اين چه كاري بود دهنوي...؟!!

و پايان آرزوهاي آسيايي مس...! هرچند اين اتفاقي بود كه خيلي زودتر از اين ها تصور شده بود و رسيدن اين آرزو تا اين حد از بزرگي خودش يك موفقيت بزرگ براي كرماني ها محسوب مي شد اما بازي مس برابر ذوب آهن به خصوص تا قبل از دقيقه 44 نشان داد كه همچنان پتانسيل بزرگ تر شدن اين بالن كه كرماني ها را سقف آرزوهاشان مي رساند وجود داشت. اما يك سوزن از داخل خود اين بالن آن را تركاند تا سهم كرماني ها از ديدن آسمان تا همين جايي باشد كه ديديم.

     

اين سوزن در دقيقه 44 با دست دهنوي بر بدنه بالن ما زده شد. هنوز هيچ كس نمي داند چرا دست قاسم خان بايد در آنجاي زمين و بدون اينكه هيچ دليل خاصي پشت آن باشد بي هوا به هوا! بلند شود و زير آن توپ بزند تا تمام كاسه كوزه هاي تيم را به هم بريزد و در نهايت فرصتي فراهم كند كه آن ها دانه به دانه بر سر خودش شكانده شوند! معمولا در چنين مواقعي وقتي بازيكني اين چنين اشتباهي مي كند بايد خود را ماده شنيدن انواع و اقسام حرف ها هم بكند. قطعا مي داند كه اينجا انگليس نيست و قاسم دهنوي هم ديويد سيمن نيست كه بعد از گل مشكوكي كه از رونالدينو خورد با يك معذرت خواهي همه چيز را تمام كند. اين جا دهنوي بايد از حالا جواب پس دهد كه شب قبل از بازي با چه كسي گشته بود؟ آيا هيچ كس با لهجه اصفهاني با او تماسي داشته است و احيانا به او گز و پولكي تعارف كرده است؟ آيا فصل بعد قرارست پيراهن سبز ذوب آهن را بپوشد؟ آيا باشگاه مس در پرداخت حقوق او وظيفه اش را انجام داده است و يا احيانا مبلغ قرارداد او به اندازه اي بوده است كه به راحتي مبلغي بالاتر از آن در يك چك از حسابي نامعلوم امضا شود و هزار و يك سوال ديگر از اين قبيل كه از همان دقيقه 45 بازي مس برابر ذوب آهن د ذهن كرماني ها شروع به چرخيدن كرد. البته يادمان باشد كه اين بحث ها در كرمان به شدت مسبوق به سابقه است و در همين فصل هم حتي مدير عامل سابق باشگاه مس يعني برهاني نژاد حتي به صراحت كه فايل صوتي آن هم موجود بود از چند بازيكن نام برده بود كه قبل از بازي با استيل آذين در دور رفت شرايط براي كم كاري آن ها فراهم شده بود تا مس شش تايي شود. قطعا اين خاطرات به اين شائبات دامن مي زند تا بگوييم قاسم جان... خدا به تو رحم كند با اين اشتباهي كه كردي! هرچند در فوتبال امروز اوج بي منطقي است اگر شكست يك تيم را به گردن يك بازيكن و يا يك اشتباه بي اندازيم اما همين منطق حكم مي كند كه بگوييم عامل اصلي باخت مس همين اخراج دهنوي بود چراكه قرار بر اين بود در نيمه دوم كه فشار رواني برروي تيم ذوب آهن بيشتر مي شود از دقيقه 70 به بعد ميلاد فخرالديني جاي دهنوي را در زمين بگيرد تا برروي سرعت او مس از ضد حملاتش كار را يكسره كند. برنامه هاي مس خيلي خوب در زمين جلو مي رفت تا اين اتفاق جنجالي و بحث برانگيز براي مس رخ داد. در نيمه دوم هم بازيكنان مس اجازه ندادند جاي خالي دهنوي در كارهاي دفاعي حس شود اما برنامه هاي هجومي بوناچيچ تغييري نكرده بود و اينبار فخرالديني را جاي حسين خاني مدافع آورد و مشخص است زماني كه يك تيم ده نفره يك مدافع خود را كم كند اشتباهاتي نظير آنچه كه در دقيقه 85 براي مس رخ داد به وقوع بپيوندد. به هر حال اين بار مش قاسم تيم مس حركتي انجام داد كه دايي جان قصه ما حق دارد به او مشكوك باشد. حالا همه اهل خانه بايد بنشينند و فكري براي تبرئه او پيدا كنند! عجب "لومنت" سختي!           

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در جمعه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۸۹ و ساعت 10:35 |