ژنرال اینجوری محبوب می شود
مس كرمان تا قبل از آغاز نيمفصل رقابتهاي ليگ برتر در 17 بازي به ميدان رفت كه حاصل آن 4 برد، 5 تساوي و 8 شكست بود. نتايج مس را يك بار ديگر و اينبار با دقت بيشتر مرور ميكنيم؛ 44 برد، 5 تساوي و 8 شكست> و ميدانيم كه اين كارنامه برازنده تيمي كه سرمايهگذاري قابل توجهي در فوتبال انجام داده نيست.

نميدانيم چرا هروقت بحث پول و سرمايه را پيش ميكشيم بعضيها تصور ميكنند ميخواهيم در كارشان بگذاريم! فرهاد كاظمي هم اتفاقاً چنين تصوري داشت و همواره سرمايهگذاري كلان مس كرمان را انكار ميكرد و ميگفت اين چند ميليارد براي ساير رشتههاي ورزشي از جمله پينگپنگ، شنا، وزنهبرداري، هندبال و... هزينه شده است! باور كنيد سرمايهگذاري بهينه در فوتبال عيب و عار نيست و اگر باشگاه مس كرمان نيز به فرض مثال 5 ميليارد در فوتبال هزينه كرده نوش جانش و البته نوشجان آنهايي كه بار خودشان رابستند. مشكل مس آنجاست كه اين تيم به اندازه آنچه از آن به عنوان پول و سرمايه ياد ميشود قدر و منفعت نديده و 20 امتياز از 17 بازي و احساس خطر سقوط به ليگ سريB برازنده چنين تيمي نيست. مردم كرمان، حتي آنها كه مخالف حضور امير قلعهنويي در مس كرمان بودند، بايد اين واقعيت را درك كنند و به اين نتيجه برسند كه تنها نماينده اين استان در ليگ برتر وضعيت خوبي نداشت.
تيمي كه حتي نميتوانست در كرمان برنده از زمين چمن مصنوعياش خارج شود و آنقدر قابليت داشت در خارج از كرمان زنگ تفريح تيمهاي ليگ برتري باشد. بدونترديد بعد از 17 هفته و در هفته هجدهم، پيروزي مس كرمان مقابل پاس همدان كه يكي از تيمهاي سرسخت و سختكوش ليگ هفتم بوده، شيرينترين برد مس محسوب ميشود و اين نشان ميدهد كه حضور امير قلعهنويي در كوتاه مدت جواب داده است. قلعهنويي هر عيب و ايرادي داشته باشد( و هر انتقادي به او وارد باشد) در هر تيمي كار كرده حضورش بيتأثير نبوده... حالا كرمانيها دارند تأثير مربيگري قلعهنويي در مس را به عينه مشاهده ميكنند و چه مخالف و چه موافق، پيروزي اين تيم در ديدار با پاس همدان را سكوي پرتاب مس در ليگ برتر ميدانند. منتقدان امير قلعهنويي كه زمان مربيگرياش در استقلال را دوران شكوفايي او تلقي ميكنند، هر نكتهاي را به حضور امير در تيمملي ربط ميدهند و از كارنامه قلعهنويي در جام ملتهاي آسيا ايراد ميگيرند.
اگرچه در مورد دوران مربيگري قلعهنويي در تيمملي ميتوان ساعتها بحث كرد و سرانجام گفت 17 بازي و يك شكست مقابل مكزيك در مجموع كارنامه فاجعهآميزي نيست. كارنامه قلعهنويي در ليگ برتر نيز از استقلال اهواز شروع ميشود و سرانجام به استقلال تهران ميرسد. آيا امير در اين دو تيم بدكار كرد؟ آيا استقلال اهواز كه بقايش در ليگ مثل يك معجزه بود با امير قلعهنويي در ليگ برتر ماندني نشد؟ آيا با استقلال قهرمان جام حذفي نشد؟ آيا به قهرماني و نايب قهرماني ليگ برتر نرسيد؟امير قلعهنويي در اين مدت زمان نه خيلي طولاني چكار بايد ميكرد كه نكرد؟... و امروز كه او با مس كرمان در اولين تجربه مربيگري در اين تيم نتيجه خوبي گرفته چه بايد گفت؟ آيا قلعهنويي بابت تغيير و تحول ايجاد شده در مس كرمان مستحق يك تشكر خشك و خالي از سوي ما نيست؟ واقعاً اين چه مرضي است كه به جان همه ما افتاده؟ ما آدمهاي به ظاهر اهل آداب و معاشرت كه هيچكس را قبول نداريم، چرا آنها كه دوستشان نداريم را بدون دليل ميزنيم؟آيا از زدن و كوبيدن اين و آن لذت ميبريم؟ باور كنيد اين اسمش لذت نيست...
(آرتین زهرابی)
