کلمات تاسف بار از معدود زبان های رفسنجانی روی آنتن مس

تثبیت حضور مس رفسنجان در اولین فصل حضورش در رقابت های لیگ برتر، موجب شد که عده معدودی در این شهر به جای آنکه بر روی حرکت موفق این تیم متمرکز شوند و به دنبال رفع کمبودها و نواقص خود در جهت تسریع برای حرکت موفق در لیگ برتر باشند، رو به یک جنگ زرگری بی حاصل با مس کرمان بیاورند...

این کری خوانی و لفاظی فوتبالی در بحث هواداری بسیار جذاب و البته محترم می باشد و ذات فوتبال بر اساس همین کری های هواداری شکل می گیرد اما نکته تاسف آور آنجا می شود که برخی رسانه های رسمی این شهر نیز با فراموش کردن ذات رسانه ای خود، وارد این کری های هواداری که جای آن فقط برروی سکو و فضاهای هواداری است می شوند و در مطالب خود به گونه ای رفتار می کنند که فقط درگیری های مخرب دو باشگاه را بسط و پهن می دهند... کاری که نه در ذات یک رسانه حرفه ای قرار دارد و نه در شان و شخصیت یک تیم لیگ برتری می باشد.

در روزهایی که مس رفسنجان بنا به توجهات خاصی که از شرکت مس دریافت کرده است، آنقدر دست باز دارد که با خیال راحت زمین چمن خود را به سرعت از حالت مصنوعی به طبیعی تغییر وضعیت دهد و یا اینکه در بازار نقل و انتقالات با خیالی آسوده تیم فصل بعد خود را چینش کند، اما در مقابل ساده ترین مولفه های باشگاهی در مس کرمان هنوز نامشخص باشد، برخی رسانه های رسمی شهر رفسنجان به شکلی وقیحانه به شرکت مس و مدیریت آن می تازند و آن را متهم به حمایت از باشگاه مس کرمان می کنند...!

جای هیچ شکی نیست اگر توجهات و هزینه های مدیریت فعلی شرکت ملی صنایع مس وجود نداشت و اگر شخص مدیر این شرکت به بحث ورزش علاقه ای نداشت، امروز مس رفسنجان هنوز همان وضعیت چند سال قبل خود را در لیگ یک داشت و از همین رو برخی مطالب طرح شده در معدودی از رسانه های رفسنجانی اوج ناسپاسی به مدیریت شرکت مس را می رساند که بانی اصلی موفقیت های امروز شهر خود و باشگاه مس رفسنجان را اینگونه مورد هجمه قرار می دهند.

جدا از این در حالی که کرمانی ها باید نسبت به وضعیت باشگاه خود مطالبات جدی داشته باشند، مشخص نیست که این رسانه های رفسنجانی چرا فرار رو به جلو را پسندیده اند و در شرایطی که هیچ تهدیدی از سمت کرمان متوجه آن ها نیست، به جای توجه برروی مسائل خود و بهبود روند حرکتی باشگاه خود و خارج کردن روند باشگاه داری شهر خود از حالت آکواریومی و گلخانه ای، یقه مس کرمان را چسبیده اند که خود درگیر صدها مسئله داخلی می باشد.

بیان مسائل نخ نما و دو مده مثل اینکه چون معدن مس در سرچشمه است، پس شهر کرمان نباید از هزینه های ان منتفع شود دقیقا به همان اندازه زشت است که از فردا مردم مبارکه اعلام کنند چون کارخانه فولاد در آنجا قرار دارد، سپاهان نباید در شهر اصفهان حضور داشته باشد...باشگاه مس کرمان به عنوان مرکز استان متعلق به همه استان می باشد و بسیاری از موضوعاتی که موجب بهره برداری و فروش محصولات مس می گردد در شهر کرمان قرار دارد که نفع آن باید به تمام استان برسد و بیان مطالب سخیفی مثل اینکه چون معدن در شهر ماست همه هزینه ها نیز برای ماست فقط در سطح همان کری های هواداری سندیت دارد و برای یک رسانه که ادعای حرفه ای گری نیز دارد بیان موضوعاتی مثل این اوج سطحی نگری و البته بی منطقی است...

البته چندی پیش تا حدود زیادی ریشه این درگیری های زرگری و زرد رسانه ای مشخص شده بود و افشای برخی مطالب پشت پرده و ارتباطاتی که این رسانه ها برای تخریب باشگاه مس کرمان و مدیریت شرکت مس داشتند فقط موجب تاسف می شد که ای کاش این رسانه ها حداقل بابت این تخریب های خود نیز کمی زحمت به خود می دادند و حرفه ای گری بیشتری را یاد می گرفتند...

البته با توجه به مشکلات عمده در باشگاه مس کرمان و اتفاقاتی که در سال قبل، بازهم با یک خودزنی بزرگ، فقط این مجموعه را برابر لطمات خارجی آسیب پذیرتر کرد، باید هم رقیبان در راستای این سیلی هایی که مس فصل قبل و سال های قبل تر از آن با دست خود در گوش خود زد، مست خود را گره کرده بر صورت مس کرمان بزنند و اگر در شهر کرمان وضعیت به گونه ای دیگر بود، شاید این مشت های بیهود و پر از هوا نیز از شهرهای دیگر بر صورتش نمی نشست...

تا زمانی که پرونده این خودزنی ها در شهر کرمان بسته نشود، حالا نه تنها مس کرمان باید ضربت ضربات دست خود را بر صورتش احساس کند که اینگونه مشت های غریب را نیز بر سر خود نوازش می بیند...

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۰ و ساعت 11:38 |