دست نشان فاتحانه از کرمان رفت...!! 

شاید شما هم در خانه تکانی های آخر سال خود تجربه کرده اید که در اثنای این حرکت گاهی اتفاقاتی برا ی شما رخ می دهد که زندگی سال آینده شما را تحت تاثیر خودش قرار می دهد. مثلا یک پیدا کردن یک شی که شما را با بردن به خاطرات بچگی متحول می کند و یا گم کردن یک شی دیگر که باعث می شود که شما یک سال در عذاب پیدا کردن آن بسوزید...!!

در آخرین روزهای سال یعنی درست در ایامی که رسانه های ورزشی کشور و استان همگی به تعطیلات سال نو رفته بودند این اتفاق عجیب برای فوتبال کرمان رخ داد که باعث رخ داد اتفاقاتی نو برای آن در سال آینده می شود. در صبح دوشنبه در تماسی که با نادر دست نشان داشتیم تا از او در مورد بازی با ملوان صحبت کنیم او از تشکیل یک تیم قوی و رفع ایرادات در سال آینده خبر داد و گفت اوبین سه شنبه سال به کرمان می آید تا تمرینات را برای بازی با راه آهن شروع کند. او یک خبر جالب دیگر هم داد و اینکه نیک نفس مدیر عامل باشگاه به همراه خانواده خود به شمال می آید تا شب میهمان او باشند.

بعد از ظهر اون روز در تماس دیگری با دست نشان گفت: نیک نفس معذرت خواهی کرده است و گفته به دلیل شرکت در یک جلسه مهم نمی تواند به شمال بیاید و باید در تهران باشد. او این جلسه را به احتمال در جهت حکم کمیته انضباطی برای تیم مس خواند. اما او هیچگاه خبر نداشت در این جلسه قرار است برای آینده او تصمیم گیری شود!!

قبل از شروع برنامه نود دست نشان در حالیکه بغض گلویش را فشار می داد به دست نشان تماس می گیرد و اعلام می کند که هیات مدیر حکم به برکناری او داده است و به همین خاطر بهتر است او استعفای خودش را قبل از اعلام این حکم بنویسد تا خروج او از مس وجه بهتری داشته باشد اما دست نشان حاظر به این کار نمی شود تا حکم اخراج او در همان برنامه نود خوانده شود.

اما جلسه هیات مدیره حال و هوای جالبی داشته است. برخی از اعضا که در راس آن ها نیک نفس قرار داشته است خواهان حفظ دست نشان بودند که نمی توانند برای نگه داشتن او موفق باشند. عده ای فیروز کریمی را پیشنهاد می کنند که او هم به دلیل مشخص نبودن آینده شغلی اش در استقلال اهواز رد می شود اما گروه دیگر که در راس آن ها "اسلامیان" قرار دارد حرف جالبی را بیان می کند! او از گزینه ای نام می برد که تمام توافقات با او انجام گرفته است و فقط امضای قرارداد باقی مانده است و آن مربی کسی جز فرهاد کاظمی نبود. جالب است بدانید اسلامیان در زمان هدایت کاظمی در سپاهان عضو هیات مدیره این باشگاه بوده است و رابطه حسنه ای با او دارد!!

از بعد از نیم فصل دوم برخی از اعضای باشگاه و به خصوص دست نشان بر این امر تاکیید داشتند که برخی از بازیکنان برای تیم بازی نمی کنند و تیم آن انسجام دور رفت را ندارد حال به چه علت که گمان می کنیم او از دوشنبه علت آن را به خوبی درک کرده باشد!!!

به هر حال دست نشان با تیمی که در دور رفت به زمین می فرستاد و از آن مهمتر با صعود مس به لیگ برتر باعث شد جایی در قلب های کرمانی ها برای همیشه داشته باشد و بی شک مسایل پشت پرده فوتبال که سب می شود پس از اخراج یک مربی از تیم سابق خود و استخدام آن در تیم جدید یک تیم به نحو محیر العقولی در نحوه بازی تغییر کند!!! و مدیران هم از قبل با او به توافق رسیده باشند! هرگز سبب نخواهد شد که ارزش کار او لوث شود.

از این جریان بیشتر با شما خواهیم گفت....حتما....

                     

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۸۵ و ساعت 22:31 |

آغاز سال ۱۳۸۶ سال کورش کبیر بر همه ایرانیان وطن دوست مبارک باد....

به امید سالی خوب برای ایران و ایرانی

                                    

گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
سلطان جهان هم به چنین روز غلام است
گو شمع میارید در این جمع که امشب
در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است
در مذهب ما باده حلال است ولیکن
بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است
گوشم همه بر قول نی و نغمه چنگ است
چشمم همه بر لعل لب و گردش جام است
در مجلس ما عطر میامیز که ما را
هر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مشام است
از چاشنی قند مگو هیچ و ز شکر
زان رو که مرا از لب شیرین تو کام است
تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است
همواره مرا کوی خرابات مقام است
از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است
وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است
میخواره و سرگشته و رندیم و نظرباز
وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است
با محتسبم عیب مگویید که او نیز
پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است
حافظ منشین بی می و معشوق زمانی
کایام گل و یاسمن و عید صیام است

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۸۵ و ساعت 19:40 |
سال ۱۳۸۵ برای من به بهترین شکل ممکن به پایان رسید... اگر دوست دارید علت اون رو متوجه شوید به خبر زیر رجوع کنید.

"کارگاه ورزشی نویسی برای خبرنگاران کرمانی با حضور اردشیر لارودی

در آخرین روزهای سال ۱۳۸۵ شمسی خانه مطبوعات کرمان با همکاری باشگاه فرهنگی ورزشی صنعت مس اقدام به برگزاری یک دوره کارگاه ورزشی نویسی برای خبرنگاران کرمانی کرد.

در این کارگاه یک روزه که در محل خانه مطبوعات نیز برگزار شد اردشیر لارودی از بزرگترین ورزشی نویسان کشور تجارب خود را در اختیار خبرنگاران کرمانی قرار داد. این اولین کلاس ویژه ورزشی نویسی است که به شکل رسمی از سوی انجمن ورزشی نویسان کشور برگزار می شود.

کرمان با داشتن بیش از پنج نشریه تخصصی ورزشی در استان در کشور صاحب یک رکورد می باشد. بی شک برگزاری این کلاس باعث غنی تر شدن مطالب ورزشی نویسان کرمانی خواهد شد."

 

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۸۵ و ساعت 22:19 |

                              حالا رو به جلو؛ قدم رو...

 

بازی صنعت مس و صباباطری در آخرین روزهای سال 85 می‌تواند همانند بازی این دو تیم در دی ماه سال 82 یک بازی ماندگار برای کرمانی‌ها باشد. حالا دیگر نام صبا برای کرمانی‌ها با خاطراتی هم‌چون جنجال، دعوا، کتک خوردن داور، برنامه‌ی نود و سرانجام باخت...و به خاطر همین شاید برای همیشه بازی برابر صباباطری برای کرمانی‌ها تفاوت فوق‌العاده‌ای با سایر بازی‌ها داشته باشد. پس از بازی سال 82 برابر صباباطری در همین ورزشگاه سلیمی‌کیا که اتفاقا با کتک خوردن داور هم همراه بود، هرچه برای کرمان به ارمغان آورد شکست بود. از بسته شدن در ورزشگاه اصلی کرمان پس از آن بازی به مدت سه سال گرفته تا عقب افتادن برنامه‌های باشگاه مس برای چندین سال طولانی و رویدادهای تلخ دیگری که رد آن زمان گریبان فوتبال و فوتبال دوستان کرمانی را گرفت. اکنون بعد از گذشت مدتی از بازی پر حاشیه‌ی دوم مس و صبا در کرمان می‌توان تحولات آن را بررسی کرد و دید که بازهم این شکست محض بوده است که بعد از باخت در زمین برای ما دست تکان می‌دهد یا بعد از گذشت سه سال کمی آموخته‌تر شده‌ایم و از این حیث شکست‌های بعدی برای ما ثبت نمی‌شود؟

 

 

خیلی حرفه‌ای‌تر شده بودیم

 در بازی صبا و مسی که سه سال پیش برگزار شد، تمام شرایط علیه کرمان بود. از اتفاقات روی داده در بازی تا واکنش‌هایی که مدیرعامل آن زمان مس انجام داد و صحنه‌هایی که توسط دوربین‌های تلویزیونی فیلم‌برداری شده بود و متعاقب آن برنامه‌ی نودی که باعث شد آن سرنوشت تلخ برای فوتبال کرمان رقم بخورد. صحبت‌های مهدوی در آن برنامه‌ی نود اوج بی‌تجربگی و دستپاچگی کرمانی‌ها را به تصویر کشید حتی این اتفاق به صورت محدودتر در برنامه‌ی نود سال گذشته و پس از بازی مس و پیکان در لیگ یک هم  رخ داد و تمام نگرانی ما از این بابت بود که در برنامه‌ی نود دوشنبه‌ی گذشته بازهم این حادثه برای ما تکرار شود. در سال 83 واقعا بی‌تجربه بودیم، دلیل آن هم وقتی ثابت شد که فیلمبرداری که با دوربین خود صحنه‌های عجیب آن بازی را ضبط کرده بود به برخی مقامات باشگاه مس رجوع کرد و گفت در عوض فلان مقدار پول از دادن فیلم بازی به برنامه‌ی نود خودداری می‌کند که با واکنش تند آن مقامات روبه‌رو شد تا یک سوژه‌ى داغ برای عادل فردوسی‌پور فراهم شود. اما در بازی امسال نشان دادیم در لیگ حرفه‌ای ما هم حرفه‌ای‌تر شدیم...اول اجازه‌ی فیلم‌برداری به دوربین‌ای باشگاه صباباطری داده نشد که مترصد چنین رویدادهایی بودند تا با اضافه کردن برخی صحنه‌ای دیگر به آن شکست دیگری را به کرمانی‌ها تحمیل کنند که ناکام ماندند و سپس با برخی رایزنی‌ها و استفاده از برخی نیروها قرار شد بحث مربوط به این بازی در دورترین زمان ممکن و پس از بررسی بازی پر حاشیه‌ی سایپا و پرسپولیس در نود نقد شود تا تبعات آن به کمترین حد برسد. اگر لطف برخی عکاسان کرمانی حاضر در ورزشگاه بیشتر بود شاید اصلا هیچ صحنه‌ای از این اتفاق تلخ منتشر نمی‌شد تا این مساله به هیچ صورت گسترش نیابد. و سرانجام صحبت‌های نیک نفس در برنامه‌ی نود بود که اوج پیشرفت ما را نشان داد. البته نیک نفس در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران هم خیلی خوب صحبت کرد اما در نود به نحوی سخن راند که در پایان مرادی سرپرست صبا را واداشت که برای فرار از مخمصه بدترین دروغ ممکن را از قول نیک نفس بیان کند تا با هنر سخن‌وری نیک نفس و نابخردی خود جوی را در کشور و در بین رسانه‌ها راه بی‌اندازد که نتیجه‌ آن شود که در این میدان هم کرمانی‌ها برنده باشند. هرچند منکر قبح کار مسوولین فوتبال کرمان در جلوگیری از اطلاع‌رسانی از این واقعه نمی‌شویم اما اگر با بیانی ناسیونالیستی بخواهیم جبهه بگیریم باید تشکر ویژه‌ای از تمامی عواملی داشته باشیم که اجازه ندادند شکست دوم پس از بازی با صبا برای ما رقم بخورد.

 

 

حالا وقت افتتاح ورزشگاه جدید است

 نکته‌ی دیگری که شاید پس از باخت برابر صبا، همراه با اتفاق آن سبب شود که فوتبال کرمان به یک فتح مبین برسد، این است که اکنون همه به این نتیجه رسیدند که ورزشگاه سلیمی‌کیا توان میزبانی تمامی بازی‌های مس به شکل مطلوب در لیگ برتر را ندارد. بعد از این‌که مس به لیگ برتر رسید قرار بود این ورزشگاه برای مدتی محدود میزبان حریفان مس در لیگ برتر باشد، اما به هر شکل شرایطی فراهم شد تا مسوولین تربیت‌بدنی برای تسریع در کار ساخت استادیوم بزرگ امام علی تنبل شوند و کار اتمام آن را بی‌حساب عقب بی‌اندازند. استادیومی که قرار بود 22 بهمن دو سال قبل افتتاح شود تا به زعم مسوولین عزیز یک رکورد از این حیث بای ما رقم بخورد، به 22 بهمن سال قبل و سپس به 22 بهمن امسال و انشاالله به 22 بهمن سال آینده!! موکول شد تا شاید بازهم در ادامه شاهد رخ دادن حوادثی از این حیث در بازی‌های دیگر باشیم.

 

متاسفانه اکنون نام ورزشگاه سلیمی‌کیا بعد از روی دادن دو اتفاق تاریخی "داور زنون" در آن!! در کشور به صورت ناخوشایندی مطرح شده است و این فرصت را به تیم‌ها و داوران میهمان! می‌دهد که در آن هرچه می‌خواهند انجام دهند و سپس در پایان آن رو به مظلوم نمایی آورند و از این ورزشگاه و گذشته‌ی آن سخن بگویند. ما نباید این فرصت را به دست آن‌ها بدهیم و هرچه سریع‌تر پشت گوش‌ اندازی را در ساخت کامل ورزشگاه امام علی باید کنار بگذاریم و در جهت تکمیل آن در کم‌ترین زمان ممکن باید کوشید.

 

به هر حال پس از اتفاقات بازی با صبا می‌توانیم آن را نشانه‌ای برای رشد خودمان در پشت پرده‌ها و کاتالیزوری جهت رسیدن به یک پیروزی بزرگ بدانیم. هرچند این می‌تواند دل خوشکی باشد برای فراموش کردن آن‌چه که در روز بازی با صبا در کرمان دیدیم! هم‌چنین می‌دانیم با حکمی که کمیته‌ی انضباطی تا چندی دیگر برای ما صادر می‌کند، دیگر هیچ وقت دلمان نمی‌خواهد حوادثی از این دسته سبب شوند که ما قدم رو، رو به جلو گام بداریم...!!

 

هوادار هفته: ممنون عادل جون

 

            

 

هرچه قدر فردوسی‌پور در برنامه‌های قبلی نود صحنه‌های داوری که علیه تیم استان او یعنی صنعت مس کرمان اتفاق می‌افتاد را نشان نمی‌داد تا از این حیث همه او را به جلای استان متهم کنند، اما عادل خان در برنامه‌ی هفته‌ی گذشته و زمانی‌که قرار شد حواشی بازی مس و صبا به نقد کشیده شود، رگه‌های زیادی از حس زادگاه پرستانه خود را نشان داد و ثابت کرد خیلی هم بی‌وفا نسیت. او که سه سال قبل در برنامه‌ی خود و پس از مشت مهدوی بر سر داور، فوتبال کرمان را تا مرز نابودی پیش برد این‌بار ابتدا اتفاقات بازی مس و صبا را در ساعتی پخش کرد که کم‌ترین بازخورد را داشته باشد و سپس در بسیاری از جاها همانند قسمتی که بر میهمان نوازی کرمانی‌ها تاکید می‌کرد و با بعضی از کنایه‌های منحصر به فرد خود مرادی و کریمی را خطاب می‌کرد سبب شد کرمانی‌ها دلگرم شوند. او که بر روی پرسیدن یک سوال سریش است و اصلا ولکن نیست، زمانی‌که دید نیک نفس به پاسخ دادن سوال او در مورد جمع‌آوری فیلم دوربین‌های ورزشگاه اصراری ندارد به هیچ عنوان "گیر" نداد. البته یک شایعه که می‌تواند محبوبیت او را چند برابر کند این است که فیلم کتک خوردن کریمی توسط یک موبایل ضبط شده بود و در اختیار برنامه‌ی نود قرار گرفته بود اما فردوسی‌پور به بهانه‌ی کیفیت پایین تصویر از پخش آن خودداری کرده است!...حالا باید فریاد زد عادل جون...هم استانی عزیز...تشکر تشکر....   

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۸۵ و ساعت 11:42 |

مراسم قهرمان قهرمانان یکسو نگری ما را نشان داد

انتخاب ورزشکاران برتر در پایان هر سال اقدام بسیار خوب و مفیدی است که شورای هماهنگی ورزش صداوسیما اجرا می‌کند. در کنار آن اختصاص دادن بخشی به انتخاب ورزشکاران برتر هر استان سبب می‌شود انگیزه‌ی زیادی در بین همه‌ی ورزشکاران کشور برای قرار گرفتن در بین آن‌ها باشد. تاثیر مثبتی که این اقدام بر روی ورزشکاران دارد بی‌شک بر عملکرد مدیران و ورزش مداران نیز بی‌تاثیر نخواهد بود و باعث انگیزه‌ی بیشتر آن‌ها برای فعالیت بیشتر خواهد شد و هم‌چنین باعث می‌شود که با توجه به مقام‌های کسب شده توسط هر ورزشکار میزان برنامه‌ریزی آن‌ها و دقت در انجام آن نیز برای همه مشخص شود.

 

در مراسم امسال نیز همانند شش دوره‌ی گذشته‌ی آن هم‌چنان جای یک ورزشکار کرمانی در بین ده نفر برگزیده قهرمان قهرمانان خالی است و این هم‌چنان یک ضعف برای ورزش استان ما محسوب می‌شود که نتوانسته است ورزشکاری را در این بین داشته باشد. اما برای انتخاب هفت ورزشکار برتر استان هم جای حرف و حدیث بسیاری است.

 

در مراسم انتخاب برترین‌های ورزش سال کشور و طبق گفته‌ی روابط عمومی تربیت‌بدنی کرمان، هفت برگزیده‌ی برتر ورزش استان در سال 85 به این شرح است: ناصر شجاعی و حسن رحیمی در پاورلیفتینگ، پیمان نصیری و هادی پاکدامن در وزنه‌برداری معلولان، ترابی در کشتی پهلوانی و ساجده سلطانی در سنگ نوردی و فاطمه رضایی در دو میدانی نابینایان.

 

با توجه به مقام‌های متعدد کشوری و بین‌اللملی که این افراد در طول سال گذشته برای کشور و استان کسب کرده‌اند، می‌توان انتخاب آن‌ها را کاملا عادلانه و منطقی دانست هرچند در بین آن‌ها تنها نام عباس محمدی به عنوان اولین کاپیتان یک تیم فوتبال کرمانی که به لیگ برتر می‌رسد، غایب می‌باشد و می‌شد او را هم به عنوان یکی از برترین‌های ورزش استان در سالی که گذشت دید.

در بین هفت نفری که به این عنوان دست یافتند پنج نفر از آن‌ها یعنی شجاعی، رحیمی، نصیری، پاکدامن و ترابی در رشته‌های قدرتی کار می‌کنند و این نشان می‌دهد که ما در سال گذشته آن‌قدر معطوف این رشته بوده‌ایم که از سایر رشته‌ها غافل مانده‌ایم. یا به عبارت بهتر اگر برنامه‌ریزی در گذشته داشته‌ایم، امروز فقط شاهد هستیم که در این رشته‌ها نتیجه‌ی آن‌را می‌بینیم. 30 مدالی که ما در این رشته‌ها گرفتیم نیز همین نکته را تایید می‌کند. جالب است یک پای ثابت ما هم در این مراسم همیشه یکی از ورزشکاران سنگ نورد استان بوده است که این امر امسال نیز تکرار شده است تا نشان دهد هم‌چنان برای پرورش قهرمانان در یک خط حرکت می‌کنیم.

 

البته زمانی‌که دیدیم در مسابقات آسیایی دوحه نیز تنها پنج ورزشکار بومی کرمانی حاضر بودند که هیچ‌یک از آن‌ها موفق نشدند در رشته‌های انفرادی مدالی را به گردن بیاویزند متوجه شدیم که در مراسم امسال هم نباید انتظار روی دادن اتفاق فوق العاده‌ای برای ورزش کرمان داشته باشیم. مسلما در کرمان هستند نیروهایی که در رشته‌هایی غیر از ورزش‌های قدرتی برای کرمان مقام بیاورند تا نام آن‌ها هم در کنار ورزش‌کاران این رشته در بین برترین‌ها قرار گیرد و بدین ترتیب نشان دهیم در ورزش استان دچار یکسو نگری نشده‌ایم و برنامه‌ریزی‌ها و توجهات ما به سایر رشته‌ها آن‌قدر خوب بوده است که آن هم از انفعال فعلی خارج شوند. فراموش نکنیم که هر زمان پای سخنان ناصر شجاعی می‌نشینیم او از کمبودهایی که رشته‌های قدرتی در استان دارد گلایه می‌کند. اگر یک روز به سالن وزنه‌برداری تختی در میدان باغملی هم گذر کنیم اوج فاجعه را برای این رشته‌ مدال‌آور می‌بینیم و درک می‌کنیم که ورزشکاران قدرتی کرمان در چه وضعیتی موفق می‌شوند  این اندازه مدال بیاورند و اهمیت افتخار آن‌ها بیشتر درک می‌شود. و متاسفانه این نکته نیز نشان دهنده‌ی امر خوبی در استانت نیست که اگر یک روز غیرت و نجابت ورزشکاران قدرتی استان هم نباشد باید برای پیدا کردن یک ورزشکار که شایسته عنوان برترین باشد باید یک چراغ در دست بگیریم و در روز دنبال آن بگردیم!!

 

تاکنون شش دوره از این مراسم گذشته است و ما باید این مراسم را هم یکی از ملاک‌های موفقیت خود قرار دهیم. اگر روزی دیدیم که یک ورزشکار کرمانی در جمع 10 نفر ورزشکار برتر سال کشور قرار گرفت و یا پراکندگی انتخاب ورزشکاران ما به حدی بود که دیدیم در تمامی رشته‌ها ما موفق شده‌ایم مدال‌های بی‌شمار بین‌المللی را به استان بیاوریم، آن زمان است که می‌توانیم با افتخار از یک سال خوب برای ورزش استان سخن بگوییم و خود را موفق قلمداد کنیم. و این هم یکی دیگر از هدف‌هایی است که دستگاه جدید ورزش استان باید برای خود قرار دهد و از همین امروز برای مراسم سال بعد برنامه‌ریزی کند.

 

البته ناگفته نماند کارهای خوبی در این زمینه نیز در حال انجام است. انتخاب هیات‌های برتر و هیات‌های ضعیف در پایان هر ماه از لحاظ عملکردی، که توسط اداره‌ی تربیت‌بدنی صورت می‌گیرد می‌تواند از جمله اقدامات مفید باشد.

یکسو نگری که در انتخاب مراسم امسال به چشم خورد به هر حال نشان داد ما تنها در یک رشته آن هم فقط به همت ورزشکاران آن رشته در حال کسب موفقیت هستیم و ورزش استان اصلا نباید به این امر رضایت داشته باشد و باید تلاش و برنامه‌های خود را به نحوی تنظیم کند که در سال‌های آینده قهرمانان استان با مقام‌های بین‌المللی بیشتر در رشته‌های مختلف در این مراسم بر روی جایگاه بروند. به طور قطع ورزشکاران استان هم این توانایی را دارند که بتوانند این امر را انجام دهند به شرط آن‌که مسوولین ورزش استان هم برنامه‌ریزی بهتری را برای آن‌ها داشته باشند و هم استعدادهای آن‌ها را بهتر کشف کنند.     

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه بیستم اسفند ۱۳۸۵ و ساعت 13:33 |

علت ناکامی تیم‌های بسکتبال کرمانی چه بود؟

 

در فصل جاری رقابت‌های لیگ برتر بدترین نتایج را در بین تیم‌های کرمانی، تیم‌های بسکتبال تربیت‌بدنی و گل‌گهر سیرجان گرفتند که همواره در قعر جدول برای سقوط نکردن می‌جنگیندند و در نهایت هم به دسته‌ی پایین‌تر رفتند تا پرونده‌ی ناکامی این دو تیم کرمانی با تلخی تمام بسته شود.

 

اگر به دنبال تجربه گرفتن از این ناکامی تیم‌های بسکتبال خودمان هستیم و اگر می‌خواهیم در سال‌های آینده شاهد این نباشیم که بازهم تیم‌های ما این‌چنین طعم ناکامی را بچشند و پایین روند، باید از علل ناکامی این دو تیم برای خودمان درس عبرت بسازیم و نگذاریم که آن‌ها در سایر تیم‌های ما تکرار شوند. هرچند عواملی که دست به دست هم داد و سبب شد که تیم‌های بسکتبال تربیت‌بدنی کرمان و گل‌گهر با بدترین شکل ممکن نتیجه بگیرند، آن‌قدر واضح و تکراری بودند که نیاز به تشکیل کمیته‌ی ریشه‌یابی و ذره‌بین به دست گرفتن ندارد. عللی که باعث شد کار به جاهای باریک، حتی به زد و خورد بازیکنان تیم بسکتبال گل‌گهر با مربی خود بکشد!

 

بسکتبال تربیت‌بدنی از پس مدیرانش برنیامد

قضیه در تیم بسکتبال تربیت‌بدنی همانی بود که در بسیاری از تیم‌های تازه رسیده به لیگ برتر اتفاق می‌افتد. زمانی‌که این تیم موفق شد با پیروزی در لیگ یک جواز حضور در لیگ برتر را به دست آورد، تمامی مسوولین به جای تقویت این تیم، آن‌را به امان خدا رها کردند و اصلا توجه نکردند که تیم قرار است در چه میدانی و در برابر چه حریفانی به میدان رود. این صعود تا چه میزان می‌تواند در جهت اعتلای ورزش استان در سطح کلان موفق باشد، در کنار این صعود چگونه می‌توان برای ورزش استان درآمد زایی کرد و بسیاری از موارد دیگر که با صعود تیم به لیگ برتر می‌شد رخ دهد اما فرصت‌سوزی مسوولین و گردآورندگان این تیم باعث شد همگی، یک‌جا از بین برود.

 

آن‌جا که قرار شد این تیم با نام لاستیک بارز و تحت حمایت این کارخانه به مسابقات وارد شود، با خود پنداشتیم که این تیم به احتمال فراوان مشکل مالی نخواهد داشت و بسیار شادمان هستیم که علاقه‌ی کارخانجات صنعتی را برای حمایت تیم‌های ورزشی‌مان می‌بینیم. اما این خیالی خوش بیش نبود. آن کارخانه‌ هزینه‌ای را که قرار بود صرف این تیم‌ها کند، به تبلیغات بر روی پیراهن تیم‌های پرسپولیس و استقلال اختصاص داد تا کناره‌گیری خود را از حمایت کردن این تیم اعلام کند. این اتفاق در حالی‌که تنها یک هفته مانده به آغاز مسابقات لیگ برتر بود رخ داد تا متوجه شویم این طریقه‌ی رفتار آن کارخانه باعث کاشته شدن تخم حاشیه و مشکلات مالی از همان ابتدا در این تیم شود. چراکه مسوولین و مربیان این تیم بر روی حمایت این کارخانه حساب ویژه‌ای باز کرده بودند و با مبالغ بالا، یعنی چیزی فراتر از بودجه‌ی واقعی خود با بازیکنان خود قرارداد بسته بودند و این شد که این تیم تا پایان فصل مشکل مالی داشته باشد.

 

پیش از شروع فصل، تیم تربیت‌بدنی در مسابقات بین‌المللی سوریه شرکت کرده بود و موفق شد حتی عنوان دومی را هم کسب کند و این نشان از آن داشت که این تیم می‌توانست در مسابقات لیگ برتر هم حرف‌های زیادی را برای گفتن داشته باشد. با آغاز مسابقات و زمانی‌که کارخانه‌ی ذغالسنگ این تیم را زیر پوشش خود قرار نداد، تربیت‌بدنی کرمان و هیات بسکتبال این تیم را برای مسابقات لیگ برتر آماده کردند. این درست در زمانی بود که نژادزمانی رییس اداره‌ی تربیت‌بدنی سابق جای خود را به کمال جوانمرد می‌داد. با آمدن جوانمرد مشکلات بسکتبال تربیت‌بدنی دو چندان شد.

 

               

جوانمرد معتقد بود که "برخی در جهت مسایل مالی این تیم در حال شیطنت هستند! و مبلغ درست قراردادها و حتی برگه‌ی قرارداد بازیکنان را به ما نمی‌دهند تا ما بودجه‌ی کارشناسی شده‌ای را در اختیار این تیم قرار دهیم و فقط به ما اعلام می‌کنند که این مقدار مبلغ را به ما دهند که ما هرگز این کار را نمی‌کنیم!" انگشت اتهام او در این زمینه به سوی مسوولین هیات بسکتبال اشاره می‌کرد! جوانمرد بی‌خبر از همه جا از دادن پول به این تیم خودداری می‌کرد تا محمد کسایی‌پور مربی تیم مجبور شود از جیب خود برای تیم هزینه کند! و زمانی‌که یک مربی از جیب خود برای تیم پول خرج می‌کند می‌توان حدس زد چه سرنوشتی بر آن تیم خواهد رفت. در ادامه بنا به دلایل نامعلومی باشگاه صنعت مس اجازه نیافت و یا خود نخواست که این تیم را زیر پوشش ببرد تا بحران‌های مالی این تیم در نتایجش تاثیر مستقیم داشته باشد. اختلافات تربیت‌بدنی و هیات بسکتبال هم به آن حد رسید که جوانمرد دیگر برای تماشای بازی‌های این تیم هم به سان نیامد. و همه به این وضع نتایج تیم تربیت‌بدنی عادت کردند تا درنهایت این تیم که با مشقت فراوان به لیگ برتر رسیده باید با ندانم کاری مسوولین گرامی بازهم به لیگ یک بازگردد تا شاد در ادامه حتی خبر انحلال آن را هم بشنویم تا یک شکست تلخ گلوی ورزش دوستان استان را برنجاند. این بود داستان تلخ یک تیم بسکتبال که به شکل خنده‌داری غزل خداحافظی از لیگ برتر را خواند تا بسکتبال دوستان استان دیگر در سال آینده راه سالن شهید مغفوری را در پیش نگیرند. به هر حال مدیران تربیت‌بدنی و هیات بسکتبال می‌توانند به شوت‌های سه امتیازی خود افتخار کنند که سبب شد تیم آن‌ها با این شوت‌ها در تمامی بازی‌های خود بازنده باشد!!

 

باند بازی کمر بسکتبال گل‌گهر را شکست

اما حکایت در تیم بسکتبال گل‌گهر متفاوت بود. این تیم نه مشکل مالی داشت و نه مشکل بازیکن و نه سایر مشکلات که تیم تربیت‌بدنی با آن دست و پنجه نرم می‌کرد. این تیم هم تجربه حضور موفق سال گذشته‌ی خود در لیگ برتر را داشت و هم مربی خوب تیم ملی و هم تنی چند از بازیکنان مطرح و برجسته‌ی کشور را که همه‌ی این عوامل باعث می‌شد منتظر بمانیم تا گل‌گهر را در بالاهای جدول لیگ امسال ببینیم. اما با شروع مسابقات نتایج این تیم متفاوت شد که آن‌هم به عللی باز می‌گردد که قطعا اگر از مردم پنهان باشد از مسوولین و عوامل این تیم پنهان نیست.

 

      

در مهر ماه گذشته و زمانی‌که قرار شد بودجه‌ی باشگاه گل‌گهر کسر شود برنامه بر این بود که تیم بسکتبال آن انصراف خود را از لیگ برتر اعلام کند حالا این‌که چرا مدیران این باشگاه دست بر روی تیم بسکتبال گل‌گهر گذاشتند قطعا به عللی باز می‌گردد که خود آن‌ها در این تیم دیده بودند و می‌دانستد این علل می‌تواند حتی حکم به سقوط این تیم دهد که در نهایت نیز چنین شد. سرانجام با حمایت مردم سیرجان و رسانه‌ها تیم بسکتبال گل‌گهر در لیگ برتر باقی ماند. پیش از شروع فصل و زمانی‌که آقاکوچکی مربی این تیم به همراه تیم ملی در دوحه به سر می‌برد تا تیم ملی بسکتبال را در این مسابقات همراهی کند، پروژه‌ای در سیرجان در حال طرح‌ریزی بود تا کار این مربی را در سیرجان تمام کند!! شش تن از بازیکنان اصلی و تاثیرگذار این تیم در تلاش بودند که مربی مورد نظر خود را بر روی نیمکت تیم بنشانند و همین باعث به وجود آمدن جوی در سیرجان و در این تیم شده بود که آقا کوچکی پس از بازگشت خود به سیرجان متوجه شده بود در این تیم هرگز نمی‌تواند موفقیت‌های گذشته‌ی خود را تداوم بخشد هرچند او همیشه مصدومیت بازیکنانش و جدایی دو یار آمریکایی و یوگسلاو خود را بهانه می‌کرد. به هر حال این باند متشکل از آن شش بازیکن آن‌قدر قوی شده بود که اشراف کامل بر تیم داشته باشد و حتی قبل از بازی نتیجه‌ی آن‌را تعیین کند. نمونه‌ی واضح آن بازی دو تیم گل‌گهر و تربیت‌بدنی در دور برگشت و در شهر کرمان بود که قرار بود آن بازی، آخرین باری باشد که آقاکوچکی تیم را هدایت می‌کند. بازی مشکوک برخی بازیکنان به خصوص آن شش بازیکن سبب شد همه بفهمند نتیجه‌ی بازی به چه شکل رقم خواهد خورد که همین اتفاق هم افتاد و گل‌گهر خیلی راحت بازی را واگذار کرد تا اتفاقات پس از آن رخ دهد و درگیری آقاکوچکی با برخی بازیکنان تیم که کار را حتی به زدوخورد هم کشاند اوضاع تیم و علل نتیجه نگیری آن‌را بر همه واضح ساخت. تا بدین شکل پروژه‌ی برکناری آقاکوچکی به قیمت نابودی تیم به بهترین شکل انجام گیرد.

 

این هم از قصه‌ی تیم مقتدر گل‌گهر که به واسطه‌ی باند بازی‌های داخلی سرنوشت بهتری نسبت به تیم دیگر کرمانی پیدا نکرد تا در سالی‌که بیشتر تیم‌های گل‌گهر هم‌چون والیبال و کشتی آن با نتایج خیره کننده سبب بزرگ شدن نام سیرجان می‌شوند، این‌گونه حقارت را با خود به سیرجان بیاورد.

 

باردیگر باید گفت که علل ناکامی این دو تیم چندان جدید و غیرقابل شناخت نبودند و همان دلایلی بود که در سال‌های گذشته هم گردن بسیاری از تیمهای کرمانی را گرفته بود و باعث شده بود آن تیم‌ها نیز همانند این دو تیم زمین بخورند. اما تداوم وجود این دلایل باید ما را نگران کند... نگران از این بابت که در آینده هم باید شاهد رخ داد آن‌ها باشیم تا به واسطه‌ی آن بازهم شکست‌ها و سقوط‌های تیم‌های کرمانی را ببینیم. باید گفت این قصه حالا حالاها ادامه دارد چراکه هیچ‌کس در این استان نتوانسته است نقطه‌ی پایان آن‌را پیدا کند. که این البته اتفاق عجیبی در کرمان نیست...!!      

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۸۵ و ساعت 13:51 |

                                       بازهم صبا بازهم جنجال

صنعت مس براي اولين بار  در ليگ برتر دو باخت پشت سرهم را تجربه كرد تا اوضاع اين تيم نابسامان‌تر از هميشه شود.

در روزي كه كمك داور بازي نقش اصلي را در برهم خوردن جريان بازي و به جنجال كشیده شدن آن داشت، مس با تركيب محمدي، تقي‌پور، تلقيني، ميرطرقي (حاتمي) حسين‌ خاني، دغاغله، زاهدي (پوراسدالله)، شرفي، آلوز (نيك)، ميرقرباني برابر حريف خود در ورزشگاه سليمي‌كيا حاضر شد.

مس در نيمه‌ی اول بازي بيشتر بر روي استفاده از توپ‌هاي بلند و حركت مهاجمان در فضاي خالي پشت سر مدافعان صباباطري تاكيد داشت كه بارها جاماندن آلوز و ميرقرباني در آفسايد نشان از برتري خط دفاع خطي صبا بر مهاجمان مس داشت. در دقيقه‌ی 34 و با استفاده از معدود حركات مس بر روي زمين اين تيم موفق شد چسبيده به محوطه‌ی حريف يك ضربه‌ی كاشته را به دست آورد تا دغاغله با يك ضربه‌ی استادانه دروازه‌ی حريف را باز كند.

تنها چهار دقيقه از اين گل گذشته بود كه داور در همان نقطه، اين‌بار براي صبا يك ضربه‌ی آزاد مشكوك اعلام كرد تا مهديزاده آن‌را تبديل به گل مساوي كند. پس از اين گل مس بيشتر در زمين حريف بود تا موقعيت براي بازيكنان صبا جهت حركت در زمين مس فراهم شود و با استفاده از ضعف خط دفاع مس در سمت چپ موفق شوند گل دوم خود را هم به ثمر برسانند. فرار عالي علي سلماني و دربيل راحت سهندرازيان با سانتر دقيق او براي حاجيف مهاجم صبا همراه بود تا او گل دوم تيم تهراني را به ثمر برساند.

در نيمه‌ی دوم و با آمدن حاتمي به زمين، حركات شرفي نظم بهتري گرفت تا همكاري زيباي اين دو بازيكن منجر به ثمر رسيدن گل تساوي توسط آلوز شود. مس كه با اين شرايط به دنبال گل برتري خود هم بود با آمدن نوداكيچ به زمين براي صبا شمه‌هايي از ترس را در دل هوادارانش انداخت. در آن‌جا كه بارها اين بازيكن زماني‌كه دفاع مس به سه نفر كاهش يافت از سمت راست خط دفاع مس چند حركت خطرناك كرد و بازهم آزاد بود تا به حركات خود ادامه دهد. در نهايت در دقايق پاياني بازي و در دقيقه‌ی 90 حركت اين بازيكن از اين سمت و ارسال توپ بر روي دروازه سبب شد گل سوم و برتري صباباطري به ثمر برسد تا مس سند شكست خود را در يك بازي خانگي امضا كند.  

حاشيه‌ی يك بازي پر حاشيه:

ديدار تيم‌هاي صنعت مس كرمان و صبا باطري بازهم به جنجال كشيده شد.

پس از اين‌كه آخرين بازي دو تيم در كرمان و از سري مسابقات ليگ دسته‌ی اول كشور كه با حوادث بسيار عجيبي همراه بود و در نهايت منجر به محروميت صنعت مس از چندين بازي خانگي شد، ديدار اين دو تيم در كرمان و در ليگ برتر پس از پايان بازي، بازهم با حوادث و زد و خوردهاي فراوان همراه شد.

پس از پايان بازي و درحالي‌كه كمك داور اين بازي در حال بالا آمدن از راه پله‌هاي منتهي به اطاق داوران بود، با پرچم خود يكي از مسوولين ورزشگاه را مورد ضرب قرار داد تا در ادامه با مشت و لگدهاي فراوان يكي از هوادارن مس قرار بگيرد. اگر اين صحنه توسط دوربين‌هاي تلويزيوني ضبط شده باشد مي‌تواند محروميت شديدي را براي كرماني‌ها به دنبال داشته باشد. البته اين كمك داور با نام "مرتضي كريمي" كه يكي از كارمندان كارخانه‌ی باطري‌سازي صبا هم هست!! در طول بازي با اشتباهات بسيار خود سبب شده بود جو ورزشگاه را ملتهب كند.

اما در كنار زمين زماني‌كه يوسف آبادي يكي از كاركنان باشگاه صنعت مس در حال هدايت بازيكنان تيم خود به سمت رختكن بود، با اهانت سرپرست تيم فوتبال صباباطري با او درگير شود. در ادامه‌ی اين درگيري، ضيايي مربي تيم فوتبال صبا هم وارد صحنه شد و با الفاظ ركيك به يوسف آبادي به شدت با او به زدوخورد پرداخت تا درگيري‌ها به اوج خود برسد. در همين حال در بيرون از ورزشگاه نيروي انتظامي كه در حال متفرق كردن تماشاگران بود، با آن‌ها درگير شد و در مقابل تماشاگران هم با پرتاب سنگ به سوي نيروي انتظامي درگيري جديدي را در بيرون از ورزشگاه ايجاد كنند. درگيري در بيرون از ورزشگاه به حدي شد كه نيروي انتظامي مجبور به استفاده از ماشين آتش‌نشاني براي متفرق كردن تماشاگران شود. هم‌چنين چند تن از تماشاگران اين بازي توسط نيروي انتظامي بازداشت شدند.

اما درگيري‌هاي اين بازي به همين جا ختم نشد. برخي از طرفداران مس كه مدعي بودند سرپرست تيم صبا باعث شكسته شدن پاي يكي از هواداران مس شده است به دنبال او بودند و در چندين نوبت هم با سرپرست اين تيم درگير شدند كه در هر بار با وساطت اعضاي هيات فوتبال درگيري خاتمه مي‌يافت. نكته‌ی تعجب برانگيز حركاتي بود كه سرپرست تيم صبا براي تحريك كردن تماشاگران و ساير حاضرين مي‌كرد.

سرانجام پس از اين‌كه نيروي انتظامي موفق شد تماشاگران را از جلوي ورزشگاه تا حدي دور كند كه سنگ‌هاي آن‌ها به اتوبوس نرسد! بازيكنان صبا پس از يك ساعت از اتمام بازي ورزشگاه را ترك كردند. ناگفته نماند كه داروران اين بازي پس از گذشت دو ساعت از اتمام بازي هم‌چنان در اطاق مخصوص خود بودند و از ورزشگاه خارج نشدند. نمايش صحنه‌هاي روي داده پس از اين بازي مي‌تواند همانند بازي دو تيم در ليگ يك تبعات بدي را براي فوتبال كرمان داشته باشد.     

               

  

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۸۵ و ساعت 14:16 |

امن و نا امن در کنار هم

 

در رقابت‌های لیگ برتر رشته‌های مختلف ورزشی این فصل کشور، تعداد نمایندگان کرمانی بیشتر از همیشه بود. کرمان در رشته‌های فوتبال، هندبال، والیبال، بسکتبال، واترپلو، کشتی، تکواندو، دوچرخه سواری با تیم‌های مختلف خود در بالاترین سطح رقابت‌ای کشور حضور داشت. به واسطه‌ی حضور این تیم‌ها در لیگ برتر تیم‌های مختلف و بزرگ کشور به کرمان آمدند تا به عنوان میهمان به مصاف تیم‌های استان بروند. تیم‌هایی که به کرمان آمدند یا در شهر کرمان و یا در سیرجان به مصاف حریفان خود رفتند و بالطبع در ورزشگاه‌های این دو شهر رودروی میزبان قرار گرفتند. ورزشگاه‌هایی که در کرمان میزبانی مسابقات لیگ برتر را بر عهده داشتند عبارت هستند از سالن شهیدمغفوری که اختصاص به بسکتبال دارد، سالن هندبال شهید تجلی، استخر شنا شهید نشاط، استادیوم فوتبال سلیمی‌کیا، سالن چند منظوره‌ی امام علی سیرجان که برای میزبانی بازی‌های تیم‌های گل‌گهر استفاده می‌شود و البته جاده‌های کرمان که میزبان لیگ برتر دوچرخه سواری بوده است.

هرچند به غیر از برخی اتفاقات روی داده در سیرجان و در سالن امام علی، در این فصل و از لحاظ میزبانی مشکل خیلی بزرگی از ناحیه‌ی میزبانی کرمان که منجر به تعطیلی مسابقات شود رخ نداد اما با این حال با برسی جداگانه‌ی مکان‌های میزبانی کرمان بیشتر متوجه اوضاع و احوال آن‌ها می‌شویم.

 

استادیوم فوتبال سلیمی‌کیا

بعد از صعود صنعت مس به لیگ برتر فوتبال کشور، قرار بود این استادیوم پیر به صورت موقت و تنها تا پایان رقابت‌های نیم فصل اول لیگ برتر میزبان بازی‌های مس در کرمان باشد و پس از آن بازی‌های خانگی این تیم به ورزشگاه تازه تاسیس امام علی منتقل شود. اما این استادیوم پیر آن‌قدر خوب از میهمان‌هایش پذیرایی کرد که مسوولین را برای افتتاح هرچه زودتر امام علی تنبل کند. سلیمی‌کیا با سکوی‌های سنگی خود، با چمن مصنوعی خوب خود و سایر تجهیزاتی که پس از بازسازی به آن اضافه شد از هر حیث مکانی خوب و آبرومند برای میزبانی بازی‌های مس در لیگ برتر بود. این‌که در طول برگزاری بازی‌های مس در این ورزشگاه با وجود جمعیت فوق‌العاده زیادی که رهسپار ورزشگاه‌ها می‌شد کوچک‌ترین اتفاقی رخ نداد، جدا از شعور بالای تماشاگران کرمانی به فضای مناسب این استادیوم بر می‌گشت. فراموش نکنیم فضای نامناسب استادیوم کیانی در سال گذشته چه دردسرهای بزرگی را برای فوتبال استان رقم زد. شاید همین فضای مناسب سلیمی‌کیا بود که مسوولین امر را برای افتتاح هرچه زودتر ورزشگاه امام علی بی‌میل‌تر کرد. اما نباید فراموش کرد که این استادیوم با همه‌ی محاسناتی که دارد نمی‌تواند از لحاظ ظرفیتی جوابگوی علاقه‌مندان به فوتبال در کرمان باشد و کوچکی آن برای تماشاچیان به خصوص در بازی‌های بزرگ و حساس به وضوح به چشم آمده است و به همین علت باید به مسوولین گفت که باید دست از کم کاری کشیده و به خاطر رفاه حال بیشتر تماشاگران، ورزشگاه 15 هزار نفری امام علی را هرچه زودتر افتتاح کنند. به هر حال از سلیمی‌کیا عمری گذشته است و نیاز به قیچی زدن یک استادیوم بزرگ و مجهز جدید در کرمان احساس می‌شود. البته فراموش نکنیم که باید از تمامی عوامل بازسازی سلیمی‌کیا تشکر شود که کرمان را در زمان مناسب صاحب یک زمین فوتبال مناسب کردند.

 

(کاری از صالح رزم حسینی)

سالن هندبال شهید تجلی

این سالن میزبانی بازی‌های دو تیم صنعت مس و شهرداری را در رقابت‌های لیگ برتر بر عهده داشت. این سالن به واسطه‌ی کفپوش جدید خود، تبدیل به یکی از بهترین سالن‌های هندبال کشور شده است که کار را برای بازیکنان دو تیم راحت می‌کند. مکان این سالن می‌تواند به مثابه‌ی یک شمشیر دو دم باشد. نکته‌ی مثبت آن از این حیث است که وجود آن در مرکزی‌ترین نقطه‌ی شهر سبب می‌شود که تماشاگران به راحتی به سالن بروند اما همین مکان مناسب سبب می‌شود که در بازی‌های پر تماشاگر، خیابان‌ها و یکی از پر ترددترین مسیرهای شهر ترافیک بسیار سنگینی را به خود ببیند. فراموش نکنیم یکی از دلایلی که سبب شد سالن ورزشی تختی در میدان باغ‌ملی تخریب شود، همین مشکل ترافیکی آن بود و مسلما اگر قرار باشد روزی هم این سالن خراب شود، این می‌تواند بهترین بهانه باشد. تاکنون این سالن به جز یک بازی همواره در امر میزبانی موفق عمل کرده است. تنها مشکل این سالن به بازی تیم‌های شهرداری و شهید قندی یزد در دو فصل قبل بر می‌گردد که درگیری تماشاگران با بازیکنان تیم حریف سبب شد محرومیت‌هایی برای آن‌ها به دنبال داشته باشد. شاید عده‌ای نزدیکی بیش از اندازه سکوهای تماشاگران به زمین را نیز یکی از نواقص دیگر این سالن بدانند که ایراد به جایی است، اما به این دوستان توصیه می‌کنیم برای این‌که به سالن تجلی راضی شوند سری به سالن‌های هندبال یزد و تبریز بزنند تا از لحاظ امنیتی به تجلی ایمان بیاورند. به هر حال با دو تیمه شدن کرمان در لیگ برتر واجب است که سالن‌های هندبال خوب کرمان هم به دو یا حتی بیشتر افزایش پیدا کنند تا نشان دهیم در این زمینه هم در مسیر پیشرفت قرار داریم.

 

سالن بسکتبال شهید مغفوری

یک سالن کاملا بی‌امکانات که شایستگی میزبانی مسبقات محلی را هم ندارد چه رسد به برگزاری یک مسابقه در حد لیگ برتر. کسانی که بازی تیم‌های تربیت و پیکان را از نزدیک تماشا می‌کردند از خجالت آب شدند زمانی‌که اسکوربورد این ورزشگاه خراب شد تا پس از 45 دقیقه وقفه در بازی از تابلوهای میوه فروشی کنار سالن برای اعلام وقت و تعویض استفاده شود!! سکوی تماشاگران این سالن بسیار کم و غیر استاندارد است تا هیچ‌کس از حضور یک تیم کرمانی در لیگ برتر حضی نبرد. شاید تنها نکته‌ی مثبت این سالن کفپوش خوب آن باشد که این حسن نیز زیر عیب‌های بسیار این سالن گم می‌شود. اگر از ورزش دوستان کرمانی پرسیده باشید که چند بار به این سالن رفته باشند تا تیم شهر خود را در لیگ برتر بسکتبال تشویق کرده باشند شاید جوابی دستگیرتان نشود چراکه بسیاری از علاقه‌مندان ورزش در کرمان حتی با مکان این سالن آشنایی ندارند. به هر حال دوری این سالن و در کنار آن نتایج ضعیف تیم تربیت‌بدنی سبب شده است مخاطبان تنها تیم لیگ برتری بسکتبال شهر کرمان افرادی خاص شامل خانواده‌ی بازیکنان و برخی دیگر از بسکتبالیست‌های شهر باشد. که البته این فرصت خوبی را در اختیار بانوان بسکتبال دوست کرمانی هم قرار داده است که در این سالن خلوت به راحتی تیم مورد علاقه‌ی خود را تشویق کنند. باردیگر تاکید می‌کنیم که این سالن به هیچ وجه نه در خور شان یک تیم لیگ برتری است و نه مردم یک شهر و قهر مردم کرمان با تیم تربیت‌بدنی هم به همین دلایل برمی‌گردد.

 

استخر شهید نشاط

به مرگ گرفته‌اند تا به تب راضی شدیم...! می‌دانیم که در بسیاری از شهرستان‌های کشور اصلا استخر مناسب واترپلو وجود ندارد تا به وجود همین سالن قدیمی نشاط راضی شویم. به همین خاطر مجبوریم به این سالن نه چندان مناسب راضی شویم و خود را محکوم به "قر" نزدن کنیم. چه می‌شود کرد دیگر... بازهم خدا گرد آورندگان استخر آزادی مورد رحمت خود قرار دهد که تنها سالن استاندارد کشور را ساختند تا ما بتوانیم حداقل در یک استخر مناسب لیگ برتر واترپلو را برگزار کنیم. این‌که چرا ما نمی‌توانیم پس از 30 سال یک استخر مناسب همانند آزادی در کرمان و دیگر شهرستان‌های کشور ایجاد کنیم، سوالی است که بید از بانیان استخر آزادی در30 سال پیش سوال شود. استخر نشاط حتی پس از تعمیرات اساسی‌اش نمی‌تواند یک سوال مناسب برای برگزاری لیگ برتر شنا باشد.

 

سالن ورزشی امام علی سیرجان

در مورد این سالن خیلی حرف داریم که خیلی از آن‌ها در دو شماره‌ی قبل و پس از اتفاقات بازی والیبال گل‌گهر و پیکان بیان کردیم. این سالن می‌تواند میزبان خوبی برای بازی‌های کوچکی باشد که بیش از هزار تماشاگر ندارد اما هرگز نمی‌تواند از بازی‌های بزرگی که سیل طرفداران سیرجانی را به سالن سرازیر می‌کند پذیرایی کند. اتفاقاتی که در بازی گل‌گهر و پیکان رخ داد این امر را ثابت می‌کند. با توجه به نتایج خوبی که تیم‌های والیبال و کشتی گل‌گهر در لیگ برتر می‌گیرند به احتمال فراوان بازی‌های این تیم‌ها از سو به بعد همه جنبه‌ی آن بازی‌های بزرگی را به خود می‌گیرند که علاقه‌مندان سیرجانی را برای تماشای خود سرازیر می‌کند و آن جاست که بازهم باید شرمندگی مسوولین را شاهد باشیم. حیف است حالا که تیم‌های گل‌گهر با سرمایه‌گذاری‌های بسیار و صرف هزینه‌های زیاد به این قدرت و مرحله رسیده‌اند که هزاران نفر را به سوی خود جذب کنند، این‌گونه به علت بی‌امکاناتی همه را از خود فراری دهند و پیروزی‌های خود را با هوادارن‌شان قسمت نکنند. گویا سالنی که قرار بود توسط خود کارخانه‌ی گل‌گهر هم احداث شود قرار است به علت برخی مشکلات تخریب و مجددا کار ساخت آن آغاز گردد که این می‌تواند کار اتمام آن‌را تا چند سال به تعویق بی‌اندازد. ساخت یک سالن مناسب با ظرفیت بالا در سیرجان همینک از واجبات است. تربیت‌بدنی کرمان و همه‌ی نهادهایی که در راه ساخت تجهیزات ورزشی در کرمان دست دارند باید بر روی سیرجان تاکید ویژه داشته باشند و افتتاح یک سالن بزرگ و شیک را برای میزبانی تیم‌های گل‌گهر در لیگ برتر فراهم کنند. متاسفانه همینک میزبانی سه تیم والیبال، بسکتبال و کشتی گل‌گهر سیرجان در این سالن فقیر انجام می‌گیرد.

مخلص کلام این‌که از تجهیزات ورزشی‌مان که وسیله‌ی میزبانی و پذیرایی ما از میهمانان ورزشی ما می‌باشند نه آن‌قدر خوب هستند که ادعا کنیم میزبانی رقابت‌های جهانی را به ما واگذار کنید و نه آن‌قدر بد هستند که از میزبانی پشیمان شویم. ( کما این‌که 15 سال قبل و در جریان یک مسابقه‌ی بسکتبال در کرمان و از سری مسابقات لیگ دسته اول کشور، زمانی‌که بارندگی باعث شد بازی در سالن تختی قطع شود، کرمان یک هفته سوژه‌ی خنده‌ی رسانه‌ها بود که بارندگی باعث شده بود یک بازی سالنی قطع شود!! و ما را آن‌جا از هرچه میزبانی پشیمان کرد ) اما به هر شکل راضی نیستیم... و انتظار داریم در سال‌های شکوفایی ورزش کرمان آقایان بیشتر به فکر باشند و ورزش استان را هم از لحاظ سخت افزار قوی کنند.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه نهم اسفند ۱۳۸۵ و ساعت 12:20 |

پاسخ نیروی انتظامی شهرستان سیرجان به یک مطلب تک به تک و جواب ما به آن ها

باسمه تعالی  

با سلام و احترام؛

در رابطه با مطالب مندرج در صفحه‌ی 7 شماره‌ی 20 مورخه‌ی 23/11/85 آن نشریه ، مطالب زير نه در مقام ضدیت با نقد و انتقاد بلکه صرفا جهت تنویر اذهانی که مطالب مندرج در نشریه تحت مسوولیت جناب‌عالی، موجبات بروز شائبه و نگرانی و تردید در آن‌ها را فراهم ساخت ، اعلام می‌گردد، دستور فرمایید بر اساس الزامات مرتبط با قانون مطبوعات درهمان صفحه درج گردد.

 

1-   تصویری که در ذیل جمله‌ی تحریک آمیز فاجعه در کمین... چاپ شده به‌عنوان یک اقدام ژورنالیستی تحریک‌آمیز، جالب توجه و احتمالا در آمدزا مورد سوء استفاده قرار گرفته تا خواننده تصور کند در روز مسابقه‌ی گل‌گهر با پیکان، این چنین تهاجم بی‌رحمانه‌ای درسیرجان و در ورزشگاه امام علی (ع) حاکم بوده در حالی‌که چنین صحنه‌ای اصلا وجود خارجی نداشته و عاری ازصحت است.

 

2-   رفتار بازدارنده البته همراه با مذاکره، استدلال، احترام و جلوگیری از استقرار تنش و التهاب غیر قابل کنترل ازسوی مامورین انتظامی در مقابل افرادی که با وجود تکمیل ظرفیت ورزشگاه، با تخریب اماکن دولتی( اماکنی که به تمام آحاد جامعه تعلق دارد) به‌عنوان بارزترین مصداق ارتکاب جرم آشکار قصد ورود تحمیلی به ورزشگاه مملو از جمعیت را داشتند، با قلب واقعیت، بازی با کلمات و جملات، سطحی‌نگری و احساس محوری به مردم و خوانندگان منتقل شده تا چه رسالتی محقق گردد؟

 

3-   وقتی جمعیت ملتهب فراتر از ظرفیت کامل ورزشگاه که نزدیکی جمعیت به خطوط سفید دورزمین مسابقه، تعطیلی احتمالی مسابقه و تبعات منفی غیر قابل کنترل آن‌را در پی داشت، با هیچ‌ توجیهی حاضر به تامل جهت برنامه‌ریزی جهت فشرده‌سازی افراد حاضر در سکوها و ایجاد ظرفیت های حتی‌المقدور، حتی مهلت ورود تدریجی، گام‌به گام و بدون هجوم غیرقابل کنترل را به رسمیت نشناخته و در اوج احساس، غرور و بی‌توجهی بر ورود دسته جمعی همراه با تخریب که البته می‌توانست موجبات بر هم خوردن نظم جمعیت و زیر پا ماندن افراد دارای ضعف جسمانی و بروز ضایعات جانی( درحد فاجعه) را فراهم سازد. آیا پلیس حق ندارد باطوم خود را به سوی آن‌ها نشانه رود( نه این‌که اصابت نماید) و جهت جلوگیری از تحقق فجایع جانی و مالی، نظم بخشی حداقلی را در دستور کار قرار دهد؟!

 

 

4-   در روز مسابقه پیکان با گل‌گهر که علت اصلی ازدحام جمعیت، میل به مشاهده‌ی اعضای تیم ملی حاضر در جام جهانی با چهره‌های ملی و رسانه‌ای (تیم پیکان) بود. با وجود آن‌که جمعیت حاضر حداقل 3 برابر ظرفیت کامل ورزشگاه بود و با وجود آن‌که حداقل 40نفر تماشاگر زن هم در سالن وجود داشت و با توجه به این‌که برخی از جوانان و نوجوانان احساسی، سطحی‌نگر و هیجان‌زده با سنگ پرانی مامورین را هدف قرار دادند و حتی یکی از عناصر پلیس مضروب هم شد و با وجود آن‌که حداقل دو درب از درب‌های ورزشگاه توسط همین گروه از جمعیت مورد حمله واقع و بدون توجه به این‌که درب از جای کنده شده در طرف دیگر خود چه خسارت جانی و مالی را ایجاد می‌نماید و با وجود آن‌که خطر تعطیلی، مسابقه را تهدید می‌نمود، حتی یک مورد ضرب و شتم، ضرب و جرح، توهین، تهدید، دستگیری، بازداشت و امثال درباره‌ی تماشاگران محقق نشد. خوب است آن‌کسی که این گزارش شدیدا احساس محور و سطحی و عوام پسند را تهیه کرده فقط در حد و اندازه ثانیه و دقیقه، خود را در مقام مامورین انتظامی تصور نموده و با همانندسازی مجازی بر محدو منطق، انصاف، عقلانیت، همه جانبه‌نگری و وسعت نظر مبادرت به تنظیم و چینش کلمات و جملات می‌نمود.

 

5-   امید است هم‌چنان بر بام‌کویر باقی مانده و چون در بام و بالا و ارتفاع هستید با وسعت نظر و همه جانبه‌گری، تعمق، انصاف و عدالت کاغذها را قلمی فرموده و رسالت ژورنالیستی اصلاحی، انتقادی و سازنده‌ی خود را ادامه دهید و متاثر از مفاد و محتوای تحریرات آن نشریه( بویژه شماره‌ی20). هرگز این شائبه وجود نیابد که شاید جلب مخاطب، افزایش شمارگان و ژورنالیسم درآمدزا هم قسمتی مهم از سیاست حاکم بر آن نشریه است.

فرمانده‌ انتظامی شهرستان سیرجان

سرهنگ پوررضاقلی

 

توجه شما را به فال نیک می‌گیریم

 

پاسخی که سرهنگ پور رضا قلی فرمانده انتظامی شهرستان سیرجان به مطالب منتشر شده ما پس از بازی تیم‌های گل‌گهر و پیکان داد، نشان از توجه ویژه‌ی وی به حوادث اطراف و جلوگیری از روی دادن مجدد آن‌ها دارد. جناب سرهنگ به نکته‌ی بسیار دقیقی اشاره کرد. ما در مطلب " فاجعه در کمین تماشاگران سیرجانی " به راستی قصد تحریک داشتیم و آن تحریک مسوولین سیرجانی برای مقابله با حوادثی از این تلخ‌تر که هم‌چنان تاکید می‌کنیم در کمین باقی هستند و اگر به آن‌ها بی‌توجه باشیم شاید هر لحظه رخ سیاه خود را به ما نشان دهنده بود. و خوشحالیم که می‌بینیم امروز مطلب ما باعث تحریک این مقام محترم شده است و آن‌را به فال نیک می‌گیریم.

سرهنگ پوررضا قلی عکس مطلب ما را که در حال نشان دادن چند هوادار بود و ما هر چه گشتیم نکته‌ی تحریک‌آمیزی در آن نیافتیم یک اقدام ژورنالیستی و درآمدزا خوانده بود که به طور حتم خود جناب سرهنگ نیز در آن روز در سالن بوده است و قطعا مشاهده کرده است حوادث روی داده در آن روز که عکس‌های آن توسط برخی از سایت‌های سیرجانی هم منتشر شد بسیار تلخ‌تر از عکس ما بوده است.

 

اگر جناب سرهنگ باردیگر مطلب "فاجعه در کمین تماشاگران سیرجانی" را مطالعه کنند درخواهند یافت آن‌چه که نوشتیم همانی بوده است که ما در سیرجان دیده بودیم و به هیچ عنوان در مقام قضاوت در مورد نیروی انتظامی بر نیامده بودیم و انگشت اتهام خود را به سوی مسوولین ورزشی استان نشانه رفته بودیم که چرا شهری همانند سیرجان که دارای سه تیم بزرگ در لیگ‌های برتر است نباید دارای یک سالن مجهز باشد تا به تبع آن وظیفه‌ی کنترل نیروی انتظامی هم به سخت‌ترین شکل ممکن در آید تا کار بدان‌جا رود که این نیروی زحمتکش مجبور به "نشانه روی" باطوم خود به سوی تماشاگران شود. قطعا نیروی انتظامی نیز هم‌صدا با ما نسبت به این نقیصه‌ی شهرستان سیرجان با ما هم‌کلام خواهد بود. در زحمتکش بودن نیروی انتظامی جای هیچ شکی نیست و همه می‌دانند که اگر این نیرو حتی گاهی از قوه‌ی قهریه‌ی خود هم استفاده می‌کند تنها به حفظ و کنترل نظم باز می‌گردد.

 

مسلما این نیرو هم به تشکر ما نیاز ندارد که عنوان کنیم در همان روز بودند برخی از نیروها که پس از آرام شدن جو به سراغ برخی از تماشاگران رفتند و از آن‌ها به خاطر برخورد تند خود معذرت‌خواهی کردند. در همان مطلب هم اشاره کرده بودیم که اگر نیروی انتظامی خود را به موقع جلوی درب شکسته شده‌ی سالن نمی‌رساند چه بسا بازی تعطیل می‌شد و این اتفاقات با پیدا کردن جنبه‌ی کشوری تبعات بسیار بدتری را با خود به دنبال می‌آورد. اما می‌شد حتی این اتفاقات هم رخ ندهد. توجه‌ی جناب سرهنگ را به جام جهانی 1998 فرانسه جلب می‌کنیم و جایی که یک پلیس فرانسوی در جریان بازی تیم‌های آلمان و یوگسلاوی کشته شد. پس از این اتفاق تلخ نحوه‌ی چیدمان نیروهای پلیس و بستن داربست‌های کنترلی و حفاظتی در سطح جهان تبدیل به یک علم شد به طوری که برای جام جهانی بعد در سال 2002 در کره جنوبی و ژاپن نزدیک به 130 کلاس آموزشی و توجیهی برای نیروهای پلیس کنترل کننده این بازی‌ها ترتیب داده شد تا دیگر از این اتفاقات تلخ روی ندهد.

 

امروزه نحوه‌ی کنترل پلیس در ورزشگاه‌ها و استادیوم‌های ورزشی تبدیل به یک علم شده است و جالب است اعلام کنیم در همین زمینه بیش از صدها مقاله و کتاب هم در سطح جهان منتشر شده است. اگر بپذیریم که در روز بازی تیم‌های گل‌گهر و پیکان نیروهای پلیس سیرجان چیدمان بهتر و منظم‌تری داشتند و از فضای بیرونی سالن برای کنترل تماشاگران بهتر استفاده می‌شد، قطعا کار نیروی انتظامی برای کنترل راحت‌تر بود و تماشاگرانی هم که موفق به ورود به سالن می‌شدند با آرامش بیشتری بازی را نظاره می‌کردند. بماند که مسوولین می‌توانستند با قرار دادن یک ویدیوپروژکشن موقت بیرون از سالن امکان تماشای بازی را برای افراد بیرون سالن نیز فراهم کنند.

 

بازهم تاکید می‌کنیم که هرگز منکر تلاش‌های نیروی انتظامی در روز بازی پیکان و گل‌گهر نیستیم و بازهم اعلام می‌کنیم که اگر اقدام به موقع این نیرو نبود می‌شد حوادثی به مراتب تلخ‌تر از این را هم دید. ما فقط بر اساس رسالت خود ایرادهای وارد بر تمامی برگزارکنندگان این مسابقه را به آن‌ها گوشزد کردیم و به قول جناب سرهنگ پوررضا قلی قصد تحریک مسوولین را داشتیم تا در بازی بعد این ایرادات خود را برطرف کنند تا هم آن‌ها در کمال آرامش میزبانی بازی را انجام دهند و هم هواداران در آسایش کامل بازی را به نظاره بنشینند.       

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه ششم اسفند ۱۳۸۵ و ساعت 14:23 |

خروج تيم ها از بحران عادت صنعت مس

 

در روزي كه هزاران چشم كرماني به تلويزيون خشك شد تا بازي تيم هاي صنعت مس كرمان و فولاد خوزستان را از شبكه استاني ببينند اما از صدقه سري اين شبكه فقط ضعيف شدن چشم نصيبشان شد! صنعت مس كرمان در خوزستان و برابر تيم فولاد خوزستان ششمين شكست خود را هم برابر اين تيم بحران زده پذيرا شد.

 

در هفته بيستم رقابت هاي ليگ برتر فوتبال كشور صنعت مس در ورزشگاه نفت آبادان با تركيب عباس محمدي ، حسين تلقيني ، رسول ميرطرقي ، ابراهيم تقي پور ، محسن زاهدي ، علي قرباني ، فرزاد حسين خاني ، عليرضا دغاغله ، علي مولايي ، علاعبدالزهرا و صابر ميرقرباني به مصاف حريف رفت تا تنها تغييري را كه در تيم خود مي ديد حضور دو مهاجم سرعتي در كنار هم و غيبت آلوز بود. در مقابل فولاد خوزستان با يك تركيب بسيار ناشناخته و با حضور چند بازيكن خارجي جديد مقابل مس حاظر شد تا دست نشان حسابي شوكه شود. مربي پرتغالي مس در اين بازي از فابي اينتل ، پدرو خاويرا ، فابيو و جاناوازيو استفاده مي كرد كه در بازي هاي قبلي فولاد به زمين نرفته بودند. علاوه بر اين سه تن براي تيم ميزبان شيطاوي ، منتظري ، چمن آرا ، رحيمي ، آل خميس ، سرلك ، شاوردي و عبيداوي به بازي پرداختند.

 

در غياب عادل كلاه كج و حنيفر ، دو مهره كليدي فولاد ، اينستو مربي پرتغالي فولاد به خوبي با ساير بازيكنان خود خلاء اين دو بازيكن را جبران كرد و موفق شد از همان ابتدا تسلط تيم خود را بر بازي ديكته كند. در دقيقه هفت اين بازي عبيداوي با يك شوت سركش كه با اشتباه محمدي هم همراه بود فولاد موفق شد خيلي زود به گل برتري خود دست يابد تا با تمركز بيشتري به بازي ادامه دهد. خوزستاني ها كه هم اكنون نزديك تر از هميشه به سقوط به ليگ پايين تر هستند با اين گل آرامش خود را بازيافتند و براي رسيدن به اين سه امتياز خانگي و مهم با برنامه تر از صنعت مس بازي را ادامه دادند. فولاد در دو بازي قبل خود برابر سايپا و استقلال تهران نيز كه هر دو خارج از خانه برگزار شده بود نشان داده بود كه تغيير مربي براي آن ها بسيار كارساز بوده است و اين تيم فوتبالي به مراتب زيباتر از قبل را به نمايش مي گذارد.

 

در نيمه دوم در مقابل حملات احساسي مس ، بازهم اين تيم فولاد بود كه بازي را در دست داشت و فابيو بازهم در همان ابتداي اين نيمه و در دقيقه دهم خيال هفت هزار هوادار فولاد را راحت كرد و موفق شد گل دوم تيم خود را به ثمر برساند تا كار براي صنعت مس سخت تر شود. صنعت مس سرانجام بر روي يكي از همان حملات احساسي خود توانست در دقيقه 75 رحيم رحيم مقدم داور اين بازي را وادار كند تا به نشانه پنالتي به سود آن ها در سوت خود بدمد تا آن را بابك حاتمي مهاجم تازه وارد مس تبديل به گل كند تا اختلاف در 15 دقيقه پاياني به حداقل برسد. اما اين گل هم نتوانست نظم را به تيم مس برگرداند تا در نهايت بازي با همان نتيجه دو بر يك به سود فولاد خوزستان تمام شود.

 

اين نتيجه نشان داد صنعت مس چقدر دست ودل باز است و تا چه ميزان حامي تيم ها بحران زده. اين تيم ابتدا براي حفظ بيشتر فرهاد كاظمي بر روي نيمكت صباباطري به اين تيم باخت ، سپس در زمان بحران تيم پيكان نتيجه را به آن ها واگذار كرد ، بعد پس از مدت ها پيروزي را به تيم پاس هديه داد ، سپس نوبت ذوب آهن بود كه با پيروزي برابر مس به آرامش برسد و در نهايت اين خوزستاني ها بودند كه مي بايست دومين پيروزي خود را برابر صنعت مس جشن بگيرند تا به بقا در ليگ برتر اميدوار شوند. هواداران مس به اين ترتيب بهتر است دعا كنند كه حريفان بحران زده تيم محبوبشان ، قبل از رويايي با آن ها از بحران خارج شود چراكه در غير اين صورت شاگردان دست نشان دل آن ها را قطعا نخواهند شكست و لبخند را با ناراحتي خود و هواداران خود به آن ها هديه خواهند كرد!!

 

صداوسيما كرمان يك نوبر...!

بزرگترين حاشيه اين بازي جدا از ناسزاهاي بي پايان خوزستاني ها كه  به تقي پور نثار مي شد و علت آن هم شادي پس از گل او در بازي برابر استقلال اهواز بود در كرمان اتفاق افتاد. در حاليكه ورزش دوستان كرماني در يك بعد از ظهر جمعه پاي شبكه استاني نشسته بودند تا بازي تيم خود را به صورت مستقيم ببينند ، اين شبكه برخلاف تبليغات گشترده خود كه با نوعي منت گذاري براي بيندگان هم همراه بود!! همه را سر كار گذاشت. بينندگان كرماني ابتدا مجبور شدند بازي هاي فوتبال بيست ، سي سال پيش را نگاه كنند و بعد شبكه پيام نما و سپس حركات ژانگولر! و بعد هم برنامه هاي متنوع ديگر شبكه استاني را... تا بفهمند در مقابل دوربين هاي مخفي شبكه پنج بودند و همگي به سركار رفته اند. جالب است هر زمان كه اين شبكه موفق مي شود بازي را به شكل زنده نشان دهد تمام تلاش خودش است و هر زمان در نمايش آن ناتوان مي مانند اشكال از شهرهاي فرستنده است! در روزهايي كه همه با داشتن يك دستگاه گيرنده مي توانند شبكه هاي استاني ساير استان هاي ديگر را به نظاره بنشينند و به تبع آن بازي هاي مس را به صورت مستقيم از آن ها ببينند ، مجري اين شبكه از طريق گوشي خود اصطلاحات فني را به كار مي برد كه براي پخش مستقيم بازي مس توسط صدا وسيماي كرمان استفاده مي شود تا هركه نداند فكر كند كرمان يك تنه اين بازي ها را به تصوير مي كشد. عجبا كه در قرن بيست ويك ما هنوز از برقرار كردن يك ارتباط در داخل كشور ناتوانيم تا با وقت و زندگي مردم بازي كنيم و اوج بي احترامي را به آن ها نشان دهيم. صدا وسيماي كرمان كه با نشان دادن بازي هاي خارج از خانه مس از طريق شبكه هاي استاني آن ها خود را در حد يك نوبر بالا برده بود اگر خيلي هنر داشت مي توانست بدون توجه به اشكالات سيماي خوزستان بازي را به تصوير بكشد از همين حيث به آن ها توصيه مي كنيم... لطفا از طرح ادعاهاي بيهوده بپرهيزيد و حد توان خود را نشان دهيد و با وقت مردم هم بازي نكنيد.

 

باشگاه مس هم با توجه به نتايج تيم خود از اينكه بازي هاي تيم آن ها را كسي نمي بيند و نمي تواند آن ها را از بعد فني متهم كند ، مسلما خوشحال ترين مجموعه در اين زمينه است و قدردان زحمات صداوسيما در راه عدم پخش بازي هاي مس.

به هر حال صنعت مس با توجه به اين شكست بيست و شش امتيازي باقي ماند. اين تيم هفته آينده در ركمان ميزبان صباباطري تهران خواهد بود.      

  

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در جمعه چهارم اسفند ۱۳۸۵ و ساعت 18:33 |