قیافهام شبیه یاغیهاست!
صابر میرقربانی متولد سال 1362 در بابلسر خودش نمیداند که در چه روز و چه ماهی به دنیا آمده است! او در حالی با صنعت مس کرمان در لیگ برتر و در نیم فصل اول عنوان پدیده را کسب کرد که فوتبال خود را از نوجوانان مازندران و بعد در جوانان راه آهن و امیدهای پاس گذرانده است. او خیلی اتفاقی در کرمان و در تمرینات مس تست داد و بازی او مورد قبول نادر دستنشان هم قرار گرفت تا امروز تجربهی تیم ملی را هم پیدا کرده باشد. حرفهای او همانند دیدن بازیهایش جذاب است. او که عاشق فیلمهای هندی است از ما میخواهد که مصاحبه را از تیم مس شروع کنیم تا این گفتوگو با تلخی تمام نشود.
- صابر میرقربانی از هفتهی چهارم لیگ برتر خودش را به عنوان یک پدیده معرفی کرد. پدیدهای که به تیم ملی هم دعوت شد. اما بعد از شروع نیم فصل دوم که در بازی با پاس یک محرومیت سه جلسهای مواجه شدی، دیگه کمتر اسمت مطرح شد تا بازی برابر پرسپولیس در آزادی که بازهم گلزنی رو شروع کردی. خودت روند این فصلت رو چطور ارزیابی میکنی؟!
من از هفتهی چهارم یعنی از بازی برابر صباباطری گلزنیهایم رو در لیگ شروع کردم و تا هفتهی یازدهم
پنج گل زدم در حالیکه سه تا بازی را کامل محروم بودم و سه بازی اول رو هم به عنوان بازیکن ذخیره بازی کردم. آن زمانیکه من با فریدون فضلی و علی دایی در کورس آقای گلی بودیم، آنها پنج تا از گلهایشان را از روی نقطهی پنالتی زدن اما من برای تیم سه تا پنالتی گرفته بودم که هیچ کدام ازآنها را هم نزده بودم. برای من اگر همان روند نیم فصل اول ادامه پیدا میکرد، شاید تا الان 20 تا گل زده بودم... اما به خاطر یه سری مشکلات که در تیم به وجود آمد و من نمیخوام در مورد آنها صحبت کنم مثل سابق در موقعیت گلزنی قرار نمیگرفتم. ضمن اینکه بعد از اینکه داور گل صحیح من را در بازی برگشت با پاس قبول نکرد، سه هفته متوالی هم از بازیها محروم شدم و بعد از آن هم نزدیک به هشت هفته نمیدانم چرا سایر بازیکنان برای من موقعیت سازی نمیکردند. اما حالا که شرایط تیم متفاوت شده، با مربی جدید امیدوارم روند صعودی من هم دوباره شروع بشه. که بازی با پرسپولیس میتوانست شروع خوبی برای من محسوب باشه.
- برای همین که تو را در موقعیت گل قرار نمیدادن مجبور میشدی در بازیهای نیم فصل دوم تا میانهی زمین عقب بیای تا خودت برای خودت فضا سازی کنی؟!
دقیقا... این خواستهای بود که دستنشان از من داشت و به من گفت هر زمان که دیدی از میانه خوب تغذیه نمیشوی عقب بیا. دستنشان معتقد بود بازیکنی که موفق بشه از خط میانی برای من در خط حمله موقعیت بسازه در بعضی مواقع وجود نداره!! یعنی بازیکنی که به قول معروف بتواند من رو پشت مدافعان راه بندازه.
- خودت هم با این کار موافق بودی که تا میانهی زمین عقب بیای؟
نه... هر مهاجمی دوست داره گل بزنه. مسلما زمانی که قرار میشد من از میانهی زمین حرکت خودم را شروع کنم، وقتی به محوطهی جریمه حریف میرسیدم نصف انرژیم تمام شده بود و قدرت لازم برای گلزنی نداشتم.
- منظور دستنشان از بازیکنی که تو نیاز داشته باشی و بتونه تو را راه بندازه یعنی نبود یک هافبک طراح در تیم بود که با تو هماهنگ باشه...
ما حمید شرفی را به عنوان یک بازیساز در تیم داشتیم اما منظور دستنشان درمورد اینکه مکمل من در تیم وجود نداره به کدام بازیکن بر می گشت رو نمیفهمیدم.
- فرهاد کاظمی هم از تو میخواد که تا میانه زمین عقب برگردی؟
نه... کاظمی به من گفته که اصلا نیاز نیست که عقب برگردم و عقیده دارد که اطراف 18 قدم حریف بازی کنم تا درهمین نقاط خطا بگیرم و یا گل بزنم.
- حتی اگر به قول خودت مکملت بازهم پیدا نشه؟!
خوب حتما اون بازیکن مکمل من رو بعد از اخراج دستنشان پیدا کرده. همین که در بازی با پرسپولیس دو بار تک به تک شدم نوید خوبی رو میده.
- اصلا یک فلاش بک بزنیم به زمانیکه تو به تیم ملی دعوت شدی و در برنامهی نود هم مصاحبه کردی... فکر نمیکنی مصائب تو از اونجا شروع شد و صابر میرقبانی بعد از این دو مساله بود که دیگر نتوانست در موقعیت گل قرار بگیرد...؟!!
اگر شما هم با 23 سال سن لیگ برتر را آنقدر خوب شروع میکردی که به تیم ملی میرسیدی اما بعد از آن، مشکلات عجیب و غریب در تیم پیش پایت ایجاد میشد اصلا بیخیال!! مبلغ قراردادت میشدی و فوتبال رو کنار میگذاشتی!! اما به طور کلی من به عنوان یک بازیکن نمیتونم بگم که از چه زمانی و یا بهوسیلهی چه کسانی روند رو به رشد من قطع شد. من مطمئن هستم که تماشاگران به عنوان یک کارشناس توانایی این را دارند که بفهمند چرا من نتوانستم بعد از این اتفاقاتی که شما گفتید به گلزنی خودم ادامه بدم.
- الان با زوج خط حمله مس یعنی آدریانو آلوز هماهنگ هستی؟
هماهنگ بودیم حتی خیلی زیاد...اما به یکباره ورق برگشت...آدریانو یک بازیکن تخریبی بود که باید درگیر بشه تا من بتونم آزاد حرکت کنم...اما در بعضی بازیها مثل همون بازی با صبا باطری خیلی چیزهای دیگه روشن شد...!به هر حال من امیدوارم که بتونم باز با آدریانو هماهنگ بشم.
- حالا ما هم خود صابر را به خاطر افت کردنش متهم میکنیم. خودت چقدر صابر را مقصر میدانی؟
من اصلا افتم را قبول ندارم...! چرا که در تمرینات نزدیک به 20 تا گل در بازیهای دست گرمی میزنم...فقط در داخل زمین مسابقه است که برای من موقعیت گل فراهم نمیشه.
- اما ما میگوییم که خود صابر هم مقصر هست... نمونهی بارز آن کارت زرد و قرمزها و محرومیتهای پیاپی بود که خودت برای خودت درست کردی... چیزی نزدیک به هشت مورد کارت زرد و قرمز...
بله... این را قبول دارم خصوصا بعد از بازی با پاس. الان هم خیلی خودم تلاش میکنم که آرامشم را در زمین حفظ کنم. چرا که خودم هم از کارتهایی که میگیرم ناراحت میشوم یا پیراهنم را بعد از گل در میآورم! یا توپ را به زمین میزنم! یا به داور میگم"این کرنر شد.نمیبینی؟!" کارت میگیرم...فقط یک بار فکر میکنم که میبایست واقعا کارت بگیرم و چند ماه هم محروم شوم که در بازیهای لیگ سال قبل بود و زمانیکه پای خسرو حیدری را به شکل وحشتناکی زدم...!
- و سرانجام نقطهی پایان ناکامیهای صابر؟!
من در هر بازی و در هر لحظه به دنبال این نقطه میگردم و امیدوارم که همین الان این نقطه گذاشته شده باشد.
- خیلی از مطبوعات ورزشی سبک بازی تو را با رسول خطیبی مقایسه میکنند. خودت هم از اون الگو میگیری؟
نه... گمان نمیکنم شبیه رسول بازی کنم. با تمام احترامی که به خطیبی دارم باید بگم که من دو پا هستم. از شش گلی هم که به ثمر رساندم چهارتا را با پای چپ زدم و دو تا را با راست. با اینکه رسول در حال حاضر به نظر من بهترین مهاجم ایران حساب میشه اما من با اون خیلی فرق دارم.
- الگوی خودت رو بین مهاجمان ایرانی که با دوپا گل میزنن چه کسی قرار دادی؟
..... مهاجمی که با دوپا گل بزند را در ایران ندیدم! اما در بین بازیکنان ایرانی گلزنیهای علی دایی را خیلی دوست دارم و همیشه فیلم گلهای او را نگاه میکنم.
- و در اروپا؟
کرستین رونالدو
- و اما نادر دستنشان... تو فکر میکنی چطور یک تیم تحت هدایت او تا ردهی چهارم جدول
هم میرسد اما به یکباره آنقدر افت میکند که در هشت بازی تنها یک بار پیروز میشود؟
گمان میکنم اکنون همه فهمیده باشند که مشکل مس مربی نبود چراکه وقتی یک مربی تیم خود را تا ردهی چهارم جدول بالا میبرد نشان از این دارد که مربی مشکلی نداشته است.
- پس مشکل در کجا بود؟!
بازیکنان...!!
چطور؟! یعنی برای تیم بازی نمیکردند؟!
نه اینکه بازی کنند. احساس من این طوریه که در ایران خیلی از بازیکنان نمیفهمند که مربی چی میخواد تا دستورات او را در زمین اجرا کنند. ممکنه یک بازیکن بهترین باشه در تیم، اما در تاکتیک مربی جایی نداشته باشد.
- وضعیت قراردادت با مس به چه شکله؟
من فقط یک ماه و نیم دیگه با مس قرار داد دارم.
- حتما از مس جدا میشوی دیگه؟!
قصدم بر همین بود...یعنی منتظر بودم تا صد در صد از مس جدا بشم چون از 12 تیم لیگ برتر پیشنهادهای خوبی داشتم به خصوص استقلال اهواز. اما با آمدن فرهاد کاظمی حالا مردد هستم و اگر با باشگاه به توافق برسیم گزینهی اول من همین مس برای فصل آینده است.
گفته شده شب اولی که در اردوی تیم ملی بودی، امیر قلعه نویی قضیه رفتن تو را به استقلال برای سال بعد قطعی کرده...! یعنی اگر به استقلال بروی حتما در تیم ملی میمونی... حتی بعضیها به صورت تایید شده از این ماجرا صحبت کردهاند...خودت اون رو تایید میکنی؟
چی بگم والله...!! من الان هم از پرسپولیس پیشنهاد دارم هم از استقلال اما خودم دوست ندارم که به این تیمها به این زودی اما بعید نیست که یک دفعه در لیگ همین امسال تعداد گلهام خیلی بالا رفت و سر از این تیمها در آوردم!
- خب... صابر از بحث فنی عبور میکنیم میرسیم به خودت... این درسته که تاریخ دقیق تولدت رو نمیدونی؟
بله... اگر الان از من سوال شه چه روزی به دنیا اومدی نمیتونم جواب بدم!!
- مگر برای تو تولد نمیگیرن؟!
نه بابا...!! تولد برای بچه کوچولوهاست....! هرچند در همون دوران طفولیت هم در خانوادهی ما تولد گرفتن هیچ جایگاهی نداشت!
- برادر تو فوتبالیست نشد و امروز به گفتهی خودت مهندس کامپیوتر شد... تو اگر فوتبالیست نمیشدی دنبال چه کاری میرفتی؟!
من... دزد میشدم!!!!!!!!!!! چون واقعا به این کار علاقه دارم....( بمب خنده در دفتر ما منفجر شد!) و فکر میکنم بتونم تمام پلیسها رو دریبل بزنم و واسه همین فقط به دزدی از بانک فکر میکردم!!

- برای من که الان مثل روز روشنه که در دوران کودکی از آن دسته بچههایی بودی که از دیوار صاف بالا میرفتن... خودت از اون دوران بگو...
نه... اتفاقا زیاد شر نبودم... مثلا بدترین کاری که کردم این بود که وقتی یازده تا تجدیدی آوردم، کارنامهی خودم را دستکاری کردم تا به یه دونه تجدیدی برسه...!! همین.
- به این معتقد هستی که برای فوتبالیست حرفهای شدن در این مملکت علاوه بر توانایی به خیلی چیزهای دیگه نیاز هست؟
بله... مثلا پارتی... اگر در فوتبال ایران پارتی نداشته باشی باید خیلی تواناییهایت بالا باشد که بتوانی موفق باشی. البته من همیشه گفتم که برای رسیدن به مدارج بالا در هر کاری مثل فوتبال یک پارتی نیاز هست...!
- قرارداد مالیات چقدر بود؟
نمیدانم...!! فقط میدانم که از خیلیها کمتر گرفتم... یعنی اگر وضعیت قراردادها را ردهبندی کنند من در دسته "خ" قرار میگیرم!!
- میگن فوتبال از پر درآمدترین شغلهای امروزه... وضع مالی تو هم مسلما توپه دیگه...؟!
بله... وضعیت فوتبالیستها از توپ گذشته...تانکه...!! اما نه برای من که تازه یک ساله که چهره شدم.
- اما حالا که همه تو را شناختند منتظر هستی که از تو هم تانک شه..؟!
نه... من چون فعلا مجرد هستم دغدغهی پول ندارم... دوست دارم در هر تیمی که هستم فقط بازی کنم... اگر نیمکتنشین بشم شاید اصلا فوتبال رو کنار بگذارم... برای همین فعلا پول برای من اهمیت نداره..بازی کردنه که برای من مهمه...
- یاغی چی...؟! میتونی یاغیگری کنی و یه دفعه از قرمز بری آبی یا برعکس...؟!
میگن به قیافم میخوره که این کار رو انجام بدم...اما خودم اصلا دوست ندارم که این کاره بشم.
- چه زمانی ازدواج میکنی؟!
ای بابا... کی به فوتبالیست جماعت دختر میده!!!
- اما شایعه عجیبی در کرمان راه افتاده بود که تو داماد نادر دستنشان بودی...؟!
باور کن وقتی من و نادر خان هم این شایعه رو شنیدیم از تعجب شاخ در آوردیم... من اصلا دختر دستنشان را حتی یکبار هم ندیده بودم که دامادش باشم یا نباشم... نمیدونم چرا اون زمان برای
خراب کردن دستنشان حاضر بودند دست به هر کاری بزنند.
- اصلا قصد ازدواج داری...؟!
نه... اما به این هم معتقد نیستم که ازدواج عاملی باشه برای جلوگیری از موفقیتهای بعدی و یا رسیدن به موفقیتهای بعدی...! پیشرفت در فوتبال کاری به زندگی زناشویی ندارد. حالا شما برای من زن پیدا کردین که این همه سوال میکنین ( با خنده )
- نه... اما میخواستیم به این برسیم که خیلی از فوتبالیستهای جوان ما که به شهرت هم میرسند دچار فساد اخلاقی میشن... مثل همون "م.خ" مردم هم عقیده دارند فوتبالیستها دیر ازدواج میکنند چون اکثرا همین مشکل را دارند...!!
نمیدونم والله... هرکسی اخلاق و رفتار خودش رو داره... متاسفانه بودند افرادی که حیثیت جامعهی فوتبال و فوتبالیستها را لکهدار کردن... اما مطمئن باشید اگر فوتبالیستی به این دام بیافته راه پیشرفتش قطع میشه همانطور که از خیلیها قطع شد... من در این مورد نمیتونم نظر بدم...
- بزرگترین دغدغهی غیر ورزشی صابر چیه...؟!
همانطوری که گفتم من مجردم و خیلی از دغدغهها رو ندارم... اما فعلا بزرگترین مشکلم دوری از خانواده است که خیلی اذیتم میکند.
- اما فوتبال یک شغلی است که شاید با یک مصدومیت و یا یک غفلت سبب بشه که بیکار بشی... به اون موقع فکر کردی...
آره... دزد میشم.....!!!!!!
خلاصه گفتوگو
1- اگر بازیکنان دیگر موقعیت گل برای من فراهم میکردند اکنون 20 گل به ثمر رسانده بودم
2- بعد از دعوت تیم ملی و مصاحبه در برنامهی 90 آنقدر مشکلات داشتم که تصمیم گرفتم فوتبال را کنار بگذارم
3- مشکل مس دستنشان نبود بلکه مشکل از بازیکنان بود
4- من را داماد دستنشان میدانستند اما حتی دختر او را هم ندیده بودم