سبقت با ثبات ها از پرستاره های خوددرگیر و مدعیان اسمی
تنها یک نگاه سطحی به ظاهر لیگ یک فوتبال ایران هم می تواند این حقیقت را برای مخاطبش آشکار کند که چه لیگ سخت و خونریزی با حضور 18 تیم تشکیل شده است که در بدترین شرایط برگزاری مسابقه که شاید حداقل های استاندارد حرفه ای نیز در آن لحاظ نمی شود، تنها دو تیم به خواسته غایی خود یعنی صعود به لیگ برتر می رسند.

همین شرایط بسیار سخت است که سبب شده است در همه سال های اخیر، این لیگ فرمول های عجیب و غریب و ساختارشکنانه ای نیز برای تیم هایی که در آن به موفقیت رسیدند لحاظ کند که نگاهی به تیم های صعود کرده در چهار، پنج سال اخیر خود به خوبی این واقعیت را آشکار می کند.
معمولا در لیگ های استاندارد دنیای فوتبال دو عامل مهم جذب ستارگان و بستن یک تیم پرمهره و به اصطلاح کهکشانی و همچنین سابقه پرطمطراق و پرآوزه یک تیم که سبب می شود از آن تیم توقع موفقیت به حداکثر خود برسد، عواملی اساسی برای موفقیت یاد می شوند...اما این در حالی است که در لیگ یک ایران بارها و بارها خلاف این موضوع اثبات شده است و عمده تیم های موفق در لیگ یک تیم هایی بودند که از دایره مدعیان قبل از فصل فاصله داشته اند و یا به واسطه سبقه و شرایط کلی خود کسی از آن ها توقع صعود نداشته است اما این تیم ها در حالی که فاقد این شرایط بودند، مختصات و فرمول دیگری برای موفقیت خود ترسیم کردند...
با نگاهی به این تیم ها در می یابیم که تمامی آن ها فارغ از فشار صعودی که برروی خود احساس نمی کردند، به جای جذب ستاره های گرانقمیت از لیگ برتر و یا بازیکنان اسمی لیگ یک، با تشکیل تیمی یکدست و البته منسجم که نه حواشی در آن نفوذ پیدا می کرد و نه خرابکاری رقیبان و جریانات سیاه، با شایستگی که در طول مسابقات از خود نشان دادند و حمایتی که در جریان مسابقات به خود جلب کردند، زمینه برتری بر رقیبان مدعی و پرهزینه را به خوبی در لیگ یک ایران پیدا کردند.
همین فصل قبل سپاسی در حالی قهرمانی و صعود خود را جشن گرفت که حتی خوشبین ترین هوادار فجر نیز در شروع بازی های فصل نسبت به موفقیت تیم خود خوشبین نبود و پیکان نیز زمانی در نیم فصل دوم توانست نفت آبادان مدعی و سایپا را در پایان فصل کنار بزند که عملا فشار صعودی که در نیم فصل اول برروی خود احساس می کرد را در پایان دور رفت از روی خود به واسطه جایگاهش از خود دور شده دید... موفقیت تیمی مثل آریو نیز در جدول به خوبی ثابت می کرد که ثبات و آرامش ذهنی در کنار یک تیم منسجم و با ثبات در کسب امتیاز تا چه اندازه می تواند جایگاه یک تیم را شگفتانه کند.
در فصل قبل تر از آن دقیقا همین اتفاق برای چادرملو در لیگ یک رخ داد و این تیم در شرایطی در پایان فصل صعود کرد که در ابتدای مسابقات شاید گزینه ششم صعود نیز محسوب نمی شد...تکرار این موضوع سال قبل تر از آن برای تیم ناشناخته شمس آذر قزوین رخ داد و در لیگ قبل تر از آن نیز مس کرمانی موفق به صعود در سال 1400 شد که اصلی ترین شاخصه موفقیت خود را برداشتن همین بار صعود از روی خود طی پروژه ای چند ساله در آن فصل تعریف کرد و شاید مس کرمان در فصلی به لیگ برتر صعود کرد که با جذب بازیکنان جوان و با انگیزه، خیلی ها در ابتدای فصل فشار صعود را از این تیم برداشتند و حتی صعود هوادار در سال 1399 نیز بازهم همین نکته را ثابت می کرد و همین روند نیز در سال های قبل ادامه داشته است...
همه حقایق و فکت های بالا این موضوع را ثابت می کند که فرمول موفقیت در لیگ یک اصولا جدا از مواردی مثل هزینه کردهای کلان اول فصل می باشد که اتفاقا حمایت های در طول فصل از یک تیم که شایستگی خود را اثبات می کند به مراتب مهمتر می باشد...موفقیت در لیگ یک با فشار مضاعف برای کسب نتیجه در بازی های متوالی از سوی یک مدعی تعریف نمی شود که در مقابل تیم هایی موفق به گرفتن نتایج با ثبات می شوند که فشار روانی و حاشیه های به تبع آن را کمتر برای خود ببینند و تمامی تیم های صعود کرده سال های قبل این موضوع را ثابت کرده اند...
تیم هایی از جدول خونریز لیگ یک به سلامت عبور می کنند که بار فنی و کنترل روانی و حواشی را در تیم خود باهم داشته باشند و در این جدول تیم های مدعی کمتر دست خود را به موفقیت رساندند که با درگیری داخلی و زدخوردهایی از جنس خودزنی فرصت را برای سبقت به رقیبان داده اند...






