از عاشورا آزادگی یاد بگیریم
چون قدم بر خاک خونین داشتی
بذر غیرت در زمین می کاشتی
زهر عشق حق بهم داویختی
در رکوعت می به ساغر ریختی
قبله تو عشق و مستی و قتلگاه
این مشایخ قبله هاشان بر گناه!
گویمت از هفت رنگان مو به مو
خرقه پوشان دغل کار دو رو
سجده بر پست و ریاست می کنیم
با خدا هم ما سیاست می کنیم!
کو نشانی که شما اهل دلید؟
جملگی تان بر نماز با طلید
می چکد شک بر سر سجاده ها
وای از روزی که بر افتد پرده ها
ما خدایان زیادی ساختیم
مال مردم را به خود پرداختیم
شیر حق بر خیز وقت کار شد
بر سر می رفتنت انکار شد
کاخ ها گردیده مسجد سرافراز!
صد رکعت تزویر دارد هر نماز
سجده در مسجد حسینا مشکل است
این بنا از دل نباشد از گل است
این خسان با مال مردم زنده اند
جملگی اندر نماز و سجده اند!
دم ز راه رسم سلمان می زنیم
لاف اسلام و مسلمان می زنیم
کاشکی از نسل سلمان می شدیم
لحضه ای یک دم مسلمان می شدیم...!

از ميان تموم اشعاري كه براي امام حسين سروده شده به جرات مي تونم بگم فقط يك درصد از اون ها در وصف آزادگي و تفكر حق طلبي و ظلم ستيزي بزرگ مردي چون حسين اختصاص پيدا كرده و باقي هرچه بوده در وصف زخم ها و دردهاي حسين بوده و ديگر هيچ...گويي كه حسين براي اشك ما با نماد تزوير زمان خود به قيام برخاست نه درس آزادگي و آزادي خواهي و تسليم نشدن در برابر ظلم. و در ميان همان يك درصد اين شعر رو هر سال در روز عاشورا زير لب زمزمه مي كنم تا يادم باشه درس حسينيان چي بوده است. دوستي سال قبل زماني كه اين شعر رو گذاشته بودم نظري گذاشته بود و نوشته بود كه اين شعر مال مرحوم آغاسي است و از اون جايي كه اين مداح از مريدان رهبر بوده طعنه هاي اين بيت به مخالفان رهبر بر مي گرده. پارسال من بعدها متوجه نظر اين دوست شدم و نتونستم جواب بدم كه اي شعر سروده حميد شريفي است كه با صداي گرم علي رضا عصار تبديل به يكي از بي نظير ترين آثار او شده. همينكه صدا و سيماي جمهوري اسلامي هم جرات پخش اون رو نداره نشون مي ده كه نظر اون دوست عزيز خيلي منطقي نبوده. به هر حال اين شعر شايد سيلي محكمي باشه به گوش ما تا امروز همان حرف شريعتي رو به ياد بياريم كه متعجب بود از ملتي كه زير شلاق ظلم و ستم يزيديان زمان خود بر حسيني اشك مي ريختند كه آزادانه زيست و با شهادت درس آزادي داد. يادمان نرود كه واقعه كربلا از معدود موارد تاريخ است كه شكست خوردگان در جنگش براي هميشه پيروز ماندند....كاش آنقدر آزاده باشيم كه به جاي گريه كردن بر زخم هاي حسين با جامه عمل پوشاندن به درس او در برابر درس بزرگش نمره قبولي بگيريم... امتحاني كه سال هاست در آن مردود شديم و مي شويم!
