اما با یک گروهی شدن مسابقات لیگ آزادگان، قهرمان آن همیشه چند هفته قبل از پایان مسابقات تعیین میشد تا دیگر فوتبال دوستان ایرانی نتوانند لذت یک فینال واقعی را بچشند و همیشه شاهد باشند که تیم قهرمان شاید حتی شش هفته! قبل از پایان مسابقات شناخته میشد و این امر باعث میشد لذت رقابتهای هفتههای پایانی در لیگ دسته اول مزه نشود.
در سال 74 پرسپولیس چهار هفته قبل از اتمام مسابقات در تبریز ماشینسازی را با گل شافعی شکست میدهد تا با توجه به باخت بهمن در اصفهان برابر ذوب آهن قهرمان شود. در سال 75 نیز به همین ترتیب تیم پرسپولیس که با استانکو یکی از بهترین تیمهای تاریخ خود را تشکیل داده بود خیلی زود و تقریبا شش هفته قبل از پایان مسابقات با پیروزی بر پلی اکریل در اصفهان قهرمانی خود را مسجل میکند. در سال 76 و در حالیکه پرسپولیس از لیگ آزادگان کنار کشیده بود، استقلال تهران با پیروزی بر تراکتورسازی در تهران چهار هفته به پایان مسابقات پاس را در رها رسیدن به قهرمانی ناکام میگذارد. در سال 77 و 78 باردیگر پرسپولیس با علی پروین بود که در پایان سه، چهار هفته مانده به پایان لیگ جشن قهرمانی خود را برپا میکرد و در نهایت در آخرین دوره لیگ آزاگان سابق، استقلال با پورحیدری با پیروزی در تبریز و برابر ماشینسازی در چهار هفته به پایان مسابقات قهرمانی خود را تثبیت کرد تا در نهایت نوبت به لیگ برتر برسد.

اما داستان در لیگ برتر متفاوت بود... در اولین دوره این مسابقات در اولین سال دههی 80 که یکی از بیکیفیتترین رقابتهای فوتبال کشور هم بود، قهرمان درست در آخرین هفته از مسابقات تعیین شد تا باردیگر هیجان برای فوتبال دوستان ایرانی تا آخرین هفته تداوم داشته باشد. درست همانند سال 73 که میبایست منتظر بود تا در روز آخر و بازی فینال فاتح جام را تعیین کند. در اولین دوره لیگ برتر در حالی بازیها به هفتهی آخر کشید که استقلال با اختلاف امتیاز زیادی از نزدیکترین رقیب خود یعنی پرسپولیس پیش بود، اما چند نتیجهی بد باعث شد در هفتهی آخر قهرمانی این تیم متزلزل شود اما با این حال شرایط این تیم برای کسب قهرمانی در هفتهی آخر خیلی بهتر از پرسپولیس بود. استقلال در حالی در انزلی به مصاف ملوان میرفت که با یک تساوی هم میتوانست قهرمان شود و پرسپولیسی که در تهران میزبان فجر سپاسی بود تنها در صورتی قهرمان میشد که استقلال نتواند از ملوان امتیاز بگیرد و پرسپولیس هم حتما برنده باشد! همهی این اما و اگرها حکم به قهرمانی استقلال میداد اما باخت یک بر صفر این تیم در انزلی و پیروزی پرسپولیس در تهران یک قهرمانی رویایی را برای هواداران سرخ رقم زد تا از این بس همه به یاد بیاورند در رقابتهای دورهای هم میتوان هیجان بازیهای فینال و حذفی را هم چشید. مزهای که خیلی وقت بود در فوتبال ایران چشیده نشده بود. به هر شکل شاید این حسن اسم لیگ برتر بود که باعث شد بود این مسابقات در عین بیکیفیتی خود هیجان مضاعفی را به همراه داشته باشد.
در دومین دورهی لیگ برتر بازهم همان حوادث لیگ یکی رخ داد و سپاهان با استفاده از ضعف مشهود رقیبان خود توانست قهرمانی را چهار هفته قبل از پایان مسابقات و با تساوی در تهران برابر پرسپولیس جشن بگیرد. اما در دورهی سوم حرفهای بازهم هیجان در هفتهی پایانی به نقطهی اوج خود رسید. جاییکه استقلال تهران و پاس قهرمان را در این هفته تعیین میکردند. با توجه به وضعیت جدول همه برای پاس شانس بیشتری برای قهرمانی قایل بودند مگر از آن دسته اتفاقاتی که در لیگ برتر اول رخ داد و قهرمانی به شکل شگفتآوری دست به دست بچرخد! اما اینبار نوبت رخ دادن معجزه نبود و پاس با یک پیروزی شیرین و پر گل در دستجردی جشن قهرمانی خود را برپا کرد تا بازهم استقلال در هفتهی پایانی علیرغم پیروزی خود بر پگاه ناکام باشد.
لیگ برتر چهارم بازهم قهرمان خود را قبل از هفتهی پایانی شناخت و فولاد اجازه نداد هفتهی آخر لیگ جذابیتهای خاص خود را داشته باشد. تا در لیگ پنجم بازهم همه چیز در هفتهی پایانی مشخص شود. اینبار بازهم استقلال تهران و پاس برای تعیین قهرمانی کار خود را به هفتهی پایانی کشاندند با این تفاوت که اینبار شرایط قهرمانی در دست استقلال بود و این تیم با تجربه گرفتن از تمام تلخیهای هفتهی آخر با یک پیروزی چشمگیر برابر برق شیراز در تهران حتی با وجود پیروزی پاس در این هفته خود جام را بالای سر برد تا کابوس هفتهی آخر برای هواداران این تیم تمام شود!
...و بالاخره لیگ برتر ششم هم برای تعیین قهرمان خود خیلی حوصله به خرج داد و به احتمال فراوان باید همچنان هم تا پایان صبر خود را تداوم دهد. لیگ برتر امسال به جهت تعیین قهرمان خود جذابتر از همیشه هم دنبال شد از این حیث که در مسابقات سال قبل معمولا دو تیم اول نقش تعیین کننده برای معرفی قهرمان را داشتند اما اکنون و در دو هفته مانده به پایان بازیها سه و حتی خیلی خوشبینانه چهار تیم! این شانس را دارند که جام را بالای سر خود ببرند. مسلما شناخت قهرمانی در هفتهی پایانی میتواند به رقم خوردن یک فصل به یاد ماندنی ختم شود. همانطور که هواداران اینتر مسلما فصل 2001 کالچو را بیشتر از فصل 2007 آن به خاطر خواهند سپرد. یعنی آن فصلی را که قهرمانی مسلم خود را در هفتهی پایانی تقدیم یوونتوس کردند تا قهرمانی این فصل خود را که بدون یوونتوس شش هفته قبل از پایان مسابقات جشن گرفتند!!
به هر شکل شاید نام لیگ برتر سبب شده است ما در این زمینه صاحب تحول اساسی شویم و جذابیتهای این لیگ را بیشتر از همیشه درک کنیم. و شاید حرفهای شدن تیمها در کسب نتیجه و شانه به شانه شدن آنها و خروج فوتبال از دو قطب به این مهم کمک کرده باشد. هرچه بوده فعلا که فوتبال دوستان ما میتوانند از اینکه یک لیگ جذاب را تا هفتهی آخر میبییند حسابی کیف کنند! هرچند اگر به قسمتهای دیگر این لیگ مثل همان برنامهریزی و یا موارد دیگر آن نگاه کنند شاید به طور کلی از دیدن آن شرمسار شوند!!
