداقت در جهت موفقت مجموعه برای آن ها الوبت چندان زیادی ندارد.

هرچند هیچکس انتظار ندارد که یک مدیر 100 درصد منش مدیریتی خود را بر صداقت بگذارد و بهرشکل هر مدیری نیاز به درصدی از سیاست ورزی دارد اما اینکه یک مدیر نیز 100درصد برنامه مدیریتی خود را بر عدم صداقت و فریب اطرافیان و اهدافی خارج از موفقیت و انسجام مجموعه بگذارد نیز از آن دست مدیریت هایی است که لطملت طویل المدت بر دست مجموعه باقی می گذارد.

حالا جناب درویش با همین تصمیم گیری های چند ماهه اخیر خود و انعکاس آن در مخاطبانش، خود ارزیابی کند که مدیریتش در کدام دسته قرار می گیرد و در پس همه رفتارهای مدیریتی او، موفقیت و انسجام مجوعه خوابیده است یا خوش باشی و به هدف نشاندن مقاصدی خاص که در گرو خراب کردن یک مجموعه می باشد؟!

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۲ و ساعت 12:42 |

زنگ ریاضی رسید

جام از این جا برای ایران شروع می شود و حالا با رسیدن به مرحله حذفی رقابت ها زنگ ریاضی با ریاضت فراوان خود برای تیم ملی آغاز می شود به این امید که کوچکترین اشتباهی در محاسبات قلعه نویی و شاگردانش صورت نگیرد.

در دور گروهی این مسابقات که بیشتر به زنگ انشا شباهت دارد، شکل برگزاری رقابت ها و نوع حریفان به گونه ای هست که دست اشتباه را برای تیم های مدعی باز بگذارد و تیم ملی ایران هم با وجود کسب سه پیروزی و صعود مقتدرانه، به اندازه کافی در این دور اشتباهات خود را مرتکب شد.

خط دفاعی تیم ملی که در سه بازی دو گل دریافت کرد و در بازی برابر تیم ضعیف هنگ کنگ نیز با خوش شانسی دروازه خود را باز شده ندید و دفع پنالتی بیرانوند برابر امارات هم این آمار را بدتر نکرد. بدون شک پاشنه آشیل تیم ملی در مرحله حساس حذفی است... در مرحله ای که اشتباهات بدترین تنبیهات را به دنبال دارد، دریافت گل های ساده جایی برای برنده شدن باقی نمی گذارد، امیر قلعه نویی و همکارانش باید بیشترین انرژی را برای به حداقل رساندن این ضعف بزرگ در زمان باقی مانده تا سوره به کار بگیرند.

هرچند در دو بازی سوریه و امارات خط حمله تیم ملی و برنامه های هجومی به خوبی کار خود را انجام دادند اما در بازی برابر هنگ کنگ به خوبی دیدیم که این تیم می تواند در فاز تهاجمی هم دچار بن بست شود و اگر در بازی های حذفی اتفاقی نظیر بازی با هنگ کنگ پیش آید، در آن زمان کار تیم ملی برای گذر از ماموریت خود به سلامت، به شدت به خطر خواهد افتاد.

در مسیری که برای تیم ملی نیز به شدت دشوار شده است و تیم های کره و ژاپن هم احتمالا قبل از رسیدن به نیمه نهایی انتظار ما را می کشند، دیگر جای اشتباهات دور گروهی برای تیم ملی وجود ندارد و با وجود صعود با 9 امتیاز اما اشکالات موجود در این سه بازی دور گروهی اگر قصد تکرار در بازی های حذفی را داشته باشد، آن زمان است که کار به شدت برای تیم قلعه نویی گره خواهد خورد و از همین رو باید دید که تیم ملی تا چه میزان در بازی های پیش رو و در زنگ ریاضی جام ملت ها تا چه اندازه حسابش را از اشتباه پاک می کند.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه چهارم بهمن ۱۴۰۲ و ساعت 11:17 |

نیاز به نفس برای مس

مجموعه اتفاقات و حواشی که در ماه های گذشته برای باشگاه های مس به خصوص در دو باشگاه مس کرمان و رفسنجان رخ داد و تحولات آن ها را به سمتی برد که کامی از کسی شیرین نکرد، همچنان نیاز مبرم و حیاتی به نقطه پایانی بر سر خود دارد.

به نظر می رسد که این باشگاه ها همچنان نیاز حیاتی به خروج از زیر سایه اتفاقات گذشته خود دارند و تاریکی و سیاهی این سایه باید سنگینی خود را در جهت حرکت چالاک رو به جلو این باشگاه ها بردارد.

شاید سنگینی این سایه به قدری وزن خود را زیاد کرده باشد که یک آوار برداری تمام عیار را برای خود لازم داشته باشد اما باقی ماندن زیر این سایه آوار فقط نفس این باشگاه ها را بیشتر به شماره می اندازد و انرژی آن ها را برای رسیدن به نور و اکسیژن کم می کند.

هرچند همه به خوبی می دانند که گاهی تقلاهای بی برنامه و دست و پا زدن های بی هدف در زیر آورا فقط جراحت بیشتر، انرژی کمتر و گرفتاری مضاعف را به دنبال می آورد از همین رو حرکت برای خروج از زیر این آوار باید حساب شده و با برنامه باشد تا مسیر رسیدن به روشنایی ادامه دار باشد و مجددا با یک حرکت اشتباه کله این باشگاه ها به سنگی سفت تر برخورد نکند.

همه هواداران و مخاطبان باشگاه های مس نیز کاملا امیدوار به این برنامه ریزی از سوی متولیان امر هستند و همچنان منتظر هستند که گشایش راه نفس باشگاه های مس را در روزهای پیش رو ببینند اما آنچه که در کنار این برنامه ریزی نباید فراموش کرد این است که در زیر این خروارها مشکل، زمان نیز نباید از دست رود و چه بسا تداوم حرکت کند برای رهایی، فرصت برای رسوب گذاری مشکلات را بر تن و بدن این باشگاه ها بیشتر کند که در این شرایط رسوب زدایی فکری و بدنی خود کاری سخت برای اجرای حرکت چالاکانه این باشگاه ها در ادامه خواهد شد.

قطعا حل مشکلات باشگاه های مس با تصمیم گیری های فوری و هیجانی و شتاب زده قوزی بالای قوز ایجاد خواهد کرد اما در برنامه کوتاه مدت رفع این مشکلات باید توجه داشت که نسیم خنک رهایی از خروار مشکلات نیز باید بر صورت این باشگاه ها احساس شود و ریه های این باشگاه ها بهرشکل نیاز به چشیدن اکسیژن برای تمام نشدن انرژی نیز دارد که باید بر چشم همگان این موضوعات آشکار گردد.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه سوم بهمن ۱۴۰۲ و ساعت 13:15 |