وحدانیت زیر پرچم نساجی

دیدن بازی نساجی در قائمشهر محلی بود برای پیدا کردن شباهت ها و تفاوت ها...نساجی که قصد دارد خیلی زود دوباره به لیگ برتر برگردد یک سری اصول و کدهای نانوشته موفقیت را برای خود سرفصل کرده است و مطابق آن پیش می رود...

برای نساجی چمنی را میبینیم که قائمشهری ها با دلسوزی تمام و عاشقانه برای خود ساخته اند و تقریبا در هیچ ورزشگاه لیگ یک نظیر آن را نمی بینیم...سکوهایی را مشاهده می کنیم که حتی بعد از سقوط این تیم به لیگ یک از هم پاشیده نشد و اتفاقا حالا وظیفه را برای خود بیشتر احساس می کند که حتی فراتر از زمان لیگ برتر تیم خود را درآغوش بگیرد...مقاماتی را می بینیم که با وجود همه اختلاف نظرها اما اجازه ورود و کشیده شدن این اختلاف را به تیم را نمی دهند...هیچ فردی به خود اجازه نمی دهد که به واسطه درگیری های شخصی خودش، کل تیم را به چالش بکشد و برای اینکه سرمربی و یا مدیر را با چالش مواجه کند، با مداومت برای "نساجی" حاشیه درست کند و شخصیت و تمرکز را از کل نساجی بگیرد و بعد بگوید مشکل من با شخص است نه تیم...یک تیم بودن و یک نام بودن با همه اختلاف نظرها و تضارب آرا زیر اسم و نام نساجی همه کاستی ها را پوشش می دهد و به جرات این ادعا می شود که هیچکس، هیچکس، هیچکس در قائمشهر از برد این تیم ناراحت نمی شود و از باختش در ته دل برای پیشبرد خودزنی های شخصی و کنار زدن دیگری شادمان... هیچکس در این شهر به خاطر نفع جمعی نساجی، به این فکر نیست که برای خراب کردن دیگری بحران درست کند و برای بالا بردن خودش، این بحرانی که خود ساخته را با هیاهو و جنجال و گرفتن کلی هزینه مادی و معنوی قهرمانانه حل کند...!!

هرچند امکانات مالی باشگاه نساجی به واسطه تمرکز برروی یک رشته فوتبال در لیگ یک از نظر صفر هزینه کردها نیز خیلی بیشتر از سایر تیم های لیگ یکی بوده است اما آن ها فراتر از این صفرهای بیشتر به سراچه "یک" رسیده اند تا به همه این صفرها وجهات دهند که اگر این یک وجود نداشته باشد همه این صفرهای بیشتر هم بی فایده خواهد بود و ان "یک" دقیقا همان یکدلی و یکی بودن و وحدانیتی است به نام نساجی که در شهرهای دیگر وجود ندارد چراکه اگر این یکی بودن وجود داشته باشد دیگر نمی توان خودزنی کرد و عملیات شکافت را پیش برد...دیگر نمی توان همدلانه چمن و سکوهای زیبای قائمشهر را ساخت و در مواقع لزوم نمی توان پیروز شد حتی اگر نیاز به جیمی جامپ و نیروی انتظامی در زمین مسابقه باشد!!!

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه بیست و نهم مهر ۱۴۰۴ و ساعت 14:17 |

لطفا از خانمی جعفری در آسیا ناراحت نشوید!

اولین ها همیشه تاریخ ساز هستند مثل اولین زن ایرانی که تاج برترین مربی فوتبال آسیا را بر سر گذاشت و این افتخار به نام مرضیه جعفری رقم خورد.

حالا استان کرمان می تواند برای خود مدعی شود که در معرفی اولین ها برای زنان ایرانی همیشه پیشگام بوده است و وقتی روح انگیز سامی نژاد با بازی در فیلم لر اولین زن بازیگر ایرانی از کرمان می شود، دیار کریمان اولین مربی برتر فوتبال آسیا را هم برای ایران از دل خود معرفی می کند و این موضوع برای زنان کرمانی قطعا اتفاقی نیست...

اما چه کسی می تواند این موضوع را قبول نداشته باشد که این اول شدن در سخت ترین شرایط برای این زنان سختکوش استان کرمان رقم خورده است و رسیدن به این جایگاه تازه کاری سخت دیگر بر دوش آن ها می گذارد؟!

و همانطور که خانم سامی نژاد بعد از بازی در فیلم دختر لر تنها ماند و سختی روزگار بر او در همین تنهایی و عدم حمایت چند برابری تحمیل شد حالا یک کرمان و چه بسا ایران نباید اجازه دهد سختی های مشابه بر مرضیه جعفری عزیز تحمیل شود...!

می دانیم فوتبال ایران است دیگر و اینکه بعد از رسیدن به یک موفقیت بزرگ مثل آنچه جعفری به آن رسید به جای آنکه زمینه ساز موفقیت بعدی باشد می تواند حکم به مانع سازی بیشتر برای عدم موفقیت بعدی بدهد که برای این ادعا صدها مثال از علی دایی گرفته تا دیگرانی دیگر وجود دارد...

قطعا بعد از این موفقیت مرضیه جعفری و در پی هزاران تبریک رنگارنگی که امروز وجود دارد، از چندی دیگر سخت کردن کار برای جعفری بیشتر خواهد شد و این واقعیتی است غیرقابل کتمان که اگر از موفقیت جعفری و سختکوشی او امروز به وجد آمدیم جا دارد فردا مراقب همه رفتارهایی باشیم که قصد دارد به هر دلیلی این موفقیت را از جعفری بگیرد!

به خصوص اینکه مرضیه جعفری در همه سال های پرشمارش در فوتبال ایران ثابت کرده است که هیچگاه دستی با جماعت پشت پرده نمی دهد و برابر خیلی از خواسته های نامتجانس ولی مالوف با فوتبال ایران ايستادگی دارد و امروز که نام او بیشتر از همیشه می درخشد، این جماعت بدجنس برای گرفتن بزرگی از نام او قطعا بیشتر هم فعال خواهد شد....

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه بیست و هفتم مهر ۱۴۰۴ و ساعت 0:23 |

باور نمی کنند پیروزی آن ها در این جنگ داخلی نیست!

در زمان نبرد و رقابت یکی از خوشبختی های رقیب در این است که مطمئن باشد در خانه حریف این باور سمی وجود دارد که شکست و زمین خوردن بخشی از همنورد و هم خانه باعث پیروزی و سربلندی جماعت دیگری در همان خانه می شود و این مسموم ترین تفکری است که می تواند سپر را برای هر لشگری جهت پذیرش شکست بی اندازد...

وقتی زمانی صحبت از سوژه تکراری خودزنی می شود و از این گفته می شود که به واسطه دعواهای داخلی نباید دروازه خود را به سود رقیبان باز بگذاریم یعنی دقیقا جلوگیری از همان سوژه ای که در بالا گفته شد و رقبا حساب بسیار زیادی برروی آن باز می کنند.

در سایر مسائل کشور که اتفاقا جای مثال زیادی دارد ورودی نمی کنیم! اما در فوتبال مملکت به غایت مثال داریم که علت زمین خوردن تیم ها آن هم در یک بازه زمانی چند ساله دقیقا همین نبردهای داخلی بوده است که خیال رقبا را برای کنار زدن این تیم های درگیر به خود راحت کرده است... و فقط کافی است به وضعیت چند سال اخیر همین دو تیم بزرگ پایتخت یعنی استقلال و پرسپولیس نگاهی کنیم و ببینیم علی رغم هزینه های چند همتی و در اختیار داشتن بالاترین امکانات، چرا این تیم ها هرسال قبل از ورود به میدان، زمین گیر می شوند که علت در نبود حداقلی از وفاق و چربیدن همین جنگ داخلی به هماهنگی و همدلی های نبوده است و اینکه در این نبرد داخلی همواره بخشی از جریان داخل سیستم، برروی زمین خوردن بخشی دیگر از همان جریان حساب باز می کند و در نهایت آنچه که زمین می خورد کل سیستم و در ادامه آن، همه جریاناتی است که اگر ذره ای اتحاد و همدلی داشتند خیلی راحت بر رقبا خود غلبه می کردند اما مسیر را برعکس رفتند و موفقیت را به رقبای خود بفرما زدند...

یک مثال ساده دیگر برای همین موضوع، قهرمانی فصل قبل تراکتور تبریز بود...شاید سال قبل نه تراکتور تیمی قوی تر از آنچه که در چند سال اخیر ساخته بود در اختیار داشت و نه تیم هایی مثل سپاهان، پرسپولیس و استقلال به لحاظ مالی و جذب نفر ضعیف تر از سالیان قبل بودند... تنها تفاوت تراکتور که به قهرمانی رسید با سه تیم دیگر دقیقا در همین نکته بود که تبریزی ها وقتی گوی سبقت را از رقیبان خود گرفتند که چشم تیم های دیگر در جنگ های داخلی مثل درگیری نکونام با مدیرعامل استقلال، هوادار متمول پرسپولیس و تلکه کردن حساب باشگاه سپاهان و هزار داستان کلک آمیز اینچنینی دیگر سنگین شده بود اما تی تی ها بهرشکل راه رسیدن به یک وفاق حداقلی را میان خود پیدا کردند و آنجا بود که کلیدشان به در موفقیت اندازه شد.

زمانی که یک مجموعه و یک تیم با همه عوامل داخلی خودش از راس تا ذیل باشگاه به این نتیجه برسد که زمین خوردن بخشی از خود باعث سربلندی بخش دیگری از آن نمی شود و در همین راستا به جای کارشکنی بر علیه یکدیگر و ایجاد جو سنگین داخلی و بحران آفرینی های خود خواسته و تمام مسائل این چنینی، حداقلی از همدلی واقعی فارغ از شعار بنشیند آن زمان است که باید اطمینان حاصل کرد آن مجموعه نه برای یک سال که برای چند سال موفقیت خود را تضمین کرده است.

مشکل بسیاری از تیم های فوتبال مملکت از پولدار گرفته تا حتی فقیر مشکل فنی و حتی مالی نیست... مشکل فرهنگی و فکری است که تفکر یک تیم بودن و وحدانیت در آن رنگ می بازد و عوامل بزرگ و کوچک به جای گرفتن حتی یک انگشت از هم، با چند دست یکدیگر با پس می زنند و همین هول دادن داخل زمین خودی و چوب لای چرخ گذاشتن های داخلی سبب می شود که رقبا از بالای سر این تیم زمین خورده عبور کنند....

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه بیست و سوم مهر ۱۴۰۴ و ساعت 13:37 |

دعواهای شخصی شده برای خط انداختن بر صورت مس

مس کرمان در حالی هفت هفته از رقابت های لیگ یک این فصل را پشت سر می گذارد که پس از سقوط از رقابت های لیگ برتر فصل 1401 و به نسبت دو فصل قبل لیگ یک، این تیم جهش امتیازی قابل توجهی نسبت به همین مقطع در این فصل داشته است.

مس کرمان در سال 1402 در پایان هفته هفتم با پنج امتیاز در رده چهاردهم قرار داشت و اختلاف امتیازی در عدد 11 با رتبه های صعود می دید... این موضوع در سال 1403 و در پایان هفته هفتم لیگ یک، امتیاز مس را در عدد هفت نشان می داد و اختلاف 7 امتیازی با رتبه های صعود... اما در سال 1404 و در لیگ جاری، مس کرمان در پایان هفته هفتم با ده امتیاز، تنها 2 امتیاز با رده تیم های مدعی صعود فاصله دارد تا مشخص شود وضعیت پایان هفته هفتم مس کرمان با دو فصل قبل خود کاملا متفاوت شده است.

نکته قابل توجه تر اینکه مس در فصل 1400 که در نهایت منجر به صعود این تیم به لیگ برتر شد نیز در پایان هفته هفتم خود 12 امتیاز داشت و دقیقا همین فاصله دو امتیازی را با رده های صعود پیش پای خود می دید یعنی وضعیتی مشابه با وضعیت این فصل خود...

تمامی این فاکتورها و عددهای گفته شده یک نکته را نشان می دهد و ان اینکه فاجعه سازی که برخی از نتایج هفته های قبل مس کرمان انجام دادند و نمایشی که از یاس و ناامیدی برای این تیم ساخته اند تنها و تنها در راستای فشارگذاری برروی این تیم بوده است و اینکه خیلی از این هجمه های بی رحمانه بیشتر از آنکه برای دلسوزی تیم صورت گرفته باشد در راستای درگیری و تسویه حساب های شخصی بوده است چراکه همه آمارهای بالا نشان می دهد که تیم فوتبال مس کرمان حداقل نسبت به دو فصل قبل خود جهش مشخصی داشته است و نسبت به فصلی که صعود به لیگ برتر را نیز تجربه کرد همسانی و مشابهت... و نکته حایز اهمیت دیگر اینکه این اتفاق در فصلی هم رخ می دهد که مس چه در هزینه کرد، امکانات و بودجه نسبت به خیلی از رقبا و چه تعیین استراتژی از سوی نهادهای بالا دست خود نباید فشار حداکثری صعود و وحی منزل آن را برای خود ببیند...!

اشل و شمایل کلی تر این موضوع برای کلیت باشگاه مس کرمان نیز در جریان است و به نظر می رسد یک فاجعه سازی هدف دار از فضای کلی باشگاه در حال انجام است که البته اهداف و مقاصد این موضوع نیز کاملا مشخص است و این موضوع نیز بیشتر از آنکه دلسوزی واقعی برای اتفاقات باشگاه به دنبال داشته باشد در راستای همان درگیری های شخصی و زدن های فردی است که خیلی مبتدیانه کلیت باشگاه و تیم های آن را هدف می گیرد!

اما اصل واقعیت این است که هرچقدر مس نسبت به دو فصل قبل خود خوب نتیجه گرفته باشد اما طبیعی است که با هر شکست سگرمه ها در هم برود و یا در کلیت باشگاه هرچقدر کار خوب و مثبت انجام شده باشد و فضای کلی باشگاه نسبت به سال های قبل نظم و نسق بیشتری داشته باشد اما بازهم جای نقد و بهتر شدن وجود داشته باشد ولی ضرر و لطمه ای که هجمه سازی ها و تسویه حساب های شخصی و فردی به پیکره مس کرمان وارد می کند در این است که سیاه نمایی مطلق و فاجعه سازی تمام عیار از هر نتیجه و موضوعی سبب می شود که دیگر نقدهای سازنده و منصفانه نیز دیگر یا طرح نشوند و یا در این فضا که به سمت التهاب سازی پیش می رود شنیده نشود!

مس کرمان چه در حرکت کلی باشگاه خود و چه در کسب نتایج فوتبال نه آنقدر سفید بوده است که از حالا جام قهرمانی و کاپ بهترین عملکرد دوران را برای بوسه زدن نصیبش کنند و نه آنقدر فاجعه بار و سیاه که هرروز با چماق و هجمه و توهین به آن سلام کنند...

این خودزنی سال هاست که با ما همراه است... وقتی دعواهای شخصی را در کرمان چماقی برای زدن تیم و باشگاه می کنیم یعنی اینکه همچنان دروازه خود را به سود رقبا باز نگه می داریم...یعنی اینکه هر زمان فاصله ای باشد که دست ما را از موفقیت دور نگه دارد، نه تنها تلاشی نمی کنیم که آن را پر کنیم که نه به دست رقبا بلکه با دستان خودمان آنقدر این شکاف ها را بیشتر می کنیم که هزاران جای خالی در میان خودمان برای پرشدن با بدترین عبارات فراهم می کنیم و در نهایت با نمره منفی آن غزل سوگواری سر دهیم...

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه بیستم مهر ۱۴۰۴ و ساعت 12:50 |

مس نه به آن پیروزی ها غره می شود و نه به این باخت مایوس

نه آن سه پیروزی متوالی و نه این باخت بیرون از خانه در شهربابک هیچ کدام مقصد و موای مس کرمان نیست که به آن بردها غره شود و به این باخت مایوس... راه مس کرمان با این تیم و این استراتژی تعریف شده آنقدر طولانی هست که برابر این برد و باخت ها تحمل و صبوری باشته باشد...

اما آنچه که کرمانی ها را محق می کند که پس از باخت این هفته با چشمانی ناراحت به تیم خود نگاه کنند از این روست که این اطمینان را دارند که توانایی تیم آن ها بسیار بیشتر از آنچه بود که در شهربابک نشان دادند و مس کرمان این فصل خیلی توانمندتر از تیمی است که این هفته به میدان رفت.

تیمی که سختکوشانه سه بازی پشت سر هم را برنده می شود خیلی جای افسوس دارد که توانایی خود را با مسئله ای مثل اطمینان خاطر کاذب و یا هرچیز دیگری پیوند بزند و از حجم توانایی اش بکاهد و نتواند روند کسب امتیازش را ادامه دهد...تیم توانمندی که می تواند در سخت ترین شرایط هم سخت ترین تلاش ها را از خود بروز دهد واقعا حیف است که در زمین بازی فقط به بازی و رقابت فنی معطوف و متمرکز نباشد و چشمانش را سنگین به زمین مسابقه بفرستد...

اگر ناراحتی وجود دارد به همین دلیل است که این تیم در همین سه بازی قبل اثبات کرده است که فارغ از هرموضوعی آنقدر شایسته و توانمند هست که بر هر موضوعی فائق آید و برای شخصیت و احترام خودش و شادی همه کسانی که از ته دل دوستش دارند بجنگد و سر و تن بگذارد.

هرچند ناراحتی از این باخت هرگز به معنای مایوس شدن نیست چراکه اگر این یاس شیطانی در تن و بدن تیم، هواداران و همه کسانی که باید برای موفقیت این تیم تلاش کند ریشه بزند در آن صورت است که باخت اصلی و واقعی را نصیب مس کرمان می کند و از همین روست که باید و باید و باید از این باخت اصلی گریزان شد تا پیروزی ها و امتیازهای بعدی به آغوش بیایند.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه شانزدهم مهر ۱۴۰۴ و ساعت 14:16 |

امتیازهای خارج از زمین برای تکمیل امتیازهای داخل زمین

آخرین باری که تیم فوتبال مس کرمان در جریان رقابت های خود در کسب پیروزی هتریک کرد و سه برد متوالی کسب نمود به 25 اسفند سال 1400 برمی گردد جایی که مس پس از برد مقابل سایپا و ماشین سازی در کرمان خوشه طلایی را شکست داد...

حالا مس کرمان پس از 1296 روز در جریان رقابت های خود با بردی که با گل دقیقه 97 برابر داماش گیلان در کرمان ثبت کرد این طلسم را نیز برای خود می شکند تا ارزش های این پیروزی و شیرینی های آن برای هواداران این باشگاه صد چندان شود.

قطعا این موضوع فقط یک عدد و یا یک فکت تاریخی نیست و اشاره به این موضوع به این دلیل می باشد که شکستن این رکوردهای منفی و ثبت عددهای جدید یعنی اینکه اتفاقات جدیدی رخ داده است که ماحصل آن چنین شده است.. یعنی اینکه تیمی داریم که شایستگی خود را با سختکوشی که تا دقیقه 90 و بیشتر با تمام وجود نشان می دهد، برای خود اعتماد و صبوری می خرد و به تن و بدن خود اعتماد به نفس تزریق می کند...

اینکه مس کرمان پس از مدت ها در هفته های متوالی هوادارانش را با نتایج و نمایشش به جای کیفر کاملا کیفور می کند یعنی اینکه قصد دارد تیمی باشد که به دور از هرگونه فشار و توقع خرد کننده، بر اساس برنامه ریزی که برایش ترسیم شده است گام بردارد و نشان دهد هرچند بازیکن ستاره چند ده میلیاردی در ترکیب خود ندارد اما نفرات شایسته ای در دل خود دارد که می توانند همگی تبدیل به ستاره شب های پیش روی لیگ یک شوند و این مهم با همدلی که در بین تمام تیم باید بیشتر و بیشتر موج بزند و ریشه کند، مداومت خود را در یک بازه زمانی طولانی مدت به اثبات می رساند...

از سوی دیگر این امتیازهای داخل زمین زمانی کامل می شود که با امتیازهای بیرون از زمین گره بخورد...امتیازهایی که شاید عدد یک و سه مستقیم در داخل زمین را در جدول ثبت نکنند اما به همان اندازه مهم و حیاتی هستند و زمانی که هواداران مس کرمان مشاهده کردند که از ده تیم لیگ یکی به واسطه عدم دریافت استانداردهای لازم از آن ها امتیاز کسر می شود اما مس کرمان با خیال راحت همه اندوخته های خود را حفظ می کند، یعنی اینکه همان امتیازهای بیرون از زمین نیز مکمل امتیازهای داخل زمین شده است.

این موضوع نیز برای هواداران مس کرمان بسیار مهم و قابل توجه می باشد چراکه آن ها کاملا به خاطر دارند همین دو سال پیش اوضاع آشفته و بغرنج این باشگاه تا حدی کمرشکن شده بود که در عرض یک سال 5 مدیرعامل را در این باشگاه با تغییر مواجه کرد و اوضاع به شدت آشفته شده باشگاه که کوهی از مشکلات مالی را نیز بر کمر این باشگاه قرارداده بود، حتی نفس ها و حیات این باشگاه را نیز به شماره انداخته بود چه رسد به گرفتن مجوزهای حرفه ای که شاید در آن مقطع و در آن سال پردرد کاملا یک رویا محسوب می شد...

اما خوشبختانه موعد حساب پس دادن باشگاه ها بابت گرفتن این موضوع و مجوز زمانی بود که مس کرمان یک دوره ثبات را در باشگاه خود پشت سر گذاشته بود و همین ثبات نیز سبب شده بود که بسیاری از نواقص در این باشگاه التیام یابد تا امروز مس کرمان نیز در کنار 10 باشگاه لیگ یکی و 3 باشگاه لیگ برتری با کسر امتیازی که از سوی فدراسیون فوتبال اعلام شد قرار نگیرد...

و حالا مس کرمان و همه اهالی خانواده این باشگاه و تمامی کسانی که خود را مخاطب مستقیم این باشگاه می دانند باید این امتیازهای بیرون از زمین را هر روز و هرچه بیشتر به امتیازهای داخل زمین گره بزنند... امتیازهای بیرون از زمینی که فارغ از شعار باید حفظ تمامیت و شخصیت این باشگاه باشد و کلیت این مجموعه به واسطه نزاع های شخصی که البته پایانی بر آن ها نیز نیست به مخاطره نیافتد...

مطالبه گری اصولی برای فراهم کردن امکانات و دادن شخصیت هرچه بیشتر به این مجموعه، نزدیک کردن ارکان این باشگاه به یکدیگر به جای شعله ور کردن آتش اختلاف و نزاع و البته برداشتن فشار و حاشیه از روی چشم و کمر این باشگاه و عدم استفاده از این فشار و حاشیه برروی تن و بدن تیم و خرد کردن شخصیت کلی باشگاه به عنوان سلاحی برای زدن شخص و یا اشخاص مورد اختلاف شاید همان کلید مفقوده ای باشد که اگر در کرمان پیدا شود بی شک جایگاه باشگاه مس کرمان و تیم فوتبال آن را به چنان جایی خواهد رساند که دست هیچ دشمنی برای تخریب به آن نرسد...

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در پنجشنبه دهم مهر ۱۴۰۴ و ساعت 17:28 |

این قطار آهسته و پیوسته جلو می رود

صدای حرکت قطار مس کرمان حالا کاملا به گوش می رسد و پس از کسب دومین پیروزی متوالی حرکت رو به جلوی این تیم کم کم شتاب خود را هم بیش از پیش پیدا خواهد کرد.

شاکله، استراتژی و حرکت مس کرمان البته در این فصل به گونه ای است که محدود به چند بازی و مدت زمان کوتاه نیست این تیم به گونه ای واکن های خود را روی این ریل سوار کرده است که در دراز مدت با حرکتی آهسته اما پیوسته رو به جلو برود و از این ریل طولانی برای رسیدن به مقصد خارج نشود.

این قطار قبل از هرچیز باید اثبات می کرد که ریل گذاری مطمئن و واگن هایی قابل اعتماد برای خود دارد که در طول مسیر از بدترین شرایط آب و هوایی و سنگ اندازی های بزرگ بر تن و جان و مسیرش نیز به سلامت عبور خواهد کرد...و البته این حرکت در طول مسیر خود اتفاقات بسیار عجیب و غریب مثل آنچه که در پیش از بازی در تبریز برای خود دید نیز مشاهده خواهد کرد اما بازهم بر همه چیز حتی عجیب ترین شرایط نیز برای خود غلبه خواهد کرد و حرکت موزون و پیوسته خود را ادامه خواهد داد.

شاید واگن های این قطار از درجه پرهزینه و لوکس نباشد چراکه شاید این مسیر طولانی و صعب العبور برای آنچه که لوکس تعریف می شود شرایط ایده آلی نباشد اما جنس این قطار مسی حداقل در این دو بازی ثابت کرد که حسابی محکم و محکم است و می خواهد هرچه که ضربه برروی خود می بیند در راستای استحکام بیشترش به کار ببرد نه خرد شدن و تسلیم شدن...

و البته که این تازه شروع راه است و این حرکت ابتدای آن و تا مقصد راه دراز است و آنچه مسافران آن را به سلامت و شاد به مقصد میرساند صبوری است که از دل طی کردن این مسیر طولانی حاصل می شود...مس کرمان حالا از غبارهای بلند شده ابتدای راه عبور می کند و چشمان خود را بیشتر می شورد تا راه را از چاه بهتر هم تشخیص دهد...مس کرمان می داند که در دست و انداز این مسیر نباید ذهن خود را به فشارهای روز سخت ببیازد نه به شادی های روزهای خوش بلکه تداوم حرکت، استقامت و سختکوشی برای عبور پیوسته و منظم از این مسیر درست همان فرمولی است که در روزهای تلخ و شاد این تیم را به مقصد عالی خود خواهد رساند.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه پنجم مهر ۱۴۰۴ و ساعت 11:22 |