تجربه هایی برای ساختن دیوار بلند اطراف تیم
فصل نقل و انتقالات زمان خبرهای مبهم،شایعه است...موعد شنیدن تکذیب و تائید خبرهاست...ساعت کار گذاشتن بمب های خبری است که گاهی عمل می کند و گاهی فیک می شود و البته وقت مطالبه گری هواداران یک تیم است که به زعم و تحلیل خود بهترین را برای تیمشان بخواهند...

در فوتبال ایران هم داستان همین است و گاهي شدیدتر از این هم می شود و در حالی که اتحاد استقلال، سپاهان و تراکتور در هایجک کردن نفرات پرسپولیس خبر غالب این روزهای فوتبال کشور شده است تا در نهایت آخر این فصل جام به پرسپولیس نرسد اما حتی هواداران این سه تیم هم همچنان در فضای مجازی با وجود جارو کردن ستاره ها همچنان بر نحوه یارگیری تیم های خود خرده می گیرند و مطالبه بازیکن بیشتر دارند...
طبیعی است که در شمایلی کوچکتر این موضوع از یکی دو هفته آینده به جمع تیم های لیگ یکی نیز برسد و پس از فروکش کردن تب نقل و انتقالاتی لیگ برتری ها، بازار نقل و انتقالات لیگ یک هم با مشخص شدن سرمربی تیم ها داغ شود اما مطالبه گری هواداران تیم ها طبیعی است که از زمانی پیش از شروع این بازار به جریان بی افتد.
و در این شرایط است که برخی هم برای مقاصد دیگری سوار بر موج مطالبه گری به حق هواداران یک تیم بشوند و از این فضا پر التهاب برای مقاصد خود سود بگیرند و از این جهت به دنبال اهداف خود هم باشند.
این موضوعی است که تقریبا تیم مس کرمان نیز در این مقطع زمانی به آن مبتلا می شود و تجربه های زیادی از این موضوع دارد...چه سالی که مجتبی حسینی برای اولین بار به عنوانسرمربی مس کرمان انتخاب شد و موج فشارها که بر مطالبات سوار شد کار را به جایی رساند که در میان نقل و انتقالات و در یک بهت تمام عیار مجتبی حسینی از کرمان اخراج شود و سال بعد از آن مشخص شود چه ضرری از بابت این تصمیم حاصل شده است و یا چه سالی که فرزاد حسینخانی به عنوانسرمربی مس کرمان انتخاب شد و بازهم فشارهایی که همراه با سونیت همراه بودند چنان در ابتدای کار این سرمربی با مس کرمان به جای مطالبات منطقی، یقه این تیم را گرفت که همه عمر همکاری فرزاد و مس را در لیگ یک برای چند هفته تخمین می زدند که در نهایت خلاف آن ثابت شد....
یا همین سال قبل را به یاد بیاوریم که زمانی پروژه انتخاب سرمربی مس کرمان با مشکلات زیاد روبرو شد و چند هفته به این خاطر و ناهماهنگی های موجود از دست رفت، برای کنترل مطالبات به حقی که وجود داشت، به نوعی برای جذب ستاره ها تن به فشارهای مضاعف داده شد تا نحوه ورود و قرارداد بازیکنان فصل قبل، به طور کلی جریان طبیعی تیم را در طول فصل مورد دستخوش منفی قرار دهد.
حالا هم مطالبات هواداران موتور محرک یک تیم محسوب می شود... این توجه و انرژی قلب تپنده یک تیم برای کار کمنقص تر خود می باشد و چارچوب این مطالبات است که نشان می دهد بهرشکل نام بزرگی از یک تیم وجود دارد که توقعات را از نتایج آن بالا می برد...
اما مرز باریک مطالبات و سواستفاده گروه های فشار که کار آن ها دقیقا در این مقطع زمانی است، دقیقا همان جایی است که مرز موفقیت و عدم موفقیت یک تیم را مشخص می کند...گروهای فشاری که در زیر پوست دلسوزی خود فقط اهداف نقل و انتقالاتی خود را دنبال می کنند و عمدتا هدف های آنان با هدف موفقیت یک تیم هم همخوانی ندارد...
شاید در این مقطع زمانی این تضاد منافع در نهایت فضایی عصبی و مبهم درست کند اما در نهایت آنچه که مهم است حرکت منطقی و موفق در طول فصل می باشد و اینکه یک تیم به گونه ای استراتژی حرکتی خود را طرح ریزی کند که خود بر جریان کار خود مسلط باشد نه اینکه فرمان یک تیم در دست همه در بیرون از آن قرار گرفته باشد جز عوامل داخل یک تیم و باشگاه....
