وقتی مرغ مهاجر در باد این طوفان به خواب رفت...

رضا مهاجری در حالی کار خود را با مس کرمان شروع کرد که این تیم شرایط خاصی را پس لز اتمام بازی های فصل قبل سپری می کرد...

تیم فوتبال مس کرمان کاملا تحت تاثیر اتفاقات دو هفته آخر بازی های لیگ یک فصل قبل خود بود جایی که این تیم در آخرین گام برای رسیدن به لیگ برتر، با اتفاقاتی عجیب زمین خورد تا بهت به کرمان بیاید و درست بعد از این ماجرا، قریب به اتفاق بازیکنان تیم فصل قبل مس کرمان که مطلوب دل تیم های لیگ برتری شده بودند، یکی پس از دیگری با تمام شدن قراردادشان با کرمانی ها، راهی لیگ برتر می شدند...مجتبی حسینی نیز که پیش از این اعلام کرده بود فصل جدید را در لیگ برتر مربیگری می کند، از سوی مدیریت وقت باشگاه مس به طور جدی پیشنهادی دریافت نکرد تا در نهایت نیمکت مس با یک انتخاب جدید روبرو شود.

در این شرایط رضا مهاجری در حالی به کرمان آمد که بهرشکل سبقه و نتایج او در سال های گذشته در تیم های مختلف لیگ برتر به نحوی بود که از مربیان دارای پیشنهاد در فوتبال ایران محسوب می شد و انتخاب او چه از نظر گزینشی و چه از نظر شخصیتی در فوتبال ایران، یک انتخاب خوب برای مس کرمان قلمداد می شد.

بهرشکل رضا مهاجری به کرمان آمد تا بعد از سال ها از فضای لیگ برتر فاصله بگیرد و در لیگ یک در حالی هدایت مس را برعهده بگیرد که به خوبی از همان روز اول می دانست فقط صعود این تیم به لیگ برتر است که یک موفقیت مقبول محسوب می شود.

محمود محمودی نیا و رضا مهاجری به عنوان مدیر و سرمربی مس کرمان کار نقل و انتقالات مس کرمان را استارت زدند و هرچند در آن زمان بیشترین نقدها منوط به جدایی بازیکنان خوب فصل قبل مربوط می شد که البته امری خارج از اختیار باشگاه مس کرمان بود اما بهرشکل نفراتی که به مس کرمان می آمدند از بازیکنان خوب فصل قبل در تیم های لیگ یکی و البته بازیکنان دارای رزومه خوب در لیگ برتر بودند.

هرچند روند نقل و انتقالاتی مس کرمان در حدی قابل قبول در حال انجام بود اما آمدن و رفتن برخی بازیکنان به تمرینات مس کرمان یک هشدار جدی را در همان زمان آلارم می داد...حداقل چهار تا پنج بازیکن شناخته شده به طور متوالی در تمرینات مس کرمان حضور داشتند اما تکلیف اضافه شدن آن ها به مس وضعیتی نامشخص داشت تا همین نکته نشان دهد اقتدار مهاجری به عنوان کسی که باید از نظر فنی حرف آخر را در تیم بزند و مسئولیت فنی این بازیکنان را بپذیرد زیر سوال است...

هرچند می توان خوشبینانه اینگوئه نتیجه گرفت که مهاجری در تمرینات، توان فنی این بازیکنان را تست می زد اما نفراتی که در مقطع نقل و انتقالات در مس رفت و آمد داشتند بازیکنان تستی محسوب نمی شدند و این آمدن و رفتن آن ها نشان می داد که یا مهاجری توان زدن حرف آخر برای جذب یا عدم جذب آن ها را ندارد و یا اینکه فشارهای سویی در تیم وجود دارد که مهاجری تحت تاثیر آن ها نمی تواند اقتدار خود را در تصمیم گیری نهایی و فنی تیم نشان دهد.
بهرشکل با این آلارم که یک هشدار جدی محسوب می شد، مس کرمان نقل و انتقالات را به پایان رساند و مهاجری با مدیریت جدید باشگاه مس کرمان، فصل را در لیگ یک آغاز کرد...

مس کرمان هرچند چه از نظر فنی و چه از نظر کسب نتیجه، لیگ را پرنوسان آغاز کرد اما هرچه بیشتر بازی ها به جلو می رفتند، تیم رضا مهاجری در کسب سه امتیاز موفق تر عمل می کرد و توانست در نیم فصل اول خود را در رده های بالای جدول پیدا کند.

در نهایت مس کرمان در حالی به تعطیلات نوروزی و نیم فصل رفت که به صدر جدول رسیده بود و مهاجری و تیمش با همین رتبه نمره قبولی را می گرفتند.
از نظر فنی مس کرمان با هدایت رضا مهاجری نوسان زیادی داشت... این تیم در برخی بازی ها چنان روان و زیبا کارهای فنی را در زمین مسابقه انجام می داد که پیروزی هایش را کاملا دلنشین و امیدوارانه می کرد اما در برخی دیگر از بازی ها از نظر فنی ناگهان دچار ترس و اضطراب و در نهایت به شکل عجیب و دور از انتظاری نسبت به هفته قبل متزلزل می شد.

این در شرایطی بود که با توجه به قانون منع جذب بازیکنان خارجی در فوتبال ایران، شرایط لیگ یک به گونه ای رقم خورده بود که این لیگ خالی تر از همیشه از اسامی بزرگ بود و تقسیم امتیازات و میانگین آن نیز در بین تیم ها به گونه ای رقم می خورد که نشان می داد لیگ این فصل خیلی از سطح دشواری بالایی برخوردار نیست و یک تیم با داشتن حداقل شرایط فنی نیز می تواند مدعی صعود باشد.

اما جدا از مسائل فنی در همان مقطع از نیم فصل اول بازهم اتفاقاتی در بدنه تیم مس کرمان رخ می داد که نشان می داد مهاجری هنوز تسلط و اقتدار خود را به عنوان نفر اول تیم حاکم نکرده است...اتفاقاتی مثل آمدن و رفتن های عجیب اعضای کادر فنی او مثل رضا رجبی که این موضوع با رفتن و آمدن های مجتبی سرآسیایی و فرزین رکوعی در نیم فصل دوم نیز نشان می داد که این خلا قدرت برروی نیمکت مس هیچگاه پر نشده است.

در حالی که عدم اقتدار رضا مهاجری به واسطه این اتفاقات همچنان محل ترس و ابهام بود، در نیم فصل دوم تعداد زیادی از نفرات جدید به تیم مس کرمان اضافه شدند...نفراتی که همگی مطابق با خواسته رضا مهاجری برای او به تیم مس کرمان آمدند.

تیم مس کرمان ار قضا نیم فصل دوم را هم عالی شروع کرد و اختلاف امتیاز ایجاد شده در صدر جدول همگان را در کرمان به باور صعود نزدیک و نزدیک تر کرده بود اما تمامی ترس های ایجاد شده، درست از همین مقطع برای مس کرمان جامه عمل پوشیدند...

در همان زمان کارشناسان و آگاهان به فن به صراحت اعلام می کردند که از هفته بیست و پنجم رقابت ها به بعد، مس برای تداوم صدرنشینی، بیشتر از آنکه معطوف مسائل فنی خود باشد، باید مدیریت ذهنی و حواشی را در دست بگیرد تا از هر بلایی برای دور ماندن از صعود مصون بماند.

اما در حالی که از این هفته به بعد نیاز بود مهاجری کنترل ذهنی و روانی تیم خود را تمام قد در دست بگیرد و به عنوان نفر اول تیم، چتر دفاعی برابر هر ویروس خرد کننده ای را دور تیم باز کند، اما رفته رفته مشخص شد که مهاجری علاوه بر آن اقتداری که از قبل زیر سوال بود، حالا برای مدیریت ذهنی و فکری تیم خود نیز برنامه و استراتژی مشخصی ندارد....

بهرشکل برای همه مشخص شده بود که مهاجری با مدیریت تیم دچار اختلافات اساسی شده اند و این اختلافات آسیب خود را به تیم دیر یا زود وارد می کند...آسیبی که شاید لازم بود رضا مهاجری برای دور کردن آن از تیم تمامی تجربه خود را به کار بگیرد اما او خود طرفی از دعوایی شده بود که به نظر می رسید نقطه پایانی ندارد و مطابق انتظار این دعوا به بدنه تیم کشید و آن را از پا انداخت...

عملا این درگیری و حاشیه خرد کننده سبب شد که از نظر فنی نیز تمام پایه های تیم مس کرمان فرو بریزد و تیم در هفته های بین بیست و پنج تا سی یعنی حساس ترین مقطع فصل، نه تنها ذهن آرام خود را از دست داده باشد که در زمین نیز با تصمیمات عجیب و غریب مهاجری که بی ارتباط با همان حواشی نیز نبود، توان فنی خود را هم از دست بدهد.

رضا مهاجری نه مربی بی تجربه ای در فوتبال ایران بود و نه از دسته مربیان جوان و تحت تاثیر احساسات که نتواند در شرایط بحرانی خود را کنترل کنند... اما رضا مهاجری در جایی که حواشی و درگیری در اطراف تیم او زیاد شده بود و می بایست با رفتار و استراتژی های خاص خود، این مشکلات از بدنه تیم دور شود اما دقیقا خود تبدیل به یکی از نقش آفرینان در این تنش شده بود که در نهایت ضرر آن را نه فقط خود او که کلیت تیم مس کرمان با از دست دادن پیاپی بازی ها دید.

یک سرمربی بزرگ درست در همین مقاطع است که باید تمام تجربه و بزرگی خود را در دایره بریزد و تیمی که قواره های شایستگی را دارد از هر گزندی دور کند اما شاید گرداب ایجاد شده در تیم مس کرمان بزرگتر از آنی بود که مهاجری بتواند از پسش برآید و برای همین بود که در باد موفقیت های بی حاصل نیم فصل اول و صدرنشینی از دست رفته به خواب رفته بود.

رضا مهاجری تیم خوبی برای مس ساخته بود و اگر آرامش در تیم او حاکم می ماند و او خود به جای بی ثبات کردن تیم با تداوم این درگیری، راهکاری برای برون رفت از آن پیدا می کرد و جو تیم در حساس ترین مقطع فصل ناپیدار نمی شد، می توانست صعود مس را به نام خود رقم بزند.

رضا مهاجری به واسطه دو فاکتور که غیر فنی نیز بودند شکست خود را در کرمان سند زد که یکی از آن ها عدم اقتدار سرمربیگری بود که شاهد آن تبدیل شدن نیمکت مس به محله برو و بیا بود و دوم عدم نقشه و پلنی برای عبور از بحران ولو در زمانی که خود به آن مبتلا شده بود و البته افراد کنار دست مهاجری نیز در این زمینه به او کمکی نکردند که گاه او را بیشتر نیز وارد چالش کردند...

برای مهاجری امروز راحت است که اعلام کند در تیم او جنگ داخلی درست کردند و او را بیخ معرکه کشاندند تا دیگر ذهن و توانی برای هدایت مس و کنترل تیمش نداشته باشد اما وظیفه رضا مهاجری به عنوان یک مربی بزرگ و با تجربه و کسی که کرمان برای صعود به او اعتماد کرده بودند، دقیقا عبور تیم به سلامت از این جنگ بود که البته شکست بزرگ مهاجری و گله درشت به او دقیقا وادادن در همین نبردی بود که شاید می توانست آن را از تیم خود دور نگه دارد و یا اینکه آتش آن را به عنوان بزرگ تر تیم، از تیمش دور نگه دارد اما این آتش به شکلی سوزان بر پیکره تیم افتاد و سوزاند و سوزاند...

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه شانزدهم مرداد ۱۴۰۰ و ساعت 20:45 |