قفل محدودیت شکسته شد
چهار دهه که به عقب برگردیم، میرسیم به روزهایی که دغدغههای ایدئولوژیک و پس از آن موشک و خمپاره پررنگتر از هر چیز دیگری بود. بخش بزرگی از نیازهای اصلی مردم در موضوعات مهمتر موجود گم شده بود و واقعا انتظار زیادی بود که مطالبات جامعه به زمینههایی مثل ورزش برسد. در کنار اینها وقوع انقلابی تا آن اندازه فکری و گره خورده با اسلام و صد البته متفاوت با حکومت قبلی، فضای گنگ و مبهمی را در بخشهای مختلف ایجاد کرده بود.

کرکره پائین ورزش زنان
ورزش پس از انقلاب در بخش مردان هم که تضادی با اسلام نداشت، به دلیل همان تغییرات گسترده فرهنگی با مشکلاتی مواجه شد.
شطرنج که آن سالها طبق نظر مراجع حرام بود، تا فتوای تاریخی امام خمینی تعطیل بود. بوکس ایران که پیش از انقلاب یکی از موفق ترین رشتهها بود، به دلیل خشونت به زیر زمینها و باشگاههای غیر قانونی منتقل شد و در شمشیربازی هم تا مدتها تخته شد. اینها تازه محدودیتهای ورزش مردان بود و شرایط در بخش بانوان چهره دیگری داشت. در سالهای پس از انقلاب، به همان دلایلی که گفته شد و بحث رعایت شئونات اسلامی برای ورزشکاران، چند سالی اصلا خبری از ورزش بانوان نبود.
ورزش غیر رسمی
در سالهای اول پس از انقلاب و روزهایی که کشور درگیر جنگ بود، کلا فضایی در کشور حاکم نبود که بشود از آن توقع تبلور ورزش داشت! مدیران و مسوولان ورزش کشور هم خیلی دست بازی برای اقدام نداشتند.آنها هم به دنبال راهی بودند تا بتوانند بانوان را هم به چرخه ورزش باز گردانند.
با این حال حرکت همیشه باید از خود مردم آغاز شود. اوایل دهه شصت کم کم دپارتمان امور بانوان در سازمان تربیت بدنی شکل گرفت و چند سال پس از آن هم کم کم زمزمههای ورزش غیر رسمی و آرام آرام بانوان در والیبال و بسکتبال شنیده شد.
بانوان آرام آرام ورزش را شروع کردند اما هنوز هم در دهه شصت و حتی اوایل دهه هفتاد، در جامعه هم برای حضور پررنگ بانوان در میادین ورزشی پذیرشی وجود نداشت. نگرانیهایی که در امر حجاب و پوشش آنها در این شرایط وجود داشت، اجازه گسترش فعالیت را به آنها نمیداد. از طرف دیگر نگاه به زنان هم شکل و شمایل دیگری داشت که خیلی در امر ورزش برای آنها جایگاهی قایل نبود. با این حال مدیران ورزش و خود بانوانی که به دنبال ورزش قهرمانی بودند، کار را از جای سادهاش آغاز کردند.
ساده از آن منظر که تصمیم گرفتند، کار را از ورزشهایی آغاز کنند که چه در نگاه داخلی و چه در جایگاه بینالمللی، سختگیریهای کمتری درباره حضور بانوان محجبه فراهم بود.
تیر اول با دستان تیراندازان
اگرچه نخستین تحرکات ورزش در بخش بانوان در سالنها و با ورزشهایی مثل والیبال و بسکتبال آغاز شد اما دشواری راه آنها در راه کسب مشروعیت ورزششان، آنها را در همان شرایط نگه داشت تا رشتهای مانند تیراندازی به میدان بیاید و بهعنوان نخستین رشته، فعالیت رسمی با بعد بینالمللیاش را آغاز کند.
تیراندازان ایران که در آن سالها با چهرههایی مانند لیدا فریمان فعالیت میکردند، پس از چند سالی فعالیت در رقابتهای برون مرزی، با وایلد کارت فدراسیون جهانی جواز حضور در المپیک 1996 آتلانتا را هم کسب کردند.
پای بانوان به رشتههای رزمی هم باز شد
این اعزام نقطه آغازی بود برای بیشتر دیده شدن ورزشکاران زن ایران که تا آن زمان فضایی برای دیده شدن نداشتند. در المپیک سیدنی هم منیژه کاظمی با سهمیه فدراسیون جهانی راهی المپیک شد. در آن سالها دیگر رشتههای رزمی مانند تکواندو و پس از آن ووشو و کاراته هم آرام آرام توانسته بودند مجوزهای لازم را در داخل و از نهادهای بینالمللی کسب کنند.
به این ترتیب ورزش بانوان که در اوایل دهه هشتاد آرام آرام از شکل و شمایل انجمن وار خود خارج و به فدراسیونها منتقل میشد، در بازیهای آسیایی 2002 بوسان برای نخستین بار صاحب نخستین نمایندههای خودش شد.
نمایندههایی که البته نخستین مدال آوران ورزش بانوان پس از انقلاب هم لقب گرفتند. در آن دوره باز هم تیراندازی با تجربه پشت سر گذاشتن دو المپیک، توانست در حضور رقبای قدر آسیایی به مدال نقره تیمی دست پیدا کند. مدالی که در زمان خودش انقلابی در ورزش بانوان به پا کرد. از طرف دیگر تکواندوکاران زن ایران هم که اوایل فعالیت رسمیشان را طی میکردند، با حضور پروانه محمدتقیپور، نخستین مدال انفرادیشان را نیز کسب کردند و یک برنز ارزشمند را به کاروان ایران هدیه دادند.
14 مدال در شش رشته
بازیهای آسیایی گوانگ ژو تاریخ ساز بود. از طلای خدیجه آزاد پور در ووشو که بگذریم، میرسیم به تیم ملی کبدی ایران که نخستین مدال رشتههای تیمی را برای ایران به ارمغان آورد. میرسیم به کاراته که تازه مجوزهای لازم را گرفته بود و در نخستین حضورش در بازیهای آسیایی با چالاکی و ملکیپور به دو برنز رسید.
رویینگ سواران ایران هم پس از المپیکی شدن، دستشان به مدال آسیایی رسید و در نهایت هم دوباره نوبت به تیراندازی و تکواندو رسید که در مجموع هشت مدال نقره و برنز دشت کنند. یکی از برجسته ترین المپینهای ورزش ایران یعنی الهه احمدی از همان بازیها بود که خودش را به دیگران شناساند.
مسیر باز افتخار آفرینی
از گوانگ ژو که گذشتیم، روند موفقیتها در لندن هم ادامه پیدا کرد و ورزش بانوان در این بازیها، هشت نماینده داشت. برای نخستین بار در دو و میدانی، تیر و کمان و تنیس روی میز هم بانوان ایران توانستند سهمیه کسب کنند. در بازیهای آسیایی اینچئون بازهم حمیده عباسعلی بانوان ایران را صاحب یک مدال طلا کرد و بانوان هم با یک مدال بیشتر نسبت به گوانگ ژو صاحب 15 مدال طلا، نقره و برنز شدند.
نخستین مدال المپیک
پس از بازیهای آسیایی اینچئون، نوبت به المپیک ریو رسید. رویدادی که در آن بانوان به اوج موفقیتهایشان رسیدند. نکته بارز در این دوره امید بسیاری بود که به زنان برای مدال آوری داشتیم.
الهه احمدی و کیمیا علیزاده ورزشکارانی بودند که شانس خوبی برای مدال آوری داشتند. الهه احمدی که در لندن هم در تیراندازی ششم شده بود، از شانسهای اصلی مدال بود اما در نهایت باز هم تنها توانست همان ششمی را تکرار کند.
کیمیا علیزاده اما در اوج جوانی توانست نخستین مدال بانوان را در رقابتهای المپیک کسب کند و برنز خوشرنگی که ارزشش با طلا برابری میکرد را به گردن بیندازد. مدال کیمیا ادامه روندی بود که از بوسان آغاز شده بود و قطعا در آینده هم ادامه خواهد داشت. همان روندی که ورزشکارانی مانند الهه احمدی، نجمه خدمتی (تیراندازی)، زهرا نعمتی(تیر و کمان)، حمیده عباسعلی(کاراته) و خواهران منصوریان(ووشو) را تربیت کرده است.
مسیر دشوار کسب مجوز
بانوان ورزشکار پس از اینکه آرام آرام توانستند در داخل کشور فضا را برای حضورشان آماده کنند، بحث کسب مجوز از نهادهای بینالمللی آغاز شد. تیراندازی که همان ابتدا توانست مجوزهای لازم را کسب کند و با کمترین چالش ممکن به خواستهاش رسید.
تکواندو هم به خاطر نوع لباس رایج در این رشته کار دشواری نداشت اما باقی رشتهها مسیر دشواری را پیش رو داشتند. کاراتهکاها سالها تلاش کردند تا بتوانند پس از متقاعد کردن کنفدراسیون آسیا، فدراسیون جهانی را مجاب کنند.
جالب است بدانید که جودوکاهای ایران هنوز هم تنها میتوانند در رقابتهای آسیایی با حجاب اسلامی به میدان بروند و بسکتبال هم که همین چند روز پیش پس از چهاردهه توانست مجوزش را از فدراسیون جهانیاش بگیرد.
هنوز هم تقلاهای مداوم و مستمر فوتبالیستهای بانوی ایران برای جلب نظر فیفا را از یاد نبردهایم. آنها بیش از 10 سال پیش مجوزشان را گرفتند تا در نهایت در همین سالهای اخیر به قله افتخاری برسند که پس از سالها فیلم نمایش خیره کننده و آن گل زیبای فرشته کریمی در فینال از صدا و سیما پخش شود.
کوه انگیزه و اشتیاق
بانوان ایران نشان دادهاند که اگر بخواهند، در اکثر رشتهها میتوانند عملکرد خوبی داشته باشند و با حفظ حجاب اسلامی به طور حرفهای ورزش کنند.
طبق آمار در حال حاضر بانوان ایران در حدود چهل رشته فعالیت دارند که تعداد بسیاری از آنها به صورت حرفهای و قهرمانی است و به رقابتهای بینالمللی هم اعزام
میشوند.
ما امروز حتی در رشتهای مانند گراپلینگ (که از زیر شاخههای کشتی است) هم شاهد حضور بانوان هستیم و زمینههای حضورشان در وزنهبرداری هم به جدیت دنبال میشود. این یعنی دیگر موانع و محدودیتها برای حضور بانوان با حجاب اسلامی به کمترین میزان خودش رسیده و آنها هم با موفقیتهایشان دارند از این میدان باز استفاده میکنند.
برای مدال آوری اما باید حداقل به اندازهای که به تیراندازی و تکواندو مهلت دادیم، به سایر رشتهها هم زمان بدهیم. بانوان ورزشکار ایران به علت محدودیتهایی که در گذشته نصیبشان شده بود، حالا با انرژی مضاعف و اشتیاقی دو چندان در میادین حاضر میشوند و این را میشود به سادگی در چهرههایشان دید.
نمونهاش همین بسکتبال است که از همین حالا میتوانیم برق شادی را در چشمهای ورزشکارانی که سالها بدون حتی یک بار دیده شدن در سالن آزادی تمرین کردند را در رقابتهای غرب آسیا ببینیم و ببینیم که انرژی ذخیره شده شان پشت سد محدودیتها چطور شتاب فوقالعادهای به حرکت شان خواهد داد.
