کلمات تاسف بار از معدود زبان های رفسنجانی روی آنتن مس

تثبیت حضور مس رفسنجان در اولین فصل حضورش در رقابت های لیگ برتر، موجب شد که عده معدودی در این شهر به جای آنکه بر روی حرکت موفق این تیم متمرکز شوند و به دنبال رفع کمبودها و نواقص خود در جهت تسریع برای حرکت موفق در لیگ برتر باشند، رو به یک جنگ زرگری بی حاصل با مس کرمان بیاورند...

این کری خوانی و لفاظی فوتبالی در بحث هواداری بسیار جذاب و البته محترم می باشد و ذات فوتبال بر اساس همین کری های هواداری شکل می گیرد اما نکته تاسف آور آنجا می شود که برخی رسانه های رسمی این شهر نیز با فراموش کردن ذات رسانه ای خود، وارد این کری های هواداری که جای آن فقط برروی سکو و فضاهای هواداری است می شوند و در مطالب خود به گونه ای رفتار می کنند که فقط درگیری های مخرب دو باشگاه را بسط و پهن می دهند... کاری که نه در ذات یک رسانه حرفه ای قرار دارد و نه در شان و شخصیت یک تیم لیگ برتری می باشد.

در روزهایی که مس رفسنجان بنا به توجهات خاصی که از شرکت مس دریافت کرده است، آنقدر دست باز دارد که با خیال راحت زمین چمن خود را به سرعت از حالت مصنوعی به طبیعی تغییر وضعیت دهد و یا اینکه در بازار نقل و انتقالات با خیالی آسوده تیم فصل بعد خود را چینش کند، اما در مقابل ساده ترین مولفه های باشگاهی در مس کرمان هنوز نامشخص باشد، برخی رسانه های رسمی شهر رفسنجان به شکلی وقیحانه به شرکت مس و مدیریت آن می تازند و آن را متهم به حمایت از باشگاه مس کرمان می کنند...!

جای هیچ شکی نیست اگر توجهات و هزینه های مدیریت فعلی شرکت ملی صنایع مس وجود نداشت و اگر شخص مدیر این شرکت به بحث ورزش علاقه ای نداشت، امروز مس رفسنجان هنوز همان وضعیت چند سال قبل خود را در لیگ یک داشت و از همین رو برخی مطالب طرح شده در معدودی از رسانه های رفسنجانی اوج ناسپاسی به مدیریت شرکت مس را می رساند که بانی اصلی موفقیت های امروز شهر خود و باشگاه مس رفسنجان را اینگونه مورد هجمه قرار می دهند.

جدا از این در حالی که کرمانی ها باید نسبت به وضعیت باشگاه خود مطالبات جدی داشته باشند، مشخص نیست که این رسانه های رفسنجانی چرا فرار رو به جلو را پسندیده اند و در شرایطی که هیچ تهدیدی از سمت کرمان متوجه آن ها نیست، به جای توجه برروی مسائل خود و بهبود روند حرکتی باشگاه خود و خارج کردن روند باشگاه داری شهر خود از حالت آکواریومی و گلخانه ای، یقه مس کرمان را چسبیده اند که خود درگیر صدها مسئله داخلی می باشد.

بیان مسائل نخ نما و دو مده مثل اینکه چون معدن مس در سرچشمه است، پس شهر کرمان نباید از هزینه های ان منتفع شود دقیقا به همان اندازه زشت است که از فردا مردم مبارکه اعلام کنند چون کارخانه فولاد در آنجا قرار دارد، سپاهان نباید در شهر اصفهان حضور داشته باشد...باشگاه مس کرمان به عنوان مرکز استان متعلق به همه استان می باشد و بسیاری از موضوعاتی که موجب بهره برداری و فروش محصولات مس می گردد در شهر کرمان قرار دارد که نفع آن باید به تمام استان برسد و بیان مطالب سخیفی مثل اینکه چون معدن در شهر ماست همه هزینه ها نیز برای ماست فقط در سطح همان کری های هواداری سندیت دارد و برای یک رسانه که ادعای حرفه ای گری نیز دارد بیان موضوعاتی مثل این اوج سطحی نگری و البته بی منطقی است...

البته چندی پیش تا حدود زیادی ریشه این درگیری های زرگری و زرد رسانه ای مشخص شده بود و افشای برخی مطالب پشت پرده و ارتباطاتی که این رسانه ها برای تخریب باشگاه مس کرمان و مدیریت شرکت مس داشتند فقط موجب تاسف می شد که ای کاش این رسانه ها حداقل بابت این تخریب های خود نیز کمی زحمت به خود می دادند و حرفه ای گری بیشتری را یاد می گرفتند...

البته با توجه به مشکلات عمده در باشگاه مس کرمان و اتفاقاتی که در سال قبل، بازهم با یک خودزنی بزرگ، فقط این مجموعه را برابر لطمات خارجی آسیب پذیرتر کرد، باید هم رقیبان در راستای این سیلی هایی که مس فصل قبل و سال های قبل تر از آن با دست خود در گوش خود زد، مست خود را گره کرده بر صورت مس کرمان بزنند و اگر در شهر کرمان وضعیت به گونه ای دیگر بود، شاید این مشت های بیهود و پر از هوا نیز از شهرهای دیگر بر صورتش نمی نشست...

تا زمانی که پرونده این خودزنی ها در شهر کرمان بسته نشود، حالا نه تنها مس کرمان باید ضربت ضربات دست خود را بر صورتش احساس کند که اینگونه مشت های غریب را نیز بر سر خود نوازش می بیند...

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۰ و ساعت 11:38 |

بازارگرمی دلالیسم فوتبال ایران از طریق استان کرمان

در روزهای اخیر هر زمان در رسانه های ورزشی کشور بحث اعداد و ارقام کلان به میان می آمد، این رسانه ها یک طرف سیم را به استان کرمان وصل می کردند... از پیشنهادهای نجومی گل گهر به بازیکنان تا خرید امتیاز لیگ برتری به مس کرمان و...

جالب اینکه این اخبار آنقدر محکم و استوار هم تنظیم می شد که گاهی گمان می رفت تا انجام این معامله کلان، فقط یک امضا و یک عکس یادگاری باقی مانده است غافل از اینکه باشگاه های کرمانی خیلی از این اخبار و اعداد و ارقام را هم برای اولین بار در همین رسانه ها مشاهده کرده باشند!

در فصل نقل و انتقلات و بده بستان های ورزشی یک شیوه نخ نما اما به شدت کارامد برای کم و زیاد کردن ارقام وجود دارد و آن بازارگرمی و استفاده از نام های معتبر و چسباندن خود به آن ها ولو به زور برای افزایش صفرهای قرارداد است...

از همین روست که بعد از شروع خوب گل گهر در بازار نقل و انتقالات حالا هر بازیکنی که بخواهد صفر قرارداد خود را برای دیگران بیشتر کند، از پیشنهاد نداشته گل گهر با مبلغ کلان به خود مایه بگذارد و یا هر زمان خریداری برای دادن پول بابت امتیاز هوادار دست و دلش در تهران بلرزد، ناگهان در رسانه های پایتخت از تمام شدن کار انتقال امتیاز این تیم به کرمان شیپوری به صدا در بیاید آن هم در حالی که در کرمان اصلا داستان به این حد جدی نبوده است...

این روزها تیم های استان کرمانی تنها مایه بازار گرمی برای عوامل دلالیسم در فوتبال ایران شده اند و متاسفانه برخی رسانه ها در کرمان نیز خیلی راحت به آسیاب این بازی، به شکلی دانسته و یا نادانسته آب می ریزند تا چرخ آن داغ تر به سود این جماعت بیشتر بچرخد.

این موضوع شاید در کوتاه مدت اثری هیجان و زودگذر داشته باشد اما در بلند مدت می تواند فوتبال استان کرمان را با چالش های سنگین روبرو کند... همینکه امروز لوگوی پاریس سن ژرمن را به شکل تحقیر آمیز به شکل لوگوی گل گهر در می آورند و یا اینکه هرکس برای مطرح کردن خود این اجازه را می دهد که با حمله به مس کرمان بابت خرید امتیاز بدترین الفاظ را برای این باشگاه بر زبان بی آورد نشان می دهد که اجازه دادن به این دلالیسم برای بازارگرمی از طریق کرمان، می تواند بازار فوتبال کرمانی ها را با آتشی داغ در ادامه کارش بسوزاند.

کل ماجرای انتقال امتیاز هوادار به کرمان در روزهای اخیر به پیشنهاد طرف مقابل یعنی باشگاه هوادار به شرکت مس بابت خرید این امتیاز منوط بوده است و اینکه افرادی خود را واسطه انجام این کار معرفی کرده اند اما در رسانه ها به شکلی قضیه را مطرح می کنند که گویی مس زنبیل خود را به بازار هوادار برده است و سفت پشت دریب این باشگاه نشسته است! و یا در ماجرای بسیاری از پیشنهاداتی که از سمت باشگاه گل گهر به بازیکنان در رسانه ها مطرح شد مشخص گردید که روح گل گهر هم از این پیشنهادات خبر نداشته است...

عرصه دلالیسم فوتبال استان ما را برای بازارگرمی خود نشانه رفته است و اهالی فوتبال استان باید مراقب این بازی باشند نه اینکه خود بخشی از این بازی هیجانی دو سر باخت برای استان کرمان قرار بگیرند!   

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه سی ام مرداد ۱۴۰۰ و ساعت 12:28 |

مردن به وقت مرداد

ساعت نیمه شب 26 مرداد 1399 را نشان می دهد... ساعت هایی که قرار بود با صعود مس به لیگ برتر برای ما خوش بگذرد اما حالا وضعیت به گونه ای پیش آمده است که اصلا این ساعات که هیچ ثانیه هایش هم آنقدر سنگین شده است که اصلا نمی گذشت...

ناراحتی امشب، ریشه در یک هفته قبل خود دارد... 18 مرداد 99... ورزشگاه باهنر کرمان شب های نحس زیاد دیده است... شب های نحسی که ترازی با شب های شادش ندارد ولی آن شب یکی از نحس ترین شب های خود را ساخت وقتی که به جای شادمانی کرمانی ها برای صعود، عزای خارج شدن سرنوشت از دستش را برپا کرد.

کرونا آمده بود و سکوها تعطیل و فریادی نبود که مس خواب زده در زمین را بیدار کند... شب قبل مردم در مجازی، فلان خیابان را برای جشن صعود با یکدیگر قرار می گذاشتند...مس هفته قبل از آن نیروی زمینی را در تهران برده بود و در بازی برابر آلومینیوم در کرمان فقط یک مساوی می خواست تا صعودش را 99 درصد قطعی کند... پیروزی؛ که خودش جواز صعود را امضا می کرد...این نقشه راه البته فقط روی کاغذ بود و حکایت داخل زمین متفاوت.

همه مطمئن از صعود اما فقط تا قبل از دقیقه 8 بازی وقتی یک شوت از راه دور، توپ از خدا بی خبر را به بدترین شکل به تور مس چسباند...درست همان موقع بود که ترس نه، مرگ به ساق بازیکنان مس چسبید و چنان نارنجی پوشان زمین را به زمین زد که تا صبح نه... برای همیشه تاریخ در همان زمین خواباند...

مس بازی رودرو به آلومینیوم را باخت تا سرنوشت زندگی را از دست خودش خارج کند و حالا اسلحه ای که خود به دست داشت را در دست حریف برروی شقیقه اش می دید...در این شرایط هرچقدر هم تمرکز کنی که چگونه این اسلحه را دوباره از رقیب پس بگیری، فقط چشمت سیاهی این فکر می رود که چطور قافیه این اسلحه را، در دست خود به قیافه حریف باخته ای و در این شرایط خیلی سخت است که راه های دوباره رسیدن به آن اسلحه را در ذهنت مرور کنی...

مس به تبریز رفت... آخرین بازی فصل برابر علم و ادب...داستان صعود حالا عوض شده بود...مس باید بازی را می برد و اگر آلومینیوم هم داماش را دراراک می برد آن زمان کار به شمردن گل می کشید... زدن یک گل از سمت آلومینیوم یعنی اینکه مس باید چهار گل بزند... یعنی اینکه هرچه قدر آلومینیوم در اراک گل بزند مس باید سه برابر آن را وارد دروازه علم و ادب کند.

چهره فوتبال در زمین مسابقه ممکن است ظاهری جوانمردانه داشته باشد اما رقابت در خارج از آن حتما شکلی از ناجوانمردانگی به خود می گیرد... بازی در شهر سرمربی آلومینیوم است و بازی با تیم شهر سرمربی آلومینیوم...سه روز قبل از این بازی رسول خطیبی که می داند 50 درصد صعود تیمش از شهر خودش می گذرد،  تمرین تیم خود را در اراک رها می کند و به تبریز می آید...

علم و ادب که سقوط کرده است و اکثر نفرات این تیم به خاطر طلب خود اعتصاب کرده اند تا این تیم نیم بند در چند هفته قبل 7 گل از آلومینیوم بخورد و همین 7 گل تفاضل آلومینیوم را در جدول بهتر از مس کند، حالا با حضور رسول خطیبی در تبریز به یک باره به تیم خود برمی گردند و قرار می گذارند برابر مس کمترین تعداد گل دریافتی را داشته باشند.

در این مورد هیچ قانونی وجود ندارد چه برسد به قانون بد که برای رعایت انصاف، جلوی بازی این بازیکنان را برابر مس بگیرد تا شرایط علم و ادب برابر دو تیم مدعی برابر شود اما اگر قانونی هم وجود داشت شاید قرار نبود در آن شرایط خیلی به سود مس کرمان حکم دهد وقتی ورزشگاه بازی هم به میل آلومینیوم از استادیوم بنیان دیزل تبریز به ورزشگاه شهرداری با چمن مصنوعی برمی گردد.

شب قبل از بازی نور ورزشگاه شهرداری تبریز با پروژکتورهایی تامین شد که از اراک به سمت تبریز آمده بود... همان پروژکتورهایی که سال بعد در ورزشگاه شهر اراک نبود تا میزبانی این تیم را در لیگ برتر بگیرد و آن ها را به سخره...بازی بیرون از زمین مشخصا ناجوانمردانه طی می شد و البته برای کرمانی ها یک درس بزرگ داشت و اینکه چگونه در بیرون از زمین برای صعود و برای انجام هرکاری باید یک اتحاد داشت نه اینکه برای انجام این کارها اول از همه ترس راپورت و افشاگری در شهر خودت به سود رقیبان را داشته باشی... کرمانی ها وقتی این صحنه ها را می دیدند در ذهن مرور می کردند که همین چند روز پیش از آن چگونه برخی در کرمان نیامدن دو تیم برابر مس را در طول فصل به دادن رشوه از سمت باشگاه همین شهر، صحنه سازی می کردند...

شب قبل از بازی با آن ذهن خراب مسائل فنی کمترین جا را در مغز دارد... همه خشمگین و عصبانی هستند... بیشتر از همه از دست خود... می خواهند جبران کنند... هر فکری که می خواهد به تو برای بازی فردا انگیزه بدهد یک افسوس بزرگ با تکان های متوالی سر برایت می آورد که چگونه هفته قبل شیطان احساس، فرشته عقل را کشت تا فردا کاسه چه کنم برابر ما در زمین قرار بگیرد.

با همین افسوس تیم به ورزشگاه شهرداری تبریز می رود...حریف به زمین می آید و به صراحت می گوید وعده پاداش دارد و اگر آلومینیوم در آن سو صعود کند آن ها هم در جشن شریک هستند... ناخودآگاه بازی شوم ایران و بحرین متبادر ذهن می شود و اینکه بعد از این بازی قرار است سقوط کرده های علم و ادب تبریز با پرچم آلومینیوم در زمین رژه بروند و شادی کنند...

بازی که شروع می شود قبل از اینکه مس به گل برسد، خبر گلزنی آلومینیوم در اراک بلند می شود... هرچقدر هم که قصد دارند بازیکنان مس را از شنیدن این خبر ایزوله کنند، خبر این گلزنی توسط نیمکت حریف در زمین تعمدا پخش می شود...سنگ استرس تماو کمال بر سروسینه بازیکنان مس می نشیند... توپ ها در دو قدمی جلوی دروازه راه به گل پیدا نمی کنند...توپ ها دو بار به تیر دروازه می خورد و یک توپ هم که به گل می رود داور آفساید می گیرد  و مشخص است که چشم مسی ها بسته شده است...دقیقه 45 +2 سرانجام برای مس توپ وارد دروازه می شود تا خیال ها راحت شود اما هنوز سه گل تا صعود فاصله است.

در بین دو نیمه حرف عجیبی دهان به دهان می چرخد تا به گوش مسی ها برسد، ورزشگاه غیر استاندارد تبریز صدای دو رختکن را به وضوح به هم می رساند... یک نفر تعمدا برابر رختکن مس فریاد می کشد کار را بسته اند...هرچه قدر مس در اینجا گل بزند در آن طرف آلومینیوم در اراک هم گل می زند....

یک 45 دقیقه با عجیب ترین داستان ممکن...گویی در بین دو نیمه فقط به بازیکنان علم و ادب سفارش شده بود که برای گل نزدن مس هر جانی که می توانند کف دست بگذارند... از وقت تلف کردن گرفته تا دفاع یازده نفره در زمین...علم و ادب کثیف ترین فوتبال ممکن را برابر مس بازی می کند درست مثل فوتبال کثیفی از نوع دیگر برابر آلومینیوم که 7 گل خورده برای آن ها داشت.

توپ فقط در زمین علم و ادب است و تنها کسی که در زمین این تیم حضور ندارد دروازه بان مس کرمان است... بازی به دقایق پایانی خود نزدیک می شود و در دل مرداد ماه چنان باد سردی در تبریز می وزد که تن مسی های روی سکو را می لرزاند...بازی به دقیقه 80 رسیده است و مس گل دوم را می زند...

بازی آلومینیوم به دقیقه 90 می رسد و بازی همچنان یک بر صفر است و در تبریز مس هنوز دو گل دیگر برای صعود می خواهد...بازی در اراک با همان نتیجه یک بر صفر تمام می شود و در تبریز تابلو داور چهارم 8 دقیقه وقت اضافه نشان می دهد...مس در همان دقیقه یک وقت اضافه گل سوم را می زند....

از اینجا به بعد دیگر دست نمی نویسد...دیگر دهان حرف نمی زند... دیگر ساق پا بازی نمی کند... هرچه هست قلب است و مغزی که در ضعیف ترین حالت ممکن می زنند و کار می کنند... کار در اراک تمام شده است و مس 5 دقیقه وقت دارد که برای صعود گل چهارم را بزند...

5دقیقه ای که می تواند یک جماعت را پیر کند... 5 دقیقه ای که می تواند کل زندگی باشد... 5 دقیقه ای که شما هرگز فراموش نخواهید کرد و فقط آیه امن یجیب را زیر لب زمزمه می کنید که این 5 دقیقه بخشی از زندگی خوب شما باشد نه حسرت بار ترین جای زندگی شما...

3 دقیقه از 5 دقیقه تمام شده به اندازه سفید شدن تمامی موهای شما...حتی تصاویر هم به سختی در چشم شما می نشیند چه رسد به اینکه آن ها را کلمه کنید و در قالب گزارش بیان کنید...توپ بلند به محوطه جریمه علم و ادب می رسد... بازیکن مس گویی از روی بلندترین سیم خاردار زندگی خود می پرد و از بین مدافعان به توپ ضربه می زند...دروازه بان حریف که حسابی گرم است هم می داند توپ به گوشه دروازه اش خواهد رفت و تنها به فرمان مغز یک شیرجه بلند می بندد...چشم ها و مغزها تمامی این صحنه ها را اسلوموشن می بیند درست مثل سکانس نهایی یک فیلم که درام یا تراژیک فیلم را در همین صحنه مشخص می کند... توپ برابر دروازه به زمین می خورد و اگر چمن ورزشگاه طبیعی بود شاید توپ روی زمین راهش را به دروازه پیدا می کرد اما چمن مصنوعی ضرب توپ را زیاد می کند و آن را به جای اینکه از زیر تن دروازه بان به داخل دروازه هدایت کند، بلند می کند و به تن آن می کوبد....

صحنه به سرعت طبیعی خود در چشم ها برمی گردد... این پایان کار است... تراژدی...خوشبختی از کرمان دور می شود و جشن بازهم خراب می شود....بازی تمام می شود و یک توپ و یک خط دروازه بلندترین مرز دنیا برای خوشبختی و مصیبت مس کرمان می گردد....

درد...درد...درد...دردی که قرار است تا آخر عمر قلبت را فشار دهد و آن هایی که همه صحنه های بالا را دیدند دردمندترین...و آن هایی که کرمانی بودند و با این صحنه تا آخر عمر زندگی خواهند کرد خوده همان "درد" بی نقطه...

بازی تمام می شود...مس صعود نمی کند و بازیکنان علم و ادب از شادی فریاد می کشند...فریاد شادی که فقط فریاد خشم مسی ها را بیشتر می کند و آن ها هیچ مسکنی به غیر از گرفتن انتقام آن شادی بحرینی را از تیم حریف نمی بینند... به درک محرومیت های بلند مدت... به درک اینکه حتی به رئیس سازمان لیگ برابر خودش ناسزا بگویی...

از اینجا به بعد فقط اشک و است و آه...چمن مصنوعی ورزشگاه تبریز به اندازه تمام عمر خود از سمت اشک های مس کرمان آب می خورد...تبریزی ها به سرعت از ورزشگاه فرار می کنند و حتی مسئول استادیوم هم پروژکتورها را خاموش می کند... صحنه همان صحنه یک جنگ مغلوبه است...بدتر از چیزی که تصورش را می شود کرد...در تاریکی ورزشگاه، در هر گوشه اش یک تن نارنجی روی زمین افتاده است مثل جنازه های بعد از شبیخون دشمن...

در این گیرودار انتظار همه چیز را داری غیر از اینکه یک تکه ابر بر سر شهر نازل شود و شدیدترین باران را بر سر تو بباراند...در زمانی که مغزت کار نمی کند و همه چیز را به ماورا حواله می کنی فقط همین باران سیل آسا در دل مرداد که آن هم فقط بر سر ورزشگاه می بارد، خودش سوژه یک داستان چند جلدی می شود...

فشار...فشار....فشار...چیزی سینه ات را می فشارد که نمی بینی...شاید فشار شب اول قبر در کائنات برای یک شب تو تعریف شده باشد اما وقتی در اتوبوس می نشینی تازه متوجه می شوی که این فشار از آن دست فشارهایی است که تا همیشه عمر تو را میچغلاند و لهت می کند...

زندگی غم و شادی خود را دارد و نه این آخرین غم زندگی بود که همه در آن ورزشگاه چشیدیم و نه قرار است شادی دیگر رخش را به ما نشان ندهد و همه ما بعد از همه آن اتفاقات رخ شادی و غم زندگی را چه بسا زیباتر و خشن تر دیده ایم اما آن شب، فوتبال به ما بدهکار شد... این معشوق جاودان بدهکار شد که این غم بزرگ خود را با یک شادی بزرگ تر از آن برای ما جبران کند... البته زمانی که ما صورت خودمان را تمیز بشوریم و شایسته بوسه این معشوق صورت سفید و سبز جامه شویم...  

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۰ و ساعت 13:2 |

شادی این نفس به ماهم می رسد اما آنقدر دیر که دیگر نفس نداریم

گویی این روزها و در همین دنیای آبی و خاکی خودمان، جهان های موازی وجود دارد که با چشم فیزیکی خودمان توانایی دیدنش را پیدا کرده ایم که تعریف زندگی و مردمان در آن ها برای ما خیال و قصه است و موجوداتش پری و افسانه...

بازی منچستر یونایتد در هفته اول فصل جدید لیگ انگلیس شروع می شود اما تو دیگر فقط حسرت آن چمن سبز، ورزشگاه زیبا، لباس های شکیل را نمی خوری... تو با دیدن این بازی حسرت ساده ترین حق حیات خود را می خوری و آن حق نفس برای زندگی است وقتی سمت نگاهت به سمت سکوهایی می رود که پر از مرد و زنی است که کیپ اندر کیپ در کنار یکدیگر نشسته اند و بدون ماسک و ترس از کرونا باهم شعار شادی از گل های تیم شان را سر می دهند...

این خیال راحت آن ها و همین در کنار هم نشستن های بدون ترس همان تفاوت بزرگ ما و آن ها در دنیای واقعی خودمان و دنیای موازی آن هاست که می بینیم... تفاوت این خیال راحت و ناراحت در بودن یا نبودن کروناست... از اینکه دیگر قرار نیست با تمام میل خود، ساده ترین تصمیم های زندگی ات را بگیری و به عزاداری یا ورزشگاه بروی و وقت تمام شدن، یک تهدید بالفعل بزرگ در حد بمب ساعتی برای جامعه و اطرافیانت محسوب شوی...

تفاوت در همین است که در یک طرف دنیا برای تعطیلات خود برنامه های دورهمی مثل همین استادیوم را می ریزند اما در این طرف دنیا هنوز تعطیلات اجباری می گذارند برای انزوا و تنهایی...

تفاوت در این است که در یک طرف دنیا ماسک ها از صورت پائین می آید برای دیدن لبخندهای واقعی و در طرف دیگرش نقاب شادی روی صورتت هم فقط حال خودت و دیگران را بد می کند و هرچه هست خیسی چشمی است که ماسک های روی صورت را تر می کند...

هرگز روزی تصور نمی کردیم بدیهی ترین اتفاقات دنیا برای ما تخیلی شود و ساده ترین تصاویر روی کره زمین تبدیل به جلوه های ویژه ای شود که برای ما افسانه های هیجان انگیز تلقی شود.

دیدن ورزشگاه اولترافورد شهر منچستر با آن همه جمعیت یعنی زندگی برخلاف آنچه که از دنیا در بخش های خبری صدا و سیما پخش می کند، به حالت عادی برگشته است و یا حداقل به آن خیلی نزدیک شده است...یعنی آنچه که این روزها چشم ما کمتر می بیند و روز به روز فقط سطح هشدارها برای ما بالاتر می رود و آمار مرگی که قلب ما را خنجر می کشد و عزیزانی که هر روز بیشتر در اطراف ما پرپر می شوند و در نهایت اعدادی که حکم مرگ را برای ما جمع و تفریق می زنند و صراحتا هم اعلام می شود که قرار نیست تا مدت های آینده برای شما این اعداد کمتر شود...

بالاخره روزی اوضاع برای ما هم خوب می شود... چرخش دنیا و روزگار بالاجبار حال ما را هم طبیعی می کند... ورزشگاه های ما هم درهای خود را باز شده می بیند و همه مراسم های ما نیز بدون واژه ای به نام پرتوکل برپا می شود...بالاخره روزی نفس طبیعی و سالم، شادی خود را به این مرز هم می آورد اما...اما  آنقدر دیر که ما شادی کردن و یا حتی نفس کشیدن یادمان رفته است...حتی همین یک روز دیرترهای امروز که جان چندصد نفر را در همین مرزهای اطراف خودمان می گیرد و جز نوشتن سیاهی و فشردن قلب کاری از دست ما برنمی آید...

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۰ و ساعت 12:52 |

حالا از رفسنجان باید یک چهره مدعی بیاید

تیم فوتبال مس رفسنجان در پایان اولین فصل حضور خود در رقابت های لیگ برتر کشور با قرار گرفتن در رده هشتمی به کار خود پایان داد تا با کسب یک رتبه تک رقمی، به آنچه که یک تیم در اولین فصل حضور خود در لیگ برتر هدف گذاری می کند دست یابد.

از همین روست که مس رفسنجان خود را شایسته تبریک می داند و کسب این مقام را یک موفقیت خوب برای خود در پایان این فصل از رقابت ها ارزیابی می کند، اتفاقی که البته فصل قبل برای گل گهر سیرجان نیز رخ داد و صرف بقای این تیم در لیگ برتر سبب شد که حکایت شادی سیرجانی ها در پایان فصل گذشته، در پایان این فصل در رفسنجان تکرار شود.

اما معیارهایی مثل حفظ سهیه در لیگ برتر و یا رسیدن به یک رتبه تک رقمی، اندازه هایی است که در پایان اولین فصل حضور در لیگ برتر اعتبار و انقضا دارند و با توجه به اختلاف هزینه کرد تیم هایی مثل مس رفسنجان و گل گهر سیرجان با بسیاری از رقبا، می توان اذعان کرد که در فصول بعد قطعا باید اهداف برای این تیم ها متفاوت باشد.

بهرشکل اولین فصل حضور در لیگ برتر یک ماه عسل دارد و آن همین صرف بقا و یا رسیدن به رتبه تک رقمی است که از طریق آن می توان بسیاری از اشتباهات را پوشش داد و یا بسیاری از هزینه کردها را توجیه کرد اما با اتمام این ماه عسل، حالا با اختلاف طبقاتی که مس رفسنجان با بسیاری از رقبایش بیشتر هم خواهد کرد، تجربه ای که دیگر کم محسوب نمی شود، امکاناتی که افزایش خواهد یافت و موارد دیگری از این دست، دیگر نمی توان به صرف بقا و یا رتبه تک رقمی کلاه به هوا پرت کرد و پیام تبریک صادر کرد.

همانطور که گل گهر در فصل دوم حضور خود نسبت به اولین فصل حضورش، حرکتی رو به جلو داشت و چه در لیگ برتر و چه در جام حذفی خود را تبدیل به مدعی کرد و دیگر به صرف ماندن بسنده نکرد و از قالب یک تیم معمولی خود را خارج کرد، مس رفسنجان نیز با توجه به هزینه کردهای مشابهی که با این تیم دارد، باید در دومین فصل حضور، حالا خود را تبدیل به یک تیم مدعی کند و از بالانشینی در جدول و یا رسیدن به مراحل نهایی جام حذفی لذت ببرد.

شاید گرفتن سهیمه آسیایی یک هدف خارق العاده و رویایی برای مس رفسنجان در فصل پیش رو باشد که البته نباید و نمی تواند هم هدفی دور از دسترس برای رفسنجانی ها قلمداد گردد اما حداقل هدف گذاری برای این تیم می تواند قرار گرفتن در جمع مدعیان سهمیه آسیایی در دومین فصل حضور باشد که رفسنجانی ها با توجه به شرایط تیم خود، باید در این راستا در فصل دوم گام بردارند.

مس رفسنجان تیم کم امکاناتی مثل نساجی یا نفت مسجد سلیمان و یا نفت آبادان و تیم هایی از این دست نیست که بازهم بخواهد عمده هفته های فصل را در لیگ پیش رو در نیمه پائین جدول چرخ بزند... با پایان ماه عسل اولین حضور و معیارهایی مثل بقا در لیگ و رتبه تک رقمی، حالا مس رفسنجان باید اهدافی بزرگ تر را در سر بپروراند و حداقل اهالی فوتبال استان هشت می دانند که تیم استان آن ها در این فصل در کنار گل گهر باید چهره یک مدعی را از ابتدای مسابقات فصل آینده از خود شان دهند.

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه بیستم مرداد ۱۴۰۰ و ساعت 10:48 |

فراتر از صلاحیت کمیته اخلاق

امیر قلعه نویی به دلیل مصاحبه تلویزیونی اش بعد از مسابقه با تیم استقلال با حکم کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال به محرومیت طولانی مدت سه ماهه و جریمه سنگین نقدی محکوم شده است.

اما مستند محکومیت او چه موادی از آینن نامه این کمیته از فدراسیون هستند؟! طیق آنچه که اعلام شده است برای محرومیت امیر قلعه نویی به ماده 71 مقررات انضباطی فدراسیون فوتبال تکیه شده است.

این ماده بیان می دارد: "هرکس که خارج از زمين مسابقه به هر روشی از جمله نامه ، شکوایيه ، مراسلات ، عرایض ، گزارش یا توزیع هرگونه اوراق چاپی یا خطی با امضا یا بدون امضا ، درج در فضای مجازی ( اعم از صفحات شخصی وگروهی ) ، سخنرانی ، مصاحبه با رسانه ها ، یادداشت و مقاله ، طرح و کاریکاتور و سایر طرق ، مطالبی را به دیگران ( از جمله مقامات رسمی مسابقه ) نسبت دهد که قانوناً مصداق توهين، هتک حرمت، افترا و نشراکاذیب باشد صرف نظر از مجازات قانونی که در صلاحيت محاکم دادگستری است ، به جریمه نقدی به ميزان حداقل پنجاه ميليون ریال بعلاوه حداقل یک مسابقه محروميت محکوم خواهد شد."

البته حکم صادره شدید و غلیظ است و استناد آن نیز به ماده 92 این مقررات است که به بحث تکرار تخلفات می پردازد. ماده 71 بخش مهمی دارد که عنوان می کند: "صرفنظر از مجازات قانونی که در صلاحیت محاکم دادگستری است" بدین معنی که فردی می تواند بایت این اتهامات در محاکم جزایی محکوم شود و در مرجع ذیربط فدراسیون فوتبال نیز مجازات جداگانه ای در حدود محرومیت های ذکر شده و جزای نقدی برای او تعیین شود.

اما نکته ای وجود دارد و این موضوع است که تا زمانی که فردی پیرامون این اتهامات در مراجع قضایی محکوم نشده باشد فدراسیون می تواند مجازاتی اینچنین سنگین برای او تعیین کند؟ در حقیقت فرض بگیریم امیر قلعه نوعی بابت این اتهامات در مرجع قضایی ذیصلاح محاکمه و تبرئه شود. آیا امکان محروم نمودن اینچنین وی وجود خواهد داشت؟

موارد ذکر شده در ماده 71  در قانون مجازات اسلامی برایشان مجازات تعیین شده است و تعیین مجازات نیز علی القاعده نیاز به تحقیقات مقدماتی، تشکیل پرونده کیفری در دادسرا، تفهیم اتهام و سایر تشریفاتی دارد که می تواند منتهی به صدور دادنامه توسط دادگاه های کیفری دو شود که ان دادنامه نیز قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر می باشد. 

در این شرایط با توجه به اینکه موارد مذکور جنبه کیفریِ برگرفته از قانون مجازات اسلامی دارد و تخلف محسوب نمی شود، صلاحیت رسیدگی و تشخیص مجرم بودن یا نبودن فرد متهم صرفا با دادسرا و دادگاه ذیصلاح می باشد و در صورت اثبات، مرجع مربوط به فدراسیون فوتبال حسب آیین نامه های خود می تواند رای مقتضی و تکمیلی حسب مواد قانونی مصوب خود را صادر نماید.

لذا به نظر می رسد صدور چنین رایی توسط فدراسیون مطابق موازین قانونی نبوده و کمیته استیناف با اعتراض امیر قلعه نویی و باشگاه گل گهر بایستی تصمیم مقتضی و مطابق قوانین کشور اتخاذ نماید.

وحید قرایی/وکیل دادگستری

  •  
+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه هجدهم مرداد ۱۴۰۰ و ساعت 22:59 |

وقتی مرغ مهاجر در باد این طوفان به خواب رفت...

رضا مهاجری در حالی کار خود را با مس کرمان شروع کرد که این تیم شرایط خاصی را پس لز اتمام بازی های فصل قبل سپری می کرد...

تیم فوتبال مس کرمان کاملا تحت تاثیر اتفاقات دو هفته آخر بازی های لیگ یک فصل قبل خود بود جایی که این تیم در آخرین گام برای رسیدن به لیگ برتر، با اتفاقاتی عجیب زمین خورد تا بهت به کرمان بیاید و درست بعد از این ماجرا، قریب به اتفاق بازیکنان تیم فصل قبل مس کرمان که مطلوب دل تیم های لیگ برتری شده بودند، یکی پس از دیگری با تمام شدن قراردادشان با کرمانی ها، راهی لیگ برتر می شدند...مجتبی حسینی نیز که پیش از این اعلام کرده بود فصل جدید را در لیگ برتر مربیگری می کند، از سوی مدیریت وقت باشگاه مس به طور جدی پیشنهادی دریافت نکرد تا در نهایت نیمکت مس با یک انتخاب جدید روبرو شود.

در این شرایط رضا مهاجری در حالی به کرمان آمد که بهرشکل سبقه و نتایج او در سال های گذشته در تیم های مختلف لیگ برتر به نحوی بود که از مربیان دارای پیشنهاد در فوتبال ایران محسوب می شد و انتخاب او چه از نظر گزینشی و چه از نظر شخصیتی در فوتبال ایران، یک انتخاب خوب برای مس کرمان قلمداد می شد.

بهرشکل رضا مهاجری به کرمان آمد تا بعد از سال ها از فضای لیگ برتر فاصله بگیرد و در لیگ یک در حالی هدایت مس را برعهده بگیرد که به خوبی از همان روز اول می دانست فقط صعود این تیم به لیگ برتر است که یک موفقیت مقبول محسوب می شود.

محمود محمودی نیا و رضا مهاجری به عنوان مدیر و سرمربی مس کرمان کار نقل و انتقالات مس کرمان را استارت زدند و هرچند در آن زمان بیشترین نقدها منوط به جدایی بازیکنان خوب فصل قبل مربوط می شد که البته امری خارج از اختیار باشگاه مس کرمان بود اما بهرشکل نفراتی که به مس کرمان می آمدند از بازیکنان خوب فصل قبل در تیم های لیگ یکی و البته بازیکنان دارای رزومه خوب در لیگ برتر بودند.

هرچند روند نقل و انتقالاتی مس کرمان در حدی قابل قبول در حال انجام بود اما آمدن و رفتن برخی بازیکنان به تمرینات مس کرمان یک هشدار جدی را در همان زمان آلارم می داد...حداقل چهار تا پنج بازیکن شناخته شده به طور متوالی در تمرینات مس کرمان حضور داشتند اما تکلیف اضافه شدن آن ها به مس وضعیتی نامشخص داشت تا همین نکته نشان دهد اقتدار مهاجری به عنوان کسی که باید از نظر فنی حرف آخر را در تیم بزند و مسئولیت فنی این بازیکنان را بپذیرد زیر سوال است...

هرچند می توان خوشبینانه اینگوئه نتیجه گرفت که مهاجری در تمرینات، توان فنی این بازیکنان را تست می زد اما نفراتی که در مقطع نقل و انتقالات در مس رفت و آمد داشتند بازیکنان تستی محسوب نمی شدند و این آمدن و رفتن آن ها نشان می داد که یا مهاجری توان زدن حرف آخر برای جذب یا عدم جذب آن ها را ندارد و یا اینکه فشارهای سویی در تیم وجود دارد که مهاجری تحت تاثیر آن ها نمی تواند اقتدار خود را در تصمیم گیری نهایی و فنی تیم نشان دهد.
بهرشکل با این آلارم که یک هشدار جدی محسوب می شد، مس کرمان نقل و انتقالات را به پایان رساند و مهاجری با مدیریت جدید باشگاه مس کرمان، فصل را در لیگ یک آغاز کرد...

مس کرمان هرچند چه از نظر فنی و چه از نظر کسب نتیجه، لیگ را پرنوسان آغاز کرد اما هرچه بیشتر بازی ها به جلو می رفتند، تیم رضا مهاجری در کسب سه امتیاز موفق تر عمل می کرد و توانست در نیم فصل اول خود را در رده های بالای جدول پیدا کند.

در نهایت مس کرمان در حالی به تعطیلات نوروزی و نیم فصل رفت که به صدر جدول رسیده بود و مهاجری و تیمش با همین رتبه نمره قبولی را می گرفتند.
از نظر فنی مس کرمان با هدایت رضا مهاجری نوسان زیادی داشت... این تیم در برخی بازی ها چنان روان و زیبا کارهای فنی را در زمین مسابقه انجام می داد که پیروزی هایش را کاملا دلنشین و امیدوارانه می کرد اما در برخی دیگر از بازی ها از نظر فنی ناگهان دچار ترس و اضطراب و در نهایت به شکل عجیب و دور از انتظاری نسبت به هفته قبل متزلزل می شد.

این در شرایطی بود که با توجه به قانون منع جذب بازیکنان خارجی در فوتبال ایران، شرایط لیگ یک به گونه ای رقم خورده بود که این لیگ خالی تر از همیشه از اسامی بزرگ بود و تقسیم امتیازات و میانگین آن نیز در بین تیم ها به گونه ای رقم می خورد که نشان می داد لیگ این فصل خیلی از سطح دشواری بالایی برخوردار نیست و یک تیم با داشتن حداقل شرایط فنی نیز می تواند مدعی صعود باشد.

اما جدا از مسائل فنی در همان مقطع از نیم فصل اول بازهم اتفاقاتی در بدنه تیم مس کرمان رخ می داد که نشان می داد مهاجری هنوز تسلط و اقتدار خود را به عنوان نفر اول تیم حاکم نکرده است...اتفاقاتی مثل آمدن و رفتن های عجیب اعضای کادر فنی او مثل رضا رجبی که این موضوع با رفتن و آمدن های مجتبی سرآسیایی و فرزین رکوعی در نیم فصل دوم نیز نشان می داد که این خلا قدرت برروی نیمکت مس هیچگاه پر نشده است.

در حالی که عدم اقتدار رضا مهاجری به واسطه این اتفاقات همچنان محل ترس و ابهام بود، در نیم فصل دوم تعداد زیادی از نفرات جدید به تیم مس کرمان اضافه شدند...نفراتی که همگی مطابق با خواسته رضا مهاجری برای او به تیم مس کرمان آمدند.

تیم مس کرمان ار قضا نیم فصل دوم را هم عالی شروع کرد و اختلاف امتیاز ایجاد شده در صدر جدول همگان را در کرمان به باور صعود نزدیک و نزدیک تر کرده بود اما تمامی ترس های ایجاد شده، درست از همین مقطع برای مس کرمان جامه عمل پوشیدند...

در همان زمان کارشناسان و آگاهان به فن به صراحت اعلام می کردند که از هفته بیست و پنجم رقابت ها به بعد، مس برای تداوم صدرنشینی، بیشتر از آنکه معطوف مسائل فنی خود باشد، باید مدیریت ذهنی و حواشی را در دست بگیرد تا از هر بلایی برای دور ماندن از صعود مصون بماند.

اما در حالی که از این هفته به بعد نیاز بود مهاجری کنترل ذهنی و روانی تیم خود را تمام قد در دست بگیرد و به عنوان نفر اول تیم، چتر دفاعی برابر هر ویروس خرد کننده ای را دور تیم باز کند، اما رفته رفته مشخص شد که مهاجری علاوه بر آن اقتداری که از قبل زیر سوال بود، حالا برای مدیریت ذهنی و فکری تیم خود نیز برنامه و استراتژی مشخصی ندارد....

بهرشکل برای همه مشخص شده بود که مهاجری با مدیریت تیم دچار اختلافات اساسی شده اند و این اختلافات آسیب خود را به تیم دیر یا زود وارد می کند...آسیبی که شاید لازم بود رضا مهاجری برای دور کردن آن از تیم تمامی تجربه خود را به کار بگیرد اما او خود طرفی از دعوایی شده بود که به نظر می رسید نقطه پایانی ندارد و مطابق انتظار این دعوا به بدنه تیم کشید و آن را از پا انداخت...

عملا این درگیری و حاشیه خرد کننده سبب شد که از نظر فنی نیز تمام پایه های تیم مس کرمان فرو بریزد و تیم در هفته های بین بیست و پنج تا سی یعنی حساس ترین مقطع فصل، نه تنها ذهن آرام خود را از دست داده باشد که در زمین نیز با تصمیمات عجیب و غریب مهاجری که بی ارتباط با همان حواشی نیز نبود، توان فنی خود را هم از دست بدهد.

رضا مهاجری نه مربی بی تجربه ای در فوتبال ایران بود و نه از دسته مربیان جوان و تحت تاثیر احساسات که نتواند در شرایط بحرانی خود را کنترل کنند... اما رضا مهاجری در جایی که حواشی و درگیری در اطراف تیم او زیاد شده بود و می بایست با رفتار و استراتژی های خاص خود، این مشکلات از بدنه تیم دور شود اما دقیقا خود تبدیل به یکی از نقش آفرینان در این تنش شده بود که در نهایت ضرر آن را نه فقط خود او که کلیت تیم مس کرمان با از دست دادن پیاپی بازی ها دید.

یک سرمربی بزرگ درست در همین مقاطع است که باید تمام تجربه و بزرگی خود را در دایره بریزد و تیمی که قواره های شایستگی را دارد از هر گزندی دور کند اما شاید گرداب ایجاد شده در تیم مس کرمان بزرگتر از آنی بود که مهاجری بتواند از پسش برآید و برای همین بود که در باد موفقیت های بی حاصل نیم فصل اول و صدرنشینی از دست رفته به خواب رفته بود.

رضا مهاجری تیم خوبی برای مس ساخته بود و اگر آرامش در تیم او حاکم می ماند و او خود به جای بی ثبات کردن تیم با تداوم این درگیری، راهکاری برای برون رفت از آن پیدا می کرد و جو تیم در حساس ترین مقطع فصل ناپیدار نمی شد، می توانست صعود مس را به نام خود رقم بزند.

رضا مهاجری به واسطه دو فاکتور که غیر فنی نیز بودند شکست خود را در کرمان سند زد که یکی از آن ها عدم اقتدار سرمربیگری بود که شاهد آن تبدیل شدن نیمکت مس به محله برو و بیا بود و دوم عدم نقشه و پلنی برای عبور از بحران ولو در زمانی که خود به آن مبتلا شده بود و البته افراد کنار دست مهاجری نیز در این زمینه به او کمکی نکردند که گاه او را بیشتر نیز وارد چالش کردند...

برای مهاجری امروز راحت است که اعلام کند در تیم او جنگ داخلی درست کردند و او را بیخ معرکه کشاندند تا دیگر ذهن و توانی برای هدایت مس و کنترل تیمش نداشته باشد اما وظیفه رضا مهاجری به عنوان یک مربی بزرگ و با تجربه و کسی که کرمان برای صعود به او اعتماد کرده بودند، دقیقا عبور تیم به سلامت از این جنگ بود که البته شکست بزرگ مهاجری و گله درشت به او دقیقا وادادن در همین نبردی بود که شاید می توانست آن را از تیم خود دور نگه دارد و یا اینکه آتش آن را به عنوان بزرگ تر تیم، از تیمش دور نگه دارد اما این آتش به شکلی سوزان بر پیکره تیم افتاد و سوزاند و سوزاند...

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه شانزدهم مرداد ۱۴۰۰ و ساعت 20:45 |

قراردادهای مشکل دار اول فصل برای مشکلات و باخت های آخر فصل!

شاکله اصلی و فنداسیون اساسی یک همکاری بین کارفرما و کارگزار را قرارداد بین آن ها تعیین می کند و هرچه این قرارداد دقیق تر و محکم تر بسته شده باشد و هرچه طرفین با اعتماد متقابل به یکدیگر این قرارداد را امضا نمایند، کار به شکلی مطلوب تر خروجی خود را نشان می دهد.

با این تعریف می توان به این نتیجه رسید که یکی از اساسی ترین نقطه های ضعف برای مجموعه هایی که با هزینه و تلاش زیاد کمتر به نتیجه می رسند، می تواند اساس کار آن ها یعنی همین قراردادی باشد که پایه اساس ارتباط مجموعه با نیروهای انسانی اصلی خود می باشد.

تیم فوتبال مس کرمان دقیقا یکی از همین مجموعه هایی است که در سال های اخیر تلاش و هزینه های زیادی را برای موفقیت خود در جهت بازگشت به لیگ برتر انجام داده است اما در همه این سال ها بیشتر از آنکه به رقیبانش باخته باشد، در راه رسیدن به هدف، به جنگ های داخلی و درگیری های درونی خود شکست خورده است که نفع آن را رقبا برده اند.

در همه سال های اخیر و در پایان هر فصل سروصداهای بسیاری از داخل تیم فوتبال مس کرمان به گوش می رسد که اساس و پایه آن به همین قراردادهایی برمی گردد که در زمان عقد خود ظاهرا مشکلات بسیاری داشتند...

قراردادهایی که هرچند مفاد آن مطابق با عرف فوتبال ایران محرمانه است و اصولا در رسانه ها و به طور شفاف منتشر نمی گردند اما حواشی برخواسته از آن ها در پایان هر فصل نشان می دهد که طرفین به شکلی آن را امضا کرده اند که در ادامه کار تبدیل به نقطه اختلاف و درگیری های داخلی تیم می گردد.

این قراردادها هرچند یک تیپ مشخص دارند اما مشکل از آنجایی آغاز می شود که در مذاکرات طرفین، مفادی به آن گنجانده می شود که عامل اصلی بروز اختلافات از همین جا آغاز می گردد... اما اگر بررسی کنیم که این مفاد در چه زمانی به قراردادها اضافه می گردد شاید بهتر بتوان علل مشکلات آن را که در آینده ایجاد می شود درک کرد...

این مفاد زمانی به تیپ اصلی قرارداد اضافه می گردد که مذاکره نهایی میان مدیریت باشگاه و بازیکن انجام می گیرد...درست در همین زمان است که مدیریت باشگاه زیر فشار شدید کادر فنی و هواداران برای جذب بازیکن است و از این فشار، طرف مقابل یعنی مدیربرنامه بازیکن بیشترین استفاده را می برد و مدیر نیز برای بسته شدن این قرارداد و خاطرجمع شدن برای اضافه شدن نفر مد نظر به تیم، به این مفاد تن می دهد که مشکلات خود را بعدها بروز می دهد.

از آنجا که مدیران باشگاه بر اصل محرمانه بودن قراردادها در زمان انعقاد آن بیش از هر موضوع دیگری تاکید دارند تا جایی که حتی اعضای هیات مدیره نیز از مفاد آن بی اطلاع می مانند، مشخص است که عملا وجود نهادی مثل کمیته نقل و انتقلات که بتواند به شکلی منطقی و علمی بهترین خروجی را برای انعقاد یک قرارداد داشته باشد بی معنا می شود.

درست پس از این مرحله است که مشکلات یکی پس از دیگری به وجود می آید...در این شرایط، با تغییر احتمالی مدیریت باشگاه، بازیکن و مدیر برنامه های او اعتماد و تمرکز روانی خود را برای اجرای مفاد قرارداد از دست می دهند... مدیری که این قرارداد را امضا کرده است با تحلیل های بعدی خود و یا مشاوره هایی که دریافت می کند متوجه می شود که به نوعی در این قرارداد مغبون و متضرر شده است و در صدد عدم مفاد به آن به هر شکل ممکن برمی آید و این موجب می شود که کارایی بازیکن خواسته و یا ناخواسته تحت تاثیر قرار بگیرد... بازیکنی که با یک قرارداد تحت فشار و ضعیف موفق شده است بخش بزرگی از مطالبات خود را در میانه های فصل دریافت کند عملا انگیزه های خود را برای ادامه بازی ها از دست می دهد... خبر انعقاد یک قرارداد ضعیف که سبب منتفع شدن بی حساب یک و یا چند بازیکن گشته است، خواه و ناخواه در تیم می پیچد و این سبب می شود که سایر نفرات تحت تاثیر این موضوع قرار بگیرند و رفته رفته شاکله اصلی یک تیم با این وضعیت مخدوش گردد... و بسیاری دیگر از مسائل شبیه به این که همگی در پی امضا و ثبت یک قرارداد ضعیف میان باشگاه و بازیکن، بعدها ضرر و سیاهی خود را در تیم رخنه می زند.

در همه سال های اخیر یک موضوع به شدت برای هواداران مس کرمان آزاردهنده بوده است و آن این نکته است که چرا مس کرمان فصل را خیلی خوب شروع می کند، در نیم فصل به شدت به صعود نزدیک می شود، تا هفته های پایانی از مدعیان اصلی صعود به شمار می آید اما در هفت، هشت هفته پایانی ناگهان تیم دچار یک افت عجیب که ناشی از حواشی است می گردد و در نهایت صعود خود را از دست می دهد....

روندی که گفته شد، موضوعی است که در هشت سال اخیر حداقل در شش سال برای مس کرمان به کرات تکرار شده است و اگر آسیب شناسی دقیقی از آن انجام دهیم می توانیم علت آن را در همین قراردادهای دردسرسازی پیدا کنیم که یا تمرکز و توانایی بازیکن را تحت تاثیر قرار می دهد و او را نگران تسویه حساب پایان فصلش می کند و یا اینکه با مشخص شدن مفاد قراردادها در بین سایر نفرات و با عدم مدیریت این موضوع در تیم، شاکله اصلی آن را در اتحاد و همدلی منهدم می کند و آن را از موجودیت می اندازد تا ضررش در تیم با شکست در زمین و از دست رفتن رتبه های صعود آشکار گردد.

از همین رو یکی از نقاط ضعفی که در سال های اخیر به شدت مس کرمان را متضرر کرده است که تغییرات متعدد مدیران عامل نیز بر آن دامن زده است، همین مشکلاتی است که از نقطه شروع کار باشگاه با بازیکنان آغاز می شود و آن دقیقا به زمان امضای قرارداد طرفین برمی گردد... به نظر می رسد باشگاه مس کرمان در راستای درست کردن ساختارهای خود باید به موضوع شکلی و ماهوی امضای قراردادهایش ورود سریع داشته باشد تا با بررسی علمی و منطقی آن، از این مشکل ریشه دار شده در این باشگاه عبور نماید.

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه دوازدهم مرداد ۱۴۰۰ و ساعت 12:51 |

چرا تا مشخص شدن تکلیف گل گهر صبر نکردند؟!

صبح امروز خبری برای فوتبال کرمان منتشر شد که در جای خود بهت آور و البته ناامید کننده بود... میزبانی که قرار بود به کرمان برای فینال جام حذفی برسد، با ابهامات بسیار از کرمان گرفته شد و به اصفهان انتقال یافت...

ابهام اول در این زمینه، جایی مشخص شد که در بیانیه فدراسیون فوتبال به نوعی تاکید شده بود که قرار بوده است ورزشگاه باهنر شهر کرمان میزبان برگزاری بازی فینال جام حذفی باشد... اما این در حالی بود که چند ماه قبل و زمان اعلام خبر میزبانی استان کرمان از بازی حذفی، به گونه ای دیگر این موضوع طرح شده بود.

در آن زمان اعلام شده بود که ورزشگاه شهید سلیمانی شهر سیرجان یعنی ورزشگاه اختصاصی گل گهر میزبان فینال جام حذفی خواهد بود اما اگر تیم گل گهر به فینال جام حذفی برسد، در آن صورت میزبانی از شهر سیرجان گرفته خواهد شد و بحث میزبانی ورزشگاه باهنر کرمان مطرح می گردد که اگر این ورزشگاه استاندارد لازم را نداشته باشد، بازی به شهری دیگر منتقل می شود.

اما در حالی که هنوز تکلیف حذف یا فینالیست شدن گل گهر در جام حذفی مشخص نشده بود، به طور کلی این میزبانی از استان گرفته شد تا این ابهام به وجود بیاید که مگر قرار نبود شهر سیرجان و ورزشگاه مجهز سردار سلیمانی این شهر الویت اول برای میزبان بازی فینال باشد؟!

اهالی فوتبال در کرمان که چندین سال است با ورزشگاه باهنر کرمان در ارتباط هستند به خوبی می دانستند ورزشگاه باهنر کرمان توانایی میزبانی از بازی فینال را ندارد از همین رو اگر قرار است بازی فینال حذفی در کرمان برگزار شود همان ورزشگاه های جدید التاسیس شهر سیرجان مد نظر بوده است.

قطعا هیات فوتبال کرمان هم از روز اول می دانست با توجه به شرایط ورزشگاه باهنر کرمان، این استادیوم توانایی میزبانی بازی مهمی مثل فینال حذفی را ندارد و موارد نقص آن مثل چمن و سکوها نیز آنقدر زیاد هست که در کوتاه مدت رفع آن ممکن نباشد و از همین رو رایزنی های خود را برای میزبانی شهر سیرجان انجام داده بود و نکته ابهام آور همین است که چرا میزبانی از این استان، قبل از مشخص شدن تکلیف تیم گل گهر در این جام، به صراحت گرفته شد؟!

جتی اگر فاصله زمانی اندک بین بازی نیمه نهایی و فینال حذفی را هم دلیل این موضوع بدانیم، اما عدم توانایی ورزشگاه باهنر برای برگزاری بازی فینال موضوعی کاملا قابل پیش بینی بود و حضور گل گهر نیز در بازی نیمه نهایی نیز از مدت ها قبل مشخص بود از همین رو به نظر می رسید در زمانی که با افتخار خبر میزبانی استان کرمان در بازی فینال حذفی منتشر شده است، این موضوع به طور کامل از سمت کرمان با فدراسیون فوتبال بسته شده باشد که تا زمان مشخص شدن تکلیف گل گهر برای فینال جام حذفی، میزبانی این بازی از کرمان گرفته نشود اما با رسیدن گل گهر به فینال، در آن صورت گرفتن میزبانی از استانی که یک پای آن فینالیست است کاملا توجیه پذیر و منطقی می شود اما اتفاق امروز کاملا برخلاف این موضوع رخ داد تا ابهام های موجود را به دنبال داشته باشد....

همان روزی که خبر میزبانی فینال حذفی امسال برای کرمان مخابره شد، این موضوع گوشزد گردید که گرفتن این میزبانی از کرمان در آستانه برگزاری بازی، می تواند همانند اتفاقی که سال گذشته برای شهر شیراز رخ داد و در آستانه بازی فینال این میزبانی از این شهر به دلیل کمبود امکانات و مسائلی از این دست گرفته شد و به مشهد انتقال یافت، یک بار تبلیغاتی منفی برای فوتبال استان داشته باشد که متاسفانه همین اتفاق دقیقا و مو به مو رخ داد.

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه دهم مرداد ۱۴۰۰ و ساعت 12:53 |

سیرجان و جانی که باید در این دو بازی حذفی بگذارد

رقابت های لیگ برتر این فصل فوتبال کشور در حالی به پایان رسید که هر دو تیم استان هشت یعنی گل گهر سیرجان و مس رفسنجان فصل آینده را نیز در این رقابت ها آغاز خواهند کرد که در این مطلب و مطلب آینده نگاهی گذار به این دو تیم در لیگ برتر می اندازیم.

گل گهر سیرجان در دومین فصل حضور خود در رقابت های لیگ برتر، همانند آنچه که انتظار طبیعی از این تیم بود، دغدغه ای برای سقوط نداشت و برخلاف سال قبل لیگ را عمدتا در میانه رو به بالای جدول سپری کرد.

هرچند از نظر زمانی برای تیمی که دومین فصل حضور خود در لیگ برتر را سپری می کند، قرار گرفتن در جمع چهار تیم بالای جدول و آسیایی شدن، می تواند توقع زیادی باشد اما از نظر مالی و هزینه کردی که گل گهر در این فصل برای خود انجام داد، به نسبت بسیاری از رقیبانش، این توقع اصلا نابه جا و دور از ذهن نبوده است...

گل گهر در هفته آخر رقابت های این فصل خود با تساوی خانگی برابر نساجی موقعیتی عالی را برای خود از دست داد... آن ها با این تساوی هم رتبه چهارم جدول را از دست دادند که در دومین سال حضور آن ها در لیگ برتر می توانست یک رتبه عالی برایشان محسوب شود و هم شانس آسیایی شدن خود را از طریق جدول بازی های لیگ برتر با قهرمانی احتمالی استقلال در این جام حذفی بر باد دادند.

اما برای گل گهر که کسب سهمیه آسیایی در این فصل می تواند بزرگترین رخ داد عمر خود تلقی شود، هنوز راه جام حذفی باز است و امیر قلعه نویی که با شکست استقلال در جام حذفی می تواند هم خود و هم گل گهر را در این فصل حسابی مرغوب کند، باید به این بازی به چشم مهمترین بازی فصل خود نگاه کند و از رسیدن پیروزی به آن به هیچ وجه کوتاه نیاید.

فصل برای گل گهر هنوز تمام نشده است و بازی برابر استقلال در حذفی می تواند شاه راه خروجی همه هزینه کرد های این تیم محسوب شود...پیروزی بر استقلال و رسیدن به فینال و به تبع آن قهرمانی جام حذفی و رسیدن به باشگاه های آسیا، اوج آمال و آرزوی سیرجانی هاست که در بازی پیش رو برابر استقلال تهران رخ خواهد داد و گل گهر باید به اندازه تمام لیگی که پشت سر گذاشت برای این بازی انرژی بگذارد.

به طور کلی قرار گرفتن در رده پنجم جدول و رسیدن به جمع چهار تیم نهایی جام حذفی، از نظر فوتبالی و برروی کاغذ می تواند شخصیتی بزرگ به گل گهر در این فصل از رقابت های فوتبال کشور ببخشد اما از نظر حساب و کتاب مالی و بالانس شدن هزینه های این تیم با خروجی آن، موفقیت بزرگی مثل رسیدن به فینال حذفی و کسب سهمیه آسیایی می تواند گل گهر را در برآورده کردن کامل اهدافش به یک دست آورد فوق العاده برساند.

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه نهم مرداد ۱۴۰۰ و ساعت 12:3 |

جای خالی شرح وظایف و شکسته شدن کاسه کوزه های شکست در یک سمت

برای مجموعه هایی که در راس خود و در ارکان مهم تصمیم گیر برای خود، ثبات حرف اول را می زند، برخی قوانین نانوشته و عرفی و ارتباطات تعریف شده ولو بدون آورده شدن برروی کاغذ، بسیاری از مناسبات و شرح وظایف را مشخص می کند اما برای مجموعه هایی که از نظر ارکان اصلی و راس مدیریتی خود ذات ثبات را در تن ندارند، تعریف و مشخص کردن ارتباطات و شرح وظایف یکی از مهمترین کارهایی است که باید صورت بگیرد.

برای باشگاه مس کرمان و تیم فوتبال آن که جزو یکی از مجموعه های بی ثبات در عرصه مدیریتی و ارکان های کلیدی و راهبردی خود محسوب می شود، تعریف ارتباطات و شرح وظایف که به شکلی دقیق و فنی انجام شود، می تواند یکی از لازمه های برون رفت از بن بست ارتباطی بین ارکان راس این مجموعه باشد.

بی ثباتی حدااکثری در باشگاه مس کرمان سبب شده است که کار در ارکان حساس آن از جمله سمت های مدیریتی آن و سرمربیگری تیم فوتبال آن، یک استرس حداکثری را نیز به آن وارد کند و در این فضای پراسترس، ایجاد تنش و تشویش فکری، امری کاملا قابل پیش بینی می گردد که در سال های گذشته همواره در بین ارکان مدیریتی باشگاه و ارتباطات آن ها با سرمربیان و به طور کلی مجموعه باشگاه و تیم فوتبال به وضوح دیده شده است و تحت عنوان حواشی در این باشگاه از آن یاد می شود.

باشگاه مس کرمان در همه سال های عمر خود به دلیل نداشتن ساختار تعریف شده، ارکان مهمی مثل کمیته فنی، کمیته نقل انتقالات، کمیته های انضباطی و سایر کمیته های خود را عملا ناشناخته و محو و به صورت کاملا گنگ برای خود می بیند و عدم وجود همین ساختار تعریف شده سبب می شد که در زمان بروز مشکلات بزرگ، ارکان مهمی مثل هیات مدیره، معاونت فنی و سایر قسمت های کلیدی نیز نه بداند شرح وظایف و اختیاراتش برای حل این مشکلات تا چه اندازه است و نه دستورالعمل مشخصی برای رسیدگی به این مشکلات داشته باشند تا همین ورود و یا عدم ورود این نهادهای مهم نیز برای بررسی این مشکلات نیز خود تبدیل به چالشی دیگر شود.

در زمانی که شرح وظایف مشخص، نحوه انتخاب و گزینش افراد برای این کمیته ها، پرورش نیروی انسانی و فکری برای این صندلی های استراتژِک مدیریتی و سایر موضوعات مربوط به این امر مشخص نباشد، عملا صرف وجود فرمالیته همه این کمیته ها و بخش ها و طرح یک چارت و ساختار بدون پشتوانه علمی و عملی، فقط می تواند با شلوغ کردن فضا، حواشی را در سیستم بیشتر کند...

اما در مقابل اگر توان جدی و علمی برای مشخص کردن کمیته های مختلف باشگاه و بیان شرح وظایف دقیق آن ها باشد، شاید بتوان مشکلات باشگاه مس کرمان را در مواقع حساس به سرعت حل کرد تا تبدیل به حاشیه هایی که مسیر را کلا منحرف می کنند نشود و به طور اصولی و دقیق در مسیری گام برداشت که به آن ساختارسازی و طراحی استراتژیک می گویند که می تواند نه فقط در کوتاه مدت که در بلند مدت نیز نظام نامه ای جامع برای تداوم موفقیت باشد و به تبع آن با مشخص شدن شرح وظایف هر یک از این نهادها، تمامی کاسه و کوزه های شکست نیز بر سر یک بخش و یا یک فرد شکسته نشود.

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه چهارم مرداد ۱۴۰۰ و ساعت 10:10 |

آمار نهایی بازیکنان تیم فوتبال مس کرمان در فصل 1399-1400

با اتمام بازی های لیگ دسته اول فوتبال کشور در فصل 1399-1400 آمار نهایی عملکرد بازیکنان مس کرمان نیز مشخص گردید.

آمار بازیکنان مس کرمان در نیم فصل اول رقابت ها که بازیکنان در 17 مسابقه و مجموع 1530 دقیقه زمان بازی داشتند بدین شکل رقم خورد:

1_ حمید طاهری فرد: 16 بازی – 1440 دقیقه
2_ محمد رضا پورمحمد: 17 بازی_ 1293 دقیقه_ 3 پاس گل_ 1 گل
3_ سجاد بیرانوند: 15 بازی_ 1286 دقیقه_ 10 کلین شیت
4_ میلاد غریبی: 14 بازی_ 1176 دقیقه_ 1 پاس گل
5_ بابا محمدی: 16 بازی_ 1152 دقیقه_ 3 گل زده_ 1 پاس گل
6_ پیمان میری: 16 بازی_ 1058 دقیقه_ 5 گل زده_ 6 پاس گل
7_ محمد علی صفیا: 16 بازی_ 980 دقیقه_ 1 گل زده
8_ عظیم گوک: 11 بازی_ 865 دقیقه
9_ آرمان اکوان: 10 بازی_ 855 دقیقه_ 1 کارت قرمز
10: امیر طاهر: 13 بازی_ 844 دقیقه_ 1 گل زده
11_ علی تهامی: 9 بازی_ 704 دقیقه
12_ وحید اسماعیل بیگی: 14 بازی_ 673 دقیقه
13_ سلمان بحرانی: 13 بازی_ 666 دقیقه_ 1 گل زده_ 1 پاس گل
14_ پیام ملکیان: 10 بازی_ 650 دقیقه
15_ حسین حیدری: 8 بازی_ 638 دقیقه
16_ بهرام رشیدفرخی: 16 بازی_ 633 دقیقه_ 1 گل زده
17_ ماهان رحمانی: 13 بازی_ 528 دقیقه
18_جواد جلالی: 8 بازی_ 460 دقیقه
19_ محمود شفیعی: 6 بازی_ 451 دقیقه
20_ علیرضا حیدری: 3 بازی_ 170 دقیقه
21_ مصطفی سالاری: 4 بازی_ 147 دقیقه
22_ حسین خسروی: 2 بازی_ 75 دقیقه
23_ حسین شهریاری: 1 بازی_ 70 دقیقه
24_ مهدی عسگری: 2 بازی_ 65 دقیقه
25_ عباس زراعت کار: 2 بازی_ 25 دقیقه

اما آمار بازیکنان مس کرمان در نیم فصل دوم نیز بدین شکل رقم خورد:

1_ بابا محمدی 1320 دقیقه – 16 بازی- 5 گل
2_ حسین حیدری 1225 دقیقه – 14 بازی
3_ محمد علی نژاد 1045 دقیقه_ 14 بازی_ 3 گل_ 3 پاس گل
4_حمید گلزاری 1040 دقیقه_ 14 بازی_ 3 گل_ 2_ پاس گل
5_ محمد علی صفیا 1035 دقیقه_ 16 بازی_ 2 پاس گل_ 1 گل
6_ پیمان میری 965 دقیقه_ 16 بازی_ 4 گل _ 5 پاس گل
7_ حمید طاهری فرد 945 دقیقه_ 13 بازی_ 1 پاس گل
8_ امیر طاهر 905 دقیقه_ 13 بازی_ 1 پاس گل
9_سجاد بیرانوند 900 دقیقه_ 10 بازی_ 4 کلین شیت
10_ میلاد غریبی 885 دقیقه_ 13 بازی_ 1 پاس گل
11_ محمد رضا پورمحمد 740 دقیقه_ 13 بازی_ 1 پاس گل
12_ رحیم آلبوغبیش 670 دقیقه _13 بازی_ 1 پاس گل
13_ عظیم گوک 605 دقیقه_ 8 بازی_ 1 گل
14_ آرمان اکوان 585 دقیقه_ 7 بازی
15_ پیام ملکیان 580 دقیقه_ 11 بازی
16_ علیرضا حیدری 540 دقیقه_ 6 بازی_ 2 کلین شیت
17_ علی تهامی 510 دقیقه_ 9 بازی
18_ وحید اسماعیل بیگی 495 دقیقه_ 10 بازی_ 1 پاس گل
19_ سامان تورانیان 320 دقیقه_ 5 بازی
20_ میلاد نوری 300 دقیقه_ 8 بازی
21_ علیرضا ارجمندیان 230 دقیقه_ 9 بازی
22_ بهرام رشیدفرخی 220 دقیقه_ 9 بازی_ 1گل
23_ ابولفضل علایی 215 دقیقه_ 3 بازی_ 1 گل
24_سلمان بحرانی 205 دقیقه_ 4 بازی
25_ امیر حسین بنی اسد 90 دقیقه_ 6 بازی_ 1 پاس گل
26_ محمد خاکسارپور 90 دقیقه_ 1 بازی_ 1 کلین شیت
27_ مصطفی سالاری 60 دقیقه_ 1 بازی

در مجموع نیم فصل اول و دوم تیم ها در 34 بازی و مجموع 3060 دقیقه به میدان رفتند که حاصل کار برای بازیکنانی که در هر دو نیم فصل اول و دوم برای مس کرمان بازی کردند بدین شکل رقم خورد:

1_ حمید طاهری فرد 2835 دقیقه_ 29 بازی_ 1 پاس گل
2_ بابا محمدی 2472 دقیقه_ 32 بازی_ 8 گل_ 1 پاس گل
3_سجاد بیرانوند 2186 دقیقه _ 25 بازی_ 14 کلین شیت
4_ میلاد غریبی 2061 دقیقه _ 27 بازی_ 2 پاس گل
5_ محمد رضا پورمحمد 2033 دقیقه_ 30 بازی_ 1 گل زده_ 4 پاس گل
6_ پیمان میری 2023 دقیقه _ 32 بازی_ 9 گل زده_ 11 پاس گل
7_ محمد علی صفیا 2015 دقیقه_ 32 بازی_ 2 گل زده_ 2 پاس گل
8_ حین حیدری 1863 دقیقه_ 22 بازی
9_ امیر طاهر 1749 دقیقه _ 26 بازی_1 گل زده_ 1 پاس گل
10_ عظیم گوک 1470 دقیقه _ 18 بازی_ 1 گل زده
11_ آرمان اکوان 1440 دقیقه_ 17 بازی
12_ پیام ملکیان 1230 دقیقه_ 21 بازی
13_ علی تهامی 1214 دقیقه _ 18 بازی
14_ وحید اسماعیل بیگی 1168 دقیقه_ 24 بازی_ 1 پاس گل
15_ سلمان بحرانی 871 دقیقه_ 17 بازی_ 1 گل زده_ 1 پاس گل
16_ بهرام رشیدفرخی 853 دقیقه_ 25 بازی_ 2 گل زده
17_علیرضا حیدری 710 دقیقه _ 710 دقیقه_ 9 بازی_ 2 کلین شیت
18_ مصطفی سالاری 207 دقیقه_ 5 بازی

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه سوم مرداد ۱۴۰۰ و ساعت 10:3 |

با پایان یافتن رقابت های تیم فوتبال مس کرمان در مسابقات لیگ دسته یک فوتبال کشور، فصل 1399-1400 نیز برای تیم های مختلف باشگاه مس کرمان نیز رسما پایان یافت.

 باشگاه مس کرمان به عنوان یکی از بزرگترین باشگاه های ورزشی کشور، با حضور 14 تیم در مسابقات ورزشی کشور شرکت کرد که ماحصل حضور این تیم ها در رقابت های خود به این شرح می باشد:

تیم فوتبال مس کرمان:

تیم فوتبال مس کرمان در این فصل از رقابت های لیگ یک با کسب 55 امتیاز در رده چهارم مسابقات قرار گرفت. این تیم در این فصل از رقابت ها بیشترین تعداد حضور در رتبه های صعود را داشت ولی در نهایت نتوانست به هدف خود دست یابد. مس کرمان که در این فصل از رقابت های خود از 34 بازی به 16 پیروزی، 7 مساوی و 11 شکست دست یافت، در این فصل16 هفته در رتبه های صعود قرار داشت که 12 هفته آن با صدرنشینی همراه بود. در نهایت مس کرمان که 32 گل زده و 23 گل خورده را نیز برای خود ثبت کرده بود، با اختلاف 5 امتیاز کمتر نسبت به تیم های صعود کننده نتوانست در جایگاه صعود قرار بگیرد.

تیم فوتبال مس نوین:

تیم فوتبال مس نوین را به جرات می توان بومی ترین تیم فوتبال استان کرمان در بین تمامی تیم های فوتبال این استان در رقابت های لیگ برتر تا لیگ دو دانست... این تیم با چهره جذاب خود و اولین فصل حضور فرزاد حسین خانی به عنوان سرمربی رسمی یک تیم، نتایج بسیار خوبی گرفت و تا هفته پایانی رقابت های گروه خود در لیگ دو، شانس صعود از گروهش را داشت. این تیم که از 26 بازی این فصل خود 12 برد، 8 مساوی و 6 شکست را در کارنامه ثبت کرد، با قرار گرفتن در رده سوم جدول گروه، بهترین عملکرد خود در لیگ دو را بر جای گذاشت. این تیم 28 گل زده و 17 گل خورده در این فصل داشت تا با 44 امتیاز تنها سه امتیاز تا رتبه های صعود خود از گروه کم داشته باشد.

تیم فوتبال امید مس کرمان:

رقابت های لیگ برتر امیدهای کشور در این فصل به دلیل شیوع کرونا و آغاز دیرهنگام مسابقات به شکلی متفاوت از هر سال آغاز شد. برخلاف فصول قبل که مسابقات به صورت لیگ برگزار می شد، مقرر گردید مسابقات لیگ برتر این فصل به صورت گروهی برگزار شود که این جریان رقابت ها را کاملا تحت تاثیر خود قرار می داد. تیم فوتبال امید مس کرمان در گروهی که هشت تیم حضور داشتند تا هفته پایانی رقابت ها شانس صعود از گروه خود را داشت.

در پایان رقابت های دور گروهی تیم امید مس کرمان از چهارده بازی خود به 5 پیروزی، 4 تساوی و 5 شکست دست یافت تا با 14 گل زده و 14 گل خورده و ثبت 19 امتیاز در رده پنجم جدول رده بندی گروه خود قرار بگیرد. از این گروه تیم های سپاهان و نفت اهواز به دور بعد صعود کردند و گل گهر نیز به دسته پائین تر سقوط کرد.

تیم فوتبال جوانان مس کرمان:

رقابت های لیگ برتر جوانان کشور نیز وضعیتی مشابه با مسابقات لیگ برتر امیدهای کشور داشت و برگزاری مسابقات در این فصل به شکل گروهی برخلاف فصول قبل که به صورت لیگ برگزار می شد، کار تیم ها را برای برگزاری مسابقات و حساسیت تک بازی ها را به مراتب بیشتر کرده بود.

تیم فوتبال جوانان مس کرمان در این فصل بنا به تغییر سنی اکثر نفرات خود، کار سختی برای هماهنگی میان بازیکنانش داشت و همین سبب شده بود که در ابتدای مسابقات این تیم در کسب نتیجه به مشکل بخورد و در هفته های پایانی خطر سقوط از لیگ برتر این تیم را تهدید نماید.

اما در نهایت جوانان مس کرمان موفق به حفظ سهمیه لیگ برتری خود شدند و در گروه هشت تیمی خود از چهارده مسابقه 4 پیروزی، 4تساوی و 6 شکست برای این تیم ثبت شد تا با 16 گل زده و 23 گل خورده و ثبت 16 امتیاز در نهایت در رده ششم جدول گروه خود قرار بگیرد. از این گروه فولاد خوزستان و ایمان سبز شیراز صعود کردند و تیم جندی شاپور به لیگ پائین تر سقوط کرد.

تیم فوتبال نوجوانان مس کرمان:

تیم فوتبال نوجوانان مس کرمان در پایان دور گروهی بازی های خود موفق شد به عنوان صدرنشین جواز صعود به دور بعد رقابت های لیگ برتر رده سنی خود را کسب کند.

نوجوانان مس کرمان در گروهی که شش تیم در آن حضور داشتند از ده بازی خود به 5 پیروزی، 3 تساوی و 2 شکست دست یافت تا با 17 گل زده و 10 گل خورده و ثبت 18 امتیاز بالاتر از تیم گل گهر، به همراه این تیم به دور بعد مسابقات صعود کنند و تیم حافظ شیراز نیز از این گروه به لیگ دسته پائین سقوط کند.

نوجوانان مس کرمان در مرحله دوم مسابقات که به صورت رفت و برگشت انجام می شد موفق شد تیم نفت اهواز را حذف کند تا برای رسیدن به جمع سه تیم پایانی رقابت ها بازهم در دو بازی رفت و برگشت به مصاف ذوب آهن برود که در این دو دیدار در نهایت در ضربات پنالتی شکست خود و از رسیدن به جمع سه تیم پایانی بازماند.

تیم نونهالان مس کرمان:

تیم فوتبال نونهالان مس کرمان در گروهی که هفت تیم در آن حضور داشتند در رده چهارم جدول قرار گرفت تا به بازی های این فصل خود پایان دهد.

نونهالان مس از 12 بازی دور گروهی خود 3 پیروزی، 5 مساوی و 4 شکست را کسب کردند تا با 11 گل زده و 14 گل خورده و ثبت 14 امتیاز بازی های خود را به اتمام برسانند.

از این گروه تیم های سپاهان و فولاد یزد به دور بعد صعود کردند و تیم وصال شیراز نیز تیم سقوط کرده این گروه محسوب می شد.

تیم فوتسال دختران مس کرمان:

رقابت های لیگ برتر فوتسال بانوان این فصل کشور نیز به واسطه شرایط کرونایی از حالت لیگ خارج و در دو گروه برگزار شد. تیم فوتسال دختران مس کرمان در گروه یک این رقابت ها در 12 مسابقه به میدان رفت که حاصل آن 5 پیروزی و 7 شکست بود. دختران فوتسالیست مس کرمان با چهره ای بسیار جوان و صد در صد بومی به میدان رفتند تا نشان دهند قلب فوتسال دختران کرمان در این تیم می تپد.

دختران کرمانی تیم فوتسال مس با 30 گل زده و 25 گل خورده و کسب 15 امتیاز در نهایت در گروه خود چهارم شدند تا تیم های سایپا و حفاری اهواز از این گروه به نیمه نهایی صعود کنند و تیم شهروند ساری نیز به لیگ دسته یک سقوط کند.

تیراندازی با کمان:

تیم نیراندازی با کمان بانوان مس کرمان در بخش کامپوند نیز به عنوان مدافع قهرمانی فصل قبل وارد بازی های این فصل شد تا در لیگ برتر این فصل نیز به مصاف رقیبان برود. کماندارهای بانو مس کرمان بدشانس بودند که در بازی اول خود به مصاف تیمی رفتند که متشکل از نفرات تیم ملی بود و همین سبب شد که در اولین بازی، تنها شکست این تیم ثبت شود تا با کسب 4 پیروزی و 1 شکست تیم تیراندازی با کمان بانوان مس کرمان در جایگاه دوم و نایب قهرمانی رقابت های این فصل لیگ برتر قرار بگیرد و جام نقره ای این مسابقات را بر بالای سر ببرد.

هندبال مس کرمان:

تیم هندبال مس کرمان در این فصل از رقابت های لیگ برتر کشور به عنوان مدافع عنوان قهرمانی سال قبل مسابقات خود را شروع کرد و همانند سال گذشته مسابقات خود را نیز در این فصل با اقتدار آغاز کرد. مسابقات لیگ برتر هندبال کشور در این فصل به طور متمرکز در شهرهای تهران و شیراز و در دو مرحله برگزار گردید که در مرحله اول مسابقات تیم هندبال مس کرمان در گروه مرگ این رقابت ها در ده مسابقه خود به ده پیروزی متوالی رسید تا با مقتدرانه ترین شکل ممکن و به عنوان صدرنشین راهی دور نهایی رقابت ها شود.

اما در دور نهایی این مسابقات تیم هندبال مس کرمان به دلیل مسائل مربوط به کرونا و حواشی که از این طریق برای تیم خود ایجاد شده دید، نتوانست در 8 مسابقه این مرحله از 5 بازیکن اصلی خود در 6 بازی بهره مند گردد و مصدومیت برخی دیگر از بازیکنان اصلی این تیم سبب شد که تیم هندبال مس کرمان در این مرحله از رقابت ها کاملا با دست بسته به میدان برود تا در 8 مسابقه این مرحله خود به 5 پیروزی و 3 شکست دست یابد تا با وجود همه مشکلات در نهایت با کسب عنوان نایب قهرمانی مسابقات و کسب سکوی دوم، جواز صعود به جام باشگاه های آسیا را برای خود تکرار کند.

هندبال مس کرمان در جام باشگاه های آسیا:

اما در رویدادی بین المللی تیم هندبال مس کرمان در فصلی که گذشت در مسابقات جام باشگاه های آسیا نیز حاضر شد و در کشور عربستان به مصاف رقبای قدرتمند آسیایی خود رفت. هندبالیست های مس در این رقابت ها با تیم های الکویت کویت، الدحیل قطر، الوحده عربستان، ازبک ازبسکتان و القطن یمن هم گروه بود.

تیم هندبال مس کرمان در حالی اولین تجربه خود در جام باشگاه های آسیا را تجربه می کرد که با پیروزی برابر تیم های یمن، ازبکستان و عربستان نتایج بسیار عالی از خود برجای گذاشت و برابر تیم های قطر و کویت که به فینال این رقابت ها نیز صعود کردند، نمایش بسیار نزدیک و پا به پایی داشت که در نهایت با شکست نزدیک برابر این دو تیم در گروه خود سوم شد.

هندبالیست های مس کرمان در بازی برای کسب عنوان پنجمی نیز موفق شدند تیم المضر عربستان را شکست دهند تا با کسب نتایجی عالی و در خور تحسین عنوان شایسته پنجمی این رقابت ها را از آن خود کنند.

بسکتبال مس کرمان:

تیم بسکتبال مس کرمان در دومین فصل حضور خود در رقابت های لیگ برتر، به دلیل شرایط خاص کرونایی مسابقات خود را به صورت متمرکز در تهران برگزار کرد. این تیم طبق برنامه ریزی از پیش تعیین شده برای خود، قرار گرفتن در میانه جدول لیگ را هدف خود قرار داده بود اما به دلیل تغییر در شکل برگزاری مسابقات و انجام بازی ها در دور گروهی مقدماتی و حذفی، به صورت لیگ منسجم به مصاف رقیبان خود نرفت.

با این وجود تیم بسکتبال مس کرمان در دور اول مسابقات با 8 تیم هم گروه شد که قرار گرفتن در جمع چهار تیم نخست گروه از الویت های این تیم محسوب می شد. بسکتبالیست های مس کرمان با تیمی که از بومی ترین تیم های این فصل لیگ برتر محسوب می شد در 14 بازی دور اول خود به 7 پیروزی و 7 شکست دست یافتند تا در نهایت با کسب 21 امتیاز در جایگاه چهارم جدول رده بندی گروه خود قرار بگیرند و به هدف دور گروهی خود دست یابند.

این تیم در مرحله یک هشتم نهایی رقابت ها با شکست برابر حریف خود در نهایت از گردونه رقابت ها کنار رفت تا تیم جوان و بومی بسکتبال مس کرمان چشم به فصول آینده و حرکت در راستای برنامه خود داشته باشد.

اما فدراسیون بسکتبال کشورمان در پایان بازی های این فصل جدول کلی این رقابت ها را با توجه به نتایج دو گروه منتشر کرد که بر این اساس تیم بسکتبال مس کرمان مطابق اهداف از پیش تعیین شده برای خود با 21 امتیاز در رده هشتم جدول لیگ برتر این فصل کشور ایستاد.

تکواندو:

تیم تکواندو مس کرمان که به عنوان سومی رقابت های فصل قبل لیگ برتر کشور دست یافته بود در این فصل از رقابت ها نیز با هدف کسب سکو کار خود را آغاز کرد. مسابقات لیگ برتر تکواندو این فصل کشور در دو مرحله گروهی و نهایی برگزار می شد که تیم تکواندو مس کرمان در دور گروهی این مسابقات با کسب یک پیروزی و دو شکست موفق شد با قرار گرفتن در جایگاه دوم گروه خود به دور نهایی این رقابت ها صعود کند.

در مرحله نیمه نهایی تیم تکواندو مس کرمان که با تصمیمات فدراسیون نتوانست از ترکیب کامل خود بهره بگیرد در نهایت مغلوب حریف خود شد تا عنوان سوم مشترک خود را در رقابت های لیگ برتر تکواندو این فصل کشور نیز تکرار کند و بازهم با قرار گرفتن برروی سکو، جام برنزی را بالای سر ببرد. رقابت های لیگ برتر تکواندو ایران یکی از با کیفیت ترین این رقابت ها حتی در سطح جهانی محسوب می شود.

دوچرخه سواری:

رقابت های دوچرخه سواری لیگ برتر این فصل کشور بازهم تحت تاثیر کرونا واقع شد به نحوی که هر دو بخش جاده و پیست این مسابقات به دلیل تداوم شیوع کرونا نیمه کاره ماند. با این وجود دوچرخه سواران مس کرمان در دو مرحله از مسابقات جاده پا در رکاب شدند و در نهایت موفق شدند عنوان سومی این رقابت ها را در پایان این دو مرحله از آن خود کنند که عنوانی قابل توجه برای تیم جوان دوچرخه سواری مس کرمان در مصاف با رقیبان قدرتمند خود محسوب می شد.

همچنین در بخش پیست نیز دوچرخه سواران مس کرمان در پایان مسابقات برگزار شده به عنوان چهارمی رقابت ها رسیدند که این مسابقات نیمه کاره باقی ماند.

دو و میدانی:

باشگاه مس کرمان در این فصل از مسابقات قهرمانی کشور دو و میدانی نیز شرکت کرد که هدف از حضور در این رقابت ها آمادگی هرچه بیشتر دونده های کرمانی برای مسابقات کشوری و جهانی بود.

در حالی که تیم دو و میدانی مس کرمان در بسیاری از مواد رقابت ها شرکت کننده نداشت اما نتایج فوق العاده و عالی دونده های مس کرمان در مسابقات قهرمانی کشور که با رکوردشکنی های پیاپی نیز همراه بود سبب شد که تیم مس کرمان با وجود تعداد کم شرکت کننده های خود، در مجموع امتیازی رقابت ها به عنوان چهارمی مسابقات قهرمانی کشور دست یابد که نتیجه ای فوق العاده برای این تیم محسوب می شد.

کاراته:

کاراته کاهای مس کرمان در این فصل از مسابقات کاراته کشور در دو مسابقه به مصاف رقیبان خود رفتند که در رقابت های لیگ کاتا کشور که به صورت مجازی برگزار می شد، کاتا  روهای مس کرمان در تیم های رده سنی خوش درخشیدند و در رده جوانان، نونهالان و خردسالان مقام های اول و در رده سنی نوجوانان عنوان دومی این لیگ را از آن خود کردند.

در مسابقات سوپر لیگ کاراته کشور نیز تیم مس کرمان موفق به صعود از دور گروهی خود با کسب دو پیروزی شد و در مرحله حدفی برابر رقیبان شکست خورد. در پایان این رقابت ها تیم کاراته مس کرمان در اولین فصل حضور خود در رقابت های قهرمانی کشور در جدول کلی مسابقات در جایگاه پنجم قرار گرفت.

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در جمعه یکم مرداد ۱۴۰۰ و ساعت 9:51 |