قلعه زیر تیغ!

هرچند کمتر کسی از وضعیت کنونی فوتبال ایران خروجی مثل قهرمانی در جام ملت های آسیا را انتظار دارد اما در شرایطی که اعصاب خرد و سرخوردگی مهمترین محصول فوتبال کشور در سال های اخیر شده است، امیر قلعه نویی می تواند یک کاندیدای کامل برای آبکش شدن در پس این اعصاب خرد برای همگان باشد و کاملا شرایط آن را با یک اجماع عمومی دارد!

هرچند قلعه نویی شاید بخش کوچکی از این شرایط کلی فوتبال ما برای رسیدن به اینجا باشد و آنقدر ماجرا در عرصه مدیریتی فوتبال ایران رخ داده است که زمینه موفقیت فنی برای آن چه در عرصه ملی و چه باشگاهی یک جوک تمام عیار باشد اما بهرشکل انبار باروت اعصاب مخاطبان فوتبال ایران نمی تواند فیتیله ای از جنس قلعه را برای سوختن خود نادیده بگیرد اگر قلعه نویی در یک شق القمر تمام عیار این بمب ساعتی را در ادامه مسابقات خنثی نکند...

هرچند که این انفجار ترکش های خود را بر سر همه فرود می آورد اما در این میان خراب شدن قلعه کار ساخت مجدد آن را تقریبا برروی صحنه فوتبال ایران ناشدنی می کند مگر اینکه در پشت آن اتفاق دیگری رخ دهد.

قلعه نویی که بعد از بازی برابر هنگ کنگ با همه وجود آتش این انفجار را بر نزدیکی بدن خود حس کرد، برای حفظ قلعه خود هم که شده باید در ادامه مسیر به شکلی دیگر تیم ملی را از آتش به سلامت عبور دهد چراکه در صورت انفجار در قطر، دیگر نه قلعه نویی، جوانی 15 سال پیش را دارد که بعد از جام ملت ها توان اعاده حیثیت داشته باشد و نه دیگر در لیگ برتر ایران تیمی مثل مس کرمان آن سال ها وجود دارد که با شرایط عالی و فضای مثبت خود فرصت بازسازی مجدد در اختیارش قرار دهد.

قلعه جان باید بداند که گذر از آتش جام ملت ها نه با حواله کردن ابزار غیر فوتبالی به بازیکنانش که با نرسیدن به بن بست تاکتیکی در زمین آن هم در دومین بازی از مسابقات محقق می شود و هرچند خیلی سخت و دیر است که همکاران قلعه نویی نیز برای او در جهت گذر از این بن بست، از میان دفترها و پرینت های رنگی پرتعداد خود، راهکار ارائه کنند اما بهرشکل یک حکم نانوشته محکم او را محکوم به این می کند که حداقل در سه بازی آینده در این بن بست اصلا باقی نماند چراکه می تواند شکست تمام عیار در قطر، چیزی شبیه به "واترلو" او در این مقطع شود...

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه سی ام دی ۱۴۰۲ و ساعت 9:59 |

بیان استراتژی پیش روی ورزش مس به صریح ترین شکل ممکن

فضای حاکم بر تیم های فوتبال مس و به طور کلی باشگاه های ورزشی آن موضوعی آشکار است و اخبار منتشر شده به خصوص در رابطه با مشکلات مالی و بدهی ها و خطراتی که از ناحیه شکایات برای این باشگاه ها وجود دارد، دیگر خیلی نیاز به ذکر مصیبت ندارد.

اما در روزهایی که نتایج تیم های فوتبال مس نیز در لیگ برتر و لیگ یک فعلا هیچ دلگرمی از بابت یک فصل جذاب حداقل تا امروز باقی نگذاشته است، تنها دلگرمی هواداران و همه آن هایی که وضعیت تیم های مس را دنبال می کنند، در این است که این روزها توجه بیشتر شرکت ملی صنایع مس برای برنامه ریزی آینده این باشگاه ها را ببینند و بشنوند تا حداقل نسبت به عدم تکرار آنچه که برای این باشگاه ها در گذشته رفته است، اطمینان حاصل کنند.

این روزها راحت ترین کار ممکن پیدا کردن یک خبر بد و حاشیه ای از بدنه باشگاه های مس می باشد اما شکستن این فضا پیش از هرچیز نیاز به ورود پرقدرت راس شرکت ملی صنایع مس به بحث ورزش دارد و اینکه علنا صدای محکم این قدم ها را به گوش همگان برساند.

شاید در فضای عادی و نرمال تر خیلی نیاز نبود که مقامات تصمیم گیر ورزش در شرکت مس علنی در ماجراهای باشگاه ها حضور خود را نشان دهند و چه بسا در پس پرده و در سکوت فضای کار برای آن ها به مراتب نیز بهتر بود اما حالا وضعیتی وجود دارد که جامعه ورزش کشور و همه خانواده باشگاه های مس و البته هواداران این باشگاه ها نیاز به شنیدن صداهایی رسا از دل شرکت مس دارند که برای آن ها برنامه ریزی دقیق و اصولی و تصمیم گیری های مهم در جهت خروج کامل باشگاه های مس از وضعیت فعلی در روزهای پیش رو را بشنوند تا مجددا فضای نرمال دست نوازش خود را بر سر این باشگاه ها بکشد.

هرچند این برنامه ریزی به قدری باید دقیق باشد که نه فقط در رسانه ها، که برروی زمین و در دستورالعمل های ارائه شده قدرت اجرایی کامل و البته نجات بخش داشته باشد و از همین روست که قطعا آشکار شدن ورود شرکت مس به بحث سامان بخشی باشگاه ها و ورزش حرفه ای خود باید در بهترین زمان ممکن، با دقیق ترین برنامه ریزی و قدرت کامل در جهت اجرا اتفاق بی افتد و این بهترین اتفاقی است که می تواند برای باشگاه های ورزش مس و تیم های فوتبال آن در فصل جاری رخ دهد که دیگر این بی سامانی رخت شوم خود را از این باشگاه برای همیشه بربندد.

این موضوع و اعلام شفاف برنامه شرکت مس برای باشگاه های خود قطعا در زمان خود در هفته های پیش رو رخ خواهد داد چراکه در حال حاضر فضای عمومی باشگاه های مس برای برون رفت از این وضعیت و تزریق اکسیژن برای تنفس باشگاه ها کاملا به این تنویر افکار عمومی به شکلی صریح نیاز دارد تا دست حاشیه سازان و همه کسانی که از این فضا سودآوری دارند نیز بسته شود.

شاید خیلی ها گمان کنند که تزیق میلیاردی پول تنها مراد این موضوع باشد که کاملا این فکر ساده اندیشانه است چراکه حتی واجب تر از پول(که البته در این روزها نقش اساسی در حل مشکلات باشگاه ها دارد) آنچه که حیات باشگاه های ورزشی مس را تضمین می کند همان اعلام برنامه و بیان استراتژی است که از سوی راس شرکت مس پیرامون آن به شکلی صریح، شفاف و بلند اعلام خواهد شد تا راه پیش روی باشگاه های مس از این مسیر سنگلاخی و خون ریز فعلی خارج شود.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۴۰۲ و ساعت 12:58 |

نیاز ورزش مس به بارش "شانیت" بر سر خود

در روزهای سرد و سخت زمستانی که هیچ خبرش از بارش آسمانی نیست، خبرهایی که از تیم های فوتبال مختلف مس نیز منتشر می شود همگی سرد و سخت است و البته همه امیدوارند که ببینند این خبرها در کجا به نقطه پایان خود می رسد و در کجا جنس خبرهای مسی از افزایش عیار شخصیتی آن حکایت می کند.

هرچه در این باشگاه ها گذشته است، حالا تبعات تلخ خود را بر سر تیم های فوتبال مس آوار کرده است و جدا از نتایج نه چندان جالب تیم های فوتبال مس در داخل زمین، خبرهای دیگری که از این تیم ها منتشر می شود نیز همگی از جنس خبرهایی است که این روزها زیاد منتشر می شود و هرکدام از آن ها به تنهایی برای ترکاندن بغض کفایت می کند...

در این روزها اگر خبر مهمی هم از تیم های فوتبال مس منتشر می شود خبر بسته شدن پنجره، صدور حکم مالی جدید علیه آن ها، تهدید به کسر و امتیاز و مسائلی از این دست است که زیاد شدن حجم آن ها رفته رفته می تواند اوضاع به شدت نگران کننده ای بر جای بگذارد.
اینکه چرا وضعیت باشگاه های مس به اینجا کشید که داستان مثنوی هفتاد من است و قطعا در یک خط هم نمی شود حکم و نتیجه برای این داستان صادر کرد و یک یقه را هم نمی شود به عنوان مقصر گرفت...

مجموعه عللی به صورت سلسله مراتب و دنباله دار رخ داده است که بهرشکل منجر به این شده است که شانیت باشگاه های مس و به خصوص تیم های فوتبال آن در این روزها خراش سنگین بر صورت خود ببیند اما آنچه که مهم است برنامه ریزی برای گذر از این فضا می باشد.

شاید باید خیلی بیشتر از آنچه که در این روزها صورت می گیرد، توجه به باشگاه های ورزشی و تیم های فوتبال مس صورت گیرد تا این فضای سرد و افسرده از اطراف آن شکسته شود و البته برای شکستن این فضا به هیچ عنوان در ردپای مسیر گذاشته حرکت نکرد و یک برنامه ریزی اصولی کوتاه مدت و بلند مدت برای گذر از این فضا و هوای زمستانی بی بارش صورت گیرد.

تغییر این فضا باید در حال و هوای باشگاه های ورزشی مس محسوس باشد و نتایج برنامه ریزی های کوتاه مدت و بلند مدت، بارش خود را برای زدودن این دوده از صورت ورزش مس آشکارا نمایان کند تا همه به مسیر پیش رو امیدوار باشند...اما ادامه گام زدن در مسیر آنچه که طی شد فقط از شدت سرما ترکیدن این سنگ مسی را هشدار می دهد...

در حال حاضر همه ورزش مس نیاز به بارش شانیت بر سر خود دارد... بارشی که فقط به تزریق پول های ناگهانی هم منوط نمی شود... ورزش مس نیاز به برنامه ریزی برای حال و آینده خود و درس گرفتن از گذشته اش دارد و تمام تیم های حرفه ای ورزش مس در رشته های مختلف باید در این چارچوب برنامه ریزی قرار بگیرند تا شانیت ورزش مس بیش از این دچار ناخالصی نباشد.

این نکته را هم فراموش نکنیم که البته شکستن این فضا و گرم کردن این هوای سرد برای ورزش مس اصلا به سادگی امکان پذیر نیست و آن هایی که در همه این مدت، از این فضای فسرده سودهای سرشار کرده اند و بدون کمترین فعالیت در مجموعه مس و در خارج از آن، بیشترین سودآوری را بر تن های فربه و جیب های گشاد خود زده اند، سخت ترین مقاومت را برابر تغییر فضا و هوای ورزش مس انجام خواهند داد و هم شرکت و هم باشگاه ها برای گذر دادن هوای تازه و رساندند آن به این جامه نارنجی باید از پس این صخره های "گنده" که نفس ورزش مس را به شماره انداخته اند برآیند و البته که این کاری بس دشوار است.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه بیست و چهارم دی ۱۴۰۲ و ساعت 12:34 |

کهکشان راه پیری!

تیم ملی فوتبال کشورمان با جمعی از ستارگان فعلی فوتبال ایران در حالی از هفته آینده رقابت های خود را در جام ملت های آسیا آغاز می کند که به طور قطع با توجه به سن و سال بازیکنان تیم کشورمان، این آخرین تورنمنت بزرگ بسیاری از ملی پوشان فعلی محسوب می شود.

همه آن هایی که در چند دهه گذشته فضای پیش از رقابت هایی مثل جام ملت های آسیا را با تیم ملی تجربه کرده بودند، به وضوح فضای سرد مسابقات این دوره را برای خود احساس می کنند و نتایج ضعیف تیم ملی و باشگاه های ایران در سال های گذشته در سطح آسیا و البته حواشی متعددی که تیم ملی در مدت اخیر به آن دچار شده است، سبب شده است که فاصله قاطبه مردم و تیم ملی پیش از تورنمنت مهمی مثل جام ملت های آسیا در این فضای سرد و کم هیجان کاملا احساس شود.

همین موضوع سبب می شود که هرچند توقعات در حد قهرمانی و حتی رسیدن به فینال برای تیم ملی کشورمان بسیار اندک باشد و امید به رخ دادن این اتفاق با توجه به شرایط سایر قدرت های آسیا مثل عربستان، کره جنوبی، ژاپن و استرالیا برای تیم کشورمان بسیار کمرنگ باشد اما همین فضای پیش آمده سبب می شود که در اوج این کم توفعی، اگر تیم ملی با یک نتیجه دور از شان خود مواجه شود و برای مثال نتواند به جمع چهار تیم نهایی مسابقات راه یابد، یا یک هجمه سنگین روبرو شود و این موضوع نشان می دهد که فضا برای تیم ملی کشورمان پیش از این رقابت ها تا چه اندازه عجیب است.

امیر قلعه نویی یک بار در فضایی بسیبار نرمال تر از این روزها با تیم ملی از جام ملت ها حذف شد و فضای سنگین این موضوع را کاملا درک کرد و حالا که شرایط تا حدود زیادی در این اتمسفر فوتبال کشور پیچیده شده است می داند با تیم کهکشانی خود از جنس راه پیری! چه عملیات سختی در پیش دارد.

برای شکل گیری این اتمسفر، عدم مدیریت درست فضای جام جهانی سال قبل تا ماجرای عجیب حواله های خودرو برای بازیکنان، عدم برخورد با مسببین ماجرای ویلموتس گیت و تصمیم گیری های سخیف فدراسیون در جریان بازی های لیگ و همه موارد پرتبعاتی از این دست سبب شد که مدیریت فدراسیون فوتبال به نوعی فضا را برای کار فنی تیم ملی سخت کند و از همین روست که تیم ملی چه بخواهد و چه نخواهد این بار اضافه را به واسطه مدیریت کلی فوتبال کشور، برروی دوش خود در جام ملت ها احساس می کند.

البته تیم ملی برای شکستن این فضا و پرت شدن در آغوش جامعه و چشیدن بوس های گرم بر گونه خود محکوم است که یک شایستگی غیرقابل پیشبینی از خود ارائه نماید مثل همان تیم ملی که در جام ملت های آسیا 1996 امارات، همه را در اوج سرخوردگی شگفت زده کرده و ناگهان کره را 6تایی کرد و عربستان را با سه گل له کرد تا فضای سرد اطراف خود را کاملا بشکند....

حالا باید دید در اوج کم توقعی برای تیم ملی و در فضایی که همه توپیدن به این تیم را به تشویق از روی دل بیشتر ترجیح می دهند، آیا امیر قلعه نویی و تیم ملی کهکشانی با وجود سن بالایش می تواند از دهان این سیاهچاله برای خود تولدی جدید رقم بزند؟!

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه بیستم دی ۱۴۰۲ و ساعت 12:36 |

بقای دوستانه ترین!

در ادامه بحث های مشکلات اساسی باشگاه های ورزشی شرکت ملی مس، جا دارد نگاهی انداخته شود به نوع روابط باشگاه های ورزشی مس با یکدیگر که ظاهرا نوع نگرش این باشگاه ها به ارتباط با یکدیگر به گونه ای بوده است که زمینه را برای ایجاد مشکلات سخت مشابه برای آن ها فراهم کند که در این زمینه نیز جای بازنگری برای باشگاه های ورزشی مس وجود دارد.

در حال حاضر شرکت ملی صنایع مس ایران چهار باشگاه بزرگ ورزشی و حرفه ای در شهرهای کرمان، رفسنجان، شهربابک و سونگون را اداره می کند... هرچند از همان ده سال قبل که شرکت مس تصمیم بر مدیریت ورزشی متراکم را در دستور کار داشت، بحث های زیادی در رابطه با سرنوشت مدیریت این شیوه وجود داشت اما بهرشکل با تثبیت جایگاه این باشگاه ها و تیم های آنان باید به نحوه ادامه حیات این باشگاه ها نگاه داشت که تعاملات باشگاه های مختلف مس نیز در نوع خود جای بحث دارد.

طبیعی است که در دیدگاه هواداری، به خصوص میان باشگاه های مس در استان کرمان، برای هواداران باشگاه های مس، بحث کری های سنگین وجود داشته باشد و بحث اینکه کدام باشگاه باید باشگاه اول استان و شرکت تلقی شود و موضوعاتی از این دست در رسانه های ورزشی برای جذب مخاطب و میان هواداران در باب کری خوانی با یکدیگر داغ و جذاب باشد...

اما متاسفانه در سال های گذشته این طور به نظر می رسید که مدیریت کلان این باشگاه ها نیز در نوع ارتباط با یکدیگر در فضای این کری خوانی غرق شده بودند و شکل ارتباط این باشگاه ها در بعضی موارد این گونه نشان می داد که از نبود یکدیگر استقبال هم می کنند که این دیدگاه در سطح مدیریت کلان به شدت زرد، زشت و سخیف جلوه می کرد.

هیچکس انتظار ندارد باشگاه های ورزشی مس در آغوش یکدیگر باشند و یا نوعی ارتباط لوس و خارج از عرف میان این باشگاه ها شکل بگیرد تا در زمان تقابل تیم های مس با یکدیگر حرف و حدیث های بیهوده در رابطه با این دیدارها در سطح کشور زیاد شود اما این باشگاه ها در طرف مقابل نیز نباید پیدا و پنهان چنان موضع گیری در رابطه با هم داشته باشند که به نوعی از طرف دیگر پشت بام سقوط کنند و در ارتباطات خود به خصوص در سطوح مدیریتی به گونه ای رفتار کنند که زیر پای یکدیگر را به قصد کشت خالی نمایند!

در کتاب بقای دوستانه ترین اثر برایان هیر به نکته جالبی اشاره شده است که اشاره آن در این مقال خالی از لطف نیست که این نظر را مطرح می کند: انسان ها با وجود تعارض منافع بسیار با یکدیگر تنها در شرایطی موفق شدند از خطر انقراض نجات پیدا کنند که با وجود همه تنازعی که با یکدیگر داشتند به این مهم هم آگاهی داشتند که نابودی هریک از آن ها در واقع کل بشریت را به خطر نابودی و انقراض نزدیک می کند و درک این موضوع سبب شد که انسان ها در طول تاریخ علی رغم همه تضادها و دشمنی هایی که در منافع خود داشتند، اما اصل حفظ یکدیگر را نیز به هر طریق در دستور کار داشته باشند تا در نهایت جلیگاه خود را در کره زمین تثبیت کنند...

حالا حکایت باشگاه های ورزشی مس نیز برای گذر از خطرات سنگین در همین بقای دوستانه ترین می تواند خلاصه شود...باشگاه های ورزشی مس به خصوص در نوع ارتباط با یکدیگر و از آن مهمتر مراودات خود با شرکت مس به عنوان منبع اصلی حیات خود، باید به گونه ای حرفه ای رفتار کنند که مادر خانواده را نسبت به این خانواده ناامید و سرافکنده نکند...!

فراتر از کری های هواداری و تعارض منافعی که میان باشگاه های ورزشی مس وجود دارد اما ارتباط این باشگاه ها نیاز به یک حرفه ای گری و زیرکی خاص نیز وجود دارد که با حفظ قدرت یکدیگر به خود قدرت دهند... موضوعی که در چند سال اخیر به نظر می رسد کمتر در میان باشگاه های ورزشی مس وجود داشته است که از این طریق نیز این باشگاه ها با ضعف و مشکل مواجه شده بودند.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه نوزدهم دی ۱۴۰۲ و ساعت 13:23 |

رفتن برای ماندن

جدایی یحیی گل محمدی از نیمکت تیم پرسپولیس را باید قطعی دانست تا سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس بعد از موفق ترین فصلی که به همراه این تیم پشت سر گذاشت و سه جام را برای این تیم کسب کرد و در حالی که در این فصل نیز تیمش را کاملا در کورس قهرمانی قرار داده بود، از این تیم جدا شود.

جدایی هایی به این شکل در فوتبال ایران هرچند همیشه پرحرف و حدیث و پرحاشیه هستند اما خیلی عجیب و بدیع نمی باشند و جدایی یحیی گل محمدی از پرسپولیس نیز شباهت بسیار زیادی به نحوه و مسیر جدایی فرهاد مجیدی از نیمکت استقلال تهران پس از فصل موفقیت آمیز با این تیم بود.

هر دو مربی در حالی از نیمکت تیم های خود جدا شدند که با نحوه مدیریت باشگاه خود با چالش جدی روبرو شده بودند و البته فضای حاکم بر تیم خود را نیز به گونه ای ارزیابی می کردند که کاملا درک کرده بودند تکرار موفقیت با تیم های خود به شدت با چالش مواجه است.

چه فرهاد مجیدی و چه یحیی گل محمدی زمانی که می دیدند مدیران عامل باشگاه های آن ها به نوعی قدرت مضاعف دارند تا در برابر خواسته های آنان نرمش نشان ندهند و در ادامه انواع و اقسام تیتر و فضاسازی ها را از سوی رسانه های دولتی بر علیه خود می دیدند و دیگر مواردی از این دست، کاملا متوجه می شدند که ماندن برروی نیمکت پرسپولیس و استقلال می تواند دامی باشد که تمامی محبوبیت ها و افتخارات گذشته آنان را یک جا ببلعد.

چه فرهاد مجیدی و چه یحیی گل محمدی دقیقا در همین شرایط تصمیم گرفتند پیش از خدشه دار شدن محبوبیت خود و برای باقی ماندن آن چهره، رفتن را انتخاب کنند تا به نوعی برای بازگشت خود فضایی به مراتب کنترل شده تر داشته باشند.

اینکه مربیان موفق فوتبال ایران تا این حد برای ادامه فعالیت خود احساس ترس کنند، اصلا موضوع جالبی برای کلیت فوتبال ایران محسوب نمی شود و بار دیگر ثابت می کند فضای فوتبال ایران در پشت پرده خود آنقدر وهمناک شده است که مربیانی از این دست در اوج قدرت و محبوبیت آنقدر به نتیجه نگرفتن از بعد فنی مطمئن باشند که فرار را بر قرار ترجیح بدهند.

برای رسیدن به این موضوع خیلی هم لازم نیست که بر پشت پرده فوتبال ایران نور تابیده شود... همینکه مشاهده می کردیم که مدیران باشگاه های پرسپولیس و استقلال آنقدر قدرت مضاعف داشتند که بدون ترس سرمربیان تیم های خود را آشفته و دلزده از ادامه کار کنند و راه عدم تعامل با آن ها را در پیش بگیرند خود نشان می دهد جایی برای این دست مربیان موفق در این فضا به هر دلیلی نبوده است که آن ها باید با یک تلخی محض در این شرایط رفتن برای ماندن را انتخاب کنند!

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه هجدهم دی ۱۴۰۲ و ساعت 11:46 |

نیاز اساسی به گذر از دوران بی ثباتی

در ادامه سلسله مباحثی که پیرامون مشکلات اساسی باشگاه های شرکت ملی مس ایران در مطالب قبل مطرح شد، یکی دیگر از مشکلات اساسی این باشگاه ها را مورد نظر قرار می دهیم و آن بی ثباتی در ارکان اساسی این باشگاه ها می باشد...

البته که این موضوع اصلا بحث جدیدی نیست و هر زمان باشگاه های مس با مشکلات بزرگ مواجه می شوند یکی از اصلی ترین دلایلی که انگشتان اشاره به سمت آن دراز می شود همین بی ثباتی شدید در باشگاه های ورزشی این شرکت می باشد که در برخی از باشگاه ها از جمله مس کرمان این موضوع بسیار فراتر از حالت نرمال و استاندارد خود بوده است.

بی ثباتی مدیریتی در باشگاه ها فقط به صندلی راس این باشگاه منوط نمی شود و این موضوع سبب می گردد که در لایه های اولیه مدیریتی این باشگاه نیز تغییرات اساسی رخ دهد و این تغییرات پی درپی برروی تمامی ارکان باشگاه و تیم های آن اثرگذاری مستقیم دارد و اصولا در هر نهادی که بی ثباتی بر آن حاکم شود، حرکت سیستماتیک و منظم آن مجموعه را کاملا از حالت طبیعی خود خارج می کند و به تبع آن آشفتگی یکی از طبیعی ترین تبعاتش محسوب می شود.

اینکه عمر کوتاه مدیریت در باشگاه های مس را فقط به انتخاب های بد منوط کنیم هیچ گاه نگاه دقیق و درستی نمی باشد بلکه باید فراتر از آن به سیستم داخلی باشگاه های مس نیز نگاه شود که مدیریت در این مجموعه ها به گونه ای درآمده است که حواشی کاملا بر متن غلبه کرده است و عملا جای مدیریت اصولی و برنامه ریزی شده را برای مدیران انتخابی نمی گذارد...

این دو موضوع مهم یعنی اینکه در ادامه راه شرکت ملی مس باید در زمان انتخاب های خود شاخصه ها و ملاک های دیگری مد نظر داشته باشد تا عمر انتخاب های خود را بالاتر از وضعیت فعلی ببرد و سپس سیستم داخلی باشگاه های خود را به گونه ای باز تعریف کند تا شخصیت های انتخابی این شرکت در بدنه باشگاه ها، سوخته نگردد و مدیران انتخابی فضایی بهتر برای مدیریت خود داشته باشند و حواشی، مدیران را از متن مدیریتی خود دور نکند.

این عمر کوتاه مدیریتی در باشگاه های مس ایران سبب می شود که متاسفانه تفکر شکل گرفته نسبت به صندلی های مدیریتی این باشگاه ها نیز رفته رفته به حالتی غم انگیز و البته خطرناک از بعد دیدگاه موقتی برسد و افرادی که برای مدیریت این باشگاه ها در نظر گرفته می شوند یا از ترس از دست دادن اعتبار خود اصلا به سمت آن ورود نکنند و یا در زمان انتخاب، با تفکرات و تصمیم گیری هایی در بازه زمانی کوتاه و موقت پیرامون مسائل باشگاه ها برنامه ریزی کنند و اصلا در رابطه با مسائل کلان و بلند مدت باشگاه ها و طرح استراتژیک برای بازه زمانی چند ساله، عملا برنامه اجرایی در دست نداشته باشند.

این موضوع اساسی سبب می شود که باشگاه های مس ایران برای حرکت بلند مدت خود عملا یک نقص اساسی داشته باشند و اجرای پی در پی برنامه های کوتاه مدت و به نوعی روزمرگی، در بازه های زمانی بلند مدت اثرات و مشکلات بزرگ خود را برجای بگذارد که تداوم این حرکت بی ثبات در باشگاه های مس در سال های گذشته، اثرات خود را امروز کاملا علنی نشان می دهد.

به نظر می رسد یکی از کارهای بزرگ و اساسی که کمیته ورزش مس در جهت تدین آن باید گام بردارد، خارج کردن حرکت باشگاه های مس کرمان از حالت بی ثباتی و تغییر دنده این باشگاه ها از تصمیمات روزمره به استراتژی های بلند مدت باشد که جای خالی آن در باشگاه های ورزشی مس به شدت احساس می شود.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه شانزدهم دی ۱۴۰۲ و ساعت 13:19 |

یک کری خوانی مرگ آور!

برای آن هایی که در ماه چند بار فضای استادیوم های ورزشی را تجربه می کنند، هیچ چیز ترسناک تر از این نیست که جو حاکم بر استادیوم ها را در بخش های دیگر جامعه و فراتر از مرز سکوهای ورزشگاه ها با پوست و گوشت خود تجربه....



فضای سکوهای ورزشگاه، فضای کری است و شعار آن هم به بدترین حالت خودش بر علیه هواداران رقیب... هرچقدر هم به هواداران تمام تیم های دنیا درس اخلاق داده شود اما سر بزنگاه حتی برای هوادار رقیب بازهم طلب مرگ در شعارهایش می شنوی و ریشه و تبار هفت جد یک تیم و هوادارانش را به چالش می کشند! حالت دست ها در این بزنگاه ها از مشت گره کرده هم فراتر می رود و دما برروی سکوها به داغی مثبت ۱۸ می رسد...

همه این ها ذات سکوهای ورزشگاه است و در تمام دنیا هم وجود دارد و درست با کشیده شدن سوت پایان بازی، دوباره خیلی از این دشمنان خونی برروی سکوهای ورزشگاه، در بیرون از فضای ورزشگاه در یک ماشین می نشینند و به سمت خانه هایشان می روند و فردا مغازه هایشان را کنار هم باز می‌کنند و روی یک نیمکت، کلاس درس را آغاز می کنند و همه چیز در بیرون از ورزشگاه تمام‌ می شود...

اما امان از جامعه ای که این فضای استادیومی، فراتر از مرز ورزشگاه هایش و وسیع تر از سکوهای استادیوم، بر تمامی بخش های جامعه اش رخنه کرده باشد...جامعه ای که دیگر طلب مرگ و شعارهای مثبت ۱۸ آن دیگر ناشی از رنگ های لباس ورزشی داخل زمین نباشد و قطب بندی اجتماعی آن به حدی شدید شده باشد که دیگر نتوان بحث اقل و اکثر را وسط کشید و این قطب بندی را با گفتن انشالله که گربه است نادیده گرفت!

وقتی جامعه ای دچار قطب بندی های خطرناک می شود و وقتی فضای استادیومی را در سطحی بسیار فراتر از سطح ورزشگاه ها در جامعه احساس کردی یعنی یک جای کار به شدت لنگ دارد...یعنی جامعه شناسی اجتماع به بیراهه رفته است...یعنی یکپارچگی خراش برداشته است و این یعنی زنگ خطر برای اینکه اگر بازهم این موضوع نادیده گرفته شود، در جایی جامعه را دچار گسستگی می کند که کار از کار گذشته باشد...

حاکم شدن فضای سکوهای ورزشگاه ها بر محاوره و کلام روزمره مردم یک اجتماع یعنی اینکه جامعه شناسی و تبارشناسی اجتماعی آن جامعه نیاز فوری به بازنگری دارد...یعنی اینکه حاکمیت باید دوباره سررشته پیوند اجتماعی جامعه خود را به دست بگیرد....یعنی اینکه باید قبول کرد که آن جمعیت باید سرفصلی جدید برای پیوند به یکدیگر را تعریف کند.

زنگ خطر هم برای این جوامع وقتی خیلی گوش خراش به صدا در می آید که نمادهای وحدت ملی مثل تیم های ملی ورزشی به جای آنکه وحدت بخش شوند خود عاملی برای آشکار کردن نزاع می شوند....ساختار و یکپارچگی این جوامع نیاز به بازنگری اساسی دارد تا مبادا فضای استادیومی حاکم شده بر این جامعه عمرش طولانی تر از وحدت و یکپارچگی آن جامعه شود...

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در جمعه پانزدهم دی ۱۴۰۲ و ساعت 1:12 |

ستون لرزان باشگاه های ورزشی مس

ادامه برخی نواقص اساسی در تن و بدن باشگاه های ورزشی مس شاید زمینه ساز تداوم مشکلات بزرگ این باشگاه باشند...نواقصی که بسیار اساسی و مهم هستند اما در همه این سال ها کمتر به آن پرداخته شده است تا با ادامه وجود آن ها، فقط بار مشکلات این باشگاه ها افزوده شود.

یکی از موضوعاتی که کلیت باشگاه های ورزشی مس را به دردسر می اندازد، نبود یک چارت سازمانی و دستورالعمل اجرایی قوی در این باشگاه ها بوده است به نحوی که قسمت های بسیار مهم و حیاتی این باشگاه ها نه در تعریف جایگاه خود شفافیت دارند و نه در شرح وظایفشان...! همین ابهام در شکل اجرایی باشگاه های مس سبب می شود که چینش نفرات و نوع ارتباط قسمت های مهم باشگاه ها مثل معاونت ها و مشاوران و سایر قسمت های فنی و اداری باشگاه ها نیز عملا مجهول باشد و از دل همین ارتباطات ناشناخته، بار مشکلات باشگاه های ورزشی مس روز به روز افزون شود.

این موضوع فقط منوط به یک باشگاه ورزشی شرکت مس نیست بلکه تقریبا تمامی باشگاه های ورزشی این شرکت از این چارت و دستورالعملی که جایگاه ها و ارتباطات داخلی آن را نظم ببخشد، محروم می باشند تا بی نظمی داخلی درون باشگاه های ورزشی مس آثار نامطلوب خود را به بحث های فنی نیز وارد کند.

با توجه به اینکه باشگاه های ورزشی مس از آن دسته نهادهایی هستند که تغییرات مدیریتی را نیز درون خود زیاد می بینند، نبود این دستورالعمل های اجرایی و چارت سازمانی، بر بی نظمی درون نهادی باشگاه های ورزشی مس بیشتر دامن می زند و شاید اخبار بسیار تلخی که این روزها از مدیریت قبلی باشگاه مس رفسنجان به گوش می رسد، با وجود این دستورالعمل قوی که نوع ارتباطات را درون خود مشخص و تعریف می کرد هیچگاه رخ نمی داد و زمینه بروز این اتفاق عجیب را هیچگاه ایجاد نمی کرد.

شاید نبود این ستون اساسی باشگاه ها یعنی دستورالعمل، چارت و شرح وظایف و تعریف ارتباطات که از دل یک اساسنامه محکم خارج می شود، در کوتاه مدت دست مدیران را برای تصمیم گیری های خود باز بگذارد اما تداوم لرزش این ستون در بلند مدت زمینه را برای بروز بسیاری از مشکلاتی که این روزها باشگاه های ورزشی مس به آن گرفتار هستند را ایجاد می کند... به نظر می رسد تمامی باشگاه های مس ایران نیاز به رفع این مشکل خود در ساخت یک نهاد قوی با چارچوب های روشن برای خود داشته باشند تا یکی از زمینه های اساسی در خلق مشکلات بزرگ و بلند مدت در دل این باشگاه ها مرتفع شود.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه یازدهم دی ۱۴۰۲ و ساعت 13:27 |

ورزش مس در مسیری جدید قرار می گیرد؟!

در روزهایی که شرکت ملی صنایع مس با تشکیل یک کارگروه ویژه به بررسی مشکلات باشگاه های ورزشی خود می پردازد، این امیدواری وجود دارد که با یک آسیب شناسی جدی از موضوعاتی که زمینه این مشکلات بزرگ را ایجاد کرده است، در دراز مدت شاهد کم شدن انباشته دردسرهای این باشگاه و حرکت منظم هرچه بیشتر آن ها در سال های پیش رو باشیم.

قطعا رفع مشکلات باشگاه های ورزشی شرکت مس قبل از هر چیز نیاز به نگاه همه جانبه به همان زمینه های بروز مشکل دارد و این موضوعی است که کارشناسان امر و رسانه های نزدیک به باشگاه های مس باید هرچه بیشتر بر این زمینه های بروز مشکل نور بی اندازند تا زوایای بیشتری از آن ها برای رفع آشکار شود...

یکی از موضوعات نه چندان خوشایند برای باشگاه های ورزشی مس در سال های گذشته در این نکته بوده است که ارتباط باشگاه ها و شرکت مس همواره در یک حباب نگرانی قرار داشته است... به نحوی که اگر مدیران و مشاوران ارشد شرکت مس از جنس علاقه مندان به ورزش انتخاب می شدند، نفس ورزش مس نیز راحت کشیده می شد و اگر عکس این موضوع رخ می داد، باشگاه های ورزشی مس می بایست به فراخور این موضوع آماده کشیدن کباده و سنگ مشکلات بر تن خود به واسطه سرد شدن ارتباطشان با شرکت باشند....

این موضوع یک بار برای همیشه باید به شکلی اساسی در بدنه شرکت مس حل شود به نحوی که اگر شرکت مس خواهان ادامه باشگاه داری به همین شکل می باشد آن را صراحتا اعلام نماید و به تبع آن جایگاه ورزش حرفه ای در چارت شرکت ملی صنایع مس را به طور اساسی بازتعریف کند و نهادی مشخص کار نظارت و کنترل ارتباط بین باشگاه ها و شرکت را در دست داشته باشد و باشگاه های ورزشی نیز بدانند در همه عمر حیات خود در ساختمان شرکت دقیقا باید به کدام اطاق و اشخاص همواره رجوع داشته باشند.

هرچند در شرکت ملی صنایع مس بحثی به عنوان کمیته ورزش همواره مطرح می شود اما پررنگ و کمرنگ شدن فعالیت این کمیته و حتی حیات و ممات مقطعی آن نشان از این دارد که این کمیته در چارت شرکت مس جایگاه قدرتمندی نداشته است و به فراخور خود میزان قدرت آن نیز در شرکت برای دفاع از منافع ورزش حرفه ای در ابهام به سر می برده است..

همین ابهامات اساسی در فعالیت کمیته ورزش در سال های اخیر سبب می شد که حتی گاهی این کمیته و باشگاه های ورزشی به جای قرار گرفتن در کنار هم، به شکل عجیبی در برابر هم قرار بگیرند و حتی باشگاه های ورزشی به همین واسطه حتی با دور زدن از مسیر این کمیته خود را به شرکت مس برسانند و اتفاقاتی از این دست سبب می شد که جایگاه این کمیته در ورزش شرکت مس در سال های گذشته پر از ابهام باشد.

اما در حالی که وجود این نهاد در شرکت مس برای باشگاه های ورزشی مس بسیار لازم و حیاتی به نظر می رسد، بسیار لازم تر می باشد که دستورالعمل فعالیت آن کمیته و نهادسازی آن یک تعریف دقیق و قوی و البته روشن داشته باشد تا با مشخص شدن زمینه های فعالیتی این کمیته در حمایت از اهداف باشگاه های ورزشی و حدود نظارتی خود و تعریف زمینه های ارتباطی دقیق میان باشگاه ها و این کمیته، با قرار گرفتن باشگاه های ورزشی مس و کمیته ورزشی مس در کنار هم، ارتباط شرکت نیز با باشگاه های ورزشی خود از حالت بود و نبود علایق شخصی به ورزش و ریسک خیلی بزرگ انتخاب یک مدیرعامل برای شرکت از باشگاه ها گرفته شود.

با تشکیل این کمیته منسجم و قوی با حضور افراد متخصص و امانتدار در امر ورزش می توان به پرورش مدیران ورزشی متخصص از دل شرکت مس نیز امیدوار بود و بسیاری از مشکلات ورزشی شرکت مس از دل این کمیته که کمترین ابهام را در خود داشته باشد حل خواهد شد و دیگر نیازی هم نیست مطالبه گری های پرحاشیه ورزشی نیز مستقیما از شخص مدیرعامل این شرکت صورت گیرد که همین بحث های حاشیه ای به دور شدن بیشتر شرکت مس از امر ورزش گردد...

از آنجا که مدیریت فعلی شرکت ملی صنایع مس با تشکیل یک کارگروه، به طور ویژه به بحث ورزش ورود کرده است این توجه کاملا این امیدواری را ایجاد می کند که بحث تشکیل یک کمیته ورزشی قوی و همیشگی در چارت شرکت مس با دستورالعمل و آئین نامه ای مشخص و کارشناسی شده نیز مطرح و کارسازی شود تا ورزش مس مسیر تازه خود را پیدا کند.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه دهم دی ۱۴۰۲ و ساعت 11:13 |

قانون پخمکی و لغو یخمکی!

شهر هرت یعنی شهری که خودش هم قانون خودش را قبول نداشته باشد... یعنی شهری که آدم های متضرر همان هایی هستند که قانون مداری می کنند و برنده ها کسانی هستند که از همان اول بی قانونی پیشه کرده اند...شهر هرت یعنی جایی که معنی قانون به طور کلی عوض می شود و قانون راهی می شود برای دور زدن قانون! یعنی چیزی فاجعه بارتر از وضع قانون بد و یا حتی بی قانونی!

برای پیدا کردن شمایل همه این شهر هرت فقط کافی است قانون گذاری و قانون مداری در فدراسیون فوتبال ایران را در همین بحث قانون سقف قراردادها نگاه کنیم...یک کمدی محض به سبک فیلم های سیاه سفید دهه 60 میلادی که آشوب مسخره درون این فیلم ها سوژه طنز آن بود و شما خداروشکر می کردید که با این محیط پرآشوب خنده دار در واقعیت طرف حساب نیستید...

اما بدا به حال شما که در روزگارانی حیات دارید که دقیقا با همین تراژدی کمدی زندگی می کنید و آشوب قانون گذاری به مسخره ترین شکل ممکن شما را قلقلکی می دهد که از دردش اشکتان در بیاید نه از خنده آن!

فدراسیون خودش قانون می گذارد که وای به حالتان اگر سقف قرارداد را رد کنید...ضمانت اجرای آن هم کسر امتیاز و سه بر صفر شدن بازی هاست... قانون اجرا می شود و مشخص می شود که تیم های نورچشمی مثل همیشه قانون را دور زده اند و حالا وقت حساب و کتاب و شلاق زدن است..."شزن" خیلی سریع وارد عمل می شود و شمشیر عدالت بر گردن متخلفان می گذارد و همه می گویند به به حداقل امسال قرار است یکبار قانون مداری در فوتبال این مملکت به زور سرنیزه هم که شده اجرا شود...اما باد این شمشیر پلاستیکی زودتر از موعد خالی می شود و نورچشمی ها بیشتر در چشم فرو می روند و ناگهان محتسب فریاد می زند: خیییییر کسر امتیاز چیست؟! نتیجه فقظ در زمین مسابقه معلوم می شود!!

و اینجاست که دقیقا یاد کسر امتیاز از گل گهر می افتیم که به واسطه همین قانون های من درآوردی در خارج از زمین اتفاق افتاد...آنجا چون گل گهر در تاریکی چشم به جای نور چشم قرار داشت ناگهان کسی به خاطرش نمی آمد که امتیاز فقط باید در زمین مسابقه باشد اما اینجا چون بحث بزرگان است، کوچکترها ساکت باشند و خیلی در قانون بزرگترها دخالت نکنند و اینگونه قانون و عدالتش برای همه تعریفی جدید پیدا می کند...

یادمان می آید در اول همین فصل در همین کرمان چه زحمتی به مس وارد شد تا رقم قراردادهایش دقیقا داخل سقف باشد تا به بلای کسر امتیاز و جریمه مالی مبتلا نباشد آن هم در شرایطی که رقبایش در شرق و غرب ایران قانون دور می زدند و قرارداد ثبت می کردند...مس که بلای قانون مداری به جان خرید و بازیکنانش را با کلی حاشیه خانمان سوز از لیست جدا کرد حالا باید سوز اجرای قانون را هم بر تن بخرد و ظاهرا در فوتبال این مملکت قانون مداری است که تاوان دارد نه بی قانونی!

شهر آشوب فوتبال ایران با فاجعه قانون سقف و قرارداد خود و اجرای پخمکی آن و لغو یخمکی آن ثابت کرد که چرا هزار سال علی رغم همه توانایی هایش از همه جا عقب تر است... نیاز نیست تیم های قطر و عربستانی ما را در زمین ببرند یا تیم ملی برابر ژاپن تحقیر شود... فوتبال ما قبل از رویارویی با همه این حریفان توسط این مدیران زبده چه از نظر عقلی، چه اخلاقی و چه فنی لخت و غارت زده شده است و نیاز به اتفاق خارق العاده ای برای پذیرش شکست در ابعاد دیگر ندارد!

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه ششم دی ۱۴۰۲ و ساعت 10:53 |

به امید زیبا شدن دوباره ورزش در چشمان شرکت مس

در سیال ناقص فوتبال ایران که درآمدزایی و حضور بخش خصوصی در آن کاملا بی معناست و اگر پول شرکت های صنعتی و عمدتا وابسه به دولت را از آن بگیرند عملا جنازه ای هم از فوتبال باشگاهی و حتی ملی آن باقی نمی ماند، دیدگاه شرکت های مادر نسبت به باشگاه های ورزشی خود و به خصوص تیم های فوتبال آن نقش اصلی حیات و ممات آن را بازی می کند.

تنها کافی است به یاد بیاوریم که در سال 96 حتی باشگاهی مثل سپاهان نیز با دیدگاه منفی شرکت فولاد مبارکه روبرو شد تا تیم سپاهان با همه بزرگی اش در آستانه سقوط به لیگ یک قرار بگیرد! فراموش نکنیم که بی توجهی چند ساله شرکت ملی فولاد به باشگاه فولاد خوزستان موجبات سقوط تیم فوتبالش به لیگ یک را فراهم کرد و این باشگاه را کوچک کرد و یا شرکت ملی نفت چگونه با دیدگاه منفی اش به ورزش تمامی تیم های نفتی را به چالش کشید و نفت تهران به طور کلی سوخت و یا نگاه سیاه نیروی انتظامی به ورزش تیم پاس تهران را با همه بزرگی اش به خاطره ها سپرد و بسیاری دیگر از این مثال ها در ورزش و فوتبال ایران...

همه این موضوعات نشان می دهد که باشگاه های ورزشی و به خصوص فوتبال ایران کاملا تحت تاثیر دیدگاه های شرکت های مادر خرج خود قرار دارند و اگر یکی از این شرکت های صنعتی و یا نهادهای دولتی به امر ورزش علاقه ای نداشته باشد، می تواند بزرگترین باشگاه ها را با همه سبقه خود به ورطه چالش های بزرگ بکشاند که علت اصلی این موضوع نیز چرخه معیوب و بی درآمد فوتبال ایران می باشد که فوتبال را با همه پتانسیل های درآمدزایش، بار نهادهای صنعتی در ایران کرده است و متاسفانه حیات و ممات فعالیت ورزش حرفه ای را کاملا در گرو دیدگاه ها مثبت یا منفی صنایع و نهادهای دولتی قرار داده است.

سال گذشته که تیم فوتبال مس کرمان در لیگ برتر دچار حواشی و درگیری های زیادی شده بود، این بیم وجود داشت که علاقه وافر شرکت مس هم به بحث ورزش با فروکش اساسی روبرو شده است که برای حل مشکلات تیم فوتبال مس کرمان در جهت جلوگیری از سقوطش، ورود مشتاقانه و ملموس ندارد و حالا با وضعیتی که اکثر باشگاه های مس به آن دچار شدند مشخص می شود که ارتباطات و هماهنگی های باشگاه های ورزشی و شرکت در همه مدت زمان گذشته اصلا در سطحی نبوده است که مانعی برای به چالش کشیده نشدن این باشگاه ها باشد.

بهرشکل وضع موجود در باشگاه های ورزشی مس حاصل تعاملات سرد شرکت با باشگاه های ورزشی در یکی، دو سال اخیر بوده است که زمینه را برای به وجود آمدن این همه مشکل در بحث باشگاه های مس باز گذاشته است و اگر شرکت از نهادهای تخصصی خود حضوری مشتاقانه تر در امر تعاملات با باشگاه ها داشت قطعا رفتار باشگاه ها نیز به سمتی نمی رفت که امروز تا این حد دچار چالش و حاشیه باشند.

با همه این وجود حالا که شرکت سیگنال های توجه خود به امر ورزش را نشان می دهد، برای حیات هرچه پویاتر باشگاه های ورزشی مس لازم است که همه در کنار شرکت مس مشارکت خود را در جهت این تغییر دیدگاه در ورزش مس نشان دهند و شاید اولین حرکت جدی این تغییر دیدگاه و منظم شدن ضربان قلب ورزش شرکت مس در تصمیم گیری هایی باشد که طی همین روزها شاهد آن خواهیم بود.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه سوم دی ۱۴۰۲ و ساعت 12:3 |

آواربرداری کوتاه مدت و برنامه ریزی بلند مدت برای تنفس ورزش مس

در ماه های گذشته هواداران تیم های مختلف مس در سراسر ایران با نگرانی اخبار مربوط به تیم های خود را دنبال می کردند و حجم حواشی پیرامون این تیم ها به خصوص در زمینه های مالی آنقدر زیاد شده بود که کاملا مسائل فنی آن ها را نیز در سایه برده بود.

تداوم این موضوعات تلخ شرایط شکننده ای برای باشگاه های مس ایجاد کرده بود... شرایطی سختی که در طی یکی، دو سال اخیر با حجم فزاینده ای بر سر باشگاه ها سایه افکنده بود و به نظر می رسید که برای تغییر در این رویه و جلوگیری از گسترده تر شدن حجم آن باید اتفاقی از سمت راس شرکت مس برای باشگاه ها رخ دهد.

در روزهای گذشته حکمی از سوی مدیرعامل شرکت ملی صنایع مس صادر شده بود که دستور ویژه ای برای رسیدگی به امورات باشگاه های حرفه ای این شرکت صادر کرده بود و با انتصاب 6 عضو برای یک کارگروه ویژه، دستوراتی کاملا اختصاصی برای رسیدگی به وضعیت باشگاه ها در آن سرفصل شده بود.

این موضوع برای ورزش مس کاملا دلگرم کننده بود چراکه نشان داد که مدیریت شرکت ملی صنایع مس برای حل مشکلات باشگاه های ورزشی خود به تکاپو افتاده است و این امیدواری را ایجاد کرد که شاهد تغییر رویه تلخ حاکم بر باشگاه های ورزشی نسبت به چندین ماه اخیر باشیم.

آنچه که باشگاه های ورزشی مس در سراسر ایران در حال حاضر به آن نیاز حیاتی دارند ملموس شدن اثرات این تصمیم گیری های کوتاه و بلند مدت در عرصه باشگاه ها می باشد و اینکه حجم آوار بدهی های مالی به شکلی منطقی برداشته شود و البته زمینه هایی فراهم شود که در بازه زمانی های اندک مشکلاتی تا این حد بزرگ برای باشگاه های مس ایجاد نگردد.

باشگاه های ورزشی مس ایران برای ادامه حیات چابک تر خود نیاز به چارچوب و دستورالعمل های فنی و کارشناسی دارند که بررسی و آسیب شناسی برای دوری از این وضعیت می توان از اهداف بلند مدت این کارگروه ورزشی در شرکت مس باشد... اما شاید نیاز باشگاه های مس در کوتاه مدت زخم زدن بر حجم بدهی های سنگین مالی باشد که بهرشکل بر تن و بدن باشگاه های مس وزن انداخته است و تنفس و حرکت آن ها را به کندترین حالت خود رسیده است و این موضوعی است که تنها با توجه ویژه شرکت مس در چارچوب قوانین خود امکان پذیر است....

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه دوم دی ۱۴۰۲ و ساعت 19:17 |