کرمانی ملی پوشمان آرزو است

 

اگر بخواهیم برای ارزیابی فوتبال یک منطقه‌ معیارهایی را در نظر داشته باشیم، بدون شک یکی از آن‌ها تعداد نفرات ملی‌پوشی است که از آن خطه در تیم‌های کشور حضور دارند. از همین رو است که شاید اردبیل و یا کاشان که هیچ‌گاه هیچ تیم قدرتمندی را در عرصه‌ی فوتبال کشور نداشتند، تنها به دلیل این‌که در همه‌ی ادوار تاریخ تیم ملی چند بازیکن ملی‌پوش را داشته‌اند همواره مورد احترام کارشناسان فوتبال بوده‌اند. حال این بماند که در شهرهایی که خود صاحب تیم هم هستند و آن‌ها در لیگ‌های برتر و دسته اول کشور می‌بینند به مراتب تعداد نفرات ملی‌پوش زیادی را معرفی می‌کنند. از مشهد گرفته تا خوزستان، اصفهان و... اما این قضیه در کرمان به رخ نداده است تا بازهم متوجه شویم که فوتبال این استان در جایی لنگ می‌زند.

 

پس از انقلاب در دهه‌ی شصت و هفتاد که حضور یک کرمانی حتی بر روی نیمکت تیم‌های دسته اولی و یک افتخار بزرگ محسوب می‌شد چه رسد به این‌که انتظار داشته باشیم از کرمان فوتبالیستی را در تیم ملی ببینیم. این تابو سرانجام در سال‌های آغازین دهه‌ی 80 و با حضور علی سامره و عباس محمدی در تیم ملی زمان جلال طالبی شکست تا کرمانی‌‌ها کمی دلگرم‌تر شوند. اما در همان زمان هم بر همه روشن بود که این روند برای پرورش فوتبالیست‌های کرمانی تا 100 سال آینده هم نمی‌تواند حضور چند کرمانی را در تیم ملی مستمر کند چراکه شیوه‌ی در پیش گرفته شده مبتنی بود بر ظهور یکباره‌ی ستاره‌ها بدون داشتن هیچ برنامه‌ی قبلی.

 

      

 

محمدی و سامره به دلایلی که قطعا خیلی از آن‌ها فنی نبوده است همواره از لیست‌های نهایی خط می‌خوردند تا تقریبا هیچ تورنمت معتبری را تجربه نکنند.

 اما ستاره‌ی جدیدی از کرمان در فوتبال کشور متولد شد که تقریبا روی همه را سفید کرد. برهانی آن‌قدر درخشیده بود که هم جام ملت‌های چین را تجربه کند و هم در جام جهانی آلمان به میدان رود. هرچند او در هیچ یک از این تورنمت‌ها حتی نتوانست نیمی از توانایی‌های خودش را به نمایش بگذارد اما به هر شکل صرف بازی او در این تورنمت‌ها آن هم به نمایندگی از فوتبالی که پرونده‌ی خود را در عرصه‌ی ملی خالی می‌دید خود کوله باری از شادی به همراه داشت.

 

این قصه‌ی سه ملی‌پوش واقعی کرمانی پس از انقلاب بود. این‌که چگونه فوتبال یکی از پهناورترین استان‌های کشور در عرض سی سال فقط می‌تواند سه ملی‌پوش واقعی را معرفی کند جای طرح دو پرسش را باقی می‌گذارد. این‌که یا ما استعداد فوتبال در استان نداریم، همان‌طور که در کشتی و تکواندو و... نداریم و یا این‌که استعداد داریم اما افرادی که آن‌ها را پرورش دهند نداریم. یعنی قحط‌الرجال برای بزرگ کردن استعدادها که با توجه به شور فوتبالی که در این استان وجود دارد می‌توانیم به مورد دو بیشتر چشم بدوزیم. شور فوتبال را در این استان در جایی می‌بینیم که در کلاس‌های فوتبالی که مثلا قرار است علی دایی‌های ما را کشف کنند چگونه چند صد نفر ثبت‌نام می‌کنند و یا همین شور در هر عصر تابستان که بچه‌ها را به چیدن چند تکه آجر برای گل کوچک می‌کشاند.

 

قدیم‌ترها وقتی از همه‌ی افراد اهل فن از کمبود بازیکنان کرمانی ملی‌پوش سخن می‌گفتیم همه جواب می‌دادند مشکل از نبود یک تیم کرمانی در لیگ برتر است. اگر این تیم بیاید همه پی خواهند برد که فوتبال کرمان معدن بازیکن است و حتی دست خوزستان را هم خواهد بست! اما تیم کرمانی هم به لیگ برتر آمد و ما همان یک نماینده‌ای را هم که در رقابت‌هایی مثل جام ملت‌های آسیا داشتیم امروز از دست می‌دهیم! می‌توانستیم منتظر باشیم نفراتی مثل برهانی، سامره، علیزاده، محمدی، حسین‌خانی را از کرمان در تیم ملی ببینیم اما همه شاهد بودند که این نفرات آن‌قدر درخشیده‌اند که امروز از عدم دعوت هیچ یک از آن‌ها ابروی هیچ منتقدی خم نشود.

 

فوتبال کرمان قبل از شروع جام ملت ها شکست خورد  و آن‌زمانی بود که لیست نهایی تیم ملی برای جام ملت‌ها اعلام شد و بازهم نام بازیکنی از کرمان در آن خالی بود. امروز هم می‌توان خوشحال بود که زمانی سامره و برهانی در تیم ملی داشتیم، خلیلی را در تیم‌های جوانان و نوجوانان و هنری را در تیم ملی بانوان... که هیچ یک از آن‌ها امروز در این تیم‌ها حضور ندارند! گمان می‌کنیم زمان آن رسیده که باردیگر به مسوولین گرامی اعلام کنیم اگر می‌خواهید در سال‌های آتی و پس از اعلام هر لیست بازهم شکست نخورید از امروز برای نوجوانان و نونهالان فوتبال دوست کرمانی برنامه‌ی بلند مدت بریزید و نحوه‌ی درست فوتبال بازی کردن را به آن‌ها آموزش دهید، نه این‌که با اسامی دهان پرکن در تابستان فقط خانواده‌ها را بفریبید و بازهم به انتظار طلوعی ستاره‌ی جدید باشید تا هم‌چون جرقه کمی این فوتبال را روشن کند! عدم وجود یک برنامه‌ی بلند مدت برای فوتبال این استان که در پایان مدت آن مطمئن شویم چند ملی‌پوش را داریم در این استان احساس می‌شود.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه هفدهم تیر ۱۳۸۶ و ساعت 11:41 |