قراردادهای مشکل دار اول فصل برای مشکلات و باخت های آخر فصل!
شاکله اصلی و فنداسیون اساسی یک همکاری بین کارفرما و کارگزار را قرارداد بین آن ها تعیین می کند و هرچه این قرارداد دقیق تر و محکم تر بسته شده باشد و هرچه طرفین با اعتماد متقابل به یکدیگر این قرارداد را امضا نمایند، کار به شکلی مطلوب تر خروجی خود را نشان می دهد.

با این تعریف می توان به این نتیجه رسید که یکی از اساسی ترین نقطه های ضعف برای مجموعه هایی که با هزینه و تلاش زیاد کمتر به نتیجه می رسند، می تواند اساس کار آن ها یعنی همین قراردادی باشد که پایه اساس ارتباط مجموعه با نیروهای انسانی اصلی خود می باشد.
تیم فوتبال مس کرمان دقیقا یکی از همین مجموعه هایی است که در سال های اخیر تلاش و هزینه های زیادی را برای موفقیت خود در جهت بازگشت به لیگ برتر انجام داده است اما در همه این سال ها بیشتر از آنکه به رقیبانش باخته باشد، در راه رسیدن به هدف، به جنگ های داخلی و درگیری های درونی خود شکست خورده است که نفع آن را رقبا برده اند.
در همه سال های اخیر و در پایان هر فصل سروصداهای بسیاری از داخل تیم فوتبال مس کرمان به گوش می رسد که اساس و پایه آن به همین قراردادهایی برمی گردد که در زمان عقد خود ظاهرا مشکلات بسیاری داشتند...
قراردادهایی که هرچند مفاد آن مطابق با عرف فوتبال ایران محرمانه است و اصولا در رسانه ها و به طور شفاف منتشر نمی گردند اما حواشی برخواسته از آن ها در پایان هر فصل نشان می دهد که طرفین به شکلی آن را امضا کرده اند که در ادامه کار تبدیل به نقطه اختلاف و درگیری های داخلی تیم می گردد.
این قراردادها هرچند یک تیپ مشخص دارند اما مشکل از آنجایی آغاز می شود که در مذاکرات طرفین، مفادی به آن گنجانده می شود که عامل اصلی بروز اختلافات از همین جا آغاز می گردد... اما اگر بررسی کنیم که این مفاد در چه زمانی به قراردادها اضافه می گردد شاید بهتر بتوان علل مشکلات آن را که در آینده ایجاد می شود درک کرد...
این مفاد زمانی به تیپ اصلی قرارداد اضافه می گردد که مذاکره نهایی میان مدیریت باشگاه و بازیکن انجام می گیرد...درست در همین زمان است که مدیریت باشگاه زیر فشار شدید کادر فنی و هواداران برای جذب بازیکن است و از این فشار، طرف مقابل یعنی مدیربرنامه بازیکن بیشترین استفاده را می برد و مدیر نیز برای بسته شدن این قرارداد و خاطرجمع شدن برای اضافه شدن نفر مد نظر به تیم، به این مفاد تن می دهد که مشکلات خود را بعدها بروز می دهد.
از آنجا که مدیران باشگاه بر اصل محرمانه بودن قراردادها در زمان انعقاد آن بیش از هر موضوع دیگری تاکید دارند تا جایی که حتی اعضای هیات مدیره نیز از مفاد آن بی اطلاع می مانند، مشخص است که عملا وجود نهادی مثل کمیته نقل و انتقلات که بتواند به شکلی منطقی و علمی بهترین خروجی را برای انعقاد یک قرارداد داشته باشد بی معنا می شود.
درست پس از این مرحله است که مشکلات یکی پس از دیگری به وجود می آید...در این شرایط، با تغییر احتمالی مدیریت باشگاه، بازیکن و مدیر برنامه های او اعتماد و تمرکز روانی خود را برای اجرای مفاد قرارداد از دست می دهند... مدیری که این قرارداد را امضا کرده است با تحلیل های بعدی خود و یا مشاوره هایی که دریافت می کند متوجه می شود که به نوعی در این قرارداد مغبون و متضرر شده است و در صدد عدم مفاد به آن به هر شکل ممکن برمی آید و این موجب می شود که کارایی بازیکن خواسته و یا ناخواسته تحت تاثیر قرار بگیرد... بازیکنی که با یک قرارداد تحت فشار و ضعیف موفق شده است بخش بزرگی از مطالبات خود را در میانه های فصل دریافت کند عملا انگیزه های خود را برای ادامه بازی ها از دست می دهد... خبر انعقاد یک قرارداد ضعیف که سبب منتفع شدن بی حساب یک و یا چند بازیکن گشته است، خواه و ناخواه در تیم می پیچد و این سبب می شود که سایر نفرات تحت تاثیر این موضوع قرار بگیرند و رفته رفته شاکله اصلی یک تیم با این وضعیت مخدوش گردد... و بسیاری دیگر از مسائل شبیه به این که همگی در پی امضا و ثبت یک قرارداد ضعیف میان باشگاه و بازیکن، بعدها ضرر و سیاهی خود را در تیم رخنه می زند.
در همه سال های اخیر یک موضوع به شدت برای هواداران مس کرمان آزاردهنده بوده است و آن این نکته است که چرا مس کرمان فصل را خیلی خوب شروع می کند، در نیم فصل به شدت به صعود نزدیک می شود، تا هفته های پایانی از مدعیان اصلی صعود به شمار می آید اما در هفت، هشت هفته پایانی ناگهان تیم دچار یک افت عجیب که ناشی از حواشی است می گردد و در نهایت صعود خود را از دست می دهد....
روندی که گفته شد، موضوعی است که در هشت سال اخیر حداقل در شش سال برای مس کرمان به کرات تکرار شده است و اگر آسیب شناسی دقیقی از آن انجام دهیم می توانیم علت آن را در همین قراردادهای دردسرسازی پیدا کنیم که یا تمرکز و توانایی بازیکن را تحت تاثیر قرار می دهد و او را نگران تسویه حساب پایان فصلش می کند و یا اینکه با مشخص شدن مفاد قراردادها در بین سایر نفرات و با عدم مدیریت این موضوع در تیم، شاکله اصلی آن را در اتحاد و همدلی منهدم می کند و آن را از موجودیت می اندازد تا ضررش در تیم با شکست در زمین و از دست رفتن رتبه های صعود آشکار گردد.
از همین رو یکی از نقاط ضعفی که در سال های اخیر به شدت مس کرمان را متضرر کرده است که تغییرات متعدد مدیران عامل نیز بر آن دامن زده است، همین مشکلاتی است که از نقطه شروع کار باشگاه با بازیکنان آغاز می شود و آن دقیقا به زمان امضای قرارداد طرفین برمی گردد... به نظر می رسد باشگاه مس کرمان در راستای درست کردن ساختارهای خود باید به موضوع شکلی و ماهوی امضای قراردادهایش ورود سریع داشته باشد تا با بررسی علمی و منطقی آن، از این مشکل ریشه دار شده در این باشگاه عبور نماید.
