در کجا این فساد اصلاح شد که در فوتبال اصلاح گردد
وقتی در سال 85 محمد علی آبادی رئیس سازمان تربیت بدنی بعد از تعلیق فوتبال ایران از سوی فیفا، برای دهن کجی به این نهاد و تسلط این سازمان بر فدراسیون فوتبال، از مهندسی انتخابات فدراسیون گرفته تا سند سازی و دروغ و ورود افراد نااهل ولی گوش به فرمان و هزاران پولوتیک سیاه دیگر، خشت جدید فوتبال ایران را در دوره انتقالی اش کج گذاشت، مشخص بود که این باد کاشته شده روزی طوفان خواهد شد...

حالا مطابق آنچه که قابل پیش بینی بود بعد از 14 سال طوفان به مدیریت فوتبال ایران زده است و روزی نیست که خبر جدیدی از بحران مدیریتی در فدراسیون فوتبال ایران به گوش نرسد و مشخص شدن ابعاد جدیدی از آن پشت مخاطبانش را نلرزاند...
مهدی تاج و تمامی همکاران او که در همه این سال ها مسئول هوا کردن این طوفان در بدنه فدراسیون بودند، حاصل یک سیستم غلط بودند که با دروغ و جعل بنایش گذاشته شده بود و قطعا سیستم فاسد نه تنها افراد داخل خود را به فساد می کشاند که حاصلش نیز همین گندی است که امروز در بطن مدیریتی فوتبال ایران بوی خود را به هوا رها ساخته است.
اما حالا که این فساد قابل پیش بینی آن هم از مجموعه ای که خشتش از روز اول کج گذاشته شد تا ریزش آن آشکارا گردد به نقطه اوج خودش رسیده است، خیلی از اهالی و مخاطبان این سیستم یعنی فوتبال دوستان بیشمار ایرانی، در میان همه این هیاهو منتظر هستند تا ببینند، اساس و خشت جدید مدیریتی در فوتبال ایران به چه شکل گذاشته می شود و حالا که بازهم قرار است انتقال قدرت در فوتبال ایران صورت بگیرد، فضا و نوع اتفاقات به گونه ای هست که امید به بهبود حال خراب مدیریت فوتبال ایران در آینده را داشت؟!
اما متاسفانه صداهای بلند شده در این روزهای فوتبال ایران این موضوع را بازهم ثابت می کند که قرار است در بر همان پاشنه بچرخد و نوع تعاملات و صحبت ها و مسیری که طی می شود نشان می دهد بازهم نزاع تنها بر سر قدرت صندلی مدیریتی فوتبال ایران است و نه تنها قرار نیست که مشکلات مدیریتی برای آینده به دست اهلش بی افتد، که هرکس با شیوه خود برای گرفتن قدرت، پنبه خود را می زند و این فضا نشانی از رسیدن فوتبال به جایگاه سلامت خود در عرصه مدیریتی ندارد.
دعوا آنقدر شور شده است که حتی آن هایی که در همه این دهه اخیر با جعل و سند سازی و شیره مالیدن بر سر فیفا و بدون حتی یک اساسنامه قانونی فوتبال ایران را مدیریت کردند، با افشا و گزارش گل افشانی و شاهکارهای خود به فیفا درصدد حفظ قدرت برای خود هستند و در مقابل نیز جناح و باندهایی که برابر آن قرار گرفتند، صرفا به دنبال مچ گیری و تسویه حساب های سابق و البته رسیدن سفت و سخت خود به قدرت و کنار زدن رقیب هستند و از همین روست که در این میان جای خالی اهالی سالم فوتبال، منطق و امید به آینده کاملا احساس می گردد...
در حال حاضر همه این جناح ها و باندهای درگیر برای رسیدن به ریاست فدراسیون فوتبال در رقابت بر سر این موضوع هستند که خود را سوپرمن و حلال مشکلات معرفی کنند و از همین روست که حجم افشاگری ها و برملا شدن فساد مدیریتی در فوتبال ایران به حد فزاینده ای رسیده است و همه حتی آن هایی که خود عامل فساد بوده اند، با افشاگری های پیاپی درصدد هستند خود را خوب ماجرا و قهرمان معرفی کنند...
غافل از اینکه فساد مدیریتی در فوتبال ایران، با وجود همه نتایج داخل زمینش، موضوعی است که شاید بدون اعلام عدد و ارقامی که فقط جای جای بدن ما را در این شرایط بد اقتصادی می سوزاند هم برای مردم آشکار بود اما آنچه که برای مردم آشکار نیست و دیدنش همچنان آرزوست دیدن گروهی است که به شکلی واقعی برای اصلاح و گذاشتن خشت اول مدیریتی در فوتبال ایران از سر صداقت وارد شوند...
روزی که علی کریمی به عنوان یکی از مخاطبان فوتبال و به نمایندگی از جامعه عام فوتبال و بدون اینکه علم مدیریت در فوتبال را داشته باشد، کلیدی ترین مشکل فوتبال ایران را عنوان کرد و فساد حاکم بر فوتبال ایران را ناشی از وجود افرادی دانست که با حضور آن ها فوتبال ایران رنگ شادی را نمی بیند، خیلی ها آرزو کردند که ای کاش از غیب فرد یا افرادی از راه برسند و اصلاح اساسی مدیریت فوتبال ایران را به دست بگیرند اما افسوس که خانه از پای بست ویران است و به قول ناصر حجاری در کجا فساد اصلاح شد که در فوتبال این فساد اصلاح گردد...
