علت ناکامی تیمهای بسکتبال کرمانی چه بود؟
در فصل جاری رقابتهای لیگ برتر بدترین نتایج را در بین تیمهای کرمانی، تیمهای بسکتبال تربیتبدنی و گلگهر سیرجان گرفتند که همواره در قعر جدول برای سقوط نکردن میجنگیندند و در نهایت هم به دستهی پایینتر رفتند تا پروندهی ناکامی این دو تیم کرمانی با تلخی تمام بسته شود.
اگر به دنبال تجربه گرفتن از این ناکامی تیمهای بسکتبال خودمان هستیم و اگر میخواهیم در سالهای آینده شاهد این نباشیم که بازهم تیمهای ما اینچنین طعم ناکامی را بچشند و پایین روند، باید از علل ناکامی این دو تیم برای خودمان درس عبرت بسازیم و نگذاریم که آنها در سایر تیمهای ما تکرار شوند. هرچند عواملی که دست به دست هم داد و سبب شد که تیمهای بسکتبال تربیتبدنی کرمان و گلگهر با بدترین شکل ممکن نتیجه بگیرند، آنقدر واضح و تکراری بودند که نیاز به تشکیل کمیتهی ریشهیابی و ذرهبین به دست گرفتن ندارد. عللی که باعث شد کار به جاهای باریک، حتی به زد و خورد بازیکنان تیم بسکتبال گلگهر با مربی خود بکشد!
بسکتبال تربیتبدنی از پس مدیرانش برنیامد
قضیه در تیم بسکتبال تربیتبدنی همانی بود که در بسیاری از تیمهای تازه رسیده به لیگ برتر اتفاق میافتد. زمانیکه این تیم موفق شد با پیروزی در لیگ یک جواز حضور در لیگ برتر را به دست آورد، تمامی مسوولین به جای تقویت این تیم، آنرا به امان خدا رها کردند و اصلا توجه نکردند که تیم قرار است در چه میدانی و در برابر چه حریفانی به میدان رود. این صعود تا چه میزان میتواند در جهت اعتلای ورزش استان در سطح کلان موفق باشد، در کنار این صعود چگونه میتوان برای ورزش استان درآمد زایی کرد و بسیاری از موارد دیگر که با صعود تیم به لیگ برتر میشد رخ دهد اما فرصتسوزی مسوولین و گردآورندگان این تیم باعث شد همگی، یکجا از بین برود.
آنجا که قرار شد این تیم با نام لاستیک بارز و تحت حمایت این کارخانه به مسابقات وارد شود، با خود پنداشتیم که این تیم به احتمال فراوان مشکل مالی نخواهد داشت و بسیار شادمان هستیم که علاقهی کارخانجات صنعتی را برای حمایت تیمهای ورزشیمان میبینیم. اما این خیالی خوش بیش نبود. آن کارخانه هزینهای را که قرار بود صرف این تیمها کند، به تبلیغات بر روی پیراهن تیمهای پرسپولیس و استقلال اختصاص داد تا کنارهگیری خود را از حمایت کردن این تیم اعلام کند. این اتفاق در حالیکه تنها یک هفته مانده به آغاز مسابقات لیگ برتر بود رخ داد تا متوجه شویم این طریقهی رفتار آن کارخانه باعث کاشته شدن تخم حاشیه و مشکلات مالی از همان ابتدا در این تیم شود. چراکه مسوولین و مربیان این تیم بر روی حمایت این کارخانه حساب ویژهای باز کرده بودند و با مبالغ بالا، یعنی چیزی فراتر از بودجهی واقعی خود با بازیکنان خود قرارداد بسته بودند و این شد که این تیم تا پایان فصل مشکل مالی داشته باشد.
پیش از شروع فصل، تیم تربیتبدنی در مسابقات بینالمللی سوریه شرکت کرده بود و موفق شد حتی عنوان دومی را هم کسب کند و این نشان از آن داشت که این تیم میتوانست در مسابقات لیگ برتر هم حرفهای زیادی را برای گفتن داشته باشد. با آغاز مسابقات و زمانیکه کارخانهی ذغالسنگ این تیم را زیر پوشش خود قرار نداد، تربیتبدنی کرمان و هیات بسکتبال این تیم را برای مسابقات لیگ برتر آماده کردند. این درست در زمانی بود که نژادزمانی رییس ادارهی تربیتبدنی سابق جای خود را به کمال جوانمرد میداد. با آمدن جوانمرد مشکلات بسکتبال تربیتبدنی دو چندان شد.
جوانمرد معتقد بود که "برخی در جهت مسایل مالی این تیم در حال شیطنت هستند! و مبلغ درست قراردادها و حتی برگهی قرارداد بازیکنان را به ما نمیدهند تا ما بودجهی کارشناسی شدهای را در اختیار این تیم قرار دهیم و فقط به ما اعلام میکنند که این مقدار مبلغ را به ما دهند که ما هرگز این کار را نمیکنیم!" انگشت اتهام او در این زمینه به سوی مسوولین هیات بسکتبال اشاره میکرد! جوانمرد بیخبر از همه جا از دادن پول به این تیم خودداری میکرد تا محمد کساییپور مربی تیم مجبور شود از جیب خود برای تیم هزینه کند! و زمانیکه یک مربی از جیب خود برای تیم پول خرج میکند میتوان حدس زد چه سرنوشتی بر آن تیم خواهد رفت. در ادامه بنا به دلایل نامعلومی باشگاه صنعت مس اجازه نیافت و یا خود نخواست که این تیم را زیر پوشش ببرد تا بحرانهای مالی این تیم در نتایجش تاثیر مستقیم داشته باشد. اختلافات تربیتبدنی و هیات بسکتبال هم به آن حد رسید که جوانمرد دیگر برای تماشای بازیهای این تیم هم به سان نیامد. و همه به این وضع نتایج تیم تربیتبدنی عادت کردند تا درنهایت این تیم که با مشقت فراوان به لیگ برتر رسیده باید با ندانم کاری مسوولین گرامی بازهم به لیگ یک بازگردد تا شاد در ادامه حتی خبر انحلال آن را هم بشنویم تا یک شکست تلخ گلوی ورزش دوستان استان را برنجاند. این بود داستان تلخ یک تیم بسکتبال که به شکل خندهداری غزل خداحافظی از لیگ برتر را خواند تا بسکتبال دوستان استان دیگر در سال آینده راه سالن شهید مغفوری را در پیش نگیرند. به هر حال مدیران تربیتبدنی و هیات بسکتبال میتوانند به شوتهای سه امتیازی خود افتخار کنند که سبب شد تیم آنها با این شوتها در تمامی بازیهای خود بازنده باشد!!
باند بازی کمر بسکتبال گلگهر را شکست
اما حکایت در تیم بسکتبال گلگهر متفاوت بود. این تیم نه مشکل مالی داشت و نه مشکل بازیکن و نه سایر مشکلات که تیم تربیتبدنی با آن دست و پنجه نرم میکرد. این تیم هم تجربه حضور موفق سال گذشتهی خود در لیگ برتر را داشت و هم مربی خوب تیم ملی و هم تنی چند از بازیکنان مطرح و برجستهی کشور را که همهی این عوامل باعث میشد منتظر بمانیم تا گلگهر را در بالاهای جدول لیگ امسال ببینیم. اما با شروع مسابقات نتایج این تیم متفاوت شد که آنهم به عللی باز میگردد که قطعا اگر از مردم پنهان باشد از مسوولین و عوامل این تیم پنهان نیست.

در مهر ماه گذشته و زمانیکه قرار شد بودجهی باشگاه گلگهر کسر شود برنامه بر این بود که تیم بسکتبال آن انصراف خود را از لیگ برتر اعلام کند حالا اینکه چرا مدیران این باشگاه دست بر روی تیم بسکتبال گلگهر گذاشتند قطعا به عللی باز میگردد که خود آنها در این تیم دیده بودند و میدانستد این علل میتواند حتی حکم به سقوط این تیم دهد که در نهایت نیز چنین شد. سرانجام با حمایت مردم سیرجان و رسانهها تیم بسکتبال گلگهر در لیگ برتر باقی ماند. پیش از شروع فصل و زمانیکه آقاکوچکی مربی این تیم به همراه تیم ملی در دوحه به سر میبرد تا تیم ملی بسکتبال را در این مسابقات همراهی کند، پروژهای در سیرجان در حال طرحریزی بود تا کار این مربی را در سیرجان تمام کند!! شش تن از بازیکنان اصلی و تاثیرگذار این تیم در تلاش بودند که مربی مورد نظر خود را بر روی نیمکت تیم بنشانند و همین باعث به وجود آمدن جوی در سیرجان و در این تیم شده بود که آقا کوچکی پس از بازگشت خود به سیرجان متوجه شده بود در این تیم هرگز نمیتواند موفقیتهای گذشتهی خود را تداوم بخشد هرچند او همیشه مصدومیت بازیکنانش و جدایی دو یار آمریکایی و یوگسلاو خود را بهانه میکرد. به هر حال این باند متشکل از آن شش بازیکن آنقدر قوی شده بود که اشراف کامل بر تیم داشته باشد و حتی قبل از بازی نتیجهی آنرا تعیین کند. نمونهی واضح آن بازی دو تیم گلگهر و تربیتبدنی در دور برگشت و در شهر کرمان بود که قرار بود آن بازی، آخرین باری باشد که آقاکوچکی تیم را هدایت میکند. بازی مشکوک برخی بازیکنان به خصوص آن شش بازیکن سبب شد همه بفهمند نتیجهی بازی به چه شکل رقم خواهد خورد که همین اتفاق هم افتاد و گلگهر خیلی راحت بازی را واگذار کرد تا اتفاقات پس از آن رخ دهد و درگیری آقاکوچکی با برخی بازیکنان تیم که کار را حتی به زدوخورد هم کشاند اوضاع تیم و علل نتیجه نگیری آنرا بر همه واضح ساخت. تا بدین شکل پروژهی برکناری آقاکوچکی به قیمت نابودی تیم به بهترین شکل انجام گیرد.
این هم از قصهی تیم مقتدر گلگهر که به واسطهی باند بازیهای داخلی سرنوشت بهتری نسبت به تیم دیگر کرمانی پیدا نکرد تا در سالیکه بیشتر تیمهای گلگهر همچون والیبال و کشتی آن با نتایج خیره کننده سبب بزرگ شدن نام سیرجان میشوند، اینگونه حقارت را با خود به سیرجان بیاورد.
باردیگر باید گفت که علل ناکامی این دو تیم چندان جدید و غیرقابل شناخت نبودند و همان دلایلی بود که در سالهای گذشته هم گردن بسیاری از تیمهای کرمانی را گرفته بود و باعث شده بود آن تیمها نیز همانند این دو تیم زمین بخورند. اما تداوم وجود این دلایل باید ما را نگران کند... نگران از این بابت که در آینده هم باید شاهد رخ داد آنها باشیم تا به واسطهی آن بازهم شکستها و سقوطهای تیمهای کرمانی را ببینیم. باید گفت این قصه حالا حالاها ادامه دارد چراکه هیچکس در این استان نتوانسته است نقطهی پایان آنرا پیدا کند. که این البته اتفاق عجیبی در کرمان نیست...!!
