بازگشت!
گاهی چند قدم به عقب برگشتن نه فقط معنای عقب نشینی را ندارد، که به معنی خروج از یک بن بست تاریک است و اتفاقا برای ادامه مسیر این عقب نشینی کاملا لازم می باشد...
در کرمان هواداران مس نیز کاملا علاقه مند به این عقب نشینی تیم خود هستند... عقب نشینی از این هفته های تلخ و رسیدن به همان جایی که 5 هفته قبل با پیروزی های متوالی روزگارشان شیرین و شیرین بود.
مس حالا می خواهد از هرچه در داخل زمین و خارج از زمین در هفته های اخیر بر سرش آمد عقب بنشیند و با دست کشیدن از همه آن چیزهایی که برایش یک دیوار بلند برای بن بست در کوچه ای تاریک ساخته بود، باردیگر به همان اتوبانی برگردد که تا همین چند روز پیش، تخت گاز در آن به مسیر صعود حرکت می کرد.
امکان ندارد مسیر صعود را بلد نباشی ولی یازده هفته بر صدر جدول تکیه زده باشی و پانزده هفته رتبه های صعود جدول را به نام تو دیده باشند... این مس قطعا مسیر صعود را بلد است و موتور ماشینش عرضه رسیدن به این مقصد را دارد... این مس تنها به یک چیز نیاز دارد و آن اینکه از انحراف این هفته های خود دست بردارد... مسیرهای ساده را برای خود مارپیچ نرود... بی خود و بی جهت با چشمان بسته رانندگی نکند و به علائم راهنمایی که همه مشتقانش در کنار جاده برای او دست گرفته اند توجه کند...
مس ممکن است در این چند قدم اخیر به خاکی زده باشد و برخی دست اندازها مثل پنالتی هفته قبل هم مسیرش را سخت کرده باشند اما فرمان هنوز به دست همین مسی هاست و یک چرخش به موقع آن و یک باز شدن چشم بعد از همه آلارم های شنیده شده، این تیم را خیلی به موقع به جاده و مسیر اصلی باز می گرداند.
هنوز خیلی زود و بچگانه است که فکر کنیم ماشین مسی لیگ یک، بعد از چند ضربتی که در هفته های اخیر خورده است، به طور کلی چپ کرده است و دیگر روی چرخ های خودش نمی تواند حرکت کند... این ضربه ها هرچند سرعت این ماشین را گرفت، هرچند از زیبایی و شکوه هفته های قبلش کم کرده باشد اما با یک دنده معکوس و یک دنده عقب برابر همین استقلال ملاثانی می تواند چنان به مسیر بازگردد که صدای تیک آف آن را به تمام لیگ یک و فوتبال ایران برساند.
و درست زمانی که این ماشین از خط پایان صعود بگذرد، همانجایی است که با همه مصایب پیش آمده در جاده، این ماشین قیمتی تر می شود و همه برای احترام گداشتن برایش سرودست می شکنند....
