از اینکه سرانجام معنای فوتبال ایرانی را فهمیدیم غرق در شادی هستیم! نمی دانستیم نام چه فوتبال عجیبی را یدک می کشیم. فوتبالی که مبنای آن نود دقیقه بر بی برنامه گی است تا سرانجام امدادی از غیب برسد و مدافعی اشتباه کند تا ما از ورود به یک فاجعه واقعی دور شویم. در همین فوتبال ایرانی که در آن از دیدن رد و بدل شدن میانگین چهار پاس در طول بازی ناتوانید تعویض ها نیز به جای آنکه روند هجومی تیم شما را سرعت بخشد ، مانعی می شود برای خلاقیت بیشتر تیم شما! و در ادامه همین فوتبال که بیش از 75 دقیقه در آن زیر فشار خالص حریف قرار دارید ، می بینید که آنقدر حمله نمی کنید تا مدافعان توپ را دو دستی به شما تقدیم کنند تا با زدن یک گل با همت آنها ! شما از شادی زیاد منفجر شوید. البته ما به واسطه داشتن چنین فوتبالی که نام ایرانی را یدک می کشد از شادی زیاد اشکمان نیز سرازیر خواهد شد.

قرار بود با این فوتبال ناب ایرانی ، افتضاح هایی که برانکوی ملعون! برای فوتبال ما باقی گذاشته بود را سرپوش بگذاریم و همچنین مردم را با فوتبال آشتی دهیم. اما در ادامه همین فوتبال ناب ایرانی می بینیم در آخر بازی برای رسیدن به گل رو به همان سیستم و ترکیب برانکویی میاورد و یا در این فوتبال آنقدر بد توپ می چرخد تا در نهایت زمانی که مدافعان حریف ما را به گل می رسانند فقط لبخند تلخ را بر لب هواداران منقش شود. البته شاید فوتبال ایرانی که قرار بود ما به نمایش بگذاریم در زمین قفل کرده بود و بازیکنان ما برای روان شدن در اجرای آن به مانع خورده باشند اما چه کسی قرار بود این گره را باز کند؟! ناصر ابراهیمی؟ که برای آرام کردن خودش نیاز به یک تیم داشتیم؟ و یا مربیان و آنالیزورها و مشاوران بیشمار تیم که تا بدین جا فقط جای بازیکنان ذخیره نیمکت تیم ملی را اشغال کرده اند؟
نتیجه خوبی را در سئول و در برابر چشم بادامی ها کسب کردیم و از این رو از همه ملی پوشان و در راس آنها از جناب سرمربی و مدافع کره ای تقدیر می کنیم! اما با این فوتبال که پسوند ایرانی هم بر روی آن گذاشتیم باز هم به همان راهی می رویم که به ترکستان ختم می شود. نمی دانیم جناب سرمربی پس از بازی در توجیه بازی بدی که تیمش به نمایش گذاشت چه می گوید؟ نداشتن مهره؟ که تمامی پتانسیل فوتبال ما در این بازی حاظر بود. نداشتن تمرینات کافی؟ که در این دو ماه اخیر یکی از بلند ترین اردو های تیم ملی چند سال اخیر را شاهد بودیم. پس می بایست در این بازی خیلی بهتر از آنچه باشیم که در برابر سوریه بودیم اما روند رو به سقوط بازی تیم ملی ما را باز هم نسبت به آینده تیم نگران کرد. چراکه قطعا در بازی های بعد چشم تنگ مدافعان کره ای که به دادمان برسد و توپ را برای زدن یک گل راحت در اختیارمان بگذارد وجود ندارد و این می تواند برای جناب سرمربی و فوتبال ایرانی اش گران تمام شود.
از باخت برابر کره جنوبی گریختیم که برای این اجازه دهید بار دیگر از مدافع و دروازه بان کره ای ها تشکر کنیم در روزی که اصلا شایسته زدن گل نبودیم ما را به گل رساندند ، اما این هدف ما نبود که پس از باخت های فاجعه بار برابر تیم های بزرگ دنیا نظیر مکزیک و پرتغال! از تساوی برابر کره جنوبی که هیچ شباهتی به تیم چهار سال قبل خود ندارد به آسمان برسیم و مراسم شادی پس از بازی به راه بی اندازیم. البته با کسب این تساوی زمان برای قلعه نویی به پایان نرسید اما جناب سر مربی نیک می داند با فوتبالی که تیم او در سئول به نمایش گذاشت فقط بی اعتمادی ها را به سمت خود جلب می کند. او که بسیاری از اشتباهات خود را در بازی با سوریه در بازی با کره جنوبی مجددا تکرار کرد اگر می خواهد تعداد بازی های ملی خود را در عرصه مربیگری به تعداد انگشتان دو دست برساند باید بداند راه سختی را پیش رو دارد و باید هرچه زودتر ایرادات تیم خود را که در هر سه منطقه زمین فریاد می کشید را ساکت کند.
امیدواریم فوتبال ایرانی که مدنظر قلعه نویی بود این نباشد که در این صورت متوجه می شویم یا باید در ساختار فوتبال ایرانی شک کنیم و یا...
