باور بر اینکه همه در یک کشتی نشسته ایم

الخاندور گونسالس در فیلم شاهکار خود به نام بابل به زیباترین شکل ممکن تصویر سازی کرد که کارهای خوب و بد تمام آدم های روی زمین با فاصله چند هزار کیلومتری نسبت به هم چگونه می تواند در سرنوشت شاد و غمگین آن ها اثر بگذارد... این موضوع به صورت فعل که جای خود دارد، در این تصویر سازی زیبای بصری نشان داده شد که حتی انرژی های مثبت و منفی که از سوی انسان ها در این دنیا ساطع می شود چگونه می تواند سرنوشت مشترک نیک و بد یک موضوع را برای آن ها رقم بزند...

و اگر باور داشته باشیم که همه فیلم ها بخشی از واقعیت وجودی ماست، به خوبی درک می کنیم که در دنیای پیرامون ما و همه افرادی که در اطراف ما زندگی می کنند، چه سرنوشت های مشترک و چه نقطه های پایانی یکسانی داریم که در نهایتش شادی و غم ما را به یک نقطه وصل می کند...

وقتی این فعل برای مشترک سازی سرنوشت می تواند در تمام دنیا یکسان باشد، اهالی یک شهر و اعضای یک خانواده در ابعادی کوچکتر که جای خود دارد که تا چه اندازه بر اساس این قانون وابستگی به یکدیگر متصل هستند و با همه فصل ها و تفاوت هایی که با یکدیگر از نظر فردی دارند اما سرنوشت جمعی آن ها تا چه اندازه به یکدیگر وصل است.

یکی از این نقاط وصل در شهر کرمان بدون هیچ شک و تردیدی تیم فوتبال مس کرمان است که چیزی در حدود ده روز دیگر کار خودش را برای انجام یک سرنوشت مشترک بزرگ مجددا آغاز می کند... حرکتی که اگر به مقصد برسد، بر سرنوشت مثبت تمام شهر و همه اهالی آن اثر می گذارد و بدور از هیچ اغماضی تمام کسانی که پسوند کرمانی دارند از آن منتفع می شوند و چه بسا مس شهر کرمان به عنوان مرکز استان در ابعاد فیزیکی بسیار بزرگ، تمامی مردمان بزرگترین استان کشور را بهره مند خواهد کرد.

این بهره مندی لزوما نباید مادی باشد و به طور قطع در کنار عده جزئی که از نظر مادی در این ماجرا نفع دارند که انشاالله با شایستگی و امانتداری تمام نیز به آن می رسند، نفع غیر مادی و شادی روحی که از این قضیه آن هم در این روزهایی که سختی هایش یکی پس از دیگری آجر و خرصخره برروی دوش ما می گذارد، دقیقا همان پاتن آرامشی است که در خون همه کرمان جاری می شود و چقدر مردمان کرمان به این حال خوب نیاز دارند...

حتی در بحث های مادی نیز جدا از کسانی که به صورت مستقیم از این قضیه منتفع می شوند، بسیاری از اهالی کرمان هستند که به صورت غیر مستقیم از این ماجرا منفعت مالی می برند و با لیگ برتری شدن تیم فوتبال مس شهر کرمان، لول بسیاری از کارهای مرتبط به این موضوع که در سطح شهر و حتی استان کم هم نیستند بالاتر خواهد رفت و با بالاتر رفتن لول این کارها قطعا بار منفعت مالی آن نیز بالاتر خواهد رفت.

در این روزهایی که دل در دل هواداران مس و اهالی کرمان برای صعود این تیم نیست و هیجان هشت بازی که می تواند این اتفاق مهم را در خود داشته باشد، روز به روز صدای ضربان قلب ها را در کرمان رساتر می کند، بهرحال عده ای هم هستند که با اخم مطلق به این ماجرا نگاه کنند...عده ای بدبین از همه اتفاقات تلخ و شکست های سال های قبل که سرخوردگی شدیدی به آن ها داده است و آنقدر بدبین به موفقیت مس شده اند که تا روز کشیده شدن سوت صعود، این موفقیت را باور ندارند و شنیدن آیه یاس از زبان آن ها تازگی ندارد که باید با دیدن نتایج تیم در زمین مسابقه دیدگاهشان عوض شود و عده دیگری که بر حسب اتفاقات روزگار از ماجراهای مختلف دل چرکین دارند و یا همین ماجراها سبب شده است که مشکل شخصی با برخی از افراد حاضر در باشگاه و یا تیم داشته باشند...

همه این بدبینی ها و نگاه های غضب آلود، در فوتبال و تیم هایش در دنیا که جای خود دارد، در تمام کائنات وجود دارد و بهرحال این قسم از ماجرا هم واقعیت دارد که اثرات زخم و ضربه خود را هرازچند گاهی نشان می دهد اما دست سخاوتمند روزگار آنقدر وسیع هست که درصورت رسیدن به موفقیت مشترک، همین بدبین ها، همین زخم زننده ها، همین هایی که امروز به خاطر موفق شدن شخصی که از او کراهت دارند، خیلی طالب صعود نباشند، نیز از این ماجرا سود ببرند و درست مثل همان فیلم بابل روزی این خوان گسترده مزه خوش خود را مستقیم در دهان آن ها بگذارد...

اما عکس همه این ماجراها نیز صادق است...درست جایی که بخواهیم در حساس و سرنوشت سازترین پیچ پیش رو جا بزنیم، زیر پا بکشیم، کم کاری کنیم و حتی انرژی منفی بفرستیم تا همه ما از این غرق مشترک متضرر شویم... درست مثل همان سالی که خود زنی کردیم و رقیب ما در چند صد کیلومتر آنطرف تر از این خودزنی ما به سود خود جشن صعودش را گرفت و امروز در فاصله ای نزدیک تر رقیبی دیگر کل وجود و هستی ما را نشانه رفته است...

امروز سوراخ ایجاد کردن در این کشتی مشترک فقط قسمت ما را پر از آب برای خیسی از شرمندگی نمی کند... موقعیت حساسی است که می تواند کل کشتی را با خطر غرق مواجه سازد و شاید هیچ وقت فرصتی برای پارو زدن در آن دیگر به هیچکس ندهد...

اما رسیدن کشتی به جزیره خوشبختی همان است که همه ما را منتفع می کند... همه ما چه آن هایی که امروز برای این مقصد هرکاری که از دستشان بربیاید انجام می دهند و موج هیجان در چشمانشان مشخص است و چه آن هایی که شاید برای عدم موفقیت این تیم تخم مرغ بیشتری در سبد شکستش گذاشته باشند اما به خوبی می دانند که دقیقا همان تخم مرغ هایی برای آن ها طلا خواهد شد که در سبد پیروزی و رسیدن به مقصد بگذارند و چه بسا با شکست تیم تمام تخم مرغ های آن سبد هم بشکند و دیگر مجالی برای شمارش جوجه ها در آخر پائیز امسال نباشد...

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۹ و ساعت 23:28 |