بادی که تیم ملی را در آستانه طوفان برد

گل بادآورده لبنانی ها اگر تا دقیقه نود و بیشتر برابر ایران پابرجا می ماند این قابلیت را داشت که در آغاز دور برگشت رقابت های مقدماتی جام جهانی، تیم ملی کشورمان را با یک طوفان روبرو کند... طوفان نه از حیث اینکه در جدول با هشت امتیازی شدن لبنان و از دست رفتن صدر برای ما، کار کاملا گره می خورد، بلکه از این حیث که آتش جنگ داخلی در بدن تیم ملی شعله ورتر می شد...

تمام کنش و واکنش های رخ داده در اردوی تیم ملی که در نهایت به خط خوردن طارمی انجامید بهرشکل یک ذهنیت در همه هواداران تیم ملی ایران ایجاد می کرد که با شکست برابر لبنان، قرار است بازهم شاهد یک حرکت سیاه به سمت بازیکن سالاری باشیم... جایی که اختلافات مربی با برخی از بازیکنان به بدنه تیم زده است و حالا قرار است پروژه سیاه برای اخراج سرمربی در جریان بازی ایجاد شود.

وحشتناک تر اینکه سناریو بازی نیز دقیقا مطابق همین ذهنیت پیش می رفت... توپ هایی که برابر دروازه لبنان ساده از دست می رفت... یک موقعیتی که برای حریف به خنده دار ترین شکل ممکن گل شد و البته بازی ضعیف برخی بازیکنان اثرگذار که سایه ای از خود هم نداشتند و در نهایت فشار عصبی که در زمین بازی نمود خود را در بازی تیم ملی کاملا گذاشته بود و فوتبال ایران کم خاطره برای دراز کردن سرمربی با این وضعیت در سر ندارد...

با وجود همه اتفاقات بالا فقط یک شکست خرد کننده برابر لبنان کافی بود تا طوفان بلا برای فوتبال ما دست تکان دهد و چالشی تلخ و سخت یقه آن را دو دستی بگیرد که بهرشکل در دقیقه 90 به بعد گل های آزمون و نورالهی برای ما خوبان عالم شدند و خنده این پیروزی، رنگین کمان را قبل از طوفان به ما نشان داد.

اما اگر همه اتفاقات پاراگراف سه را هم تنها یک ذهنیت منفی قلمداد کنیم که خیلی به موقع از سوی تیم ملی دریبل خورد و فعلا در کله های هواداران فوتبال در ایران ننشست، نباید غافل شویم که چرا تیم ملی در آستانه این شرایط بحرانی قرار گرفت که تنها 5 دقیقه خود را از رسیدن به آن نجات داد...

 اینکه مهدی طارمی همانند زمانی که در پرسپولیس بازی می کرد، با وجود همه توانایی های بالای فنی خود، بدترین تصمیم ها را در بهترین موقعیت های خود می گرفت تا سخت ترین دروازه ها را باز کند اما راحت ترین گل های خالی را هدر دهد... او بدترین مکان و بدموقع ترین زمان را برای اعتراض به حرف سرمربی انتخاب می کند تا نه فقط خود را با چالش گوشمالی روبرو کند بلکه تیم را با چالش نوشتن انواع و اقسام سناریوها و حوادث تلخ مواجه کند...

طارمی در بازی با لبنان نبود اما در صورت باخت برابر این تیم، پرِ او بدجور به آتش این شکست می گرفت درست مثل شبی که پرسپولیس به واسطه او از پنجره های نقل و انتقالاتی اش محروم شده بود و طارمی که دیگر در پرسپولیس بازی نمی کرد، مقصر اول باخت یک نیمه ای برابر لخویا شده بود اما در نیمه دوم خیریتی برای طارمی گشوده شد و پرسپولیس برد تا او هم از روی آتش بپرد درست مثل اتفاقی که دیشب برای طارمی در تیم ملی دژاوو شد.

البته از اسکوچیچ که جنسش با فوتبال ایران جور شده است نیز بسیار بعید است که بعد از این همه سال زندگی در ایران، هنوز نداند که چه حرفی را در ملاء عام بزند و کدام گوشمالی را در خفا به شاگردانش دهد تا این چنین فضا را به آن هایی بدهد که هنوز دوست دارند چوب کیروش و برانکو را بر سر او بزنند و اسکوچیچ هم با یک صحبت ناپخته سرش را به آن ها هدیه دهد.

تیم ملی از همه فضاهای وحشتناک متصور بعد از باخت به لبنان به موقع فرار کرد اما حالا مدیریت فوتبال ایران باید تا همین چند روز مانده به بازی برابر سوریه فضایی را مدیریت کند که تیم ملی به سرعت از این نماهای تلخ تصور شده فرار کند... هرچند وقتی از مدیریت در تیم ملی حرف می زنیم حتی همین قلم روی کاغذ هم پوزخند می زند و می گوید شما اول دو دست لباس جدید بازی و تمرین در چمدان های پروپیمان بچه های تیم ملی بگذارید بعد از استراتژی و مدیریت برای عبور و مرور از فضاهای ذهنی و روحی تیم صحبت کنید...

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در جمعه بیست و یکم آبان ۱۴۰۰ و ساعت 11:51 |