دهه 70 بود و تیمی به نام پرسپولیس که بی شک بازی در  آن یکی از رویاهای تمام فوتبالیست هایی بود که در ایران به دنبال توپ می دویدند چراکه می دانستند با پوشیدن پیراهن سرخ در واقع فوتبال خود را به واسطه جو حاکم بر این تیم و نحوه تمریناتش و زیر ذره بین بودن بازی های آن در ایران تکمیل کرده اند و جای امنی در تیم ملی دارند و پس از رسیدن به این تیم است که می توانند برای خود در فوتبال روز جهان برنامه بریزند. همین تفکرات سبب می شد در آن سال ها هر زمان لیست تیم ملی اعلام شود همواره 11 بازیکن فیکس پرسپولیس جزو دعوت شدگان باشند. هنوز عکس تیم پرسپولیس در سال 75 را در آلبوم داریم که با عکس تیم ملی همان سال هیچ تفاوتی به غیر از رنگ پیراهن نداشت.

اینکه در این تیم واقعا تمرین می کردی و می دانستی در حین تمرین دو چشم تیز بین حرکاتت را دنبال می کنند و تو را به بهترین نحو راهنمایی میکنند تا عیب های خود را در زمین مسابقه بپوشانی ، کاری که در آن سال ها در دیگر تیم ها کمتر صورت می گرفت سبب می شد برای قرمز پوش شدن هر سختی را تحمل کنی تا به کارخانه بازیکن سازی ایرانوارد شوی . و از دل همین کارخانه بود که با تمرینات واقعی اش دایی، باقری،مهدوی کیا،سعداوی،استیلی، بزیک، میناوند، کریمی، کاویانپور و...در آمدند که همه جزئی از نسل طلایی فوتبال ایران شدند.

 اما حکایت این کارخانه با آغاز دهه 80 به گونه ای دیگر شد و محصولات آن قبل از اینکه به مصرف بهینه ای برسند به تاریخ انقضای خود می رسیدند . با آغاز دهه 80 بازیکنان که نسبت به همه آنها امید  می رفت روزی طلایه داران فوتبال ایران شوند به پرسپولیس آمدند تا فوتبال خود را به سر منزل مقصود برسانند. بازیکنانی نظیر پژمان جمشیدی، بهنام ابولقاسم پور، شیث ناصری، رضا جباری ، حسن خانمحمدی و...که همه از بزرگان تیم های خود محسوب می شدند اما با ورودشان به پرسپولیس آنچه بر آنها رفت که دیدیم. در سال های آغازین همین دهه بود که بازیکنانی مثل سراج، حلالی، برزگر، هادی مهدویکیا و...برای همیشه از ذهن ها فراموش شدند. ضمن اینکه باید به این لیست اسامی مثل انتظاری ، سلمانی ، فنایی ، اصلانیان و...که همه این توانایی را داشتند که بیشتر از آنها بشنویم را باید اضافه کرد.

به اسامی بالا که چشم می دوزیم حقیقتا دلمان می سوزد که چگونه یک تیم می تواند این همه بازیکن که قابلیت تبدیل به ستاره شدن را داشتند نابود کرد و سوزاند.

مسلما اگر یک بازیکن به بالاترین درجات فوتبال می رسد علاوه بر استعداد و نبوغ ذاتی ، مربی بزرگی را بر بالای سر خود می دیده است که پتانسیل های او را با هنر خود بر سر تمرینات بالفعل  کرده است. همانطور که علی کریمی تا آخر عمر خود مدیون علی پروینخواهد بود که او را کشف کرد و تحویل فوتبال جهان داد. اما علی کریمی باید به شانس خود هم بنازد که پروین زمانی او را دید و در راه کشف او قدم گذاشت که مرد چشم زاغی هنوز حوصله تمرین دادن و زیر نظر گرفتن و دلسوزی برای تمام شاگردان خود را داشت چراکه اگر او زمانی دیرتریعنی موسمی که سلطان فوتبال ایران به جای تمرین دادن، در دفترش در توانیر مشغول خوردن چلوکباب سلطانی باشد و یا به بهشت زهرا برود و برای اموات فاتحه بخواند به تور سلطان می خورد مسلما نام او هم در کنار نام هایی قرار می گرفت که قرار بود ستاره شوند اما خیلی زود از یاد ها رفتند.

متاسفانه نمی توانیم با این تفکر که هیچ یک از این نام ها قابلیت بزرگ شدن را نداشت دل سوخته خود را مرحم نهیم. چراکه بازی آن ها را در تیم های سابقشان قبل از ورود به پرسپولیس به یاد می آوریم و نتیجه ای دیگر عایدمان می شود.

از این رو در کمال شرمندگی باید معتقد باشیم پرسپولیس بزرگ ایران در این چند سال به فوتبال ایران خیانت کرد...این روند امسال نیز با نابود کردن چهره هایی مثل علیزاده ، معدنچی، کاظمیان ، اولادی و...در حال ادامه بود که آن اتفاق بزرگ در تیم رخ داد. اتفاقی که می تواند باعث رفع سکته از پیکر محتضر پرسپولیس شود. آمدن آری هان هلندی باید به نسل کشی در پرسپولیس خاتمه دهد. مرد هلندی باید بداند کشف استعداد و پرورش آنها یکی از وظایف اصلی اوست کاری که علی پروین در دهه 70 به بهترین شکل ممکن آن را انجام می داد.

با سابقه ای که از مربیان خارجی در متولد کردن ستاره ها در فوتبال ایران در ذهن  داریم مطمئنیم باردیگر پرسپولیس همان تیمی خواهد شد که کارخانه اصلی بازیکن سازی برای تیم ملی بود.

 
+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه هفدهم بهمن ۱۳۸۴ و ساعت 23:29 |