برهانی و یک فصل فینال!

 

پس از مدت ها بازهم دیدیم که او شده بود تیتر اول روزنامه ها درست مثل سه ، چهار سال قبل اما همانند نوشته قبلی بازهم برای او باید بنویسیم این کجا و آن کجا...؟!

 

برهانی در آن سال ها هر زمان مطلبی از خود در یک نشریه می دید نام ستاره جوان را در کنار خود می دید و الحق چه کسی از او ستاره تر وقتی همه را با بازی های خود متحیر می کرد. اما کسی نفهمید که در خفا بر آرش چه رفت که او هر روز ستاره ای کم سو تر شد تا در ادامه حیفه ستاره شود!

یک فصل بسیار ناموفق در پاس ، فصلی ناموفق تر در امارات و بازگشت تحقیر بار به پاس! این است کارنامه آرشی که قرار بود کماندار فوتبال ایران در خط حمله تیم ملی باشد. آرش پس از بازگشت به پاس که مسئله را خیلی خوب ثابت کرد و آن این که از نظر روحی اصلا وضعیت مناسبی را ندارد.

 

همانی که وقتی توپ به او می رسید عذاب مدافعان را فراهم می کرد بازیکنی شده بود در حد مهاجمان بی خطر زمانی که به مبتدیانه ترین شکل ممکن توپ را لو می داد و همین بود که بارها همایون شاهرخی را وادار کرد تا او را تعویض کند. و در نهایت بازی پاس برابر استقلال به همه ثابت کرد کار آرش در جایی غیر از ابعاد فنی مشکل دارد! او در حالی که خطا هم به نفع پاس اعلام شده بود بی جهت به نشانه اعتراض زیر توپ می زند تا داور او را اخراج کند و برهانی فیلم کمدی خود را که فقط سوژه خنده و کاریکاتور را برای نشریه های ورزشی فراهم کرد ، آغاز کند و از زمین خارج نشود تا او را به زور و کشان کشان از زمین خارج کنند!

 

به هر شکل اتفاق جدیدی رخ نداد و همانند سه سال قبل مهاجم کرمانی سابق تیم ملی! یک فصل کابوس وار دیگر را پشت سر گذاشت و تنها مردم کرمان و تمام هوادارانش را به این امید گذاشت که با آغاز فصل جدید و با انتخاب درست یک تیم راه نجات خود را پیدا کند.

 

                    

 

با انتقال پاس به همدان مشخص شد که آرش با ماندن در این تیم دیگر نمی تواند هیچ گوشه ای را در این فوتبال بگیرد چراکه با خارج شدن از دید ، دیگر مجالی را برای احیا خود نمی یابد. تنها راه بازگشت او از دو تیم مطرح پایتخت می گذشت. اما جای بسی افسوس بسیار که آرش پیش از شروع فصل بازهم نشان داد نمی خواهد در آرامش فوتبال خود را مجددا بازسازی کند.

 

برهانی که اکنون آرامش نیاز اصلی او است یک روز به باشگاه پرسپولیس می رفت و با این تیم قرارداد داخلی امضا می کرد و روز دیگر با فتح الله زاده برای آبی پوش شدن ملاقات می کرد! به این کار جز بازار گرمی نام دیگری نمی دهند و ممکن است در این بازار گرم این دو تیم برای نشان دادن مدریت بهتر خود ، او را با مبلغ بالاتری جذب کنند اما تجربه نشان داده است که هر زمان هر ستاره ای به این شکل به تیم های قرمز و آبی منتقل شده است راهی برای موفقیت پیدا نکرده است. نمونه های آن هم تا دلتان بخواهد فراوان است. از مومن زاده گرفته تا فراز فاطمی و سید عباسی و رضا جباری و... که همگی در ابتدا قرار بود به تیم رقیب روند اما با چرخشی 180 درجه ای پیراهن آن تیم دیگر را به دست گرفته اند و با آن عکس یادگاری انداخته اند تا در نهایت با شروع فصل نتوانند نیمی از توانایی های خود را نشان دهند!

 

و متاسفیم که امروز این اتفاق برای برهانی رخ می دهد... برهانی که بیش از هر چیز دیگری به آرامش نیاز دارد فصل خود را به بدترین شکل ممکن آغاز کرد تا جنجال های این بار طلب شده! برای او خیلی زود شروع شود. او در روزی که پیراهن آبی خود را تحویل می گرفت لبخند بسیار تلخی را بر لب داشت ، آنقدر تلخ که طاقت دیدن چهره خود را از هوادارانش می گرفت. و بازهم می گوییم او قبل از هرچیز از لحاظ روحی بسیار آشفته است که با این اقدام بی موقع خود فقط می تواند خود را آشفته تر کرد!

ای کاش اکنون که برهانی راه نجات خود را پیدا کرده بود و آن را به درستی طی می کرد و با انتخاب قاطعانه یکی از آن ها امروز سبب نمی شد نگران او برای یک فصل کابوس وار دیگر باشیم! وقتی او پیراهن آبی خود را تحویل می گرفت یاد آن روزی افتادیم که سردار آجرلو مدیر عامل پاس در روزهای اوج برهانی برای انتقال او مبلغ یک میلیارد تومان را با صراحت طلب می کرد تا ارزش آرش را به رخ همه بکشد. مسلما در آن روزها هم لبخند آرش شیرین تر بود و هم نیازی به این کارهای بنیان فکن داشت! اما حیف آن کس که می بایست قدر خود را بداند ، ندانست تا امروز بر او آن رود که همه شاهد بودیم.

 

این فصل برای برهانی حکم فینال را دارد. او اگر بتواند خود را جمع کند هنوز هم می تواند امید اول کرمانی ها برای تیم ملی باشد اما وای از آن روزی که برهانی همان روند سه فصل قبل خود را طی کند که در این صورت فقط باید فیلم بازی های قدیمی بازیکنی به نام آرش برهانی را نگاه کنیم تا یادمان بماند که چنین بازیکنی هم بوده است!      

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه سی ام تیر ۱۳۸۶ و ساعت 23:12 |

محمدي: يك ريال هم از مس بيشتر نخواستم

بدون شك در فصل نقل و انتقالات ليگ برتر امسال عباس محمدي از معدود بازيكناني بود كه با بي‌مهري تمام از تيم شهر خود جدا شد و راهي ديار نصف جهان شد تا از دروازه‌ی سپاهان در جام باشگاه‌هاي آسيا دفاع كند.

محمدي سه سال قبل و پس از اين‌كه از برق شيراز راهي كرمان شد يكي از اركان اصلي صعود مس به ليگ برتر بود. نام او به عنوان كاپيتان اولين تيم كرماني راه يافته به ليگ برتر در تاريخ فوتبال كرمان به‌عنوان يك بازيكن از همين منطقه ثبت خواهد شد. كاپيتان تيم مس در ليگ برتر در فصل ششم، هرچند فراز و نشيب‌هاي زيادي را تجربه كرد اما بازهم در بسياري از بازي‌ها نقش منجي تيم شهر خود را ايفا كرد و دعوت سه باره‌ی او به تيم ملي نشاني از رضايت عملكرد او در بين بازيكنان فصل گذشته ليگ برتر بود. او اكنون به سپاهان مي‌رود تا با ايستادن درون دروازه‌ی اين تيم اصفهاني در بازي‌هاي آسيايي بيشتر در ديد باشد تا راه دعوت خود به تيم ملي راهم بازتر كند. مسلما محمدي از آن دسته بازيكناني نبود كه بدون تيم بماند و تنها مي‌توانيم اميدوار به اين باشيم كه مس با از دست دادن او بعدها پشيمان نشود.

محمدي كه قبل از سفر به كرمان بارها اعلام كرده بود علاقه‌مند است در شهر خود به فوتبالش ادامه دهد پس از جدايي از مس گفت: زماني‌كه در تهران بودم، بارها شنيدم كه تيم مس به من نياز ندارد و با دروازه‌بانان جديدي وارد مذاكره شده است و زماني‌كه به كرمان آمدم متوجه شدم اين موضوع صحت دارد چراكه كارهاي خروج من از تيم مس به سريع‌ترين شكل ممكن و به طور بي‌سابقه‌اي انجام شد!

دروازه‌بان تيم مس درمورد علل جدايي خود از مس گفت: اين تصميم فرهاد كاظمي بود و از آن‌جايي كه باشگاه نيز دست او را در اين زمينه باز گذاشته بود، او به راحتي بر روي نام من خط كشيد. مسلما خود كاظمي بهتر از هر فردي مي‌تواند اين دلايل را بيان كند اما بايد با صراحت اعلام كنم كه دليل جدايي من از مس اصلا به مسايل مالي بر نمي‌گردد.

محمدي افزود: سه سال قبل و زماني‌كه تيم در ليگ يك بود و به من اعلام نياز كرد، از تيم‌هاي بسيار خوب ليگ برتري با پيشنهادهاي مالي بسيار خوب روبه‌رو بودم اما تنها به واسطه‌ی علاقه به شهرم به كرمان آمدم و در مس توپ زدم. اين وضعيت در فصل قبل نيز اتفاق افتاد اما من در مس ماندم. در اين فصل هم من به مسوولين تيم اعلام كردم كه حتي يك ريال هم بيشتر از قرارداد سابقم بيشتر پول نمي‌خواهم اما كاظمي اعلام كرد كه قرارداد من را به نحوي تنظيم كنند كه در مس تحقير شوم! به هر شكل من بعد از اين همه بازي، شخصيت فوتبالي خودم را از سر راه نياورده بودم كه براي ماندن در تيم هر خفتي را قبول كنم! مسوولين تيم بهتر است مردم را فريب ندهند و به آن‌ها نگويند كه محمدي رقم نجومي درخواست كرده است، چرا كه در روزهاي اخير برخي از همشهريان از من خواسته بودند مبلغ درخواستي‌ام را كم كنم كه اصلا موضوع به اين شكل نبوده است.

كاپيتان سابق مس هرگونه اختلاف شخصي با كاظمي را رد كرد و در مورد اين سوال كه شايد كاظمي محبوبيت زياد محمدي در كرمان را مشكلي براي آينده او مي‌دانسته است گفت: اين احتمال نيز وجود دارد... به هر شكل هيچ مربي دوست ندارد بازيكن او محبوبيتش بيشتر از اندازه‌اي خاص شود! خيلي‌ها هم فصل قبل جو سازي مي‌كردند كه محمدي داراي باند در تيم است كه هركس من را بشناسد مي‌داند من حتي باند زخم هم بلد نيستم ببندم چه رسد به باند در تيم! من خوشحالم كه با تمام توانم در خدمت تيم بودم و همه هم ديدند كه زحمات تيم به گردن ما بود اما وقتي تيم به مشكلي هم بر مي‌خورد بازهم ما در رديف اتهام بوديم. اما فارغ از همه‌ی اين مسايل رضايتي كه مردم استان از عملكرد من داشتند وجدان من را راحت مي‌گذارد.

عباس محمدي در مورد آينده‌ی تيم مس گفت: هرچند من با دلي شكسته‌ تيم را ترك مي‌كنم اما به‌عنوان يك كرماني هميشه هوادار مس مي‌مانم چرا كه همه‌ چيز فوتبال نيست. براي مهدي رحمتي دروازه‌بان جديد تيم هم آروزي موفقيت مي‌كنم و مطمئنم قطعا او بهتر از من بوده است كه او را جذب كرده‌اند. اما به فرهاد كاظمي به عنوان يك كرماني توصيه مي‌كنم كه به فوتبال بيشتر توجه كند و گمان نكند كه كنار گذاشتن كرماني‌ها و يا عدم جذب آن‌ها از تيم به دليل نجابت زيادشان كار آساني است!

اين دروازه‌بان كرماني در رابطه با انتقال خود به سپاهان گفت: من بين انتخاب استقلال تهران و سپاهان مردد بودم كه سرانجام سپاهان را انتخاب كردم چرا كه اين تيم به دليل شركت در سه جام باشگاه‌هاي آسيا، ليگ برتر و جام حذفي به چند دروازه‌بان آماده‌ نياز داشت.     

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۸۶ و ساعت 12:50 |

مطلب کاملا اختصاصی از تک به تک

گفتگو با دختری که فوتبالیست جوان را ناخواسته پدر کرد:

 

تنها یک شناسنامه برای کودک بی گناه می خواهم!

 

واقعا دوره زمانه بدی شده است وقتی می بینیم که فیلم و یا عکس هر فوتبالیست یا یک شخصیت مشهور که نباید ببینیم بر روی گوشی های موبایل ، تمامی بلوتوث داران وجود دارد مگر آن که خلاف آن ثابت شود! اما اتفاقی ، طی چند هفته اخیر رخ داده است  که می تواند این وضع را بدترهم کند. زمانی که فردی بیاید و از ارتباط خود با یک فوتبالیست خبر دهد. امری که گویا قرار است جدیدا گریبان این قشر از جامعه را بگیرد!

 

چندی پیش وبلاگ هوادار یکی از فوتبالیست های مشهور نظرهای عجیبی را دریافت می کرد مبنی بر اینکه به دلیل پاره ای از دلایل ، دست حمایت از آن فوتبالیست را بردارد. زمانی که مدیر وبلاگ در برابر این نظرات موضع گرفت ، آن نظر دهنده علت مخالفت خود را ارتباط نامشروعی دانست که آن فوتبالیست در زمانی با او داشته است که در نهایت منجر به بچه دار شدن از او و سایر مشکلات به وجود آمده به تبع آن شده است!!

 

در نگاه اول قضیه بسیار ساده بود و همه گان ، آن نظر دهنده را فردی دروغگو که در صدد جلب توجه و خراب کردن چهره آن فوتبالیست محبوب بود ، می دانستند. اما در ادامه مشخص شد قضیه به این سادگی ها نیز نیست. نظر دهنده که نظرات خود را با نام مستعار "آهنگ" در وبلاگ های طرفداران آن فوتبالیست مشهور می گذاشت از عکس ها و مدارک پزشکی خبر داد که در صدد افشای آن ها بر آمده بود. او برخی از عکس های تکی و شخصی این فوتبالیست را نیز که در اطاق هتل های محل اقامت او گرفته بود ، بر روی وبلاگی که خود آن را راه اندازی کرده بود قرار داد تا قضیه ابعاد جدیدی پیدا کند.

 

فرد مذکور که هم اکنون در ایالت کالیفرنیا آمریکا زندگی می کند ایمیلی با نام "شیوا رحیمی" دارد و از طریق آن عکس های آن فوتبالیست را برای کسانی که خواهان اطمینان از قضیه هستند ارسال می کند! اتفاقی که نمود خود را در وبلاگ های طرفداران آن فوتبالیست نیز گذاشته است و بسیاری را با او هم عقیده کرده است!

 

                      

 

فرد مذکور با بیان اینکه "شیوا رحیمی" نام واقعی او نمی باشد از خویشاوندی بسیار نزدیک خود با این فوتبالیست خبر می دهد و مدعی می شود که با او از سال های بسیار دور یعنی آن زمانی که وی هنوز در شهرستان خود توپ می زد ارتباط داشته است. او حتی خود را دلیل اصلی پیشرفت آن فوتبالیست می داند و می گوید: زمانی که او از یکی از تیم های مطرح تهرانی با مبلغی بسیار کم پیشنهادی دریافت کرد ، قصد داشت به یکی از تیم های دیگر شهر خود به دلیل دریافت مبلغ دو میلیون بشتر رود! که من ساعت ها با او حرف زدم و او را متقاعد کردم که به تهران رود. و او به تهران رفت و توانست با بازی های بسیار خوب خود تبدیل به یکی از بهترین بازیکنان ایران شود که به همراه تیم خود قهرمانی لیگ برتر را هم کسب کرد تا به تیم ملی نیز راه یابد.

 

او ادامه می دهد زمانی که این فوتبالیست به تهران رفت همچنان ارتباط خودش را با من حفظ کرده بود و بارها نیز به من قول ازدواج داده بود تا اینکه من به همراه خانواده ام مجبور شدیم به آمریکا سفر کنیم. جالب بود که همزمان با سفر من به آمریکا فوتبال او بسیار افت کرد خبرهای بسیار تلخی می شنیدم مبنی بر فساد اخلاقی او در تهران و اینکه به خوردن مشروبات الکلی سخت گرفتار شده است. و از تلویزیون هم بازی های ضعیف او را می دیدم و هر زمان با او صحبت می کرم او منکر منحرف شدن خود می شد.

 

وی در ادامه سخنان خود می گوید: او به هر شکل به امارات رفت و موقعیت برای من هم فراهم شد که در مقطعی که او به تیم اماراتی منتقل شد به آن کشور بروم و با یکدیگر زندگی کنیم. او مدعی است تمامی فوتبالیست هایی که در آن زمان در امارات توپ می زدند از ارتباط من با آن فوتبالیست در جریان بودند.

 

زمانی که قرار شد او به ایران بازگردد من به او اعلام کردم که: از تو حامله شده ام و نیاز به یک شناسنامه برای این بچه دارم و او بی توجه از کنار این قضیه گذر کرد اما من در تمامی این مدت به او اعلام می کردم که حاظر به گذشتن از این بچه نیستم و اورا به دنیا خواهم آورد که بسیاری می گفتند علت افت مجدد او در بازگشت به ایران ، ناراحتی روحی اش از این قضیه بوده است! تا اینکه بالاخره پس از تولد بچه و قبل از یکی از بازی های بسیار مهم لیگ برتر با او تماس گرفتم و از تولد بچه خبر دادم و همین عاملی شد تا او به شکلی کاملا عصبی از آن بازی مهم اخراج شود!!

گویا نام آهنگ نیز برای این بچه انتخاب شده است که وی با این نام در وبلاگ ها مبادرت به افشاگری های خود می کند. زن مجهول الهویه در رابطه با افشاگری های خود گفت: من نه پول می خواهم و نه قصد گرفتن انتقام از آن فوتبالیست را دارم ، من تنها یک شناسنامه برای فرزندم می خواهم. تاکنون نیز به صورت علنی نیز خیلی از عکس ها و مدارک را افشا نکرده ام اما در صورت ادامه بی توجهی این پدر به فرزند خود همه آن هارا منتشر می کنم ، چراکه من دیگر این زندگی را نمی خواهم و فقط درصدد هستم آینده این بچه بی گناه تامیین شود!!

 

وی از وجود آزمایش هایDNA که ثابت می کند آن فوتبالیست ، پدر این کودک است خبر می دهد و می گوید: در اینجا از او شکایت کرده ام و اگر او سریعا برای گرفتن شناسنامه این کودک اقدام نکند تمامی این شکایت ها و مدارک را به رسانه ها می کشانم تا درس خوبی را به او داده باشم!!

نتیجه گیری از این قضیه را فقط به شخص خود شما وا می گذاریم و هیچ داوری و اظهار نظری را از خودمان اعلام نمی کنیم! و تنها یه یک کلام بسنده می کنیم... تاسف و دیگر هیچ...

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه بیست و سوم تیر ۱۳۸۶ و ساعت 21:24 |

نکاتی برای ماندگاری یک خاطره

 

هرچند سخت اما بالاخره بردیم و حالا می توانیم تا بازی بعد پاهایمان را روی هم بی اندازیم و زیر کولر در ظهرهای تابستانی تخمه بشکنیم و با خیال راحت شگفتی سازی ها را یکی پس از دیگری در جام ملت های آسیا ببینیم. واقعا حس لذت بخشی است که پس از بازی با ازبکستان داریم.

این حس زمانی لذت بخش تر می شود که یاد آریم این قضیه محتمل بود که همانند خیلی وقت ها بازهم عصبی شویم و حوصله دیدن ادامه بازی ها را نداشته باشیم. حسی که در نیمه اول از رگ گردن به ما نزدیک تر بود اما هرچه رخ داد ، اکنون آسوده ایم و این شاید بازی با ازبکستان را برای ما تبدیل به خاطره ای شیرین کند.

شاید بد نباشد نکته هایی از این خاطره شیرین را به ذهن بسپاریم تا یادآوری آن برای ما ساده تر شود. نکته هایی شاید چشمگیر تر از شکسته شدن دندان مهدوی کیا و لبخندهای بیاد ماندنی او پس از این اتفاق که سبب شد به یاد بیاوریم روزی او هم پیر خواهد شد و شاید همان روز ما دیگر ما یک ارسال کننده دقیق مثل او نداشته باشیم تا در دقایق بحرانی فرشته نجات ما باشد!

 

 

رسول خطیبی:

شاید حالا که هوای مالزی حسابی گرم هست هنوز رو سیاهی برروی زغال های آنجا باقی مانده باشد! در این مثال هیچ رابطه ای با رسول خطیبی پیدا نکنید که همیشه می گفت اگر در جام جهانی هر مربی غیر از برانکو بر روی نیمکت ایران بود آن موقعیت طلایی بازی با پرتغال را گل می کردم ، شاید اصلا برگردان گل می زدم! و حتی در نهایت کاپ آقای گلی را هم با خودم به ایران می آوردم! بین دو نیمه وقتی یک ملت از نتیجه و بازی ایران عصبانی بودند بازهم سیل اس ام اس ها به سمت شماره ده ایران رفت! و حساب کنید امیر قلعه نویی چقدر مقصر بود تا خطیبی در جایی بازی کند که جلو و عقب آن را نمی دانست و تمامی توپ ها را لو داد تا عاملی باشد فقط برای عذاب! 45 دقیقه او را تحمل کردیم تا منطقه او نقطه ضعف ما شود و 45 دقیقه دیدیم با نبود او آن منطقه می شود نقطه قوت ما. تفاوت در همین نکته ساده است!

 

رحمان رضایی:

وقتی رحمان به زیبایی هرچه تمام تر خاطره استاد اسدی را برایمان زنده کرد و گل به یاد ماندنی را برای ازبکستان زد به ناگاه یاد بازی ایران و ایرلند افتادیم در دوبلین که چگونه در دقیقه آخر نیمه اول ، دفاع مطمئن ما یک پنالتی بی دلیل را به شاگردان مک کارتی داد. ناخود آگاه به یاد همین جام ملت های دوره قبل افتادیم که چگونه دو بازیکن تیم ملی ما با کتک کاری خود "کرکر" خنده تمام آسیا را فراهم کردند که یک طرف آن بازهم دفاع مطمئن ما بود. به یاد جام جهانی افتادیم که چگونه رحمان پاس گلی را برای مهاجم مکزیکی فراهم کرد و بعد از همه این ها به یاد وعده رحمان در خداحافظی از تیم ملی بعد از جام ملت ها افتادیم. رحمان را دوست داریم به همان اندازه پرش هایش که در ابتدای کار او در تیم ملی دیده بودیم. یعنی همان روزهایی که رحمان رضایی قصه ما از سر شکم سیری برای ما توپ نمی زد.

 

 

جلال حسینی:

هرچقدر از بازیکنان مطمئن سابق خود ناامید شدیم یک پسر با موهای کم با بازی خودش قند را در دلمان آب می کرد.جلال حسینی هرچه توپ به سمتش آمد برگشت داد و همانند دیگر مدافع ما حتی درس گل زنی هم داد البته به تیم حریف! حسینی زیر دست دایی تبدیل به بازیکنی شده است که مدت ها چراغ در دست گرفته بودیم و به دنبال او برای خط دفاع تیم ملی می گشتیم. حساب کنید در همین بازی سایر مدافعان ما همانند نصرتی ، صادقی ، قربانی ، انصاریان ، حاجی زاده!!! و... بازی می کردند. مطمئنیم آن زمان دیگر قند در دلتان آب نمی شد. جلال جان منتظریم با همین روند به دیواره های دفاعی در اروپا برسی هرچند مطمئنیم شما دیگر برخلاف خیلی از حرفه ای ها آن زمان از فوتبال ملی سیر نمی شی!

 

 

 

امیر قلعه نویی:

پس این بازیکنان چه کاره هستند؟! مگر نمی دانند در زمان فشار یک مربی بر روی نیمکت ما حضور دارد که باید او را آرام کنند؟! مگر نمی دانند اگر او با او صحبت نکنند ممکن است خودش وسط زمین بیاید و از داور گرفته تا بازیکنان حریف و بازیکنان خودی و تماشاگران و حتی بن همام را مورد تفقد خودش قرار دهد؟! مگر نمی دانند اگر او را نگیرند نیمکت تیم ملی را از جا می کند و وسط زمین پرت می کند تا رکورد قوی ترین تماشاگر نمای دنیا را از آن خود کند؟! مگر نمی دانند که باید بین دو نیمه باید با او بیشتر صحبت کنند تا آرامش خود را در کنار زمین بیشتر حفظ کند؟! اگر نمی دانند پس حقشان است که بی مربی بازی کنند و همان بهتر که مربی آن ها بر روی سکوی تماشاگران لیدر هوادارن شود! 

 

  

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه بیستم تیر ۱۳۸۶ و ساعت 19:31 |

               کرمانی ملی پوشمان آرزو است

 

اگر بخواهیم برای ارزیابی فوتبال یک منطقه‌ معیارهایی را در نظر داشته باشیم، بدون شک یکی از آن‌ها تعداد نفرات ملی‌پوشی است که از آن خطه در تیم‌های کشور حضور دارند. از همین رو است که شاید اردبیل و یا کاشان که هیچ‌گاه هیچ تیم قدرتمندی را در عرصه‌ی فوتبال کشور نداشتند، تنها به دلیل این‌که در همه‌ی ادوار تاریخ تیم ملی چند بازیکن ملی‌پوش را داشته‌اند همواره مورد احترام کارشناسان فوتبال بوده‌اند. حال این بماند که در شهرهایی که خود صاحب تیم هم هستند و آن‌ها در لیگ‌های برتر و دسته اول کشور می‌بینند به مراتب تعداد نفرات ملی‌پوش زیادی را معرفی می‌کنند. از مشهد گرفته تا خوزستان، اصفهان و... اما این قضیه در کرمان به رخ نداده است تا بازهم متوجه شویم که فوتبال این استان در جایی لنگ می‌زند.

 

پس از انقلاب در دهه‌ی شصت و هفتاد که حضور یک کرمانی حتی بر روی نیمکت تیم‌های دسته اولی و یک افتخار بزرگ محسوب می‌شد چه رسد به این‌که انتظار داشته باشیم از کرمان فوتبالیستی را در تیم ملی ببینیم. این تابو سرانجام در سال‌های آغازین دهه‌ی 80 و با حضور علی سامره و عباس محمدی در تیم ملی زمان جلال طالبی شکست تا کرمانی‌‌ها کمی دلگرم‌تر شوند. اما در همان زمان هم بر همه روشن بود که این روند برای پرورش فوتبالیست‌های کرمانی تا 100 سال آینده هم نمی‌تواند حضور چند کرمانی را در تیم ملی مستمر کند چراکه شیوه‌ی در پیش گرفته شده مبتنی بود بر ظهور یکباره‌ی ستاره‌ها بدون داشتن هیچ برنامه‌ی قبلی.

 

      

 

محمدی و سامره به دلایلی که قطعا خیلی از آن‌ها فنی نبوده است همواره از لیست‌های نهایی خط می‌خوردند تا تقریبا هیچ تورنمت معتبری را تجربه نکنند.

 اما ستاره‌ی جدیدی از کرمان در فوتبال کشور متولد شد که تقریبا روی همه را سفید کرد. برهانی آن‌قدر درخشیده بود که هم جام ملت‌های چین را تجربه کند و هم در جام جهانی آلمان به میدان رود. هرچند او در هیچ یک از این تورنمت‌ها حتی نتوانست نیمی از توانایی‌های خودش را به نمایش بگذارد اما به هر شکل صرف بازی او در این تورنمت‌ها آن هم به نمایندگی از فوتبالی که پرونده‌ی خود را در عرصه‌ی ملی خالی می‌دید خود کوله باری از شادی به همراه داشت.

 

این قصه‌ی سه ملی‌پوش واقعی کرمانی پس از انقلاب بود. این‌که چگونه فوتبال یکی از پهناورترین استان‌های کشور در عرض سی سال فقط می‌تواند سه ملی‌پوش واقعی را معرفی کند جای طرح دو پرسش را باقی می‌گذارد. این‌که یا ما استعداد فوتبال در استان نداریم، همان‌طور که در کشتی و تکواندو و... نداریم و یا این‌که استعداد داریم اما افرادی که آن‌ها را پرورش دهند نداریم. یعنی قحط‌الرجال برای بزرگ کردن استعدادها که با توجه به شور فوتبالی که در این استان وجود دارد می‌توانیم به مورد دو بیشتر چشم بدوزیم. شور فوتبال را در این استان در جایی می‌بینیم که در کلاس‌های فوتبالی که مثلا قرار است علی دایی‌های ما را کشف کنند چگونه چند صد نفر ثبت‌نام می‌کنند و یا همین شور در هر عصر تابستان که بچه‌ها را به چیدن چند تکه آجر برای گل کوچک می‌کشاند.

 

قدیم‌ترها وقتی از همه‌ی افراد اهل فن از کمبود بازیکنان کرمانی ملی‌پوش سخن می‌گفتیم همه جواب می‌دادند مشکل از نبود یک تیم کرمانی در لیگ برتر است. اگر این تیم بیاید همه پی خواهند برد که فوتبال کرمان معدن بازیکن است و حتی دست خوزستان را هم خواهد بست! اما تیم کرمانی هم به لیگ برتر آمد و ما همان یک نماینده‌ای را هم که در رقابت‌هایی مثل جام ملت‌های آسیا داشتیم امروز از دست می‌دهیم! می‌توانستیم منتظر باشیم نفراتی مثل برهانی، سامره، علیزاده، محمدی، حسین‌خانی را از کرمان در تیم ملی ببینیم اما همه شاهد بودند که این نفرات آن‌قدر درخشیده‌اند که امروز از عدم دعوت هیچ یک از آن‌ها ابروی هیچ منتقدی خم نشود.

 

فوتبال کرمان قبل از شروع جام ملت ها شکست خورد  و آن‌زمانی بود که لیست نهایی تیم ملی برای جام ملت‌ها اعلام شد و بازهم نام بازیکنی از کرمان در آن خالی بود. امروز هم می‌توان خوشحال بود که زمانی سامره و برهانی در تیم ملی داشتیم، خلیلی را در تیم‌های جوانان و نوجوانان و هنری را در تیم ملی بانوان... که هیچ یک از آن‌ها امروز در این تیم‌ها حضور ندارند! گمان می‌کنیم زمان آن رسیده که باردیگر به مسوولین گرامی اعلام کنیم اگر می‌خواهید در سال‌های آتی و پس از اعلام هر لیست بازهم شکست نخورید از امروز برای نوجوانان و نونهالان فوتبال دوست کرمانی برنامه‌ی بلند مدت بریزید و نحوه‌ی درست فوتبال بازی کردن را به آن‌ها آموزش دهید، نه این‌که با اسامی دهان پرکن در تابستان فقط خانواده‌ها را بفریبید و بازهم به انتظار طلوعی ستاره‌ی جدید باشید تا هم‌چون جرقه کمی این فوتبال را روشن کند! عدم وجود یک برنامه‌ی بلند مدت برای فوتبال این استان که در پایان مدت آن مطمئن شویم چند ملی‌پوش را داریم در این استان احساس می‌شود.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه هفدهم تیر ۱۳۸۶ و ساعت 11:41 |

فصل نقل و انتقالات برای صنعت مس در حالی آغاز می‌شود که از این تیم خبر می‌رسد معدود بازیکنان و کادر فنی کرمانی تیم مس برخلاف میل باطنی خود مجبور به ترک این تیم هستند.

در اولین حضور مس در لیگ برتر عباس محمدی و فرزاد حسین‌خانی تنها بازیکنان کرمانی فیکس بودند ضمن این‌که در کادر مربیان تیم نیز نخعی، محمدی و فرخی و برهمت در هدایت تیم به دست‌نشان و در ادامه به کاظمی کمک می‌کردند. اما از شواهد امر به نظر می‌رسد که در آغاز لیگ برتر هفتم شاید این تعداد کرمانی به کمتر از نصف تقلیل پیدا کند!

 

عباس محمدی دروازه‌بان این فصل مس که هر چند فراز و نشیب‌های زیادی را تجربه نمود، اما بی‌شک او یکی از ارکان اصلی مس در فصلی بود که همراه با موفقیت نسبی برای این تیم بود. او همینک در تهران به سر می‌برد و هیچ تماسی را با مسوولین تیم برقرار نکرده است. در لیست‌هایی که به صورت رسمی و غیر رسمی برای مذاکره از سوی باشگاه مس اعلام می‌شود همواره نام دو یا سه دروازه‌بان مطرح کشور در آن به چشم می‌خورد. از حسن رودباریان گرفته تا ابراهمی میرزاپور! اما اگر انتقال این دو قطعی نشود که احتمال آن هم زیاد است، برخی از توافقات نهایی با مهدی رحمتی خبر می‌دهند. و این یعنی این‌که محمدی شاید فصل بعد مجبور شود در شهر خود دروازه‌بانی نکند. از سوی دیگر عباس نیز از بی‌مهری مسوولین در مشخص نکردن تکلیف او گله‌مند است و به صورت غیر رسمی هم شنیده است که جایی در لیست فرهاد کاظمی ندارد.

 

البته محمدی همه‌ی مذاکرات خود را با تیم‌های دیگر منوط به عدم پیشنهاد مس برای تمدید قرارداد خود کرده است و حتی حاضر شده است برای بازی در تیم شهر خود مبلغی به مراتب کمتر از تیم‌های دیگر دریافت کند و این همه نشان می‌دهد اگر او بار سفر به شهرهای دیگر را ببنندد، با خاطره‌ای بسیار تلخ و گله‌مندی فراوان از تیم شهر خود دل خواهد کند. در این صورت باید منتظر سخنان زیادی از عباس محمدی بود که معمولا حرف‌های خود را با صراحت بیان می‌کند و همین یکی از عوامل محبوبیت او در کرمان می‌باشد. جدی‌ترین پیشنهاد کنونی به او از سوی تیم پیکان تهران داده شده است.

فرزاد حسین‌خانی وضعیتی به مراتب دشوارتر از محمدی دارد. او که در نیم فصل اول امسال لیگ برتر فوق‌العاده ظاهر شد و حتی زمزه‌های دعوت او به تیم ملی هم به گوش رسید در نیم فصل دوم دچار افت شد تا کنار گذاشتن او از تیم به مراتب راحت‌تر باشد. به هر شکل حسین‌خانی بازیکنی است که ثابت کرده است می‌ تواند یک مهره‌ی قابل اتکا برای تیم باشد که اعتماد مربیان را با برطرف کردن مشکلات بدنی خود باردیگر جلب کند. اما گویا قرار نیست در این فصل این فرصت به این بازیکن کرمانی داده شود تا یکی دیگر از معدود کرمانی‌های تیم هم کنار گذاشته شود. کاظمی در طول بازی‌هایی که کار هدایت مس را بر عهده داشت نشان داد به او اعتقادی ندارد و در بازی‌های پایانی فصل معمولا از او بر روی نیمکت استفاده می‌کرد که این امر دشواری کار حسین‌خانی در تیم مس را آشکار می‌سازد.

در ادامه‌ی پروژه‌ی کرمانی گریزی صنعت مس، فرهاد کاظمی اعلام کرده است که در کادر مربیان تنها از یک کرمانی استفاده خواهد کرد که مشخصا این یک نفر نیز برای خالی نبودن عریضه خواهد بود! و راهی برای بستن انتقادات. فرخی و برهمت که به احتمال زیاد جایی در کنار کاظمی نخواهند داشت تا او مربیان دلخواه خود را از شهرهای دیگر بیاورد و از بین نخعی و محمدی نیز یک نفر انتخاب خواهند شد که به نظر می‌رسد احتمال انتخاب نخعی بیشتر باشد. این احتمال از جایی نشات می‌گیرد که پس از پیشنهاد برخی از کارشناسان مبنی بر استفاده محمدی به جای دست‌نشان در زمان اخراج او، کاظمی نسبت به او دید خوبی پیدا نکرده است!

 

این کرمانی گریزی در حالی رخ می‌دهد که حمید نیک نفس به عنوان یک مدیر عامل کرمانی دست کاظمی را برای گرفتن هر تصمیمی باز گذاشته است و به این شکل نباید در این فصل منتظر اتفاق خوشایندی برای بازیکنان کرمانی بود.

 

یکی از کارشناسان فوتبال کرمان ضمن انتقاد شدید نسبت به روند در پیش گرفته تیم مس گفت: این درست که در فوتبال حرفه‌ای امروز مرزها مطرح نیست اما نباید به این شکل هویت یک تیم را هم از آن بگیریم. شاید کرمان بازیکن و یا مربی درجه‌ی یک به آن حد نداشته باشد که یک تیم کامل از آن‌ها تشکیل داد اما این‌که در این تیم حتی یک کرمانی هم حضور نداشته باشد توهین آشکار به تمام فوتبالیست‌های شهری است که آن‌قدر توانایی دارند که در تیم بازی کنند اما به خاطر برخی مسایل باید پشت خط بمانند.

 

به هر شکل هنوز که لیست دقیقی از بازیکنان مس برای فصل بعد اعلام نشده است و قرار است این اتفاق مهم در آخر همین هفته انجام پذیرد. پس تا آخر این هفته مشخص می‌شود که هویت مس باقی خواهد ماند یا چالشی جدید گریبان این تیم را می‌گیرد!

( البته پس از انتشار این مطلب در بام کویر خبر رسید که باشگاه مس خوشبختانه از روی رضایت یا اجبار با مهدی مححمدی ُ احمد نخعی و فرزاد حسین خانی تمدید کرده است و عباس محمدی از این تیم جدا شده است. منتظر خبرهای دقیق تر از جدایی محمدی باشید)

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در پنجشنبه چهاردهم تیر ۱۳۸۶ و ساعت 14:13 |

شاید این دو مقوله‌ی هیچ ربطی به هم نداشته باشند و شاید هم کاملا به یکدیگر متصل باشند یعنی سهمیه‌بندی شدن بنزین و بالارفتن قیمت بازیکنان. خداروشکر که تیم‌های حرفه‌ای و لیگ برتری کرمانی آن‌قدر کم شده‌اند که مسوولین دیگر دغدغه‌ی جذب بازیکن و تقویت آن‌را هم نداشته باشند اما برخی از افراد که مامور انتقال بازیکنان به تیم‌های معدود لیگ برتری کرمانی هستند( شما بخواید مدیر برنامه نه خدای نکرده دلال!) از تاثیر این عمل در قیمت بازیکنان خبر داده‌اند به نحوی که قیمت بازیکنان چندین برابر شده است. و این می‌تواند برخی معادلات همانند تعیین سقف قرارداد باشگاه مس را برای جذب بازیکن برهم بزند. به هر شکل این بازیکنان هم حق دارند. وقتی سهمیه‌بندی قیمت سیب‌زمینی را افزایش می‌دهد بازیکنان ما که به خصوص در عرصه‌ی غیرت از سیب زمینی کمتر نیستند! باید تاثیر آن را بر خود ببینند!

به هر شکل قیمت‌ها در بازار نقل و انتقالات چندین برابر شده است و بازهم به گفته برخی افراد تمام بازیکنانی که به تیم فوتبال مس قیمت داده بودند اکنون قیمت خود را چندین برابر کرده‌اند. بالاخره آن‌ها همه اتوموبیل دارند آن هم از نوع پرسوختش که برای گردش‌های خیابانی آن‌ها باید باکش پربنزین باشد و این بنزین از بازار آزاد تهیه شود!    

  

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه سیزدهم تیر ۱۳۸۶ و ساعت 13:9 |

دهن کجی به مدیران!

 

چقدر روزهای خوب زود پایان می‌یابد. حالا این پایان می‌تواند به‌وسیله‌ی ضعیف شدن خودمان و قدر شدن حریفان رقم بخورد که بیایند و روزهای خوب ما را به هم بزنند و یا اگر روزگاری هم همه چیز به کام ما شد و قرار نشد ما ضعیف شویم و حریفان روزگار ما را سیاه کنند، از درون، خودمان را نابود کنیم! درست همانند کاری که در سیرجان کردیم. به هر شکل، آقایان و خانوم‌ها ما محکوم به تیره روزی هستیم!

 

سال 85 را می‌توان یکی از رویایی‌ترین سال‌های ورزش کرمان دانست که تیم‌های شهرهای مختلف آن خصوصا در بازی‌های گروهی موفقیت‌های بی‌نظیری را فوتبال، والیبال، هندبال به دست آوردند و کرمانی‌ها در لیگ‌های برتر مختلف هیچ احساس کمبودی نداشتند. این بود که گمان می‌کردیم ورزش کرمان راه خود را درست پیدا کرده است و قصد دارد مسیر موفقیت را به شکل صحیح طی کند. هرچند همان زمان هم می‌گفتیم که تیم‌های فعلی استثناهایی هستند که نباید به موفقیت‌های مقطعی آن‌ها دلخوش کرد... اما نمی‌دانسیتیم ریشه‌ی ورزش کرمان از ریشه خراب است و اگر این عرصه در کرمان به موفقیت‌هایی رسیده است به واسطه‌ی دست‌هایی است که از غیب به کمک ما آمده بودند!!

 

       

 

اگر در کرمان علاقه‌مند به ورزش بودی امکان نداشت هر روز و یا شاید هر ساعت گوشت را به سمت این شهر بچرخانی تا خبر موفقیت تیم‌های بزرگ لیگ برتری این شهر را در سیرجان بشنوی. دیار درختان سنگی شده بود پایتخت ورزش کرمان، آن هم به همت مدیرانی که دیگر نبودند تا با چنگ و دندان از آن‌چه که کاشته‌اند و اکنون فصل برداشت موفقیت آن‌ها بود لذت ببرند.

 

شهر سیرجان به واسطه‌ی موفقیت‌های تیم‌های گل‌گهر به‌خصوص والیبال آن دارای شخصیت مضاعفی در کشور شده بود. زمانی‌که این تیم یک نیم فصل نباخت تا در نهایت در کمال شگفتی عنوان نایب قهرمانی را کسب کند خیلی از جوانان ایرانی بر روی نقشه‌ی ایران به دنبال سیرجان می‌گشتند تا ببینند این شهر شگفتی‌ساز دقیقا در کجاست. گمان می‌کنید کدام رویداد غیر از بازی والیبال گل‌گهر و پیکان م‌توانست نزدیک به 5 هزار سیرجانی را در کنار هم قرار دهد تا در نهایت هم جشنی به وسعت تاریخ این شهر بگیرند؟ اگر کارخانه‌ی گل‌گهر تمام تیم‌های خود را منحل می‌کرد تا به‌واسطه‌ی افزایش بودجه‌ی کارخانه‌ی خود رقم تولیدات خود را به بالاترین در جهان برساند بازهم نمی‌توانست جشنی بدین بزرگی برپا کند. چه عرصه‌ای می‌توانست غیر از این سبب سربلندی مردم سیرجان در تمام کشور شود تا آن‌جا که در هرکجا در این سرزمین با افتخار از سیرجانی بودن خود می‌گفتی با تو از پیروزی‌های تاریخی والیبال سیرجان سخن می‌گفتند.

 

پس از فصل مشخص شد، بودند در سیرجان چهره‌هایی که از بابت این همه موفقیت فقط لبخند ظاهری را بر چهره‌ی خود منقوش کنند و در باطن از این پیروزی‌ها عصبانی و عصبانی‌تر شوند که می‌دیدند مردم این چنین با تیم‌های خود اخت می‌شوند و این برنامه‌ آن‌ها را برای گرفتن این تیم‌ها از مردم سخت‌تر خواهد کرد. به هر شکل تیم کشتی و بسکتبال نتایج خوبی گرفتند و از آن‌ها بهتر این تیم والیبال باشگاه بود که یک افتخار تاریخی را برای ورزش کرمان به ارمغان آورد و پس از سال‌ها نام استان کرمان را در والیبال زنده کرد.

 

     

 

اما گویا بودجه‌ای که می‌بایست برای این تیم‌ها خرج شود از خیلی پیش‌ترها به جاهای دیگر اختصاص یافته بود که با توجه به موفقیت بزرگ والیبال گل‌گهر در کسب نایب قهرمانی لیگ برتر هم‌چنان مرغ آقایان در انحلال این تیم یک پا داشت. باید گفت اگر مسوولین عزیز خود را لایق این همه افتخار نمی‌دیدند گناه مردم سیرجان چه بوده است که امروز هر زمان از جلوی درب سالن امام علی این شهر می‌گذرند آهی بکشند حسرت بارتر از همه‌ی اتفاقات تلخی که در کارخانه‌ی گل‌گهر می‌گذرد.

شاید با گرفتن بودجه این تیم‌ها درآمد ناشی از تولیدات معدن گل‌گهر چندین برابر شود، اما شکستی که کل مجموعه‌ی مدیریتی این کارخانه دریافت کرد چهره‌ی سیاهی از آن‌ها خواهد ساخت که هیچ‌گاه نه فقط از ذهن مردم سیرجان فراموش نخواهد ساخت، که ملامت مردم یک استان را به دنبال خواهد داشت که چگونه به همین راحتی سه تیم بزرگ را از آن‌ها گرفتند.

 

به هر شکل تیم والیبال گل‌گهر سیرجان در آسیا هم بزرگی خود را نشان داد تا واقعا ثابت کند مسوولان این باشگاه و این مجموعه برخلاف مردم این خطه‌ شایسته‌ی این همه افتخار نبودند! و این نایب قهرمانی در سطح آسیا که یکی از بزرگ‌ترین افتخارات تاریخ تیم‌های گروهی کرمانی در سطح آسیا و آن هم در تورنمنتی به این معتبری، یک دهن کجی بزرگ به تصمیم اخیر باشگاه بود. باشد که حریفان کرمان از این تصمیمات مدیران که اکثرا در کرمان هم حضور ندارند به جشن و پایکوبی بپردازند! 
+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه یازدهم تیر ۱۳۸۶ و ساعت 11:45 |

- تیم صنعت مس در 30 بازی خود 37 گل به ثمر رساند که میانگین 2/1 گل در هر بازی محسوب می شود. همچنین این تیم با دریافت 41 گل از همین تعداد بازی میانگین 3/1 گل در هربازی را دریافت کرد و باعث شد تفاضل این تیم منفی باشد.

 

- مس با 37 گل زده از لحاظ گلزنی پس از پرسپولیس ، سایپا ، سپاهان ، ابومسلم ، استقلال تهران و ذوب آهن ،در رتبه ششم قرار گرفت. همچنین مس با دریافت 41 گل خورده فقط چهار تیم راه آهن ، برق شیراز ، ذوب آهن و پیکان را بالاتر از خود در دریافت گل می دید.

 

- مس در مجموع از 30 بازی 36 امتیاز را کسب کرد که میانگین 2/1 امتیاز از هر بازی محسوی می شود.

 

- مس به همراه هشت تیم دیگر لیگ برتر تفاضل گل منفی را ثبت کرده بودند که این تعداد برای یک لیگ 16 تیمی بسیار زیاد محسوب می شود.

 

- مس با کسب 12 تساوی در میان سه تیم نخست جدول از حیث کسب این نتیجه بود. همچنین کسب ده شکست نیز این تیم را در رده چهارم از حیث تعداد باخت ها قرار داد. و 8 پیرئزی این تیم هم مس را در رده ششم تیم ها از لحاظ رسیدن به برد قرار داد.

 

- مس که در نهایت در رده نهم جدول ایستاد ، تنها در برابر یکی از حریفان بالای سر خود به پیروزی رسید که استقلال اهواز بود. همچنین این تیم برابر پاس ، صباباطری ، ملوان و فولاد از بین تیم هایی که رتبه های بعد از مس را کسب کرده بودند شکست خورد.

 

- مس از 15 بازی خانگی خود 21 امتیاز را کسب کرد که میانگین 4/1 امتیاز از هر بازی محسوب می شود. این تیم در خانه تنها 18 گل را به ثمر رساند و و 14 گل را هم دریافت کرد. در این 15 بازی مس موفق به کسب 5 پیروزی شد و در سه بازی خانگی برابر استقلال تهران ، صباباطری و پاس بازی را واگذار کرد.

 

- مس در 15 بازی خارج از خانه خود 14 امتیاز را کسب کرد. این تیم در خانه حریفان موفق شد 17 بار دروازه آن ها را باز کند و در مقابل 25 بارهم دروازه خود را باز شده ببیند. مس از 15 بازی خارج از خانه سه پیروزی برابر تیم های پاس ، راه آهن و برق شیراز به دست آورد و در این بازی ها متحمل هفت شکست نیز شد.

 

- پر گل ترین پیروزی مس برابر برق شیراز بود که با نتیجه 4 بر1 رقم خورد. و سنگین ترین شکست این تیم هم برابر پرسپولیس و صباباطری بود که با نتیجه 4 بر1 حاصل شد.

 

- مس 5 گل خود را از طریق ضربه پنالتی به ثمر رساند که حسن خانی و حاتمی هرکدام با دو ضربه و آلوز با یک ضربه آن ها را به ثمر نشاندند ضمن اینکه آلوز یک پنالتی را نیز در بازی با استقلال از دست داده بود.

 

- اولین برد مس در هفته اول برابر پاس به دست آمد و آخرین پیروزی این تیم هم به هفته27 بر می گشت که برتری برابر سپاهان بود.

 

- اولین گل مس را آلوز به ثمر رساند و آخرین گل مس به نام پوراسدالله به ثبت رسید.

 

- مس تنها در دوبازی برابر استقلال اهواز و برق شیراز بود که با اختلاف بیش از یک گل به پیروزی رسید و در چهار بازی برابر صبا ، پیکان ، پرسپولیس و سایپا با اختلاف بیش از یک گل مغلوب شد.

 

- مس از 16 بازی برابر تیم های شهرستانی موفق شد 25 امتیاز را کسب کند. این تیم برابر تیم های غیر تهرانی 6 پیروزی و 9 تساوی را کسب کرد و تنها به تیم های فولاد خوزستان ، ذوب آهن اصفهان و ملوان انزلی باخت.

 

- اما مس از 14 بازی برابر تیم های تهرانی 11 امتیاز را کسب کرد که حاصل دو پیروزی بر پاس و راه آهن و پنج تساوی و هفت شکست برابر تیم های پایتخت نشین بود.

- مردان گل مس: 6 گل: صابر میرقربانی ، آدریانو آلوز ، 4 گل: بابک حاتمی ، 3 گل: علا عبدالزهرا ، 2 گل: علی مولایی ، فرزاد حسین خانی ، حمید شرفی ، ابراهیم تقی پور ، نیک ، علیرضا دغاغله ، 1 گل: حاجیان ، پوراسدالله. ضمن اینکه در بازی با ذوب آهن نیز مدافع حرف به اشتباه برای مس گلزنی کرد.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در جمعه هشتم تیر ۱۳۸۶ و ساعت 21:29 |

                    یکی هم‌چنان بر سر شاخه بن می‌برد!

 

فوتبال بومی...! بازیکنان بومی...! پرورش استعداد ....! این جملات را بارها و بارها از زبان کارشناسان فوتبالی که حس ناسیونالیستی چنان بر آن‌ها غلبه کرده است که چشم خود را بر فوتبال نقاط دیگر دنیا جز دیار خود بسته‌اند شنیده‌اید. همان‌ها که معتقدند، اگر می‌خواهید همیشه قهرمان شوید پای خود را از استان خارج نگذاريد و پای هیچ بازیکنی را هم به این استان باز نکنید تا در این فوتبال در بسته پشت سرهم قهرمان شویم!

 

با بومی‌ها حتما قهرمان می‌شویم به شرط آن‌که با آن‌ها درست کار شود به شرط آن‌که کسانی که باید آن‌ها را بزرگ کنند خود به بزرگی رسیده باشند تا راه درست را به آن‌ها نشان دهند.

زمانی‌که تیم فوتبال شهرداری با 80 درصد بازیکن بومی تیم خود را می‌بست از همین نگران بودیم که نکند عصاره فوتبال کرمان آن‌قدر تلخ باشد که کام همه‌ی کرمانی‌ها را بزند و مایه‌ی شادمانی تمام کسانی شود که فوتبال را در خرج کردن‌های بی‌حساب و آوردن هر بازیکنی با هر کیفیتی از خارج از مرزهای استان شود ، به این بهانه که: "گفته بودیم در کرمان استعداد فوتبال نداریم و شهرداری این‌را ثابت کرده بود!" اما با یک استدلال کودکانه هم می‌توان آن‌ها را توجیه کرد که در این استان استعداد هست اما کجاست آن‌که بتواند این استعدادها را به درستی شکوفا کند؟ و این پتانسیل را بالفعل کند؟!

 

شهرداری بار دیگر شکست خورد. همان‌طور که سال گذشته شکست خورده بود و با ماده و تبصره خود را در لیگ دو حفظ کرد و سال قبل‌تر از آن که به راحتی از لیگ یک سقوط کرد و سال‌های قبل‌تر از آن. و هیچ‌کس در آن سال‌ها به این حرف‌ها گوش نکرد که با هر بار شکست خوردن این تیم ، فوتبال یک استان است که شکست می‌خورد و با این اتفاق هویت فوتبال کرمان است که خود را هرچه بیشتر گم می کند و ناخواسته باور می‌کند که واقعا در این شهر و استان آن‌قدر فوتبالیست وجود ندارد که بتواند یک تیم را تشکیل دهند كه حتی در حد لیگ دسته دوم کشور باشد. این‌گونه است که وقتی تک ستاره‌هایی مثل برهانی و سامره متولد می‌شوند آن‌قدر شاد می‌شویم که اشکمان در می‌آید.

قبول کنیم فوتبال این استان در زمینه پایه‌ مشکل دارد و نباید شاد باشیم و از این بابت که همیشه در لیست‌های 50،40 نفره اولیه جوانان و نوجوانان تیم ملی نام چند فوتبالیستی کرمان به چشم می‌خورد که در نهایت هم به راحتی خط می‌خورند.

 

می‌توانیم هم‌چنان دست بر روی دست بگذاریم و نگاه کنیم گم شدن هویت فوتبال این استان را. مي‌توانیم هم‌چنان برسر شاخ بنشینیم و نظاره‌گر بریدن بیخ و بن آن باشیم. هرچند گویا باشگاه مس قرار است به معنای واقعی کلام استعدادیابی کند نه آن‌که استعدادها را نابود کند. اما پيش‌از آن تمام مسوولین این تیم باید توجیه شوند چه کار پرخطر و سختی را انجام می‌دهند و آن باز گرداندن هویت به فوتبالي است که آن را در حال از دست رفتن مي‌بيند.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه ششم تیر ۱۳۸۶ و ساعت 14:5 |

 

گاهی در فراز و خیلی وقت‌ها در نشیب

 

سرانجام تمام شد... و حالا همه مطمئن شدند که صنعت مس نه شهید قندی یزد بود که در اولین حضور لیگ برتری خود به جایگاه همیشگی‌اش یعنی لیگ یک بازگردد و نه چیزی مشابه تیم ملی سنگال در جام جهانی 2002 یا پورتو در لیگ قهرمانان چهار فصل پیش بود که بتواند چشم‌ها را خیلی گرد کند... آن‌ها با قرار گرفتن در میانی‌ترین نقطه‌ی جدول در حقیقت خود صنعت مس بودند و آن چیزی که در شرایط واقع بی‌نانه می‌شد از آ‌ن‌ها انتظار داشت. به هر شکل این فصل تمام شد با تمام خاطرات زشت و زیبای خود که می‌تواند تا همیشه در آرشیو فوتبال کرمان باقی بماند. داستان مس در اولین مسیر خود آن‌قدر خواندنی هست که با آن بشود گوش‌ها را جذب خود کرد...

 

         

 

پاس 0-1 مس

خیلی‌ها می‌ترسیدند اولین بازی مس در لیگ برتر و در ورزشگاه دستجردی تهران با نتیجه‌ای هولناک کام کرمانی‌ها را تلخ کند خصوصا پس از آن‌که خیلی‌ها یک سهمیه‌ی سقوط را برای مس کنار گذاشته بودند. اما آن اتفاق خیلی مهم رخ داد و در حالی‌که همه در حال دنبال کردن پیروزی استقلال بر ذوب‌آهن در دقیقه‌ی نود بودند زیرنویس تلویزیون نتیجه را یک بر صفر به سود مس اعلام کرد تا به درستی تابوی یک تیم پایین جدولی بودن برای مس خیلی زود بشکند. این پیروزی را از آن حیث می‌توان حیاتی‌ترین و بهترین برد مس دانست.

 

مس 0-1 استقلال

اولین آزمون میزبانی کرمان در لیگ برتر با دشوارترین آن شروع شد. استقلال به کرمان آمد تا شور لیگ برتری بودن خیلی زود به دهان کرمانی‌ها مزه کند. کرمانی‌ها سرمست از پیروزی بر پاس برابر استقلال خیلی هم خیلی خوب بازی کردند اما یک پنالتی ناخواسته نتیجه را به سود آبی‌ها عوض کرد. هرچند در آن‌زمان استقلال بدجور روی دور شانس بود تا پنالتی مس و ضربه‌ی برگشت آن به تور رحمتی نرسد و استقلال به ناحق پیروز شود. تشویق مس توسط کرمانی‌ها با وجود این باخت نشان داد چه فوتبال شناسان بزرگی بودند.

 

مس1-1 ذوب آهن

وقتی ذوب آهن پس از حملات بی‌شمار توانست دروازه‌ی مس را باز کند ترس از دو باخت خانگی پشت هم رنگ کرمانی‌ها را زرد کرد اما عبدالزهرا اشتباه بازی قبل خود را جبران کرد و در دقایق پایانی گل تساوی را زد تا بازهم مس نمره‌ی قبولی بگیرد.

 

صباباطری 4-1 مس

 تعطیلی سه هفته‌ای لیگ به خاطر ماه رمضان کافی بود تا شیرازه مس از هم بپاشد. این امر وقتی روشن شد که مس به صبا شهر رفت و با سنگین‌ترین نتیجه هم باخت. آن‌هم به تیمی که توسط مربی بعدی مس هدایت می‌شد. شاید کاظمی در آن بازی بود که به خوبی تیم بعد خود را شناخت!

 

مس 1-0 ملوان

پس از آن باخت سنگین همه بازهم شهید قندی را جلوی چشم مس آوردند تا سه امتیاز خانگی بازی بعد برای مس از نان شب هم واجب‌تر شود. این وجوب باعث شد حتی ده نفره شدن مس هم مانعی برای کسب سه امتیاز نشود و گل میرقربانی نشان داد که اگر مس برد بخواهد تحت هر شرایطی به آن می‌رسد.

 

راه آهن1-2 مس

دومین پیروزی مس شخصیت این تیم را کاملا دگرگون کرد. مس با این برد از میانه‌ی جدول هم بالاتر رفت تا خود را از این بازی و این پیروزی باشد که به‌عنوان پدیده معرفی کند.

 

مس 0-0 پرسپولیس

پرسپولیس پس از پیروزی دراماتیک خود در دربی تهران به کرمان آمده بود تا جشن خود را تکمیل کند اما مس بازهم با یک بازی غیورانه این تیم را تا آستانه به عزا کشیدن جشن آن پیش برد. هرچند مسعود مرادی در راه خوش خدمتی به پرسپولیس برای جبران اشتباه بازی فینال حذفی از پنالتی مس به راحتی چشم پوشید تا حماسه‌ی مس کامل نشود.

 

ابومسلم1-1 مس

شخصیت مس کاملا شکل گرفته بود و دیگر هیچ‌کس به خود جرات این‌که مس را از گزینه‌های سقوط بداند نمی‌داد. مس به مشهر رفت تا در یک هوای بسیار سرد زمستانی در زمینی که معمولا تیم‌های میهمان دست خالی باز می‌گردند بار دیگر خود را نشان دهد. و این کار را هم به خوی و پس از این‌که از حریف عقب افتاد نشان داد و موفق شد با پاس عمقی حسن‌خانی و ضربه‌ی آلوز از مشهد هم با دست پر بازگردد.

 

فجر سپاسی0-0 مس

یکی از بازی‌های عقب افتاده مس سرانجام در شیراز برگزار شد و در یک بازی بسیار آرام دو تیم برای تماشاچیان اندک شیرازی لالایی سرودند. هرچند کرمانی‌ها در این بازی نشان دادند که با شکست کاملا بی‌گانه شده‌اند.  

 

مس 2-1 برق شیراز

و سرانجام یک پیروزی شیرین دیگر در کرمان برای مس. ذوافقارنسب پس از سال‌ها مربی‌گری در کرمان این‌بار در این شهر رودروری کرمانی‌ها قرار گرفت و پس از پایان بازی متوجه شد در زمان نبود او فوتبال در تیم سابق او تا چه اندازه رشد کرده بود. گلزنی‌های مکرر میرقربانی در این بازی ادامه یافت ضمن این‌که گل دیدنی تقی‌پور هم کاندیدا گل ماه شد.

 

سپاهان 1-1 مس

یک روند غیر قابل تصور برای مس... حتی خوشبین‌‌ترین هواداران کرمانی هم تصور نمی‌کردند که تیم آن‌ها این‌گونه نتیجه بگیرد و آن‌قدر به نباختن عادت کند که به اصفهان برود و سپاهان را با تمام بزرگانش متوقف کند. چه بسا اگر آن پنالتی هم علیه مس گرفته نمی‌شد یک شگفتی محض برای مس رقم می‌خورد.

 

مس 3-1 استقلال اهواز

کلاغ‌های سیاهی که بر فراز سر فیروز کریمی پرواز می‌کردند خبرهای شومی به او می‌دادند و آن پیروزی قاطع مس در این بازی بود. مس توانست آبی‌های اهواز را شکست دهد تا با یک بازی کمتر فاصله‌ی خود را با صدر جدول به چهار امتیاز برساند. پس از این بازی بود که همه به خود جرات دادند تا از مس به‌عنوان مدعی قهرمانی یاد کنند. همان تیمی که قرار بود قندی این فصل باشد.

 

مس 1-1 فولاد

مس سرانجام در کرمان بد بازی کرد. اما در روز بد خود هم نباخت تا هشت بازی متوالی شود که طعم تلخ آن‌را نچشیده باشد. به اذعان همه‌ی این تساوی نقطه‌ی پایانی بود بر روند اوج گیری فوق‌العاده مس.

 

پیکان 4-2 مس

بازهم تهران و بازهم یک شکست سنگین. مس که فصل گذشته و در لیگ یک گربه‌ی سیاه پیکان شده بود، در اولین مصاف لیگ برتری بد به پیکان باخت تا به یاد بیاورد باختن در لیگ برتر چه طعمی دارد.

 

مس 2-2 سایپا

آخرین بازی مس در لیگ برتر مصادف شد با اولین حضور علی دایی در کرمان. کاپیتان سابق تیم ملی با تیم خود در کرمان پس از تقدیر باشگاه مس از او خیلی خوب بازی را شروع کرد و دو گل را هم به ثمر رساند اما بازیکنان مس که اصلا دوست نداشتند دومین باخت متوالی آن‌ها خانگی باشد به دروازه‌ی صدرنشین یورش بردند و عبدالزهرا و نیک این اجازه را به سایپا ندادند تا نیم فصل اول قهرمانی با اقتداری را به دست آورد.

 

مس 0-1 پاس

تماشاگران کرمانی به واسطه‌ی بی‌انضباطی‌های خود در بازی با سایپا از دیدن اولین بازی دور برگشت مس محروم شدند. اما آن‌ها قطعا از این قضیه خوشحال خواهند بود چراکه بازی بسیار ضعیف بازیکنان مس سبب شد این تیم پس 13 بازی باردیگر در کرمان طعم شکست را بچشد تا پاس با گرفتن انتقام بازی رفت از بحران خارج شود.

 

استقلال 0-0 مس

مس برای اولین بار در لیگ برتر در آزادی به میدان رفت و در روزی که خیلی هم محکم بازی کرد موفق شد استقلال را متوقف کند تا بازهم علیه مرفاوی شعار سر داده شود. به هر شکل اولین حضور مس در آزادی برای کرمانی‌ها شیرین تمام شد.

 

ذوب آهن 2-1 مس

از آن تیم مقتدر کرمانی که در خانه‌ی حریفان آن‌ها را به دادن امتیاز تسلیم می‌کرد خبری نبود. مس در نیم فصل دوم تابوی شکست نخوردن خود را شکسته می‌دید و خیلی راحت به ذوب آهن باخت تا پله پله در جدول پایین بیاید.

 

مس 2-0 فجر سپاسی

و بالاخره بعد از هفت بازی مس طعم برد را چشید تا خیال هواداران راحت شود که برخلاف دور رفت این تیم این‌بار با پیروزی بیگانه نشده است. یک برد خوب که می‌توانست مس را از حضور در میانه‌ی جدول مطمئن سازد.

 

فولاد 2-1 مس

فولاد با مربی پرتغالی بزرگ خود نیاز به این سه امتیاز داشت تا به ماندن در لیگ برتر امیدوار بماند. مس خیلی راحت این بازی را واگذار کرد تا زمزمه‌های برکناری دست‌نشان از این شکست به بعد باشد که به گوش برسد.

 

مس 2-3 صباباطری

آخرین باری هم که صبا به کرمان آمد منشا شر شده بود برای فوتبال این استان درست همانند این دفعه صبا بازهم در کرمان با جنجال به پیروزی رسید تا هیچ کرمانی آرزوی دیدن مجدد این تیم را نداشته باشد. عکس‌ها و جنجال‌های این بازی یک هفته خوراک رسانه‌ای بود.

 

ملوان 2-1 مس

و سرانجام آخرین دیدار با دست‌نشان. قسمت در این بود که دست‌نشان در نزدیک‌‌ترین نقطه به خانه خود با مس خداحافظی کند تا به غم انگیزترین شکل ممکن از کرمان برود. به هر شکل این شکست ضمن اتمام کار دست‌نشان باعث شد تا باردیگر همه از نیافتادن تیمی حرف بزنند که در همین مقطع دور رفت حرف از قهرمانی آن بود.

 

مس 1-1 راه آهن

اولین حضور کاظمی در مس بازهم با محرومیت تماشاگران همراه بود تا برای دومین بار در سلیمی‌کیا سکوت قبرستانی حاکم شود. در هر صورت کاظمی در اولین حضور خود اجازه نداد مس به راه آهن ببازد تا مس اصلی‌ترین کاندیدای سقوط شود.

 

 پرسپولیس 4-1 مس

اوضاع خیلی آشفته بود... مس می‌باخت آن‌هم خیلی بد تا حاشیه و بحران در این تیم به اوج خود برسد. این وضعیت کار را هم برای کاظمی سخت‌تر می‌کرد و هیچ فضایی برای تنفس مس اصلا وجود نداشت.

 

مس 0-0 ابومسلم

کرمانی‌ها در اولین دید بازدید خود با مس در سال جدید یک مس بی‌حال را دیدند که هیچ شباهتی به مس دور رفت نداشت. هرچند مس یک امتیاز خانگی از ابومسلم گرفت اما کرمانی‌ها وقتی دور رفت را با این وضعیت مقایسه می‌کردند آهی از اعماق وجود می‌کشیدند. مس به همان بلای کم‌تجربگی مبتلا شده بود.

 

برق شیراز 1-4 مس

بازهم ذوالفقار نسب و بازهم تحقیر در برابر کرمانی‌ها. خوشبختانه تیم‌های زیرین مس آن‌قدر خوب می‌باختند که واهمه‌ای از سقوط نداشته باشیم اما پر گل‌ترین پیروزی فصل برابر کاکوهای شیرازی حضور مس را به نوعی قطعی می‌کرد. سرانجام فضای تنفس برای مس فراهم شد.

 

مس 2-1 سپاهان

سپاهان که می‌توانست با پیروزی در کرمان خود را به کورس قهرمانی برساند باور نمی‌کرد که در برابر مس تا این حد به مشکل بر بخورد تا جایی‌که برای همیشه از قهرمانی لیگ ششم خداحافظی کند. به هر حال کرمان می‌تواند به مکانی برای یادآوری خاطرات تلخ برای اصفهانی‌ها بدل شود.

 

استقلال اهواز 1-1 مس

مس به اهواز رفت تا دومین تیم کورس قهرمانی را اذیت کند که به بامزه‌ترین شکل ممکن هم این مهم را انجام داد. در دقیقه‌ی نود و در حالی‌که اهوازی‌ها در حال کشیدن هلهله‌ی قهرمانی بودند مولایی تمام همشهریان خود را ناامید کرد و بازهم کلاغ‌های شوم را بر سر فیروز کریمی به پرواز درآورد.

 

مس 1-1 پیکان

همه منتظر بودند تا در روزهای آرامس مس، انتقام بازی رفت و جام حذفی از گربه‌ی سیاه یعنی پیکان گرفته شود که گل پوراسدالله هم نتوانست ما را به این برساند و در نهایت یک تساوی خانگی بازهم ما را در برابر پیکان آرزو به دل گذاشت.

 

سایپا 2-0 مس

مس در برابر استقلال اهواز و سپاهان پاکی خود را ثابت کرده بود و در برابر سایپا هم تمام تلاش خود را برای تداوم آن به خرج داد اما سایپا آن‌قدر مصمم بود که اجازه‌ی اذیت به مس را ندهد. به هر شکل مس در روزی که جام بالا می‌رفت در ورزشگاه حاضر بود تا تجربه دیدن آن‌را در این فصل کسب کند به امید این‌که در فصل‌های بعد خود آن را تجربه کند.

 

       

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه چهارم تیر ۱۳۸۶ و ساعت 18:30 |

روز یادش به خیرها

 

یک سال گذشت... و آنقدر آن روز برای ملت کرمان شیرین بود که دوست دارند هر روز تصور کنند آن روز امروز است ، همانطور که هر شب دوست داریم به یاد هشت آذر بخوابیم و یا تصور کنیم امشب 31 خرداد است تا حماسه های فوتبالی ، هرشب برای ما به همراه خاطراتش لالایی بخواند...!

شاید خیلی راحت بتوانیم این روز را برای کرمانی های ورزش دوست و حتی آن هایی که حتی یکبارهم چشم خود را برای تماشای این ورزش لعنتی، خسته نکرده بودند ، روز یادش به خیرها نام گذاری کنیم. چرا که در این روز قرار بود یک جشن بزرگ رخ دهد ، جشنی که خیلی ها دوست داشتند آن را پس از حمله ناجوانمردانه آقا محمد خان ، بزرگترین جشن کرمانی ها بدانند که با آن ، خاطر آزرده خود را آرام می کنند.

 

آن روز قرار بود رنج هشتاد سال دور بودن از سطح اول فوتبال کشور تمام شود. آن روز قرار بود طعم تلخ حقارت برای کرمانی های فوتبال دوست به شیرینی عسل شود و آن روز قرار بود کرمان شود شهر که نه استان خوشحالان...

 

صنعت مس هفته قبل از آن در کرمان و در شلوغ ترین روز تاریخ ورزشگاه کیانی پیر کاری کرده بود کارستان. آن ها هما را در پلی آف 3 بر 1 شکست داده بودند تا شعار سلام لیگ برتر چشم کرمانی ها را پر از اشک شوق کند. چراکه دیگر قرار نبود دیدن لیگ برتر و نبودن یک تیم کرمانی مایه عذاب آن ها شود و قرار نبود پیر و جوان کرمانی همچنان قرار باشد بازی مس در برابر غول های فوتبال کشور را در خواب و رویا ببیند.

 

نتیجه بازی رفت حداقل باعث شده بود کرمانی ها یک هفته بازی های لیگ برتر فصل بعد را در خواب ببیند تا چهارشنبه 21 خرداد 85 فرابرسد و رویای آن ها رنگ واقعیت بگیرد. آن موقع ها قرار نبود تلویزیون ایران یا کرمان و یا هیچ نقطه دیگر دنیا ، بازی های مس را به صورت مستقیم پخش کند. کرمانی ها در کرمان بودند اما دل آن ها در تهران و در ورزشگاه اختصاصی هما بود تا همای سعادت آن ها را به همراه دل هایشان به آرزوگاهشان به پرواز در آورد.

 

ابتکاری بود که تلویزیون کرمان به خرج داد و از طریق زیر نویس بازی را به شکل مستقیم پخش می کرد!! وقتی که بر روی یکی از سریال های کمدی عهد ماقبل تاریخ که گمان می رفت هر لحضه فیلم آن پاره شود! درج شد که مس قبل از اینکه بازی به دقیقه 5 برسد گل دریافت کرده است ، دیگر در استان کسی هیچ مصیبت نداشت به جز یک جفت چشم پر از نگرانی که نکند این پایانی باشد بر رویا... اما پوراسدالله خیلی بدشانس بود که تلویزیون گل او را ضبط نکرده بود تا او لقب حماسه ساز تهران را به خود اختصاص دهد... شماره 18 تیم که گل اول بازی رفت را هم به ثمر رساند قبل از اینکه بازی به دقیقه 25 برسد گل مساوی را زد تا شهر آرام منفجر شود...! به همین راحتی که هشتاد سال سختی را به ما تحمیل کرده بود...!

 

    

                    (این همان مجموعه ایست که یک آروزی هشتاد ساله را برآورده کرد)

 

بازی تمام شد... مادر رفت تا پسرش را بیدار کند و بگوید دیگر نیاز نیست تلاش کند تا بازی  لیگ برتر از نوع کرمانی را در خواب عصر گاهی ببیند. او می توانست از آن روز و دقیقا از همان ساعت منتظر باشد تا دیگر مس را برابر حریفان همیشگی اش مثل پتروشیمی ماهشهر ، کشت و صنعت شوشتر ، نیرو محرکه قزوین و... نبیند! او باید به انتظار پرسپولیس ، استقلال ، سپاهان و... می نشست تا آرزوی کسانی را ببیند که شاید خیلی پیش تر از این ها بدون دیدن آن ، پرده خاک سرد را بر صورت کشیده بودند... و خوش به حال آن پسر که بود و آن آرزو را دید.

 

نمی دانیم برای سپاس از کسانی که حماسه را برای ما رقم زدند دقیقا از که تشکر کنیم. از اکبر ایرانمنش یا نادر دست نشانی که دیگر امروز آن ها را در جای قبلیشان نمی بینیم؟ یا از تیم امسال که با خوب بودن خودش باعث نشد که 21 خرداد امسال برای ما فقط دل سوختن و سوختن را به دنبال داشته باشد. در هر صورت از همه متشکریم که حماسه را برای ما خلق کردند.

امروز آن پسر در خواب عصرگاهی خودش رویای دیگری را در سر دارد. او روزی را می بیند که بازیکنان مس این بار با جام قهرمانی لیگ برتر به کرمان آمدند و این بار به جای جواز لیگ برتر ، جواز باشگاه های آسیا را با خود به کرمان آورده اند! او این رویا را می بیند تا در 21 خردادی دیگر مادرش ، او را از خواب بیدار کند و او ببیند که یک روز یادش به خیرهای دیگر برایش رقم خورده است.

21 خرداد هشتاد و پنج یک جشن برای تمام کرمانی ها بود جشنی که از قالب گشاد ورزش خود را رهانید و در دل و ذهن تک به تک کرمانی ها ماندگار شد... تا همیشه... تا ابد.     
+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه سوم تیر ۱۳۸۶ و ساعت 0:26 |