جناب مستشار مستر کیروش

بعد از تقریبا یک دهه زندگی با کارلوس کیروش، کمتر هوادار فوتبال ایران است که او را نشناسد... کارلوس که یکی از با ثبات‌ترین مربیان تاریخ فوتبال ایران بود اما هیچگاه در ارتباط خود با هواداران و جامعه فوتبال ایران به ثبات نرسید و آنقدر نوع ارتباط او با فوتبال ایران بالا و پائین داشت که هیچگاه قضاوت روشنی از میزان محبوبیت او در بین هواداران فوتبال ایران به دست نیامد.

کیروش را عمدتا با رفتارهای زمخت وخشنش چه با مربیان فوتبال لیگ ایران و چه با مقامات فدراسیون می‌شناسند... رفتارهایی که خیلی‌ها معتقدند برای فوتبال ایران لازم بود تا از تنگنای دیدگاه‌های محدود عبور کند و تیم ملی ارجحیت کافی خود را در فوتبال ایران پیدا نماید.

اما گاهی این رفتار زمخت و خشن فراتر از حد استاندارد و معقول خود می‌رفت تا جایی که تیم ملی کاملا دستخوش حواشی و درگیری‌هایی می‌شد که صرفا با همین رفتارهای خشن کیروشی ثبت می‌شد.

کارلوس کیروش هیچگاه مربی بدی برای فوتبال ایران نبود... دوصعود متوالی به جام جهانی به عنوان صدرنشین گروه و ثبت راحت‌ترین صعود ممکن به جام جهانی در تاریخ فوتبال ایران، نگه داشتن چند ساله فوتبال ایران در صدر تیم‌های آسیایی رنکینگ فیفا، ثبت یکی از درخشان‌ترین بازی‌های تاریخ ملی ما برابر آرژانتین و رکوردهای خارق‌العاده در نباختن وگل نخوردن تیم ملی و موارد دیگری از این دست سبب می‌شود از نظر فنی همیشه کیروش جزو مربیان محترم تاریخ فوتبال ایران محسوب شود.

اما حداقل در زمان فعلی، کیروش برای فوتبال ایران بیشتر از آنکه با این افتخارات مرور شود، با درگیری‌های بی‌پایانش با حداقل دو سوم بزرگان فوتبال ایران به خاطر آورده می‌شود...

البته این دوگانگی رفتار کیروش بی‌سابفه در تاریخ و فرهنگ معاصر ما نیز نبوده است... از حدود دوره قاجار که پای مستشاران خارجی برای اکتشافات وثبت اتفاقات بزرگ به ایران باز شد، به نوعی کیروشیسم را در این مملکت به خوبی درک کرده بودیم...

کیروش مثل همان مستشاران عهد قجر و پهلوی به ایران می‌امدند و با علم و دانش به روز خود که بدون شک فراتر از مرزهای کشور ما محسوب می‌شد، با خود فناوری جدیدی در عرصه‌ی اقتصاد مثل نفت ویا راه آهن و زمینه‌های نظامی و... به کشور وارد می‌کرد اما رفتار این جناب مستشار با اهالی این کشور به گونه‌ای نبود که او محبوب دل همگان شود و یا اینکه حداقل نزدیکانش در ایران که با او همکاری می‌کردند، دلشان برای بازگشت او به کشور تنگ شود....

هرچند عموم ملت از فناوری و یا پیشرفت جدیدی که در آن زمان به کشور وارد می‌شد شادان می‌گشتند اما نحوه همکاری به گونه‌ای نبود که همکاران ایرانی آن مستشار احساس کنند عزتشان در کشور حفظ شده است.

هرچند از بابت همین موضوع بود که از همان زمان دانش بومی و تکیه برپای خود شعار این مملکت شده بود اما مسیر آن گونه نبود که در داخل کشور کسی بتواند مرزهای دانش وموفقیت را هم پای ان مستشاران طی کند وقطعا در فوتبال ایران نیز این مسیر طی نشده است که بی نیاز از حضور کیروشیسم در فوتبالش برای موفقیت باشیم.

کیروش دقیقا به مثابه همان مستشاران خارجی بود که با خود موفقیت به کشور آورد اما رفتار او و نگاه بالا به پائین او به فوتبال ایران و به خصوص لیگ که حالا نفراتی مثل حسینی و غفوری نادیده گرفته شوند و یا اینکه اوهیچ الزامی برای خود بابت پاسخ دادن به دعوت نفراتی مثل خانزاده نداشته باشد، سبب می‌شود که او را همان مستشار لقب دهیم که ایرانی نشد.

البته این موضوع در ورای حس ملی گرایی خود شاید نقطه قوت کارلوس محسوب می‌شد چراکه او تجربه ایرانی شدن بلازویچ و حتی برانکو و خیلی دیگر از مربیان ایرانی دیده بود که ترجیح داد با همان منش مستشاری برای موفقیت خودش در ایران تلاش کند که البته خیلی هم راه به اشتباه نبرد هرچند نوع رفتار جامعه فوتبال ایران با خود را خیلی در درجه محبوبیت قرار نداد... البته کیروش خیلی خوب می‌داند که اگر در جام جهانی بتواند برابر اسپانیا، پرتغال ومراکش نتایج و بازی های غرورآفرین آرژانتینی خود را تکرار کند، آنقدر محبوب می‌شود که دیگر رفتارهای او ملاک قضاوتش قرار نمی‌گیرند و برعکس اگر در این سه بازی وا دهد، در آن زمان است که انتقام یک عمر رفتار بد خود را در همین سه بازی به بدترین شکل خواهد دید....

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۷ و ساعت 12:35 |