حرکت می‌کنیم... چون هستیم!

از سیاه ترین قسمت شب دقیقا روشنایی صبح شروع می شود و امید دقیقا از اوج ناامیدی به سراغت می آید...درست مثل همان تیم فوتبالی که فکر می‌کند قرار است روز مسابقه در زمین بازی با قدرت تیم حریف که گاهی فراتر از حد توانش به آن تزریق شده  و تماشاگرانش که بدترین توهین‌ها را نثارت می‌کنند، سلاخی شود ولی در زمین مسابقه با حضورش نتیجه را عوض می‌کند.

این شگفتی‌هاست که در ذهن می‌ماند و شگفتی وقتی رقم می‌خورد که در اوج ناامیدی حرکتی کرده باشی... مثل همان بازی ایران و آرژانتین و یا هر بار صعود ما به جام جهانی مثل ملبورن مثل کره جنوبی... که اگر در این زمین ها حرکتی نداشتیم نوری هم به خود جذب نمی‌کردیم.

شاید قانون کشف نشده‌ای در فیزیک مخیلاتمان داریم که می گوید نور را فقط متحریکن جذب می‌کنند و اصولا نوری که برروی ساکنین و منجمدین می‌افتد خیال و وهمی بیشتر نیست!!

ما هیچوقت منجمد نمی‌شویم حتی اگر در سرمای صدر درجه زیر صفر باشیم... ما نور را به خود جذب می‌کنیم چرا که عدم ما آرامش ماست! ما آرامشی که موج خطر نداشته باشد را نمی‌خواهیم و اصولا از دل همین خطرهاست که متولد می‌شویم...

ما بازهم حرکت می‌کنیم مثل ضربان قبل... مثل نفس هایی که به آخر می رسد ولی متوقف نمی شود...ما خوده حرکت هستیم... حرکتی که همه معادلات را برهم می‌زند! 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۶ و ساعت 14:1 |