موتوری که مس نوین با این گاز و ترمز سوزاند

تیم فوتبال مس نوین پس از سال 1399 که شرایط خاصی را تجربه کرد و در رده سوم جدول گروه خود در لیگ دو قرار گرفت و در آستانه صعود به لیگ یک قرار گرفت، پس از آن همواره سقوط و نزول را تجربه کرد و سال به سال و با حضور اسامی مختلف برروی نیمکت خود و زمین مسابقه، این روند را ادامه داد تا در نهایت به لیگ چهار کشور سقوط کند...

سقوط همواره تلخ و گزنده است و اصولا روند ادامه دار سقوط و نزول برای تیمی مثل مس نوین یک اتفاق دفعی و یکباره نیست که قرار باشد با محاکمه یک شخص و انداختن تمام دلایل این سقوط به گردن او، این تیم از این ورطه نجات دهیم بلکه باید یک جریان و یک روند را برای این تیم دنبال کنیم تا به دلایل کلی و منطقی در جهت علل سقوط آن برسیم.

برای هدف کلی از راه اندازی تیم هایی تحت عنوان نوین و ب در باشگاه های فوتبال کشور این موضوع تعریف می شود که پشتوانه تیم اصلی و بزرگسال باشند و بازیکنان مستعد را برای تیم اصلی باشگاه معرفی نمایند... حتی بر اساس این تعریف نیز تیم مس نوین نتوانسته است در تحقق هدف کلی خود نیز موفق باشد که این موضوع دلایل خاص خود را دارد.

مس نوین زمانی از اهداف کلی و هدف های خود در جدول دور شد و روز به روز بیشتر نزول را در آغوش گرفت که عمدتا کادر فنی های پرتعداد و پرشماری که این تیم را در سال های گذشته برعهده گرفتند با تفکری که با علت حیات و شاکله وجودی این تیم تفاوت داشت نیمکت آن را برعهده می گرفتند...تمامی مربیانی که در همه سال های گذشته هدایت مس نوین را برعهده گرفتند از اسامی بزرگ و شناخته شده فوتبال کرمان بودند و البته بی جهت نبود که درصدد باشند از تیم نوین پلی برای ارتقا جایگاه خود در فوتبال کرمان و ایران بسازند... و این تفکر در حالی به صورت طبیعی برای آن ها وجود داشت که ظرفیت و پتانسیل تیم نوین از اساس به گونه ای دیگر طرح ریزی شده بود...

همین موضوع سبب می شد در همه سال های گذشته مس نوین به مثابه اتوموبیلی شود که قدرت حرکت با سرعت و قدرتی محدود داشته باشد اما رانندگانی که فرمان آن را در دستش داشتند متانسب با موتور موجود، به آن گاز و ترمز وارد نکنند و همین سبب موتورسوزی این تیم در همه سال های گذشته شده بود... هرچند شاید در بیرون از مجموعه تیم مس نوین نیز این توقع از تیم نمی رفت که به لیگ های بالای سر خود صعود کند اما در داخل تیم فضا به شکلی دیگر جلو می رفت به نحوی که فضای فکری و فشار بدنی و روانی روی تیم باعث یک از هم گسیختی در درون آن بین مجموعه بازیکنان و کادر فنی و اهداف تعریف شده کلی برای این تیم از سوی باشگاه می شد.

همچنین مس نوین در همه سال های گذشته به یک حیاط خلوت برای جامعه فوتبال کرمان تبدیل شده بود که خونریزترین درگیری های ممکن میان اعضای جامعه فوتبال در آن جریان داشت... هرچند سطح مسابقات مس نوین سبب نمی شد که حاشیه های این تیم به گوش سطوح بالای مخاطبان فوتبال برسد اما جامعه فوتبال شهر کرمان آنچنان نزاع های سنگینی در دل این حیاط خلوت داشتند که بسیار فراتر از حد و توانایی تحمل برای این تیم در دل خودش داشت و این حیاط خلوت پرخون طبیعی بود که حاضرین درون خود را به بدترین مسیرها برای طی حرکت وادار کند!

و در این شرایط مس نوین از بازیکنانی تشکیل می شد که پس از طی کردن مراحل رده سنی خود و ورود به رده سنی بزرگسالی، به زعم خود از نظر فوتبالی به جایگاهی که استحقاق آن را داشتند نرسیدند و همین موضوع زمینه ساز یک سرخوردگی فوتبالی برای این فوتبالیست ها را بهرشکل فراهم می کرد و در این شرایط بسیار لازم بود که زمینه برای یک بازتوانی فکری برای این فوتبالیست های مستعد فراهم گردد که آن ها استعدادهای خود را در عنفوان سن فوتبالی خود به رخ بکشند اما در تیم مس نوین برخلاف لایه بیرونی آن که تعریف خود را روشن کرده بود و آن معرفی و کشف استعداد به تیم بزرگسالان محسوب می شد اما در داخل این تیم فضا کاملا سمت و سویی دیگر داشت تا این بازیکنان نیز کاملا متاثر از فضای داخلی تیم خود باشند تا مس نوین نه در معرفی بازیکن موفق عمل کند و نه در کسب اهداف خود در جدول و نه زمینه ساز موفقیت یک مربی را ایجاد نماید....

همه موارد فوق یک موضوع را آشکار می کند و آن اینکه تفکر و تعریفات و البته رفتارها برای مس نوین باید تغییر پیدا کند و اگر این موضوع برای مس نوین که نه در یک سال که در طول چندین سال به صورت متوالی و دامنه دارد اتفاق افتاده است عوض نگردد، این تیم در لیگ چهار هم نمی تواند کمترین اهداف مد نظر خود را برآورده کند...

نتایج همه سال های اخیر مس نوین نه تنها نباید زمینه ساز ادامه دعواهای بی پایان و کشدار بین جامعه فوتبال کرمان باشد بلکه باید زمینه ساز یک تغییر تفکر در میان اعضای آن گردد تا بیش از این برابر تولد نسل های جدید و بازیکنان مستعدی که روزی قرار بود از این تیم به بزرگسالان مس راه یابند سد بزرگ ساخته نشود.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۴۰۴ و ساعت 11:22 |