جرقه‌اي به نام زالدون براي آتش زدن نفت

پيروزي شيرين در آبادان دقيقا همان چيزي بود كه مي‌توانست مس را فعلا به ساحل آرامش برساند تا ديگر كسي از فانوس به دست شدن تيم كرماني در جدول حرفي به ميان نياورد.

دو تيم يكي از حساس‌ترين بازي‌هاي اين هفته را در ورزشگاه نفت آبادان به نمايش گذاشتند. حساس از اين جهت كه نتيجه‌ي اين بازي مي‌توانست رده‌بندي پايين جدول را تا حدود زيادي تعيين كند و همچنين تيم بازنده را با يك بحران شديد و تنها پس از گذشت شش هفته از آغاز ليگ مواجه سازد. همين وجود انگيزه‌ي كسب سه امتياز در دو تيم، مي‌توانست آباداني‌ها را به ديدن يك بازي پرهيجان دعوت كند.

حضور دو بازيكن فصل قبل مس در تيم حريف نيز مي‌توانست از جذابيت‌هاي ديگر بازي باشد كه صابر ميرقرباني از ابتدا برابر تيم سابق خود به ميدان رفت و در دقايق پاياني نيز پوراسدالله به ميدان آمد. به هرشكل نفتي‌ها ميزبان بازي بودند و بيشتر براي پيروزي بي‌تابي به خرج مي‌دادند. در آخرين بازي دو تيم هم كه از سري مسابقات ليگ دسته‌ي اول در اين ورزشگاه برگزار مي‌شد اين تيم ميزبان بود كه با سه گل مسي‌ها را در هم شكست و اين جو خوبي را به سود آن‌ها فراهم مي‌كرد. اما در مقابل شاگردان فرهاد كاظمي با حفظ آرامش خود و انجام يك بازي منطقي در دقيقه‌ي 22 بازي توسط زالدون موفق به باز كردن دروازه‌ي ميزبان خود شدند تا ثابت شود مس در اين بازي قصد تكرار اشتباهات بازي‌هاي قبل خود را ندارد.

هرچند در دقيقه‌ي 37 مدافعان مس بازهم اجازه‌ي پيش روي به بازيكنان نفتي را تا باز شدن دروازه‌ي خود دادند اما بازهم فرهاد كاظمي توانست نظم تيمي خود را حفظ كند تا آن جا كه با ادامه حملات هدفمند مس، در دقيقه‌ي 57 بازي مدافعان حريف مجبور به خطا بروي مهاجمان مس در محوطه‌ي جريمه خود شدند تا سعادت باغبان نقطه‌ي پنالتي را به سود آبي پوشان مس نشان دهد. اين پنالتي را زالدون در دو ضربه كه به دستور داور تكرار شد تبديل به گل كرد تا قاتل نفتي‌ها لقب بگيرد.

مشخص بود در ادامه بايد خيمه‌ي سنگين بازيكنان نفت را در زمين مس مشاهده كنيم كه همين اتفاق هم افتاد و آن‌قدر به فشار خود هم ادامه دادند تا مس با اخراج يك يار خود ده نفره ده دقيقه‌ي پاياني بازي را پي‌بگيرد كه در اين شرايط هم همچنان با ارايه‌ي يك بازي منطقي هيچ اجازه‌ي نفوذي را به بازيكنان حريف ندهد. حتي انگيزه‌ي ميرقرباني هم كه او را بسيار پرتحرك كرده بود نتوانست چاره گشاي ابراهيم قاسم‌پور شود تا تيم او اين بازي خانگي را هم واگذار كند و اوضاع در صنعت نفت آبادان پس از نتايج ضعيف هفته‌هاي گذشته به مرز انفجار برسد. در مقابل مس به آرامش به موقعي رسيد.

اما نكته‌ي عجيب براي اين بازي عدم پخش تلويزيوني آن از شبكه‌ي استاني كرمان بود در حالي‌كه با پخش آن از شبكه‌ي خوزستان امكان نمايش آن براي صداوسيماي كرمان به راحتي فراهم بود. گويا انگيزه‌ي ليگ برتر در بين مسوولين صدا وسيما خيلي زود فروكش كرده است كه برخلاف فصل گذشته بازي‌هاي مس را پخش نمي‌كنند مگر آن‌كه خلافش ثابت شود! گويا مشكلات بين مسوولين باشگاه مس و صداوسيما كه شايعات آن جسته و گريخته زياد به گوش مي‌رسيد  شكل حادتري به خود گرفته است تا جايي كه شايد حتي بازي‌هاي خانگي مس هم پخش مستقيم نشود! در اين باره با مسوولين امر بيشتر صحبت خواهيم كرد.     

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در جمعه سی ام شهریور ۱۳۸۶ و ساعت 23:21 |

سهم ما بيشتر از اين است!

 

رويدادهايي كه براي اولين بار برگزار مي‌شوند هميشه داراي نقص و مشكلات زيادي هستند كه اتفاقي كاملا طبيعي است و اولين دوره‌ی المپياد ايرانيان نيز از اين امر مستثنا نبود. اما هميشه پس از پايان اين اولين‌ها مي‌توان اميدوار بود كه با نگرش يك آزمون خطا و صحيح، در دوره‌هاي بعد آن‌ ایرادات را برطرف كرد.

 

يكي از جذابيت‌هاي اين بازي‌ها جدول توزيع مدال‌ها بود كه رقابت اصلي را بيشتر در بخش مياني خود مي‌ديد چراكه كاروان‌هاي تهران، اصفهان، مازندران و خراسان رضوي از همان روزهاي اول در بالاي جدول جاخوش كردند و استان‌هاي ديگر هرگز نتوانستند تا پايان، رتبه‌ی آن‌ها را دچار تزلزل كنند.

كاروان كرمان روزهاي نخست را خيلي خوب آغاز كرد و قرار گرفتن در رتبه‌ی پنجم توزيع مدال‌ها در هفته‌ی اول بازي‌ها، كرماني‌ها را براي قرار گرفتن در جمع پنج استان نخست اميدوار كرد. هرچند

 

مسوولين پيش از شروع بازي‌ها موفقيت كرمان را قرار گرفتن در بين ده كاروان نخست مي‌دانستند. با ادامه‌ی بازي‌ها، كرماني‌ها پله به پله پايين‌تر آمدند و حتي پيش‌بيني‌ها براي گرفتن مدال‌هاي متعدد از بازي‌هايي كه كرماني‌ها ميزبان آن بودند غلط از آب درآمد تا در نهايت كرمان با مجموع 23 مدال به كار خود پايان دهد. براي كرمان، مردان 4 طلا 6 نقره و 4 برنز كسب كردند و بانوان نيز 3 طلا 4 نقره و 2 برنز به گردن آويختند. بدين ترتيب ورزشكاران كرماني دقيقا در آخرين رتبه‌اي كه پيش بيني مسوولين ورزش كرمان را محقق مي‌كرد قرار گرفتند و جايگاه دهمي را به خود اختصاص دادند.

 

  

 

اين كه پيش‌بيني برنامه ريزان ورزش كرمان براي تعيين جايگاه كرمان در رتبه‌ی دهمي برآورده شد جاي بسي تبريك براي آن‌ها دارد اما اين اميد را داريم كه مسوولين به اين جايگاه راضي نشده باشند و از دوره‌هاي بعد اهداف خود را هم بالاتر ببرند تا به واسطه‌ی دهمي كاروان كرمان به آن‌ها تبريك گفته نشود! مسلما كرماني‌ها از نظر قابليت‌هاي ورزش هيچ چيز كمتر از استان‌هاي نظير يزد، كرمانشاه، لرستان و... ندارند كه در زير سايه‌ی آن‌ها قرار گيرند و قطعا سهم بزرگ‌‌ترین استان کشور بیشتر از این است. تا چندي پيش بحث اصلي كند بودن حركت رو به جلوي ورزش كرمان، بحث كمبود بودجه‌اي بود كه توسط سازمان برنامه و بودجه برای آن در نظر گرفته می‌شد اما با توجه به تخصص ویژه‌ای که اداره‌ی تربیت بدنی جدید در جذب اعتبارات دارد نباید دیگر بحث کمبود بودجه به عنوان ضعف اصلی مطرح گردد!

 

هدف اصلی المپیاد ایرانیان جدا از بحث مدال‌آوری کشاندن ورزش به درون خانواده‌ها بود. قبلا هم گفته بودیم که بسیاری از جوانان شهر در به دست نیاوردن یک سانس خالی از سالن‌های شهر از بحث ورزش دور شده بودند. شاید المپیاد ایرانیان این فرصت را به ورزش استان بدهد که باردیگر جوانان را به سمت خود جذب کند. تا برنامه‌ریزی مسوولین برای استفاده از این فرصت چه باشد؟!

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۸۶ و ساعت 23:26 |

تيم كاظمي از يك سوراخ چندبار گزيده مي‌شود؟!

 

مس در انزلي اسير انگيزه‌ي بالاي شاگردان احمد‌زاده شد. همان‌هايي كه براي تداوم بالانشيني خود در جدول سخت به دنبال اين سه امتياز بودند و تا دقيقه‌ي نود‌هم از اين تلاش دست نكشيدند، درست برخلاف شاگردان فرهادكاظمي كه شايد دقايق پاياني را بخشي از بازي نمي‌دانند كه به راحتي اجازه مي‌دهند رحمتي توپ را از درون دروازه خارج كند.

 

مس هر شش گل خود را در پنج بازي گذشته و در نيمه‌ي دوم دريافت كرده است و از اين شش گل چهارتاي آن‌را در برابر ذوب‌آهن، استقلال تهران و ملوان در 10 دقيقه‌ي پاياني پذيرفته است! و اين يعني سه چراغ خاموش براي فرهاد كاظمي كه بعد از پنج هفته نتوانسته است عيب تيم خود را در اين دقايق پيدا كند.

 

پذيرفتن اين تعداد گل در اين دقايق كه منجر به از دست‌رفتن حداقل هفت امتياز براي مس شده است شايد در نگاه اول ما را به ضعف بدني بازيكنان مس رهنمود كند كه توان بدني خود را به خصوص در خط دفاع زير 30 درصد مي‌بينند تا يك بازيكن تعويضي مثل شفيعي از راه برسد و از بين مدافعين به‌راحتي دروازه‌ي مس را باز كند. خستگي در اين دقايق حق بازيكنان مس است چرا كه مهاجمين حريف نيز ديگر توانايي‌هاي دقيقه‌ي يك را ندارند اما نمي‌دانيم چرا بازيكنان مس خسته‌تر از حريف در اين دقايق هستند تا دستان تسليم آن‌ها راحت‌تر از قبل بالا رود؟! در چند تمريني‌هم كه مس به سليمي‌كيا آمد، آن شادابي لازم را در بين بازيكنان تيم نديديم كه شايد باز‌هم ما‌را به همان خستگي تمرين‌هاي سنگيني كه در زندان برگزار مي‌شود و ما نمي‌بينيم رهنمود كند!

 

از اين حقيقت نگذريم كه تيم مس امسال خيلي جوان شده است و تيم‌هاي اين چنيني راحت‌تر از تيم‌هاي باتجربه در دقايق منتهي به پايان بازي گل دريافت مي‌كنند. فرهاد كاظمي كه يك روانشناس خوب هم هست حتما متوجه شده است كه در ده دقيقه‌ي پاياني بايد بيشتر برروي نيمكت جوش و خروش داشته باشد تا احيانا تيم او هرآن‌چه كه در طول بازي كاشته است، را در اين دقايق از دست ندهد. او بايد حواس تيم خود را جمع‌تر كند چرا كه ضريب اشتباهات بازيكنان در اين دقايق بيشتر است و براي اين اشتباهات مهاجمين آماده‌اند تا راحت‌تر از آب خوردن به محوطه‌ي جريمه‌ي مس برسند تا كاري هم از دست رحمتي بر نيايد.

 

با وجود اشتباهات بازيكنان مس در اين دقايق، انتظار داريم حداقل خود كاظمي با تعويض‌هايش اشتباه نكند. ورود يك مهاجم به زمين در اواخر بازي با ملوان آن هم در شرايطي كه گفتيم انزلي‌چي‌ها فقط سه امتياز از بازي مي‌خواستند، تنها عاملي شد كه خواسته‌ي آن‌ها هرچه بهتر جامه‌ي عمل پوشيده شود. كاظمي حتما مي‌داند كه در اين پنج بازي از يك سوراخ گزيده شده است. آيا او اين سوراخ را خواهد پوشاند؟! البته اگر سوراخ جديدي سرباز نكند!

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۸۶ و ساعت 0:3 |

پیرمرد می خواهد دوست داشتنی بماند

 

بعداز ظهر تلخ یک جمعه تابستانی زمانی بود برای فرریختن یک اسطوره. وقتی که چهل هزار نفر بعد از تساوی ملالت آور برابر سایپای ده نفره بخواهند نماد تیم خود را هو کنند! و این گونه بود که علی پروین خود درسی شد برای تاریخ که چگونه دوره سلاطین به همین راحتی تمام می شود.

سخت ترین کار ممکن بعد از این اتفاق خیلی ساده شد و آن گفتن و نوشتن علیه مردی بود که تا به آن اندازه خود را بزرگ کرده بود که جریانات کوچک نتواند خللی در پیروزی های او داشته باشد. بدتر اینکه اسطوره با اشتباهات پیاپی خود فرصت را به همه کسانی که منتظر زمین زدن او بودند به بهترین شکل ممکن داده بود. اگر در آن مقطع زمانی بیشترین وبلاگ هایی که زده می شد همه رنگ آنتی پروین! به خود می گرفتند و یا اینکه حتی پرسپولیسی ها نیز به حمایت از این جریان می پرداختند همه نشان از آن داشت که پروین خیلی خوب پروین را شکست داده است. شکستی که فقط همین رقیب قدرتمند می توانست بر علی پروین تحمیل کند.

 

 

 

چه مصیبتی بدتر از اینکه پروین را با چشمانی پر از اشک ببینی که با نفرت به توپ گرد نگاه می کند؟! به طور قطع آن روز که پروین با آن چشمان خیس، نگاه خود را از توپ گرد بر می گرداند به همان اندازه ستون فوتبال ما به لرزه درآمده بود چراکه تصور ضرر فوتبالمان بدون او به همان اندازه بود که او را بر روی نیمکت می دیدیم! پروین برای نیمکت نشستن و هدایت مستقیم تیم دیگر مناسب نبود و همین عاملی شده بود برای دوست نداشتن او و دادن شعارهای بی سابقه علیه او آن هم در جایی که خانه اش تلقی می شد. قطعا پروین خیلی زودتر به این مسئله پی برد که نیمکت نشینی را باید به جوان تر ها بسپارد و این را از روی گفته های خودش که مربی بزرگ بیاورید تا من به روی سکوها بروم را می شد فهمید. هرچند که خود او برای اثبات این قضیه تاوان سختی را داد.

 

شاید خیلی ها که دیگر گمان نمی کردند پروین مجددا به بزرگی برسد انتظار داشتند او با اشتباهاتی که در زمان خروج قبلی خود از پرسپولیس مرتکیب شد، این بار خود را برای همیشه به زمین بزند اما وقتی او به آزادی آمد و بر روی سکو در کنار آری هان نشست و بعد از آن همانند یک کارشناس نقدهای منصفانه کرد و آمدن روزهای سخت را پیش بینی نکرد! بازهم همان قدر بزرگ شد که بود. پروین ثابت کرد که بی جهت به بزرگی نرسیده بود و به خوبی آن اشتباهات گذشته را جبران کرد تا جایگاه و تخت خود را در دل های هوادارن پرسپولیس بازیابد.

 

اما این بار او در راه جدیدی خود را وارد کرده است که می خواهد در شروع به افتخارات بزرگ هم دست یابد همانطور که در شروع بازیگری و مربیگری به افتخارات بزرگ رسیده بود. او می خواهد در عرصه تیم داری همانند دو مورد قبل تا مدت ها به عنوان یک الگو مطرح باشد که قطعا در این فاز او توانایی های خاص خود را هم دارد تا از پس آن برآید.

 

اما او این قضیه را هم می داند که با اشتباهات قبلی، کمتر فرصت اشتباه دارد. او به بیراهه نمی رود چراکه قبلا این مسیر را طی کرده است و اگر بازهم قصد طی آن را داشته باشد شاید دیگر توانی برای بازگشت نداشته باشد. استیل آذین فرصتی است برای آذین بستن بیشتر به یک اسطوره منوط به اینکه از تمام اشتباهات قبلی درس گرفته شده باشد. او می داند عدم موفقیت در ابتدای این راه شاید سد بلندی شود برای تداوم آن و مطمئن باشید بازهم ضرری که در این بین جامعه فوتبال می کند بیشتر از ضرری است که خود پروین می کند. از این حیث منتظر می مانیم تا پروین آن اشتباهاتی که اکنون در تیم او وجود دارد را بگیرد تا بعدها تبدیل به غولی برای بلعیدن هرچه که کاشته است نشود. می دانیم که او می داند این استیل هنوز به خوبی شکل نگرفته است و او باید بازهم هنر خود را به رخ بکشد تا بازهم ارزش های پیر فوتبال ایران را برای خودمان دیکته شده ببینیم.

 

باور کنیم پروین تغییر کرده است، او امروز همانی شده که همیشه آرزو داشتیم. همان که او را در هیات یک بکن بایر ببینیم. یک قیصر واقعی و پروین شاید راه آن را پیدا کرده است. او امروز برای خود سایت می زند، ادبیات خود را امروزی تر کرده است، به فوتبال علمی معتقد شده است و از همه مهمتر به موفقیت پرسپولیس بدون او لبخندی از ته دل می زند تا بازهم بفهمیم اسطوره،اسطوره می ماند اگر خود، خود را نشکند!

 

          

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۸۶ و ساعت 4:9 |

 مدير عامل باشگاه صنعت مس:

تيم هاي صنعتي در انتخابات فدراسيون فوتبال ائتلاف تشكيل مي دهند

 

مدير عامل باشگاه صنعت مس كرمان پس از ثبت نام خود براي كانديداتوري در انتخابات هيات مديره فدراسيون فوتبال كشور گفت: احساس مي كنم براي تسريع در پيشرفت فوتبال جنوب شرق كشور وجود من مفيد باشد به همين لحاظ خود را وارد ميدان كردم.

حميد نيك نفس با تمجيد از راه اندازي هيات مديره فدراسيون فوتبال گفت: با اين شيوه اتفاقات زمان رياست دادكان كمتر رخ مي دهد چراكه ديگر تصميمات قائم به شخص نيست و اداره جمعي اين فدراسيون، قطعا نتايج بهتري را خواهد داشت.

او احتمال كناره گيري خود از اين انتخابات را رد نكرد و افزود: تا روز آخر تبليغات صبر مي كنم و اگر ديدم برنامه هاي كانديدايي بهتر از من بود و تلاش بيشتري را به خرج مي داد انصراف خود را اعلام خواهم كرد اما هرگز به نفع افراد ديگر همانند عابديني و يا فتح الله زاده و ديگران كنار نخواهم رفت تا استقلال راي خود را حفظ كنم.

نيك نفس هميشه از وجود خود در اين فوتبال ابراز نارضايتي مي كرد و حواشي آن را با روحيات خود سازگار نمي دانست. وي در رابطه با بيشتر درگير شدن خود با اين حواشي در صورت انتخاب گفت: هنوز هم مي گويم نسبت به حضورم در اين فوتبال احساس قشنگي ندارم اما هميشه در كنار اين تاكيد كرده ام كه تا زماني در اين مجموعه باشم تمام تلاش خود را براي بهبود وضعيت آن مي كنم كه اين امر هم در همين راستا اتفاق افتاد.

مدير عامل باشگاه صنعت مس كه به واسطه حضور مس رفسنجان در ليگ دسته اول حق دو راي در انتخابات رياست فدراسيون فوتبال را خواهد داشت در رابطه با آراي مستقل و بدون فشار در اين انتخابات گفت: همه اعضاي مجمع عمومي بايد آگاه باشند كه بايد به برنامه راي دهند نه به شخص چراكه فوتبال ما از بي برنامگي است كه سال ها ضربه خورده است. من معتقدم كه رييس فدراسيون بايد در يك مدت زمان طولاني و يك برنامه بلند مدت بر جايگاه خود تكيه داشته باشد تا وضعيت فوتبال ما دگرگون شود. قطعا در اين انتخابات فشارهايي خواهد بود اما با اقدام صحيح اتحاديه فوتبال كه در هر دوشنبه براي بيان برنامه هاي كانديدها جلسه تشكيل داده است، به انتخاب صحيح تر كمك شاياني خواهد كرد. وظيفه شرعي و اخلاقي حكم مي كند كه اعضا براي اعتلاي فوتبال خارج از فشارهاي سياسي و ورزشي به شخصي راي دهند كه برنامه بهتري داشته باشد.

حميد نيك نفس از احتمال تشكيل يك ائتلاف ميان تيم هاي صنعتي ليگ برتر خبر داد و گفت: با بررسي بيشتر ميان مديرعاملان اين تيم ها به جمع بندي نهايي خواهيم رسيد تا برروي يك گزينه مناسب به توافق برسيم.

 

!!تمام مجموعه مس در زندان

اگر تیم ها برای کسب آرامش بیشتر و دوری از خبرنگاران پادگان های نظامی را برای تمرین انتخاب می کردند، باشگاه مس مکان بهتری را پیدا کرده است و آن تمرین در زندان اصلاح و تربیت کرمان است!

تمرین در این زندان که پنج کیلومتر هم با شهر فاصله دارد عملا ارتباط هواداران و خبرنگاران را با مس جز در روزهای مسابقه قطع کرده است و باعث ناراحتی مردم کرمان شده است. البته مسوولین باشگاه اعتقاد دارند از آنجا که زمین چمن این زندان بهترین زمین در کرمان است آن را انتخاب کرده اند چراکه درصد مصدومیت بازیکنان آن ها را کم خواهد کرد. آن ها تلاش هایی را هم انجام دادند که تمرینات خود را به دانشگاه باهنر کرمان منتقل کنند که به دلیل اختلافات شخصی میان رییس این دانشگاه و پورمند رییس هیات مدیره باشگاه مس، از تمرینات تیم در این دانشگاه ممانعت شد تا کاظمی با خیال راحت تیم خود را به دور از چشم همه در زندان تمرین دهد!

کاظمی در جریان تمرینات فصل گذشته در حضور خبرنگاران با علا عبدالزهرا بازیکن عراقی این تیم به درگیری فیزیکی پرداخت تا مدت ها به خاطر این حرکت خود زیر فشار مطبوعات قرار گیرد. اما امسال به دلیل بلندی دیوارهای زندان او هرگز فشاری را از مطبوعات و هواداران تحمل نخواهد کرد! همه این ها در حالی است که مس برای خود زمین اخصاصی تمرین نیز دارد.

 

انتقاد کارشناسان فوتبال کرمان از فرهاد کاظمی:

او برای تصمیم گیری ها خود توضیحی ندارد!

 

از روزی که فرهاد کاظمی هدایت تیم مس را برعهده گرفت تعاملات خود را با مطبوعات و کارشناسان فوتبال کرمان در پایین ترین سطح خود نگه داشت تا نسبت به این موضوع انتقاداتی به او شود که مسلما این انتقادات بعد از بازی هایی نظیر ملوان بیشتر هم خواهد شد.

یکی از این کارشناسان با بیان این که کاظمی برای بسیاری از تصمیمات خود توضیح لازم ندارد گفت: در دقایق پایانی بازی با ملوان نیاز بود که یک مدافع برای مس به زمین بیاید اما کاظمی با آوردن یک مهاجم به زمین عملا تیم را در زمین خودی خلع سلاح کرد. متاسفانه در باشگاه نیز کمیته فنی یا چیزی شبیه به آن نیست تا از کاظمی بابت برخی تصمیم گیری ها سوال کند و یا به او بابت رفع ایرادات تیم مشاوره دهد تا ما ببینیم که مس از روی یک اشتباه در چند بازی گل دریافت کند.

عدم رفع ایرادات مس توسط کاظمی انتقادی است که بسیاری از کارشناسان فوتبال کرمان نسبت به او دارند. مس در بسیاری از بازی های خود در ده دقیقه پایانی و از روی اشتباه سمت راست خط دفاع خود گل دریافت می کند.

کار از روز اول برای کاظمی در کرمان بسیار سخت بود و بخش عمده ای از آن به ارتباط خوب نادر دست نشان در کرمان با تمام عوامل مرتبط با مس بود که سبب شد انتظارات ناخواسته از کاظمی بالا رود. هرچند که دایی فرهاد هیچ زمان آن ها را برآورده نکرد!

 

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۸۶ و ساعت 23:30 |

                                      و آتش گل سرخ شد بر تن شهریار

 

جورج اورول ـ نویسنده‌ی آثاری چون قلعه حیوانات و 1984 ـ معتقد است:

«فوتبال در اصل چیزی جز نفرت، رجزخوانی و تحقیر همه‌ی شعائر انسانی و اخلاقی برای رسیدن به لذت‌های سادیستی نیست»

 

  

 

چشم به هم می‌گذارم و دنیا را بدون فوتبال تصور می‌کنم:

پازل ناقصی است... من نمی‌توانم به فوتبال پشت کنم! چون فوتبال به همان‌اندازه چشم مرا نسبت به دنیا باز کرده که سینما، که کتاب...

در روزگار انباشته از نفرت، بالاخره باید جایی برای خلاصی از این گره‌ها هم باشد!

کلوزیوم و گلادیاتورهایش به همین کار می‌آمدند؛ که سزار بنشیند و گله‌ی مردم‌اش برای هر که زنده مانده هورا بکشد، می‌خواهد«شیر» باشد یا «اسپارتاکوس» گردوخاک‌ها که فرو می‌نشیند، می‌بینی داری برای یک شوالیه کف می‌زنی که سرتاپایش مثل جوجه تیغی است؛ عین همین حالا...

 

اول

قهوه‌ای شده بود. به سیاهی روزگار  و داغی جهنم؛ کیسه بوکس همه‌ی عقده‌ای‌ها...

جام جهانی تلفش کرده بود، هیچ خاطره‌ای نجاتش نمی‌داد: حتی 109 گل ملی‌اش، حتی هم‌گامی با ماتیوس ـ همزاد اول فروردینش ـ در سالن افتخارات فیفا و حتی همه‌ی بودن‌های اروپایی و آسیایی‌اش، از جان که عزیزتر نداشت؛ حتی حالب پاره‌اش در هیروشیمای 94

با معرفت‌ها هیمه‌ی خوبی افروخته بودند؛ سازمانِ کوتوله و مربیِ سیاس و سیمای یک چشم

همه را به سکوت گذارند و آخر فصل بود که آتش گل سرخ شد بر او!

دوباره شهریار شده بود! گاهی حقیقت تانوک زبان آدمی می‌آید ولی بیرون نمی‌پرد. اما برای علی آن بامداد، وصف‌ دیگری داشت. دوشنبه شب آتشفشان او فوران کرد:

 از این‌که نخبه‌کشی این روزها دینِ ما شده و از این‌که آن توپِ آخرِ، هدیه‌ی خداحافظی او بود از جانب خداوند. از این‌که شایسته‌ی این‌همه ناروایی نبوده و از این‌که کرسی‌ها و ریاست‌ها را به قیمت تیشه به ریشه‌ی آدم‌ها زدن نمی‌خواهد. اولین بار بود که عادل شیرین سخن را این‌چنین عاجز و بی‌جواب می‌دیدیم!؟

آدم بزرگ را نمی‌شود محبوس کرد...

 

آخر

جمهوری خواهان فریاد می‌زدند: عشق آزاد!

فاشیست‌‌ها پاسخ می‌دادند: مرگ بر احساس!

در جدال عشق و مرگ، کشیشان جانب «مرگ» را می‌گرفتند و از برج کلیسا به‌سوی عشقی‌ها آتش گشودند؛ رسما فاشیست‌ شده بودند...

عشقی‌ها که مادرید را گرفتند، اعیان و آقازاده‌ها ژنده‌پوش شدند. پیشوا و ال‌دوچه، فرانکو را تابن دندان مسلح کرده بودند و فرانسه و دول آزاد، جمهوری خواهان را تنها گذاشتند.

دولت جمهوری زیر فشار فاشیست‌ها پای تختش را از مادرید به بارسلون برد و مادرید شد مادرید فرانکو؛ با همه‌ی متعلقاتش!

 

در مادرید درب خانه‌ را می‌زدند:« برویم گردش کنیم»... بعد از این گردش اجباری دیگر حتی جسدی هم پیدا نمی‌شد، اگر هم پیدا می‌شد تکه تکه... فاشیست‌ها بالذت شکنجه می‌کردند!

در ماوت‌هاوزن با شعار«مرگ بر احساس» آزادیخواهان را تیرباران می‌‌کردند. «لورکا» همین روزها به غرناطه (گرانادا) رفت. فاشیست‌ها با شعار« مرگ بر احساس» او را به باغ زیتون بردند ـ گویی یهودا، عیسی را ـ و شگفت‌انگیز آن‌که او نیز در پسِ باغ زیتون بی‌جسد ماند...

 

  

 

این‌ها را گفتم تا شدت نفرت بشری از فرانکووفاشیسم اسپانیا را بگویم و بگویم که چقدر از شادمانی‌ام برای قهرمانی رئال مادرید (مادرید سلطنتی) پیش خودم شرمنده شدم. اما امسال قیافه‌ی بارسلونی‌‌های کاتالان، بیشتر به سلاطین می‌مانست؛ بیش از هر زمانی از 1899 تا حالا. فوتبال را آدم‌ها بازی می‌کنند شاید نوادگان فرانکو از نوادگان لورکای کبیر، انسان‌تر باشند...

(افشین اسدی/بام کویر)

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۸۶ و ساعت 0:3 |

باتلاقي براي فرو بردن مس به پايين جدول

در دومين حضور مسي‌هاي كرمان در ليگ برتر دومين باخت را در انزلي تجربه كرديم. سال گذشته را كه به خاطر داريد؟! بازي مس در انزلي و برابر قوي‌سپيد در پايان حكم به شكست تلخ نارنجي‌پوشان داد تا آن بازي آخرين باري باشد كه نادر دست‌نشان را به عنوان مربي مس بر روي نيمكت خود مي ديد. اين داستان در فصل جديد ليگ برتر نيز وضعيت بهتري نداشت.

دو تيم با شرايط روحي بسيار خوب به مصاف يكديگر مي‌رفتند. مس در دو هفته‌ي گذشته موفق شده بود نتايج بسيار خوبي را در برابر دو تيم استقلالي ليگ كسب كند و در آن‌سو ملوانان نيز بهترين جايگاه خود را در ليگ برتر تجربه مي‌كردند. تكيه‌ي آن‌ها بر جايگاه سومي مسلما انگيزه‌ي مضاعفي به آن‌ها مي‌داد تا با پيروزي در اين بازي خانگي رسما خود را به عنوان يكي از مدعيان، حداقل در نيم‌فصل اول معرفي كنند.

از آنجايي كه صداوسيماي كرمان نيز ديگر اين توان را ندارد كه بازي‌هاي خارج از خانه‌ي مس را به صورت مستقيم پخش كند، تماشاگران كرماني نمي‌دانند مس در خارج از خانه به چه صورت بازي مي‌كند كه از سه بازي تنها يك امتياز را كسب كرده است. اين روند امتياز‌گيري در بيرون از خانه مي‌تواند كار مس را به شدت دچار مشكل كند. هرچند كه اين تيم در خانه نيز نتوانسته است امتيازات كامل را كسب كند.

شاگردان فرهاد كاظمي نيمه‌ي اول را به سلامت از زير فشارهاي انزلي‌چي‌ها كه از تماشاگران بسيار پورشوري هم بهره‌مندند خارج شد و توانست ميزبان خود را با نتيجه‌ي بدون گل متوقف كند. اما همانند بازي‌هاي گذشته بازهم بازيكنان مس در نيمه‌ي دوم، اجازه‌ي گلزني را به بازيكنان حريف دادند تا جشن انزلي‌چي‌ها برپا شود. اين جشن در دقايق تلف شده بزرگتر‌هم شد و گل رافخايي ملوانان را در رده‌ي سوم جدول تثبيت كرد.

و بدين‌صورت مس دومين شكست خود را از پنج بازي پذيرفت تا با توجه به نتايج ساير بازي‌ها در اين هفته، انزلي باتلاقي شود كه مسي‌ها را چهار رده در جدول ليگ برتر يعني تا رده‌ي دوازدهم پايين بكشد! مس هفته‌ي آينده بازهم ميهمان خواهد بود و اين‌بار بايد برابر نفتي‌هاي آبادان قرار گيرد.

هندبال مس به نفع اصفهاني‌ها شهرداري را برد!

دربي رفت هندبال كرمان همانند فصل قبل ليگ برتر بازهم با برتري صنعت‌مس كرمان خاتمه يافت.

اين بازي كه براي دو تيم بيشتر جنبه‌ي حيثيتي دارد با تشويق بيشتر تماشاگران به سود نارنجي‌پوشان همراه بود تا شاگردان موسوي از همان ابتدا بازي نفرات اخگر را تحت تاثير خود قرار دهند. در بازي رفت اين دو تيم در فصل قبل نيز دقيقا همين ماجرا رخ داده بود. بازيكنان شهرداري با هدر دادن پياپي موقعيت‌هاي گل عملا موقعيت پيروزي را به رقيب همشهري خود دادند تا اختلاف شش گل دو تيم تا پايان بازي محفوظ بماند و در پايان مس با حساب 29 بر 26 شهرداري را مغلوب خود كند.

سال گذشته نيز زماني كه سپاهاني‌ها با تفاضل گل قهرماني را از چنگ شهرداري و كرماني‌ها خارج كردند، از همشهريان اين تيم بسيار ممنون بودند كه از آن‌ها در بازي رفت يك مغلوب ساخته بود تا جام در اصفهان بماند!

با اين پيروزي شايد بخت مس براي قهرماني بيشتر از شهرداري شود هرچند كه اين تيم هم در هفته‌ي اول مغلوب پارس‌جنوبي شده بود اما با توجه به وضعيت روحي مناسب اين تيم پس از فتح دربي كرمان مي‌توان با اميدواري بيشتري به آن‌ها نگاه كرد. به هر شكل پيروزي حيثيتي هندبال مس تا حدودي ناراحتي شكست تيم فوتبال آن‌ها را براي هواداران التيام بخشيد. 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در جمعه بیست و سوم شهریور ۱۳۸۶ و ساعت 23:37 |

از بودای افغان تا بلبل جام جم

 

«حجم سبز» شاید، مساحت یک زمین فوتبال باشد در چند کیلومتری بم؛ که سالی منتظر می‌ماند تا ساعتی چشم ایرانیان را مهمان کند و بعد، باز باغبان افغانی فرتوت با آن چشم‌های گود افتاده و ریش‌های بلند می‌ماند و هنگامه‌ی مغربی که با پشت‌ قوزکرده می‌دود تا وضویی بسازد و کنار زمین قد قامت صلوات را بگوید...

 

سبزی چمن ارگ جدید، سبزی یگانه‌ای است. همیشه بوده؛ آن زمان که هنوز دلش نلرزیده بود و حتی همین حالا...

 

    

 

باغبان غریب ـ که نمي‌دانم هنوز هست یا نه ـ صبح‌ها و دم غروب، با آن قامت استخوانی و بلند ـ شلنگ به دست می‌گرفت و حجم سبز را با صدای پای آب مانوس می‌کرد. شهر او هم این‌جا نیست شاید شهر او هم گم شده است! حتی شاید نامش هم سهراب باشد!؟ کسی چه می‌داند؟ حتی شاید خودش هم نداند... هرچه باشد، نام سهراب برای تورانیان آشناست. نگاهش که می‌کنی یاد پیکره‌هایی می‌افتی که سالیان قبل طالبان ویران‌شان کرد؛ یک جور بودای افغانی که هنگام صلوات، حتی افسار اسب اربابِ ارگ جدید را هم رها می‌کند تا مثل شاخه‌های درختی که بودا زیر آن متولد شد  زندگی کرد و با خاک دوباره آشتی کرد، راهی آسمان شود...

از فرط زیبایی این سکوت، یاد بلبلان جام‌جم می‌افتی!؟ که گاهی زبان مادری در دست آن‌ها مثل زبان گوسفند در دست کله‌پزان است و کلمه از دهان‌شان مثل صاعقه‌ای آسمانی به سرت کوبیده می‌شود.

 

وقتی تیم هنرمندان با منتخب بم در آن حجم سبز، غزلِ‌توپ‌‌دار می‌سرودند، از فرط شنیدن جملات عجیب و غریب و بلامحل گزارش‌گر استانی، آرزو می‌کردی که ای کاش آن پیرمرد افغانیِ‌مُهر به لب، می‌آمد و با سکوتش بازی را برایت گزارش می‌کرد. شاید آن وقت حین گزارش‌ یک بازی فوتبال دیگر نمی‌شنیدیم: «هنرمندان به بم آمده‌اند تا با تمام وجودشان از فوتبال به خدا برسند» وقتی این‌ها در سقف رویاهایشان، خود را در هیبت یک خیابانیِ واژه فروش می‌بینند، آدم عاشق سکوت می‌شود...

( افشین اسدی/بام کویر)

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در پنجشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۸۶ و ساعت 23:51 |

سنت‌شكني براي قهرماني هندبال كرمان

 

هرچند به واسطه‌ي سركار گذاشتن‌هاي پياپي اماراتي‌ها، شهرداري پيروزهاي خود را در ليگ برتر با كمي تاخيير آغاز كرد و تيم تربيت را در يزد با نتيجه‌ي 29 بر 25 شكست داد و در ديگر سو تيم مس نتيجه را به تيم پارس جنوب واگذار كرد.

داستان اين ليگ براي كرماني‌ها بسيار تكراري شده است. تقريبا پنج سال هست كه عادت كرده‌ايم شهرداري را همواره پشت سر قهرمان هميشگي اين ليگ يعني سپاهان اصفهان ببينيم. اين قصه البته در فصل گذشته جذاب‌تر شد زماني‌‌كه صنعت مس هم‌زمان با فوتبال خود، به ليگ برتر هندبال نيز وارد شد و در اولين فصل حضور خود نيز بسيار پررنگ بود تا جايي كه بر سكوي سومي ايستاد و كم مانده بود حتي جايگاه شهرداري در رده‌ي دوم جدول را نيز بگيرد.

نمي‌دانيم در اين فصل بايد منتظر تكرار همين داستان باشيم و بازهم شهرداري و البته صنعت مس را پشت سر سپاهان ببينيم و يا دو اپيزود مختلف را مشاهده كنيم. سعي مي‌كنيم در كمال آرامش قصه‌ي تلخ ناكامي اين دو تيم را فعلا در ذهن مرور نكنيم كه البته شكست مس در هفته‌ي اول برابر پارسي‌هاي جنوب كمي نگران‌مان مي‌كند. اما مي‌توانيم به روي دادن حالت دوم اميد بيشتري داشته باشم.

 

شهرداري هرچند در فصل نقل و انتقالات بازيكن بزرگي را به خدمت نگرفت و چند چهره‌ي مطرح و ملي‌پوش خود از جمله فرزانه را هم از دست داد اما يك‌دستي اين تيم حفظ شد و تمامي نفرات سال گذشته در كنار يك‌ديگر ماندند. شايد بتوان اين را برگه‌ برنده‌ي اين تيم دانست كه با تجربه‌ا‌ي بسيار گران‌بها بازهم مسابقات ليگ و آسيايي را شروع مي‌كند اما سوالي كه در اين بين مطرح مي‌شود اين است كه تجربه‌ي تقريبا پنج سال حضور مداوم اين تيم در كنار هم سرانجام با كدام قهرماني مي‌خواهد ثمر نهايي خود را دهد؟ كسب قهرماني باشگاه‌هاي آسيا كه چيزي در حد معجزه مي‌نمايد اما وقتي قهرماني واليبال‌مان را در سطح جهان و هم‌چنين بسكتبال را در آسيا مي‌بينيم كمي اين حق را به خود مي‌دهيم كه معجزه‌اي ديگر را در يك ورزش سالني ببينيم. اما قهرماني در ليگ ايران بحث جدا دارد كه كسب آن را در اين فصل از حقوق مسلم خودمان مي‌دانيم. هرچند به مشكلات مالي اين تيم واقف هستيم و هرچند مي‌دانيم كه اين تيم ابزار لازم را براي رسيدن راحت به اين عنوان را ندارد اما اين را هم بايد عنوان كنيم كه ديگر از كسب مقام‌هاي نايب قهرماني پياپي اين تيم خسته شده‌ايم و نمي‌توانيم تا هميشه سايه‌ي اصفهاني‌ها را بر بالاي سر خودمان ببينيم. هرچند دعا مي‌كنيم وضع بدان‌جا ختم نشود كه براي كسب همان نايب قهرماني توسط اين تيم قانع شويم! به هرشكل شهرداري كه قهرماني فصل قبل را به راحتي آب خوردن و تنها به واسطه‌ي تفاضل گل تقديم سپاهاني‌ها كرد، نشان داد كه اگر كمي هوشيارتر و خودباورتر باشد مي‌تواند به آرزوي چندين ساله‌ي خود برسد.

 

اما ديگر تيم كرماني يعني مس امسال هدف‌يابي را براي خود خوب تشخيص داده است و با كسب عنوان سومي در اولين حضور، امسال خود را مدعي قهرماني مي‌داند. هرچند شكست غير منتظره برابر پارس جنوب در هفته‌ي اول كار اين تيم را مشكل كرد اما به قول موسوي مربي مس، شكست را به حساب عدم آمادگي بازيكنان تيم مي‌گذاريم و منتظر جبران آن در هفته‌هاي بعد هستيم. بازيكنان تيم بايد بدانند كه اگر در باد غرور سومي فصل قبل خود بمانند، قهرماني كه سهل است، بايد همان عنوان سومي خود را آرزو كنند. اين تيم پتانسيل‌هاي كسب عنوان قهرماني را دارد و حتي اگر از لحاظ مجموعه‌ي باشگاهي حساب كنيم، توانايي‌هاي مس به مراتب بيشتر از شهرداري است تا اين‌كه چگونه بخواهند از آن استفاده كنند؟!     

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه بیستم شهریور ۱۳۸۶ و ساعت 20:34 |

وقتی اولین سال از دهه هشتاد تمام شد، هواداران پرسپولیس حسابی بد عادت شدند. آنها که همیشه عادت داشتند حتی در بدترین روزهای تیم و باشگاه، خود را در صدر جدول ببینند و حتی به مساوی های خارج از خانه به چشم باخت نگاه می کردند، وقتی در آخرین هفته از اولین دوره لیگ برتر، جام را با لذت خاصی از دستان استقلال خارج می کردند نمی دانستند که قرار است از سال بعد برای خود عادت جدیدی را ترتیب ببینند و آن باختن و ناکامی بود.

 

 

 

شاید اگر گریز کوتاهی به تمامی سال های ناکامی سرخپوشان پایتخت بزنیم، درگیرهایی را ببینیم که در نهایت ما را به این جا برساند که پرسپولیس ضربه نخورد مگر از درون و اگر هواداران این تیم مجبور به ترک رویه خود شدند دلیلی نداشت مگر نبود یک حلقه که در این تیم حسابی مفقوده شده بود و آن اتحادی بود که دیگر در این تیم به فراموشی سپرده شده بود.

 

اگر همین الان هم به آرشیو روزنامه های چند سال اخیر رجوع کنیم و مصاحبه ها و اتفاقات درون مجموعه پرسپولیس را مرور کنیم، شاید از این همه شکست تعجب نکنیم. وقتی بینیم درست بعد از آن قهرمانی رویایی در هفته آخر در ابتدا قرار بود جنگ پروین و غمخوار شروع شود تا در نهایت با سومی پرسپولیس غمخوار فاتحانه در باشگاه را بر روی پروین ببندد. این جنگ درست در فصل بعد هم تکرار شد تا این بار پروین پیروزمندانه غمخوار را از صندلی خود پایین کشد. فصل بعد نوبت به درگیری پروین و زوبل رسید که در نهایت مغلوبی نداشت جز پرسپولیس، همانند فصل های قبل. و سال بعد از آن جنگ سرد انصاری فرد و پروین تا سال بعد که شاهد بودیم اینبار این درگیری قرار است به هیات مدیره و بین کاشانی و انصاری فرد و همچنین دنیزلی و استیلی برروی نیمکت کشیده شود. مسلما شما هم گمان نمی کنید که این جنگ تنها بین این دو اسم ها باقی می ماند و دایره اثر پذیری آن به جمع بازیکنان کشیده نمی شد که قطعا کوچکترین حاشیه ها در هر تیم نمود خود را در زمین به همان نسبت خواهد گذاشت.و اینگونه شد که هوادارن پرسپولیس دیگر شکست را همراه ترین رفیق خود می دانستند و هر سال را به امید شروع فصلی بی درگیری آغاز می کردند تا این گونه نزدیک به شش سال در رویایی یک جام و یک پیروزی بزرگ حسرت به دل بمانند.

 

اما وقتی فصل جدید شروع می شود و چهار هفته با موفقیت کامل پرسپولیس در فصل جدید پشت سرگذاشته می شود و آدم هایی از جنس با نفوذ ترین افراد باشگاه چه در خفا و چه در آشکارا، نبودند تا بگویند "روزهای سخت پرسپولیس خواهد رسید" شاید هواداران واقعا باور کرده باشند قرار است بازهم عادت جدیدی را از سر گیرند. افشین قطبی واقعا مربی خوش شانسی است. چراکه زمانی پرسپولیس را در دست می گیرد که یکی از یکدست ترین پرسپولیس های این چند سال اخیر چه بر روی نیمکت و چه در جلسات هیات مدیره وجود دارد. گواه این ادعا هم همان مصاحبه های هماهنگی است که قطبی و استیلی قبل از بازی صنعت نفت در رابطه با انتخاب ترکیب تیم داشتند و از آن زیبا تر نیمکت پرسپولیس بعد از هر گل این تیم برابر پگاه بود که واقعا به شکل بی سابقه ای منفجر می شد. و یا اینکه مدیر عامل مدعی نمی شود که برخی جریانات وجود دارد تا با نگرفتن پنالتی ها و اتفاقت دیگر تیم موفق نشود تا برخی به اهداف خود برسند و موارد بسیاری دیگر از این دست که گویا قرار نیست در پرسپولیس این فصل دیده شود.

 

 

 

شاید هنوز خیلی زود باشد که بخواهیم از به وجود نیامدن این اتفاقات در هفته های آینده در پرسپولیس سخن بگوییم اما یک نکته بعد از این چهار هفته از روز برای ما روشن تر شده است و آن این که اگر امروز پرسپولیس بعد از 1400 روز می تواند صدر نشینی خود را در لیگ برتر تداوم ببخشد فقط به یک دلیل بر می گردد و آن پیدا شدن همان حلقه مفقوده است و آن یک دستی است که این تیم دارد. حتی اگر بخواهیم سه برد متوالی این تیم را به حساب آمادگی بدنی بازیکنان تیم و یا سیستم منطقی کادر فنی و هزار دلیل دیگر بگذاریم، اما ما می گوییم تا زمانی که این خصلت از پرسپولیس گرفته نشود این تیم می تواند به همین زیبایی باشد که هست و هر زمان گوشه و کنایات را در تیم علیه یکدیگر دیدید مطمئن باشید که پرسپولیس به ذاتی که در این شش سال برای خود کسب کرده است بازخواهد گشت حتی اگر بهترین نفرات و بهترین مربیان را در اختیار داشته باشد. همانطور که در سال 83 نیز بهترین نفرات را در اختیار داشت و در نهایت پنجمی خود را به خاطر نبودن برگ برنده خود که همان اتحاد بود عزا گرفت.

 

اما خوب که نگاه می کنیم می بینیم که امسال در این تیم نه در هیات مدیره، حریفان در برابر هم شاخ تو شاخ شده اند تا یک جنگ داخلی را به نفع حریفان به راه اندازند و نه بر روی نیمکت قرار است جناح بندی صورت گیرد تا در نهایت در زمین بازیکنان به واسطه پیروزی جناح خود، هواداران را زجر دهند! این نکته را آن قدر در پرسپولیس ندیده بودیم تا حالا که پس از سه هفته آن را در این تیم می بینیم از شدت ذوق آن را باردیگر بازگو کنیم و آن اینکه این تیم را در این فصل هیچ عاملی موفق نخواهد کرد جز یکدستی که در این چند سال اخیر هیچ وقت در آن ندیدیم. این پرسپولیس متحد نشان داد می تواند موفق باشد، درست مثل هیچ وقت در این چند ساله.

 

   

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۸۶ و ساعت 12:19 |
 

بعد از مدت ها به ورزشگاه آزادی رفتن و دیدن یک برد تاریخی جلوی پیکان قطعا خاطره ای می شه که هیچ وقت از ذهنتون نمی ره. وقتی این برد خاطره انگیز تر می شه که بدونین راه تداوم بردهای پرسپولیس رو هم پیدا کردین...!!!

اگه می خواین بدونین چیه یه سر به وبلاگ اردشیر بزنین تا بفهمین هروقت پرسپولیس نتونست ببره باید یقه کی رو بگیرید تا بفهمین افشین قطبی در باخت های احتمالی پرسپولیس کاملا بی تقصیره....!! از این به بعد باید تو ورزشگاه شعار اردشیر...اردشیر فریاد زده بشه تا شاید سند برد پرسپولیس روی جایگاه شماره ۳۲ امضا بشه...

وقتی خبر برد منتظره مس با گلزنی علی مولایی جلوی استقلال اهواز رو شنیدم با خودم گفتم اگه ما قرار بود تمام فصل با این تیم اهوازی بازی کنیم حتما تا الان دومین قهرمانی لیگ برتر رو هم گرفته بودیم. اهوازی ها برای ما کرمانی ها کاملا دوست داشتنی شدن...تا هر وقت از هرجا کم آوردیم سر این تیم خالی کنیم. البته نمی دونم این اتفاق بعد از رفتن احتمالی فیروز کریمی از آبی های اهوازی  هم می افته یانه... چون معلوم نیست مربی بعدی هم اوضاع کرمان رو کلاغی ببینه تا نحسی اون برای یک عمر گریبان گیرش بشه...؟

به هر حال چند روز تعطیلی تابستونی با یه سفر رویایی به تهران و دیدن یه دوست و دو برد دلچسب حسابی حال داد... به امید حضور همیشگی اردشیر در ورزشگاه آزادی و کلاغی بودن کرمان برای تیمهای حریف!

            

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه هجدهم شهریور ۱۳۸۶ و ساعت 11:30 |

عیار مس در لیگ برتر بیشتر هم می‌شود

 

گفته بودیم که این استقلال پتانسیل آن‌را دارد که عیار مس را در لیگ برتر بالا ببرد و گرفتن امتیاز در آزادی از این تیم بیشتر از هرچیز تاثیرات روحی و روانی خود را بر این تیم می‌گذارد و سبب می‌شود مس جدید شخصیت خود را پیدا کند تا در هفته‌های بعد با اعتماد به نفس بیشتری کار کند.

بازی برابر استقلال نشان داد مس همانند فصل قبل برابر تیم‌های به نسبت قوی‌تر از خود با نظم بهتری بازی می‌کند و می‌تواند با استفاده از خراب کردن بازی حریف، بازی خود را در زمین دیکته کند و حتی در برابر چشمان پنجاه هزار طرف‌داران حریف گل هم بزند و علی‌رغم ناداوری‌های زیاد در نهایت با دست پر هم خارج شود.

 

  حميد صادقي

 

وقتی به دقایق گل‌های دریافتی مس در این سه بازی نگاه می‌کنیم همه‌ی آن‌ها در 15 دقیقه‌ی پایانی می‌بینیم و تمامی آن‌ها را ناشی از حرکاتی می‌یابیم که در سمت راست خط دفاعی مس انجام می‌شد. قطعا کاظمی هم فیلم بازی‌های مس را نگاه کرده است و به این نتیجه رسیده است که تیم او در این دقایق از لحاظ بدنی کم می‌آورد و دو پیروزی با ارزش این تیم به‌دلیل دریافت گل در این دقایق از دست آن‌ها پرید و به‌همین خاطر کاظمی باید فکر بیشتری برای این دقایق کند.

بازی نارنجی‌پوشان مس برابر استقلال نشان داد که این تیم بازیکن خوب در تمامی خطوط دارد. چه درون دروازه و چه در دفاع و هافبک و نهایتا خط حمله از بازی تمامی بازیکنان این خطوط تا قبل از 15 دقیقه‌ی پایانی در دیدار برابر استقلال لذت بردیم، برخلاف دو بازی قبل برابر پاس و ذوب آهن و این نشان می‌دهد پتانسیل‌های موجود در این تیم کم‌کم در حال رو آمدن است و اگر نخواهیم این بازی خوب را با بدبینی محض به حساب اتفاق بگذاریم باید منتظر باشیم که از هفته‌های آتی مسی با عیار بالاتر را هم ببینیم.

 

در این هفته مس از میهمانی پذیرایی می‌کند که به خون این تیم کرمانی تشنه است. مس همان تیمی است فصل گذشته اصلی‌ترین مانع قهرمانی استقلال اهواز بود و شاید در این هفته همین عاملی باشد تا غول احساسات جای منطق را در مجموعه‌ی این تیم اهوازی بگیرد و همین عاملی باشد تا اولین پیروزی مس بعد از مدت‌ها برای کرمانی‌ها به دست بیاید. اهوازی‌ها همیشه خوب به کرمانی‌ها امتیاز داده‌اند اما این‌بار آن‌ها نه برای دادن امتیاز که برای رسیدن به خوشبختی و خروج از انتهای جدول، سخت به پیروزی در کرمان فکر می‌کنند درست همانند تفکری که مس دارد. از این رو قطعا مس برای خراب کردن بازی حریف به زمین نمی‌رود و با یک بازی منطقی روند صعودی خود را تداوم می‌بخشد.   

 

   حميد صادقي

 

بازهم جدال کاظمی و کریمی

کلاغ‌های کرمانی به پیشواز فیروزخان می‌روند!

 

جذاب‌ترین بخش بازی جمعه مس برابر استقلال اهواز را می‌توان بر روی نیمکت دو تیم جست‌وجو کرد. آن‌جا که فیروز کریمی رودروی فرهاد کاظمی قرار می‌گیرد.

این دو مربی در آخرین روزهای فصل گذشته وقتی قرار بود با تیم‌های خود با یکدیگر جدال کنند، کری خوانی را با یکدیگر شروع کردند که تا مدت‌ها سوژه‌ی رسانه‌ها بود که در نهایت این فرهاد کاظمی بود که با متوقف کردن کریمی در اهواز، رقیب خود را حسابی سرخورده کرد. این دو که مدتی پیش هم با یکدیگر در کلاس مربی‌گری محصص هم کلاس بودند، کمتر از آن زمان کری خواندند اما قطعا رویارویی آن دو جذابیت‌های خاص خود را خواهد داشت.

 

    

 

قطعا از آمدن کریمی به کرمان هیچ موجود زنده‌ای خوشحال‌تر از کلاغ‌های کرمانی نیست! آن‌ها که سال گذشته توسط کریمی حسابی بر روی بورس رفته بودند، قطعا در این فصل هم برای نشان دادن خود به فیروزخان لحظه شماری می‌کنند. اما مربی آبی‌های اهواز اصلا خاطره‌ی خوشی از دیدن آن‌ها ندارد. شکست سنگین فصل قبل در کرمان با پذیرفتن سه گل و هم‌چنین تساوی خانگی که حکم عدم قهرمانی این تیم را صادر کرد همه در حضور این کلاغ‌های کرمانی رقم خورد! آیا شومی این کلاغ‌ها بازهم گریبان او را می‌گیرد؟ البته اگر علی مولایی در زمین باشد احتمال این امر خیلی زیاد می‌شود. چراکه او با لباس مس در هر بازی به استقلالی‌های اهواز گل زده است. حتی اگر توپ او واقعا گل نشده باشد داور آن‌را گل اعلام می‌کند تا سردسته‌ی کلاغ‌های مصیبت‌بار فیروزخان باشد!

 

قطعا بازی روز جمعه جذابیت‌های زیادی خواهد داشت چراکه با همه‌ی این تفاسیر دو تیم فقط به سه امتیاز چشم دارند تا اولین جشن خود را در لیگ برتر جدید راه بی‌اندازند.  

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در پنجشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۸۶ و ساعت 13:0 |

                                  به گمانم گم کرده‌اید راه مقصود!

 

عكس العمل رييس تربيت بدني كرمان نسبت به خبرنگاران مبني بر عدم صدور كارت براي منتقدينش بازتاب هاي مختلفي را در رسانه هاي استان داشته است كه هر چند دير اما سرانجام آن ها را بر روي اين تريبون قرار مي دهم تا عملكرد اين مدير عزيز بيشتر در ديد قرار گيرد.

1. شاید اولین نکته‌ی قابل بیان قبل از هر چیز بازگو کردن آن‌چه باشد که در پایان بازی مس و ذوب آهن در کرمان اتفاق افتاده است تا شاید در یک محیط آرام‌تر، خیلی بهتر بتوان به ارزیابی آن پرداخت. در پایان این بازی و در حالی‌که خیلی از خبرنگاران به دلیل صادر نشدن کارت اداره‌ی تربیت بدنی نتوانستند به درستی حتی وارد ورزشگاه شوند و این مشکل خود را با مسوول حراست اداره مطرح می‌کردند ناگهان رییس اداره‌ی کل تربیت بدنی کرمان در جمع خبرنگاران حاضر می‌شود و با لحنی خیلی تند و بی‌سابقه اعلام می‌کند که برای خبرنگاری که هفته قبل انتقاداتی نسبت به برگزاری مراسم افتتاح المپیاد ایرانیان در کرمان داشته است کارت صادر نشود و او دیگر در هیچ مراسم ورزشی حق شرکت ندارد! او سپس اتهاماتی نیز به خبرنگاران می‌زند تا کسی باور نکند فردی که این رفتار را دارد همان جوانمرد رییس است نه یک هواخواه او!

 

  عكس:حميد صادقي

 

2. آقای جوانمرد عزیز... اگر خودتان چنین خبری را در رابطه با یک مدیر ورزشی دیگر در شهری دیگر می‌خواندید چه حسی به شما دست می‌داد؟ قطعا با لبخندی با خود مرور می‌کردید که اگر آن مدیر همانند من یک نخبه‌ی جامعه‌شناسی بود و طرز برخورد را در چنین محیط عمومی می‌دانست قطعا این رفتار را نداشت تا بعدها به خاطر همین حرکت مورد انتقاد قرار نگیرد! این نوع رفتارها خیلی وقت است که از مدیران ما در عرصه‌های مختلف دیده نمی‌شود چراکه همه‌ واقف هستیم خیلی از افرادی که واکنش‌هایی از این دست داشته‌اند سرانجام خوبی نداشته‌اند. برای شما درگیری‌های بی‌پایان دادکان در فدراسیون فوتبال را مثال بزنیم که در نهایت سندی شد برای آن‌چه که امروز بر او رفته است؟ یا در همین فدراسیون برخورد حاج آقا عرب‌پور در جام‌جهانی که حتی خبرنگاران را مورد ضرب و شتم هم قرار می‌داد؟ و خود قطعا سرنوشت آن‌ها را نیز به یاد دارید؟!

 

3. امیدواریم این ماجراها برای شما به‌عنوان یک مدیر جوان با سوابق کم، تجربه‌های مفیدی در آینده داشته باشد که البته برای ما هم تجربه‌های خوبی داشت چراکه اکنون می‌دانیم تحمل نقد مدیرانی از دست شما تا چه اندازه می‌باشد. اما بازهم وقتی به سابقه‌ی خیلی از مدیران جوان و تازه کار که نگاه می‌اندازیم در می‌یابیم بسیاری از آن‌ها در مدت تجربه اندوزی خود، به نحوی عمل کردند که هیچ‌گاه فرصتی برای استفاده از آن تجربیات در عرصه‌ی خاص خود پیدا نکردند. و حالا که ما عاملی شده‌ایم برای تجربه اندوزی شما هرگز دوست نداریم این تجربه‌ها در آینده بی‌استفاده و بیهوده بماند! فراموش نکنید که قبل از شما هم در پشت این میز مدیر بود و همین انتقادات نیز پس از هرناکامی از آن‌ها می‌شد. اما به یاد نداریم که آن مدیر از این قبیل دستورات صادر کرده باشد تا برای خود یک علامت سوال بزرگ به یادگار بگذارد!

 

4. واقعا نمی‌دانیم اگر اکنون از مجموعه افرادی که پس از ورود شما به عرصه‌ی مدیریت ورزش، به این بخش وارد شدند از شما انتقاد کنیم بازهم به ضد ورزش بودن متهم می‌شویم یا نه؟! اما خارج از انتقاد و محض یادآوری شما باید ذکر کنیم که معمولا پستی همانند مشاوره‌ی مطبوعاتی رییس به کسانی داده می‌شود که حداقل در جامعه‌ی خبری دارای زره‌ای سابقه باشند و معمولا این مشاور عزیز در هیچ کجای دنیا وظیفه‌ی دربانی و کنترل کارت خبرنگاران را ندارد مگر این‌که مشاوره از دیدگاه شما تعریف دیگری داشه باشد. متاسفانه در چارت جدید ورزش استان از این دست موارد زیاد دیده‌ایم که قطعا آن هم به دیدگاه ضد ورزشی ما برمی‌گردد و آن‌را به حساب کج فهمی خود می‌گذاریم که نمی‌دانیم سمت مشاوره از دیدگاه شما چیست یا یک مشاور همان است که بر سر درب با ادبیات خاص خود، کنترل کارت کند!

 

5. دکتر جامعه‌شناس عزیز... قطعا در طول تحصیل خودتان با واژه‌ای به نام جامعه چند صدایی آشنا شده‌اید و قطعا از همان بزرگان جامعه‌شناس مطالبی در مذمت مدیران انتقد ناپذیر خوانده‌اید. اکثر مدیران ناموفقی که حتما با آن‌ها آشنا هستید همان کسانی بودند که هر انتقاد از خود را به حساب تخریب می‌گذاشتند و در نهایت متاسفانه واکنشی همانند آن‌چه که شما نشان دادید به نمایش می‌گذاشتند! به همین لحاظ است که به شما می‌گوییم "گم کرده‌اید راه مقصود!" به شما توصیه می‌کنیم که فیلم مراسم افتتاحیه المپیاد ایرانیان را که در کرمان برگزار شد اگر حوصله‌تان گذاشت تا آخر ببینید و خود قضاوت کنید که مواردی از این دست قابل انتقاد هستند یا خیر؟ همان‌طور که بارها پس از یک اتفاق شیرین آن‌را به حساب تلاش مجموعه‌ای که شما هم جزوی از آن بودید گذاشتیم. می‌دانیم که اگر ما هم همانند جواد خیابانی شما را به مثابه علی آبادی پدر ورزش کرمان معرفی می‌کردیم! به جای ممانعت از حضور ما در میادین ورزشی، در کنار مبل شما جایگاهی در نظر گرفته می‌شد! اما چه کنیم که کلام ما از "آن‌چه شما خواسته‌اید" قاصر است! مسلما ممانعت از حضور ما در جایگاه خبرنگاران و یا به‌طور کلی از ورزشگاه‌ها و سایر برنامه‌ها، مشکلی را از شما حل نخواهد کرد که اگر ما می‌دانستیم با نیامدن ما، شما دست از یک‌سری اشتباهات خود برمی‌داشتید قطعا به میل خود نمی‌‌آمدیم تا ورزش کرمان در حقیقت راه صعود خود را طی کند!  

 

  عكس:حميد صادقي

 

اين واكنش استاد عزيز جناب آقاي محبي به حرکت جوانمرد است كه از توجه اين نويسنده برجسته به اين مسئله واقعا ممنون هستم

 

                                                  در حاشيه يك بدعت بد

این‌ها را دبیر صفحه‌ی ورزش بام نوشته است و خیلی چیزهای دیگر، و من دلم نمی‌آید که این گلایه‌های صادقانه و صمیمانه رابه ملاحظاتی محافظه‌کارانه که معمولا پیران طایفه دارند، تبدیل کنم و یا یک جوری قضیه را به حاشیه‌ی فراموشی بکشانم، راستش سعید حق دارد که این‌گونه گلایه‌مند باشد. به او، به بام، به همه‌ی خبرنگاران ورزشی و... به من هم توهین شده است

 

2- و کمال هم این‌گونه آدمی نبود. کمال جوانمرد هم قبل از آنی که دکتر جوانمرد شود و مدیر کل تربیت بدنی استان، یک روزی همکار من بود. شاید چیزی حدود 15 سال قبل و کمال خصوصیاتی عین همین صداقت و صمیمت سعید را داشت و چه قدر هم متواضع بود. کشتی‌گیر بود، جامعه‌شناسی خوانده بود و به تمام شور و انرژی بود. بحث‌های شورانگیز کمال را با همین آقای لطیف‌کار خودمان در خصوص بسیاری از مسایل اجتماعی شهرهای استان در سال‌های نخستین دهه‌ی هفتاد فراموش نمی‌کنم. آن وقت‌ها ما 25 شهر داشتیم و بعضی از همین‌ها هم تازه شهر شده بودند کمال روی طرح‌های  این شهرها کار می‌کرد و چه شوری داشت و چه همتی که دارد خدمت می‌کند. به صداقت، صمیمت و مهمتر از همه به تواضع پهلوانانه

 

 عكس:حميد صادقي

 

3- این‌که ما، عرصه‌های خدمت خود را ملک شخصی خود بدانیم و فرصتی را که در این عرصه‌ها، برای خدمت ما فراهم شده است، بدل به عرصه‌ای برای «من حکم می‌کنم» ها بکنیم. اساسا نباید بدعت خوبی باشد. به‌خصوص وقتی که آدم این حرف‌ها را از کسانی بشنود که ریشه‌ی فرهنگی دارند و مسوولیت امروزشان هم چیزی در همین حیطه است. ما باید بتوانیم بر میزهایمان سوار شویم، میزها نباید از ما سواری بگیرند. طول و عرض بعضی از میزها، گاهگاهی از قامت تحمل ما بیشتر می‌شود. این شاید در شروع چندان به چشم نیابد، در ادامه توی ذوق می‌زند و در آخر هم... اصلا عاقبتی ندارد. تاریخ این‌را می‌گوید.

 

4- برای هر کاری حتما توجیهی وجود دارد. می‌توان هر نقد صمیمانه‌ای را هم به سیاه نمایی تعبیر کرد، می‌توان نقد سفید بر مراسم افتتاحیه المپیاد ایرانیان را در کرمان به حرکتی ضد ورزش معنی کرد، حقیقت اما می‌تواند چیز دیگری باشد، یعنی همان نقد صمیمانه و صادقانه یعنی همان ایفای نقش خبرنگاری، همین دو هفته قبل بود که همه می‌گفتیم خبرنگار چشم بیدار و دل آگاه جامعه است. و مگر می‌شود که در این جایگاه همیشه و همه جا از هر کاری تقدیر و تجلیل کرد. این انتظار را حتی نباید از مسوولین روابط عمومی و مشاوران فرهنگی و مطبوعاتی دستگاه‌ها داشت. اگر نقدی به انصاف نباشد، می‌توان جور دیگری پاسخ داد. مثل خیلی جاهای دیگر. این‌که نخواهیم عیب کار خود را بدانیم، عین بی‌توجهی به همان چیزی است که آن را ارزش می‌دانیم.

 

5- انصاف این است که «عیبش همه گفتی، هنرش نیز بگو» و ندیدم که سعید جز این کرده باشد، از هنرها هم گفته شده است، اما قراری نیست که همه با نگاهی خیابانی به ورزش بنگرند. این‌جور نگاه‌ها خطرناک است. درست مثل این‌که یک مشاور مطبوعاتی بیاید و مامور کنترل کارت خبرنگاران شود، بپذیریم که انتقاد حق روزنامه‌نگارهاست، آن‌چنان که اطلاع‌رسانی عملکرد دستگاه‌ها هم حق ـ بلکه وظیفه‌ی آن‌هاست و هر نقدی هم البته پاسخی دارد. تمدید و اتهام و عدم صدور کارت اما پاسخ نیست. برخوردی غیر اخلاقی است که اصلا قابل توجیه هم نیست. عرصه‌ها و فرصت‌های خدمت همیشه آن‌قدر زیاد نیست که بتوان آزموده‌ها را به تکرار تجربه کرد. در همین فدراسیون فوتبال خودمان تجربه‌ی دادگان‌ها و عرب‌پورها پیش روی ماست. آن‌ها هم تحمل خبرنگاران را کمتر داشتند. امروز اما دلشان برای یک خط یادآوری یک روزنامه‌نگار تنگ شده است. میزها بی‌وفاترین رفیقان عالمند، فریب طول و عرضشان را نخوریم. می‌توان پشت همین میزها چیزهای دیگری هم خلق کرد، مثل همه‌ی عزتی که امروز از رجایی‌ها و باهنرها مانده است. مثل همان گفتاری عزیزی که می‌خواهم این قصه را با آن تمام کنم؛« روحیه‌ی خدمتگزاری ، خاکساری، تواضع در مقابل مردم و شناخت عظمت مردم را بر خودتان حفظ کنید.»

کار روز جمعه‌ی دکتر جوانمرد کار خوبی نبود، شاید البته چیزهایی هم باشد که من نمی‌دانم که اگر چنین است، انشاءالله که اطلاع‌رسانی خواهند کرد.

 

این هم واکنش امین از دیگر بچه های همکار است

سعید عزيز يكي از همكاران خوب من است ؛يك خبرنگار ورزشي دقيق و علاقه مند . بدون تعارف او يكي از معدود ورزشي نويساني است كه به قول سرديبر گرامي، خبرنگار «پشت ميز نشين» نيست و هميشه توي ميدان است. البته فوتبال را بیشتر از بقیه‌ی ورزش‌ها دوست دارد و به همين دليل بیشتر حجم مطالبش را به فوتبال اختصاص می‌دهد . البته در اين مورد از او گلايه دارم؛ كاش ورزش‌هاي ديگر را بيشتر تحويل مي‌گرفت. سعيد ديروز براي نوشتن گزارش بازي تيم هاي مس كرمان و ذوب آهن رفته بود به ورزشگاه سليمي كيا کرمان. اما مسول جايگاه خبرنگاران به دليل عدم صدور كارت شناسايي اجازه نداده است تا او به جايگاه برود! سعيد مشغول چانه زني بر سر ورود به جايگاه بوده كه يك اتفاق جالب روي مي‌دهد كه نمونه‌ي آن را فقط مي‌توان در كشور ما ديد. (واقعا بعید می دانم در کشور های صاحب ورزش از این اتفاقات بیافتاد ) ماجرا از این قرار است که مدیرکل تربیت بدنی استان کرمان شخصن در صحنه حاضر می شود و خطاب به مسول جایگاه می گوید:« برای همه ی خبرنگاران کارت صادر کنید اما برای ایشان خیر.» آقای مدیرکل البته برای این دستور تاریخی دلیل داشته و گفته  ایشان (یعنی سعید آقای ما ) بر علیه ورزش استان می نویسد! و نباید در هیچ رویداد ورزشی راهش داد. قابل توجه اين كه جناب مديركل دانش آموخته‌ي دوره‌ي دكتري جامعه شناسي ست و احتمالن در دانشگاه از باب وظيفه در مورد دموكراسي و ركن چهارم ْآن يعني مطبوعات سخن مي‌گويد! شايد هم چيزي نگويد؛ نمي دانم! 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه سیزدهم شهریور ۱۳۸۶ و ساعت 12:57 |

                             نیمکت جدید فوتسال زغال به دنبال راه نجات

پس از هفته‌ها كش‌و‌قوش سرانجام سرمربي تيم فوتسال زغال‌سنگ مشخص شد. اين تيم كه با كسب 5 امتياز در قعر جدول ليگ برتر فوتسال كشور قرار دارد، از هفته‌ي دوم و پس از مرخصي مشكوك  مهدي ابطحي وضعيت هدايت خود را در هاله‌اي از ابهام مي‌ديد و رضا ادهمي كمك ابطحي كار هدايت اين تيم را برعهده داشت. سرانجام ابطحي در يك مصاحبه‌ي تلويزيوني رسما اعلام كرد كه ديگر به كرمان نخواهد آمد تا توسط باشگاه صنعت زغال، منصور حكاك به‌عنوان مربي اين تيم معرفي شود. اين در حالي است كه حكاك پس از دو بازي هدايت زغال يك تساوي در قم برابر ارم كيش كسب كرد و در كرمان با نتيجه نزديك 7بر6 مغلوب استقلال تهران شد.

مديرعامل باشگاه صنعت زغال: پولي كه به ابطحي داده‌ايم پس مي‌گيريم

محمدي مديرعامل باشگاه صنعت زغال ضمن عصبانيت شديد از ابطحي به خاطر عمل نكردن به قرارداد خود گفت: ما در زمان عقد قرارداد با او، 40 درصد از مبلغ آن‌را به ابطحي داده بوديم به همين خاطر ما به فدراسيون شكايت كرده‌ايم و تا زماني‌كه او اين مبلغ را به ما بازنگرداند اجازه نمي‌دهيم هدايت تيم ديگري را برعهده گيرد. او مي‌افزايد: براي هدايت تيم ابتدا با ادهمي وارد مذاكره شديم كه به‌دليل مشكلاتي كه داشت پيشنهاد ما را رد كرد تا ما با منصور حكاك به توافق برسيم. ما در نيم فصل دوم با جذب يك دروازه‌بان و دو بازيكن خوب وضعيت تيم را پس از مشخص شدن تكليف مربي‌گري آن دگرگون مي‌كنيم و من اميدوارم كه تيم را در ليگ برتر حفظ كنيم.

 

منصور حكاك: به من تبريك نگوييد!

حكاك همان مربي بود كه سال گذشته زغال‌سنگ را به ليگ برتر رساند اما پس از صعود با بي‌مهري كنار گذاشته شد. او دوباره‌ هدايت زغال را بر عهده گرفت تا خاطرات خوش خود را با اين تيم تكرار كند. او مي‌گويد: وضعيت تيم زغال به شكلي نيست كه بابت هدايت آن به من تبريك بگوييد! وضعيت تيم كاملا بحراني است و ما براي خروج از اين وضعيت بر روي مسايل روحي و رواني به شدت كار مي كنيم تا بازيكنان به شرايط مطلوب برسند. من سابقه‌ي كار با اكثريت اين بازيكنان را دارم و مي‌دانم قابيلت‌هاي آنان بيشتر از چيزي است كه نشان داده‌اند. ما با اضافه كردن چند مهره‌ي خوب شرايط تيم تغيير را مي‌دهيم. حكاك در رابطه با خروج خود در ابتداي فصل از تيم زغال مي‌گويد: حتي در باشگاه‌هاي بزرگ دنيا هم ديده‌ شده كه يك مربي موفق را بركنار كنند. ابطحي پيشنهاد خود من به باشگاه بود. اما من از اين گلايه‌مند بودم كه پس از دو سال تلاش مستمر در ليگ يك و صعود به ليگ برتر چرا نبايد از مجموعه‌ي ما يك تقدير ساده هم نشود؟! خوشبختانه دلخوري‌هاي سال گذشته برطرف شده است و من با همراهي همان كادر كمك مربيان سابق تيم را اصلاح خواهيم كرد.

 

رضا ادهمي: مدير باشگاه به تعهدات خود عمل نمي‌كرد

ادهمي كه به‌عنوان كمك ابطحي بيشتر از او هدايت تيم را برعهده داشت! در اوايل هفته‌ي گذشته استعفاي خود را اعلام كرد. او در رابطه با اين امر گفت: متاسفانه مدير باشگاه به هيچ يك از تعهدات خود عمل نمي‌كرد و ما در حالي كه مي‌توانستيم يك دروازه‌بان قرضي از روسيه را وارد كنيم باشگاه هيچ همكاري نمي‌كرد و فقط وعده مي‌داد! و همين عمل نكردن به تعهدات بود كه باعث خروج ابطحي از كرمان شد. ادهمي هشدار مي‌دهد كه: بازيكنان فعلي زغال به غير از صبوري هيچ‌يك در حد استانداردهاي ليگ برتر نيستند و اگر اين تيم قصد حفظ خود را در تيم دارد بايد دو بازيكن و يك دروازه‌بان را جذب كند. ادهمي با تاييد پيشنهاد سرمربي‌گري به او گفت: براي من شرط كردند كه هم سرمربي باشم و هم تمام كارهاي انتقال بازيكن را برعهده داشته باشم كه اين در هيچ كجاي دنيا سابقه ندارد. با اين حال من به‌عنوان دوست قديمي حكاك حاضر به همه گونه همكاري با او پس از دو هفته استراحت خواهم بود. ادهمي در ادامه‌ي انتقادات خود به مدير باشگاه افزود: در حالي‌كه ما چهار ماه بدون هيچ‌گونه دريافت مالي تمرين مي‌كرديم، تنها به دليل دو جلسه تمرين نكردن به خاطر ريكاوري ذهني، توسط مدير توبيخ شديم كه اين خود بر حواشي باشگاه مي‌افزايد!  

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه یازدهم شهریور ۱۳۸۶ و ساعت 14:8 |

مس محترم شد!

 

برای مس خیلی زود دیر شد و با کسب یک امتیاز از دو بازی، این تیم فعلا حق اشتباه کردن را از خود گرفته است. چراکه تداوم اشتباهات شاید باعث به وجود آمدن بدعتی بد در این تیم از همین شروع فصل شود و آن عادت به باختن و نتیجه نگرفتن است که هرگز دوست نداریم در مس به وجود‌آید.

 

 

 

این تیم را می‌توان در معنای واقعی کلمه دست‌پخت کاظمی بدانیم که هرچند دو تست اول آن چندان به مذاق‌مان خوش نیامده است اما می‌توانیم هنوز امیدوار باشیم که با دانایی آشپز، این آش بیشتر جا بی‌افتد تا مزه‌ي آن همانی شود که برای چشیدنش لحضه شماری کنیم. بازیکنان جوان مس که اکثرا تجربه‌ي بازی‌های سنگین لیگ برتر را هم در کارنامه ندارند، هنوز باور نکرده‌اند که در چه میدان دشواری پيكار مي‌كنند. تمرینات سنگین بدنسازی قبل از فصل هم مزیدی بر علت شد تا در نیمه‌های دوم و به خصوص در 25 دقیقه‌ي آخر بازی، شاهد باشیم که قوای جسمی نارنجي‌پوشان به زیر 20 درصد برسد تا ببینیم که بازیکنان ذوب آهن چگونه مي‌توانند به راحتی تنها در محوطه‌ي جریمه‌ي مس نزدیک به پنج پاس به یک‌دیگر دهند و هیچ کدام از نارنجی پوشان توان زدن زیر توپ و دفع آن را نداشته باشد.

 

طبیعی بود تیمی که شامل بازیکنانی باشد که حتی در یک مسابقه‌ي رسمی هم در کنار یک‌دیگر به بازی نپرداخته باشند در چند بازی ابتدایی ناهمگون باشند و در نهایت آن نتیجه‌ای که دوست داریم حاصل نشود و این امری بود که مجموعه‌ي فنی و مدیریتی تیم فوتبال مس طلب کرده بود. قطعا آن‌ها پیش‌بینی این امر را هم کرده بودند. اما نکته‌ای که از حالا مطرح می‌شود این است که از چه زمانی باید قطار مس را راه افتاده دید؟ و کاظمی چه زمانی می‌تواند نسبت به برنامه‌ای که پیاده کرده است و بر روی آن نیز حسابی سرمایه گزاری کرده است، سر خود را بلند نگه دارد و با افتخار از آن سخن بگوید.

 

 

می دانیم که کاظمی مربی نیست که برروی چیزی که نمی‌شناسد با اعتبار خود بیهوده سرمایه‌گزاری کند. قطعا او شناخت کافی را از نفراتی که در اختیارش هست دارد. تجربه‌ای هم که ما از تیم‌های این چنینی داریم این است که اگر خود را پیدا کنند و راه نتیجه گرفتن را بیابند کمتر تیمی است که از شر آن‌ها در امان بماند. چراکه جوانان گمنام همانند بسیاری از بازیکنان مس هستند که تیم‌های واقعی را تشکیل می‌دهند و کاظمی پیش از فصل هم بیشتر از هر چیزی بر این خصیصه‌ي مس تاکید داشت. شاخصی که می‌تواند باعث ترس همه‌ي حریفان شود.

 

ولی در این بین یک ترس براي خودمان می‌ماند و آن همان چیزی است که در ابتدا به آن اشاره کردیم و آن به وجود آمدن عادت غلط عدم خود باوری در این تیم است. اما مسی که برابر استقلال به میدان رفت و حتی این تیم را در خانه متوقف کرد، نشان داد که اگر صبر کنیم این تیم را تیم تر از همیشه می بینیم. بازی جوانان مسی ما را امیدوار کرد تا با بازی هایی از دست آنچه برابر استقلال دیدیم بتواند بازهم عاملی شود برای ترس تمام حریفان قدر خود.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه یازدهم شهریور ۱۳۸۶ و ساعت 1:41 |

                                        روزه‌ی سکوت بگیر، طوطی جان!

 

کلمه‌ زودتر از گل‌سرخ آفریده شد. اما در جعبه‌ی جادو گاهی اتفاقاتی می‌افتد که آدمی را به یک «دنیای بدون تلویزیون» پناهنده می‌کند؛ مورچه‌ها در مغزت راه می‌روند و «کلمه» حرمت خود را از دست می‌دهد تا از دنیای سیما، یک «دنیای بدون صدا» بسازی. صداهای چرک را همان بس که در بلندگوها محبوس کنی!

 

درشت‌ترین گزارش‌گر ورزشی سیما در جشن افتتاح المپیاد ورزشی ایرانیان هنگام دعوت از رییس سازمان تربیت‌بدنی، این‌طور می‌گوید: دعوت می‌کنم از پدر ورزش ایران که به روی صحنه بیایند...

چشم همه‌ی بی‌پدرهای تاریخ برق می‌زند؛ که یک طفل صدها ساله را پدری دو ساله مهیا شده؛ که با اهدای یک خروس قندی می‌توان پدر دار شد. کسی بیاید «پدر» را برای ما معنی کند...

در هنگامه‌ی واژگونی واژه‌های مقدس، بلاغت و فصاحت را باید در کلام ایشان جست و گرنه فردوسی و حافظ و سخن‌پردازان اسطوره‌ای همه افسانه‌اند...

 

اشکال از آن طوطی تپل‌مپل نیست! او 14 سال پیش که معلم ورزش بود با برنامه‌ی «آن‌چه شما  خواسته‌اید» شروع کرده بود، اما حالا برای یک دبیر اخراجی، دریافت 2 میلیون برای اجرای هر جشن و مراسم، معنای دیگری دارد. به قول خودش، تهیه‌کنندگی و اجرای جشن‌ها درآمد به مراتب بهتری دارد. او اگر در مسابقات پرورش اندام کشور در کرمان هم حاضر بود، لابد به قهرمان سبک‌ وزن، لقب رستم دوران را می‌داد!؟ پس عجیب نیست که عنوان بر نامه‌ی نخستین‌اش، مانیفست ابدی او شود؛ آن‌چه شما خواسته‌اید...

 

حالا ورزش ما برای آن‌‌که بی‌پدر نماند، یک راه بیشتر ندارد؛ پیروزی! وگرنه مانند هنگامه‌ی شکست تاریخی جام ملت‌ها، شمایل یک بچه‌ی سر‌راهی را به خود خواهد گرفت. برای مدیران، زیرباران تشویق‌  و مدیحه‌سرایی، گام برداشتن راحت‌تر است؛ یک جور احساس موقت پرواز ...

 

اشکال از خود ماست! که مرشدهای‌مان مرده‌اند؛ که نسل نقالان شب‌های دل‌انگیزِ شاهنامه خوانی را منقرض می‌بینیم؛ که یادمان رفته روزی سرمربی تیم ملی روی نیکمت آزادی می‌نشست و در گوش‌هایش پنبه می‌گذاشت تا فحش‌ها را نشنود؛ در دامن آرمان‌های خود، تیم را به سکوهای آسیایی هم ‌رساند و در حالی‌که چشم از اتوپیای خود بر نداشته بود، چشم از دنیا فروبست؛ دهداری را می‌گویم!

 

روزگاری نقالان عزیزی داشتیم. روایت سهراب‌کُشی را به یاد بیاور. شب‌های دل‌انگیز، فتوحات رستم را چنان مي‌گفتند که در استکان‌های لب باریک، معجونی از نامیرایی انسان جای مي‌گرفت.

«نقالان مدرن» اما، نه آن رستم و شاهنامه را دارند و نه حوصله‌ی خواندن مدایح بی‌صله را...

 

( مطلب بالا نوشه ای از استاد عزیزم دکتر افشین اسدی بود که در ستون فراموش خانه بام کویر به چاپ رسیده بود و گویای همه چیز در رابطه با پدر شدن علی آبادی هست...)

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه چهارم شهریور ۱۳۸۶ و ساعت 16:43 |

دستان رحمتی مس را از شکست نجات داد

 

تیم فوتبال مس در دومین بازی خود در فصل جدید لیگ برتر فوتبال کشور نتوانست از پیروزی خود دفاع کند تا در نهایت با یک امتیاز خانگی فصل را خوشایند آغاز نکند.

 

تیم مس که در بازی هفته‌ی اول خود نیز در همدان مغلوب پاس شده بود برای آن‌که از هفته‌های ابتدایی وضعیت خود را در جدول مناسب کند و تماشاگران را نیز به تیم جدید خود امیدوار کند، حساب ویژه‌ای برروی این سه امتیاز خانگی کرده بود. کاظمی تیم خود را با ترکیب رحمتی، ابراهیمی، سوکوفانا، کیانی، امیدیان، رجبی، ممبینی، جراردو، داسیلوا، نویدکیا و غنی زاده و با سیستم 4-4-2 وارد زمین کرد. در مقابل مربی کروات ذوب‌آهن تیم خود را با نفراتی چون صادقی، احمدی، محمدپور، طالبی، تیکتریان، خلعتبری، صلصالی، فرهادی، مسلمان و امرایی چید تا این تیم هم بتواند جبران امتیازات از دست رفته‌ی خود را در بازی اول برابر ملوان انجام دهد. تا دقیقه‌ی 15 که دو تیم بیشتر به محک زدن یکدیگر پرداختند اما رفته رفته تیم مس برتری نسبی بر حریف پیدا کرد و بیشتر در زمین این تیم جولان می‌داد.

 

      ابوکورش

 

استفاده از فضای خالی که در پشت دفاع خطی ذوب آهن ایجاد می شد بیشتر در دستور کار شاگردان کاظمی بود که اکثرا به دلیل کندی مهاجمان مس، موقعیت چندان خطرناکی شکل نگرفت. در مقابل ذوب‌آهن حرکت از جناح چپ مس یعنی از سمت خلعتبری را مدنظر داشت و توانست از این منطقه خط‌رهایی هرچند نصفه و نیمه بر روی دروازه‌ی رحمتی ایجاد کند.

هرچه بیشتر به پایان نیمه‌ی اول نزدیک می‌شدیم سرعت بازی بیشتر می‌شد و با اضافه شدن بیشتر کیانی به صف مهاجمان مس، ذوب‌آهن فشار را بشتر هم احساس می‌کرد و اگر کمی شماره 9 مس بیشتر دقت می‌کرد شاید میزبان در همان نیمه‌ی‌ اول به گل می‌رسید. تک به تک کیانی که دروازه‌بان ذوب‌آهن درازکش توپ او را دفع کرد و همچنین شوت خطرناک ممبینی مهمترین موقعیت‌های مس در نیمه‌ی اول برای گلزنی بودند.

 

در نیمه‌ی دوم و با ورود رضایی به جای کیانی و محسن رسولی به جای داسیلوا وزن حرکتی رو به جلوی تیم کاظمی بیشترهم شد. اما بازهم دقت نکردن در دادن پاس‌ها و عدم سرعت مناسب در خط حمله مهمترین مشکل مس بود که باعث می‌شد این تیم از برتری خود در میانه‌ی زمین نتواند استفاده کند. هرچند بازی بیشتر در اختیار بازیکنان نارنجی‌پوش مس بود اما موقعیت تک به تک امرایی با رحمتی، زنگ خطر را برای خط دفاع مس هم به صدا درآورد که درخشش رحمتی مانع گلزنی مهاجم ذوب‌آهن شد.

 

   

 

سرانجام یک حرکت خوب در میانه‌ی زمین توسط بازیکنان مس صورت گرفت و نفوذ نویدکیا با تکل بلند مدافع ذوب همراه شد تا قاسم واحدی داور بازی نقطه‌ی پنالتی را برای مس نشان دهد، پنالتی که قطعا یکی از سوژه‌های اصلی برنامه نود خواهد بود! این پنالتی توسط ممبینی در دقیقه‌ی 75 تبدیل به گل شد تا موج شادی در میان پنج هزار تماشاگر سلیمی‌کیا به راه افتد. پس از این گل مس به زمین خود برگشت و با نزدیک کردن بازیکنان خود در زمین خودی درصدد بستن راه‌های نفوذ مهاجمان تیم اصفهانی بود. با این حال بازیکنان ذوب از کندی بازیکنان مس نهایت استفاده را می‌کردند و با حرکت‌های عرضی خود، چندین‌بار با سید‌مهدی رحمتی در موقعیت تک به تک قرار گرفتند که او با آمادگی فوق‌العاده‌ی بدنی خود مانع گلزنی آن‌ها شد تا ستاره‌ی مس لقب بگیرد.

علی رغم آمادگی رحمتی مس در اواخر بازی آن‌قدر در خط دفاع ضعیف بود تا سرانجام امرایی در دقیقه 87 با یک ضربه‌ی دقیق توپ را از بالای سر رحمتی به تور مس چسباند تا این‌بار سکوت بر سلیمی‌کیا حاکم شود.

 

      ابوکورش

 

اخراج محمدپور از ذوب‌آهن هم در دقیقه‌ی نود برای مس کارساز نبود تا در یک روز غمگین مس از رسیدن به اولین پیروزی خود در فصل جدید بازماند و تماشاگران این تیم از کسب یک امتیاز از دوبازی نسبت به تیم خود نگران‌تر شوند. فراموش نکنید که این تیم هفته‌ی آینده در آزادی میهمان استقلال است.

 

درگیری ناجوانمردانه‌ی! جوانمرد در پایان بازی مس با خبرنگاران!

آقای رییس متاسفیم...

 

گویا کمال جوانمرد از تساوی مس ناراحت‌تر از همه بود! او در پایان بازی با برخی از خبرنگاران به دلیل صادر نشدن کارت ورود به جایگاه به درگیری لفظی پرداخت و کم‌ مانده بود آن‌ها را حتی مورد ضرب و شتم‌هم قرار دهد! این در حالی بود که خبرنگاران که در بین آن‌ها حتی نمایندگان روزنامه‌های سراسری هم بودند با مسوول حراست تربیت بدنی به شکلی منطقی صحبت می‌کردند اما ناگهان جوانمرد مستقیما وارد صحنه شد و ناجوانمردانه دستور اخراج خبرنگاران را هم صادر کرد! تا مشخص شود آقای رییس در کلاس‌های درس خود در دانشگاه نیز شیوه‌های جالبی‌هم دارد! جالب بود که یکی از خبرنگاران نشریات سراسری با تعجب از سمت او سوال می‌کرد و وقتی اعلام شد که او رییس اداره‌ی تربیت بدنی کرمان است هرگز حاضر به قبول نبود و تنها می‌پذیرفت که این نوع رفتار فقط از هواخواهان سینه‌چاک مقامات برمی‌آید نه از خود مقامات! و این گونه بود که ما ماندیم و یک تاسف بزرگ برای این جوانمرد! 

 

        

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه سوم شهریور ۱۳۸۶ و ساعت 14:12 |

            اگر ذوب‌آهن را شکست ندهیم به مشکل بر می‌خوریم

 

فرهاد کاظمی در حالت عادی هم گوشی خود راخاموش می‌کند چه رسد به وقتی که تمیش بازی را هم واگذار کرده باشد. از آن‌جا که تمرینات مس هم‌چنان در کانون اصلاح تربیت برگزار می‌شود و به نوعی خود خواسته یا ناخواسته! تمرینات این تیم به پشت درهای بسته منتقل شده است با حمید نیک‌نفس مدیر عامل باشگاه بعد از بازی با پاس صحبت کردیم.

 

نیک‌نفس معتقد است مس بازی بسیار شادابی را انجام داد و باخت تیم به دلیل نرسیدن چند بازیکن و هم‌چنین دست کم گرفتن حریف خلاصه می‌شود. او جو استادیوم همدان را با رعایت احترام تیم میهمان، وحشتناک خواند و گفت: هفته‌ی اول ملاک خوبی برای ارزیابی تیم‌ها نیست و شما باید صبر کنید تا تیم واقعی ما را طی هفته‌های آتی ببینیم.

 

فصل گذشته بحث جریمه کردن بازیکنان مس پس از هر شکست داغ بود، نیک‌نفس می‌گوید: فعلا بحثی در این زمینه نداریم اما اگر لازم باشد پس از هر بازی بد، بازیکنانمان را جریمه می‌کنیم. اما فراموش نکنید ملاک برای ما تلاش نفراتمان است اگر آن‌ها تماشاگران را با بازی خود راضی کنند حتی اگر شکست هم بخوریم بازهم با حمایت ما روبه‌رو خواهند شد.

 

و بازی برابر ذوب آهن. مدیر عامل باشگاه مس می‌گوید: کار هر مربی پس از شکست پیدا کردن نقاط ضعف تیم و علل باخت است که کاظمی مشغول این کار هست. ما می‌دانیم اگر برابر ذوب‌آهن نتیجه‌ی لازم را نگیریم به مشکل بر می‌خوریم به همین خاطر با حمایت هواداران‌مان به دنبال امتیازات کامل هستیم که برای ما بسیار مهم هست.

 

زمین تمرین مس هم‌اکنون در زندان است و این بین هواداران و تیم جدایی می‌اندازد. نیک‌نفس با نارحتی در این‌باره می‌گوید: بهترین زمین تمرینی در حال حاضر زمین زندان تربیت است که درصد مصدومیت بازیکنان‌مان را کاهش می‌دهد. متاسفانه ما چند بار تلاش کردیم تا از زمین دانشگاه باهنر برای تمرین استفاده کنیم اما به خاطر اختلافاتی که میان امیری رییس این دانشگاه و پورمند رییس هیات مدیره ما وجود دارد، امیری در حق مردم کرمان کم لطفی می‌کند و از دادن این زمین به ما به دلیل برخی بهانه‌ها خودداری می‌کند! 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در جمعه دوم شهریور ۱۳۸۶ و ساعت 13:15 |