دیوار نازک جلسات سران!

ناکامی برای ماندگاری در لیگ برتر یک شکست بزرگ برای تیم فوتبال مس کرمان محسوب می شد که قطعا این شکست نقطه ها و نکته های بزرگ و کوچک بسیاری در دل خود داشت...

یکی از مهمترین اقدامات برای بازگشت دوباره به لیگ برتر و البته دچار نشدن به این ناکامی دوباره، بررسی این نقطه های دردناک شکست است که تا دلمان بخواهد در بطن حرکت این تیم در سال گذشته وجود داشت و در نهایت منجر به تلخی روز آخر شد.یکی از نقطه های بسیار دردناک این شکست، بی اعتمادی مطلق در بین راس کار مس کرمان بود جایی که تقریبا از همان ابتدای فصل ضرب آهنگ بدصدای خود را به شدیدترین حالت ممکن به صدا درآورد و متاسفانه با وجود هشدارهای لازم تغییری هم در این صدا به وجود نیامد.

بی اعتمادی از آنجا آغاز شد که اخبار جلسات چند نفره سران کار به شکل عجیبی در فضای مجازی منتشر می شد و از آنجا که فقط افراد خاصی نیز در این جلسات حضور داشتند بلافاصله انتشار این اخبار می توانست انگشت اتهام طرفین را فورا نسبت به یکدیگر دراز کند...

این یک ضربه مهلک برای یک مجموعه است که در راس آن تا این اندازه بی اعتمادی شکل بگیرد چراکه با رخ دادن مداوم این موضوع، عملا هیچ اعتمادی نه برای بیان مشکل در جلسات باقی می ماند و نه فضای چالشی برای حل این مشکلات و نه در نهایت صداقتی برای یک گفتار صریح رودرو....

نکته دردناک تر در آنجا نهفته بود که این اخبار کاملا محرمانه نیز عمدتا از سوی رسانه هایی مطرح می شد که در شهر کرمان فعالیت نداشتند که کوچکترین دلسوزی برای مس کرمان داشته باشند و اتفاقات به واسطه تعلق خاطر به تیم های رقیب مس، نهایت سواستفاده را از این اخبار درز شده برای به حاشیه کشاندن مس کرمان نیز انجام می دادند...

البته با خوراک لذیذی که از دل این جلسات برای این رسانه ها فراهم می شد، طبیعی بود که این چالش بزرگ برای مس کرمان هم از سوی آن ها به صورت دامنه دار ایجاد شود اما شکست برای مس کرمان از آنجایی آغاز می شد که با از دست رفتن اعتماد در مهمترین جلسات خود و رفتارهای مقابل به مثل در این زمینه، کاملا خود را آسیب پذیر می کرد.

در این فضا رئوس مس کرمان نه می توانستند چالش های خود را با یکدیگر مطرح نمایند و نه دیگر عزمی برای حل آن باقی می ماند...شاید در ظاهر امر درز یک مطلب یا حتی یک درگیری از دل یک جلسه محرمانه برای عموم جذاب باشد اما عملا این موضوع یکی از پایه های اصلی هر سیستمی را خرد خواهد کرد که این موضوع متاسفانه بارها برای مس کرمان در فصل گذشته رخ داد و این موضوع و ایجاد اعتماد در جلسات چند نفره یکی از بدیهی ترین موضوعاتی است که نازک نشدن دیوار آن در باشگاه مس کرمان اصلا نباید با اتفاقات سال قبل یک بدعت شوم گردد....

این موضوع البته برای مس کرمان جدید نبود و در سال های قبل که مس کرمان در لیگ یک نیز به ناکامی دچار می شد، در برخی از سال ها دقیقا با همین بلا مبتلا شده بود و تجربه سال قبل یک تکرار سیاه و در ابعادی بزرگتر بود....

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۲ و ساعت 9:32 |

قرار بود کجا باشیم و حالا کجائیم؟!

آنچه نباید می شد شد و مس سقوط کرد...همین جمله کافی است تا فضای فعلی را متوجه شویم...زمان یقه گیری، عصبانیت و خشم است و روال طبیعی این فضا هم همین واکنش است...اما...آنچه که آینده ما را می سازد رفتار بعد از این روزهای احساسی از جنس تلخ است.

والبته آنچه که برای این آینده مهم و حیاتی است درس گرفتن از این است که سال قبل چگونه آدرس را به درستی رفتیم و امسال چگونه مسیر را گم کردیم که کنکاش اصولی این دو مهم است که می تواند چراغ راه مسیر پیش رو باشد.

آن هایی که دست بر آتش کارشناسی دارند، فارغ از فضای احساسی باید پا پیش بگذارند و به صورت منطقی بحث های خود را مطرح نمایند و فارغ از جنگ های داخلی که شاه راه سقوط مس در این فصل بود، این را بگویند که سال قبل چه کردیم و امسال چه شد و البته در سال آینده چه باید بکنیم...و در نهایت آن ها که باید پالوده این نظرات را شالوده سال های پیش رو کنند به بهترین شکل و به دور از تعصب از آن بهره ببرند.

هرچند یحث در این باره خیلی مفصل تر از این هاست اما شاید برخی تک جمله ای ها در این باره استارت کار باشد و از کلیت آن بگوید...

_ اینکه سال قبل چگونه یک اتحاد همه جانبه تا سه هفته مانده به پایان رقابت های لیگ یک به وجود آمد و منجر به صعود شد اما امسال از همان قبل شروع مسابقات لیگ برتر بوی نامطبوع جنگ داخلی فضای حاکم بر باشگاه مس کرمان شد. این جنگ داخلی از کجا منشا گرفت و آیا اصل این درگیری اصولا مسائل ورزشی و فوتبال بود یا خیر؟!

_ اینکه سال قبل هم قرار نبود همه در کرمان نسبت به صعود مس رضایت داشته باشند و قرار نبود همه را برای این مسئله به زور راضی کرد اما تمامی عرصه های اثرگذار در باشگاه و تیم برای این موضوع دست در دست هم داشتند و در نهایت نبرد با حریف خارجی را مد نظر خود قرار دادند که قطعا منجر به پیروزی می شود اما در این فصل ( مثل همان سال های درجا زدن در لیگ یک) نبردی که قطعا منجر به شکست می شود گریبان مس را گرفت و آن همان خودزنی داخلی بود...و حالا سوال مهم...! عامل اصلی آن اتحاد سال قبل چه بود و این اتحاد از چه گذرگاهی به بدنه مس کرمان رسید که حرکت آن را در همین مسیر تا موفقیت تضمین کرد؟!

_اینکه زمانی جنگ داخلی آشکار شد چه نیرویی می بایست برای مدیریت این داستان و جلوگیری از افروخته تر شدن شعله های آن ورود کند؟! این آب بر این آتش از کجا می بایست ریخته شود که نشد و برعکس در طول زمان بنزین و نفت بیشتر بر آن ریخته شد؟! آیا در این نبرد داخلی سودی نهفته بود که برای اجتناب از آن قدمی گذاشه که نشد هیچ بلکه دامن زدن به آن آشکارا در دستور کار قرار گرفت؟!

_ چه شد که نیروهای موثر و عوامل موفقیت سال گذشته در دل این جنگ داخلی انرژی خود را در مسیری غیر هدر رفته دیدند و عملا توانی برای مبارزه خارجی باقی نماند؟! نیروهایی که توانایی خود را چه در زمین بازی و چه در خارج از آن در میان این آتش تند اختلافات سوخته دیدند و حالا اتهام ناکارآمدی بر پیشانی آن ها به راحتی آویخته می شود...در کارآمدی این نیروها جای هیچ شکی نیست کمااینکه سال گذشته کار ناممکن هشت سال اخیر را ممکن کردند و اگر مثل گذشته در وادی درست خود حرکت می کردند هرگز توان کارامد خود را با این پیشانی نوشت روبرو نمی دیدند و قطعا در سال های پیش رو عکس این موضوع اثبات خواهد شد.

_ این سوالات به خصوص در کرمان فقط منوط به تیم فوتبال مس کرمان نیست و همانطور که برای عموم هم آشکارا به اثبات رسیده است، چرا بسیاری از نهادهای اجرایی در کرمان اسیر این نبردهای هولناک داخلی هستند که با یک حرکت سنگین سبب می شود چند ده سال همیشه عقب بمانند؟!!

_ اینکه در این جنگ داخلی چه کسی برحق بود و چه کسی نبود از آن جستجوهای بی حاصل است... می شود سال ها در رابطه با آن بحث کرد و البته به جایی نرسید چراکه این فضا عقب نشینی نمی طلبد...مهم آن بود که به آن گرفتار نشویم که شدیم...مهم آن بود که در زمان خاصش مدیریت شود که نشد...مهم آن بود که به نفع آن هایی که سودمند این دعوا بودند رفتار نشود که شد و مهم آن بود که این جنگ به بدنه تیم نزند که زد...حالا کشیدن کلاف این دعوای داخلی ما را به بی نهایت می رساند و مثل یک سیاه چاله نهایتی نخواهد داشت اما...

_ یک اما بزرگ پس از این موضوع مطرح است و آن اینکه حالا آن هایی که باید کاری کنند که مسیر عوض شود چه باید بکنند...؟! چگونه می شود که دوباره مثل پارسال اتحاد واقعی ایجاد کرد و مثل امسال وارد درگیری های داخلی نشد...؟! کجا باید قاطعانه جلوی سهم خواهان ایستاد و کجا باید دست آن هایی که نفع عمومی را در نظر دارند به گرمی فشرد؟!

_ طرح این سوالات و پیدا کردن جواب آن ها یعنی اینکه استارت حرکت از نو را زده ایم...این ها و بحث هایی از این دست موضوعاتی است که کارشناسی اساسی می خواهد...نیاز به آسیب شناسی داریم نه دعوا... پوست موز خودزنی همچنان جلوی ما چشمک می زند تا بازهم زمین بخوریم....مهم آن قدم درست ما می باشد که کجا فرود آید....

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۲ و ساعت 12:2 |

این پایان را شروعی دیگر می کنیم

همیشه وقتی برنامه امتحانات خرداد را پیش روی ما می گذاشتند، بدترین حالت افتادن سخت ترین امتحان مثل امتحان ریاضی به روز آخر بود.... استرس روز آخر و هیجان تمام شدن روزهای سخت امتحان که البته تمام تلاش ما بر این بود که شیرین تمام شود...

حالا دقیقا چنین حسی برای بازی روز آخر مس در لیگ برتر این فصل داریم... استرسی که باید در جریان بازی با آرامش تیم و تسلط بر کارش از ما دور و دورتر شود و باید دقیقا در همین روز مس زرنگ ترین بچه کلاس برروی نمیکت های لیگ برتر باشد.

مس کرمان درس خود را برای این بازی از بر است... درسی که پس دادن آن با تلاش و تلاش و تلاش به قبولی می رسد و برای رسیدن به این قبولی با حواس مس تمام قد بر برگه امتحانی زرد رنگ خود باشد... برگه امتحانی که شماره به شماره سوالات آن سخت تر و مردافکن تر می شود اما قلم های مس برای پاسخ دادن به این سوالات خیلی محکم تر از جنس کاغذ این برگه امتحانی برای نشکستن می باشد.

استرس داریم و آن را کتمان نمی کنیم...چشم مان به سیرجان است و مطمئنیم که یک استان هیچگاه خاکش را با هیچ چیز عوض نمی کند...حریف قدرتمند در حد قهرمانی است و می دانیم که باید قهرمانانه برابرش نبرد کنیم...و هزاران دانسته دیگر که فقط به یک نقطه باید ختم شود...ما می دانیم که قدرت ایستادن داریم و می دانیم که ماندن در پایان این بازی بلندترین پرش ما در طول فصل را می خواهد....پرشی با چشمان کاملا باز و حواسی جمع و بیشترین قدرت جان تا این پایان را یک شروع دیگر کنیم....

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۴۰۲ و ساعت 14:48 |

من رشته محبت تو پاره می کنم تا "قطعا" گره خورد و نزدیک تر شویم!

گلایه فرزاد حسین خانی از هواداران مس کرمان در روزهای گذشته از آن دست موضوعاتی است که البته جای کنکاش و بررسی زیاد دارد و بحث سکوهای ورزشگاه های کرمان موضوعی است که باید در زمان مقتضی و در فضایی کارشناسی شده به آن نگاه کرد و البته آسیب شناسی های خاص خود را از آن انجام داد...

اما در رابطه با گلایه اخیر سرمربی مس کرمان باید به فضای طرح این موضوع نگاه کرد و یک نکته مهم را در رابطه با آن در زمان حاضر درنظر گرفت و آن اینکه بهرشکل فضای پرفشار و سنگین هفته های اخیر برای تیم مس کرمان در لیگ برتر، این پتانسیل را ایجاد کرد که فضا را در تمامی قسمت ها تند کند و به تبع خود گلایه های متقابل سکو و سرمربی تیم از یکدیگر را به دنبال داشته باشد.

این فضای تند و پرفشار به طور قطع جنس واقعی رابطه سکوها و سرمربی مس کرمان را به طور دقیق و در واقعیت تعریف نمی کند و طرفین به عنوان دو عضو مهم خانواده باشگاه مس کرمان نیز ظرف دیروز و امروز نیست که زیر یک سقف چشم در چشم هم دارند و این رابطه برادرانه و خونی جنسی به قدمت عمر آن ها دارد و از همین رو اگر امروز تحت تاثیر فضای سنگین کار، در این رابطه خانوادگی نیز تندی صورت گیرد قطعا هرآنکس که از بیرون به آتش آن بدمد کوچکترین دلسوزی برای این خانواده ندارد...

فرزاد حسین خانی به خوبی می داند که سی سال فریاد همین سکوها نام او را بزرگ کرده است و سکوها نیز به خوبی می دانند که حضور نزدیک به 30 سال یک نام در یک تیم آن هم در بالاترین کیفیت فوتبالی ممکن چه اتفاق بزرگی به خصوص در فوتبال ایران برای یک باشگاه محسوب می شود... 30 سالی که با صعود مس به لیگ برتر چه به عنوان بازیکن و چه به عنوان سرمربی رقم خورده است... تجربه شیرین صعود به آسیا در آن نقش خورده است و بزرگی های مس در لیگ قهرمانان آسیا از خاطرات مشترک آن ها می باشد و البته که خاطرات تلخ هم در این راه طولانی ثبت شده است که خون دل مشترک برای آن ها به دنبال داشته است تا ثابت کند راه این برادران هیچگاه در غم و شادی از یکدیگر جدا نبوده است.

هیچ دو برادری در طول تاریخ نبوده اند که گاه در شرایط سخت با اخم بهم نگاه کنند و هیچ تلخی برادرانه ای نیز نبوده است که در پایان خود چنان همدلی ایجاد کند که کل خانواده را سرافراز نماید... وقتی صحبت از برادران روی سکو می شود یعنی آن هایی که فقط دل در گرو موفقیت مس دارند و نفعی ندارند جز شیرینی 3 امتیاز... همان هایی که از هیچ کجا جز جریان بازی و گل های زده و خورده خط نمی گیرند و آنقدر در طول تاریخ هواداری فوتبالی خود هوشیار بوده اند که اسیر هیچ خط دیگری نشوند.

برادران گاه به واسطه همین نزدیکی بیشتر ریشه محبت هم پاره می کنند تا قطعا این ریشه گره خورد و بهم نزدیک تر شوند و قطعا در زمانی که از این روزهای سخت خاطره جذاب برای تعریف کردن می سازیم، دست های ما خیلی محکم تر از قبل در دست یکدیگر است و ریشه خود را چنان بهم گره زده ایم که این نزدیکی ما جایی برای بدذاتان و بدخواهان که مترصد فاصله گرفتن ما از یکدیگر هستند نمی گذارد...

همه ما باهم بزرگ می شویم و هم ما باهم به تکامل می رسیم...لازمه این بزرگ شدن ها و این کامل شدن ها دست هایی است که در سخت ترین شرایط هم از یکدیگر جدا نمی شود... اخم و تلخی روزگار هست.... نگاه های غضب آلود لازمه رشد اعضای یک خانواده است و البته هوشیاری بر اینکه غریبه در میان این خانه رخنه نکند...عیب و ایرادهای این روزها مثل سختی دورانش رفع می شود و آنچه که سرافراز می ماند سقف بلند و آسمانی مس کرمان است و شادی همه آن هایی که با دل و قلب خود شناسنامه خود را به نام مس کرمان هویت زده اند....

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۴۰۲ و ساعت 12:46 |

جانفشانی به توان بی نهایت در بازی آخر

هرچند یک امتیاز بازی برابر ملوان در انزلی برای قطعی کردن بقا کافی نبود اما این امتیاز برای رسیدن به هدف ماندگاری در لیگ برتر برای مس کرمان بسیار لازم و حیاتی بود و رسیدن به آن برای شاگردان فرزاد حسین خانی بسیار مهم تلقی می شود.

مس کرمان به شدت نیاز داشت که بر سر ناکامی های هفته های اخیر خود در کسب نتیجه یک نقطه پایان بگذارد و در حالی که خیلی ها گمان می کردند بر اساس شرایط روحی تیم مس کرمان و بازی سخت این تیم در انزلی برابر ملوان، این نقطه در این بازی نیز دور از دسترس خواهد بود، اما بازیکنان مس در این بازی سخت موفق شدند سرانجام به امتیاز بوسه بزنند و این موضوع همان نقطه پایان بزرگ بر ناکامی های هفته های اخیر محسوب می شد.

نکته مهمتر اینکه در این بازی مس کرمان یک خودباوری تمام عیار را در خود نشان داده بود...مس کرمان در بازی های قبل خود برابر تراکتور، مس رفسنجان و حتی پرسپولیس از نظر فنی بازی بدی ارائه نمی کرد و در بسیاری از این بازی ها شایستگی کسب امتیاز را داشت اما شاید نبود اعتماد به نفس و یک ترس کشنده دست مس را از رسیدن به امتیاز کوتاه می کرد...

نکته بسیار دلگرم کننده در بازی برابر ملوان امتداد همان اعتماد به نفس در بطن تیم بود که نشان داد مس زیر فشار خرد کننده هفته های اخیر شاید خم شده باشد اما خرد نشده است و این یک امتیاز می تواند مس را به حالت محکم خود در بازی سرنوشت ساز هفته پایانی برساند.

یک امتیاز بازی برابر ملوان زمانی اهمیت فوق العاده خود را نشان داد که نفت با ماجراهای خاص خود در آبادان با فوتبال پاک تیم ذوب آهن به تساوی یک بر یک رسید تا سرنوشت در هفته پایانی همچنان به دست مس کرمان باشد تا همه این موضوعات نشان دهد یک امتیاز از انزلی و بازی برابر ملوان در برابر تماشاگران پرشورش تا چه اندازه مفید و کارآمد بوده است.

مس کرمان حالا می داند که چه در دفاع از دروازه خودی و چه در برنامه های هجومی اگر تمرکز خود را بیشتر از بازی با ملوان هم بکند چه بسا برابر تیم سپاهان که این تیم نیز در استرس هفته پایانی به سر می برد، می تواند کارهای بزرگ انجام دهد.... به شرط آنکه مس مثل بازی با ملوان با جان و دل بازی کند... نترسد و برای هدفش جان بگذارد....

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۴۰۲ و ساعت 13:39 |

این بوسه شوم را به سمت گونه رقیبان حواله کنید

چهار شکست متوالی هفته های گذشته اصلا و ابدا نباید باخت را برای مس عادت کرده باشد اما باید یک نکته مثبت را برای این تیم به دنبال بیاورد و آن اینکه ترس مس از باختن در روح و جسم این تیم ریخته باشد....

پس از بازی در آبادان و آفتی که از شکست ناجوانمردانه این بازی بر تن مس کرمان افتاد، ترس از باخت بود... ترس از رسیدن نفت به مس که سبب شد مس در بازی های گذشته خود علی رغم همه انگیزه ها و تلاش خود، به ساده ترین شکل ممکن بابت همین ترس دست به خودکشی بزند و با اشتباهات متعدد به راحتی گل دریافت کند...

در بازی های گذشته مس کرمان، فقط کافی است گل های دریافتی این تیم را یک بار دیگر مرور کنیم... 90 درصد این گل ها برروی ساده ترین اشتباهات برای حریفان به ثمر رسیده است نه قدرت تاکتیکی رقبا و نه ضعف فنی و تاکتیکی تیم...اما ضعف تمرکزی قطعا ضعف بینایی به دنبال می اورد و در نهایت خود سبب می شود که علی رغم همه تلاش شما اما اتفاقات یک مسابقه کاملا بر علیه شما رقم بخورد.

مس در همه بازی های این سه، چهار هفته اخیر خود حتی در بازی برابر پرسپولیس در دقایق زیادی از نظر فنی کاملا بر حریفان خود تسلط داشت... با برنامه های از قبل تعیین شده و اجرای دقیق آن ها کاملا مسلط بر توپ و زمین بود و بارها تا رسیدن به نتیجه از این برنامه ها نیز پیش رفت اما همان ترسی که بر جان مس کرمان افتاده بود و این ترس سبب بسته شدن چشمان این تیم شده بود مهمترین عاملی شد که همانطور که در برابر دروازه خودی خیلی راحت به سود حریفان اشتباه کند، در برابر دروازه آن ها نیز نتواند نهایت استفاده را از موقعیت های خود ببرد...

این موضوع مهمترین عامل نتیجه نگرفتن های مس کرمان در این چند بازی اخیر بود و حالا بعد از این شکست های اخیر، مس کرمان باید رفتاری آگاهانه داشته باشد...مس نباید به باخت عادت کند اما باید ترس خود را از شکست ریخته شده ببیند چراکه حالا خوب متوجه شده است با ترس قدم گذاشتن در زمین یعنی خودکشی...یعنی فدا کردن جان در راه رقبا...

دقیقا این ترسی که مس در هفته های گذشته تجربه کرد قطعا در جان نفت آبادان هم وجود دارد و ملوان حریف این هفته مس کرمان نیز این ترس را در تن و بدن خود دارد...مس اگر می خواهد در بازی مستقیم برابر ملوان به نتیجه دلخواه برسد تا در رقابت غیرمستقیم برابر نفت به برتری دست یابد، باید نترس به زمین برود تا بی اشتباه باشد... باید با همین نترسیدن اتفاقات بازی را به سود خود رقم بزند تا از ترس این رقبا یاری بسازد بر علیه آن ها... مس دیگر نباید از شکست بترسد و اتفاقا آگاه باشد آنانکه از شکست می ترسند، بوسه این موجود شوم را روی گونه خود می بینند...مس باید این بوسه را با نترسیدن حواله گونه رقیبانش کند...مس فقط نباید بترسد و بس...

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ و ساعت 11:39 |

جابه جایی مس و نفت در جدول برنامه ریزی شده است؟!

شائبه برای مس کرمان دقیقا از همان شب بازی مستقیم خود در آبادان برابر تیم نفت آغاز شد... جایی که تیم داوری این بازی در دقیقه 65 و در زمانی که بازی یک بر یک دنبال می شد، صحنه هند بازیکنان تیم نفت را پنالتی تشخیص نداد اما در دقیقه 90 ،مشابه همان صحنه را به شکلی عجیب بر علیه مس کرمان اعلام پنالتی کرد....

در حالی که انتظار می رفت این بازی به واسطه اوج حساسیت خود در جدول، حتی اشتباهات کوچک داوری را هم در دل خود نداشته باشد اما اتفاقات این بازی و اشتباهاتی که بر علیه مس کرمان به تائید کارشناسان نیز رسید، سبب شد که از همان شب شائبه ای ترسناک در ذهن کرمانی ها ایجاد شود که آیا قرار است برنامه ریزی خاصی در پائین جدول ایجاد شود...؟!

اما اتفاقات هفته های بعد بود که این شائبه ها را تقویت کرد... با وجود اینکه مقامات تیم مس کرمان بر این موضوع تاکید داشتند که اتفاقات لیگ برتر ذهنیت کرمانی ها را نسبت به این ماجراها پاک کند اما اتفاقات دقیقا در عکس این موضوع حرکت کرد...

در حالی که داوران بازی مس و نفت آبادان پس از قضاوت شائبه برانگیز خود با گرفتن قضاوت دربی و بازی پرسپولیس و گل گهر به نوعی تشویق هم شدند! روند اشتباهات داوری در هفته های گذشته به شکلی شد که علامت سوال های زیادی را در اذهان کرمانی ها ایجاد کرد و آن زمانی بود که تیم مس کرمان با اشتباهات اثرگذار داوری بر علیه خود روبرو می شد و در مقابل تیم نفت آبادان به شدت از تصمیمات داوری سود می برد...!

و دقیقا در اینجا هشدار مقامات مس کرمان متبادر به ذهن می شد که به مقامات برگزاری مسابقات اعلام می کردند اجازه تقویت این شائبه را ندهند که برای جابه جایی نفت آبادان و مس کرمان در جدول برنامه ریزی صورت گرفته است...

مس کرمان در حالی در بازی برابر تراکتور دو اشتباه مسلم داوری را برعلیه خود دید و داور مسابقه خطای هند بازیکن تراکتور پیش از گل اول این تیم را اعلام نکرد و در ادامه هند پنالتی را نیز به سود مس کرمان چشم پوشی کرد، اما در تهران تیم نفت آبادان با یک گل آفساید برابر استقلال به امتیاز می رسد که البته این تیم در بازی برابر نساجی نیز دو پنالتی را از داوران به سود برده بود آن هم در هفته هایی که مس کرمان به طور مرتب از این ناحیه متضرر می شود...

نکته عجیب اینکه هند بازیکن تراکتور دقیقا مشابه هندی بود که در آبادان داور بر علیه مس کرمان اعلام پنالتی کرد و کاملا شبیه به هندی بود که همین هفته در بازی برابر پیکان برابر پرسپولیس اعلام پنالتی شد اما عجیب اینکه برخی از کارشناسان داوری در راستای توجیه تصمیمات داوری میان این صحنه ها نیز تفاوت قائل می شوند و در حالی که بسیاری از کارشناسان اشتباهات عجیب بر علیه مس کرمان را به صراحت تائید می کنند اما برخی از کارشناسان به خصوص در برنامه های تلویزیونی به شکل عجیبی میان این صحنه های کاملا مشابه تفاوت قائل می شوند و در حالی که برای مثال پنالتی بازی پرسپولیس را تائید می کنند، در راستای تلاش برای توجیه تصمیم داور، همان صحنه مشابه در کرمان را از سوی بازیکن تراکتور پنالتی نمی بینند تا ملغمه و آش اتفاقات عجیب در این روزهای فوتبال ایران به شدت شور و لوس شده باشد!

بهرشکل در دو هفته پیش رو که حساسیت و جنگ برای بقا به اوج خود رسیده است، همه این اتفاقات یک نکته را مشخص می کند و آن اینکه اگر قرار به ادامه این شائبه ها باشد دیگر می توان با قاطعیت آن را یک اتفاق برنامه ریزی شده دانست و دیگر لفظ شائبه را برای آن به کار نبرد.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ و ساعت 11:59 |

مس باید تا آخرین لحظه نفس بکشد

حالا ساده ترین کار برای عموم آن است که چشم ها را روی هم بگذاریم هر آنچه که دل تنگمان طلب می کند نثار مس کرمان کنیم... بدترین فعل برای دلسوزان در این شرایط این است که پیش از موعد جامه بر سر بکشیم گریه و فغان سر دهیم.. و البته لذت بخش ترین کارهم برای دشمنان آن است که از در دوستی از جنس خاله و خرس وارد شوند و ردای دلسوزی در این شرایط بر تن خود اندازه کنند و ذکر مصیبت برای این تیم سر دهند و در دل خود به ریشش بخندند...

همه این کارها ساده و عمومی است و می توان حالا ساعت ها میز محاکمه و بازجویی پیش کشید و با دم دستی ترین موارد اتهامی در نهایت حکم هم صادر کرد و مراسم اعدامی هم برگزار کرد و در نهایت چراغ را خاموش کرد و آخرین نفس را هم به سود حریفان به آن ها تقدیم کرد.

البته که این ذات یک شرایط دردناک مثل الان ماست و همه ما که دردمند نتایج اخیر مس کرمان هستیم به این ذات مبتلا... و البته که در زمان خودش باید به همه عواملی که منجر به درد این فصل شد رسیدگی کرد....باید همه جوانب را سنجید و اگر قرار است از امسال تجربه ای کسب شود باید از یک سو نگری و انداختن همه تقصیرها به یک طرف که چیزی جز دعوای بی جهت نصیب نمی کند اجتناب کرد...

البته که باید کارشناسی کرد و نقش خودزنی ها را در این فضای دردناک پیدا کرد... البته که باید ایرادات فنی را درآورد و متوجه شد که چرا تیم نتوانست خیال ما را زودتر از این ها راحت کند... البته که باید فهمید ریشه این همه تصمیمات منفی چه در بعد فنی و چه در بعد غیر فنی بر سر تیم مس کرمان از کجا آمد و

البته که باید فهمید در کجا می توانست این شرایط تغییر کند اما نکرد تا کار این چنین سخت شود و البته که باید به همه این جواب ها در فضایی کارشناسی شده رسید و کمی از این فضای عمومی محاکمه گری های یک طرفه فاصله گرفت...

اما در حال حاضر آنچه که مهم است این نکته می باشد که مس کرمان باید تا آخرین لحظه نفس بکشد... نگاه به این تیم بنا به نتایجش خشمگینانه است و این نگاهی است که بهرشکل این تیم برای خود رقم زده است و البته تنها کسی که در این شرایط می تواند نوع نگاه را تغییر دهد خود این تیم است...

در بازی برابر تراکتور و با شروع مسابقه نحوه نمایش این تیم کاملا نشان می داد که انگیزه هایش برای گرفتن نتیجه تا چه اندازه بالا می باشد... حملات تیم مس در این بازی بیشتر از همه بازی های قبل بود...تراکتور در این بازی به نسبت 5 بازی قبلی خود بیشترین فشار را روی دروازه خود تحمل کرد و اگر داستان غم انگیز گل اول بازی چه با اشتباه داور و چه عوامل دیگر به سود تراکتور رقم نمی خورد، شاید تلاشی که از دقیقه یک در تن بازیکنان مس دیده شد، می توانست داستان را به گونه ای دیگر رقم بزند.

مس به همین انگیزه همچنان نیاز دارد... به انگیزه ای که به این تیم جسارت حمله همه جانبه برروی دروازه تراکتور داد...جسارت این را داد که حداقل بهترین نمایش فنی اش را در 70 درصد زمان بازی برابر تراکتور به نمایش بگذارد و کاملا به این انگیزه در بازی برابر ملوان نیاز دارد...

مس نیاز دارد نفس بکشد تا اکسیژن مغز این تیم زودتر از موعد تمام نشود... مس همچنان به خوراکی به نام انگیزه و مبارزه نیاز دارد و مطمئن باشیم کارشناسی ها چه در ابعاد عمومی و چه در ابعاد تخصصی پس از این دو بازی می تواند دنیایی گوش برای شنیدن داشته باشد.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ و ساعت 13:8 |

مس به اندازه کل فصل از داوری ضرر کرده است

هفته های پایانی رقابت های لیگ برتر در بالا و پائین جدول خود در حساس ترین موقعیت ممکن برگزار می شود و این انتظار وجود دارد که بازی های این هفته ها چه در شکل برگزاری و چه در مسائلی مثل داوری بدون هیچ شائبه ای برگزار گردد.

تیمی مثل مس کرمان از آنجا می تواند نگران شائبه های این هفته ها باشد که در هفته های اخیر به اندازه کل فصل درگیر این مسائل شد... آن ها در بازی سرنوشت ساز برابر نفت آبادان که می بایست بدون اشتباه داوری نتیجه آن برروی تابلو ثبت شود، گرفتار اشتباهات عجیب تیم داوری در اتخاذ تمصمیات متناقض برای دو تیم شدند و در حالی که حرف و حدیث هایی قبل از بازی نفت آبادان و نساجی به گوش می رسید، نتیجه این بازی نیز به گونه ای ثبت شد که می توانست به آن شائبه ها دامن بزند.

بماند که مس کرمان در بازی های شش امتیازی دیگر خود مثل بازی برابر پیکان و گل گهر در سیرجان نیز با اشتباهات مهلک داوری روبرو شد و در حالی که در بازی با پیکان یک پنالتی اشتباه که به حریف هدیه شد نتیجه بازی را تعیین کرد، پنالتی واضح مس کرمان در بازی با گل گهر اعلام نشد تا مس کرمان در زمینه این مسائل به قدر کافی و به اندازه تمام فصلش متضرر شده باشد.

از همین روست که مس کرمان در این سه بازی پیش رو و در همین هفته حساس بیست و هشتم لیگ برتر این امید را دارد که بازی هایی بدون شائبه و بدون اشتباه را برای خود ببیند تا در زمین مسابقه نتیجه آن را رقم بزند.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ و ساعت 13:22 |

پسرای نارنجی کرمان مثل یک قهرمان تلاش کنید

توی دنیای فوتبال روزای سرنوشت مردای سرنوشت ساز می خواد...مردایی که می دونن تمام تلاش یک فصلشون به همین بازی های هفته پایانی بسته شده و به همین خاطر با همه وجود و حتی بیشتر برای رسیدن به هدف تیمی شون تلاش می کنن...

همونقدر که در بالای جدول چیزی جز قهرمانی نمی تونه تلاش یک تیم رو به ثمر بنشونه برای تیمی که از اول فصل می دونست موندگاریش در بازی ها، یک قهرمانی حساب میشه، هدف ها و تلاش ها مشترک تعریف میشه...هدفی که در ناامیدی تا لحظه آخره و تلاشش باید به بی نهایت وصل بشه.

مس کرمان دقیقا این موضوع رو از روز اول می دونست... اونا با شرایطی که لیگ رو شروع کردن و اتفاقاتی که در طول بازی ها باهاش دست و پنجه نرم کردن می دونستن که برای موندن در جدول لیگ برتر باید با خیلی چیزا بجنگن تا توی هفته های آخر برای موندن، سرنوشتشون به دست خودشون باشه.

مس کرمان که هیچوقت در طول این فصل پاش به رتبه های سقوط نرسید، اصلا دوست نداره توی هفته های پایانی این رتبه ها رو تجربه کنه و به خاطر همینه که در سه بازی باقی مونده دقیقا مثل یک قهرمان تلاش می کنه تا مثل یک قهرمان از خط پایان هدفش رد بشه.

مس کرمان حالا کاملا متوجه شده که چقدر رقیباش روی اشتباهاتش حساب باز کردن و چیزی که توی این سه تا بازی می تونه اون ها رو به نفع رقیباش شکست بده دقیقا همین اشتباهات خودشه و برای همین هست که نه فقط خودش دیگه قصد اشتباه نداره که بلکه در هفته های سخت رقیباش از اشتباه اون ها نهایت استفاده رو ببره.

مس برای اشتباه نکردن به چشمان کاملا باز و مغز هوشیار نیازه داره چیزی که این روزها در کرمان همه در تلاش هستن برای مس فراهمش کنن و همه هم می دونن که این چشمای باز در آخر فصل می تونه خیلی از افق ها و هدف های جدید رو در سالای پیش رو در دید مس کرمان قرار بده.
مس می دونه این روزها خیلی از عاشقاش با نگرانی بهش نگاه می کنن... از سر همین عشق ممکنه با اخم بهش خیره بشن و البته در دلشون برای زنده

موندن مس کرمان با التماس فریاد بکشن و این فریاد رو دقیقا برای همین باز بودن چشم تیمشون به زبون بیارن... چه برای تشر و چه برای تشویق اما نهایت این صدا زدن ها بیدار باش مس کرمان توی این سه بازیه... سه بازی که مس می دونه توانش رو داره که از پسشون بر بیاد و می دونه که اونقدر قدرت در تنش هست که آخر فصل با سر بلند از خط پایانش رد بشه و قهرمان هدف خودش باشه.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ و ساعت 12:24 |

مس هرگز به عقب برنمی گردد

برای مس کرمان که در طول این فصل لیگ برتر هرگز رتبه های سقوط را تجربه نکرده است هدف همان است که از ابتدای فصل برای آن جنگید... ماندن در سکوی بقا....

مس کرمان برای این ماندن، زجر آمدن کشیده است و همه در کرمان می دانند هشت سال انتظار هرگز نباید در این سه هفته به چوب حراج گذاشته شود... چوب و سنگی که از سوی دیگران به سمت مس کرمان پرت شد...تن این نارنجی پوش کرمان زخم برداشت... گوشه و کنایه ها روحش را آزار داد...کارشکنی ها دندانش را خرد کرد... صداهای بی جهت گوشش را خراش داد اما تا امروز با همه سختی کار هیچگاه تسلیم نشد و همچنان در سیل بلایی که از سمت همان دیگران نازل می شود محکم گام برمی دارد و هرگز به عقب برنمی گردد...

مس کرمان برای هدف های بزرگش سفرهای پرخطر رفته است...و برای اینکه گوهر تابان خود را همیشه حفظ کند خون دل ها خورده است اما این تیم با همه تنهایی خود هیچگاه تسلیم نمی شود چراکه می داند بر توانی از سمت خود استوار است و این توان را البته نهایتی برایش نیست...

مس کرمان امروز با دستان خودش، با حمایت هوادارانش، با همت بازیکنانش و با دلسوزی همه کسانی که می دانند حق این تیم بیش از این هاست می جنگد و هرگز به عقب برنمی گردد...مس می داند که اخم های عاشقانه امروز خنده های مسرورانه فردا می شود... مس می داند که این ناراحتی های عاشقانه برایش در پایان قصه ای که فقط به امسال ختم نمی شود و هنوز سالیان سال باید برایش قلم تراشید، در نهایت به غرور و افتخار می رسد...

مس کرمان به پاهای زخمی خود نگاه می کند نه کفش های شیکی که با هزینه های فیک به پای دیگران دوخته اند و دیری نمی پاید که همراه با ساق پا کنده می شوند... این زخم ها حتما نشانه سلامت قدم است...نشانه سختی راه آمده که نمی خواهد با وجود همه دست های مزاحم گرفتار بر آن بلغزد... همت این مس از جنس کرمان برای برداشتن گام های استوار خیلی قوی تر از عزم انحراف راه آن است...مس در کرمان گام برمی دارد و محکم هم گام برمی دارد محکم تر از کلمه هایی مثل ترس... مثل تسلیم... مثل اشتباه و این گام را برروی همه این ها خواهد گذاشت.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه نهم اردیبهشت ۱۴۰۲ و ساعت 13:52 |

قرارمون یادت نره...!

سرِّ درون و رنگ برون مس کرمان از همان هفته اول لیگ برتر یک سختی کار بزرگ را برای ما نشان می داد... سختی کاری حتی سخت تر از صعود به لیگ برتر و شکستن طلسم هشت ساله... سختی ماندن در لیگ برتر و تلاش برای آن ولو تا ثانیه ی هفته آخر و ولو با نیم امتیاز بیشتر برای بقا...

مس کرمان تازه به لیگ برتر صعود کرده بود و همین جمله خبری یعنی ماندن در لیگ برتر برای این تیم در حالت عادی هم سخت و دشوار است و هرچقدر ساده نمایی غیرواقعی برای آن صورت بگیرد اما در جدول مسابقات و زمین رقابت ها سختی کار برای این تیم های تازه صعود کرده جلوه خود را تمام رخ نمایان می کند.

عاقلان و عاشقان هم علی رغم تلاش بدخواهان برای بالا بردن واهی توقعات از مس کرمان که در مقطعی حتی طلب آسیایی شدن در همین اولین فصل بازگشت به لیگ برتر را داشتند و برای پروژه ناامید سازی از تیم خیلی زود تلاش برای بالا بردن سطح توقعات و سنگین تر کردن کار را از تیم استارت زدند، اما می دانستند که بقا در لیگ برتر مهمترین و نهایت خواسته این فصل است و این کاری است که شاید تا هفته آخر و حتی ثانیه پایانی بازی ها طول بکشد ولی آنچه که نباید برای مس کرمان اتفاق افتد ناامیدی از این تلاش ولو در سخت ترین هفته ها و بدترین زمان ها بود و این قراری بود که عاشقان واقعی مس کرمان از همان هفته اول برای هدف این فصل با یکدیگر گذاشتند.

سختی کار زمانی بیشتره نمود پیدا می کرد که مشخص شد قرار نیست در اولین سال بازگشت به لیگ برتر گشایش عمیقی در بودجه و توان مالی باشگاه اتفاق بی افتد...زمانی که صفرهای قرارداد باشگاه های ایرانی مثل زلزله ده ریشتری تمام کشور را می لرزاند، باشگاه مس کرمان با حدود 20 تیم حرفه ای تحت پوشش خود بودجه رسمی 150 میلیاردی برای کل تیم های خود دریافت کرده بودتا بازهم مهر تائید بر سختی بیشتر کار مس وارد آید.

مس کرمان می توانست همان زمان دست برروی ستاره های چند ده میلیاردی بگذارد... می توانست به صورت مقطعی و برای چند هفته کار خود را سبک کند و با یک آشوب گری مالی و خرجی که هیچ برابری با دخل خود نداشت ستاره های چند ده میلیاردی را به کرمان بیاورد و چند ده برابر دخل مشخص شده برای خود خرج کند و به شیوه ای که در فوتبال ایران استیل آذیسیون نام دارد تیم خود که نه باشگاهش را به قهقرا بکشاند و سپس در روزی که طوفان بلا نه فقط تیم فوتبال که باشگاه را به واسطه این آشوب مالی در خود کشید و آینده اش را به طور کلی به خطر انداخت، توپ را از زمین خود دور کند و آن را به گردن مشکلات مالی و حمایت در حدی که اصلا نباید صورت می گرفت بی اندازد و در نهایت خسر الدنیا و آخرت شود....

برخلاف برخی گفته های مغرضانه مس "نمی توانست" هر بازیکنی که دوست داشت جذب کند چراکه با این شیوه جان کلی خود را به خطر می انداخت و از همین رو بود که دست های بسته مس کرمان با توجه به ارقام فوتبال ایران، سبب شد که این تیم در پانین ترین جای جدول هزینه کرد لیگ برتر طبق جداول رسمی مارکتینگ قرار بگیرد.

مس کرمان با همه این شرایط مجبور بود به جای هزینه کردهای خطرناک و آینده سوز، سختکوشی را انتخاب کند و با این انتخاب خود را درگیر یک نبرد دیگر با دلال هایی کند که در بالا بردن هزینه کرد مس بازهم ناموفق بودند و حالا که می دانستند مس کرمان با این طریقت قطعا برای گرفتن نتیجه با سختی کار مواجه می شود، توقعات را برای له کردن آن بالا ببرند و هدف را برای این تیم گمراه بسازند...

با همین اعداد و ارقام مطرح برای مس کرمان اگر این تیم سختکوشی برای خود انتخاب نمی کرد و اگر تلاش صادقانه را برای خود برنمی گزید شاید امروز بقا برای مس کرمان که همان هدف اول و آخر این فصلش بود، در این سه هفته پایانی رویایی بود یا در خوشبینانه ترین حالت حداقل سرنوشت آن در دستان خودش قرار نداشت ولی مس کرمان که بر همه شرایط خود آگاهی محیطی و روانی داشت می دانست برای حل این راز بقا به سادگی نمی تواند دست یابد و سختکوشی خود را تا آخرین هفته و در بدترین شرایط و سخت ترین موقعیت باید ادامه دهد.

فراموش نکنیم مس با این وضعیت دشوار فقط با رقیبان تا بن دندان مسلح داخل زمین رقابت نمی کرد... با دلال هایی که نتوانسته بودند سرنوشت باشگاه را به بازی بگیرند می جنگید تا با جهت دهی فکری خود از نظر روانی برروی مس کرمان فشار ایجاد کنند...مس کرمان علاوه بر این ها چالش های زیاد دیگری داشت و آن اتحاد و همدلی سال قبل را نیز در بطن کار خود مفقود می دید... آن توجهات ویژه در مقاطع حساس برای گذر از پیچ های چالش برانگیز را نداشت...با تن رنجور خود در حساس ترین بازی های فصل مثل پیکان و نفت آبادان شلاق اشتباهات وحشتناک داوری بر بدن خود دید... با همان بودجه محدود و سایر مشکلات تنها تیمی ماند که هیچوقت لیست خود را کامل ندید و وقتی در فکر تغییر عناصر تهاجمی خود بود هیچگاه عنصری به نام مهاجم در نیم فصل به لیستش وارد نشد... با همان نفرات محدود بازیکنانش را به دلیل مصدومیت و مریضی هفته ها در اختیار نگرفت و در نهایت درگیر حاشیه ها و جنگ های داخلی شد که قابل اجتناب بود ولی بهرشکل درگیر آن شد تا همه این ها کاری که در شرایط معمول سخت بود را حسابی سخت تر کند...

حتی یکی از این ها برای زمین زدن یک مجموعه تیم فوتبال در اولین سال حضورش در لیگ برتر کافی است چه رسد به اینکه مس تقریبا با همه این ها درگیر شد و حالا رقیبان نفتی به خصوص از آبادان برای شلیک نهایی به مس کرمان نفت برروی آتشش می ریزند...مس کرمان را متهم به موضوعی می کنند که خود در بازی خود اثر انگشتشان بر جنایت آن آشکار است... از درگیری های درون خانوادگی مس کرمان به شدت استقبال می کنند و نفت برروی آن می ریزند... از نظر روانی درصدد خالی کردن مغز و فکر مس کرمان هستند و برای آن عنصر نفوذی پیدا می کنند...ولی ما در کرمان هیچگاه قرارمون یادمون نمیره و می دانیم که از همان هفته اول می دانستیم هدف برای ما بقاست و حالا که این بقا سخت تر شده است برای ما با سختکوشی بیشتر و لذتی چند برابر به آن دست پیدا می کنیم و ثابت می کنیم که ما مس بزرگ کرمان هستیم...

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه ششم اردیبهشت ۱۴۰۲ و ساعت 9:40 |

به نفع رقیبان ناامید نشوید

کار از شعار و حرف های قشنگ و انرژی بخش دیگر گذشته است و حالا وقت عمل گرایی در زمین مسابقه است... پس از فاجعه داوری در آبادان که مس را به نفع نفت سوزاند، بر اساس چینش بازی دو تیم مس کرمان و نفت آبادان یک موضوع قابل پیش بینی بود و آن نزدیک شدن هرچه بیشتر نفت آبادان به مس کرمان در جدول لیگ برتر بود...

پیش بینی ترسناک مطابق انتظار محقق شد و حالا نفت در حالی به یک قدمی مس کرمان رسیده است که مجددا تیم نفت به کورس بازی های سخت خود به خصوص در دو بازی بیرون از خانه برابر استقلال تهران و گل گهر رسیده است و هرچند بازی های مس کرمان نیز در سه بازی پیش رو همچنان جزو دسته سخت محسوب می شوند اما حداقل رقابت نفت و مس در سه هفته پایانی تقریبا از نظر سختی کار در یک رنج قرار دارند و این یعنی مس کرمان به هیچ وجه نباید از ادامه کار احساس ناامیدی کند.

تنها چیزی که کفه ترازو را در حال حاضر به نفع نفت آبادان سنگین می کند، تفاوت در شرایط روحی دو تیم است و در حالی که مس کرمان با وجود سه نتیجه قبلی خود احساس خوبی ندارد اما در آبادان این اتفاق برعکس رخ داده است و این تیم از نظر روانی از شرایط بهتری برخوردار است اما این موضوعی نیست که در زمین مسابقه برای تیم ها امتیاز محسوب شود بلکه مس کرمان با یک نگاه حرفه ای و ریکاوری خود از نظر تمرکزی می تواند به سرعت این تفاوت را میان خود و نفت جبران کند.

مس کرمان در هفته پیش رو این توانایی را دارد که به سرعت کفه فشار را به ضرر حریف سنگین کند جایی که نفت در ورزشگاه آزادی برابر استقلال به میدان می رود و مس در کرمان از تراکتور میزبانی می کند... امتیاز گیری مس در این هفته و در مقابل شکست نفت در آزادی برابر استقلال مجددا فاصله را بین دو تیم امن تر خواهد کرد و این یعنی سرنوشت کار همچنان در دست مس کرمان قرار دارد.

اتفاقات بعد از بازی با نفت در آبادان و نتیجه هایی که در هفته های گذشته ثبت شد طبیعی بود که موجی از نگرانی به دل هواداران مس کرمان وارد کند و آن ها که عاشق تیم خود هستند از روی این عشق با اخم به تیم و بازیکنان خود نگاه کنند و در کنار این موضوع فرصت هم به خوبی برای آن هایی فراهم شد که از ابتدای فصل با پتک بر سر مس کرمان می زدند و حالا با توانی چند صد برابر این پتک را در دست بگیرند....این ناراحتی عاشقانه و این پتک زنی بد ذاتانه هرچند قابل قیاس با یکدیگر نیستند اما هیچکدام موضوعی نبودند که تیم مس کرمان بخواهد از آن استقبال کند...

اما حالا فقط یک موضوع می تواند آن خشم عاشقانه را بازهم به شیرینی تبدیل کند و باردیگر پتک ها را غلاف نماید و آن تلاش و خودباوری است که مس کرمان باید در زمین برای آن جان بگذارد... وقتی که اشتباهات برای مس کرمان در زمین مسابقه ادامه دارد تا مس رفسنجان بازهم از روی همین اشتباهات ساده به تک گل خود برسد یعنی هنوز آنطور که باید جان در زمین گذاشته نشده است و حالا این سه بازی جایی است که فارغ از هر حرفی باید از دقیقه یک تا نود و بیشتر، بدون اشتباه، زمین عرصه جانفشانی پسران نارنجی شهر کرمان باشد.

مس نباید از ترس مرگ خودکشی کند و نباید از ترس اشتباه کردن دچار اشتباه شود... این تیم از ابتدای فصل یک هدف را داشت و برای آن جنگید و آن بقا در لیگ برتر بود...موضوعی که مس شایستگی آن را دارد چراکه در طول فصل هیچگاه به رتبه های سقوط انگشت خود را هم نگذاشت و حالا در این سه بازی شاید قرار است مس به اندازه کل فصل خود سختکوشی کند تا خود را ثابت نماید...

هدف همان است و تلاش همان...مس باید بماند و برای این ماندن جان می گذارد...مس در بازی های اخیرش به اندازه کل فصل اشتباه کرد و حالا در سه بازی پیش رو به اندازه کل فصل بی اشتباه در زمین می جنگد... مس کرمان برای بوسه زدن به حال خوبش باید با حال خوب به زمین برود و این تیم آنقدر قدرت دارد که در همین بازی برابر تراکتور با توجه به برنامه سایر بازی ها، حال خود را خوب کند و راز بقا را برای خود حل نماید.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۴۰۲ و ساعت 12:30 |

این هوای نیستی....

هوای فوتبال خیلی وقت است که احساس خفگی دارد و میزان پاکی آن قابل رقابت با میزان پاکی هوای پایتخت است...آلایندگی موضوعی غیر قابل کتمان در آن است و به همان اندازه که کارگشایی برای پاکی هوای تهران ثمر داشته است، هوای فوتبال هم از پشت غبارهای سیاه خفه کننده خارج می شود...

این طریقت فوتبال را به سمت ریزش سوق می دهد...مثل ریزش سکوهای ورزشگاه آزادی که دیگر تاب و تحمل کشیدن بار سنگین این فوتبال که اصل خود را بر مسائل غیرفوتبالی گذاشته است ندارد و حالا روز به روز فرسودگی سکوهای خود را بیشتر شبیه به فرسودگی کل فوتبال می کند...

جایی که رقم و صفرها بی حساب و کتاب در صف بزنند و کاغذ قراردادها جای خالی برای نشاندن آن ها نداشته باشد تا برای پرداخت یک بدهی چندین بار دست در جیب ملت شود و آخر سر آن بازهم ملت مغبون این شلختگی با حذف تیم هایشان از آسیا باشند، نهایتش مساوی می شود با فوتبال ما...

شمایل اصلی فوتبال ما همان است که در اطراف ورزشگاه های آن می بینیم... هرچقدر جلوی دوربین آن را تروتمیز و حرفه ای جلوه بدهیم اما وقتی بزرگترین ورزشگاه کشور هم نتواند به راحتی عاشقانش را برروی سکوها در آغوش بگیرد یعنی اینکه در همه ابعاد چند قدم به عقب رفته ایم و این زیبایی ظاهر جلوی دوربین نیز پشیزی شباهت به فوتبال روز دنبا ندارد...

فوتبال به ذات و به چهره خود همیشه جذاب و زیباست و هیچ قدرتی نمی تواند در تمام دنیا و در طول کل تاریخ بر این هیجان و زیبایی خدشه وارد کند اما سوال اینجاست که ما به معنای عام کلمه چه قدرتی داشته ایم که بر صورت زیبای این پری روی این همه چنگ انداخته ایم؟! با چه قدرتی این همه مشت به صورت آن زده ایم که حالا افسردگی هایش را بیشتر از هیجانش کرده ایم؟! چه توانی در دست ما بوده است که حالا زشتی های این جهان پر از زیبایی را بیشتر به رخش آورده ایم؟!

و البته که ما همیشه در این عرصه چنان قدرت و جسارتی داریم که حتی زیباتر از فوتبال را هم مندرس کرده ایم...

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۴۰۲ و ساعت 11:5 |