سایه بلند پدرخوانده ها...!
گزارشی از برخی فعالیت دلالان در تیم های ایرانی
یک- خبر پشت خبر می آید و در دل خود نام هایی را دارند که از شرکت در فعالیت های فوتبالی محروم هستند. اسامی که خیلی از هواداران فوتبال و آن هایی که توپ ایرانی را از پشت ویترین می بینند حتی یک بار هم آن ها را نشنیده باشند و برای همین انتشار این خبرها و نام ها کوچکترین جذابیتی برای آن ها ندارد اما آن هایی که بوی ادکلن این افراد را حتی برای یک بار از نزدیک استشمام کرده اند به خصوص بازیکنان که محصولات اصلی کار آن ها حساب می شوند خیلی خوب می دانند که چه اتفاق بزرگی در حال رخ دادن است! این افراد که امروز نامشان برده می شود همان کسانی هستند که حداقل تعدادی از آن ها قدرت جادویی داشتند که می توانستند یک بازیکن را از فرش به عرش برسانند و یا مسیری برعکس جلوی پایش بگذارند و یا در مسیر به عرش بری، او را به فرش بکوبانند! ترس از این افراد برای بازیکنان به مراتب حتی بیشتر از فریادهای مربی تیم بود! و یک چراغ سبز آن ها کارساز تر از هزار ساعت تمرین با کیفیت مداوم برای رسیدن به هرچه می خواهند!

دو- حالا که بازیکنان سایه این پدرخوانده ها را حداقل با آن عظمت وحشتناک بر سر خود نمی بینند می توانند آب گلویشان را راحت تر قورت دهند و از برخی کارهای آن ها بگویند. بازیکنانی جوان به خصوص در شهرستان ها که بارها پاسوز اقدامات آن ها شدند. جالب اینکه برخی از مقامات پر نفوذ باشگاه ها هم گاهی با این افراد هماهنگی کامل داشتند و از طریق این مقامات برخی بازیکنان تاثیر گزار تیم مثل کاپیتان و یا با سابقه ها هم سایر بازیکنان را مجاب می کردند که برخی از این افراد را به عنوان مدیر برنامه خود انتخاب کنند و درست در همین زمان بود که ناخودآگاه تعرفه پورسانت کارهای نکرده نیز به بازیکنان مورد نظر اعلام می شد تا به حساب همین دلالان یا به عبارت علمی ایجنت ها واریز شود!
سه- روزگار یک بازیکن زمانی سیاه می شد که نمی خواست از قانون نانوشته این سیستم تبعیت کند. آن هایی که برای خودشان اسم و رسمی داشتند و آن استثنائاتی که هیچ آتویی دست کسی نداشتند به جدا اما یک روز یک بازیکن جوان شهرستانی که در تیم خودش هم بسیار جا افتاده بود و به صورت غیر منتظره ای فیکس تیمش می شود پیغام دریافت می کند که باید فلانی را به عنوان مدیر برنامه انتخاب کند. بازیکن جوان که فکر می کرد در اینجا فقط توانایی خودش مطرح است و بس مقاومت می کند و به پیغام جواب منفی می دهد. از فردا بود که بازیکن جوان به خاطر مشکلاتی که برای کارت پایان خدمتش مطرح شد هم قرارداد خوب فصل بعدش را در حاشیه دید و هم انتخابش را در تیم ملی امید با تردید مواجه شده! ضمن اینکه برخی مقامات باشگاه به او پیغام دادند در پست او می خواهند یک بازیکن بزرگ را جذب کنند!! او تازه فهمید که همه چیز در این جا توان ساق پا نیست!
چهار- سایه این افراد گاهی تا روی نیمکت تیم ها نیز تداوم داشت. اگر سرمربی با آن ها کنار نمی آمد کمک مربی می توانست کار آن ها را راه بی اندازد. یک مدافع نام آشنا فیکس تیمش بود و اتفاقا رضایت سرمربی تیم را هم جلب کرده بود. همه چیز به خوبی و خوشی پیش می رفت که در نیم فصل همان پیغام ترس برای او صادر می شود. برای نیم فصل دوم فلانی باید مدیر برنامه هایت باشد! مدافع قبول نمی کند و در یکی از اردوهای خارجی تیم کمک مربی سر یک مسئله بی خود چنان کتک کاری با او راه می اندازد که کل اردو را تحت تاثیر قرار می دهد. سرمربی هم بنا به وظیفه اش طرف مربی را می گیرد و مدافع فیکس در نیم فصل دوم برای همیشه نیمکت نشین می شود! جای او را در زمین بازیکنی می گیرد که مدیر برنامه های فصل بعدش همان ایجنت پیشنهاد دهنده بود!
پنج- یک روز مدیر عامل باشگاه هرکار می کند نمی تواند دود بلند شده از سرش را پنهان کند! او که خودش تمایلی ندارد با این واسطه ها کار کند زمانی تیمش را در فصل نقل و انتقالات دست و پا بسته می بند به یکی از ماموران باشگاه برای جذب بازیکن چراغ سبز می دهد که از ایجنت ها استفاده کند. ایجنت هم در قدم اول دو بازیکن با قیمت های بالا که البته هیچگاه در طول فصل برای تیم بازی نکردند جذب می کند اما در ادامه به مدیر عامل باشگاه خبر می رسد که ایجنت مورد نظر با برگه های قرادادی که با سربرگ باشگاه در اختیار داشته است تحت عنوان نماینده باشگاه با چهار بازیکن درجه سه با مبالغی بالای چهارصد میلیون تومان قرارداد داخلی امضا کرده است...! مدیر عامل همان روز قصد خودکشی داشت و نقل کرده اند با تیپا آن ایجنت را از اطاقش بیرون کرده است!!
شش- زمانی بازیکنی با باشگاه با مبلغ دویست میلیون تومان توافق می کند اما قراردادش دویست پنجاه میلیون تومان امضا می شود! زمانی که فصل نقل و انتقالات فصل برداشت پول های میلیونی از درخت هایی است که هیچ زحمتی برایشان کشیده نشده، زمانی که یک تلفن چند میلیون پول به حسابی وارد می کند باید هم برای حفظ این موقعیت خون ها ریخته شود...آری خبرهایی که هیچ جذابیتی در فصل نقل و انتقالات ندارند منتشر می شوند اتفاقات بزرگی در دل خود دارند...!
