شفاف بگویم ما لج کاریم و لج کردیم!
تعابیر جای خودش را دارد و هیچگاه عوض نمی شود... شفافیت یعنی شفاف سازی...شفاف سازی از اینکه ما هزینه می کنیم که تیم را زمین بزنیم و از خوشحالی همه ما به شدت ناراحتیم و با شفافیت تمام این موضوع را علنا اعلام می کنیم... دم شما گرم که تا این حد صادق هستید...

شفافیت یعنی اینکه "من" آنقدر از نتیجه گرفتن تیم عصبانی هستم که زمانی به عنوان مجری یک برنامه برروی این صندلی قرار دارم آنقدر بی محابا به یک طرف موضوع حمله کنم که کارشناس برنامه من را به خویشتن داری و دوری از حاشیه دعوت کند...در تمام دنیا اگر روال عکس این موضوع است اما اینجا آنقدر صداقت هست که برخلاف همه روال برنامه سازی در دنیا، موضع عجیب و غریب ما شفاف باشد...
شفافیت یعنی اینکه ما خیلی شفاف به خاطر اینکه از کسی خوشمان نمی آید، نمی خواهیم کل تیم نتیجه بگیرد و اصولا مرده شور شادی همگانی و منفعت جمعی و این حرف ها که برای ما یک قران هم سود ندارد را ببرند... برای همین یک تنه آنقدر همه چیز را شفاف می کنیم که انگار مدیر با چوب در جلسه به دنبال همه افتاده بود و قصد داشت آن ها را کتک سیر بزند تا عمق فاجعه را پیش از حساس ترین بازی در تیم بسازیم و بالا ببریم...!
شفافیت یعنی اینکه ما صادقانه و خیلی شفاف برای باخت و ناراحتی لحظه شماری می کنیم و از این ناراحتی همگانی، ما خیلی شیک و شفاف اعلام خرسندی و رضایت می کنیم و حتی برنامه سر بریدن هم گذاشتیم تا گوشت قربانی مراسم شادمانی ما در عزای همگانی پخش شود...
شفافیت یعنی اینکه آنقدر "تابلو" ضدیت و عناد را در یک برنامه نشان می دهیم که اگر حرف راستی هم احیانا آن وسط زدیم و تقدی هم گفتیم که کارساز بود زیر خروارها بددلی و سوء نیت کدر بماند و بس...
شفافیت یعنی مسخره گرفتن همه چیز آن هم به لوس ترین شکل ممکن... یعنی هدفی که برای همه یک جامعه ارزش است برای ما پوچ و بی ارزش و کمترین اهمیتی ندارد از همین روست که برای بهم زدن ذهن و ایجاد درگیری کاذب، حتی حاضریم خودمان را خیلی شفاف منفجر کنیم و انتحار بزنیم...
شفافیت یعنی همین... یعنی آئینه تمام رخ مصیبت... یعنی حالا یکی من بگویم و یکی تو و آنقدر در سروکله هم بزنیم که مثل همیشه دوران آخرش جشن عروسی همسایه را روی کاسه عزا خودمان به قیمت نابودی همیشگی برپا کنیم...
شفافیت یعنی همان شیشه شفافی که همه هزینه کردها را پشت خود به وضوح نشان می دهد تا ثابت کند ضرب المثل نجوشیدن دیگ برای سر ما...و وای بر همه آن هایی که امروز همه هزینه ها را برای شفافیت می کنند و گمانشان بر کدر ماندن شان در پشت این دیوار ساده و شفاف است...
شفافیت یعنی همه اشک های ما که در همه این سال ها درآمد و ظاهرا امسال که تیم سروجانی گرفت و برای صعود بیشتر امیدوارمان کرد باید شفاف تر زمینش بزنیم...
ولی آنچه که فکر می کنیم هیچ زمان شفاف نمی ماند، ندانستن فرق بین نقد و انتقاد و تخریب البته برای ماست... هرچند که بچه های کلاس پنجم هم که این روزها امتحاناتشان را به صورت مجازی دادند به خوبی می دانند، مسخره کردن بدون کوچکترین طنزی، فشار به کارشناس برای اینکه یک کلمه جنجال از زبانش علیه سوم شخص درآورد، زدن تیترهای عجیب و غریب که مدیر با چوب بالای سرتان ایستاده، وعده دعوا با شما بر سر کوچه بعد زنگ آخر که باختید، بحث امتیازهایی که باد آورد و...آن هم در روزهایی که تیم باید بعد از 170 روز با تمرکز و بیشترین کمک فکری به مسابقات برگردد، هیچکدام به نقد که نمی زند که هیچ حتی رنگی از زرد بودن هم ندارد و باید در جعبه مداد رنگی به دنبال رنگ های دیگری برای زدن برروی آن باشیم...
