دو فروپاشی مس در فصل قبل

با فروکش کردن تب انتخابات کشور، کم کم جو مملکت به روزهای عادی خود برمی‌گردد و هواداران تیم‌های فوتبال نیز مجددا حواس خود را به اوضاع و احوال تیم‌های خود معطوف می‌کنند.

در این بین هواداران مس هم منتظر هستند تا ببینند سرانجام نفر اول نیمکت آن‌ها در فصل جدید چه می‌شود... هرچند در این زمینه برخی مذاکره‌ها نیز صورت گرفته است اما هنوز هیچ اتفاق قطعی جدیدی برای تعیین سرمربی فصل بعد مس صورت نگرفته است و این باشگاه بیشتر در حال جمع‌بندی برای تعیین بودجه‌ی فصل آینده‌ی خود می‌باشد.

هرچند تا اواسط هفته‌ی آینده وضعیت نیمکت مس چهره‌ی مشخص‌تری به خود می‌گیرد اما هواداران تیم مس هنوز از اتفاقات فصل قبل هم غافل نمانده‌اند و بحث در رابطه با علت ناکامی تیم خود در فصل قبل را نیز همچنان دنبال می‌کنند.

در رابطه با این موضوع آنچه که بیشتر از همه عوامل به عنوان علت اصلی ناکامی تیم مس در فصل قبل برشمرده می‌شود، حواشی بود که در داخل تیم مس شکل گرفت و به نوعی جلوی تنفس این تیم را بست و فن کمرشکن را به خوبیبرروی این تیم پیاده کرد.

حواشی که در دومقطع فصل کاملا به چشم آمد و اگر تیم مس بخواهد در فصل آتی حداقل در این زمینه لطمه نبیند باید داستان فصل قبل خود را مرور کند چراکه این داستان در دو فصل قبل هم به نوعی عامل اصلی ناکامی مس برشمرده شده بود.

تیم مس در فصل قبل نه همانند بسیاری از تیم‌های لیگ یکی و لیگ برتری مشکل مالی حادی داشت که صدای بازیکنانش را از عدم پرداخت قراردادهایشان در بیاورد و نه در زمینه امکاناتی نقصی به روی خود می‌دید که این تیم را از نظر فنی با مشکل مواجه کند.

در همین زمینه‌ی فنی نیز منصور ابراهیم‌زاده بهرحال یکی از امتحان پس داده‌های فوتبال ایران بود و در میان مربیان ایرانی، ابراهیم‌زاده توان فنی خاص خودش را بهرشکل در آستین داشت.

اما در همان روزی که قراردادهای بازیکنان مس پیش از شروع فصل یکی یکی امضا می‌شد، به نوعی تضاد و تقابل بازیکنان تیم به خصوص چهره‌های شاخص تیم که نماد و الگوی تیم محسوب می‌شوند و بسیاری از بازیکنان دیگر تیم نیز پیرو رفتارها و گفتارهای آنان می‌شوند، با مدیریت باشگاه به چشم می‌خورد...

این موضوع سبب شد که این تقابل‌ها خیلی زود خود را در تمرینات و زمین بازی نشان دهد... علت این تقابل هم عمدتا بحث مالی بود که نه به امسال که سال‌های پیش از آن برمی‌گشت و سبب شده بود که بازیکنان شاخص تیم تقابل خود را با سران باشگاه در تیم آشکار کنند.

بهرشکل تیم در نیم فصل اول متاثر از همین حاشیه‌ها که در تمرینات، اردوی تیم، رختکن و حتی زمین بازی بود،به بدترین شکل ممکن نتیجه گرفت... کاملا طبیعی است که این حواشی خود خواسته در تیم، روح انسجام و شاکله‌ی تیمی یک مجموعه مثل تیم فوتبال را می‌گیرد وگرفتن نتیجه را برایش به سخت ترین شکل ممکن در می‌آورد.

مس با شروع مسابقات نیم فصل اول خیلی سریع فرو ریخت چراکه بازیکنان دیگر مس متاثر از درگیری‌های چهره‌های شاخص‌تر تیم با مدیریت باشگاه، تحت تاثیر این حواشی قرار گرفته بودند و روح تیمی مس عملا متلاشی شد که در نهایت منجر به اتفاقات و نتایج بد نیم فصل و تصمیم‌گیرهای تلخ در رابطه با آن گردید.

اگر مس نیم فصل دوم خود را به خوبی شروع کرد و این تیم جان تازه‌ای در شروع بازی های نیم فصل دوم کسب کرد، بر این دلیل بود که این درگیری‌های حاشیه سازو انرژی بر، بهرشکل با جدایی طرفین درگیر از هم، در ظاهر هم که شده خاتمه یافت و مس توانست نفس بیشتری بکشد و این تزریق اکسیژن بود که سبب شد مس با حواشی کمتر، چالاکانه به سمت بالای جدول بدود...

در حالی که در روزهای آخر فصل انسجام واتحاد تیمی برخی رقیبان مس مثل پارس جنوبی و سپیدرود بیشتر می‌شد تا علی رغم مشکلات بزرگ برخی از این تیم‌ها،ولی با همان نقطه قوت خود که حفظ انسجام تیمی خود بود، برای صعود بجنگند، مس یک بار دیگر ناشی از همین حواشی بازهم از دورن متلاشی می شود...

در هفته‌های رو به پایان بود که این بار حواشی به شکلی دیگر از جنس درگیری بین بازیکنان مطرح با سرمربی تیم بود که این بار کمرشکن مس شد و زخم‌های زیادی از این تیم سرباز کرد... اتفاقات قبل از بازی با فولاد یزد سبب شد که کینه‌هایی در داخل تیم مس شکل بگیرد که مثل تاول، نتیجه‌ی خود را در زمین بازی های مس در هفته‌های آخر بترکاند.

مس بازهم در این هفته‌ها این بار با درگیری از نوعی دیگر میان سرمربی و بازیکنان مطرح تیم که بازهم چشم بازیکنان دیگر را به دنبال خود می‌دیدند، انسجام و شاکله‌ی تیمی خود را از دست داد تا بازهم با بلای نیم فصل اول روبرو شود.

از همین روست که باید اذعان کنیم مس در این فصل نه به رقیبانش که کاملا به خودش باخت چراکه مس از نظر مهره، امکانات، بحث فنی و... نه تنها هیچ چیز از رقیبانش کم نداشت که حتی جلوتر از آن‌ها نیز گام برمی‌داشت ولی فروپاشی و از دست رفتن انسجام تیمی در دو مقطع مس، برای خاک شدن این تیم کافی بود...

این مرور تلخ که البته در فصل قبل تر هم مس را زمین زده بود،سبب می‌شود که این نکته را گوشزد کنیم که پیش از استراتژی‌های فنی داخل زمین شاید نیاز باشد که استراتژی حفظ انسجام و شاکله‌ی تیمی مس ان‌هم در تمام مقطع فصل ریخته شود و نفراتی برای این استراتژی در نظر گرفته شوند که نه تنها سد اتحاد تیمی مس در طول بازی های سخت لیگ یک نباشند که به ان کمک نیز بکنند و این شامل همه‌ی مجموعه‌ی تیم از سران باشگاه گرفته تا سرمربی،سرپرست، بازیکنان و حتی تدارکات و پزشک نیز می‌گردد و همه باید در راستای این استراتژی گزینش و همگام شوند تا در پایان فصل بعد مجددا حداقل از این سوراخ به طور سه گانه گزیده نشویم.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ و ساعت 13:22 |

بسرای حماسه‌ای برای ما

قرار بود داور ساعت 7 سوت آغاز مسابقه را بکشد... در رختکن بودیم که هم تیمی می گوید: "ترس دارم بچه‌ها... ترس.ترس ماقبل از حماسه... ماقبل از بازی‌های بزرگ... وقتی حس می‌کنی حریف بزرگ‌تر است و بیشتر است و معروف‌تر است و داور با اوست و فیفا تیم ما را دوست ندارد و عرب‌ها هم لابی کرده‌اند بدجور. ترس دارم بچه‌ها.... ترس نه از نوع قبل از بازی‌هایی که باخته‌ایم. ازنوع بازی ایران و استرالیا. ترس دارم بچه‌ها و این ترس، بازی را برایم شیرین‌تر می‌کند. می‌دانم عابدزاده درون دروازه ایستاده. می‌دانم علی دایی و خداداد و علی کریمی برای این بازی کاملا آماده‌اند. می‌دانم بچه های تیم ملی در رختکن نذر کرده‌اند برای روزه گرفتن به بهانه برد این بازی. می‌دانم و همه اینها را حس می‌کنم و باز دلم ترس دارد. دلم به اندازه تمام دنیا می‌ترسد و این دست خودم نیست...."

http://media.isna.ir/content/Amir+Kholoosi-4-115.JPG/4

اصولا ما هم یاد گرفته‌ایم که درست در اوج ترس‌ها کار بزرگ انجام دهیم... اصلا همین ترس است که ما را متحد می‌کند... اگر ترس خیلی از مردمان را فراری می‌دهد ما را به شکل عجیبی متحد می‌کند... پیراهن ها ما را در ورزشگاه از آبی وقرمز، سفیده سفید می‌کند و اگر بازی بیرون ورزشگاه و در دشت های شلمچه باشد بازهم بولیز ما را از سبز و زرد به رنگ خاکی می‌کند...

ترس ما را یک بار دیگرمتحد کرد... همه ایرانی‌ها به تیم ملی دعوت شدند تا مثل شوت مهدوی‌کیا به دروازه عراق یک ملت پشت اون توپ باشند... زمین مسابقه امروز ابعادی بسیار فراتر از صد متر چمن دارد. خیلی بزرگتر از یک استادیوم درست هم قده تمام ایران.

دیگر صف بازیکنان یازده بازیکن ایستاده در تونل ورزشگاه نیست که یک صف چند کیلیومتری از مرد و زن است که هرچند لباس یک شکل ندارند اما دل های مشترک دارند و همین است که هر زمان چشم در چشم یکدیگر می‌شوند، ناخودآگاه با لبخندی از ته صداقت و انگشتی که نا خودآگاه به جای شیش و چهار فقط دو پیروزی را نشان می‌دهد واکنش نشان می‌دهند...

"جمعه روزی است که ما به تیم ملی دعوت شده‌ایم. سرمربی تیم ملی دعوتمان کرده. تو بگو کی روش یا حشمت. فرقش چیست وقتی می‌خواهیم برویم جلوی چشم تمام دنیا بازی کنیم. تو بگو جلال دعوتمان کرده برای بازی قرن. بازی ایران و آمریکا. تو بگو حشمت ما را خواسته برای بازی با هلند. تو بگو برانکو دعوتمان کرده تا برویم سروقت قطر و آن گل طلایی را بزنیم و برویم جام جهانی.

بگو منصورخان خدا بیامرز دعوتمان کرده تا جام ملت های آسیا را برایش فتح کنیم. بگو کارلوس از ما خواسته تا برایش بازی کنیم و مشتش را مقابل مربی کره ای بالا ببریم. تو بگو عابدزاده دارد از ما می خواهد که لنگ و پاچه بازیکن ژاپنی را بگیریم و از زمین بکشیمش بیرون. بگو جواد زرینچه منتظر است تا برویم جلو و برایمان سانتر کند تا توپ لعنتی را بچسبانیم ته تور شیطان بزرگ. تو بگو علی دایی دارد دل دل می کند که ما خداداد بشویم و فرار کنیم و او همه تن جان شود و توپ لعنتی را از لای دفاع‌های تنه لش استرالیایی رد کند تا با مارک بوسنیچ تک به تک شویم و میخ آخر را بکوبیم. بگو قرار است پاشازاده شویم و توپ را از روی خط بکشیم بیرون. بگو قرار است حجازی باشیم و دروازه تیم ملی را نگه داریم. بگو قرار است سیدجلال شویم. خط دفاع را صخره کنیم و نگذاریم توپ و مهاجم با هم از خط دروازه تیم ملی‌مان عبور کنن"د.

بگو قرار است علی پروین باشیم. شوت بزنیم ، دستور بدهیم ، بازی را برای سرمربی در بیاوریم تا مردم خستگی روی تنشان نماند. بگو دوست داری که باشی؟ بگو قهرمان زندگی ات کیست؟

و ما همه این‌ها می‌شویم... همه این‌ها و کمی بیشتر برای اینکه شرمنده تاریخ مان نباشیم. همه این ها برای ما و به نام یک ملت که شوت خود را آنچنان دقیق زدیم که نه مدافع بیشتر کردن یارانه‌ها توانست توپمان را دفع کند و نه دروازه‌بان تحریم و دلسردی...

توپ درست در سه جاف دروازه نشست تا عادل یک بار دیگر فریاد بزند که چقدر خوبیم ما... چقدر خوبیم که این چنین همکاری تیمی عالی را انجام دادیم و من تو من خود را هر برگ رای را تا دقیقه نود پی گرفتیم... نود دقیقه‌ای که بیشتر از چهارده ساعت طول کشید ولی ما را در زمین بازی خسته و تشنه نکرد و تا اخر پای کار ماندیم تا بمانیم و از نیمه راه برنگردیم...

حالا مائیم که با پرچم ایران دور زمین چرخ می‌زنیم... درست مثل همان چرخ زدن‌هایمان دور زمین ملبورن استرالیا که دنیا با تعجب ما را نگاه می‌کرد و البته به افتخارمان کف مرتب می‌زد...

ما روز جمعه یک تیم ملی بودیم... یک تیم ملی متحد که حماسه را برای خودش تعریف کرده بود... تیم ملی که ترسید ولی جنگید و جایی را که نمی‌بایست خالی نکرد تا دل‌هایش برای چهار سال دیگر خالی نماند... مبارک باد بر همه این بازیکنان تا ابد جاوید الاثر.

(با اشاره به مطلبی از هومن جعفری)

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۶ و ساعت 13:52 |

حرکت می‌کنیم... چون هستیم!

از سیاه ترین قسمت شب دقیقا روشنایی صبح شروع می شود و امید دقیقا از اوج ناامیدی به سراغت می آید...درست مثل همان تیم فوتبالی که فکر می‌کند قرار است روز مسابقه در زمین بازی با قدرت تیم حریف که گاهی فراتر از حد توانش به آن تزریق شده  و تماشاگرانش که بدترین توهین‌ها را نثارت می‌کنند، سلاخی شود ولی در زمین مسابقه با حضورش نتیجه را عوض می‌کند.

این شگفتی‌هاست که در ذهن می‌ماند و شگفتی وقتی رقم می‌خورد که در اوج ناامیدی حرکتی کرده باشی... مثل همان بازی ایران و آرژانتین و یا هر بار صعود ما به جام جهانی مثل ملبورن مثل کره جنوبی... که اگر در این زمین ها حرکتی نداشتیم نوری هم به خود جذب نمی‌کردیم.

شاید قانون کشف نشده‌ای در فیزیک مخیلاتمان داریم که می گوید نور را فقط متحریکن جذب می‌کنند و اصولا نوری که برروی ساکنین و منجمدین می‌افتد خیال و وهمی بیشتر نیست!!

ما هیچوقت منجمد نمی‌شویم حتی اگر در سرمای صدر درجه زیر صفر باشیم... ما نور را به خود جذب می‌کنیم چرا که عدم ما آرامش ماست! ما آرامشی که موج خطر نداشته باشد را نمی‌خواهیم و اصولا از دل همین خطرهاست که متولد می‌شویم...

ما بازهم حرکت می‌کنیم مثل ضربان قبل... مثل نفس هایی که به آخر می رسد ولی متوقف نمی شود...ما خوده حرکت هستیم... حرکتی که همه معادلات را برهم می‌زند! 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۶ و ساعت 14:1 |

چشم انداز روشن است!

زمانی که قطعنامه‌های جهانی یکی پس از دیگری علیه اقتصاد ایران به تصویب می‌رسید، مشخص بود که نهادهای صنعتی بزرگ کشور از جمله صنایع مس با مشکلات زیادی روبرو خواهند شد.

http://www.fardanews.com/files/fa/news/1391/3/28/97846_859.jpg

تاثیر این قطعنامه‌ها و تحریم‌ها بر کشور در سال 91 و 92 به طور آشکارخود را نشان داد و اقتصاد کشور را رفته رفته به بحران می‌کشید.

در این شرایط ورزش کشور نیز دستخوش تحولات بزرگی شد و باشگاه‌هایی که وابسته به نهادهای اقتصادی بزرگ بودند، لطمات این ضررهای اقتصادی کلان را در بدنه‌ی خود احساس می‌کردند.

جدا از تیم‌هایی که همواره با مشکلات اقتصادی دست در گریبان بودند ولی به صورت مقطعی اسپانسرهایی برای گذر از یک فصل خود پیدا می‌کردند مثل باشگاه‌هایی از دست ملوان و... باشگاه‌هایی که به نهادهای اقتصادی بزرگ وابسته بودند نیز با مشکلات جدی روبرو شدند که شاهد اثر گذاری این اتفاقات بر آن‌ها به صورت تمام قد در سال‌های اخیر بوده‌ایم.

با وجود همین مشکلات اقتصادی کلان ناشی از تحریم‌ها بود که باشگاه‌های ورزشی مثل همین ملوان، داماش و تیم‌های مشابهش از پیدا کردن اسپانسر ولو موقت ناتوان شدند تا بدترین روزهای مالی و باشگاه داری خود را سپری کنند چراکه عملا هیچ بنگاه اقتصادی، دیگر توان و یا ریسک سرمایه‌گذاری در ورزش را نداشت.  

باشگاه‌هایی مثل نفت، سپاهان، فولاد و همین مس نیز دستخوش تحولات اقتصادی که از همین تحریم‌ها سبب گردید، سفره‌ی هزینه کرد خود در بحث ورزش را به شدت کم کردند تا تمامی تیم‌های صنعتی بزرگ کشور در یکی، دو سال اخیر به شدت افت و کاهش توان فنی داشته باشند و رتبه‌های آن‌ها در جدول‌های خود و همچنین وضعیت باشگاه‌های آن‌ها خود موید این موضوع هست.

کار به جایی رسید که حتی زمزمه‌هایی مبنی بر خروج دستگاه‌های صنعتی کلان کشور از بحث ورزش پیش آمد تا جایی که شرکت فولاد برای مثال رسما ورزشگاه در حال ساخت خود را که روزهای پایانی ساختش را طی می‌کرد برای واگذاری عرضه و معرفی کرد.

اما با تصویب برجام که سال گدشته با همت دولت‌مردان شریف ایران به سرانجام رسید، قطعا این وضعیت با تغییرات اساسی روبرو خواهد شد و با خروج اقتصاد کشور از بن‌بست، اثرات آن در زمینه‌ی ورزش نیز به چشم خواهد خورد.

سال گذشته زمانی که برجام به تصویب رسید،مسلم بود که از نظر منطقی نمی‌بایست منتظر رخ دادن اتفاقا‌های آنی و لحظه‌ای برای تغییر وضعیت باشیم.

بهرشکل رفع تحریم‌ها به خصوص تحریم‌های بانکی بین‌المللی زمانی حتی در حدود یک سال را پس از اجرای برجام طلب می‌کرد و حالا با رخ نمایی بیشتر اثرات برجام، وضعیت برای ورزش نهادهای صنعتی بیشتر هم نمایان خواهد شد.

شرکت مس که با مدیریت توانمند خود در همه‌ی سال‌های سخت گذشته اجازه تعطیلی به پروژه‌های ورزشی خود و باشگاه‌های تحت حمایتش را نداد و اتفاقا بر اساس تعهدهای خود کاملا مطالبات مربوط به بخش ورزش خود را پرداخت کرد، قطعا در دوران رونق پیش رو نیز توجه منطقی و اصولی خود را به ورزش بیش از پیش خواهد داشت.

در سال‌های گذشته هرچند طبیعی بود که بودجه ورزش شرکت مس کاهش چشمگیری نسبت به بودجه اواخر دهه هشتاد و پیش از وضع تحریم‌ها داشته باشد اما بازهم رقم‌های هزینه کرد مس در ورزش، در سال‌های اخیر نسبت به خیلی از نهادهای اقتصادی کشور بیشتر و منطقی‌تر بود و این نشان از علاقه‌ی به ورزش در تفکر مدیریت شرکت مس داشت کما اینکه مهندس مرادعلیزاده در همایش فرهنگستان فوتبال با صحبت‌های خود کاملا به این موضوع اذعان نمودند.

در همین همایش آقای دلاوری مشاور امور ورزشی و فرهنگی شرکت مس نیز به دوران رونق پیش رو اشاره کردند و اینکه با حفظ انضباط‌های مالی که دست آورد مدیریت صحیح مس در زمان تحریم‌ها و سختی‌های این سال‌ها بوده است، به گسترش اصولی ورزش مس و پیشرفت بیشتر تیم‌های مس توجه اساسی خواهند داشت.

همه‌ی این‌ها سبب می‌شود که چشم‌انداز ورزش مس را در سال‌های پیش رو روشن‌تر از قبل ببینیم و با حفظ دست آوردهای برجام و تفکری که با دیدی باز و منطقی به ورزش در شرکت مس نگاه می‌کند، در سال‌های پیش رو شاهد بازگشت روزهایی ماندگار در ورزش مس باشیم.

اینکه شرکت مس در کاری بسیار قابل توجه در سال‌های بسیار سخت اقتصادی خود هرگز اجازه نداد روند ساخت ورزشگاه بزرگ شهدای مس در کرمان متوقف شود، و اینکه مس زیرساخت‌های تیم‌های حرفه‌ای خود در بخش پایه و جوانان را قوی‌تر از قبل در روزهای تحریم کرد و به این بخش توجه ویژه نشان داد، یعنی اینکه از فرصت این سال‌های سخت به شکلی برنامه‌ریزی شده نهایت استفاده را برده است که در سال پیش رو و روزهای روشن آینده، با وجود همین تفکر باز و منطقی در ورزش مس، آفتاب ورزش مس طلوعی درخشان و ماندگار در آسمان کشور خواهد داشت.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ و ساعت 12:58 |

قفل محدودیت شکسته شد

چهار دهه که به عقب برگردیم، می‌رسیم به روزهایی که دغدغه‌های ایدئولوژیک و پس از آن موشک و خمپاره پررنگ‌تر از هر چیز دیگری بود. بخش بزرگی از نیازهای اصلی مردم در موضوعات مهم‌تر موجود گم شده بود و واقعا انتظار زیادی بود که مطالبات جامعه به زمینه‌هایی مثل ورزش برسد. در کنار اینها وقوع انقلابی تا آن اندازه فکری و گره خورده با اسلام و صد البته متفاوت با حکومت قبلی، فضای گنگ و مبهمی را در بخش‌های مختلف ایجاد کرده بود.

http://cdn.mashreghnews.ir/old/files/fa/news/1395/5/29/1806800_635.jpg

کرکره پائین ورزش زنان
ورزش پس از انقلاب در بخش مردان هم که تضادی با اسلام نداشت، به دلیل همان تغییرات گسترده فرهنگی با مشکلاتی مواجه شد.

شطرنج که آن سال‌ها طبق نظر مراجع حرام بود، تا فتوای تاریخی امام خمینی تعطیل بود. بوکس ایران که پیش از انقلاب یکی از موفق ترین رشته‌ها بود، به دلیل خشونت به زیر زمین‌ها و باشگاه‌های غیر قانونی منتقل شد و در شمشیربازی هم تا مدت‌ها تخته شد. اینها تازه محدودیت‌های ورزش مردان بود و شرایط در بخش بانوان چهره دیگری داشت. در سال‌های پس از انقلاب، به همان دلایلی که گفته شد و بحث رعایت شئونات اسلامی برای ورزشکاران، چند سالی اصلا خبری از ورزش بانوان نبود.

ورزش غیر رسمی
در سال‌های اول پس از انقلاب و روزهایی که کشور درگیر جنگ بود، کلا فضایی در کشور حاکم نبود که بشود از آن توقع تبلور ورزش داشت! مدیران و مسوولان ورزش کشور هم خیلی دست بازی برای اقدام نداشتند.آنها هم به دنبال راهی بودند تا بتوانند بانوان را هم به چرخه ورزش باز گردانند.

با این حال حرکت همیشه باید از خود مردم آغاز شود. اوایل دهه شصت کم کم دپارتمان امور بانوان در سازمان تربیت بدنی شکل گرفت و چند سال پس از آن هم کم کم زمزمه‌های ورزش غیر رسمی و آرام آرام بانوان در والیبال و بسکتبال شنیده شد.

بانوان آرام آرام ورزش را شروع کردند اما هنوز هم در دهه شصت و حتی اوایل دهه هفتاد، در جامعه هم برای حضور پررنگ بانوان در میادین ورزشی پذیرشی وجود نداشت. نگرانی‌هایی که در امر حجاب و پوشش آنها در این شرایط وجود داشت، اجازه گسترش فعالیت را به آنها نمی‌داد. از طرف دیگر نگاه به زنان هم شکل و شمایل دیگری داشت که خیلی در امر ورزش برای آنها جایگاهی قایل نبود. با این حال مدیران ورزش و خود بانوانی که به دنبال ورزش قهرمانی بودند، کار را از جای ساده‌اش آغاز کردند.

ساده از آن منظر که تصمیم گرفتند، کار را از ورزش‌هایی آغاز کنند که چه در نگاه داخلی و چه در جایگاه بین‌المللی، سختگیری‌های کمتری درباره حضور بانوان محجبه فراهم بود.

تیر اول با دستان تیراندازان
اگرچه نخستین تحرکات ورزش در بخش بانوان در سالن‌ها و با ورزش‌هایی مثل والیبال و بسکتبال آغاز شد اما دشواری راه آنها در راه کسب مشروعیت ورزششان، آنها را در همان شرایط نگه داشت تا رشته‌ای مانند تیراندازی به میدان بیاید و به‌عنوان نخستین رشته، فعالیت رسمی با بعد بین‌المللی‌اش را آغاز کند.

تیراندازان ایران که در آن سال‌ها با چهره‌هایی مانند لیدا فریمان فعالیت می‌کردند، پس از چند سالی فعالیت در رقابت‌های برون مرزی، با وایلد کارت فدراسیون جهانی جواز حضور در المپیک 1996 آتلانتا را هم کسب کردند.

پای بانوان به رشته‌های رزمی هم باز شد
این اعزام نقطه آغازی بود برای بیشتر دیده شدن ورزشکاران زن ایران که تا آن زمان فضایی برای دیده شدن نداشتند. در المپیک سیدنی هم منیژه کاظمی با سهمیه فدراسیون جهانی راهی المپیک شد. در آن سال‌ها دیگر رشته‌های رزمی مانند تکواندو و پس از آن ووشو و کاراته هم آرام آرام توانسته بودند مجوز‌های لازم را در داخل و از نهادهای بین‌المللی کسب کنند.

به این ترتیب ورزش بانوان که در اوایل دهه هشتاد آرام آرام از شکل و شمایل انجمن وار خود خارج و به فدراسیون‌ها منتقل می‌شد، در بازی‌های آسیایی 2002 بوسان برای نخستین بار صاحب نخستین نماینده‌های خودش شد.

نماینده‌هایی که البته نخستین مدال آوران ورزش بانوان پس از انقلاب هم لقب گرفتند.  در آن دوره باز هم تیراندازی با تجربه پشت سر گذاشتن دو المپیک، توانست در حضور رقبای قدر آسیایی به مدال نقره تیمی دست پیدا کند. مدالی که در زمان خودش انقلابی در ورزش بانوان به پا کرد. از طرف دیگر تکواندوکاران زن ایران هم که اوایل فعالیت رسمی‌شان را طی می‌کردند، با حضور پروانه محمدتقی‌پور، نخستین مدال انفرادی‌شان را نیز کسب کردند و یک برنز ارزشمند را به کاروان ایران هدیه دادند.

14 مدال در شش رشته
بازی‌های آسیایی گوانگ ژو تاریخ ساز بود. از طلای خدیجه آزاد پور در ووشو که بگذریم، می‌رسیم به تیم ملی کبدی ایران که نخستین مدال رشته‌های تیمی را برای ایران به ارمغان آورد. می‌رسیم به کاراته که تازه مجوزهای لازم را گرفته بود و در نخستین حضورش در بازی‌های آسیایی با چالاکی و ملکی‌پور به دو برنز رسید.

رویینگ سواران ایران هم پس از المپیکی شدن، دستشان به مدال آسیایی رسید و در نهایت هم دوباره نوبت به تیراندازی و تکواندو رسید که در مجموع هشت مدال نقره و برنز دشت کنند. یکی از برجسته ترین المپین‌های ورزش ایران یعنی الهه احمدی از همان بازی‌ها بود که خودش را به دیگران شناساند.

مسیر باز افتخار آفرینی
از گوانگ ژو که گذشتیم، روند موفقیت‌ها در لندن هم ادامه پیدا کرد و ورزش بانوان در این بازی‌ها، هشت نماینده داشت. برای نخستین بار در دو و میدانی، تیر و کمان و تنیس روی میز هم بانوان ایران توانستند سهمیه کسب کنند. در بازی‌های آسیایی اینچئون بازهم حمیده عباسعلی بانوان ایران را صاحب یک مدال طلا کرد و بانوان هم با یک مدال بیشتر نسبت به گوانگ ژو صاحب 15 مدال طلا، نقره و برنز شدند.

نخستین مدال المپیک
پس از بازی‌های آسیایی اینچئون، نوبت به المپیک ریو رسید. رویدادی که در آن بانوان به اوج موفقیت‌های‌شان رسیدند. نکته بارز در این دوره امید بسیاری بود که به زنان برای مدال آوری داشتیم.

الهه احمدی و کیمیا علیزاده ورزشکارانی بودند که شانس خوبی برای مدال آوری داشتند. الهه احمدی که در لندن هم در تیراندازی ششم شده بود، از شانس‌های اصلی مدال بود اما در نهایت باز هم تنها توانست همان ششمی را تکرار کند.

کیمیا علیزاده اما در اوج جوانی توانست نخستین مدال بانوان را در رقابت‌های المپیک کسب کند و برنز خوشرنگی که ارزشش با طلا برابری می‌کرد را به گردن بیندازد. مدال کیمیا ادامه روندی بود که از بوسان آغاز شده بود و قطعا در آینده هم ادامه خواهد داشت. همان روندی که ورزشکارانی مانند الهه احمدی، نجمه خدمتی (تیراندازی)، زهرا نعمتی(تیر و کمان)، حمیده عباسعلی(کاراته) و خواهران منصوریان(ووشو) را تربیت کرده است.

مسیر دشوار کسب مجوز
بانوان ورزشکار پس از اینکه آرام آرام توانستند در داخل کشور فضا را برای حضورشان آماده کنند، بحث کسب مجوز از نهادهای بین‌المللی آغاز شد. تیراندازی که همان ابتدا توانست مجوزهای لازم را کسب کند و با کمترین چالش ممکن به خواسته‌اش رسید.

تکواندو هم به خاطر نوع لباس رایج در این رشته کار دشواری نداشت اما باقی رشته‌ها مسیر دشواری را پیش رو داشتند. کاراته‌کاها سال‌ها تلاش کردند تا بتوانند پس از متقاعد کردن کنفدراسیون آسیا، فدراسیون جهانی را مجاب کنند.

جالب است بدانید که جودوکا‌های ایران هنوز هم تنها می‌توانند در رقابت‌های آسیایی با حجاب اسلامی به میدان بروند و بسکتبال هم که همین چند روز پیش پس از چهاردهه توانست مجوزش را از فدراسیون جهانی‌اش بگیرد.

هنوز هم تقلاهای مداوم و مستمر فوتبالیست‌های بانوی ایران برای جلب نظر فیفا را از یاد نبرده‌ایم. آنها بیش از 10 سال پیش مجوزشان را گرفتند تا در نهایت در همین سال‌های اخیر به قله افتخاری برسند که پس از سال‌ها فیلم نمایش خیره کننده و آن گل زیبای فرشته کریمی در فینال از صدا و سیما پخش شود.

کوه انگیزه و اشتیاق
بانوان ایران نشان داده‌اند که اگر بخواهند، در اکثر رشته‌ها می‌توانند عملکرد خوبی داشته باشند و با حفظ حجاب اسلامی به طور حرفه‌ای ورزش کنند.

طبق آمار در حال حاضر بانوان ایران در حدود چهل رشته فعالیت دارند که تعداد بسیاری از آنها به صورت حرفه‌ای و قهرمانی است و به رقابت‌های بین‌المللی هم اعزام
می‌شوند.

ما امروز حتی در رشته‌ای مانند گراپلینگ (که از زیر شاخه‌های کشتی است) هم شاهد حضور بانوان هستیم و زمینه‌های حضورشان در وزنه‌برداری هم به جدیت دنبال می‌شود. این یعنی دیگر موانع و محدودیت‌ها برای حضور بانوان با حجاب اسلامی به کمترین میزان خودش رسیده و آنها هم با موفقیت‌های‌شان دارند از این میدان باز استفاده می‌کنند.

برای مدال آوری اما باید حداقل به اندازه‌ای که به تیراندازی و تکواندو مهلت دادیم، به سایر رشته‌ها هم زمان بدهیم. بانوان ورزشکار ایران به علت محدودیت‌هایی که در گذشته نصیبشان شده بود، حالا با انرژی مضاعف و اشتیاقی دو چندان در میادین حاضر می‌شوند و این را می‌شود به سادگی در چهره‌های‌شان دید.

نمونه‌اش همین بسکتبال است که از همین حالا می‌توانیم برق شادی را در چشم‌های ورزشکارانی که سال‌ها بدون حتی یک بار دیده شدن در سالن آزادی تمرین کردند را در رقابت‌های غرب آسیا ببینیم و ببینیم که انرژی ذخیره شده شان پشت سد محدودیت‌ها چطور شتاب فوق‌العاده‌ای به حرکت شان خواهد داد.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ و ساعت 12:15 |

عملکرد نارنجی پوش‌ها در نیم فصل دوم

در نیم فصل دوم رقابت‌های لیگ دسته اول کشور، 25 بازیکن مجموعا برای تیم فوتبال مس کرمان بازی کردند. در این میان برخی نفرات مثل علی یونسی، کیانوش میرزایی، علی فرهنگ، مجتبی محبوب‌مجاز، فرهاد سالاری و اسماعیل کیانی نفراتی بودند که در نیم فصل دوم برای مس بازی کردند و در دور برگشت به این تیم اضافه شدند.

مس بدون محروم و مصدوم برابر آلومینیوم اراک/ تماشای بازی رایگان و همراه با پخش مستقیم است

همچنین برخی از نفرات لیست امیدهای مس نظیر امیر حسین امیر طاهری، حمید محمد رفیعی، امین کاظمیان این فرصت را پیدا کردند که در نیم فصل دوم این فصل پیراهن تیم بزرگسالان مس در لیگ یک را برتن کنند.

آمار بازیکنانی که در نیم فصل دوم رقابت‌های لیگ دسته اول فصل 95-96 برای تیم مس به میدان رفتند به ترتیب رکورد دقایق حضورآن‌ها در زمین به این شکل است:

1ـ بهنام داداش‌وند(دفاع): 2661 دقیقه/9 برد/15 مساوی/6 باخت/5 کارت زرد

2ـ وحید اسماعیل‌بیگی(دفاع):2535 دقیقه/7برد/15 مساوی/7 باخت/4 کارت زرد/ یک گل

3ـ احمد زنده روح(هافبک) 2430دقیقه/ 9 برد/ 14مساوی/5 باخت/3 کارت زرد/8 پاس گل/5گل زده

4ـ علیرضا ابراهیمی(دفاع) 2429 دقیقه/ 8 برد/ 13 مساوی/ 6 باخت/5 کارت زرد/1کرت قرمز/ 3 گل زده

5ـ مجید ایوبی(دفاع) 2167 دقیقه/ 10 برد/ 13مساوی/ 5 باخت/2 کارت زرد/ 1 کارت قرمز

6ـ آرمان شهدادنژاد(دروازه‌بان)2070 دقیقه/ 9 برد/10 مساوی/4 باخت/ 2 کارت زرد

7ـ مهدی تیکدری(هافبک)1855دقیقه/ 10برد/ 16 مساوی/6 باخت/ 1 کارت زرد/ سه گل زده/ 1 پاس گل

8ـ مهدی دغاغله (مهاجم) 1835 دقیقه/10 برد/13 مساوی/5 باخت/5 کارت زرد/ 8 گل زده

9ـحسین تهامی (هافبک) 1383 دقیقه/ 10 برد/ 16 مساوی/6 باخت/ 3 کارت زرد/3 پاس گل/1 گل زده

10ـ  حامد محمودی (دفاع) 1295 دقیقه/ 9 برد/ 5 مساوی/ 1 باخت/2 پاس گل/1گل زده

11ـ احسان پورشیخعلی (هافبک) 1067 دقیقه/8 برد/ 14 مساوی/3 باخت/ 1 کارت زرد/ 3 گل زده/2 پاس گل

12ـ رضا حیدری(دروازه‌بان) 990 دقیقه/ 2 برد/ 6 مساوی/ 3 باخت

13ـ علیرضا قاسمی (هافبک) 924 دقیقه/ 5برد/ 8 مساوی. 3 باخت/ 2 کارت زرد/1 گل زده/1 پاس گل

14ـ کیانوش میرزایی(هافبک) 918 دقیقه/ 6 برد/5 مساوی/4 باخت/ 1 کارت زرد/1گل زده/1 پاس گل

15ـ مجتبی محبوب مجاز(هافبک)894 دقیقه/ 6 برد/3 مساوی/4 باخت/ 1 کارت زرد/2 گل زده/ 1 پاس گل

16ـ علی اکبر فرهنگ(هافبک) 678 دقیقه/ 4برد/ 4مساوی/4 باخت/

17ـ میلاد محمدی (هافبک) 655 دقیقه/ 7 برد/ 6 مساوی/5 باخت/ 1 کارت زرد/ 1 پاس گل/ 1 گل زده

18ـ امیر حسین عسگری(دفاع) 530 دقیقه/ 9 برد/ 5 مساوی/6 باخت/ 3 کارت زرد/1 کارت قرمز/ 1 پاس گل

19ـ اسماعیل کیانی(مهاجم) 443 دقیقه/2 برد/2 مساوی/4 باخت

20ـ فرهاد سالاری(دفاع) 360 دقیقه/ 3 برد/2 مساوی/1 باخت/3 کارت قرمز/1 پاس گل

21ـ علی یونسی( هافبک) 358 دقیقه/ 2 برد/2مساوی/ 4 باخت/ 1 پاس گل

22ـ رضا ستاری(هافبک) 266 دقیقه/ 5برد/4 مساوی/5 باخت/2 کارت زرد/1کارت قرمز/1 گل زده

23ـ حمید رضا محمد رفیع(مهاجم) 39 دقیقه/ 1 باخت/1مساوی

24ـ امیرحسین امیر طاهری(دفاع) 22 دقیقه/1 باخت

25ـ امین کاظمیان (هافبک) 20دقیقه/ 1 باخت   

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۶ و ساعت 11:3 |

خودکشی نقش اصلی فیلم!

داستان بازی‌های تیم فوتبال مس در لیگ یک فصل 95-96 از آن داستان‌های ماندگار نشد... هرچند قصه این فصل مس نقاط اوج وافت زیادی داشت وگاهی قهرمان داستان یعنی همان تیم فوتبال مس یک شاهکار به یادماندنی خلق می‌کرد و گاهی نیز با یک شکست تلخ بد موقع به شدت زمین می‌خورد اما در نهایت این قصه با نرسیدن کلاغه خود به لانه لیگ برتر، عاقبت وفرجام شادی نداشت تا همیشه در ذهن بماند.

http://dl.mes-fc.ir/img/photo/20170427190759782.jpg

آنچه که از مرور این سریال بر می‌آید این است که در قسمت‌های آخرین این سریال و در حالی که چشم‌های زیادی منتظر بود تا قهرمان داستان این سریال با فرجامی خوش خود را در اذهان ماندگار کند، اما این قهرمان داستان با گرفتن اسلحه به سمت خودش خودکشی تلخی انجام داد تا این سریال تراژیک پایانی با اشک و اندوه به همراه داشته باشد...

مس کرمان2-2 سپاسی شیراز

لیگ دسته یک این فصل از عصر 17 مرداد 1395 بازی مس برابر تیم بحران زده سپاسی آغاز شد. فجری‌ها که حتی تا روز قبل این مسابقه تکلیف روشنی برای بازی نداشتند به کرمان آمدند. خیلی‌ها منتظر رونمایی مس منصور ابراهیم‌زاده در این بازی بودند و اتفاقا در روز خلوت ورزشگاه باهنر این تیم بازی را خوب شروع کرد و با گل علیرضا قاسمی نشان داد قصد دارد بازی‌ها را با گام بلندی بردارد. اما سپاسی روی سه حمله خود دو بار دروازه‌ی مس را باز کرد تا فقط گل دقایق پایانی محمودی اجازه تکمیل فاجعه برای مس در همان هفته‌ی اول را با یک شکست تلخ ندهد. این تساوی در ذوق همه زد و مس را با رده‌ی نازل نهمی استارت زد.

ایرانجوان بوشهر1-1 مس کرمان

بازی در بوشهر برای مس همیشه سخت بوده است به خصوص اینکه مس با نتیجه‌ی بازی اول خود نشان داده بود هفته‌های اول متزلزل گام برمی‌دارد. از همین رو زمانی که احمد زنده‌روح به عادت همیشه‌اش به ایرانجوانگل زد خیلی‌ها نسبت به برد مس‌ در این بازی با قاطعیت سخن نمی‌گفتند تا در نهایت این بازی هم با یک ضربه‌ی پنالتی به سود حریف مساوی شود و مس از این بازی ‌هم به یک آن اکتفا کند و به رده‌ی یازدهم جدول نزول کند.

مس1-1گل گهر سیرجان

برخلاف مس تیم سیرجانی لیگ را با دو پیروزی عالی شروع کرده بود و از همین رو در اولین دربی این فصل مس که روز جمعه 29 مرداد ماه آغاز شده بود خیلی‌ها نگران تداوم حرکت متزلزل مس بودند. زنده‌روح از روی نقطه‌ی پنالتی گل اول مس را به ثمر رساند ولی بازهم این تیم قدرت دفاع از گل خود را نداشت تا بازی یک بر یک شود. در دقایق پایانی تیکدری می‌توانست اولین بازی رسمی خود برای مس را با یک گل جشن بگیرد که بدشانس بود که توپش به تیر خورد تا روند امتیاز گیری مس تغییر نکند و این تیم با یک رده نزول دیگر به رتبه‌ی دوازدهم برسد و زنگ خطر را برای خود کم کم بشنود.

نساجی 0-0 مس

مس راه کسب امتیاز در خارج از خانه را به خوبی یاد گرفته بود و از همین رو بود که موفق شد در زمین سخت نساجی به یک امتیاز خوب برسد. از این تساوی برخلاف تساوی‌های هفته‌های قبل کسی ناراحت نشد ولی باقی ماندن مس در رده‌ی دوازدهم همچنان نگران کننده بود.

مس 2-2 استقلال اهواز

از این بازی بود که صدای همه تقریبا درآمد... تیم مس به چیزی غیر از برد در این بازی نیاز نداشت و با گل‌های دغاغله و تیکدری خیلی زود هم در کرمان برابر تیم بحران‌زده‌ی استقلال اهواز نتیجه‌ی خوب را کسب کرد. اما داستان نیمه‌ی دوم متفاوت شد و بازهم برروی دو حمله‌ی جدی اهوازی‌ها مس دو گل را به راحتی تمام دریافت کرد و خوش‌شانس بود که گل سوم را هم نخورد... با این تساوی خانگی و بد هیبت مس رده‌ی دوازدهمی رسما وارد بحران شد. همه می‌دانستند از دست رفتن این امتیازهای پیاپی خانگی در آخر فصل یقه‌ی مس را به بدترین شکل ممکن خواهد گرفت.

بادران 1-1 مس

در هفته‌ی ششم زمانی که مهدی دغاغله مس را با گل خود در تهران از حریف پیش انداخت همه فکر می‌کردند که این بازی می‌تواند نقطه‌ی پایان بحران‌های مس باشد. اما بازهم تساوی دست از سر مس برنداشت تا با تساوی یک بر یک در تهران مس رسما مس‌آوی لقب بگیرد. هرچند این مساوی خیلی همانند تساوی‌های قبلی نتیجه‌ی آزار دهنده‌ای در خانه تیم بادران نبود ولی بازهم یک مساوی بود!

مس 1-0مس رفسنجان

مس کرمان برای رسیدن به پیروزی در این فصل هفت هفته زمان نیاز داشت تا سرانجام نتایج مساوی خود را تغییر دهد. در دبی ال‌مسینو در کرمان تک گل مهدی دغاغله اولین برد فصل را روز شنبه 27 شهریور برای مس ثبت کرد تا این تیم با 9 امتیاز سرانجام صعود را در جدول بچشد و به رده‌ی یازدهم بیاید.

ملوان2-1 مس

مس که هفته‌ی قبل نشان داده بود از شر تساوی‌ها خلاص شده است،بدعادتی نه چندان جالبی در این هفته کرد و در بازی هشتم خود اولین شکست فصلش را در انزلی و برابر ملوان متحمل شد تا پیروزی هفته‌ی قبل خود را خیلی زود لوث کند. تک گل دغاغله در این بازی سودی برای مس نداشت تا این تیم مجددا به رده‌ی دوازدهم برگردد.

مس 1-0 پارس جنوبی

مس دیگر از کسب تساوی کلافه شده بود و قصد نداشت به این زودی مجددا مساوی بگیرد و از همین رو در یک دیدار جنجالی یکی از تیم‌هایی که البته خیلی کم شکست می‌خورد را در کرمان با تک گل احمد زنده‌روح شکست داد تا با سه امتیاز دومین برد فصل خود به رده‌ی دهم جدول صعود کند.

خیبر 0-0 مس

مس از این هفته بود که با خود حساب کرده بود که در خانه برنده باشد و در خارج از خانه نبازد تا شرایط ایده آلش را در جدول پیدا کند. از همین رو بود که بازی محتاطانه مس در خانه تیم نه چندان قوی خیبر به تساوی بدون گل رسید تا مس با انجام ده بازی در رده‌ی دهم جدول با سیزده امتیاز باشد.

مس 2-0 فولاد یزد

پیش از بازی مس برابراستقلال تهران در ورزشگاه آزادی این بازی برگزار شد تا کل تیم مس یک پارچه انگیزه باشد... همین انگیزه سبب شد که مس یکی از راحت ترین پیروزی‌های فصل خود را کسب کند و با دوگل زنده روح و محسن دلیر مس پس از هفته‌ها به یک رتبه‌ی تک رقمی و هفتمی جدول برسد.

آلومینیوم اراک 0-0 مس

بعد از تعریف و تمجیدهایی که از مس در بازی با استقلال تهران در جام حذفی شد این تیم با روحیه‌ی خوب به اراک رفت و اتفاقا بر اساس روند کاری خود و آنچه که در ذهن داشت وقصد کرده بود بازی‌های بیرون از خانه را نبازد، یک امتیاز خوب از آلومینیوم گرفت هرچند که دو امتیاز نگرفتن مس از این بازی سبب شد که ان‌ها یک رده در جدول افت کنند به رده‌ی هشتم بروند.

مس 0-1 سپیدرود

تساوی‌های پرتعداد بیرون از خانه زمانی به درد مس می‌خورد که این تیم در خانه سه امتیاز را کسب کند اما در هفته‌ای که برای مسی‌ها به شدت گران تمام شد، این تیم در بازی که مستحق باختنش نبود، با یک گل به سپیدرود باخت تا دست خود را در نیم فصل اول حسابی عقب بی اندازد. مس پس از مدت‌ها در خانه باخت تا این تیم بازهم زیر فشار قرار بگیرد و نحسی هفته‌ی سیزدهم این تیم را به رده‌ی یازدهم جدول برگشت بزند.

خونه به خونه 0-0 مس

در ظهر برفی بابل و در روزی که تماشاگران این تیم محروم بودند مس همچنان در خانه‌ی حریفان نمی‌باخت و از زمین خونه به خونه نیز دست خالی برنگشت و در برف پائیزی شمال یک امتیاز گرفت تا در همان رده‌ی یازدهم بماند.

مس 1-1 راه آهن

دیگر کسی در کرمان تحمل از دست رفتن امتیاز خانگی آن هم برابر یکی دیگر از تیم‌های بحران زده را نداشت و از همین رو هیچ چیز غیر از پیروزی برابر راه آهن کرمانی ها را راضی نمی کرد. گل وحید اسماعیل بیگی مس را در آستانه‌ی این برد هم قرار داد اما بازهم غفلت مس سبب شد که این تیم دو امتیاز حیاتی را از دست دهد تا بعد از این تساوی بدترین شعارهای ممکن در اعتراض به نتایج مس در این بازی سر داده شود. با کسب دهمین تساوی فصل ، مس رده‌ی یازدهمی در بدترین روزهای خودش قرار گرفت.

نفت مسجد سلیمان 2-2 مس

مس دیگر می‌دانست با نتایج بد بازی‌های خانگی‌اش دیگر مساوی گرفتن در بازی های بیرون از خانه به دردش نمی‌خورد از همین رو بود که در بازی در زمین مسجد سلیمان با انگیزه‌های برد به زمین رفت و حتی پس از دریافت گل اول پا پس نکشید و با دوگل ابراهیمی و پورشیخعلی در آستانه‌ی انجام کاری بزرگ قرار گرفت اما گل ثانیه‌های پایانی میزبان بازی را مساوی کرد تا مس همچنان در بحران بماند. مس همچنان در رده‌ی یازدهم باقی مانده بود...

مس 3-1 اکسین

آخرین بازی خانگی مس در نیم فصل اول می‌توانست تحولات زیادی را در پی داشته باشد و پیروزی در این بازی می‌توانست حداقل جو را برای تصمیم‌گیری‌های بین فصل راحت‌تر و سبک‌تر کند. گل ثانیه 20 احسان پورشیخعلی مس را از نظر روانی به آرامش رساند. حتی اخراج فرهاد سالاری در دقایق ابتدایی این بازی هم چیزی از انگیزه‌های مس برای برد کم نکرد و دوگل زیبا از مهدی دغاغله اجازه نداد برتری نفری میهمان به سود آن‌ها تمام شود. با پایان این بازی نیم فصل اول کابوس بار مس هم تمام شد ومس از 17 بازی خود 23 امتیاز کسب کرد تا در رده‌ی نهمی لیگ نیم فصل را به اتمام برساند تا همه به انتظار روزهای جدید در نیم فصل دوم ماندند. این آخرین بازی رسمی فرزاد حسین خانی برای مس در این فصل نیز محسوب می‌شد.

سپاسی 0-2 مس

مس برای اینکه ثابت کند در نیم فصل دوم داستانی متفاوت دارد،می‌بایست از همین بازی اول دور برگشت در شیراز خود را اثبات می‌کرد. تغییر و تحولاتی در تیم صورت گرفته بود و نفراتیاز تیم جدا و بازیکنان جدیدی اضافه شده بودند. ابراهیم‌زاده که حکم بقا برروی نیمکت مس گرفته بود در این بازی سیمای تیم خود را متفاوت کرد تا با دو گل رضا ستاری و مهدی تیکدری مس بعد از قریب به یکسال در روز 17 دی به یک پیروزی خارج از خانه برسد و با این سه امتیاز روحیه بخش خود را به رده‌ی هشتم برساند تا ثابت کند برای نیم فصل دوم حرف‌های جدیدی برای گفتن دارد.

مس 1-0 ایرانجوان بوشهر

دومین پیروزی پیاپی از مس می‌توانست در نیم فصل دوم یک تیم کاملا متفاوت بسازد... همین اتفاق هم رخ داد و با تک گل احسان پورشیخعلی مشخص شد مسیر مس در نیم فصل دوم راهی متفاوت از نیم فصل اول و در شروع کار گرفته است. مس بازهم صعود کرد و به رده‌ی هفتم جدول رسید.

گل‌گهر 0-0 مس

دربی برگشت کرمانی‌ها در سیرجان بازهم تقابل مس با یکی از تیم‌های خوب و بالانشین را نشان می‌داد. مس حالا قصد داشت روند امتیاز گیری خود را در نیم فصل دوم ادامه دهد و در روز درخشش آرمان شهدادنژاد مس با یک امتیاز خوب از سیرجان برگشت هرچند این تیم می‌توانست روی سه امتیاز بازی هم حساب کند.  این تساوی مس را یک رده به عقب و به رتبه‌ی هشتمی پاس داد.

مس 2-0 نساجی

مس اصلا قصد نداشت با یک تساوی خانگی بعد از تساویسیرجان نشان دهد در حال و هوای نیم فصل اولش گرفتار است از همین رو بود که در بازی با نساجی به یک پیروزی شیرین دست یافت و با دو گل زنده‌روح و دغاغله روند مثبت حرکتی خود را در دور برگشت بازهم ثابت کرد و رتبه‌ی هفتمی را مجددا تصاحب کرد. در این هفته‌ها مس با صدر جدول اختلاف امتیازی هفت عددی را داشت.

استقلال اهواز 1-5 مس

اوج شاهکار حرکتی مس در نیم فصل دوم.... حالا دیگر همه باور کردند که این تیم با دور رفت کاملا متفاوت شده است وقتی مس با 5 گل در اهواز استقلال بحران زده این شهر را به توپ بست. 5 گل تیکدری، میرزایی، ابراهیمی، تهامی و دغاغله از مس چهره‌ای به شدت قدرتمند ساخت تا با این پیروزی مس با جهشی فوق‌العاده ور سیدن به رده‌ی پنجمی رسما به جمع تیم‌های مدعی سلام دهد.

مس 1-0 بادران

هتتریک پیروزی‌های مس با گل محبوب‌مجاز در این بازی کامل شد و سومین برد متوالی مس در این بازی سبب شد که دیگر همگان مطمئن شوند تیم ان‌ها در جمع مدعیان صعود قرار گرفته است. مس حالا با 39 امتیاز بهترین رتبه‌ی فصل خود که رده‌ی چهارمی بود را تجربه می‌کرد...اوضاع مس در زمستان 95 کاملا بهاری شده بود.

مس رفسنجان 0-0مس

مس کرمان کاملا اوج گرفته بود... در مقابل مس رفسنجان هم از روزهای سیاه ابتدای فصل خود با مربی جدیدش فاصله داشت و همین بازی ال مسینو برگشت را در رفسنجان حساس می‌کرد... مس همچنان از بازی‌های خود امتیاز می‌خواست و در این بازی هم با تک امتیازی که گرفت به خواسته‌اش رسید. مس همچنان در رده‌ی چهارم و سه امتیازی با صدر بود. امیدهای صعود کاملا جوانه زده بود.

مس 0-0 ملوان

اولین سوتی بزرگ مس در نیم فصل دوم... این تیم در این بازی خانگی که نزدیک به ده هزار تماشاگر را به ورزشگاه باهنر برای توشیق مس کشانده بود بازهم یک ناامیدی بدموقع را خلق کرد و با تساوی بدون گل در کرمان و برابر ملوان فرصت طلایی فرار به سمت دو تیم بالای جدول را از دست داد و با سقوط یک پله‌ای به رده‌ی پنجم نشان دهد در قسمت حساس داستان خود دو امتیاز کم اورده است.

پارس جم1-1 مس

مس روی روال خوب خود همچنان قرار داشت و در این بازی بسیار سخت خارج از خانه‌ی خود با گل زیبای زنده‌روح می‌توانست سه امتیاز بسیار مهم را به کرمان بیاورد و جبران امتیاز از دست رفته‌ی بازی با ملوان را هم انجام دهد اما این بار سد بلندی به نام داور بازی انواع واقسام بلاها را بر سر مس آورد و از آفساید گل سالم مس گرفته تا عدم اعلام پنالتی و عدم اخراج بازیکن پارس همه نوع خدماتی را علیه مس انجام داد تا مس به سه امتیاز مهم و سرنوشت ساز دست پیدا نکند. مس در رده‌ی پنجم باقی ماند.

مس 1-0 خیبر

هفته‌های حساس لیگ یک کم کم از راه می‌رسیدند و مس از بازی‌های خود فقط سه امتیاز را می‌خواست... بازی با خیبر در کرمان از همان بازی‌هایی بود که تنها سه امتیازش به درد مس می‌خورد و تک گل ابراهیمی این امتیاز را به حساب مس واریز کرد تا مس بازهم با همان اختلاف سه امتیازی با صدر جدول در کورس صعود اما در رده‌ی پنجم باشد.

فولاد یزد 1-0 مس

مس در بدترین زمان ممکن خودزنی کرد... درست در هفته‌ای که مس می‌بایست با برتری در زمین تیم یزد که از تیم‌های پائین جدول بود، یکبار دیگر خود را به دو رده‌ی بالای جدول برساند، با درگیری و حاشیه‌ای که برای خود ایجاد کرد از قدرت خود کاست و نتوانست با تمام توان به یزد برود تا با ارایه یک بازی پرانتقاد در بدترین زمان ممکن نتیجه را به فولاد یزد واگذار کند و با دادن دومین گاف بزرگ خود در نیم فصل دوم اختلافش را با بالای جدول زیاد کند این آخرین بازی مس در سال 95 بود که بسیار تلخ به پایان رسید.

مس 1-0 آلومینیوم اراک

در اولین بازی سال 96 مس هیچ چیز جز سه امتیاز بازی خانگی برابر آلومینیوم را نمی‌خواست که گل محبوب‌مجاز این موضوع را برای مس تسهیل کرد. مس با این برد در رده‌ی پنجم باقی ماند و امیدهایش برای صعود زنده ماند.

سپیدرود 1-0 مس

تقریبا این بازی فینال گونه می‌توانست تکلیف مس را برای صعود روشن کند. مس در این بازی حساس نه تنها خود امتیاز می‌خواست که بلکه می‌بایست از فرار تیم سپیدرود هم جلوگیری کند. اما مس در این بازی فینال تنها یک نیمه خوب بود و در نیمه‌ی دوم با دادن یک پنالتی بی‌مورد و دریافت گل و عدم جبران آن با سومین گاف بزرگ نیم فصل دوم تقریبا راه‌های صعود را برای خود بست. مس دراین بازی به همه باخت...به داور بی‌تجربه... به صعودخود در این فصل...به شرمندگی برابر هوادارنش...

مس 1-2 خونه به خونه

روزهای بهاری مس برخلاف روزهای زمستانی‌اش شاد پیگیری نمی‌شد... مسی‌ها که کورسویی از امید در این بازی داشتند با شکست بر باد دادند.گل ابراهیمی مسی‌ها را به بازگشت امیدوار کرد اما اشتباهات بچه‌گانه بازیکنان مس بازهم در بازی بزرگ و حساس آن‌ها ادامه داشت تا با شکست دو بر یک برابر خونه به خونه مس به رده‌ی هفتم جدول سقوط آزاد کند و از دره‌ی صعود به لیگ برتر هم عملا سقوط تلخ و مرگباری داشته باشد.

راه‌آهن 1-0 مس

تقریبا از این بازی بود که دیگر هیچکس رمقی برای دنبال کردن نتایج مس نداشت و فقط خبر بازی‌های این تیم حسرت به دل هواداران می‌کرد که چقدر زود باید هیجان صعود به لیگ برتر را از دست بدهند. در روزی که کمتر کسی از کرمان موفق شد بازی مس را برابر راه‌‌اهن ببیند، این تیم بی‌انگیزه یک باخت دیگر در کارنامه‌ی خود ثبت کردتا رکوردهای خوبش در این فصل را رفته رفته همه با هم از دست بدهد...

مس 2-2 نفت مسجد سلیمان

بازی‌های مس و نفت مسجد سلیمان همواره پرگل وتماشایی از کار در آمده بود و در روزی که هر دو تیم تقریبا بدون استرس به مصاف هم رفتند فقط با به ثمر رساندن گل‌های زیاد بود که می‌توانستند برای بازی خود جذابیتی ایجاد کنند. مسی‌ها دوست داشتند آخرین بازی خانگی فصل خود را با پیروزی تمام کنند و دو بار با گل‌های دغاغله و میلاد محمدی در آستانه‌ی این کار هم قرار گرفتند اما گل‌های آن‌ها هر دو بار پاسخ داده شد تا مس دیگر با دیدن رنگ پیروزی غریبه شده باشد.

اکسین 2-0 مس

آخرین بازی مس تنها حسنی که داشت می‌توانست نوید پایان هفته‌های کابوس‌بار آخر را بدهد...نویدی که البته با تداوم کام تلخ کرمانی‌ها وهواداران مس همراه شد ومس با شکست دوبر صفر در بازی آخر فصل خود در نهایت یک رده سقوط نسبت به فصل قبل خود را به جان خرید و در رده‌ی هشتم قرار گرفت. تنها نکته‌ی مثبت این بازی حضور چند بازیکن جوان در ترکیب مس برای آینده بود.... آینده‌ای که خیلی‌ها امیدوارند با قلم و سرنوشتی بهتر از این برای مس رقم بخورد.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ و ساعت 10:36 |

فنی بود ولی مدیر نبود

به نظر می رسد همکاری مس و ابراهیم‌زاده به پایان خود رسیده است و فصل آینده هدایت تیم مس به شخصی غیر از این مربی اصفهانی سپرده خواهد شد.

http://dl.mes-fc.ir/img/photo/20170427190919347.jpg

مس و ابراهیم‌زاده هرچند فصل عسلی با یکدیگر نداشتند و دوره همکاری پر فراز و نشیب آن‌ها به خاطره‌ی خوش و ماندگاری ختم نشد، ولی بهرشکل باید از همه زوایا به بررسی عملکرد حضور ابراهیم‌زاده در کرمان نگاه کرد.

ورود با بهترین استقبال ممکن

ابراهیم‌زاده با موفقیتی که در اصفهان و تیم ذوب‌آهن در لیگ قهرمانان آسیا داشت، شاخصه‌ی خود را این موضوع قرار داده بود حتی اگر او در تیم‌های بعدش یعنی راه‌آهن و پیکان هرگز به آن موفقیت ذوب آهن خود نرسیده باشد.

او نزدیک به دو سال به خارج از کشور رفت تا دوره‌های مربیگری خود را کامل‌تر کند و به محض ورود به ایران با چند پیشنهاد از تیم‌های لیگ ایران از جمله مس کرمان روبرو شد. زمانی که مشخص شد امجد مسعودزاده مدیر عامل باشگاه مس برای به کار گیری این سرمربی نزدیک‌تر شده است، سیل استقبال از این اتفاق به راه افتاد و تقریبا اکثریت جامعه فوتبال کرمان و هواداران مس از این اتفاق استقبال کردند.

جذب ابراهیم‌زاده به مس نشان می‌داد که این باشگاه علی‌رغم اینکه اعلام می کند برای صعود برنامه‌ی دو ساله دارد، ولی با جذب یکی از مربیان طراز اول در لیگ یک، برنامه‌ی جدی هم برای صعود دارد. ابراهیم‌زاده درمیان استقبال رسانه‌ها، هواداران و جامعه‌ی فوتبال کرمان کارش را آغاز می‌کند.

توجه به استعدادهای فوتبال کرمان

سال‌های پیش نیز همواره پیش از شروع بازی های لیگ، جمعی از فوتبالیست‌های کرمانی در تیم‌های پایه و تیم‌های دیگر فوتبال کرمان در طرح استعدادیابی مس شرکت می‌کردند ولی عملا خروجی از این اتفاق رخ نمی داد.

ابراهیم‌زاده در این فصل با پشتوانه‌ای که از باشگاه گرفته بود، در زمینه‌ی کشف استعدادهای جدید کرمانی برای فوتبال کشور خوش قول بود و حداقل دو پدیده‌ی فوتبال کرمان را به کشور معرفی کرد و با بازی دادن به تهامی و تیکدری در این زمینه برای قولش سربلند بود.

پشتوانه‌سازی که به چشم نیامد

در کنار این دو استعدادی که ابراهیم‌زاده به فوتبال کرمان معرفی کرد، او در ابتدای شروع کار خود یک شعار دیگر هم داشت... پشتوانه‌سازی و فراهم کردن زمینه برای صعود در سال دوم. این شعار یعنی اینکه ابراهیم‌زاده در این فصل تیمی جوان را راهی مسابقات می‌کند. اما با شروع بازی ها مشخص شد که او خیلی به این شعار خود عمل نکرده است. ترکیب مس نشان می‌داد عملا پشتوانه‌سازی برای صعود با بازیکنانی که فصل بعد محل درخشش آن‌ها باشد رخ نداده است چراکه در ترکیب ثابت مس بیش از هشت بازیکن با سنی بالاتر از 28 سال حضور داشتند و با این میانگین سنی و این ترکیب عملا نشانه‌ای برای پشتوانه‌سازی برای فصل بعد به چشم نمی‌خورد.

برخورد منفعل با حاشیه‌های تیم در نیم فصل اول

با شروع مسابقات مس به بدترین شکل ممکن نتیجه گرفت و تساوی‌های پی در پی و نتایج ضعیف سبب شد که مس در رتبه‌های نازل جدول قرار بگیرد. در همان زمان مشخص شد که حاشیه‌های بزرگی تیم را رنج می‌دهد که در نتایج تیم نیز به شدت اثر گذار شده است.

بعدها مشخص شد این حاشیه‌ها به درگیری کاپیتان وقت تیم یعنی فرزاد حسین‌خانی و مدیر عامل باشگاه برمی گردد که سبب شده است تیم مس از حالت تیمی خود خارج شود و یکپارچگی عملا در تیم به چشم نخورد. این حاشیه در نتایج ضعیف شروع بازی‌ها و نیم فصل اول به شدت اثر گذار بود و حتی سبب شده بود که ابراهیم‌زاده دانش فنی خود را هم نتواند در تیم نمایش دهد.

اما در حالی که کاملا مشخص است که در فوتبال ایران مدیریت سرمربی یک تیم در جریانات آن نقش اساسی دارد و حتی بیشتر از دانش فنی مربیان ایرانی، آن مدیریت ذاتی مربی‌های ایرانی است که سبب می‌شود تیم‌هایشان از حاشیه‌ها وگذرگاه‌های سخت به سلامت عبور کند، اما مشخص شد که در جریان این درگیری که به تیم مس لطمه های بزرگ می‌زند، نقش سرمربی مس عملا منفعل بوده است.

ابراهیم‌زاده حتی در زمانی که طرفین درگیر در تیم فوتبال مس برای جدایی از یکدیگر به نقطه‌ی پایان رسیده بودند بازهم موضعی بی‌طرف گرفته بود تا مشخص شود در اوج درگیری‌ها نیز همین برخورد سرمربی مس سبب شده بود که در نیم فصل اول هم او وهم تیمش از نظر فنی نیز به مشکل بخورند.

نتایج خوب مس در نیم فصل دوم و محبوب شدن منصور ابراهیم‌زاده

منصور ابراهیم‌زاده در نیم فصل دوم نشان داد که مربی پای تخته و زمین بازی است... او در زمانی که اتفاقات نیم فصل رخ داد و بهرشکل حواشی تیم به حد زیادی فروکش کرد، با سبک شدن بار تیمش، این فرصت را پیدا کرد که حالا توان فنی خود را به رخ بکشد.

الحق و انصاف نیز ابراهیم‌زاده نشان داد که از نظر فنی سطح بسیار بالایی دارد و در روزهایی که تیمش کمترین حاشیه‌ی ممکن را داشت بهترین نتایج ممکن را گرفت و با شروع نیم فصل دوم تیم مس به صدر جدول بازی‌ها در دور برگشت رسید تا تیم مس با ابراهیم‌زاده کاملا متحول شود.

مس در همین روزهای بی‌حاشیه با ابراهیم‌زاده کاملا محبوب کرمان شد و استقبال 7 هزار نفری از بازی مس برابر ملوان نشان می‌داد که این تیم گام بلندی برای یک آشتی بزرگ با هوادارانش برداشته است... کرمانی‌ها به واسطه‌ی بازی‌های فنی خوب تیم ابراهیم‌زاده و رسیدنش به بالای جدول به آن تیم به شدت امیدوار شدند و ابراهیم زاده هم ثابت کرد که لیاقت اعتماد باشگاه برای انتخاب و ادامه فعالیتش در تیم مس حتی با وجود نتایج نیم فصل اول را داشته است.

بازهم حاشیه و بازهم فروریختن شاکله تیمی مس و بازهم انفعال سرمربی

زمستان سال 95 به روزهای آخر خود نزدیک می‌شد اما هوای مس درست در همین روزها ناگهان خراب و طوفانی شد... در حالی که مسی‌ها با همان دنده‌ی بی‌حاشیگی و بازی‌های خوب در زمین راه خود را به درستی برای صعود پیدا کرده بودند، به طور ناگهانی و به شکل عجیبی توده عظیمی از حواشی مجددا بر سر تیم مس سایه انداخت.

نکته قابل توجه اینکه این حاشیه‌های اثر گذار در تیم نه از یک مجموعه‌ی بیرونی و یا اتفاقاتی خارج از تیم پدید می‌آمد که دقیقا از داخل خود تیم مس شکل می‌گرفت و از دل تمرینات تیم به بیرون درز می‌کرد.

درست در حساس‌ترین هفته‌های لیگ یک برای مس، مجددا تیم درگیر حاشیه‌های بزرگ می‌شود... در حالی که هفته‌های آخر فصل نزدیک می‌شود،کاملا مشخص است که بحث مدیریت و کنترل تیم به مراتب مهمتر از بحث فنی و داخل زمین بازی است و چه بسا با یکپارچه نگه داشتن تیم با مدیریت بهتر تیم، بتوان از نظر فنی پتانسیل‌های تیم را چند برابر کرد درست همانند اتفاقی که در تیم‌های پارس و سپیدرود در هفته‌های پایانی لیگ رخ داد و آن‌ها تنها انسجام کاری و تیمی خود را حفظ کرده بودند.

اما این اتفاق در تیم مس رخ نداد و پیش از بازی با فولاد یزد مشخص شد که بازهم تیم دستخوش تحولاتی شده است و حاشیه‌هایی مثل موریانه شاکله منسجم تیم که منجر به نتایج خوبش شده است را از بن جویده اند...

همین اتفاق سبب شد که در بازی با فولاد یزد ناگهان ساختار تیم با یک شکست بسیار بد موقع همانند ساختمان پلاسکو فرو بریزد و در آن زمان مشخص شد که برای بار دوم ابراهیم‌زاده نتوانسته است نقش مدیریتی خود را در تیم مس در هفته‌های حساس به خوبی پیاده کند و ضعف او در این زمینه در بدترین هفته‌ها به چشم آمده است.

سوراخی که ابراهیم‌زاده چند باره گزیده شد

شاید اگر تیم مس در این فصل که بیشتر از همیشه بازیکن کرمانی در ترکیب خود داشت، به خاطر نام کرمان و به واسطه‌ی زادگاه مس، خود را کمتر در معرض حواشی خود خواسته قرار می‌داد،سرنوشت مس در این فصل متفاوت می‌شد.

بهرشکل در این فصل تیم بیشتر از همیشه در اختیار نفرات بومی و کرمانی بود و این توقع می‌رفت که به واسطه‌ی همین اتفاق و شعارهایی مثل غیرت و بومی‌گرایی و... بازیکنان خود را کمتر در معرض حواشی قرار دهند که عمدتا خودخواسته در تیم بود و در نهایت نتایجش در زمین بازی منجر به فصل تلخ مسی‌ها شد.

شاید اگر آن‌ها خود را در معرض این حواشی قرار نمی‌دادند ابراهیم‌زاده نیز که در کنترل حواشی توان لازم را از خود نشان نداده بود، کار به مراتب راحت‌تری برای صعود تیم داشت چراکه ابراهیم‌زاده در ابتدای نیم فصل دوم ثابت کرده بود که از نظر دانش فنی و علم مربیگری در زمین بازی، توان این کار را داشته است... اما بهرشکل ابراهیم‌زاده از همان سوراخی که در ابتدای بازی‌ها گزیده شد که ان حواشی و اتفاقات غیر فنی بود، دقیقا از همان سوراخ هم در شش هفته‌ی پایانی مسابقات گزیده شد تا ایمان بیاوریم ابراهیم‌زاده در این زمینه نقص جدی داشته است که دو بار تیمش به یک دلیل از هم پاشید.

عدم اعتمادی که منجر به جدایی طرفین شد

در حالی که طرفین یعنی باشگاه مس و منصور ابراهیم‌زاده همواره بر همکاری دو ساله با یکدیگر تاکید می‌کردند، اما یک عدم اعتماد در طرفین سبب شد که آن‌ها به جدایی از یکدیگر متقاعد شوند.

باشگاه مس ترس این را داشت که در فصل آینده لیگ یک بازهم به شکلی چند باره تیم مس با حاشیه‌های درون تیمی و یا حتی بیرون تیمی از هم بپاشد... اتفاقی که در فصل قبل لیگ یک برای مس به کرات رخ داد. نکته در این جاست که لیگ یک لیگ حاشیه هاست و تیمی می‌تواند به موفقیت برسد که اول به هیچ عنوان از درون تیمش شاهد تولد حاشیه نباشد، دوم شاکله‌ و ساختار تیمی خود را برای مدت طولانی حفظ کند و سوم حاشیه‌های بیرون تیمی خود را به حداقل برساند.

اما در کنار همه نقاط مثبتی که ابراهیم‌زاده در این فصل از خود نشان داد،در این زمینه با مشکل جدی روبرو بود و همین سبب شده بود که باشگاه مس در اعتماد مجدد به این سرمربی با تردید جدی روبرو شود.

از سوی مقابل ابراهیم‌زاده نیز فضایی را طلب می‌کند که بتواند با خیال راحت دانش فنی خود را در آن پیدا کند و شاید لیگ دسته اول کشور خیلی برای او جهت روکردن شکردهای فنی اش به واسطه‌ی جو تیم‌ها و فضای بازی‌ها مناسب نباشد و از همین رو ترجیح ابراهیم‌زاده که اولین بار لیگ یک را تجربه می‌کرد، بازگشت به همان لیگ برتر باشد که بیشتر جنبه فنی دارد تا حواشی درست برخلاف لیگ یک. شاید ابراهیم‌زاده ترجیح می‌دهد که به فضای کاری لیگ برتر اعتماد کند تا شرایط عجیب کاری لیگ یک.          

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در جمعه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۶ و ساعت 13:21 |

چرا صعود مس ب به لیگ دو مهم است؟!

روز گذشته اتفاق بزرگی برای فوتبال کرمان و باشگاه صنعت مس رخ داد و آن صعود تیم فوتبال مس ب به رقابت‌های لیگ دسته دوم کشور بود.

مس ب امروز تاریخ‌سازی می‌کند/هوشیار و آماده برای یک صعود شیرین

شاید به دلیل سطح رقابت‌های لیگ دسته دو، این صعود در حد رسیدن تیم بزرگسالان مس به لیگ برتر، اهمیت و بازتاب خبری و مردمی نداشته باشد اما آن‌هایی که از نزدیک فوتبال و وضعیت آن را پیگیری می‌کنند به خوبی می‌دانند اهمیت این اتفاق بزرگ حتی کمتر از صعود به لیگ برتر نبوده است.

این اتفاق مبارک از چندین حیث دارای اهمیت و ویژگی‌های منحصر به فرد است که قطعا برکات این صعود در سال‌های آینده بیشتر در فوتبال کرمان و باشگاه مس نمود خود را نشان خواهد داد.

اول اینکه تیم مس ب از جهنم لیگ دسته سوم و مرحله‌ی زیر گروهی آن سرانجام عبور کرد و حالا رقابت‌های استانداردتری وبه شکل لیگ را تجربه می‌کند.

تیم مس ب و یا همان مس نوین سال‌ها در زیر گروه رقابت‌های لیگ سه به نوعی محبوس بود چراکه این رقابت‌ها اصولا شکل لیگ نداشت و این بازی‌ها به صورت تک بازی برگزار می‌شد که یک تیم به قید قرعه در یک هفته میهمان تیمی بود وهفته‌ی بعد از تیمی دیگر میزبانی می‌کرد که این سبک بازی‌ها کار را برای تیم‌های زیر گروه لیگ سه به شدت مشکل می‌کرد.

مس ب سال‌ها در این مرحله اسیر شده بود و بازی با تیم‌هایی از دور افتاده‌ترین مناطق ایران و گاه با تیم‌ شهرهای لب مرز که اصلا امکانات میزبانی و ورزشگاهی مناسبی نداشتند اصولا اجازه نمی‌داد ظرفیت‌های این تیم به خوبی شکوفا شود.

با رسیدن تیم مس ب به لیگ سه این فصل کار این تیم برای نشان داد پتانسیل‌های خود به مراتب راحت‌تر شد ودر طول بازی‌های دور اصلی لیگ سه،تیم مس ب روند حرکتی بهتری داشت و در نهایت به عنوان صدرنشین از گروه خود نیز صعود کرد و این نشان می‌دهد که این تیم در طول بازی‌های استانداردتری مثل لیگ دسته دوم نیز به مراتب بیشتر می‌تواند توانایی‌های خود را نشان دهد.

بازیکنان شایسته‌ی تیم مس ب در این فصل با صعود خود ظرفیت و زمینه‌ای را برای تمام جوانان فوتبالیست استان فراهم کردند که حالا در لیگ معتبر دسته دوم که بیشتر از سوی رسانه‌ها و فدراسیون زیر نظر قرار دارد خود را نشان دهند و این سبب می‌شود که توانایی‌های یک نسل از فوتبال کرمان بیشتر در معرض دید قرار بگیرد و فوتبالیست‌های بیشتری از کرمان توسط این تیم معرفی گردند.

بسیاری از بازیکنان تیم‌های آکادمی مس بعد از گذر از سن امید به نوعی با بازی در این تیم یا به واسطه‌ی مصدومیت در زمین‌های غیراستاندارد یا شرایط عجیب و غریب زیر گروه لیگ سه به نوعی فوتبال خود را خیلی زود تمام شده می‌دیدند اما حالا با رسیدن این تیم به لیگ دو قطعا، اتمسفر و فضای تیم مس ب تغییر خواهد کرد و وظیفه‌ی اصلی خود در پشتوانه‌سازی برای تیم بزرگسالان مس را بیشتر و بهتر انجام خواهد داد.

همچنین این صعود می‌تواند ایجاد انگیزه‌ای باشد برای تیم بزرگسالان مس که باور کند با یک خواست همگانی و تیم شدن به معنای واقعی کلمه می‌تواند طلسم صعود خود در لیگ یک را بشکند وبه نوعی این صعود مس ب به لیگ دو، تمرینی بود برای کلیت مجموعه‌ی باشگاه مس که صعود به لیگ برتر را برای فصل بعد مرور کند.

داستان برای تیم مس ب از فصل آینده‌ی رقابت‌ها به طور کلی تغییر می‌کند... این تیم با صعود خود به لیگ دو، دیگر یک تیم که صرفا وجود خارجی داشته باشد و تنها بخشی از فوتبالیست‌های شهر و مربیان را به خود مشغول نگه دارد نیست... این تیم حالا شخصیتی در حد لیگ دو ایران دارد و حالا توجه و مراقبت بیشتری می‌طلبد.

همه‌ی این‌ها سبب می‌شود که صعود عصر دیروز تیم مس ب به لیگ دو را یک اتفاق بسیار بزرگ ارزیابی کنیم که برکات آن می‌تواند خیلی زود فوتبال کرمان و باشگاه مس را در بر بگیرد.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۶ و ساعت 12:4 |

نعمتی سیبل قانون پرحاشیه شد

همواره عادت ورزش دوستان کرمانی و البته کشور بر این بوده است که هر زمان خبری از زهرا نعمتی می‌شنوند همراه با افتخاری بین‌المللی و بزرگ وکسب مدال‌های خوشرنگ باشد.

اما در روزهای گذشته اخباری از وی در رسانه‌ها منتشر شد که رنگ و بوی دیگری داشت وبه نوعی این ورزشکار پرافتخار را با حاشیه‌های بزرگی روبرو ساخت موضوعی که اصلا برای نعمتی در همه‌ی سال‌های اخیر انتظارش وجود نداشت.

این حاشیه‌ها از آنجا شروع شد که نعمتی برای دریافت مجوز خروج از کشور برای شرکت در مسابقات جهانی چین به مشکل خورد و مشخص گردید رهام شهابی‌پور همسر زهرا نعمتی که خود از ورزشکاران ملی‌پوش سابق تیم ملی تیراندازی با کمان معلولین بوده است، مانع خروج وی از کشور شده است.

زمانی که این اتفاق رخ داد خبرگزاری ایسنا با شهابی‌پور مصاحبه‌ای انجام داد و مشخص شد که اختلافات خانوادگی علت تصمیم همسر زهرا نعمتی بوده است.

شهابی‌پور در مصاحبه‌ی خود می‌گوید: "بعد از بازی‌های پارالمپیک ریو زهرا نعمتی بنا به دلایلی منزل را ترک کرده و تا این لحظه با وجود این که چندین‌بار خواستار بازگشت او به منزل بودم از زندگی با من امتناع کرده و حتی درخواست طلاق داده است. پس از این اتفاق او را ممنوع‌الخروج کرده‌ام تا نتواند در هیچ تورنمنت برون‌مرزی شرکت کند. اگرچه نمی‌دانم با چه مجوزی توانست به عنوان نماینده سازمان ملل کشور را ترک کند و عازم سوییس شود.

شهابی‌پور خاطرنشان کرد: به هر صورت یکسری مسائل و مشکلات خانوادگی پیش آمده که قابل حل است و نیاز نیست تا حد طلاق به آن دامن زده شود.

او تهدید کرد که "اگر نعمتی بخواهد به همین روال به مسائل دامن بزند" مطالبی را عنوان می‌کند که می‌تواند تبعاتی داشته باشد".

هرچند آن‌هایی که با زهرا نعمتی ارتباط نزدیکتری داشتند می‌دانستند که او در ماه‌های اخیر علاوه بر رنج مصدومیت از این مشکل خانوادگی خود نیز رنج می‌برد اما هیچکس بنا به اقتضای اخلاقی از عنوان این موضوع اجتناب می‌کرد تا شخص همسر نعمتی این مسئله را بازگو کرد.

شاید اگر شهابی‌پور خویشتن داری می‌کرد و مشکل خانوادگی خود را با این مصاحبه علنی نمی‌کرد وبه نوعی دعوای داخل خانه را به سر کوچه نمی‌کشاند، جلوه‌ی بهتری داشت چراکه بهرحال مراسم ازدواج این دو که در حاشیه‌ی بازی‌های پارالمپیک لندن برگزار شد همواره یکیاز اتفاقات شیرین حاشیه‌ای ورزش ایران محسوب می‌شد و خیلی خوب نبود که با علنی کردن این موضوع، چالش بزرگی برای این دو ورزشکار مطرح کرمانی حداقل در افکار عمومی ایجاد شود.

واکنش زهرا نعمتی نیز از روز گذشته به این اتفاق سکوت بوده است و او سعی نکرده است که به این مشکل خانوادگی خود با صحبت‌هایش دامن بزند.

او در این باره از رسانه‌ها نیز درخواست کرده است که مسئله‌ی او را حادتر نکنند و در این باره می‌گوید: «قصد ندارم پاسخی به ایشان بدهم زیرا معتقدم این موضوع خیلی شخصی است و دامن زدن به آن در رسانه‌ها اقدام صحیحی نیست».

اما در حالی که همگان آرزو می‌کنند مشکل نعمتی و شهابی‌پور با خوبی و خوشی حل شود، شاید وجودیک قانون پرحاشیه سبب شده است که زندگی ورزشکاران زن مطرح ایرانی در ماه‌های اخیر با چالش مواجه شود.

موضوع قانون اجازه شوهر به همسر خود برای خروج از کشور سبب شده است که در ماه‌های اخیر موارد دیگری از دسته مشکل زهرا نعمتی برای دیگر ورزشکاران مطرح زن از جمله نیلوفر اردلان کاپیتان تیم ملی فوتبال کشورمان را نیز شاهد باشیم که سبب شده است این قانون حسابی حاشیه وسروصدا داشته باشد.

وحید قرایی حقوق‌دان و وکیل دادگستری در یاداشتی در این باره می‌گوید: "ماجرای ممنوع الخروجی خانم زهرا نعمتی ورزشکار معلول و پرآوازه کرمانی-قهرمان تیراتدازی با کمان پاراالمپیک- توسط همسرش از آن دست ماجراهای پرحاشیه حقوقی محسوب می شود که به دلیل شهرت این زوج ورزشکار به سرعت رسانه ای و خبر ساز شده است. قاعدتا قوانین فعلی خروج زنان شوهر دار را منوط به اذن همسرشان دانسته است.

 اما از جمله قوانینی که می‌توان در این مورد - ولو به طور کوتاه مدت- بدان تکیه کرد، بند سوم از ماده 18 قانون گذرنامه (مصوب اسفند ماه سال 1351) است؛ در این ماده قانونی و در موارد اضطراری، به زنان شوهردار این امکان داده شده است تا با موافقت و اجازه دادستان شهرستان محل درخواست گذرنامه، به منظور خروج از کشور اقدام نمایند.

در واقع، با توجه به اینکه وفق قانون، موافقت کتبی شوهر برای صدور گذرنامه برای زنان شوهردار، شرط لازم است، از این رو در مواردی که عدم موافقت زوج یا عدول بعدی زوج از اجازه سابق، مانع خروج ضروری یا اضطراری زوجه از کشور گردد، زوجه می‌تواند با مراجعه به دادستان محل (محل درخواست گذرنامه) و با ارائه دلایل و مستنداتی که ضرورت خروج اضطراری از کشور را توجیه می کند، اجازه دادستان را اخذ نماید.

در این مورد نیز وفق همین قانون، دادستان مکلف است نظر خود را (اعم از قبول درخواست یا رد آن) حداکثر ظرف سه روز اعلام نماید.

این موضوع مسبوق به سابقه در میان ورزشکاران است و خانم نیلوفر اردلان عضو تیم ملی فوتسال بانوان برای شرکت در مسابقات بین المللی با اجازه دادستان موفق به خروج از کشور و شرکت در مسابقات شد".

این موضوع از نظر جامعه شناسی نیز دستخوش تحلیل‌های گوناگونی قرار گرفته است و در همین باره نگین حسینی جامعه‌شناس در این باره می‌گوید: "

هرچند بنا ندارم بدون اطلاع از جزییات این اختلاف، قضاوتی در این مورد بکنم، اما در محدودۀ همین اظهارات آقای شهابی پور این چند نکته را می نویسم:
۱٫ گفتار آقای شهابی پور در این خبر، نحوۀ بیان ماجرا از طرف او، و تحکمی که در حرفهایش هست، برای من به شخصه آزاردهنده است. اگر همین ادبیات را در متن زندگی زناشویی بگذاریم، رابطه ای ترسناک از آن بیرون می زند. بر اساس گفته های آقای شهابی پور، او با همسرش دچار مشکلاتی شده، و بعد دست به اقدامهای محدود کننده زده، با فدراسیونهای ورزشی تماس گرفته تا زنش را از حضور در اردوها و تیم ملی باز دارد؛ و حتی او را ممنوع الخروج کرده “تا نتواند در هیچ تورنمنت بین المللی شرکت کند”. اینها را خود ایشان به ایسنا گفته است و برداشت من نیست اما برای من به شخصه، اعمال اینهمه فشار و تحریم و ممنوعیت بر یک زن ورزشکار، گوشه هایی تاریک از زندگی و رابطۀ آنها را افشا می کند؛ رابطه ای که “اعمال قدرت”، “محدودیت” و “ممنوعیت” بر آن سایه انداخته و آن را نابرابر کرده است. آیا سزاست که برای حل مشکلات خانوادگی، به تماس با فدراسیونها برای محدود کردن یک ورزشکار متوسل شد؟ آن هم زنی ورزشکار، قهرمان جهان و پارالمپیک، و البته دارای معلولیت، که تصادف سختی را که منجر به معلولیتش شد، به بهانه ای برای پیشرفت و سربلندی نام خودش و کشورش تبدیل کرده. آیا این طرز برخورد با مشکلات زندگی، خود منجر به ایجاد مشکلات جدید نمی شود؟ و این اتفاقا همان رویه ای است که آقای شهابی پور، خانم نعمتی را متهم به آن کرده است.


۲٫من به شخصه باور دارم که قانون ممنوع الخروج کردن زن، قانونی واپسگرا و نابرابر است؛ و نوعی غل و زنجیر کردن زن به سبب جنسیت اوست. متاسفانه این قانون به اهرم فشاری علیه زنان ورزشکار تبدیل شده تا شوهران آنها بتوانند به اجبار زنان را وادار به پذیرش شرایطی کنند که خواستارش نیستند. تنها اعمال همین قانون کافی ست تا آخرین بندهای میان دو نفر را از هم بگسلد. کدام زنی است که با اجبار شوهرش، خانه نشین و ممنوع الخروج شود اما با “عشق و علاقه” و با جان و دل، پای آن زندگی بماند؟! اجرای این قانون، چه ضمانتی برای ادامۀ زندگی مشترک در سایۀ عشق و تفاهم است؟ جز آنکه بر کینه ها می افزاید و در نهایت طلاق عاطفی را تکمیل می کند؛ حتی اگر جلوی طلاق محضری را بگیرد. مردی که دست به این کار می زند، چه جایی برای حل و فصل دعوا باقی می گذارد؟!


۳٫ پاراگراف آخر و تهدیدی که آقای شهابی پور کرده، زننده و غیراخلاقی است. در هیچ دعوایی آن هم از جنس طلاق، حلوا پخش نمی کنند و حرفهای قشنگ تحویل نمی دهند اما تهدید کردن و “بگم بگم” راه انداختن نزد عموم، شیوۀ مرسوم و زشتی است که البته بیشترِ بازنده ها پیش می گیرند. متحیرم از اینکه آقای شهابی پور که کار را به اینجا رسانده و تیر خلاص را به این رابطه شلیک کرده، چطور همچنان توقع دارد که این مساله به خوشی حل و فصل شود؟!


۴٫ ورزش زنان به کسی بدهی ندارد که سربزنگاه بخواهند از آن پس بگیرند. هر اتفاقی که بین این دو نفر افتاده و بیفتد، ربطی به ورزش زنان ندارد که بخواهند تهدیدش کنند. ورزش زنان سر جای خودش ایستاده و با هزار و یک دشواری خیلی آهسته اما رو به جلو می رود. این دیگر پاسپورت و اجازۀ خروج نیست که دست کسی باشد، بلکه دست تک تک زنان ورزشکار است که از جان و دل مایه می گذارند برای پیشبرد آن. زنان دارای معلولیت برای رسیدن به مسابقات داخلی، منطقه ای، آسیایی، جهانی و پارالمپیک، مشکلاتی به مراتب بیشتر و عمیق تر دارند؛ پرده های زندگیشان را که بالا بزنی، هزار و یک درد گفته و ناگفته هست… و این ماجرا که سر بازکرده، فقط گوشه ای از رنجهای آنهاست…


۵٫ خبرگزاری ایسنا دو ورژن مختلف از این خبر منتشر کرده که من از نسخۀ اول آن در این مطلب استفاده کرده ام. ای کاش ایسنا پیش از انتشار این خبر، سراغی از زهرا نعمتی هم می گرفت، یا جواب زهرا نعمتی را نیز در این خبر می آورد و یا اصلا آن را منتشر نمی کرد.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ و ساعت 10:32 |

روزی که مس با جوانمردی عرب‌ها صعود کرد!

تیم فوتبال پرسپولیس بعد از کسب عنوان قهرمانی و ثبت رکوردهای مورد نظرش از آقای گلی گرفته تا بیشترین امتیاز ممکن و... در لیگ برتر این فصل، حالا هیچ هدف دیگری غیر از صعود به دور دوم لیگ قهرمانان آسیا ندارد.

پرسپولیس که در یکی از سخت ترین گروه های لیگ قهرمانان آسیا قرار گرفته بود، اگر در بازی با حریف قطری خود در تهران با سر به هوایی و پنالتی چیپ طارمی سه امتیاز را از دست نداده بود، کار ساده تری برای صعود داشت اما حالا عصر امروز این تیم نیاز به اما و اگرهای زیادی برای صعود دارد.

پرسپولیس در بازی عصر امروز خود حتما باید الوحده امارات را ببرد و در طرف مقابل الهلال عربستان اجازه پیروزی به الریان قطر را ندهد تا راه صعود پرسپولیس هموار گردد.

در حالی همه نگران تبانی دو تیم عرب نشین الریان و الهلال برای حذف تیم پرسپولیس ایران هستند، که هواداران مس کرمان کاملا به این شرایط حس نوستالوژیک شیرینی دارند و اتفاقات امروز تیم پرسپولیس، ذهن آن ها را به اردیبهشت سال 1389 و زمانی که خود در جام باشگاه های آسیا حضور داشتند متبادر می‌کند.

در آن سال تیم مس کرمان تا پیش از بازی هفته‌ی آخر خود برابر تیم الهلال عربستان در کرمان، با سه شکست و دو پیروزی در رده‌ی سوم گروه خود قرار داشت.

کسی خیلی به شانس صعود مس از گروهش در لیگ قهرمانان آسیا اعتقاد نداشت چراکه در حالی مس می‌بایست الهلال عربستان را در کرمان شکست دهد که چشم به پیروزی تیم حذف شده‌ی الاهلی امارات برابر السد قطر داشته باشد.

کسی به این اتفاقات اصلا اعتقادی نداشت چراکه همه معتقد بودند تیم حذف شده‌ی الاهلی امارات در خانه‌ی خود به دیگر تیم عربی گروه یعنی السد راه خواهد داد تا مس کرمان نیز حذف شود.

اما اتفاقات کاملا برعکس رخ انچه که تصور می‌شد رخ داد!! در حالی که مس کرمان با چهار گل در زمین خودش الدعایه و الهلال را تحقیر می‌کرد، از امارات خبر رسید برخلاف آنچه که همه فکر می‌کردند، الاهلی تیم قطری را با نتیجه‌ی 2 بر 1 شکست داده است تا آن بازی راه صعود مس به عنوان تیم دوم گروه به مرحله‌ی بعد باشد!!

هیچکس فکرش را هم نمی‌کرد که تیم الاهلی امارات تیم السد را شکست دهد تا مس از گروهش صعود کند چراکه حتی اگر تیم قطری یک مساوی هم در زمین امارات می‌گرفت بازهم این تیم مس بود که از گردونه بازی ها حذف می‌شد و تیم قطری به دور بعد صعود می‌کرد.

اما تیم اماراتی کمال جوانمردی را با وجود اینکه حذف شده بود در بازی آخر خود رعایت کرد و با شکست تیم قطری یکی از ماندگارترین اتفاقات تاریخ تیم فوتبال مس را رقم زد.

حالا بعد از چندین سال گره صعود پرسپولیس به دست بازی دو تیم عربی دیگر افتاده است... پرسپولیس علاوه بر اینکه باید تیم الوحده امارات را ببرد، منتظر خبر نبردن الریان برابر الهلال باشد تا بتواند جشن صعود خود را برپا کند.

عرب‌ها که البته سابقه‌ی تبانی و راه دادن به یکدیگر را برای حذف دیگر تیم‌ها دارند مثل کاری که با تیم ملی ایران در راه مقدماتی جام جهانی 1998 و یا 2002 کردند، سابقه‌ی شاخ شدن در راه یکدیگر به سود تیم‌های ایرانی را دارند از جمله همین خاطره‌ی تیم مس کرمان در جام باشگاه‌های آسیا که امروز پرسپولیس به دنبال تکرار آن برای خود می‌گردد.

باید دید با برد تیم پرسپولیس در بازی عصر امروز خود، یکبار دیگر می‌توانیم به احترام فوتبال پاک عرب‌ها کلاه از سر برداریم و یا اینکه گزکی برای متهم کردن آن‌ها پیدا می‌کنیم؟!!

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ و ساعت 13:50 |

سرنوشت نیمکت مس به کدام سو می‌رود؟!

هرچند لیگ دسته یک فوتبال کشور عملا چند هفته زودتر برای تیم مس کرمان به اتمام رسید و این تیم چهار هفته مانده به پایان مسابقات شانس خود را برای صعود به لیگ برتر از دست داد تا هوادارانش با سرخوردگی لیگ یک این فصل را به پایان برسانند، ولی با پایان رسمی مسابقات حالا گمانه زنی‌ها در رابطه با این تیم آغاز شده است.

اولین سوالی که برای مس فصل آینده مطرح می‌شود، از روی نیمکت این تیم بلند می‌شود و آن اینکه فصل آینده هدایت تیم مس در دستان چه کسی قرار می‌گیرد؟!

این سوالی است که اگر باشگاه مس با منصور ابراهیم‌زاده برای هدایت فصل بعد خود به توافق نرسند، وارد فاز جدیدی خواهد شد و گزینه‌های روی میز بیشتر مطرح می‌گردد.

قرار است طی دو، سه روز آینده ابراهیم‌زاده به کرمان بیاید و با مسئولین باشگاه مس به صورت جدی برای ادامه همکاری و یا عدم آن صحبت کنند. اتفاقی که ظاهرا روز دوشنبه و یا سه شنبه رخ خواهد داد.

هرچند ابراهیم‌زاده و باشگاه همواره بر همکاری دو ساله برای صعود مس به لیگ برتر صحبت کرده بودند اما در پایان سال اول این همکاری اتفاقاتی رخ داده است که خیلی طرفین را برای همکاری بیشتر دلگرم نکرده است و از همین رو تا پیش از صحبت‌های رودرو با قاطعیت از ادامه‌ی همکاری برای فصل بعد صحبت نمی‌کنند.

بهرشکل یکی از نکات بسیار منفی نتایج به شدت ضعیف آخر فصل نارنجی‌پوشان همین ایجاد شکاف زیاد بین باشگاه وسرمربی مس کرمان بود... نتایج ضعیف مس به خصوص در بازی‌های آخر فصل اختلافات عمیقی را بین طرفین ایجاد کرده است و به نوعی تاوان این نتایج بد، حواشی بوده است که ادامه همکاری طرفین را به چالش می‌کشد.

باشگاه مس معتقد است که ابراهیم‌زاده در بعد مدیریتی تیم نتوانسته است توان لازم برای تیم خود خرج کند و در حالی که از نظر امکاناتی و حتی فنی، تیم مس کرمان در این فصل و به خصوص در نیم فصل دوم شرایط بسیار خوبی داشت، اما از نظر مدیریتی داخل تیم نتوانست روند مثبت خود را به خصوص در هفته‌های حساس وسرنوشت‌ساز آخر فصل حفظ کند تا پرونده‌ی صعود مس به سرعت و قبل از اتمام لیگ بسته شود.

این نقطه‌ی ضعف در کارنامه‌ی ابراهیم‌زاده سبب شده است که تردیدهای باشگاه مس را برای ادامه‌ی همکاری با وی افزایش دهد و آن‌ها که معتقدند در این فصل بیشتر از ناحیه‌ی مدیریتی داخل تیم لطمه دیده‌اند تا مسائل دیگر در این زمینه با ابراهیم‌زاده بحث مفصلی دارند.

در نقطه‌ی مقابل ابراهیم‌زاده نیز با استقبال زیادی از همکاری با تیم فوتبال مس در مصاحبه‌های اخیر خود صحبت نکرده است و ادامه‌ی همکاری خود را موکول به مذاکرات کرده است و این نشان می‌دهد که سرمربی فصل قبل مس نیز صحبت‌های زیادی در این مذاکرات دارد که خواهان توافق بر سر آن‌ها خواهد بود که باید دید باشگاه با آن ها چگونه برخورد خواهد کرد.

همچنین موضوعات مهمی در زمینه‌ی مالی نیز بین طرفین مطرح خواهد شد و باید دید در نهایت مذاکرات مستقیم باشگاه مس و ابراهیم‌زاده برای شرایط فصل آینده به چه سمت و سویی ختم می‌شود و یخ ایجاد شده بین آن‌ها با این صحبت‌ها آب می‌شود؟!

بهرشکل در صورتی که مس و ابراهیم‌زاده برای یک فصل دیگر به توافق نرسند در آن صورت گزینه‌های زیادی برای تیم مس مطرح می‌شود که نام‌های زیادی از مربیان داخلی و خارجی میان آن‌ها وجود دارد.

همواره در این مقطع فصل برای تیم‌هایی مثل مس گزینه‌های زیادی مطرح می‌شود که در این فصل نیز از گل‌محمدی گرفته تا مرزبان، ربیعی، دست‌نشان، قاسمپور، پاشازاده، تارتار و... برای مس نام برده می‌شود که فعلا هیچ مذاکره‌ی مستقیمی با آن‌ها از سوی باشگاه مس صورت نگرفته است تا ابتدا تکلیف مذاکرات با ابراهیم‌زاده مشخص شود.

همچنین برخی از گزینه‌های خارجی که در راس آن‌ها لوکا بوناچیچ قرار دارد نیز برای مس در نظر گرفته شده است که به احتمال فراوان گزینه خارجی در الویت دوم باشگاه مس پس از نام‌های ایرانی می‌باشد.

بهرشکل باید دید در این هفته کار مذاکرات با ابراهیم‌زاده به کجا ختم می‌شود و در صورت جدایی او از نیمکت مس چه فرد دیگری نفر اول نیمکت این تیم خواهد شد؟!

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ و ساعت 14:21 |

اتفاقی بود یا نه؟!

بازی‌های لیگ دسته اول کشور در فصل 95-96 به پایان خود رسید اما آنچه که برای لیگ یک پایانی ندارد، حرف وحدیث‌های عجیب وغریبی است که در رابطه با آن مطرح می‌شود و ظارها سال به سال این موضع ابعاد جدیدتر و پیچیده‌تری هم به خود می‌گیرد.

جدا از مسائل داوری و اشتباهات قابل تاملی که از سوی بازیکنان ومربیان در زمین مسابقات لیگ یک رخ می‌دهد که همواره جای شبهه را باز می‌گذارد، در این فصل موضوعاتی مثل جادوگری هم به اوج خود رسیده است تا جایی که شنیده می‌شود به صورت محرمانه مقامات فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ هم به این موضوع رسما ورود پیدا کرده‌اند و در حال جمع‌آوری مدارک هستند.

اما این فقط ماجراهای لیگ یک نیست... در این فصل بازهم موضوعات عجیبی از پشت پرده‌ی بازی‌های لیگ یک مطرح شد و آن حضور گسترده و پروپیمان بنگاه‌های شرط بندی برای این مسابقات بوده است.

ظاهرا با توجه به نظارتی که در بازی‌های لیگ برتر وجود دارد بنگاه‌های شرط بندی زوم بیشتری روی مسابقات کم اهمیت تر مثل لیگ یک کرده‌اند و سرمایه‌گذاری بیشتری روی این بازی‌ها دارند.

دقیقا در اواسط اسفند ماه بود که در همین مرجع خبری مطلبی را منتشر کردیم و یکیاز جدول‌ها موجود در این بنگاه‌های شرط بندی را که به دست خبرنگاران رسیده بود منتشر ساختیم.

حالا با پایان رقابت‌های لیگ دسته اول این فصل، جدول بازی‌ها لیگ یک شباهت بسیار زیاد و دقیقی به این جدول پیدا کرده است و جدولی که دو ماه قبل از پایان مسابقات با ضریب دقتی 97 درصدی منتشر شده بود، به نوعی مطابق آن شکل گرفته است، گویی که جدول پایانی مسابقات لیگ یک این فصل از اوایل اسفند گذشته دقیقا طرح ریزی شده است!

در جدولی که برروی این سایت قرار گرفت و در رسانه ها منتشر شد دو تیم صعود کننده پارس جنوبی و سپیدرود رشت معرفی شده بودند که همین اتفاق رخ داد.

در این جدول تیم صدر جدول 62 امتیاز داشت وتیم دوم 61 و تیم سوم 60 امتیاز که این اتفاق هم دقیقا رخ داد و در جدول پایانی همین امتیازات ثبت شد.

تنها مغایرتی که این جدول پیش بینی شده در رابطه با تیم های صعود کننده به لیگ برتر با جدول اصلی مسابقات داشت عوض شدن جای دو تیم سپیدرود و پارس در رده های اول و دوم بود.

هرچند که نباید با بدبینی محض به این ماجرا نگاه کرد و این نکته را هم در نظر داشت که بهرحال پیش بینی جزیی از مسابقات فوتبال است اما نباید به طور کامل خود را هم به بی خیالی زد و اینکه در روزهایی که اصلا پارس تیم مدعی صعود نبود به عنوان صعود کننده معرفی می شود و جدول امتیازات آن هم دقیقا بر همان راستا شکل می گیرد، خودش می‌تواند جای تامل داشته باشد.

ضمن اینکه فراموش نکنیم که ظاهرا بابت این جدول پیش بینی شده رقم های مالی نیز ردو بدل شده است و این موضوع باید حساسیت نهادهای ذی ربط را برانگیزد.

بهرشکل در رابطه با فیکسینگ روم ها و اطاق هایی که نتایج بازی های فوتبال و اتفاقات داخل زمین را از قبل مشخص می کنند، گزارش های دقیقی در فوتبال روز دنبا منتشر شده است و در این زمینه حتی فیفا نیز ورود کرده است و چندی پیش بود که در این باره حتی برخی افراد بازداشت هم شدند.

اینکه این موضوع را به طور کلی در فوتبال خودمان کتمان کنیم اصلا درست نیست کما اینکه بدون سند ومدرک هم نباید روح فوتبال را خدشه دار کرد و مردم را از آن فراری دانست ولی بهرحال لازم است که در این زمینه دقت نظرهای اساسی وجود داشته باشد و برخی مسائل قابل تامل مد نظر قرار بگیرد.

مطلبی که دو ماه قبل در رابطه با جدول نهایی بازی های لیگ منتشر شده بود را می توانید در این اینک مشاهده کنید:

اینجا کلیک کنید

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ و ساعت 15:27 |

حسرت ادامه دار فوتبال کرمان

لیگ دسته اول کشور در فصل 95-96 خود هم به پایان رسید... فصلی که برای کرمانی های فوتبال دوست و سه تیم این استان فصلی به غایت نحس و شوم بود و قطعا همه کرمانی ها از تمام شدن این فصل خوشحال هستند تا روزهای لعنتی و کابوس بار آن ها سرانجام به نقطه پایانی می رسد.

http://dl.mes-fc.ir/img/photo/20170412141027970.jpg

تیم فوتبال گل گهر سیرجان هرچند بهترین فصل فوتبالی عمر خود در رقابت های لیگ یک را سپری کرد و این فصل به عنوان تاریخی ترین دوره تیم گل گهر در همه ادوار عمرش ثبت خواهد شد اما نحوه حذف دردناک این تیم در راه رسیدن به لیگ برتر سبب می شود که این فصل خاطره ای از جنس اشک و آه برای سیرجانی ها داشته باشد.

گل گهر در این فصل یکی از بهترین تیم های ادوار خود را در اختیار داشت... این تیم در این فصل مجموعه ای منظم بود که از ابتدای بازی ها در بین تیم های بالای جدول بود و رفته رفته خود را برخلاف خیلی از پیش بینی ها به عنوان یکی از کاندیدهای اصلی صعود معرفی کرد.

این تیم شایسته اما بازهم با بلای وینگوتایم مواجه شد وبگوویچ درست همانند همه تیم هایش درست در روزهای آخر وجایی که باید صعود تیمش را قطعی کند به مشکل خورد... مشکلی که وینگو از شمال تا جنوب ایران و در هر سه شهر فوتبالی کرمان به آن مبتلا شده بود ودقیقا همین سرنوشت شوم در سیرجان هم یقه او تیم گل گهر را گرفت.

گل گهر که حتی صدرنشینی بازی های لیگ یک تا هفته های پایانی را نیز تجربه کرده بود در سه بازی دچار اشتباهات بزرگ شد اما حتی برد برابر سپیدرود هم نتوانست صعود آن ها را به لیگ برتر قطعی کند و در حالی که آن ها نزدیک به 20 دقیقه در بهشت بودند و در هفته آخر برای این مدت جواز صعود به لیگ برتر را هم در جیب داشتند اما با پنالتی حسین کعبی در رشت و تیم سپیدرو، پشت درهای بسته لیگ برتر ماندند تا از این حیث خاطره لیگ 95-96 برای آن ها تلخ وگزنده باشد.

با این حال گل گهر در این فصل شخصیتی کسب کرد که بزرگترین دست آور این تیم در این فصل از بازی ها می باشد و باید دید از این دست آورد بزرگ در فصول آتی چگونه به نفع خود استفاده خواهد کرد.

اما تیم مس کرمان ئیز لیگ را به همان بدی که شروع کرده بود به پایان رساند تا سال 95 برای این تیم یکی از بدترین سال های ممکن لقب بگیرد.

مس کرمان این فصل را ضعیف ترین شکل ممکن آغاز کرد و در نهایت در پایان نیم فصل اول در رده نهم به پایان رساند که برای این تیم مدعی در لیگ یک بسیار ضعیف ارزیابی می شد.

این تیم که هرچند بنای خود را بر صعود دو ساله گذاشته بود در این فصل الویت های دیگری غیر از صعود برای خود برشمرده بود، با این حال نیم فصل دوم را عالی آغاز کرد و با نتایجی فوق العاده خود را از رده نهم به سه امتیازی صدر جدول رساند.

مقطع نیم فصل دوم برای کرمانی ها در تیم مس بسیار شیرین و جذاب پیگیری می شد و آن ها فوق العاده خود را به بالای جدول رساندند اما آخرین بازی آن ها در سال 95 و شکست برابر فولاد یزد آن ها را به همان کوچه تنگ فشار و ناکامی برگشت داد.

مس در سال 96 نیز با شکست برابر سپیدرود و خونه به خونه عملا پرونده صعود خود به لیگ برتر را چهار هفته زودتر به اتمام رساند و در نهایت با یک رده نزول نسبت به سال قبل در جدول لیگ یک، بازی های این فصل را با ناکامی محض در جدول به پایان رساند تا فصل تلخی را پشت سر بگذارد.

و در نهایت تیم مس رفسنجان ئر این فصل یکی از ضعیف ترین سال های اخیر خود را سپری کرد تا پس از چند سال مجددا نام خود را در بین تیم های پائین جدولی ببیند.

این تیم البته با نتایج بسار ضعیف ابتدای فصل خود در بین تیم های فانوس به دست و در معرض سقوط بود اما با بازگشت میشو کرستویچ مربی کروات این تیم وضع خیلی بهتر شد و این تیم از بین تیم های سقوط کننده رهایی یافت.

اما پروژه دوم حرکتی این تیم که صعود به بالای جدول بود خیلی زود شکست خورد و این تیم با نتایجی نه چندان مورد قبول تنها دلخوش به همان رهایی از رده های سقوط ماند و نتوانست اقتدار سال های اخیر خود در لیگ یک کشور داشته باشد.

بهرشکل بازی های لیگ یک این فصل در سال 95-96 اصلا حرف تازه و خاطره ماندگاری برای فوتبال کرمان نداشت و همانند چند سال اخیر در روز آخر خود جز حسرت و اندوه چیزی باقی نگذاشت تا چشم هواداران تیم های کرمانی به سال های آتی باشد.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ و ساعت 19:44 |

حسرت هیجان هفته آخر

هرچقدر زمستان سال 95 برای کرمانی ها و هواداران مس با نتایج تیم فوتبال مس هیجان انگیز و شیرین دنبال شد، بهار 96 خیلی زود در ذوق آن‌ها زد زمانی که مسی‌های شهر کرمان خیلی زودتر از آنچه که تصور می‌شد پرونده صعود خود به لیگ برتر را بستند.

http://dl.mes-fc.ir/img/photo/20170427190827189.jpg

امروز که مس این فصل آخرین بازی خود را در کرج برگزار خواهد کرد، هواداران مس با دلسردی تمام به این فکر می‌کنند که حتی جذابیت و حساسیت هفته‌ی آخر را هم نچشیدند و پنج بازی آخر فصل مس به گونه ای شد که همانند شروعش یک فصل سرد وکابوس بار را برای آن‌ها به یادگار گذاشت که تنها از تمام شدنش خوشحال هستند.

مس در این بازی آخر خود حتی همانند گل‌گهر از چشیدن هیجان بازی آخر هوادارانش را محروم کرده است درست مثل سال قبل که در بازی آخر خود با پاس همدان با بی‌رمق‌ترین نگاه ممکن جدول را نگاه می‌کردو تکرار این ماجرا در این فصل از نکات بسیار وحشتناک است که حتی دیگر کار مس برای صعود به بازی آخر هم نمی‌کشد.

مس خیلی زودتر از آنچه که تصور می‌شد راه‌های خود را برای صعود به لیگ برتر بست و همین سبب می‌شود که این فصل هم همانند سال قبل در این بعد یک کابوس برای کرمانی‌ها باشد به امید اینکه فصل آینده و در هفته‌ی آخر وضعیت آن‌ها متفاوت از سه فصل گذشته‌شان باشد.  

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ و ساعت 13:16 |

خجالت نمی کشید؟؟!!

1. هرکاریش کنیم، با هر دلیلی ستاره بودن و تافته جدا بافته بودن را برای خودمان توجیه کنیم، این رنگ سفید و برق کفش‌های آقای طارمی توی چشممان می زند. ستاره های امروزین فوتبالمان خوب می پوشند، خوب می گردند، در هر برنامه یک کفش نو می‌پوشند و یک دست لباس گران قیمت و خلاصه آخر شیکی و پیکی. اما به دلمان نمی نشینند. نه به خاطر شیکان و پیکان بودنشان که به خاطر اوریجینال نبودن رفتارها. حقشان است خوب بپوشند، اما حق ما هم هست از آنها انتظار داشته باشیم در حد هواداری ما باشند و کمتر فیک و دست چندم بزنند.

http://www.dana.ir/File/ImageThumb_0_608_458/822358

2. کدام رفتار غیر اوریجینال؟ کدام نه! تیمی که اغلب بازیکنانش تا 70 درصد مبلغ قراردادش را گرفته اند، چگونه دل به اعتصاب می‌دهد و فصل را هر چند قهرمان اما بی اعتبار و احترام تمام می‌کند؟ بازیکنی که به خاطر رفتار اشتباه کارت زرد گرفته و دربی را از دست داده، چطور اشتباه روی اشتباه می کند و کارت قرمز می گیرد و بعد برای دو بازی محروم می شود که کمر تیمش را می‌شکند؟ بازیکنی که اول فصل تیمش را رها کرده و رفته دورهایش را زده و دوباره برگشته چطور به خودش اجازه می دهد بعد از گرفتن 70 درصد حقوق، حرف از اصول می زند؟

3. راهی به جز تمرین نکردن نیست؟ راهی به جز خون به دل کردن تماشاگری که حتا بعد از قهرمانی بازی خوب و محترمانه از تیمش می خواهد نیست؟ کسی نمی گوید این بازیکنان حق و حقوقی ندارند، اما 70 درصد قرار داد یک میلیاردی هم در این وانفسا که طرفداران برای پرداخت هزینه بلیت بازی ها مشکل دارند، کم پولی نیست. بی انصافی است. بی انصافی در حق مدیر نیست، اما در حق طرفدار هست. این را بازیکن ستاره، هر چقدر هم خوش پوش و شیک و پیک، باید بفهمد. باید بقهمد آن کارگر که از حقوق نگرفته ماهیانه اش زده و خودش را رسانده به استادیوم محل تمرین، اما خبری از تمرین نیست و تیم در حال اعتصاب است، چه حالی پیدا می کند. ستاره این را باید بفهمد آن هوادار که 90 دقیقه تمام بالا و پایین پریده و آخرش آقای ستاره با بی مسوولیتی تمام پنالتی اش را چیپ زده و آرزویش را بر باد داده، چه بار سنگینی به دوش می کشد. دستمزد کارگر چقدر است و دستمزد ستاره ها چقدر؟

4.فوتبال حرفه ای است؟ صد در صد. بر منکرش نه یک بار که هزار بار لعنت. ستاره باید خوب بپوشد، خوب بگردد، خوب بخرد، تفریح کند و ... حرفی نیست. ستاره با کارگر . محصل و معلم و شوفر و مهندس و پزشک و ... که به حکم طرفداری حنجره اش را می درد، فرق دارد. بر منکرش لعنت. مدیر باید به قراردادی که بسته پایبند باشد، در این حرفی نیست. باید تا قران آخر پول بازیکن را بدهد، صد البته که باید چنین باشد. اما ...

5. بحث سر این اما است. بحث سر این است که چرا هوادار باید تاوانش را بدهد؟ چرا دل او باید خون شود؟ چرا احترام و اعتبار تیم پایین بیاید؟ چراتیم بدون تمرین برای یکی از مهمترین دیدارهایش راهی شود؟ نگویید تیم قهرمان شده، اینها از اولش هم انگیزه نداشتند. بحث انگیزه ها نیست. بحث رویارویی با تیمی است که مقابل پرسپولیس شکست نخورده و باید شاخش شکسته شود. چرا مشکلات از راه شکایت پیگیری نمی شود؟ چرا یک اعتصاب کلی برای این فوتبال شکل نمی گیرد که ما بازیکنان اصلا نه قرارداد می بندیم و نه عضو تیمی می شویم تا تکلیف از اول روشن شود. که محلی برای شکایت از مدیران و پیگیری حق و حقوق بازیکنان ایجاد شود.

6. بازیکنانی که در مصاحبه هایشان ادعا می کنند فلان تیم قیمت بالاتر می داد و ما فقط به عشق پرسپولیس آمدیم، حالا چطور است که فقط برای سی درصد قرارداد اعتصاب می‌کنند؟ چرا به تیم هایی نمی روند که حقوقشان سر موعد است و قراردادهایشان را مو به مو اجرا می‌کنند؟ مگر جز این است که حضور در تیمهای بزرگ شاید حقوق تمام و کمال نداشته باشد، اما تا دلتان بخواهد رانت اجتماعی دارد و شهرت کار ساز؟ چطور می شود که بازیکن دل از این موهبتها نمی‌کند، شعار عاشقی سر می‌دهد و آخرش هم برای بی اعتبار کردن یک تیم دست به هر کاری می‌زند؟

7. رضا احدی خدا بیامرز راست گفته بود؛ اگر برای شما ستاره های مجازی صدهزار نفر لایک می زنند، برای ما صد هزار نفر به استادیوم می آمدند.

8. همه این داستان ها را گفتیم چون خودمان در جای دیگری وبه شکلی دیگر این وجهه زشت فوتبال پولکی که همه جذابیت ها و لذت آن را بلعیده است را تمام قد درک کرده ایم!

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۶ و ساعت 12:59 |

مثل پارسال دقیقا از جایی که افت کردیم اوج گرفتند

در حالی که تیم پارس هفته‌ی گذشته جشن صعود خود به لیگ برتر را برپا کرد و پای به بهشت موعود خود گذاشت، چند صد کیلومتر آنطرف‌تر در کرمان چند هفته‌ای هست که موجی از ناامیدی تیم مس در کرمان و هوادارانش را از بابت صعود در بر گرفته تا آن‌ها همچنان در برزخ لیگ یک باقی بمانند.

http://dl.mes-fc.ir/img/photo/20170427191148695.jpg

تیم‌های مس کرمان وپارس جنوبی اتفاقا در این فصل شباهت‌های بسیار زیادی بهم داشتند و از قضا تا چند هفته به پایان رقابت‌های لیگ یک این فصل پابه پای هم در نیمه رو به بالای جدول رقابت‌ها حرکت می‌کردند.

شباهت دو تیم تا مدت‌ها از حیث تعداد بسیار زیاد مساوی‌هایشان بود، هر دو تیم تا مدت‌ها از نظر باخت کمترین تعداد ممکن را داشتند و از نظر گل خورده نیز هر دو وضعیتی بسیار مطلوب را داشتند و همین سبب می‌شد که هر دوتیم با امتیازی تقریبا برابر تا چند هفته مانده به پایان لیگ یک، در نیمه‌ی رو به بالای جدول قرار داشته باشند.

تا هفته‌ی بیست وهفتم مس و پارس با 43 و 42 امتیاز در رده‌های چهارم و پنجم جدول بودند...اما درست از همین هفته یعنی هفت هفته مانده به پایان رقابت‌های لیگ یک، حرکت معکوس دو تیم آغاز شد...

شاید در آن هفته‌ها به دلیل تعداد تساوی زیاد دو تیم مس و پارس که به اعداد 15 و 13رسیده بودند، خیلی‌ها گمان می‌کردند که این دو تیم نسبت به تیم‌های سپیدرود، ملوان،گل‌گهر  شانس کمتری برای صعود داشته باشند، اما درست در همین هفته‌های سرنوشت ساز به همان اندازه که پارس امتیاز جمع کرد، مس امتیاز از دست داد تا سرنوشت دو تیم متفاوت باشد.

در هفته‌ی بیست و هشتم مس در یزد به فولاد می‌بازد ولی پارس در جم ایرانجوان را شکست می‌دهد...مس بعد از باخت به فولاد رسما روند خوب نیم فصل دوم خود را از دست می‌دهد ولی پارس کاملا متوجه می‌شود که با کمی هوشیاری بیشتر در این هفته‌ها می‌تواند کار بزرگ را انجام دهد...

از همین رو می‌شود که پارس در 5 بازی بعد خود 4 پیروزی برابر نساجی، گل‌گهر، استقلال اهواز وملوان و یک تساوی برابر سپاسی می‌گیرد و در مقابل مس از همین 5 بازی بک برد برابر خیبر، یک تساوی با نفت مسجد سلیمان و سه شکست برابر سپیدرود، راه آهن و خونه به خونه ثبت می‌کند تا سرنوشت بهشت و بزرخ دو تیم در همین 5 بازی نوشته شود...

این یعنی اگر مس با همه‌ی امتیازاتی که در نیم فصل اول از دست داده بود و حتی باختی که در یزد برابر فولاد داده بود، اگر می‌خواست و در این 5 بازی خودش را حفظ می‌کرد، امروز تا این حد آشفته، لیگ یک امسال را تمام نمی‌کرد.

مس چه در سبک بازی و چه در شیوه‌ی کسب امتیاز و چه در حرکتش در جدول، شباهت بسیار زیادی به پارس جنوبی داشت... این یعنی تا 6 بازی آخر مس راه را به درستی در حال طی کردن بود و اگر همین روند طی می‌شد قطعا سرنوشت تیم مس نیز متفاوت می‌شد.

اما این راه درست از بازی با فولاد یزد تغییر مسیر داد و به نوعی بازهم کار برای این تیم زمین گذاشته شد تا در بازی‌های سرنوشت ساز، مس نه تنهادر زمین مسابقه بزرگی نکرده باشد که در جریان رقابت‌هایش کوچک و کوچک‌تر شود تا جایی که همه امتیازهای حساس خود را از دست بدهد و کاسه چه کنم دست بگیرد...

البته این اتفاق اصلا غریب نیست... فصل قبل را به یاد بیاوریم که درست در هفته‌هایی که مس کار خود را زمین گذاشته بود و چپ و راست به رقیبانش امتیاز می‌داد، درست در همان هفته‌ها تیم‌های زیرینش یعنی نفت آبادان و ماشین سازی امتیاز گرفتند تا مس را زیر بگیرند و به سوی قله حرکت کنند...

این یعنی ما در روند حرکتی خود در جدول و زمین بازی از یک سوراخ دو بار گزیده شدیم... در این فصل هم درست مثل سال قبل در حساس‌ترین مقطع فصل خود را زمین زدیم تا دیگر فرصت بلند شدن نداشته باشیم... اینکه چرا دوبار با یک قصه مشترک سرنوشت‌مان تلخ شد و اینکه دو بار یک سناریو برای ما نوشته شد و در زمین نتیجه‌ها را در حساس‌ترین بازی‌های ممکن از دست دادیم نکته‌ای است که بسیار تا بسیار باید به آن توجه کنیم تا سه باره به این بلا دچار نشویم... در این موضوع بحث زیاد است و قطعا این بلای مشترک چیزی نیست که به راحتی فراموش کنیم و برای آن صحبت‌های زیادی طرح خواهد شد...  

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۶ و ساعت 13:17 |

دیگر یک تیم درجه دومی نیستند

لیگ دسته اول امسال مملو از شگفتی بود... تیم‌هایی که برای اولین بار لیگ دسته یک را تجربه می‌کردند و مستقیم از لیگ دو پس از یک سال بازی در لیگ یک حالا لیگ برتر فصل آینده را انتظار می‌کشند... پارس جنوبی وسپیدرود که به عنوان تازه واردهای لیگ یک شناخته می‌شدند و تازه جواز حضور در این لیگ را کسب کرده بودند قطعا در برابر تیم‌هایی مثل خونه به خونه، مس کرمان، نساجی،ملوان و... شگفتی ساز محض بازی‌ها بودند.

http://www.khabarvarzeshi.com/images/gallery/main/44319187.jpg

اما تیم فوتبال گلگهر سیرجان هم بدون شک یکی از شگفتی‌سازان اصلی رقابت‌های این فصل بود. تیمی کم ادعا که همواره به عنوان یکی از تیم‌های درجه دو و سه لیگ دسته اول کشورمحسوب می‌شود اما دراین فصل از رقابت‌ها تا توانست از خود بزرگی نشان داد.

گل‌گهر سیرجان یکی از تیم‌های همیشگی میانه‌های جدول لیگ یک در سال‌های اخیر بوده است و حتی آن‌ها زمانی که بگوویچ را روی نیمکت خود نشاندند و جمعی از بازیکنان خوب لیگ یک مثل صغیری،کریمی، آوخ، مرزبان،رکابی و... را به خدمت گرفتند بازهم کسی گمان نمی‌کرد که این تیم جزو مدعیان این فصل لیگ یک قرار بگیرد.

اما بهرشکل این از خواص جدا نشدنی تیم‌های وینگو شده است که هرچقدر در اواخر فصل تیم‌هایش بد نتیجه می‌گیرند اما در شروع بازی‌ها و تا چند هفته مانده به پایان مسابقات این تیم در کورس مدعیان جزو تیم‌های اصلی صعود می‌باشد.

این اتفاق امسال هم با بگوویچ در گل‌گهر تکرار شد وسیرجانی‌ها در این فصل نزدیک‌تر از همیشه به صعود به لیگ برتر شدند که یک اتفاق بزرگ برای این باشگاه محسوب می‌شود که می‌تواند یک نقطه‌ی عطف در روند حرکتی این باشگاه باشد.

گلگهر سیرجان دراین فصل از رقابت‌ها اتفاقا یکی از بهترین تیم‌ها از نظر فنی نیز محسوب می‌شد و با 47 گلی که در این بازی‌ها به ثمر رساند با اختلاف زیاد در صدر بهترین تیم هجومی لیگ یک قرار گرفت.

این تیم از شرایط چمن مصنوعی ورزشگاه خانگی خود نیز نهایت استفاده را برد و در خانه 40 امتیاز را کسب کرد تا یکی از بهترین آمارهای ممکن را در بازی‌های حانگی ثبت کرده باشد.

گل‌گهر تا 5 هفته به پایان رقابت‌های لیگ یک حتی به صدر جدول بازی‌ها نیز صعود کرد وخیلی‌ها صعود این تیم استان کرمان را محتمل و بزرگترین رویداد ورزشی استان در سال‌های اخیر توصیف می‌کردند اما سیستم بکپی چی وینگو در هفته‌های آخر با تیم‌هایش همچنان ادامه دارد و بازهم تیم‌های او در هفته‌های پایانی به نوعی کم آوردند و این بلا دوباره بر سر تیم بگوویچ با گلگهر هم رفت همانطور که در سه سال قبل در مس کرمان و مس رفسنجان نیز در هفته های آخرهمین اتفاق رخ داد.

گل‌گهر در چهار هفته‌ی آخر از 12 امتیاز ممکن فقط 4 امتیاز را کسب کرد تا به شدت خود را از جمع دوتیم صعود کننده به لیگ برتر دور کند.

این تیم البته در بازی آخر خود موفق شد سپیدرود را با نتیجه 3 بر 2 شکست دهد تا امیدهایش را برای صعود در هفته‌ی آخر زنده نگه دارد و حالا اگر آن‌ها در بازی آخر خود در یزد برنده باشند و سپدرود هم نتواند از پس نساجی برآید بازهم شگفتی کامل می‌شود و گل‌گهر جواز صعود به لیگ برتر را کسب می‌کند.

اما جدا از اینکه گل‌گهر لیگ برتری شود یا نشود، این تیم در این فصل از رقابت‌ها شایستگی خود را به طور کامل نشان داد و با امکاناتی که بسیار کمتر از سایر تیم‌ها در اختیار داشت با شایستگی خود را در بالای جدول قرار داد و حالا چشم به اتفاقات هفته‌های آخر دارد.

گل‌گهر در این فصل چه صعود کند چه نکند در یک زمینه موفقیت کامل را کسب کرد و آن شخصیتی بود که به تیم خود در این فصل بخشید و از همین رو این فصل می‌تواند برای گل‌گهر یک نقطه‌ی عطف باشد که دیگر یک تیم درجه دومی در لیگ یک نیست.

گل‌گهر با حرکت درخشان خود در این فصل به مدیران ارشد کارخانه‌ی خود به نوعی فهماند که شایستگی و لیاقت توجه بیشتر را دارد و ان‌ها می‌توانند برای باشگاه وتیم فوتبال خود خیلی بیشتر از این ها سرمایه گذاری کنند و به نوعی بهره‌ی آن را نیز با بالانشینی تیم خود بچینند.

گل‌گهر با حرکت فوق‌العاده خود در این فصل به سیرجان و سیرجانی‌ها نیز بزرگی خود را نشان داد و اینکه مردمان و مقامات این شهر باور کنند که می‌توانند آنقدر بزرگ باشند که به جاهای بزرگ فکر کنند...

از همین روست که اگر گل‌گهردر هفته‌ی آخر کار بزرگ این فصل خود را عملی کرد که تا ابد روی دست و سر مردم جای می‌گیرد و اگر هم در این فصل موفق به انجامش نشد، آنقدر دست آورد بزرگ با تیم کم ادعای خود در این فصل جمع کرده است که تمام قد موفق ارزیابی شود و لایق دست و کف و هورا باشد.  

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ و ساعت 11:42 |

بلا به دور!

افت وحشتناک و ناگهانی تیم فوتبال مس در 5 هفته‌ی اخیر رقابت‌های لیگ یک که چهار شکست روی دست این تیم گذاشت، چنان هواداران این تیم را دلسرد کرد که بعد از داغی هیجان ناشی از صعود قبل از این بازی‌ها، حالا ترک بزرگی روی قلب‌های خود می‌بینند و با افسردگی محض نتایج تیم خود را در این بازی‌های پایانی دنبال می‌کنند.

http://dl.mes-fc.ir/img/photo/20170412140313728.jpg

شاید این روزها کرمانی‌ها بازهم به قهری خودخواسته با تیم فوتبال مس وارد شده باشند و به نوعی وانمود کنند که نتایج این هفته‌های مس خیلی برای آن‌ها مهم نیست اما نتایج تیم مس برای خودش بسیار مهم است و کافی است این تیم یک شکست دیگر در کرمان و برابر نفت مسجد سلیمان بپذیرد تا این افسردگی رسما به خشم تبدیل شود!

مس اگر می‌خواهد بر حجم حرف و حدیث‌هایی که امروز برایش زده می‌شود وعمدتا کلام خوشایندی هم در خود ندارد، اصلا نباید به گونه‌ای در بازی این هفته خود به زمین برود که همانند بازی با راه‌‌اهن برای پیروزی حریف بفرما بزند.

این شکست می‌تواند اوضاع درونی مس را بحرانی‌تر کند و به تبع آن تصمیم‌گیری‌هایش را برای فصل بعد سخت‌تر کند... در مقابل هیچکس به اندازه خود مس به پیروزی در بازی مسجد سلیمان نیاز ندارد و این برد می‌تواند حداقل جو داخلی این تیم را با آرامش بیشتری همراه کند.

به همان اندازه که این بازی برای مسجد سلیمان مهم است تا خود را از جمع تیم‌های سقوط کننده نجات دهد، برای تیم مس هم باید این بازی مهم باشد تا خود را از پرتگاه دردسر رهایی بدهد.

قطعا حریف مس به واسطه‌ی شرایط جدول هم که شده با تمام توانش به کرمان می‌آید ودر مقابل کافی است که تنها یک گام مس عقب بکشد تا همانند بازی با راه‌‌اهن چوب آن را به بدترین شکل ممکن بر بدن ببیند.

شاید خیلی از بازیکنان مس بنا به طبع خود بیشتر از آنکه درگیر این چند بازی آخر مس در لیگ این فصل باشند،کاملا فکر خود را روانه‌ی فصل بعد و زمان نقل وانتقالاتش کرده باشند اما آن‌ها نباید فراموش کنند که کرمانی‌ها عملکرد آن‌ها در این چند بازی را نیز زیر نظر دارند و شاید کم کاری و یا ضعف در این چند بازی سبب شود که آن‌ها حق انتخاب ماندگاری در این تیم را از دست بدهند.

مس اگر قصد داشته باشد چهارمین شکست متوالی خود را هم در این بازی پذیرا باشد،آنوقت است که دیگر هیچ نشانی از روزهای خوب خود در نیم فصل دوم باقی نخواهد گذاشت و در مقابل کسب سه امتیاز این بازی حداقل می‌تواند بلا را از این تیم تا حدودی دور کند و در روزهای دل پیچه مس حکم یک خاکشیر داشته باشد.   

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ و ساعت 13:5 |

برهان یک آرش

از آن سربازهای سر به زیر فوتبال ایران بود که با زحمت دست خودش به نامش را به فوتبال ایران تحمیل کرد... نه پدر پول‌داری داشت که از مربی و روزنامه پست و تیتر بخرد و نه سروزبان چرب و نرمی که بتواند با نیرویی غیر از ساق پایش به ترکیب فوتبال ایران وارد شود... او به خوبی می‌دانست فقط خودش هست که باید خودش را برای عشقش بالا بکشد.

http://sarzaminmaniran.ir/wp-content/uploads/2017/04/78902977404212724032.jpg

تیم فوتبال شهرداری کرمان نفس‌های آخرش را در فوتبال کشور می‌کشید... تیمی که شناسه‌ی فوتبال کرمان در ایران برای دهه‌ی شصت و هفتاد بود و پوشیدن پیراهنش آمال آرزوی بچه‌های کرمانی.

در آخرین سال حضور این تیم در رقابت‌های لیگ یک کشور در سال 81 پدیده‌ای در نوک حمله‌ی این تیم بازی می‌کرد که چشم همه را در کرمان به سمت خود خیره کرده بود... پسرک لاغر اندام سر به زیری که هیچکس فکرش را نمی کرد قرار است اعتبار فوتبال کرمان در آغاز دهه‌ی هشتاد باشد...

در آخرین سالی که فوتبال شهرداری نفس کشید این پسر آنقدر خوب بود که بلافاصله مس کرمان که تیم پولدار شهر بود برای خریدش آستین بالا بزند... وقتی نام او را جستجو کردند متوجه شدند که او پسر داریوش برهانی از اساتید موسیقی کرمان است که به جای نت موسیقی پدر به دنبال توپ گرد دوان شده است.

مسی‌ها برای جذب او ناکام ماندند چراکه برهانی سرباز شده بود و خیلی‌ها گمان می‌کردند با سرباز شدن این بازیکن،فوتبالش هم در پشت خط تیم‌های نظامی ایست خبردار باقی می‌ماند.

اما عجیب بود ستاره‌های فوتبال کرمان در دهه‌ی هفتاد و هشتادی که تیم‌های کرمانی پشت خط لیگ برتر باقی می‌ماندند، می‌بایست مسیر خود را از تیم‌های نظامی به سمت قله طی کنند.

پیش از آرش برهانی، علی سامره و علی علیزاده در زمان سربازی و از تیم سپاسی خود را به سطح اول ایران تحمیل کرده بودند و حالا نوبت برهانی بود که شانس خود را از مسیری سخت‌تر ولی میان‌بر تر به قله امتحان کند آن‌هم با پوتین سربازی.

کد آرش برهانی برای تهران خود و او خود را به تیم امیدهای پاس تهران معرفی کرد... اما این از بخت بلند برهانی بود که درست در سال‌هایی به پاس برود که این باشگاه یک شاکله تمام حرفه‌ای پیدا کرده است و توجه این تیم به پایه‌هاش تمام قد بود...

همایون شاهرخی مربی آن زمان‌های پاس تهران برای گلچین کردن از بین پایه‌ها به یکی از بازی های تیم‌های امیدش سرمی‌زد و در اولین نگاه آرش برهانی را وارد لیست بزرگسالان می‌کند... استارت برهانی برای رسیدن به معشوق جدی‌تر می‌خورد و انگیزه‌هایش چند برابر می‌شود.

برهانی با یک دنیا انگیزه و امید پیراهن پاس را بر تن کرد...حتی اگر اولین بازی لیگ برتری او به بدترین شکل ممکن برایش تمام شده باشد. برهانی زمانی که اولین بازی لیگ برتری خود را برای پاس برابر استقلال تهران انجام داده بود، تیمش بازی یک بر یک مساوی را سه بر یک باخت و او دو موقعیت عالی گلزنی را از دست داد تا انگ گل‌نزنی از همان اول بررویش ثبت شود...خیلی‌ها این مسابقه را بازی اول و آخر آرش در لیگ برتر می‌دانستند به غیر از خود برهانی!

اما در اواخر همان فصل بود که برهانی از یک بازی برای خود چنان سکوی پرتابی ساخت که نامش حسابی صدا کند... بازی پرسپولیس و پاس در ورزشگاه تختی بود که یک اعجوبه به فوتبال ایران رسما معرفی شد... برهانی می‌دانست یا در این بازی خود را قهرمان می‌کند و یا اینکه مسیرش به دست انداز می‌افتد... بازی شروع می‌شود و این جوان که حالا تازه خیلی‌ها در کرمان فهمیده بودند همشهری آن‌هاست، روی چمن زشت ورزشگاه تختی دلربایی می‌کند...

او آنقدر توی سر توپ زد که علی انصاریان را چنان خشمگین کرد که با تکلی دو پا روی پای او بیاید و مسعود مرادی کارت قرمزش را از جیب بیرون بکشد... برهانی در این بازی یک فوق ستاره بود و مسیرش را عالی از این بازی ترسیم کرد. حالا برهانی جرقه‌ی خود را زده بود و فصل بعد باید آتش را به پا می‌کرد.

فصل بعد یعنی سال 82 سال آرش برهانی است... مجید جلالی سرمربی پاس می‌شود و یکی از قوی‌ترین تیم‌های تاریخ لیگ برتر برای او در جمع سبزقباهای تهران بسته می‌شود. با حضور رسول خطیبی، خداد عزیزی، محسن بیاتی‌نیا و... در خط حمله سبزها، کار آرش جوان برای رسیدن به ترکیب پاس سخت‌ترین کار ممکن است. اما امان از انگیزه‌ای که آرش داشت.

فصل طلایی پاس با گل‌های به یاد ماندنی برهانی و کسب قهرمانی لیگ برترش برای این پسر کرمانی رویایی به پایان می‌رسد.برهانی حالا توسط مایلی‌کهن به تیم ملی امید دعوت می‌شود و در اولین بازی رسمی‌اش برای این تیم هم در ازبکستان گل می‌زند... ایام به کام آرش است و تیر او خیلی قبل‌تر از آنکه مس به لیگ برتر برسد، مرزهای فوتبال کرمان را گسترش داده است.

رنگ آبی بر تن آرش

آرش حالا بعد از پاس جزو نامبروان‌های فوتبال ایران شده است و پرسپولیس و استقلال برای جذب او دست و پا می‌شکنند... رفقای آرش از تمایل کودکی او به رنگ سرخ می‌گویند اما زمانی که آرش مذاکراتش با باشگاه پرسپولیس به نتیجه نمی‌رسد ظهر همان روز پا در مسیری آبی می‌گذارد. اولین سال حضورش گره می‌خورد به اولین سال حضور حجازی برروی نیمکت استقلال... همان سالی که آبی‌ها غرق در حاشیه می‌شوند و برهانی جوان و تاثیر پذیر از این حواشی بدترین شروع ممکن را در استقلال دارد تا شناسه‌ی این بازیکن در استقلال گلنزدن‌های مومن زاده باشد! اما او در استقلال هم کم نیاورد و آنقدر برای این تیم گل زد تا سهمیه‌ی ثابت کرمانی‌ها در خط حمله‌ی استقلالی‌ها باشد. او که بعد از علی حاج‌اکبری دومین بازیکن کرمانی‌ها در این تیم بود، پرچم کرمان را تا سال‌های سال در خط حمله‌ی استقلال بالا نگه داشت و با 109 گل برای این تیم حالا‌حال‌ها آقای گل آبی‌هاست...دوقهرمانی در لیگ برتر ایران و سه قهرمانی در جام حذفی برای استقلال با گل‌های او رقم خورد تا برهانی تا ابد یکی از ستاره‌های ماندگار تاریخ باشگاه استقلال باشد.

پشت خط تیم ملی

برهانی بسیار بدشانس بود که در دوره‌ای ظهور کرد که خط حمله‌ی تیم ملی در قرق علی دایی بود... سال‌های اوج او مصادف شد با حضور دایی و هاشمیان در خط حمله و سیستمی که بر مبنای تک مهاجم رقم می‌خورد. برهانی در تیم ملی هیچگاه توفیقات باشگاهی خود را نداشت اما او یکی از حساس‌ترین گل‌های ملی ایران در راه جام‌جهانی را به ثمر رساند. در مقدمانی جام جهانی 2006 در حالی که ایران دو بر یک از قطر عقب است و این شکست تیم ملی را از رسیدن به جام‌جهانی حذف می‌کند،برانکو برهانی را به زمین می‌فرستد و او گل تساوی ایران را به ثمر می‌رساند تا گل سوم هاشمیان ایران را به مرحله‌ی بعد ببرد. برهانی تنها بازیکن کرمانی است که بازی در جام‌جهانی را تجربه کرده است و گل تحقیر آمیز او به تیم امید چین در بازی‌های آسیایی یکی از سوژه‌های همیشگی او با پیراهن تیم ملی خواهد ماند.

خوشحالی عینکی در دربی

یکی‌ دیگر از تصاویر ماندگار از آرش برهانی خوشحالی او بعد از گلی است که در دربی انجام داد. برهانی که با گل خود در شکل‌گیری عدد چهار استقلالی‌ها نقش داشت با نقش عینکی که بعد از ان گل روی چشمم گذاشت صحنه‌ی عذاب آوری برای قرمز‌های پایتخت ساخت. صحنه‌ای که در دربی‌ها همواره به یاد می‌ماند.

انتخاب اشتباه و حسرت لژیونری

برهانی هنوز اسم بزرگی از خود نساخته بود که از بازی در آرسنال حرف می‌زند... لیگ برتر جزیره نقطه‌ی آمال آرزوهایش بود اما تنها باری که او برای بازی به خارج از کشور رفت تجربه‌ی بسیار تلخ بازی در النصر امارات بود که سبب شد یک سال فوتبالی او به بدترین شکل ممکن در اوج تباه شود. برهانی اگر قدر خود را کمی بیشتر می‌دانست در زمینه‌ی لژیونری خیلی بیشتر از این‌ها از خود یادگار به جای می‌گذاشت.

مجرد ماند تا با حاشیه وصلت کند

برهانی 34 ساله تا امروز مجرد مانده است... همین تجرد از او چهره‌ای ساخت که همواره حاشیه و اخبار پاپاراتزی به دنبالش باشد... تا جایی که در اوج جوانی و به خاطر همین حواشی زاید چند روزی تیتر روزنامه‌های زرد و حتی غیر زرد هم بشود! اووقتی که در آخرین بازی‌اش برای پاس در برابر استقلال با کمال اعصاب خردی از زمین اخراج شد و 5 دقیقه در زمین بازی ماند و بیرون نرفت، خیلی‌ها این رفتار عجیبش را به همان اخبار مرتبط کردند... برهانی اما در تجرد ثابت قدم ماند و برخلاف اخبار گاه و بیگاهی که حتی در رسانه‌های کرمانی از ازدواج او منتشر می‌شد مجرد ماند تا جایی که سال قبل حتی صدای پدر خود را هم در یکی از مصاحبه‌هایش در آورد و به او اولتیماتوم داد که تا آخر سال 96ازدواج کند!! خیلی‌ها علت عدم خیز طلایی و ماندگار برهانی را همین حواشی می‌دانستند که البته برهانی خودش هم دست رد به سینه‌اش نمی‌زد.

چالش همیشگی با مس و کرمانی‌ها

هرچقدر موفقیت‌های برهانی در بازی‌هایش قلبا هواداران فوتبال کرمان را خوشحال می‌کرد، اما او در بازی‌های مستقیم برابر مس و به خصوص بازی در کرمان و برابر همشهریانش چالش داشت! برهانی اصالتا خود را یک شهرداری‌چی در کرمان می‌دانست و کینه‌ی شهرداری‌چی‌ها از مس یک کنیه‌ی قدیمی بود حتی اگر این تیم به تاریخ پیوسته باشد...! برهانی وقتی یکی از مصاحبه‌های خود را پیش از بازی با مس قویا تکذیب کرد و اعلام کرد که هیچوقت نگفته است که اگر به مس گل بزند خوشحالی نمی‌کند و اتفاقات به خاطر همان شهرداری دو برابر خوشحالی می‌کند، با هواداران مس وارد یک چالش قدیمی و ماندگار شد!! اتفاقا آرش اولین گل خود را به مس در بدترین زمان ممکن برای کرمانی‌ها زد... سال 87 وقتی مسی‌ها با جان کندن زیاد در آزادی از استقلال یک مساوی یک بر یک گرفته بودند اما در دقیقه‌ی 92 آرش به همشهریانش گل زد و اتفاقا تا توانست خوشحالی کرد... از همان زمان چالش مسی‌ها و برهانی به اوج رسید تا جایی که هر زمان برهانی به کرمان می‌‌امد یکی از بدترین روزهای خودش را در شعار علیه خودش آن هم در زادگاهش تحمل کند!! بازی‌هایی که معمولا برهانی بدترین نمایش ممکن را هم اجرا می‌کرد! البته آرش از گلزنی به مس خاطره‌ی بسیار شیرینی دارد او در فصل 91-92 وقتی دوگل به مس زد، با 89 گل زده رسما برترین گلزن تاریخ باشگاه استقلال شد و رکورد افسانه‌ای علی جباری را شکست.

به کرمان برنگشت که برنگشت

طبیعی بود که برهانی در سال‌های اوج خود استقلال را ول نکند و به کرمان نیاید اما خیلی‌ها هر سال تصور او را با پیراهن مس انجام می‌دادند و زمانی که مس به لیگ یک سقوط کرد سرانجام منتظر حضور برهانی در این تیم در سال‌های آخر بازی‌اش بودند. اتفاقا دوطرف در نیم فصل امسال خیلی‌هم نزدیک بهم شدند و برهانی نیز اعلام کرده بود که با پیراهن تیم شهرش از فوتبال خداحافظی می‌کند اما عدم توافق بر سر قیمت سبب شد که برهانی آخرش پیراهن مس کرمان را نپوشد که نپوشد...

خداحافظی غریبانه...

برهانی به همان اندازه که غریبانه نام خود را در فوتبال ایران مطرح کرد، به همان اندازه در غربت و سکوت از فوتبال خداحافظی کرد... خیلی‌ها و حتی خود او تصور می‌کردند که خداحافظی آقای گل تاریخ باشگاه استقلال خیلی باشکوه‌تر از آنی باشد که به جای زمین سبز چمن در فضای مجازی و گوشی‌های موبایل رقم بخورد... ولی بهرشکل تصمیم این آرش کرمانی بر این بود که اینگونه کفش‌هایش را بیاویزد و در حالی که نیم فصل از فوتبال به دور مانده بود برای همیشه از عشقش خداحافظی کند و شاید روزی به شکلی دیگر به فوتبال برگردد... اینکه آرش می‌تواند مربی بزرگی برای فوتبال ایران شود و یا خیر باید منتظر سوپرایزهای مثبت و منفی خود او بود... اویی که با گل زدن و یا گل نزدن‌هایش همه را سوپرایز می‌کرد شاید در عرصه‌ی مربیگری هم بتواند از این دست سوپرایزها از جیبش خارج کند...

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۶ و ساعت 12:39 |