مس به هوادارنش صدرنشینی عیدی می دهد

مسی های شهر کرمان در حالی قصد دارند سال 1399 را به پایان برسانند که هیچ اتفاقی برای آن ها مبارک تر و بهتر از صدرنشینی در پایان این سال نیست.
بعد از شکست هفته قبل برابر استقلال خوزستان شاید خیلی از هواداران تیم کرمانی امیدی نداشتند که در پایان سال و قبل از شروع تعطیلات نیم فصل، موقعیت صدرنشینی دوباره در اختیار آن ها قرار گیرد اما نتایج این هفته لیگ یک در بین تیم های بالانشین که به طور مستقیم با یکدیگر بازی داشتند به گونه ای رقم خورد که این فرصت به بهترین شکل در اختیار آن ها قرار گرفت.

می گویند پایان شیرین یک سال به مراتب از شروع خوب آن می تواند دلنشین باشد و چه بهتر از این که مسی های شهر کرمان سال سخت و تلخ 99 را با یک اتفاق شیرین که همان صدرنشینی است به پایان برسانند با این شگون که این اتفاق در آخرین هفته از مسابقات لیگ یک این فصل رخ دهد و آن ها با همین رتبه جواز صعود به لیگ برتر را کسب کنند.

این شیرینی می تواند سر سفره هفت سین هواداران مس کرمان بنشیند اگر بازیکنان این تیم بازی با استقلال خوزستان را آویزه گوش خود کرده باشند که تا چه اندازه غفلت و خواب آلودگی چشمان می تواند سرنگونی آن ها در سراشیبی جدول را به دنبال داشته باشد.

هرچند گل ریحان چه در موقعیت خودش در جدول و چه از نظر شرایط تیمی وضعیت خوبی ندارد اما مهمتر از این موضوع برای پیروزی، داشتن وضعیت خوب در تیم مس کرمان است یعنی دقیقا برخلاف آنچه که در بازی با استقلال خوزستان در بطن این تیم در داخل زمین وجود داشت.

مس کرمان باید باور داشته باشد از حالا وارد تونل وحشتناکی به نام دور برگشت شده است... جایی که حریفان دیگر با قطره چکان هم امتیاز نمی دهند و گرفتن امتیاز سختکوشی در حد کشف طلا از دل معدن می خواهد... گل زدن در این دور سخت تر می شود به مثابه اینکه دروازه ها کوچکتر می گردند...

مس در این شرایط برای اینکه هدف خود را رقم بزند باید از همین ب بسمه الله دور برگشت سختگیر و سختکوش باشد و حالا که در دور رفت به فراخور جدول مسابقات، میانگین امتیازی مناسبی را کسب کرد، باید در دور برگشت به مراتب بیشتر امتیاز کسب کند و به مراتب برای از دست دادن امتیاز کمتر اشتباه کند و اولین بازی دور برگشت براب رگل ریحان دقیقا محل شروع همه این کارهاست.

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۹ و ساعت 16:41 |

بازیکنانی که نباید از مدار دید خارج شوند

هرچند هیچ یک از تیم های مس کرمان و مس نوین برای رقابت های جام حدفی این فصل کشور برنامه ای بزرگ برای رسیدن به مراحل نهایی این رقابت ها نداشت و هر دو تیم نیز در مرحله یک هشتم نهایی با شکست برابر رقیبانشان از گردونه رقابت ها حذف شدند، اما رقابت های حدفی سال 99 برای هر دو تیم بسیار خاطره ساز و البته مهم شد.

این اهمیت از آن حیث قلمداد می شود که علاوه بر اینکه دو تیم بازی های جذاب و خاطره سازی برابر گل گهر و پرسپولیس در این جام انجام دادند، نفراتی در ترکیب خود داشتند که به خوبی بر چشم نشستند و از همین رو اصلا نباید در آینده از مدار دید خارج شوند.

این موضوع به خصوص در تیم بزرگسالان مس کرمان به چشم آمد که چند پدیده بالفعل را در طول این بازی ها برای آینده خود شناسایی کرد... امیر حسین بنی اسد، سامان تورانیان، عباس زراعتکار، سیروس بلند نظر و... نفراتی بودند که در طول بازی های جام حذفی با لباس تیم برگسالان مس حسابی محک و چکش خوردند و نشان دادند که اگر در مسیر درست قدم بردارند در آینده می توانیم بیشتر از این ها از این نام ها بشنویم.

هزینه حذف مس کرمان از جام حذفی این فصل بسیار سودآور می شود وقتی که این نفرات در دید باقی بمانند و انگیزه های آنان برای شکوفایی و معرفی هرچه بیشتر خود در طول فصول پیش رو صدچندان شود.

در یکی دو سال اخیر با معرفی بازیکنانی مثل علیرضا آرتا، امیر طاهر، علی تهامی ظاهرا نسل جدیدی از بازیکنان آکادمی باشگاه مس کرمان آماده عرصه به تیم بزرگسالان مس کرمان هستند که بازی های حذفی این فصل، فوتبال کرمان را دلگرم تر به کامل شدن هرچه بیشتر این چرخه کرد.

این اتفاق در تیم مس نوین نیز رخ داده است و بازی برابر پرسپولیس برای بازیکنان جوانی مثل ده شیخ، عباسپور، کاظمیان، طاهری، قادری، زینلی و... فرصت بسیار خوبی بود که تجربه ای بسیار ارزشمند کسب کنند و البته نوع فوتبال آن ها نشان داد که در تیم نوین نیز ذخیره ای کاملا قابل اتکا برای تیم بزرگسالان وجود دارد و اصلا نباید این نفرات تازه از آب و گل در اومده آکادمی باشگاه مس، نه خود را بی هوا رها کنند و نه از مدار دید باشگاه برای درخشش بیشتر در آینده خارج شوند.

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۹ و ساعت 12:24 |

بدجنسی و خیانت را لباس نقد نپوشانیم

اینکه توقع داشته باشیم مجموعه ای بدون هیچ عیب و نقصی کار خود را از صفر تا صد پیش ببرد قطعا توقعی نا به جا و غیر معقول است و این سیستم بی عیب را فقط در ذات الهی و مجموعه کائنات می توان پیدا کرد...

همانطور که گذاشتن یک مجموعه برروی سر و حلوا کردن مداوم آن نشانی از رساندن تمام و کمال آن به موفقیت ندارد، ضربه زدن به مجموعه نیز از طریق هر ضعف بزرگ و کوچکی هم نمی تواند آن ایرادات را رفع کند و نحوه بیان و زمان عنوان عیوب به خوبی می تواند نیت طرح آن ها برای کمک و یا ضربه را نشان دهد.

یکی از مواردی که سبب می شود فرهنگ بیان انتقاد و انتقاد پذیری در بین مجموعه های فعلی کشور ما کمترین استقبال ممکن را داشته باشد در همین نکته است که اگر ایرادی وجود دارد عمدتا بنا به مشکلات شخصی عنوان می شود و یا اینکه هدفی جز ضربه زدن به شخص یا مجموعه را ندارد و همین سبب موضع گیری های سنگین در زمان طرح آن ها می شود و ضمن نابود کردن فرهنگ انتقاد سازنده، موجب می شود فضا به سمتی رود که دیگر نه نقاد منصفی میلی به نقد داشته باشد و نه مسیر نقد در جریان خاص و صحیح خود بی افتد.

زبان تهدید، افشاگری های بی سند، توهین و همه مواردی از این دست نه اسمی از انتقاد دارد و نه مطالبه گری بلکه فضا را به شکلی ترسیم می کند که به نقد و انتقاد نیز خیانتی عظمی می کند چراکه با رادیکال کردن فضا نه جایی برای انتقاد منصفانه می گذارد و نه تحملی برای پذیرش آن.

اینکه ما برای هر نیتی غیر از نقد سازنده در زمین رقیبان بازی کنیم و برای خراب کردن مجموعه خود، به حرف رقیبانی استناد کنیم که مشخصا هدفی جز تضعیف مجموعه ما را ندارند، نیت نقد را مشخص می کند... اینکه ما برای نقد، هیکل، چهره، صدای خش دار و موارد زشتی از این دست را ولو در پوشش بیان طنز به وسط بی اندازیم بازهم نشان می دهد هیچ صداقتی در رفع ایرادات وجود ندارد و صرفا اشخاص و مجموعه  را هدف قرار داده ایم...اینکه ما صرفا در زمانی که قرارداد ما صفرهایش کم می شود و یا اینکه با وجود اهانت به مجموعه بازهم توقع داشته باشیم ابروی بالای چشممان نادیده گرفته شود و با همین رفتار شروع به تضعیف کردن مجموعه با بدترین محاوره ممکن می کنیم بازهم نه ما را نقاد منصف می کند و نه مطالبه گر واقعی... و همه استانداردهای دیگری از این دست که نه فقط امروز و دیروز، که سال ها در فضایی که زندگی می کنیم آن را می چشیم و تجربه می نمائیم.

حالت بد نقادی و مطالبه گری در این است که نقد و مطالبه ما تا زمان برآورده شدن منافع شخصی و مالی ما ادامه داشته باشد اما حالت بدتری نیز وجود دارد و آن اینکه افرادی ذی نفع یک مجموعه باشند اما به هر علتی آنقدر احساس امنیت بکنند که نه در خفا که به صورت علنی برای آن مجموعه ایجاد حاشیه و هرج و مرج کنند و به شکلی مضحک در صدد کشیدن پوشش نقد هم برروی آن باشند.

اگر حداقل افراد خارج از مجموعه با ذات بد درصدد چسابندن خود به آن سیستم از طریق تخریب هستند که می توان آن را بدجنسی نام نهاد، اما اینکه افراد ذی نفع و داخل مجموعه به این شکل و هیاهو و جنجال به دنبال تخریب و و منافع شخصی باشند نامش چیزی جز خیانت نیست.

وقتی مجموعه ای شکست می خورد و یا یک عیب بزرگ را در درون خود رخ نمایی می کند هیچکس نباید توقع داشته باشد که عده ای مضبوحانه تلاش کنند که بگویند ما شکست نخوردیم و اتفاقا باید دست کسانی که از بابت این باخت ناراحت می شوند و حتی در عصبانیت و با لحنی تند این شکست را نقد می کنند ببوسند چراکه کاملا قابل درک است که از روی دلسوزی این را عنوان می کنند و در این دلسوزی ها قطعا نکات مثبتی برای رفع ایراد وجود دارد اما زمانی که فریادها نه موقعیت شناسی دارد، نه استدلال درست دارد، نه از نفع شخصی مرزی فراتر دار و نه صداقت درون آن دیده می شود دیگر فقط باید گوش را گرفت و از ذبح شدن انتقاد اشک ریخت...

همه این موضوعات کلیتی است که به شدت ما را به خود درگیر کرده است و حتی سبب شده که سبک زندگی ما نیز تغییر پیدا کند تا تعابیری مثل صداقت، مطالبه گری و نقد دلسوزانه حداقل در بین خواص و آن هایی که نزدیک تر از سایر مردم به مجموعه هستند کاملا کمیاب شود...

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در جمعه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۹ و ساعت 11:19 |

مس کرمان نزدیک تر از همیشه به صعود دور برگشت را آغاز می کند

نیم فصل اول رقابت های لیگ دسته اول کشور به پایان رسید و مس کرمان نیز در نهایت با انجام 17 مسابقه خود جایگاه خود را با قرار گرفتن در رتبه سوم یه سرانجام رساند تا از حالا کاملا متمرکز دور برگشت بازی ها باشد.

تیم مس کرمان در حالی با 29 امتیاز در جایگاه سومی دور رفت رقابت ها قرار گرفت که از 17 بازی خود 8 پیروزی، 5 مساوی، 4 شکست را ثبت کرد و 13 گل زده و 8 گل خورده در کارنامه این تیم به چشم می خورد.

اختلاف تنها دو امتیازی با صدر جدول و تساوی امتیاز مس با تیم دوم جدول، یعنی رتبه ای که صعود به لیگ برتر را جواز می دهد، سبب شده است که مس نسبت به همه سال های اخیر در پایان نیم فصل اول لیگ یک، نزدیک تر به صعود باشد.

هرچند که مس کرمان این فرصت را داشت تا با پیروزی در بازی آخر دور رفت، برای اولین بار قهرمانی نیم فصل را در لیگ یک از زمان سقوط به این مسابقات تجربه کند اما در نهایت مس کرمان می تواند با نزدیکی امتیازات خود با صدر جدول،  برای این کار بزرگ در پایان دور برگشت برنامه ریزی کند.
در این مقطع از این فصل مسابقات می توان نگاهی داشت به پایان نیم فصل های لیگ یک سال های قبل و جایگاه مس کرمان در این رقابت ها و مقایسه آن با این فصل.

هرچند در سال های گذشته و در برخی از فصول، تعداد تیم های لیگ یک به 20 و گاهی به 15 افزایش و کاهش داشت، اما این مقایسه با همان 17 بازی استاندارد انجام گرفته است که نشان می دهد رنج امتیازی مس در پایان این بازی ها در همه فصول قبل بسیار نزدیک به هم و بین 27 تا 29 بوده است.

در فصل 98-99 مس با هدایت مجتبی حسینی در پایان بازی هفدهم و نیم فصل اول خود 28 امتیاز داشت و در جایگاه پنجم جدول قرار گرفته بود که این حاصل 7 برد، 7 مساوی و 3 شکست بود. در آن سال مس در پایان نیم فصل، فاصله پنج امتیازی با رتبه های اول و دوم جدول داشت و تیم های اول و دوم جدول مشترکا 33 امتیازی بودند.

در فصل 97-98 مس همانند این فصل با رتبه سومی در هفته هفدهم کارش را به پایان رسانده بود. این تیم با هدایت نادر دست نشان 29 امتیاز داشت و 8 پیروزی، 5 مساوی و 4 باخت در کارنامه خود ثبت کرده بود. در آن سال مس در پایان این هفته با صدر جدول 7 امتیاز اختلاف داشت و با تیم دوم جدول اختلاف امتیازی در عدد 4 می دید.

در فصل 96-97 مس در پایان هفته هفدهم و نیم فصل اول با هدایت احمد نخعی در رده هشتم جدول بود. مس در آن فصل و در پایان دور رفت 27 امتیاز داشت و 8 پیروزی، 3 مساوی و 6 شکست در کارنامه این تیم به چشم می خورد. در آن سال مس در پایان دور رفت با صدر جدول اختلاف امتیاز 11 را داشت و با تیم دوم جدول نیز اختلاف امتیاز خود را در عدد 6 می دید.

در فصل 95-96 هدایت مس کرمان بر عهده منصور ابراهیم زاده بود که در پایان دور رفت و انجام 17 بازی، با 22 امتیاز در رده نهم جدول قرار داشت. مس از بازی های خود 4 برد، 11 مساوی و 2 باخت را ثبت کرده بود. در آن فصل نیز مس با صدر 11 امتیاز اختلاف داشت و از تیم دوم جدول نیز 7 امتیاز کمتر داشت.

و سرانجام در فصل 94-95 مس با هدایت وینگو بگوویچ در پایان بازی هفدهم فصل خود با 29 در رده چهارم جدول قرار داشت که از بازی های خود 8 پیروزی، 5 مساوی و 4 شکست را ثبت کرده بود. مس در آن فصل نیز با صدر جدول 7 امتیاز اختلاف داشت و با رده دوم نیز اختلاف امتیازی در عدد 5 می دید.

در فصل 93-94 از آنجا که بازی های لیگ یک در دو گروه برگزار می شد و تنها دوازده تیم در جدول هر گروه حضور داشتند، مقایسه درستی در پایان بازی هفدهم نسبت به سال هایی که گفته شد به عمل نمی آمد.

نکته حائز اهمیت برای مس کرمان در مقایسه بالا،  این موضوع است که مس کرمان هرچند در پایان نیم فصل اول امتیازی مشابه با سال های قبل خود گرفته است اما اختلاف امتیاز این تیم در پایان دور رفت با صدر جدول و رتبه های صعود به شدت کمتر از همیشه می باشد و این یعنی اگر مس در نیم فصل دوم هوشیار باشد نزدیک تر از همه سال های اخیر به رتبه صعود می باشد و امیدوارتر از همیشه بازی های نیم فصل دوم را بر اساس شرایط امتیازی و اختلاف با صدر جدول آغاز می کند.

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۹ و ساعت 12:54 |

مصدومیت مغزی!

مس کرمان که در طول نیم فصل اول رقابت های لیگ یک این فصل، یکی از مواردی را که بسیار برای تیم خود تجربه کرد، مصدومیت های پیاپی بازیکنانش به علل مختلف بود، در بازی با استقلال خوزستان نوع دیگری از مصدومیت را تجربه کرد که شاید علت اصلی باخت مس کرمان در این بازی و از دست دادن صدرنشینی را در این مصدومیت بتوان پیدا کرد.

این نوع مصدومیت مس در بازی با استقلال خوزستان از نوع پارگی رباط و شکستگی استخوان نبود... مس در زمان ورود به زمین برای بازی با استقلال خوزستان از ناحیه مغزی و فکری دچار مصدومیت شده بود و همین سبب شد که از ابتدای آخرین بازی نیم فصل اول خود، برابر رقیب با انگیزه اش در زمین لنگ بزند و نتواند بازی های منظمی که در هفته های پیش در خانه انجام می داد را در این دیدار تکرار کند.

تکل های متعددی موجب این مصدومیت مغزی نارنجی پوشان کرمانی شده بود... حال و هوای بازی های آخر نیم فصل و اینکه در نیم فصل دوم قرار است چه اتفاقی روی دهد، از آن تکل هایی است که خیلی از بازیکنان تیم های بالانشین را با سر به هوا بلند می کند و با مغز به زمین می کوبد... خواب رفتن در باد صدرنشینی که هنوز کامل نشده است هم می تواند یک تیم را با همین تکل وحشتناک بیدار کند که البته درد خاص خود را دارد... و بسیاری از این تکل های مشابه که به مغز بازیکنان مس پیش از بازی کشیده شد و اثرات مصدومیتش در طول بازی با استقلال خوزستان به چشم آمد.

با شروع بازی مس برابر استقلال خوزستان که به شکل عجیبی با حملات پردامنه میهمان شروع شد تا مس را زیر بار فشار خود قرار دهد، مشخص بود که نارنجی های شهر کرمان برعکس هفته های قبل خود در زمین خودی با چشمان بسته به زمین رفته اند... هرچند در نیمه دوم آن ها تلاش کردند که چشمان خود را به هر زوری که شده است به دروازه حریف باز کنند، اما مثل راه رفتن در خواب که بسیار خطرناک است، در نهایت مس هم در آخرین دقیقه بازی به سر زمین خورد و درد آن را چشید.

اگر ناراحتی از مسی های کرمان برای این بازی وجود دارد این است که مواظب مغز خود برای پرش از این همه تکل بلند نبودند تا این چنین در کنار مصدویت های پیاپی بدنی که در طول دور رفت بر تن خود دیدند، در این بازی حیاتی آخر نیم فصل از نظر فکری مصدومیت را تجربه کنند...شاید اجتناب از آن مصدومیت های بدنی کار سختی باشد که دوری از آن خیلی در دست بازیکنان قرار نداشته باشد اما فرار از این مصدومیت مغزی که منجر به این شکست تلخ می شود، کاملا در رفتار حرفه ای این نارنجی های شایسته شهر کرمان بود که البته دیگر نباید به آن به خصوص در نیم فصل دوم دچار شوند و باید متوجه باشند که لحظه ای خواب آلودگی، مغز آن ها را خیلی دیر با این تکل از پشت وحشیانه و خشن بیدار می کند...

نارنجی های شهر کرمان همچنان شایسته هستند و معدود غفلت ها در طول لیگ پرچالشی مثل دسته اول به هیچ وجه شایستگی آن ها را زیر سوال نمی برد چراکه آن ها آنقدر حرفه ای هستند که بعد از این تنبیه شدید، بلند شوند و با وجود همه این تکل های شدید، توپ خود را به موقع و به سلامت به دروازه صعود برسانند.   

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۹ و ساعت 12:56 |

شیک و مجلسی برای تداوم صدرنشینی

در جریان مسابقات فرسایشی مثل یک لیگ، تیم هایی به قهرمانی می رسند که پس از رسیدن به بالای جدول و صدرنشینی، در بازی های پیاپی شخصیت تیمی خود در صدرنشینی را ثابت کنند، کاری که تیم فوتبال مس کرمان در هفته های گذشته نشانه های آن را در تیم خود علامت زد و باید آن را در هفته های آینده به خصوص در شروع نیم فصل دوم تثبیت نماید.

خیلی از تیم ها در طول بازی های لیگ به صدر جدول می رسند و چند هفته هم در آنجا مستقر می شوند اما نحوه بازی آن ها و اتفاقات آن تیم نشان می دهد که این صدرنشینی دولت مستعجل است و نمی توان بر آن تکیه کرد... نمونه آخر و دم دست این مورد، حکایت استقلال تهران در لیگ برتر این فصل است که با وجود صدرنشینی چند هفته ای در لیگ برتر اما نه کسی را مطمئن به تداوم آن می کرد و نه دلگرمی بر آن وجود داشت...

اما در لیگ یک ایران مس کرمان قصد نوشتن داستانی متفاوت دارد و عزم و قدرت آن را هم آشکارا نشان داده و به خوبی می داند که برای تداوم این صدرنشینی قبل از هرچیز باید شخصیت قهرمانی و اول بودن را در تیم خود همچنان تزریق کند و بازی های سنگین از دسته همین بازی روز گذشته برابر هوادار نشان می دهد که تیم چند مرده حلاج این شخصیت می باشد.

مس کرمان در بازی برابر هوادار در زمین حریف به خوبی می دانست که این دیدار از آن دسته مسابقاتی است که نباختن در آن اهمیت بسیار دارد... کسب امتیاز از زمین حریف ضمن بالا بردن اندوخته ولو به صورت حداقلی، اجازه فرار و سبقت را به رقیب مستقیم در زمین حریف نمی دهد.

شرایط اینگونه بازی ها که در حالت عادی سخت هستند، با مصدومیت مهره های کلیدی مثل بیرانوند در دروازه و یا ناداوری هایی که تمام قد شرایط را به سود حریف رقم می زنند، سخت تر هم می شود که دقیقا همه این اتفاقات برای مس کرمان در تهران در بازی برابر هوادار رقم خورد.

و درست در همین جا بود که مس می بایست شخصیت صدرنشینی و تاکید خود بر نباختن را از آستین رو کند و در این بازی سنگین به توان دو ثابت کند که برای تداوم بالانشینی قصد دارد با تمام وجود زحمت بکشد.

کسب یک امتیاز از زمین هوادار این موضوع را برای این بازی ثابت کرد و حالا مس در آخرین بازی نیم فصل اول خود در کرمان که اتفاقا برابر دیگر تیم بالانشین جدول یعنی استقلال خوزستان برگزار می شود، باید بر اساس همین شخصیت طرح ریزی شده برای خود، هنر پیروزی در بازی های 6 امتیازی خانگی را به رخ بکشد.

درست با انجام این اتفاق است که ثابت می شود شخصیت مس برای صدرنشینی روز به روز بزرگتر و کامل تر می شود و در نیم فصل اول به خوبی این موضوع به جسم و خون تیم تزریق شده است تا در نیم فصل دوم با گردنی کلفت و بازوهایی ستبر در بازی هایی که به به شدت سخت تر می شود و دروازه هایی که برای باز شدن کوچکتر می گردند، می تواند برای حفظ جایگاهش قدرت نمایی کند.

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۹ و ساعت 12:8 |

فاجعه و افتضاح صندوق رای برای فوتبال کرمان

فوتبال کرمان به لحاظ مدیریتی در انتخابات فدراسیون فوتبال یک شکست تمام عیار را پذیرفت... شکستی که تبعات آن فقط منوط به این انتخابات نیست و نتیجه آن تا چندین سال دامن گیر فوتبال کرمان خواهد شد.

در همه سال های گذشته هر زمان فوتبال کرمان در موقعیتی حساس قرار می گرفت، بحث  نبود نفوذ در فدراسیون فوتبال برای پیگیری حق و حقوق فوتبال کرمانی ها یک موضوع بسیار مهم بود و همواره دست کرمانی ها در نهادهای مهم فوتبالی از جمله فدراسیون و سازمان لیگ برای چانه زنی و دفاع از حقوق فوتبال کرمان خالی بود.

با برگزاری انتخابات فدراسیون فوتبال این امیدواری وجود داشت که بعد از یک دهه حداقل یک کرسی از مدیریت فدراسیون فوتبال به کرمان برسد و با توجه به تعداد رای گسترده باشگاه ها و مدیران فوتبالی کرمان در این انتخابات، به نظر می رسید که این اتفاق با اندکی مدیریت و برنامه ریزی کاملا در دسترس باشد.

فوتبال کرمان با توجه به گستره جغرافیایی خود و تعداد زیاد تیم های باشگاهی در سطح کشور چه در حوزه زنان و چه در حوزه مردان، نزدیک به 7 رای را در انتخابات فدراسیون فوتبال در اختیار داشت که تعداد رایی بسیار بالا و قابل توجه به شمار می رفت و از همین رو با کمی هماهنگی و تقسیم رای با شهرهای مجاور به راحتی امکان رای آوردن شخصیت های کرمانی حاضر در این انتخابات وجود داشت.

چندی پیش گفتیم که این یک فرصت تاریخی برای فوتبال کرمان است که در این مقطع با توجه به تعداد رای بالای فوتبال کرمان، باید امتیازات و توجهات لازم به فوتبال استان در این انتخابات جلب شود تا تبعات مثبت آن برای فوتبال استان هشت در بلند مدت کاملا به چشم بیاید.

اما نتیجه این انتخابات برای فوتبال کرمان نه تنها فاجعه بار که در ادامه و حواشی به وجود آمده پس از آن به نوعی تاسف آور تلقی می شود...
فوتبال کرمان با تعداد رای های خجالت آور خود نه تنها نتوانست حتی نیم کرسی هم از این انتخابات از آن خود کند که حواشی و جدل های بسیار تند و صحبت های کاندیدهای کرمانی حاضر در این انتخابات، بعد از برگزاری آن نشان از عمق فاجعه در تیم کرمانی حاضر در این انتخابات داشت که تا چه حد بی برنامه و بی اعتماد به یکدیگر وارد این عرصه شده بودند که شکست سنگین مدیریت فوتبال کرمان در این انتخابات حداقل اتفاق ممکن بوده است!

باید مشخص شود مدیریت این تیم انتخاباتی برای کسب کرسی چگونه شکل گرفته است و چه صحبت هایی برای شرکت یکپارچه فوتبال کرمان در این انتخابات جهت کسب رای صورت گرفته است که در زمان برگزاری انتخابات و اعلام رای آن و حواشی بعد از آن، این یکپارچگی به مضحک ترین و اسفناک ترین شکل ممکن خود را آشکار می کند.

اصولا شکست هم پدر و مادر ندارد و حالا این تیم انتخاباتی کرمانی هم این شکست را با بدترین شکل ممکن و با جنگ های نیابتی رسانه ای به گردن یکدیگر می اندازند تا در انتهای آن این افتضاح بزرگ فقط فوتبال کرمان را شرمنده و آن را در آینده مغبون کند.

فقط در نظر داشته باشیم که از این سهل انگاری فوتبال کرمان و خودزنی بزرگ، مدیرعامل باشگاه بادران در لیگ یک به صندلی مدیریت فدراسیون فوتبال می رساند و یا اینکه مدیران لیگ برتری تیم ها یکی پس از دیگری صندلی ها را فتح کردند و فوتبال کرمان دم انتخابات حتی کاندیداتوری خود را هم از دست می دهد...

وقتی در بزنگاه های مهم فوتبال کشور، سر فوتبال کرمان بی کلاه می ماند و یا اینکه صدای اعتراض کرمانی ها در فوتبال ایران با بلندترین شیپورها نیز کمترین شنوایی را دارد، خیلی راحت می توان علت را در همین ماجرای عجیب انتخاباتی برای فوتبال کرمان دانست.

هرچند اینکه مقصر این افتضاح عذرخواهی کند و یا آن را به گردن بگیرد، بعیدترین و البته غیرمعقول ترین انتظار ممکن از کت و شلوارپوشان این ماجرا می باشد اما آنچه که مسلم است فوتبال کرمان در این انتخابات وجه المصالحه منافع شخصی قرار گرفته است که با وجود این تعداد از حق رای و این همه انرژی بالفعل برای کسب کرسی، فوتبال کرمان شکستی می خورد که شاید بعدها و ریشه های علت آن را در انتصابات آینده فدراسیون فوتبال و یا اتفاقاتی که در انتخابات پیش رو هیات فوتبال کرمان رخ می دهد به راحتی پیدا کرد...

داستان این شکست برای فوتبال کرمان در همین جا خاتمه پیدا نمی کند و این ماجرا قطعا برای فوتبال کرمان باید مهم و قابل پیگیری باشد.

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۹ و ساعت 11:23 |

قرار نیست رنسانسی در میز مدیریت فوتبال ایران رخ دهد

مدیریت فوتبال کشور در سال های اخیر همان واژه آشنا برای عموم مردم ایران را به عنوان نتیجه داشت... "فاجعه"... فاجعه ای که البته به دلیل فضای باز رسانه ای که برنامه ای مثل نود در فضای فوتبال کشور حاکم کرده بود، بیش از همه در بخش های مدیریتی کشور آشکار شد و فجایع آن بیشتر مورد مکاشفه قرار گرفت.

این مدیریت فاجعه بار فوتبال بر پایه و اساسی استوار است که رد پای آن در بخش های مدیریتی دیگر از اقتصاد گرفته تا فرهنگ، هنر و... نیز به چشم می خورد... مدیریتی نه بر مبنای شایسته گرایی که بر پایه حضور افراد غیر متخصص با استفاده از رانت، نفوذ و لابی های غیر معمول و معقول و تفکرات مسموم که در نهایت ضرر خود را مثل آنچه که از نظر مدیریتی بر سر فوتبال ایران در همین ده سال اخیر وارد کرد، در عرصه های خود نشان می دهد.

فضای انتخابات دیروز فدراسیون فوتبال ثابت کرد که قرار نبود این سبک مدیریتی در فوتبال ایران درست شود همانطور که در قسمت های دیگر نیز بوی خوشی مبنی بر تغییر رویه های سیاه در آن احساس نمی شود...قرار نبود زمانی که حتی با فشار فیفا زمینه ورود افراد مستقل و کمتر در مدار این اریکه قدرت، به عرصه مدیریتی فوتبال کشور باز می شود، این بستر و این شاکله متحجر، به گونه ای عمل کند که این رنسانس را با حضور افراد مستقل در خود بپذیرد...

این شیوه مدیریتی قطعا به مذاق اقلیتی قدرتمند خوش آمده است که نباید بوی بهبودی جهان برای عموم مردم از آن شنیده شود و از آنجا که در این شیوه مدیریتی حتی اگر جلوی انتشار خبرهای سیاه آن نیز گرفته شود بازهم دود آتش آن به آسمان بلند می شود و نفس های عموم مردم را تنگ می کند، باید هم به مذاق قاطبه مردم خوش نیاید و از روز گذشته شاهد بدترین موضع گیری های مردمی در قبال انتخابات فدراسیون فوتبال باشیم.

مردم نتیجه این مهندسی کردن های مدیریتی را در فوتبال به خوبی درک کرده اند... این سپردن کار به افرادی که نه از طریقش که با رانت و لابی های غیر مفید به مسند مدیریتی می رسند را با پوست و جان خود درک کرده اند و اعتراض آن ها به تکرار این موضوع در مدیریت فوتبال، اعتراض آن ها به تمام بخش هایی است که از همین راه کرسی های مدیریتی خود را انتخاب می کند و بدترین بازخورد را با غمگین کردن دل مردم بر دست آن ها می گذارد.

"وابستگی" میز مدیریت فوتبال ایران به جایی غیر از مردم و تعلق خاطر آن به "قدرت پنهان" در انتخابات اخیر نمود کامل خود را نشان داد و از همین روست که فوتبال تا همیشه در دل مردم می ماند ولی مدیران آن خیر و این سبب می شود که چرخ فوتبال ما بازهم لنگ بزند و رنسانسی که از اساس آن به طور واقعی درست کند در کار نباشد.

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۹ و ساعت 9:51 |

مهر شایستگی بر تن جوان فوتبال کرمان

روز گذشته هر دو تیم مس کرمان و مس نوین در رقابت های خود در جام حذفی صعود کردند تا از آن روزهای دوست داشتنی برای هواداران تیم های مس رقم بخورد اما اتفاق مهمتر از این صعود در جایی بود که کل فوتبال کرمان را دلگرم از این پیروزی ها کرد... جایی که کلی از نام های کرمانی در ترکیب این دو مس، صعود تیم هایشان را رقم زدند.

رضا مهاجری که با حضور نفراتی مثل امیر طاهر، علی تهامی، حسین حیدری، بهرام رشیدفرخی، آرمان اکوان و وحید اسماعیل بیگی در ترکیب تیم مس کرمان در رقابت های لیگ یک این فصل روی بسیار خوش و مهربانانه ای به فوتبال کرمان و نفرات آن نشان داده است، در بازی های جام حذفی این رویه را به شدت مهربانانه تر هم کرد.

مهاجری که پیش از این هم گفته بود در مسابقات حذفی به بازیکنان جوان و البته بومی خود بها می دهد تا تمرکز تیمش را بر لیگ یک استوار نگه دارد، در بازی با چوکا دقیقا همین کار را انجام داد...

حضور حسین شهریاری و حسین خسروی که در بازی های لیگ یک کمتر به میدان رفته بودند، در بازی حذفی برابر چوکا نشان داد مهاجری به همه نفراتش اعتقاد دارد اما در کنار این دو حضور امیر حسین بنی اسد بازیکن شایسته تیم امید مس در ترکیب ثابت بازی با چوکا یکی دیگر از اتفاقات جذاب برای کلیت فوتبال کرمان در این بازی بود.

جذابیت های بازی حذفی برای فوتبال دوستان کرمانی در تیم مس به همین جا ختم نشد و حضور بازیکنانی مثل عباس زراعتکار و سامان تورانیان که در تیم های رده سنی مس کرمان در این فصل توپ می زنند، در نیمه دوم بازی 120 دقیقه ای برابر چوکا، بازهم دل فوتبال کرمان را به این نام ها برای بیشتر شنیده شدن در آینده گرم تر کرد... در دقایق پایانی بازی نیز مهدی ناظمی از همین دسته بازیکنان برای مس به میدان آمد و محمد خاکسارپور نیز که از او به عنوان آینده دروازه بانی کرمان یاد می شود، حساس ترین پنالتی ها دوران فوتبال خود را در این بازی تجربه کرد تا مجموعه این اتفاقات یک لذت بزرگ را رقم بزند...

شاید پیروزی بر چوکا در جام حذفی خیلی شادمانی خارق العاده ای نداشته باشد اما حلاوت این برد زمانی صدچندان شد که پیروزی مس کرمان در ضربات پنالتی با تلاش این 5 بازیکن رده سنی باشگاه مس کرمان به انضمام حیدری و اکوان کرمانی ثبت شد... البته این اتفاق بزرگ تنها استارتی برای شنیدن نام محصولات آکادمی باشگاه مس کرمان است و همانطور که در دو سال گذشته امثال علیرضا آرتا، امیر طاهر و علی تهامی به خوبی خود را به فوتبال کرمان و ایران معرفی کردند، باید با تداوم حرفه ای گری این بازیکنان و البته فرصتی که به شایستگی نصیب خود می کنند، از این دست نام ها بیشتر شنید...

اما در آن سو تیم مس نوین که محل بیشتری برای حضور محصولات فوتبال کرمان و آکادمی باشگاه مس می باشد، در کرج دست به کار بزرگی زد و با شایسته های خود یک پیروزی شیرین را برای خود و البته فوتبال کرمان رقم زد...

مس نوین نیز در این بازی تا می توانست لهجه کرمانی در بدنه و ترکیب خود داشت و فرزاد حسین خانی که قطعا خیلی بیشتر از همه بر فوتبال کرمانی تاکید دارد، از آرمان شهدادنژاد گرفته تا امیر حسین امیرطاهری، ناصر دوست محمدی، رضا ستاری، مهدی حرجندی، میلاد کمالی، حجت ده شیخ و میلاد محمدی در ترکیب تیم مس نوین قرار داد که به این جمع نفراتی مثل حسین تهامی، امیر حسین عسگری، امین کاظمیان و سعید شمس الدینی نیز اضافه شدند تا یک پیروزی تمام عیار با لهجه کرمانی را در کرج رقم بزنند تا بتوانند لذت بازی برابر پرسپولیس را برای خود در ادامه راه حذفی رقم بزنند.

این حجم از نام های کرمانی (چیزی در حدود 18 نام در ترکیب دو تیم مس کرمان و مس نوین که به تناوب بازی کردند) و درخشش آن ها در مرحله یک سی و دوم جام حذفی در قالب دو پیراهن مس کرمان و مس نوین، اتفاق بسیار قابل توجهی برای فوتبال کرمان محسوب می شود و قطعا حضور غیر کرمانی ها در کنار این کرمانی ها همان است که مساوی با فوتبال حرفه ای می شود...

در فوتبال روز دنیا نه قرار است شور بومی گرایی به صورت اجباری و صدور احکام لایتغیر در بیاید که موجب سوختن همان بازیکنان بومی به هزار و یک علت از این طریق می شود و نه قرار است بومی های شایسته به طور همیشگی پشت در بمانند و باید ملاک فقط و فقط شایستگی باشد که انجام آن هم فوتبال کرمان و هم تیم های آن را، با حضور بومی های شایسته و غیر بومی های کارساز به همین خوشی هایی می رساند که در این دور جام حذفی به طوری لذت بخش بر دل دو مس و فوتبال کرمان نشاند.

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۹ و ساعت 21:56 |

موعد لابی بازی و کسب امتیاز

روز دهم اسفند که انتخابات فدراسیون فوتبال ایران برگزار می شود، روزی بسیار مهم برای فوتبال کشور محسوب می شود چراکه با مشخص مدیریت جدید فوتبال ایران، مسیر جدیدی پیش پای فوتبال ایران در نگرش و چینش افراد مسئول در آن کشیده خواهد شد و حیات جدیدی برای آن رقم خواهد خورد...

حیات جدیدی که البته از الان مشخص نیست مثل دوران تاج و کفش فوتبال ایران، بیشتر از آنکه با موفقیت ها و صعود تیم ملی به جام جهانی به خاطر آورده شود، با فساد مالی و قراردادهای عجیب و غریب و اتفاقات سیاهش در خاطره ها می ماند و ساخت این حیات کاملا بستگی به تلاش و تفکر افراد جدیدی است که پا به ساختمان خیابان سئول تهران خواهند گذاشت.

اما این انتخابات برای اجزای فوتبال ایران نیز بسیار مهم و حیاتی است و در این روزها نهادهایی مثل هیات فوتبال کرمان و شرکت مس ایران که نقشی بسیار تعیین کننده در انتخابات فدراسیون فوتبال دارد نیز بسیار مهم می شود.

بدون شک برای کاندیدهای فعلی ریاست فدراسیون فوتبال و ارکان آن، این روزها فوتبال استان کرمان و شرکت ملی صنایع مس بسیار عزیزتر از قبل می باشد و جای هیچ شکی نیست که در روزهای گذشته لابی پیدا و پنهان این کاندیدها با مقامات باشگاه های کرمانی و شرکت مس برای جلب آرای باشگاه های آن به شدت داغ بوده است.

شرکت ملی صنایع مس در انتخابات فدراسیون فوتبال چهار رای دارد که شامل فوتبال مس رفسنجان، فوتبال مس کرمان، فوتسال مس سونگون و فوتسال بانوان مس رفسنجان می باشد که این چهار رای بدون شک نقش مهمی را می تواند در سرنوشت انتخابات ایفا کند.

از همین روست که دقیقا در همین زمان نیز شرکت مس می تواند امتیازات لازم را برای تیم های خود در جریان این لابی ها اخذ نماید و اجازه ندهد همانند سال گذشته که برخی افراد سازمان لیگ نقش عمده در عدم صعود مس کرمان به لیگ برتر ایفا کردند، بازهم چنین اتفاقی برای تیم های شرکت مس در دور جدید مدیریت فدراسیون فوتبال انجام دهند.

از آن سو این موضوع برای کلیت فوتبال کرمان نیز صادق است و با توجه به رای پروپیمانی که فوتبال کرمان در انتخابات فدراسیون فوتبال دارد، اگر لابی هایی قوی برای این انتخابات در فوتبال کرمان شکل بگیرد، ثمره آن را در کوتاه مدت حداقل در کمتر شدن اجحاف در حق تیم های فوتبال باشگاهی در کرمان باید مشاهده کنیم.

کرمانی‌ها به جز رأی ریاست هیات فوتبال، تیم‌های فوتبال مس کرمان، مس رفسنجان و گل‌گهر سیرجان را هم دارند و در حوزه بانوان هم تیم‌های شهرداری بم و مس رفسنجان در انتخابات حق رأی دارند تا این‌چنین آرای استان کرمان در انتخابات پیش‌روی بسیار حائز اهمیت باشد و این فرصتی است که فوتبال کرمان برای خود هرگز نباید از دست دهد تا در دور جدید مدیریت فوتبال کشور، شاهد قدرت نمایی بیشتر فوتبال استان هشت چه در پشت میزهای مدیریتی و چه در داخل زمین باشیم و حداقل فغان کرمانی ها از اجحاف های صورت گرفته بر علیه آن ها خیلی کمتر از آنچه شود که می دیدیم.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۹ و ساعت 10:18 |

اخم به گل گهر مدل قلعه نویی

مس رفسنجان و گل گهر سیرجان در حالی در پایان نیم فصل اول لیگ برتر فوتبال کشور در جدول در رده های هفتم و هشتم همسایه یکدیگر در جدول مسابقات شدند که البته حال و روز متفاوتی را در پایان دور رفت رقابت های خود تجربه می کنند...

در رفسنجان لیگ برتری های استان هشت از خلق شگفتی خود می گویند و اینکه فراتر از تصورات و پیش بینی های مربوط به خود نتیجه گرفته اند اما در سیرجان پس از شروع خوب گل گهر در مسابقات که حتی به صدرنشینی این تیم هم منتج شد، تداوم نتایج ضعیف آنقدر بنیه این تیم را سست کرد که در نهایت زلزله پنج ریشتری پرسپولیس در سیرجان این باشگاه را با آوار برکناری و حاشیه روبرو کند...

شاید اگر کسی خارج از استان کرمان وضعیت دو تیم را در میانه جدول ببیند، این طور تصور کند که اتفاقا حال هر دو تیم تازه لیگ برتری شده فوتبال استان کرمان باید خوب باشد و دلیلی ندارد که سیرجانی ها نیز با وجود همه تازگی ورود خود به لیگ برتر تا این حد از قرار گرفتن در میانه جدول صورت خود را خنچ بکشند و ناله کنند...

اما زمانی که چشمان به داخل استان بیاید و از درون شهر سیرجان به گل گهر نگاه کند، وضعیت متفاوت می شود...گل گهر با وجود همه جذابیت هایی که در این فصل برای خود از نشاندن امیر قلعه نویی برروی نیمکت خود گرفته تا جذب بازیکنان سرشناس لیگ برتر و ساخت دو استادیوم مجهز برای لیگ برتر برای خود ایجاد کرد، اما فاکتورهایی برای خود رقم زد که پتانسیل عدم محبوبیت را برای خود در این شهر به سرعت فراهم کند...

تیم هایی از دسته گل گهر زمانی که با رویه این تیم در یک شهر کوچک مثل سیرجان کار خود را آغاز می کنند، باید نهایت امتیاز و بالانشینی را در جدول داشته باشند در غیر این صورت خیلی زود اخم های مردم شهر و مقامات را برای خود درهم رفته می بینند...

قهر و سخت گیری سیرجانی ها برای تیم خود از زمانی آغاز شد که این تیم تصمیم گرفت به پایتخت نشینی خود ادامه دهد و فقط برای بازی های خود سیرجان را شهر خود بداند...شاید در سال اول این اغماض از سوی سیرجانی ها صورت می گرفت که تیم خود را فقط در زمان مسابقات در شهر خود ببینند و یا اینکه این دوری مادی و معنوی را در فصل اول نه تنها تاب بیاورند که حتی از آن استقبال هم بکنند، اما در سال های بعد با فروکش کردن هیجان صعود به لیگ برتر، این دوری نه تنها ارتباط عاطفی تیم و مردم شهرش را قطع می کند که به نوعی دلخوری هم میان مردم شهر و تیم شهر ایجاد می کند تا آن ها سختگیرانه تر از تیم خود توقعات بزرگ داشته باشند.

بهرشکل از نظر فنی و امکاناتی توجیهاتی کاملا قابل قبول وجود دارد که برای مثال گل گهر در تهران به جای سیرجان تمرین کند اما در مقابل تبعات منفی آن همین می شود که سیرجانی ها کمترین فرصت را برای تداوم ناکامی های تیم شان قائل باشند و سختگیرانه تر با آن رفتار کنند درست مثل آنچه بعد از بازی های هفته اخیر و باخت پرسپولیس رخ داد...

در این میان شاید امیر قلعه نویی هم می توانست برنامه ریزی بهتری داشته باشد و این ارتباط را بهتر مدیریت کند که بهرشکل مشغله زیاد و اعتماد به نفس فراوان بابت موفقیت مانع برنامه ریزی برای این موضوع شده بود که اثرات منفی خود را نمایان کرد... قلعه نویی در سال های اخیر با مشاوره هایی که دریافت کرده است، از نظر رسانه ای خیلی چهره مثبت تری را نسبت به ده سال قبل از خود ارائه می کند و کمتر تحت تاثیر احساساتش صحبت می کند تا فضای منفی علیه خود بسازد اما بهرشکل بیان صحبت های درشت در ژنتیک او باقی است و گاهی ناخواسته هم از دهان او در می رود درست مثل توصیفی که او در ابتدای ورودش به گل گهر از شهر سیرجان کرد و برای توجیه انتقال تمریناتش از این شهر به تهران به گونه ای سیرجان را توصیف کرد که دلخوری فروخورده ای در دل مردم این شهر گذاشت تا در زمان ناکامی تیم شدیدتر خود را بیرون بزند.

در ادامه درگیری شدیدی که میان قلعه نویی و داوران رخ داد و کاملا به ضرر گل گهر در لیگ برتر تمام شد، سبب شد که سیرجانی ها خود را مغبون این درگیری بدانند و از همین رو بود که موفق ترین مربی لیگ برتر ایران در سیرجان اصلا به اوج محبوبیت خود نرسید و حتی به نوعی تقصیرات ناکامی تیم تماما به نام او نوشته شد.

شاید در خارج از سیرجان کسی توقع نداشته باشد که گل گهر در دومین فصل حضورش در لیگ برتر آسیایی شود اما در شهر سیرجان توقع به گونه ای دیگر است چراکه آن ها از نزدیک شاهد هزینه کردهای تیم خود هستند و طبیعی است بنا به بودجه و خرجی که در این تیم صرف می شود، کاملا توقعات بزرگ مثل صعود به باشگاه های آسیا و یا حداقل قرار گرفتن در جمع 6 تیم بالای جدول را داشته باشند.

روند نتیجه گرفتن های گل گهر هم مزید بر علت بود تا رتبه نهمی این تیم در سیرجان یک ناکامی محض محسوب شود... اگر گل گهر روند نتایجش به صورت عکس در لیگ برتر این فصل ثبت می شد و این تیم به جای گرفتن نتیجه در ابتدای فصل و ناکامی در انتهای آن، روند معکوسی داشت، قطعا همانند مس رفسنجان با وجود همه امکانات و هزینه کردها بیشتر محبوب بود اما نتایج ابتدای فصل گل گهر سبب شد که بار سنگین توقع برروی این تیم بیش از پیش حس شود که گل گهر نتوانست زیر آن کمر راست کند.

بهرشکل گل گهر شاید برروی کاغذ و در جدول خیلی فاجعه بار عمل نکرده باشد اما شرایط این تیم و محیط پیرامونی آن به گونه ای شد که بحران واژه آشنا برای این تیم در این روزها باشد... بحرانی که فقط با پیروزی در هفته های آتی حل می شود و گل گهر راهی به جز کسب چند امتیاز متوالی درشت در جدول برای گذر از این روزها نداشته باشد.

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۹ و ساعت 18:47 |