مثل پارسال دقیقا از جایی که افت کردیم اوج گرفتند
در حالی که تیم پارس هفتهی گذشته جشن صعود خود به لیگ برتر را برپا کرد و پای به بهشت موعود خود گذاشت، چند صد کیلومتر آنطرفتر در کرمان چند هفتهای هست که موجی از ناامیدی تیم مس در کرمان و هوادارانش را از بابت صعود در بر گرفته تا آنها همچنان در برزخ لیگ یک باقی بمانند.

تیمهای مس کرمان وپارس جنوبی اتفاقا در این فصل شباهتهای بسیار زیادی بهم داشتند و از قضا تا چند هفته به پایان رقابتهای لیگ یک این فصل پابه پای هم در نیمه رو به بالای جدول رقابتها حرکت میکردند.
شباهت دو تیم تا مدتها از حیث تعداد بسیار زیاد مساویهایشان بود، هر دو تیم تا مدتها از نظر باخت کمترین تعداد ممکن را داشتند و از نظر گل خورده نیز هر دو وضعیتی بسیار مطلوب را داشتند و همین سبب میشد که هر دوتیم با امتیازی تقریبا برابر تا چند هفته مانده به پایان لیگ یک، در نیمهی رو به بالای جدول قرار داشته باشند.
تا هفتهی بیست وهفتم مس و پارس با 43 و 42 امتیاز در ردههای چهارم و پنجم جدول بودند...اما درست از همین هفته یعنی هفت هفته مانده به پایان رقابتهای لیگ یک، حرکت معکوس دو تیم آغاز شد...
شاید در آن هفتهها به دلیل تعداد تساوی زیاد دو تیم مس و پارس که به اعداد 15 و 13رسیده بودند، خیلیها گمان میکردند که این دو تیم نسبت به تیمهای سپیدرود، ملوان،گلگهر شانس کمتری برای صعود داشته باشند، اما درست در همین هفتههای سرنوشت ساز به همان اندازه که پارس امتیاز جمع کرد، مس امتیاز از دست داد تا سرنوشت دو تیم متفاوت باشد.
در هفتهی بیست و هشتم مس در یزد به فولاد میبازد ولی پارس در جم ایرانجوان را شکست میدهد...مس بعد از باخت به فولاد رسما روند خوب نیم فصل دوم خود را از دست میدهد ولی پارس کاملا متوجه میشود که با کمی هوشیاری بیشتر در این هفتهها میتواند کار بزرگ را انجام دهد...
از همین رو میشود که پارس در 5 بازی بعد خود 4 پیروزی برابر نساجی، گلگهر، استقلال اهواز وملوان و یک تساوی برابر سپاسی میگیرد و در مقابل مس از همین 5 بازی بک برد برابر خیبر، یک تساوی با نفت مسجد سلیمان و سه شکست برابر سپیدرود، راه آهن و خونه به خونه ثبت میکند تا سرنوشت بهشت و بزرخ دو تیم در همین 5 بازی نوشته شود...
این یعنی اگر مس با همهی امتیازاتی که در نیم فصل اول از دست داده بود و حتی باختی که در یزد برابر فولاد داده بود، اگر میخواست و در این 5 بازی خودش را حفظ میکرد، امروز تا این حد آشفته، لیگ یک امسال را تمام نمیکرد.
مس چه در سبک بازی و چه در شیوهی کسب امتیاز و چه در حرکتش در جدول، شباهت بسیار زیادی به پارس جنوبی داشت... این یعنی تا 6 بازی آخر مس راه را به درستی در حال طی کردن بود و اگر همین روند طی میشد قطعا سرنوشت تیم مس نیز متفاوت میشد.
اما این راه درست از بازی با فولاد یزد تغییر مسیر داد و به نوعی بازهم کار برای این تیم زمین گذاشته شد تا در بازیهای سرنوشت ساز، مس نه تنهادر زمین مسابقه بزرگی نکرده باشد که در جریان رقابتهایش کوچک و کوچکتر شود تا جایی که همه امتیازهای حساس خود را از دست بدهد و کاسه چه کنم دست بگیرد...
البته این اتفاق اصلا غریب نیست... فصل قبل را به یاد بیاوریم که درست در هفتههایی که مس کار خود را زمین گذاشته بود و چپ و راست به رقیبانش امتیاز میداد، درست در همان هفتهها تیمهای زیرینش یعنی نفت آبادان و ماشین سازی امتیاز گرفتند تا مس را زیر بگیرند و به سوی قله حرکت کنند...
این یعنی ما در روند حرکتی خود در جدول و زمین بازی از یک سوراخ دو بار گزیده شدیم... در این فصل هم درست مثل سال قبل در حساسترین مقطع فصل خود را زمین زدیم تا دیگر فرصت بلند شدن نداشته باشیم... اینکه چرا دوبار با یک قصه مشترک سرنوشتمان تلخ شد و اینکه دو بار یک سناریو برای ما نوشته شد و در زمین نتیجهها را در حساسترین بازیهای ممکن از دست دادیم نکتهای است که بسیار تا بسیار باید به آن توجه کنیم تا سه باره به این بلا دچار نشویم... در این موضوع بحث زیاد است و قطعا این بلای مشترک چیزی نیست که به راحتی فراموش کنیم و برای آن صحبتهای زیادی طرح خواهد شد...
