نه می توانند برگزار کنند و نه جرات تعطیلی آن را دارند!
مسئله برگزاری فوتبال در ایران دیگر یک مسئله لوس و حوصله بر برای اهالی آن شده است و صحبت های متناقض و اقدامات نمایشی برای برگزاری و عدم برگزاری آن دیگر نه برای اهالی فوتبال جذابیت دارد و نه سوژه تازه ای برای پیگیری محسوب می شود....

مقامات ستاد مبارزه با کرونا کشور نیز هیچ زمان فکر نمی کردند که مسائل فوتبالی تا این حد بچه گانه و به دور از منطق دنبال شود که پس از اوج گیری مباحث در آن، به صراحت پای خود را از مدیریت مسائل بهداشتی فوتبال در شرایط کرونایی کنار بکشند و آن را با ارائه یک پروتکل بهداشتی که کاملا از سر باز کن به نظر می رسید، به خود فدراسیون و سازمان لیگ پاس دهند.
فوتبال ایران در شرایط عادی هم زیر ساخت های کافی را برای برگزاری منظم خود را نداشت چه رسد به اینکه مسئله ای مثل ویروس کرونا تمام تن آن را به لرزه در بیاورد و جبهه جدید برای ناکارآمدی های مدیریتی فوتبال کشور به خصوص در سطح کلان باشگاهی را به رخ بکشد.
در شرایطی که تمام کشور بهرشکل از شرایط کرونایی فاصله گرفته است و با وجود اینکه آمار ابتلا به کرونا همچنان روند نگران کننده ای در کشور دارد اما تمامی مشاغل و زندگی اجتماعی با راهکارهای دولتی به روال عادی خود برمی گردد اما شاید فوتبال ایران یکی از آخرین جبهه هایی است که برای بازگشت به شرایط عادی خود به شدت مقاومت می کند و اصلا دوست ندارد که به روال عادی برگزاری خود برگردد.
نکته جالب توجه برای این موضوع نیز، مقاومت بخشی از جامعه فوتبال برای دوری از شرایط عادی نه نیت صادقانه آن ها برای فرار از ویروس و حفظ سلامت (که سبک زندگی این بخش این موضوع را نشان نمی دهد!) که بیشتر به واسطه مسائل مالی و کری های فوتبالی شکل می گیرد...
در حالی که تیم هایی که شانس چندانی برای کسب قهرمانی نداشتند، برای جلوگیری از چهارمین قهرمانی متوالی پرسپولیس در زمین مسابقه، فشار زیادی برای عدم برگزاری مسابقات وارد می کنند، بخش اعظمی از دیگر مخالفان برگزاری بازی ها که عمدتا از مدیران تیم هایی که شانسی برای کسب عنوان قابل توجهی در جدول ندارند، به واسطه مسائل مالی بر طبل عدم برگزاری مسابقات می کوبند تا با عدم برگزاری هشت، نه هفته پیش رو مسابقات، صرفه جویی جدی در هزینه های تیم داری و البته قرارداد بازیکنان خود داشته باشند!
در مقابل بخش عمده ای نیز که به شدت به دنبال برگزاری مسابقات لیگ هستند از جمله مقامات سازمان لیگ و در راس آن ها مدیران پرسپولیس، نه به خاطر خود فوتبال و ثبت نتایجش در زمین که بیشتر به خاطر مسائل مالی این موضوع می باشد...
باشگاه پرسپولیس خیلی خوب می داند که در صورت تعطیلی لیگ در همین امروز و اعلام قهرمانی این تیم آن هم هشت هفته قبل از پایان مسابقات، باید آپشن هایی را در قرارداد بازیکنانش پرداخت کند که رقم قرارداد بازیکنانش را به دو برار می رساند آن هم در حالی که اسپانسرهای این تیم پول این هشت هفته عدم برگزاری را پرداخت نخواهند کرد و همین قهرمانی خارج از زمین یک ضرر مالی بزرگ برای سرخپوشان محسوب می گردد.
از سوی دیگر سازمان لیگ نیز در صورت عدم برگزاری مسابقات در هشت هفته پیش رو باید مبلغی بالغ بر چند ده میلیارد تومان بابت اسپانسرهای دور زمین و حق پخش و... به عنوان ضرر تحمل کند که در شرایط بی پولی نهادهای فوتبالی کشور، می تواند قوزی بر بالای قوز آن ها باشد...
همه این مسائل در حالی است که فوتبال ایران نه زیر ساخت مناسب حتی در سطح اکثر کشورهای حوزه خلیج فارس برای برگزاری مسابقات دارد و نه جسارت و قدرت لازم برای اخذ تصمیم در جهت عدم برگزاری مسابقات... نه می تواند مسابقات خود را بدون چالش و دردسر برگزار نماید و نه می تواند بدون دغدغه برای آینده برنامه بریزد و مسابقات این فصلش را تعطیل کند.
همینکه پس از دستور نیم بند سازمان لیگ برای شروع تمرینات بدون اعلام یک پروتکل معقول بهداشتی، آمار کرونایی های فوتبال کشور به شکل مبهم و نامشخصی کم و زیاد می شود و همینکه نهادهای فوتبالی کشور هنوز نتوانسته اند شکل دقیق برگزاری مسابقات و هزینه های تحمیل شده بر آن به واسطه ویروس کرونا را مشخص و ارزیابی کنند تا برنامه دقیق مسابقات در هفته های پیش رو نیز مبهم باشد، به خوبی نشان می دهد که ویروس کرونا با وجود فعالیت تمرینی تیم ها هنوز در تن فوتبال ایران قرار دارد...
در حالی که فوتبال ایران هنوز از برگزاری بازی های تدارکاتی ناتوان است، اینکه چگونه می خواهد بازی های رسمی با حضور عده زیادی از افراد مرتبط با خود را برگزار کند نیز نکته ای است که نشان می دهد نقشه راه فوتبال ایران برای دوران پساکرونا اصلا به خوبی مدیریت نشده است.
فوتبال ایران که به واسطه مشکلات زیر ساختی خود، کمبود شدید مدیریت خبره، نبود باشگاه های حرفه ای، مسائل مبهم اقتصادی و... خود دچار یک بلاتکلیفی و زندگی روزمره و بدون برنامه ریزی برای آینده می باشد، حالا با شرایط کرونایی جدید، ضعف ها و مشکلات خود را بیش از پیش هویدا می بیند که هیچ راه حلی به غیر از همان مدیریت یومیه و بدون در نظر گرفتن آینده نیز برای آن قابل تصور نیست.
