امید دارم پس هستم

خیلی صبر کردم...خیلی لفت دادم...تا شاید برای سه هزارمین مطلب تک به تک کلمات به شادی بیایند و اتفاقات آنقدر خوب شود که حال دل ما را هم احسن حال کنند...

 

شادی... همان طفل گمشده ما...همان دوست بی وفایی که سال ها آغوش باز ما را میبیند اما گوشه چشمی هم به ما نمی کند... همانی که نمیدانیم به کدام سهل انگاری در گوشه ای ازتاریخ گمش کردیم و به کدامین گناه این همه قهرش با ما طولانی شده...

شاید باید در این عددهای رند زبان دل همه شد... در این پایان سالی که همه برای گذاشتن نقطه بر سر آن عجله دارند و امید را در جای دیگر جستجو کنند...زبان دل همه آن هایی که بر هرکدامشان نظر کردم در خود گره ای گم بود وچون ابر سبک باران می بارید و میبارم....

حرف دل های ما هم نیست... قبل از ماهم این حرف ها بوده است وقبل از آن ها نیز هم... اما آنچه برای همه ما اکسیر بود، گذشتن و گذشتن بود...رمز کلمه همه ما دراین شب های عملیات سخت "چون میگذرد غمی نیست" و "این نیز بگذرد" است و قطعا همان امید که چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند...

برای همه مایی که یک عمر خسته ایم و خستگی روی تن هایمان، روی قلب هایمان و روی نوشته هایمان زار می زند، بهترین خبر همین گذاشتن نقطه و رفتن به سر خط است.

و امید... همان چیزی که به شدت نسل ما محتاج آن است... همان هایی که هر روز دیالوگ فیلم رهایی از شاوشنگ را زیر لب مرور می کنند و به جای اندی به رد می گویند: "امید چیز خوبیه رفیق...شاید بشه گفت بهترین چیزهاست...و چیزهای خوب هیچ وقت نمی میرند"...هرچند که امید برای ما همیشه دیوانه کننده باشه اما محکومیم که با آغوش کشیدنش یک عمر دیوانه و آسیمه سر باشیم.

ما محکومیم به دیدن خیلی چیزها...سروکله زدن با خیلی آدم ها...تحمل خیلی شرایط که دقیقا نمی دانیم گناه ما بابت این محکومیت چه باشد که شاید پیدا کردن جواب این سوال فلسفه ساز زندگی ما باشد اما هرچه که هست مجازات ما بسیار سخت است و آن خوب بودن دقیا در همین شرایط است...حالا که دیگر هیچ چیز قرار نیست حال ما را خوب کند باید در طرق خوب بودن از خود راه برویم... راهی که کمترین همراهی و سخترین مسیر را برای ما حداقل در این سال های عمرمان دارد اما چاره ای به جز این راه نیست چون از هر طرف که رفتیم جز وحشتمان نیفزود... پس راه جدیدی برویم که هیچ وقت نرفته ایم...

راه بس ناجوانمردانه سنگلاخ است و هوایش همیشه سرد... اما حتم دارم... حتم دارم و حتم دارم....مقصد دقیقا همین جاست و زندگی جای دیگری است....      

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۷ و ساعت 23:32 |

پا پس نمی کشند!

قصه آخر لیگ یک درسال97 برای کرمانی‌ها درست مثل سال 96 با یک ال‌مسینو دیگر به پایان می‌رسد تا چشم فوتبال کرمان با جذابیت به استقبال سال نو برود.

 

دیگر آنقدر دو تیم مس کرمان و مس رفسنجان در زمین مسابقه و بر سر توپ فوتبال و رسیدن به دروازه، گلاویز هم شدند که فوتبال ایران حتی دیگر نخواهد به این موضوع فکر کند که نتیجه این بازی در جایی غیر از زمین مسابقه رقم می خورد.

دیگر همه در لیگ یک می دانند دو مس برابر هم پا پس نمی کشند و با تمام وجود برای پیروزی در این بازی تلاش می‌کنند.

مسی‌های شهر کرمان که برای صعود به هیچ چیز جز سه امتیاز فکر نمی‌کند و به خصوص در بازی‌های خانگی پیش رو فقط پیروزی می‌خواهد و بس حتی اگر لازم باشد در این راه دست به برادر کشی بزند و همانند بازی رفت از سد مس رفسنجان بگذرد.

در سوی مقابل مسی‌های رفسنجان که این هفته‌ها با میشو روز به روز آماده‌تر می‌شوند و حالا با خیالی کاملا آسوده از سقوط نکردن خود صحبت می‌کنند، روز شنبه برابر مس کرمان قطعا انگیزه‌های شخصی خود را خواهد داشت و از همین رو نبرد برادران مسی را باید یک نبرد تمام عیار دانست.

این بازی که به نوعی برند ورزش مس و ویترین فوتبال کرمان می‌باشد قطعا باهمه جذابیت های خود،بازهم خاطره ای شنیدنی برای فوتبال کرمان همانند تمامی بازی های قبلی دو تیم بر جای می‌گذارد.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۷ و ساعت 14:54 |

سرخوردگی در چند قدمی شایسته ها

ورزش کرمان در طول یک دهه اخیر خود در سطح کشور و حتی جهان افتخار اصلی خود را در ستاره های ورزشکار جنباز و معلول خود قرار داده بود...

 

با افتخار آفرینی زهرا نعمتی و پیمان نصیری در مسابقات 2012 پاراالمپیک لندن، به نوعی یک طلسم و تابو سیاه برای ورزش کرمان شکسته شد و مدال های طلای این ورزشکاران چنان چراغ ورزش استان را در بخش جانبازان و معلولین استان روشن کرد که تا سال ها بعد نور اصلی ورزش کرمان از همین ناحیه باشد.

در حالی که تا قبل از بازی های پاراالمپیک لندن برای پیدا کردن ورزشکاران کرمانی در کاراوان های اعزامی ایران نیاز به یک ذره بین بزرگ بود، اما بعد از این مسابقات و توجهی که مدیریت ورزش کرمان برروی کشف و پرورش استعدادهای ورزشی در این بخش انجام داد، رفته رفته تحول ورزشی کرمان به بخش المپیک نیز کشید و اگر بدشانسی ابارقی دونده کرمانی نبود، در اتفاقی خارق العاده ورزش کرمان با حضور او و زهرا نعمتی در المپیک ریو، می توانست یک اتفاق بسیار بزرگ را پس از سال ها به خود ببیند.

تحول ورزش کرمان در دهه 90 به نوعی مدیون ورزشکاران پاراالمپیکی است... موفقیت های بزرگ بین المللی آن ها در دو  المپیک جهانی و آسیایی اخیر و استفاده مناسب مدیریت ورزش کرمان از این فضا، یک تحول بسیار مثبت را در ورزش کرمان ایجاد کرد.

از همین رو ورزشکاران معلول کرمانی حداقل نیازمند توجهی بسیار بیشتر از آنچه که حتی در سطح کشور به آن ها می شود، می باشند...

متاسفانه در هفته های اخیر اصلا خبرهای خوبی از وضعیت تمرین و آماده سازی ورزشکاران جانباز و معلول کشور به گوش نرسید که در این میان ورزشکاران کرمانی نیز از این وضعیت بی نصیب نبودند.

سه پرچمدار ورزش معلولین کرمان یعنی زهرا نعمتی، پیمان نصیری و عشرت کردستانی در روزهای اخیر همگی با تلخی تمام از شرایط تمرینی خود صحبت می کنند... برای آن ها مربی های مخصوص استخدام نمی شود، هزینه های اعزام آن ها برای تمرینات تخصصی تامین نیست، برای تمرین در کنار ملی پوشان مشکلاتی برایشان ایجاد می شود و در دادن پاداش های مسابقات سال های قبل آن ها به شدت دست اندازی ایجاد می شود...

همه این ها و موضوعاتی از این دست به راحتی می تواند این ورزشکاران که با سختی های مضاعف باید خود را آماده رویدادهای جهانی کنند، با سرخوردگی مواجه کند و سرخوردگی این ورزشکاران مساوی با خاموش شدن یکی از مهمترین چراغ های ورزش کرمان می باشد.

فراموش نکنیم کردستانی، نعمتی، نصیری و سایر ورزشکاران ملی پوش معلول کرمانی خود را آماده رقابت های سخت المپیک 2020 توکیو می کنند جایی که مدال آوری آن ها درست از تمرینات همین امروز تعیین می شود.

دستگاه مدیریت ورزش کشور به دلیل شرایط اقتصادی خود و توجه به دیگر سرفصل هایش ظاهرا از توجه کافی به ورزشکاران پاراالمپیکی خود غافل مانده است و از همین رو مدیریت ورزش کرمان ظاهرا باید توجه ویژه تری به این ورزشکاران کرمانی داشته باشد تا جور کمبودهای کشوری در همین کرمان کشیده شود و خدای نکرده روند مدال آوری ورزشکاران شایسته معلول کرمانی در مسابقات مهم جهانی آینده قطع نشود.     

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۷ و ساعت 14:59 |

نمره مفی درفضای مجازی

تلخ‌ترین بخش مصاحبه صادق محرمی جایی است که درمورد آنفالوکردن برانکو توضیح می‌دهد و می‌گوید: «مردم به من حمله کردند و فحش دادند بدون‌آنکه بدانند اصلا برانکو را «فالو» نکرده بودم که «آنفالو» کنم!»

چه بخواهیم و چه نه، فضای مجازی چنان وارد تار و پود ما شده که دیگر  نمی‌توانیم از آن جدا شویم. نه‌فقط ما که در تمام دنیا همین است. فوتبال هم فضای مجازی را بین خود پذیرفته. حالا بازیکنان با لایک کردن یا نکردن یا فالو و آنفالوکردن یک مربی، نشان می‌دهند نسبت به یک موضوع چه موضعی دارند، در خارج از ایران هم همین است.

چند سال قبل بود که بازیکن جوانی مطلبی در نقد کاسیاس یا در حمایت از گلر رقیبش منتشر کرد و کاسیاس هم که مطلب را دیده بود با لایک‌کردنش نشان داد آن را خوانده و حتی به بازیکن جوان درس اخلاق هم داد. خبرش هم آنقدر مهم بود که در رسانه‌های مختلف پوشش داده شد.  در همین تیم ملی خودمان هم در میانه‌های دعوای برانکو- کی‌روش، لایک‌های سیدجلال پای بیانیه‌های برانکو نشان می‌داد مدافع کنار گذاشته‌شده تیم ملی طرف چه کسی را گرفته.

فضای مجازی در ایران زیادتر از حدی که باید جدی گرفته شده و خودش به خرده‌فرهنگی بدل شده که نه‌تنها اکثریت کاربرانش برای حضور در آن آموزشی ندیده‌اند بلکه به‌شدت تشویق می‌شوند تا تمام آموزه‌های اخلاقی و فرهنگی خود را نیز کنار بگذارند.

در فضای مجازی هرچه بی‌ادب‌تر، جلف‌تر و فحاش‌تر باشی، شانس دیده‌شدنت بیشتر است. درست برخلاف زندگی عادی که آدم‌ها درصورت عبور از هنجارها جریمه می‌شوند، در فضای مجازی جریمه‌ای در کار نیست، درنتیجه کسی مجبور به رعایت‌کردن قوانین و هنجارها هم نیست.  قصه صادق محرمی هم همین است. نوبت او بوده تا در چرخ گردون فضای مجازی مورد تهاجم قرار بگیرد، درست مثل خیلی‌های دیگر که بدون انجام‌دادن گناه خاصی مورد تهاجم قرار می‌گیرند.

استفاده فرهاد مجیدی و علیرضا حقیقی از لایو اینستاگرام برای بیان نظرات خود در میانه یک دعوا، نکته دیگری است که باید به آن توجه کرد. هر دو از فضای مجازی استفاده کردند و هر دو هم نمره منفی گرفتند؛ چه حقیقی که بعد از دعوای خود با معاون باشگاه از لایو استفاده کرد تا آتش دعوا را بیشتر کند و چه مجیدی که در اعتراض به جریمه‌شدن، بخشی از جامعه هوادار باشگاهی را به جان پلیس راهنمایی و رانندگی انداخت، امری که واقعا نیازی به انجام‌دادنش نبود و سودی هم برایش نداشت.با فضای مجازی چه کنیم؟ کسی می‌داند؟

(فرهیختگان)

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۷ و ساعت 14:0 |

چاره کار در گل اول

برکت سه امتیازی مس در بازی برابر اروند با امتیاز دادن اکثر تیم های بالای جدول سبب شد که کرمانی ها خیلی به موقع بازگشت خود را به جمع مدعیان لیگ یک انجام دهند تا فصل خیلی زود همانند سال گذشته برای هواداران این تیم تمام نشود.

 

پیش از این گفته بودیم که تیم های بالای جدول در افت خود به سر می برند و مس که در ابتدای نیم فصل دوم به شکلی وحشتناک امتیاز از دست داده بود، به این افت رقیبان خودش به شدت نیاز داشت. حالا مسی ها در حالی هفته آینده به استراحت اجباری لیگ یک می روند که چشمان آن ها به بازی هایی مثل رقابت گلگهر در خرمشهر برابر اروند، سرخپوشان و بادران در تهران، قشقایی و اکسین در شیراز و نود برابر شاهین در ارومیه نگران خواهد بود، به این امید که روند دادن امتیاز از سوی این تیم ها در هفته آتی نیز ادامه داشته باشد.

اما با وجود این اتفاق، کار اصلی همانند بازی برابر اروند به دست خود مسی ها کامل می‌شود جایی که آن ها دیگر به هیچ وجه نباید برای کسب پیروزی نوسانی در کار خود داشته باشند بلکه در 6 بازی پیش رو فقط و فقط باید سه امتیاز شکار کنند و بس...

کاری که مس حداقل در این دو بازی خانگی اخیر خود نشان داده است  آن را به خوبی انجام می دهد و باید در دو بازی حساس خارج از خانه پیش رو برابر سرخپوشان و سپاسی شیراز نیز تعمیم پیدا کند.

و برای انجام این کار، مس که توان فنی کافی را دارد، فقط نیاز به تمرکز و هوشیاری بیشتر دارد... در بازی های پیش رو که عمدتا برابر تیم های میانه و رو به پائین جدول انجام می‌شود، همانند بازی با اروند، تیم ها از بی قراری مس برای رسیدن به گل و پیروزی به سود خود استفاده می‌کنند...

آن ها که می دانند مس تنها به نیت سه امتیاز به میدان می آید، مثل نیمه اول بازی با اروند و حتی نیمه دوم تا دقیقه 70 بازی، فشرده ترین نمایش ممکن را در زمین خود ارائه می‌دهند تا با جلو کشیدن مس و خالی شدن زمینش، از ضد حملات بهره بگیرند.

همین فشردگی بیش از حد رقیبان در زمین خودی سبب می‌شود که در بازی های آینده نیز مسی ها برای ارائه یک فوتبال زیبا و تهاجمی با مشکل مواجه شوند اما آنچه که مسی ها را نباید با مشکل مواجه کند، زدن همین گل های زیبا به خصوص در اولین گل بازیست...

مس در بازی های آتی خود نیز باید از حداقل فرصت هایش از جمله  در ضربات ایستگاهی، بیشترین بهره ها را ببرد... ضرباتی که به لطف مهارت بالای پورمحمد در دو بازی گره بازی های مس را باز کرد و باید در بازی های آینده نیز تکرار شود. مهاجمان مس هم که می دانند با سبک بازی مشابه حریفان، موقعیت گل زیادی در برابر دروازه نصیبشان نمی‌شود باید از حداقل آن ها نهایت استفاده را ببرند چراکه تمامی مشکلات مس احتمالا در بازی های آینده نیز در همین گل اول خلاصه می شود و بعد از گل اول تیم مس با حفظ دروازه خودی، زدن گل های بعدی با باز شدن بازی حریفان کار آسان تری خواهد شد درست همانند اتفاقی که در دو بازی برابر قشقایی و اروند رخ داد.

مس برای رسیدن به این گل اول اصلا نباید دچار استرس و تشویش باشد... بلندتر از مدافعان حریف، آنچه که مانع گلزنی مس در این بازی ها می تواند شود، شتاب وعدم تمرکز مسی هاست که میتواند آن ها را چه در دادن پاس ها وچه زدن ضربات نهایی با مشکل مواجه کند چیزی شبیه به آنچه که تا قبل از دقیقه 70 بازی با اروند و قبل از گل اول برابر قشقایی در کرمان دیدیم.

حمایت 90 دقیقه ای از بازیکنان داخل زمین مس از خارج از زمین سرانجام گره بازی های مس را در دیدارهای پیش رو باز می کند چراکه 7 گل زده در دو بازی اخیر خانگی ثابت می کند مس در عین حفظ دروازه خودی، مشکل چندانی برای رسیدن به گل با حفظ آرامش ندارد.    

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۷ و ساعت 14:19 |

نبض بسکتبال درکرمان تپیدن گرفت

صعود تیم بسکتبال مس کرمان به رقابت های لیگ برتر به همراه فتح جام قهرمانی لیگ دسته اول در منطقه جنوب، یکی از شیرین ترین اتفاقات ورزش کرمان در سال 1397 بود.

 

در سال هایی که تیم های گروهی استان کرمان عمدتا نتایج خوبی در رقابت های خود نمی گیرند مگر اینکه خلاف آن ثابت شود، موفقیت تیم بسکتبال مس در قهرمانی لیگ یک و صعود را باید بسیار محترم و عزیز شمرد.

تیم بسکتبال مس در سال های گذشته عمدتا بیشتربری رفع تکلیف و تنها تپیدن نبض ضعیف این رشته ورزشی در کرمان حضور داشت و رتیه های عمدتا آخر و ماقبل آخر در بازی های لیگ یک، سبب شده بود که هیچ توجه خاصی برای بسکتبال مس عملا وجود نداشته باشد.

اما حکایت این فصل کاملا متفاوت بود... با تغییر ساختار رقابت های لیگ یک که وضعیت بازی‌های این لیگ را با کم کردن تعداد بازی ها برای تیم ها مناسب تر کرده بود و راه صعود را نیز بنا به بنیه تیم های لیگ یکی، منطقی تر طراحی نموده بود، سبب شد که تیم مس کرمان نیز در این فصل با اضافه کردن چند مهره بسیار عالی بومی که در فصول قبل در  رقابت های لیگ برتر توپ می زدند، داستان بسکتبال این فصل مس را کاملا متحول کنند.

اگر این نکته را در نظر بگیریم که تا پیش از این تنها تیم گروهی لیگ برتری شهر کرمان تیم هندبال مس محسوب می‌شد، حالا با صعود تیم بسکتبال مس به لیگ برتر نیز اتفاق بزرگی برای ورزش کرمان رخ داده است که باید اهمیت آن را کاملا درک کرد.

از آخرین باری که شور و شوق در سالن‌های بسکتبال کرمان و زمین های آسفالت این شهر به وفور یافت می شد بیش از 13 سال می گذرد... آخرین بار تیم تربیت بدنی کرمان بود که در رقابت های لیگ برتر، پای بزرگان بسکتبال ایران را به کرمان باز می کرد تا به تبع آن نبض بسکتبال در سالن های کرمان و بین بچه های این شهر تپش داشته باشد.

با افتخار آفرینی بسکتبالیست‌های مس می توان امیدوار بود حداقل در سال آینده یک بار دیگر این رشته مهم ورزش کشوردر کرمان به روزهای بسیار درخشان خود در اواخر دهه شصت وابتدای دهه هفتاد برگردد و با نسل طلایی که در این فصل در تیم مس سبدها را فتح کردند، یکبار دیگر بسکتبال کرمان در میان سرهای بزرگ جای خود را باز کند.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۷ و ساعت 14:25 |

لیگِ ورشکستگان به تقصیر!

1ـ قصه علی کریمی با سپیدرود به جایی رسید که نمی‌دانیم کجاست. خبر آمد که می‌خواهد تیم را پس بدهد. بعدش هیات فوتبال تکذیب کرد که استعفا یا درخواستی به ما نرسیده. حالا فکرش را بکنید که درخواستی به دست‌شان برسد، می‌خواهند چه کنند؟ به کریمی بگویند مخالفیم؟ چمدانش را بردارد و برگردد تهران، می‌خواهند چه کنند؟ جایگزینی دارند که بیاید و تیم را دست بگیرد؟ خود کریمی می‌خواهد چه کند؟ دلسرد شود؟ بعد از آن همه خرید در فصل نقل‌وانتقالات بدون نتیجه گرفتن تیم را تحویل بدهد؟

۲- علی دایی گلایه می‌کند که تیمی مثل سایپا پولی برای باشگاهش ندارد و بعد هم می‌گوید دو میلیارد از این پول‌های فروش ماشین را بدهند به ما! عده‌ای سوال می‌کنند که چرا سایپا باید چنین کند و عده‌ای هم سوال می‌کنند چرا نباید؟ برخلاف همه صحبت‌های مطرح‌شده، باشگاهداری برای خودروسازان سود و توجیه اقتصادی دارد، چراکه هزینه‌های ورزش آنها از مالیات‌شان کسر می‌شود و درنتیجه این هزینه‌ها را صرف تبلیغات می‌کنند. درست که تیم‌های صنعتی عمدتا بدون تماشاگرند، عمدتا بنگاه‌هایی با بدهی‌های کلان هستند و رواست هزینه تیم‌داری خود را صرف امور رفاهی کارگران خود کنند یا دست‌کم به ورزش کارگری بپردازند، نه به ورزش حرفه‌ای اما کار خودشان را می‌کنند. دودوتا چهارتای آنها با دودوتا چهارتای من و شما فرق دارد. من و شما از خودمان می‌پرسیم چرا سایپا جای تیم‌داری نمی‌رود با یک‌چندم این قیمت اسپانسر تیمی مثل سپیدرود شود؟ چرا نمی‌رود اسپانسر نساجی شود؟ جواب این چراها را هیچ‌وقت نخواهید یافت.

۳- استقلال خوزستان لنگ اسپانسر است. پارس‌جنوبی جم اعتصاب را تجربه کرده، سایپا و استقلال و پرسپولیس هم اعتصاب داشته‌اند، پدیده هم داشته. بسیار بامزه است که لیگی داریم که همه در آن ورشکسته هستند. هیچ تیمی در این لیگ سود مالی نمی‌برد. حتی پرسپولیس که تا فینال آسیا رسیده و میلیارد‌ها تومان پاداش مالی گرفته، پول ندارد بدهی بازیکنان را پرداخت کند. بقیه تیم‌ها هم مشکل دارند. تراکتور و سپاهان هم که ظاهرا به کوه دلگرمند هم روزی کم خواهند آورد. بقیه لیگ، لیگ ورشکستگانی است که هر سال بدهی خود را افزایش می‌دهند. حتی قیمت تیم‌داری خود را کم نمی‌کنند؛ هر سال گران‌تر و گران‌تر می‌شوند.

۴- لیگی داریم که از بالا تا پایینش اوضاع خوشی ندارند. مجموع درآمدهای این باشگاه‌ها بسیار کمتر از فروش بلیت یا فروش حق پخش یا هر درآمد دیگری است و با این همه اصرار دارند با بازیکنان و مربیان خود قراردادهایی بسیار کلان ببندند که از پس پرداختش برنمی‌آیند. سوال اینجاست که چرا؟ جوابش را می‌دانیم اما نوشتنش آدم را وارد مکافاتی می‌کند که بهتر است از آن صرف‌نظر کنیم. خودتان جواب را می‌دانید، نه؟ 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه هشتم اسفند ۱۳۹۷ و ساعت 11:18 |

اصلا ناامید نباشید و تلاش خود را بیشتر کنید

بعد از پیروزی قاطع 5 گله مس در هفته قبل بازی های لیگ یک برابر قشقایی، بسیاری از هواداران این تیم برای بازگشت قطار مس به ریل نتایج امیدوار شدند اما شرایط بازی با خونه به خونه در بابل چه از نظر زمین بازی و چه از نظر استفاده مس ازموقعیت های گلش، آنی نبود که برای نتیجه گرفتن تیم مناسب باشد.

 

مس همانند همه بازی های خود در شمال کشور از جمله در قائمشهر و انزلی، در بابل نیز بار دیگر نتوانست با خاطره ای عالی این شهر را ترک کند اما آنچه که نباید مس را ترک کند، امیدی است که باید همچنان در دل این تیم موج بزند.

با وجود اینکه مس در نیم فصل دوم نتایج بسیار بدی را گرفته است اما نکته دلگرم کننده برای مس این است که سایر تیم های بالای جدول نیز در روزگاران افت خود به سر می‌برند.

هرچند مس نتوانست از افت رقیبان بالای جدولش سود زیاد و به موقعی در این هفته ها  به جیبش بریزد اما حداقل سبب شد که این تیم از نتایجش، متضرر کامل که منجر به وررشکستگی صعودش شود نگردد و با وجود همه نتایج بد خود، هنوز در جدول بازی‌ها، اختلاف امتیازی با رده های صعود می‌بیند که در هفت بازی پیش رو کاملا قابل جبران است.

هرچند مس نسبت به برخی از تیم های بالای سر خود تعداد بازی بیشتری انجام داده است و همین موجب نگرانی برای رقابت های هفته‌های آتی می‌شود اما در کرمان امیدواری زیادی برای تداوم افت این تیم‌ها و در مقابل کسب نتایج لازم از سوی مسی‌ها وجود دارد.

در حال حاضر مس با تیم دوم جدول فقط چهار امتیاز اختلاف دارد که کاملا قابل جبران است و با تیم صدرنشین نیز اختلاف در عدد هفت است و این ثابت میکند که اگر مس در هفت هفته پیش رو، حداکثر امتیازات را برخلاف هفته های قبل به حساب خود بریزد، شانس زیادی برای رسیدن به هدفش خواهد داشت واین موضوع در مرحله اول منوط به این است که مس و هوادارانش به هیچ عنوان با وجود باخت در بابل، از ادامه مسیر احساس ضعف و ناامیدی نداشته باشند.

مس از هفت بازی پیش روی خود شرایط بهتری را نیز نسبت به رقیبانش دارد چراکه عمدتا بازی‌های خود را در خانه و برابر تیم های میانه جدولی که انگیزه های کمتری دارند برگزار می‌کند.

مس در 5 بازی خانگی پیش رو به مصاف تیم‌های اروند، مس رفسنجان، ملوان، شهرداری تبریز و بادران خواهد رفت. هرچند همین بازی روز قبل گلگهر و مس رفسنجان نیز ثابت می‌کرد بازی برابر تیم های میانه نشین نیز اصلا ساده نیست اما مس برای صعود محکوم به کسب امتیازهای کامل از این بازی‌های خانگی پیش روست.

مس در بیرون از خانه نیز با تیم های سپاسی و سرخپوشان مصاف می دهد که چینش بازی های مس به این تیم حکم می کند به هیچ وجه از ادامه بازی ها درهفته های آتی ناامید نباشد و البته بسیار بیشتر از آنچه که در هفته های گذشته از خود نشان داد،در زمین بازی تلاش و دقت داشته باشد تا کار زمین مانده را برای صعود، با سرعت بیشتر به حرکت در بیاورد.          

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه هفتم اسفند ۱۳۹۷ و ساعت 12:30 |

دربی مس رفسنجان و گل گهر علیه حرف و حدیث

عصر فردا روز مهمی برای فوتبال کرمان محسوب می شود جایی که یکی دیگر از دربی های سنتی لیگ یک برای فوتبال این استان با بازی مس رفسنجان و گل گهر سیرجان برگزار می شود.

 

با حضور گل گهر در صدر جدول رقابت های لیگ یک، طبیعی است که بازی های این تیم از سوی تمام لیگ بیش از پیش رصد شود و به خصوص با نزدیک شدن به هفته های حساس پایانی لیگ یک، حرف و حدیث های مختلفی هم برای بازی های این تیم مطرح شود.

در روزهای اخیر نیز بحث های مختلفی برای بازی این هفته گل گهر مطرح شده است مبنی بر اینکه با وجود بی انگیزگی تیم مس رفسنجان و قطعی شدن ماندگاری این تیم در لیگ یک، گل گهر به راحتی این بازی را می برد و یا اینکه رفاقت وینگو و میشو برروی نیمکت های دو تیم، می تواند راه را برای پیروزی آسان گل گهر باز کند...

حرف هایی از این دست برای فوتبال کرمان همیشه اشنا بوده است و پیش از بازی های مس کرمان و مس رفسنجان نیز همیشه صحبت هایی از این دست به خصوص از سوی رسانه های نزدیک به تیم های رقیب در بالای جدول طرح می شود اما در پایان آنچه که کامل ثابت می شود حقانیت فوتبال کرمان و شرافت باشگاه های استان است.

هرچند گوش فوتبال کرمان از طرح این مسائل پر است اما آنچه که فوتبال کرمان برای اثبات همیشگی آن تلاش می کند، همین غرور و نجابت و خط بطلان برروی شائبه سازی هاست.

در سال 95هم زمانی که گلگهر در بالای جدول قدرت نمایی می کرد، به رفسنجان رفت و در حالی که حرف هایی از دسته حرف های امروز برای این بازی مطرح می شد، مس رفسنجان با سه گل گلگهر را درهم کوبید تا طومار این صحبت ها را نیز باطل کند.

عکس این قضیه هم ثابت شده است و بارها گل گهر در پیچ های بسیار حساس یقه مس های کرمان و رفسنجان را در بالای جدول گرفته است تا طرح این موضوعات برخلاف فوتبال های بی اصالت بسیاری از نقاط دیگر ایران که بر مدار پول می چرخند، همواره خلاف خود را ثابت شده ببیند.

حالا یک بار دیگر گل گهر و مس رفسنجان در حالی دربی خود را برگزار می کنند که قبل از غلبه بر دیگری، برای اثبات فوتبال کرمان باید در یک نمایش جانانه و تمام عیار در رفسنجان، ابتدا بر این صحبت ها غلبه می کنند تا در دربی به طعم کرمانی بازهم نجابت فوتبال استان اثبات شود و هیچگاه با نمایش خود اجازه نمی دهند که هیچ صحبت گزنده ای پشت سر فوتبال استان باقی بماند.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه پنجم اسفند ۱۳۹۷ و ساعت 13:56 |

چرا پیر شدی...؟!

مطابق آنچه انتظار می رفت مردم قدرشناس وخاطره باز کرمان به بهترین شکل ممکن از نادر دست نشان استقبال کردند به این امید که او در سال 97 خاطرات سال 84 را برای آن ها با صعود مس به لیگ برتر زنده کند.

 

در اینکه نادر دست نشان تحت چه شرایطی جانشین مجتبی حسینی شد که تمرینات پیش فصل مس را برگزار می کرد جای بحث باز اما مهمتر از همه اتفاقات ریز و درشت آن روزهای باشگاه مس، هواداران تنها به یک چیز فکر می‌کردند... صعود  دوباره مس با دست نشان به لیگ برتر.

اتفاقا داستان امسال مثل همان سال رویایی، خیلی خوب آغاز شد و تیم این فصل مس نیز زمانی که با ثبت نتایج پی در پی خوب به صدر جدول لیگ یک رسید، کم شباهت میان آن سال و امسال در ذهن کرمانی ها تداعی نکرد  اما با توجه به تجربه ای که نارنجی ها در کرمان داشتند، به خوبی می دانستند این شروع رویایی و این بالانشینی در نیم فصل اول اصلا برای صعود کافی نیست...

آسمان مس با دست نشان آفتابی نماند و زمانی که کرمانی ها به واسطه نتایج خوب تیم خودشان بعد ازسال ها بیشتر از همیشه بادی در غبغب انداخته بودند و به لیگ یک، فخر تیم خود را می فروختند، ابرهای سیاهی کم کم جلوی نور تابان خورشید مس این فصل را می گرفت.

این ابرها در خارج از زمین حرکت می کردند اما سایه آن درست در زمین مسابقه قابل مشاهده بود اما دقیقا در همین زمان بود که خیلی ها امیدوار به تخصص نادر دست نشان شدند و اینکه او که خود را به عنوان متخصص کنترل حواشی بیرون از زمین، برای نتیجه گرفتن داخل زمین در فوتبال ایران معرفی کرده است، حالا با متد و تجربه های خاصش، اجازه خروج قطار مس از ریل نتایج را به واسطه اتفاقات خارج از زمین  نمی‌دهد... لطمه ای که برای همه کرمانی ها در سال های اخیر به اشکال گوناگون بسیار آشنا بود...

در اینکه نوع ارتباطات دست نشان در فوتبال ایران به شکلی است که کیلو کیلو حاشیه را بهرشکل اطراف او بار می‌زند، جای شکی نبود اما نکته ای که از او انتظار می‌رفت، نه تنها عدم اثر پذیری تیمش از این حواشی، که استفاده مفید از آن ها برای گرفتن نتیجه در داخل زمین بود... موضوعی که البته در سالهای دورتر از تیم های دست نشان بیشتر دیده بودیم اما در سال های اخیر رفته رفته برای او بیشتر رنگ می باخت...

درست مثل شخصیت های قهرمان دوران کودکی که دوست نداریم پیر شوند و هر زمان گرد پیری را بر چهره و توان آن ها می بینیم، ملتماسانه فریاد می زنیم " پیر نشو لعنتی..." برای دست نشان هم دوست نداشتیم گرد پیری را حداقل در این فصل بر توان و چهره اش حس کنیم...

خیلی دوست داشتیم نادر خان با همان قدرت و نیرو سال های نه چندان دورش،  لشکر افشاری خود را با قدرت و صلابت برای فتح الفتوحات به پیش می برد و  در این پیشروی ها، قند شادی را در دل ما می ساباند... اما حیف که نادر قصه ما نیز همانند همان نادر شاه افشار، در روزگاری که محاسن خود را بیشتر به جور روزگار سفید کرده بود، به جای مبارزه و نشان دادن قدرت و زدن شمشیر در میدان نبرد، به غرولندهای خارج از زمین گذراند و دیگر حوصله ای برای جنگیدن نداشت تا سپر بی اندازد وچشم کور کند... همانطور که در سه سال اخیر مرتبا عقب می نشست و بس...

در کرمان که سازوکار برای نادر فراهم شده بود و باشگاه نیز به نیت اعتماد بر جنگاوری او، حمایت تمام و کمال از او کرد اما دست نشان از جایی شکست خورد که زمانی استاد فتح آن بود... کرمانی‌ها در همه این سال ها می دانستند که فراتر از بحث تاکتیک و سیستم پای تخته از چندصد متر خارج تر از زمین گل می‌خورند... در سال های قبل منصور ابراهیم زاده، وینگو و دارکو و.... به اندازه کافی برای ما سیستم وتمرین نوین آورده بودند کما اینکه کسی هم زیاد این انتظار را نداشت که دست نشان یک سبک فوتبالی نوین به کرمان بیاورد اما همه از این نادر انتظار داشتند که در نبردهای حاشیه ای و بیرون از زمین کم نیاورد و تیمش را برای آن جنگجو کند....

اما چه حیف که نادر در این نبرد شکست خورد تا تیمش به طورمتوالی امتیاز بدهد و فرصت باشگاه، انتظار هواداران، امکانات مس و ... هیچکدام نتواند نشان دهد که تخصص نادر در جای خود به قوتش باقیست...       

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه چهارم اسفند ۱۳۹۷ و ساعت 13:45 |

بغض مس ترکید و راه نفس باز شد

با 5 گل بغض مس ترکید... بغضی که به شکلی خفه کننده در گلوی این تیم گیر کرده بود و دستانی که بر گردن این تیم مانده بود و اجازه نفس کشیدن به آن را نمی داد...

 

مس در بازی برابر قشقایی به لحاظ فنی نسبت به چند هفته قبل خیلی تفاوت بزرگی نداشت اما عمده تفاوت تیم با روزهای قبلش در این بود که این بار حسین خانی و پسران مس با خیالی آسوده چرخ مس را به حرکت در آوردند و دیگر نه چوبی لای چرخ مس برای عدم حرکت بود و نه پشت پایی برای زمین خوردن تا از شانس قشقایی در بدترین زمان ممکن به کرمان بیاید و چرخ مس به طور متوالی از روی این تیم رد شود.

بازیکنان مس به خصوص در برابر دروازه حریف بینایی خود را بازیابی کرده بودند و چشمان آن ها زیر باران روزهای اخیر کرمان به خوبی شسته شده بود تا با ذهنی آزاد و تمرکزی بالا دروازه را هدف بگیرند و ثابت کنند آن ها خیلی توانمندتر از این هستند که شش بازی گل نزدن برای خود رکورد بزنند.

همین چشمان باز به میانه های زمین و حتی پائین تر هم کشیده شده بود تا  پاس های عالی مسی ها، در پاس گل عالی دیدنی میلاد محمدی و بازگشت دریبل های عالی نفرات این تیم در حرکت خارق العاده تیکدری برای گل پنجم جلوه کند و بازگشت تمرکز تیم را هم به طور کامل در آن ضربات آخر دقیق کاظمی درک کنیم... درست همانند آن چیزی که از مس به خصوص در نیم فصل اول زیاد دیده بودیم و مدتی بود که با آن در پیراهن نارنجی غریبه شده بودیم.

مس برابر قشقایی همان مس آرزوی کرمان بود... زیبا، بی رحم و هماهنگ... پنج گل برای اثبات شدن این تیم که هنوز اقتدار خود را دارد و اگر گره زدن در کار نباشد مسیر این تیم برای رسیدن به موفقیت بازه باز است.

وقتی مس به طور متوالی تور دروازه قشقایی را به لرزه در می آورد و فریاد شادی ما از ته دل سر داده می شد فقط یک حسرت ته وجود ما را نیشگون می گرفت و آن همان 6 بازی بود که راحت از دست در رفت و به حاشیه هایی امتیاز دادیم که بی رحمانه و در یک جنگ ملال آور برای تیم ساخته شد ولی دیگر هیچکس در کرمان دوست ندارد اثری از آثار آن را ببیند وهر آنچه که می خواهد نظاره کند فقط از دست آنچه باشد که روز سه شنبه سربازان نارنجی پوش در زمین نشان دادند و بس...

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه یکم اسفند ۱۳۹۷ و ساعت 14:35 |