کاهش شدید دمای فوتبال ایران
با هر متر و معیاری که حساب کنیم، فوتبال ایران همانند خیلی دیگر از بخش هایی که با آن درگیر هستیم، در حال افول با سرعت شدید است و تبعات این موضوع را در آینده ای نه چندان دور خواهیم دید...

نشانه های این افول شدید را در ترک دست جمعی مربیان خارجی از فوتبال ایران و تداوم ساختار بی مدیریتی فوتبال ایران که حالا آثار آن بیشتر به چشم می آید را به راحتی درک می کنیم که همگی از روزهای سرد پیش رو برای فوتبال باشگاهی و ملی ایران حکایت دارد.
در سال های اخیر اگر فوتبال ایران صعود بی دردسر به جام جهانی و فینال باشگاه های آسیا و بالاتر رفتن نسبی سطح کیفی بازی های باشگاهی خود را مشاهده می کرد، به واسطه حضور مربیان صاحب سبک خارجی مثل کیروش و برانکو بود... این موضوع با حضور مربیان تاثیرگزار مثل شفر، استراماچونی، کالدرون، دنیزلی و... ادامه پیدا کرد و اگر شرایط به سامان بود شاید حتی ویلتموتس نیز در این چرخه مفید واقع می شد.
در همه این مدت، فوتبال ایران از پرورش چهره های اثرگذار ایرانی برروی نیمکت مربیان خود نیز غافل بود و چرخه مربیگری ایران با مربیان وطنی خود آن چنان بسته مانده است که حالا برای نیمکت تیم ملی هنوز که هنوز است باید مسائل مربوط به امیر قلعه نویی تحمل شود که در شرایط عادی کاملا مشخص است فوتبال ایران با حضور او چه پشتک به عقبی نسبت به همین 5-6 سال اخیر خود خواهد زد.
نکته درد آور دیگر اینکه، حالا که قرار است بنا به شرایط موجود، از مربیان خارجی گذر شود و قطعا نیمکت تیم ملی در اختیاز ایرانی ها قرار گیرد، آنقدر دست بسته و بی مهره هستیم که برای آوردن قلعه نویی و دایی هم باید منت گذاری و کوله باری از حواشی ببینیم!!
قطع و یقین فوتبال ایران با وجود مربیان فعلی داخلی رو به عقب خواهد رفت و این نکته نه به خاطر اجنبی پرستی ما و یا عاشق چشم آبی بودن هاست که به علت تنبلی مربیان ایران در پیشرفت علمی و فنی است... مربیان ایرانی آنقدر که در مسائل غیر فنی و حواشی پیشرفت می کنند در بعد فنی خود را کارآزموده نمی کنند تا امروز چه نسل قدیم مربیان ایرانی که همچنان طلایه دار نیمکت ها هستند و چه نسل جدیدی که تلاش می کند خود را به چرخه برساند، بیشتر از آنکه در بعد فنی کارآزموده باشد در ابعاد دیگر فوت کوزه گری یاد بگیرد که البته شاید این کوزه در لیگ برتر ایران مصرف داخلی داشته باشد اما در بعد بین المللی قطعا ما را به دست آورد نخواهد رساند و از همین روست که نگران دست آوردهای قبلی خود چه در صعود به جام جهانی و چه رسیدن به مراحل بالای باشگاه های آسیا هستیم.
این موضوع در ابعاد باشگاهی نیز بعد از رفتن برانکو، شفر و استراماچونی هم قابل لمس است... اگر از نتایج هیجانی این روزهای پرسپولیس و استقلال با یحیی و مجیدی بگذریم که تیم های آن ها هنوز تحت تاثیر مربیان خارجی قبلی خود نتیجه می گیرند، اما شاید دور گروهی رقابت های باشگاه های آسیا پیش رو و مراحل بعد آن بتواند تصویر دقیق تری از توان فنی این دو مربی جوان ایران در بعد بین المللی دهد.
بهرشکل تصویر از فوتبال ایران چه در لیگ برتر و چه در سطح ملی تیره است و شاید پیش بینی افت شدید سطح کیفی بازی های لیگ و همچنین از دست دادن دست آوردهای ملی مثل همان صعود آسان به جام جهانی، در سال های پیش رو کاملا محتمل باشد.
فوتبال ایران که ساختار درستی در بعد مدیریت نداشته است، در این روزهای سخت باید هم به این پست رفت ها مبتلا می شد که باید دید تبعات آن به چه شکل خواهد شد.
