اوج فشار...!
در بازه های زمانی مربوط به فعالیت یک باشگاه و تیم فوتبال هرچه زمان به شروع مسابقات نزدیک تر می شود، داغی روزهای آن بیشتر بر تن آن می نشیند و به نوعی اوج فشار را در این روزها شاهد هستیم...

کاملا هم طبیعی است که این فشارها تحت تاثیر جو مثبت و منفی خود قرار می گیرد و بعضی فشارها دیدنشان بسیار لذت بخش است درست مثل فشاری که این روزها بر تن و بدن بازیکنان مس کرمان در تمرینات می آید و چهار ستون آن ها را برای رقابت های سخت و فشرده لیگ یک آماده می کند و برخی از فشارها نیز بسیار در ذوق زننده است مثل فشارهای زردی که دلالان و باج خواهان از بیرون زمین با زشت ترین الفاظ عنوان می کنند چراکه به خوبی می دانند موسوم بازار آن ها نیز درست در همین ایام باید به بالاترین حد ترولانس خود برسد!
هر اندازه باشگاه و تیم تمرکز خود را معطوف به جریان تمرینات آماده سازی خود در این روزها می کند تا اوج فشار تمرینات را در این چند روز شاهد باشیم، زبان و دهان های لق که مطالبه انتخاب ها و منافع شخصی خود را دارند هم در این روزها اوج فشار را برای تحرک خود، به گردش در می آورند تا تحت این سفارش کار برای ایجاد فشار به خواسته های نامعقول خود دست یابند...
از طرف دیگر اوج فشار و دغدغه نیز در این روزها برای هوداران در آستانه شروع رقابت ها نقش می بنند تا در یک مطالبه مقدس و به حق بهترین ها را برای تیم خود آرزو کنند و البته برای تحقق این آرزو نیز خود پای کار حمایت تیمشان باشند.
هرآنقدر فشار تمرینات و فشار خواسته های هواداران و فشار تلاش برای فراهم کردن حداکثر زمینه برای آماده شدن تیم در یک جهت قرار دارد و برای رخ دادن بهترین ها در یک راستا قرار می گیرد، اضلاع دیگر این روزهای پرفشار یعنی فریادهای بی ادبانه، تمسخر، باج خواهی، ایجاد شکاف و تفرقه و دلالی این گلوهای از زشتی پاره شده نیز بهرشکل طبیعت این روزهای پرفشار را تشکیل می دهد تا با وجود همه این اضلاع مستقیم و کج در نهایت مس کرمان به بهترین شکل خود قلم بخورد، مهندسی شود و ترسیم گردد.
