پايين‌تر از صفر

 

تيم‌هاي صنعت مس و ابومسلم در يك بازي سرد، كسل كننده و كم برخورد بعدازظهر خسته كننده‌اي را براي فوتبال دوستان كرماني رقم زدند. صنعت مس كه هنوز از شوك باخت سنگين به پرسپوليس خارج نشده بود با سيستم 4-4-2 بازي را شروع كرد و در مقابل شاگردان خداد عزيزي با سيستم 3-5-2 در زمين مستقر شدند.

بازي در 25 دقيقه‌ی نخست از سرعت خوبي برخوردار بود و دو تيم با پاس‌هاي تك ضرب توپ را به پشت محوطه‌ی حريف مي‌رساندند اما در اين منطقه توپ‌هاي دو تيم عمدتا توسط مدافعان برگشت داده

 

مي‌شد تا با وجود سرعت قابل قبول بازي در اين دقايق دو تيم كم‌ترين موقعيت گلي را بر روي دروازه‌ی يكديگر نداشته باشند. اين وضعيت براي هر دو تيم در حال تكرار بود تا صنعت مس و ابومسلم بازي پاياپايي را به نمايش بگذارند.

با اين وجود حملات تيم مس خطرناك‌تر دنبال مي‌شد و اين تيم مي‌توانست در دقيقه‌ی 15 بر روي شوت شرفي كه در شلوغي جلوي دروازه‌ی ابومسلم شليك شد به گل برسد كه توپ پس از برخورد به مدافعان تيم مشهدي راهي كرنر شد.

در دقيقه‌ی 21 بازي نيز صابر ميرقرباني مي‌توانست با ضربه‌ی سر دروازه غبيشاوي را باز كند كه موقعيت او نيز با كم دقتي از دست رفت.

اما از دقيقه‌ی 25 بازي در نيمه‌ی اول به اين سو، علاوه بر اين‌كه دو تيم موقعيت گل كمي را خلق مي‌كردند، سرعت بازي خود را هم كاهش دادند تا يك بازي خسته كننده شكل گيرد. توپ بيشتر در ميانه‌ی زمين در گردش بود و دو تيم براي تدارك حمله بر روي دروازه‌ی حريف، برنامه‌ی مشخصي را دنبال نمي‌كردند.

 

    

 

هرچند در اين دقايق ابومسلم براي خروج از زمين خود جرات بيشتري يافت و توانست در دقيقه‌ی 29 بازي اولين موقعيت خود را بر روي دروازه‌ی مس رقم بزند كه شوت سركش پتروويچ از كناره‌ی دروازه‌ی محمدي بيرون رفت. با اين حال در ده دقيقه‌‌ی پاياني نيمه‌ی اول بازهم اين تيم مس بود كه برتري نه چندان محسوسي را بر حريف داشت و در دقيقه‌ی 35 به‌وسيله‌ی ضربه‌ی آزاد تلقيني و در دقيقه‌ی 44 بر روي ضربه‌ی سر آدريانو توانست معدود موقعيت‌هاي گل  نيمه‌ی اول را رقم بزند. با اين وجود بازي با تساوي بدون گل در نيمه‌ی اول خاتمه يافت تا عدالت به طور كامل برقرار شود.

با شروع نيمه‌ی دوم ابومسلم بازي را در اختيار گرفت و در ابتداي اين نيمه با به وجود آوردن دو صحنه گل نشان از عطش خود براي كسب اين سه امتياز خارج از خانه بود. در دقيقه‌ی 59 الروم در مصافي تك به تك با محمدي توپ را به خارج زد و چند دقيقه بعد هم دانش دوست موقعيت گل ديگري را از دست داد تا اين بيم رود كه بازهم دفاع مس با از دست  دادن تمركز خود، در ادامه‌ی بازي با مشكل مواجه شود.

اما سياه جامگان مشهدي مجددا به بازي در ميانه‌ی زمين و عدم اضافه كردن بازيكنان خود به خط حمله رضايت دادند تا دفاع مس تمركز خود را بازيابد و بازهم بازي به تعادل كشيده شود. دو تيم همانند نيمه‌ی اول در بخش دوم بازي هم هم‌چنان بي‌هدف به زدن زير توپ قناعت مي‌كردند و براي رسيدن به دروازه‌ی يكديگر به جاي استفاده از برنامه و تاكتيك مشخص بيشتر به دنبال اشتباه مدافعان و بازيكنان حريف بودند.

 

در دقيقه‌ی 65 بازي حركت الروم در عرض محوطه جريمه مس و ضربه او كه در دست محمدي جاي گرفت باعث شد كمي خواب از چشمان هواداران بپرد!

شايد تاكتيك ابومسلم در اين بازي استفاده از ضدحملات بود اما مس اصلا حمله‌اي نمي‌كرد تا فضا براي تيم مشهدي فراهم شود. به همين دليل بود كه فاصله بين دقايق حملات دو تيم به 20 دقيقه برسد! مس نيز در اواخر بازي رو به بازي دلخواه ابومسلم آورد و با ارسال توپ‌هاي بلند كار مدافعان بلند قامت مشهدي را در دفع توپ‌هاي مس راحت‌تر كند. تعويض‌هاي كاظمي هم اصلا نتوانست تيم را به جلو هدايت كند و آمدن حاتمي و حسين خاني نتوانست گره كور بازي مس را باز كند.

در دقيقه‌ی 81 ضربه‌ی آلوز از روي پاس تلقيني راهي اوت شد و در دقيقه‌ی 91 بازهم ضربه‌ی سر آلوز نتوانست راهي به دروازه‌ی ابومسلم پيدا كند.

با اين تساوي خانگي مس 28 امتيازي شد و با توجه به يك بازي بيشتر نسبت به پاس توانست يك رده صعود كند و به رتبه‌ی يازدهم برسد. مس بازي بعد خود را برابر برق شيراز و در زمين حريف انجام خواهد داد.

 

حاشيه‌هاي بازي:

_ تماشاي اين بازي براي تماشاگران كرماني رايگان بود و همين عاملي شده بود كه پس از چند بازي ناكامي براي مس از اين بازي استقبال خوبي به عمل آيد.

 

   

 

_ مهدي هاشمي نسب بازيكني بود كه بيشتر فشار تماشاگران كرماني را تحمل مي‌كرد. البته او در بعضي دقايق دور از چشم داور با حركات دست خود به تماشاگران اهانت مي‌كرد كه نشان داد او با اين سن هنوز با تجربه نشده است.

 

_ جايگاه خبرنگاران شلوغ‌تر از هميشه بود و نشان داد اگر هيات فوتبال براي اين جايگاه هم بليط فروشي كند قطعا درآمد خوبي را كسب خواهد كرد!

 

_ تيم نوجوانان برق شيراز به ورزشگاه آمد تا بازي صنعت مس را از نزديك ببيند. بزرگ‌ترهاي آن‌ها هفته‌ی بعد ميزبان مس هستند و به همين دليل مي‌توانند از تجربه و آناليز كوچولوهاي خود استفاده كنند.

_ ورزشگاه سليمي‌كيا با وجود كاغذهاي رنگي كه در كف خود مي‌ديد، شمايلي شبيه به ورزشگاه‌هاي آرژانتين پيدا كرده بود.

 

_ تماشاچيان كرماني در اين بازي نشان دادند علاقه‌ی وي‍ژه‌اي به موج مكزيكي دارند، آن‌ها با وجود سكوهاي خالي بسيار چند بار تلاش كردند در ورزشگاه موج موسوم به مكزيكي را راه بي‌اندازند، اما بازي سرد دو تيم و خالي بودن سكو ها تلاش آن‌ها را نافرجام گذاشت.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۸۶ و ساعت 16:40 |

سال 1385 را به هر شکل به پایان رساندیم و با پایالن یافتن تعطیلات نوروزی سال 86 برگ تازه ای در تمامی عرصه های کشور رقم خواهد خورد. یکی از مهمترین اتفاقاتی که در سال جدید در کشور رخ می دهد در عرصه ورزش قرار دارد که آن به برگزاری المپیک بزرگ تابستانی چین در سال آینده بر می گردد که باعث می شود رقابت های انتخابی این بازی ها در سال جاری برگزار گردد که این مسئله باید ورزش کرمان را هم تحت تاثیر خود قرار دهد.

 

مسلما سال 86 برای برنامه ریزان عرصه ورزش خیلی پیش تر از این ها شروع شده بود. یعنی همان کسانی که می بایست با بستن یک تقویم منظم و قوی سبب شوند ما در سال جاری در عرصه های مختلف بین المللی و داخلی بهتر و بیشتر از قبل مدال هایی را ببینیم که به کرمان می آید. اگر ملاک موفقیت ورزش یک استان را حضور تیم های آن در لیگ های سطح بالای کشور همانند برتر در نظر بگیریم ، می توانیم به جرات گوییم کرمان موفق ترین سال عمر چند صد ساله خود را پشت سر گذاشت اما مسلما برای اینکه به مناسبت تایید این ادعا به تمامی مقامات استانی تبریک بگوییم باید ملاک های مختلف دیگری را هم مد نظر بگیریم تا عیار ورزش کرمان دقیقا به دستمان آید.

در سال گذشته مسابقات آسیایی دوحه نشان داد ما در عرصه پرورش ورزشکاران تراز اول بومی هنوز به شکل شایسته نتوانسته ایم موفق عمل کنیم و اگر کمال جوانمرد رییس دستگاه ورزش استان اعلام می کند که ما از لحاظ رتبه بندی کشوری پس از این مسابقات در بین 15 استان نخست قرار داریم نه به قدرت زیاد از حد ورزش استان ، که به ضعف بیش از اندازه استان های دیگر بر می گردد که کرمانی ها بتوانند با حضور تنها 5 ورزشکار در کاروان چند صد نفری جمهوری اسلامی ایران و کسب تنها دو مدال برنز ، آن هم در رشته های گروهی بالاتر از آن ها قرار بگیرند!

 

باید پذیرفت که کرمان با وجود پتانسیل های بالای جغرافیایی و انسانی در امر ورزش و در کنار آن ساخت امکانات سخت افزاری خوب نظری استادیوم ها و سالن های جدید در آن ، شایسته این هست که از این حیث هم در جایگاه بهتری قرار داشته باشد. از این رو ما نمی توانیم ورزش کرمان را در سال گذشته بهترین بخوانیم. اما  در سال پیش رو ورزش کرمان این امکان را دارد که با افزایش حضور تعداد ورزشکاران خود در المپیک تابستانی چین که دارای اعتباری چند برابر نسبت به بازی های آسیایی دوحه است ، نقص خود را در این زمینه بر طرف کند.

 

نژاد زمانی رییس سابق اداره کل تربیت بدنی استان در برخی از مصاحبه های خود از برنامه ریزی های سخن می گفت که در همین المپیک 2008 چین قرار بود شکوفا شود. کمال جوانمرد ، رییس فعلی تربیت بدنی نیز در بدو ورود خود به این سمت از ثمر دادن برنامه های خود پس از گذشت یک سال خبر داد و همه این موارد نشان می دهد که ما باید در سال پیش رو شاهد آن باشیم که ورزشکاران کرمانی موفق می شوند در قالب تیم ملی جواز حضور در بازی های بزرگ المپیک جهانی چین را کسب کنند تا سال 1387 تبدیل به یکی از بهترین سال های ورزش کرمان در زمینه حضور ورزشکاران آن در بازی های المپیکی شود. هرچند در این سطح از بازی ها به دلیل کمی هجم کاروان ایران اگر همان تعداد پنج نفر از کرمان را بتوانیم در قالب ورزشکاران کاروان ورزشی ایران در چین ببینیم ، می توانیم مهر تایید را بر عملکرد اداره ورزش استان بزنیم.

 

از این موارد گذشته ورزش کرمان در سال جدید باید همچنان سیر صعودی تیم های مختلف خود را تا رسیدن به لیگ های برتر کشور ادامه یافته ببیند و متعاقب آن باید در این سال شاهد کسب موفقیت های برخی از تیم های خود که هم اکنون در لیگ برتر هم صاحب تجربه شده اند را ببیند. صعود تیم فوتسال ذغالسنگ در آخرین روزهای سال گذشته به لیگ برتر نشان داد به ادامه این روند می توانیم همچنان امیدوار باشیم. تیم های کرمانی در مسابقات فصل جدید لیگ برتر هندبال ، فوتبال ، والیبال ، بسکتبال ، کشتی ، واترپلو ، دوچرخه سواری ، فوتسال ، تکواندو و... که در سال 86 آغاز می شود ، باید متفاوت تر از قبل نتیجه بگیرند و دیگر به حفظ خود در این بازی ها بسنده نکنند و آن را هدف نهایی خود قرار ندهند. اگر ما همچنان خواهان این هستیم که ادامه صعود تیم های کرمانی به لیگ برتر ادامه داشته باشد ، باید موفقیت تیم های فعلی حاظر در لیگ برتر را ببینیم. همچنین حضور چند تیم باشگاهی کرمان در مسابقات قهرمانی آسیا همانند تیم هندبال شهرداری و یا دوچرخه سواری صنعت مس و به احتمال والیبال گل گهر ، باید بیشتر از قبل مورد نظر باشد و ما با موفقیت این تیم ها به این باور برسیم که در سال جدید و سال های پس از آن این توانایی را داریم که مرز موفقیت های خودمان را از سطح کشوری به سطح آسیایی افزایش دهیم.

 

در بخش اعتباری با آمارهای مختلفی که اداره تربیت بدنی اعلام می کند مشخص می شود که ورزش ما در سطح بسیار مطلوبی سیر می کند و منتظر هستیم که در سال جدید هم رییس اداره تربیت بدنی استان در هفته تربیت بدنی بازهم با افتخار از افتتاح تعداد بیشتری از مجموعه های ورزشی استان خبر دهد. اما کار استان زمانی در این قسمت بزرگ می شود که ما شاهد افتتاح دو مجموعه بزرگ ورزشی امام علی شهر کرمان و فجر در شهر بم باشیم که ظاهرا در سال جدید  نیز این اتفاق رخ می دهد مگر آنکه اتفاق عجیبی رخ دهد. افزایش سرانه فضای ورزشی استان نیز یکی دیگر از ملاک های ما برای موفق ارزیابی کردن ورزش استان است. اگر کرمان بتواند در سال جدید ساختار شکنی کند و به بسیاری از استاندارد های ورزشی که فاقد آن است دست یابد می توانیم سال 86 را سال خوب ورزش استان بدانیم.

 

همانطور که در جای دیگری هم گفته بودیم نباید به موفقیت استثناهای ورزش استان در رشته های مختلف دلخوش کنیم و با وجود آن ها خودمان را به تمام اهداف رسیده ببینیم. ما برای اینکه واقعا در عرصه ورزش ثابت کنیم که به بزرگی رسیده ایم ، باید در تمام بخش ها بهتر از قبل باشیم.       
+ نوشته شده توسط سعید قرایی در جمعه بیست و چهارم فروردین ۱۳۸۶ و ساعت 1:28 |

درگيري فيزيكي فرهاد كاظمي در تمرينات مس با بازيكن عراقي

 

فرهاد كاظمي مربي جديد تيم فوتبال صنعت مس كرمان در تمرينات اين تيم با علاء عبدالزهرا بازيكن عراقي مس به درگيري فيزيكي پرداخت.

 

به گزارش تك به تك در تمرين صبح ديروز اين تيم ، عبدالزهرا ديرتر از ساير بازيكنان وارد زمين مي شود كه اين مسئله واكنش فرهاد كاظمي را به دنبال داشت تا او بازيكن عراقي مس را به سه دور دويدن به دور زمين جريمه كند. عبدالزهرا پس از يك دور دويدن به جمع بازيكنان مس اضافه مي شود كه اين مسئله مجددا كاظمي را به واكنش وا مي دارد. در اين زمان و به گفته فرهاد كاظمي مهاجم عراقي مس با زبان عربي به او اهانت مي كند تا كاظمي با دو دست عبدالزهرا را به طرف زمين هل دهد. كه عبدالزهرا نيز در واكنش ، همين حركت را بر روي كاظمي انجام مي دهد تا درگيري اين دو شدت يابد. با وساطت ساير بازيكنان ، عبدالزهرا و كاظمي از يكديگر جدا مي شوند تا اين زد و خوردها ادامه نيابد.

 

به گفته حميد نيك نفس مدير عامل باشگاه مس ، اين باشگاه در صدد شكايت از عبدالزهرا به فدراسيون فوتبال مي باشد تا از اين طريق ، كنفدراسيون فوتبال آسيا اين بازيكن را با محروميت هايي مواجه سازد.

 

نيك نفس علت علت اين درگيري را سرپيچي عبدالزهرا از دستورات مربيان دانست و گفت: متاسفانه پيشنهاد 400 هزار دلاري يك باشگاه قطري به اين بازيكن عراقي سبب شده است كه او ديگر در خدمت تيم نباشد و هر روز بهانه اي جديد را براي ايجاد حاشيه در تيم درست كند.

 

مدير عامل باشگاه مس با بيان اينكه به اين نتيجه رسيده ايم كه جذب بازيكنان عراقي كار اشتباهي بوده است گفت: در صدد هستيم تا هرچه سريعتر با اين بازيكنان تسويه حساب كنيم.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه بیستم فروردین ۱۳۸۶ و ساعت 15:4 |

این نتیجه‌ي یک شوک است!

بازی دوم مس در اولین فصل حضور خود در لیگ برتر در ورزشگاه آزادی، اگر چه نه برای قرمزها از اهمیت آن‌چنانی برخوردار بود که برای رسیدن به قهرمانی در لیگ به پیروزی در آن نیاز مبرم داشته باشند و نه برای مسی‌ها فوق‌العاده حساسیت داشت که برای حفظ خود در لیگ فصل آینده برای کسب سه امتیاز خودشان را به آب و آتش بزنند، برای یک نفر خیلی حساس بود و آن فرهاد کاظمی بود.

 

کاظمی با پیروزی در این بازی می‌توانست به چندین هدف مختلف برسد. نخست نشان دهد که تیم او به معنای واقعی کلام از شرایط بحرانی خارج شده است. هم‌چنین با کسب امتیاز در آزادی همان چند درصد احتمال سقوط را هم از خود سلب کند و از همه مهم‌تر نشان دهد شرایط او در مس با شرایطی که در صبا تجربه کرده بود تفاوت محسوس دارد و از این حیث باردیگر خود را به جامعه‌ی فوتبال کشور ثابت کند. و در نهایت نشان دهد مس با او قرار است متفاوت نتیجه بگیرد. اما...

 

 

 

مس متفاوت بود حتی در نحوه‌ی چیدمانش در زمین. تا سه هفته قبل انتظار نداشتیم مس را با پنج مدافع از همان آغاز بازی در زمین ببنیم. به هر حال بازی در آزادی آن هم در مقابل 40 هزار تماشاگر حریف این اجازه را به هر مربی می‌دهد که محتاط‌تر از همیشه تیم خود را به زمین بفرستد اما این احتیاط زمانی مفید هست که همان مربی برنامه‌های خاص خود را در دفاع داشته باشد تا حملات حریف خنثی شود. بازیکنان مس به نحوی در زمین چیده شده بودند که در اکثر دقایق بازی متمرکز در زمین خود بودند اما صرف این تمرکز هرگز برای یک تیم کافی نیست و تیم چه برای دفاع و چه در ضد حمله برنامه می‌خواهد. امری که هرگز در مس دیده نشد...!

 

نارنجی‌پوشان اگرچه قصد داشتند بازی را بسته انجام دهند اما تعداد پاس‌هایی که بازیکنان پرسپولیس در زمین مس رد و بدل کردند و هم‌چنین توپ‌هایی که در عمیق‌ترین نقطه‌ی دفاعی تیم کرمانی نصیب سرخ پوشان شد نشان داد نه فشار بر روی بازیکن صاحب توپ به خوبی انجام گرفت و نه عمق این تیم به خوبی پر شد تا هیچ یک از حاضرین در ورزشگاه سر از برنامه‌ی دفاعی مس درنیاورند و پرسپولیسی که مدت‌ها بود طعم پیروزی پر گل را نچشیده بود در این بازی یک لقمه چرب را بجود!

 

اصولا هر چیزی پس از وارد کردن شوک دو حالت را پیدا می‌کند. یا باعث می‌شود که نبض آن شروع به تپیدن کند و زندگی دوباره‌ای آغاز کند و یا سبب می‌شود که همان ذره جانی را هم که در بدن دارد از دست دهد که بازی برابر پرسپولیس در تهران نشان داد شوک وارده به مس حالت دوم را به خود پیدا کرده است چراکه این تیم حتی در بدترین روزهای خود همانند بازی رفت برابر صباباطری در تهران تا این اندازه سردرگم و بی‌هدف بازی نمی‌کرد. هرچند پس از ورود خیری به زمین و جابه‌جایی چند بازیکن در زمین و در تیم بازی شاگردان کاظمی قابل هضم‌تر شد و این تیم نشان داد که امروز واعظی دروازه‌بان پرسپولیس است!

 

ا

ین بازی نکته‌ی دیگری را هم برای همه روشن کرد که مربی جدید مس در بدو ورود خود به این تیم نتوانسته است با مجموعه بازیکنان مس به خوبی ارتباط برقرار کند. هرچند او در کنفرانس بعد از بازی به طور ضمنی مسوولیت شکست را برگردن گرفت، اما کاظمی در بیشتر صحبت‌های خود، بازیکنان مس را به ضعف و " تاکتیک ناپذیری" متهم کرده است که اگر او کمی به گذشته‌ی همین بازیکنان در همین لیگ رجوع کند در می‌یابد که این تیم با همین بازیکنان در نیم فصل اول در چه جایگاهی قرار داشته است و مسلما یک تیم با " مشتی بازیکن ضعیف تاکتیک ناپذیر!" نمی‌توانست رده‌ی چهارم جدول را تجربه کند. کاظمی برای این امر به کرمان آمده است که نتایج مس را در آخر همین فصل متحول کند نه آن‌که تنها بازی بازیکنان مس را ببیند و وعده‌ی اخراج فلان مقدار از بازیکنان تیم را برای فصل آینده بدهد! به طور قطع اگر او نتواند شرایط درونی تیم را از وضعیت فعلی خارج کند و تیم به روند پذیرش شکست‌های خود آن هم با دریافت گل‌های بسیار ادامه دهد، شاید خود او هم رغبتی برای نشستن بر روی نیمکت مس برای فصل آینده پیدا نکند.

 

به هر حال پرسپولیسی که در نیم فصل اول به سختی از دست مس گریخت با چهار گل برابر مس به برتری رسید. تهرانی با توجه به بازی‌های گذشته مس و هم‌چنین نمایش قبلی این تیم در ورزشگاه آزادی برابر پرسپولیس انتظارشان از نارنجی‌پوشان خیلی بیشتر از این بود. آن‌ها از هر کرمانی که بر سر راه خود می‌دیدند یک سوال می‌پرسیدند. سوالی که هیچ کرمانی جوابی برای آن نداشت و آن این بود: دست‌نشان را برای رسیدن و یا نرسیدن به کدام نتیجه برکنار کردید؟!! این سوال خود خوب نشان می‌داد که جدا از تیم مس، کاظمی مغلوب بزرگ‌تری در این بازی بود.

 

حاشیه‌های بازی:

_ با توجه به خارج شدن کامل پرسپولیس از کورس قهرمانی تصور نمی‌شد که برای این تیم این تعداد تماشاگر بیاید.

_ دو پرچم بزرگ پرسپولیس که یکی از آن‌ها منقش به پیراهن نیکبخت بود نشان داد کانون هواداران پرسپولیس حسابی در حال پول خرج کردن است.

_ تماشاگران صنعت مس همراه با استقلالی‌ها بر علیه قرمزها ائتلافی را در ضلع شرقی ورزشگاه تشکیل دادند که در آغاز بازی هم بسیار خوب تیم را تشویق کردند. اما هرچه مس بیشتر گل دریافت می‌کرد آن‌ها هم بیشتر ساکت می‌شدند.

_ پیراهن‌های مس قرار بود در این بازی سفید باشد که پس از قرائت قرآن داور بازی از مسی‌ها خواست که به دلیل شباهت بسیار پیراهن‌های آن‌ها با پرسپولیس‌ها همان پیراهن‌های نارنجی خود را بپوشند.

_ بازی کردن حسین کعبی هم در نوع خود جال بود. او که قرار بود مصدوم باشد و سه هفته بازی نکند از ابتدا در ترکیب  پرسپولیس حضور داشت و بلای جان مس هم شد.

_ فرزاد حسین خانی که در این بازی با چهره‌ای جدید به زمین رفته بود از سوی بلندگوی ورزشگاه حسن خان معرفی شد تا نام او هم جدید شود. هم‌چنین ابراهیم خلدون هم خولدون به تماشاگران معرفی شد.

_ بازی مس آن‌قدر پرسپولیسی‌ها را به وجد آورده بود که آن‌ها در زمین دست به حرکات نمایشی می‌زدند! هم‌چنین هواداران این تیم با راه انداختن موج مکزیکی از نحوه‌ی بازی تیم مس تقدیر می‌کردند!

_ شانس آوردیم که تعویض خیری به جای میرقربانی از سوی داور چهارم اشتباه از کار در آمد چراکه این تعویض سبب شده بود بمب خنده در جایگاه خبرنگاران منفجر شود!!

 

 

حیف از فرصتی که از دست رفت

مهدی محمدی می توانست جانشین دست نشان باشد

پس از اخراج دست‌نشان از مس این امکان وجود داشت که با یک هوشمندی از این وضعیت به بهترین شکل ممکن استفاده کرد و آن قرار دادن مهدی محمدی مربی کرمانی صنعت مس در راس نیمکت تیم بود.

 

به هر حال آن‌چه که روشن است این بود که مس با توجه به امتیازهای کسب شده در لیگ برتر باقی می‌ماند مگر آن‌که خیلی اتفاقات عجیب و غریب رخ دهد! به همین خاطر قابل تصور بود که مدیریت باشگاه این فرصت را در اختیار این مربی کرمانی دهد تا کرمانی‌ها برای اولین بار در لیگ برتر هم طعم مربیگری را بچشند. محمدی که در کنار برهمت، نخعی و فرخی نقش غیر قابل انکاری را به همراه دست‌نشان در صعود فصل قبل این تیم به لیگ برتر و هم‌چنین نتایج خوب نیم فصل اول داشتند، با شناخت بهتر خود نسبت به تیم می‌توانستند کارایی زیادی برای تیم داشته باشند چراکه در حال حاضر مشکل مس نه در "تاکتیک نداشتن " بازیکنان، که در حواشی مختلف الاضلاعی است که گریبان این تیم را گرفته است که شاید مربیان کرمانی حاضر بر روی نیمکت مس می‌توانستند به شکل بهتری آن را برطرف کنند.

 

برق شیراز قبلا از این فرصت به خوبی استفاده کرده بود. آن‌ها که در اواخر لیگ برتر دوم وضعیتی مشابه به مس داشتند، پس از اخراج سرمربی خارجی خود، از مربی دستیارشیرازی او بروی نیمکت استفاده کردند که نتیجه‌ی آن‌را هم به بهترین شکل دیدند و آن پیروزی‌های خوب این تیم شیرازی به همراه این مربی و با تجربه کردن یک مربی شیرازی دیگر در لیگ برتر بود. مسلما محمدی و سایر کادر کرمانی تیم آن قدر توانایی داشتند که تیم را در این چند بازی هدایت کنند و حتی چهار گل را هم از پرسپولیس دریافت نکنند. اما افسوس که کرمانی‌ها کمترین اعتمادی را به درون خود ندارند.

به هر شکل این فرصتی بود که از کف تمام کرمان رفت...!!

 

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۸۶ و ساعت 1:21 |

در آن‌جا هیچ کس به دیگری لبخند نزد!!

 

یادش به خیر... آن روزی که مس به لیگ برتر آمد و یادش به خیر آن روزی که مسابقات این لیگ را به بهترین شکل ممکن شروع کرد. اگر قبل از آن روزها به یک کرمانی فوتبال دوست می‌گفتید که "تیم کرمانی حاضر در لیگ برتر قرار است در فصل جاری به رده‌ی چهارم جدول لیگ برسد و حتی این توانایی را پیدا کند که به رده‌های بالاتر از این هم برسد"، اگر نام "خوش خیال" را بر روی شما نمی‌گذاشت خیلی به شما لطف می‌کرد!! البته او حق هم داشت چراکه جو به راه افتاده برای مس به شکلی بود که نهایت هنر این تیم تبدیل نشدن به تیم شهید قندی فصل گذشته بود! حالا اگر به رتبه‌ی چهارم جدول و یا بالاتر از آن فکر می‌کردید این حق را به دیگران می‌دادید که به شما القابی این چنینی دهند.

به هر حال فصل جدید لیگ برتر با حضور صنعت مس کرمان شروع شد و این تیم در کمال حیرت همه، خوش خیالان را رو سفید کرد و در هفته‌ی هشتم به رتبه‌ی چهارم جدول هم رسید و البته با یک بازی کمتر! پیروزی‌های به یاد ماندنی برابر پاس، ملوان، برق شیراز، استقلال اهواز و... و تساوی‌های با ارزش و بعضا خارج از خانه برابر تیم‌های ابومسلم، سپاهان، پرسپولیس و... از مس تیمی ساخت رویایی.

 

آن زمان که همه در کرمان، خمار شادمانی از این همه خوشبختی محال بودند، در همین نشریه و هم کلام با باتجربه‌های فوتبال استان این هشدار را دادیم که سد راه تداوم موفقیت‌های این تیم هیچ چیز دیگری نمی‌تواند باشد جز خود این تیم و گفته بودیم سیر صعودی مس را چیزی توان متوقف کردن ندارد جز مس به هر حال همه آن شادی‌ها آرامشی بود قبل از طوفان... طوفانی که قرار بود با شروع نیم فصل دوم مس را در کام خود فرو گیرد و حداقل تا مدت زمانی نامعلوم سبب شود همه آن روزهای به یاد ماندنی را فراموش کنند.

 

صنعت مس چه در لیگ دسته یک، سال گذشته که آرزوی 80 ساله یک استان را برآورده کرد و چه در دور رفت لیگ برتر این فصل که مایه‌ی افتخار یک ملت در جایی به نام کرمان شد، به راستی یک تیم بود. تیم بودن آن را زمانی می‌شد فهمید که همه در آن یک هدف داشتند و آن بالا بردن پرچم پیروزی برای فوتبال کرمان بود. و فارغ از همه‌ی تاکتیک‌ها و تمرین‌های سخت و 4-4-2 کردن‌ها یا 3-5-2 نوشتن‌ها بر روی تخته و یا سایر بازی‌های جذاب دیگر با اعداد، عامل موفقیت مس را می‌شد در همین عامل، یعنی "تیم" بودن پیدا کرد و در همان زمان هم می‌شد نقطه‌ی سقوط مس را در گرفتن همین خصیصه از تیم دانست. به هر حال برخلاف میل من و شما و سایر آن کوچک و بزرگ‌هایی که عاشقانه در سلیمی‌کیا فریاد می‌کشیدند این عامل از لاله‌های نارنجی کویر گرفته شد تا امروز دیگر برای نگاه کردن به رتبه‌ی تیم‌مان در جدول رغبت نداشته باشیم و دعا کنیم فصلی که ماه عسل صعود ما به لیگ برتر بعد از طی کردن یک عمر بود، چگونه در حال تبدیل شدن به کابوسی تلخ است و هر شب به این امید سر بر بالین بگذاریم که فردا روز این کابوس را تمام شده ببینیم.

 

در این‌که چه کسی و یا چه کسانی این "تیم" بودن را از ما گرفتند راست و دروغ‌های بسیاری نهفته است. از آن‌جا که هیچ دروغی را نباید گفت، هر راستی را هم نباید بر زبان آورد تا بر خروش یک طوفان افزوده نشود و با غرق کامل، کورسوی امیدمان از آینده قطع نشود. هرچند اگر هر زمان نادر دست‌نشان را یافتید و از او سوال کردید در روزهای آخرش در کرمان چه بر او گذشت به سرعت سگرمه‌های خود را در هم خواهد کرد و از مثلث خبیث شکل گرفته در اطراف خود برای جلوگیری از تداوم موفقیت‌هایش با مس سخن خواهد گفت. او بر روی کسانی انگشت می‌گذارد که دیروز همگی عامل موفقیت او بوده‌اند و اگر امروز نادر دست‌نشان جزیی از تاریخ ورزش استان کرمان می‌شود و همه به احترام کار بزرگ او برای کرمان و کرمانی، او را در قلب خود محبوس کرده است، به تلاش کسانی بر می‌گردد که او امروز از آن‌ها به عنوان مثلث خبیث یاد می‌کند!! نادرخان در دیکته‌ی خود از جایی غلط نویسی را آغاز کرد که به تمام اطرافیان خود مشکوک شد.

 

           

 

از ما نخواهید که بگوییم او با بال‌های پرواز خود چه کرد و این بال‌ها هم در مقابل چه کردند تا همان یکی بودن از مس گرفته شود و وای از زمانی‌که این یکی بودن از ما گرفته شد...!! به هر حال هر چه بود همه شکست خوردیم. چه آن‌ها که آتش بیاران معرکه بودند و هر روز فاز جدیدی از خود درگیری‌ها و خود زنی‌ها را به ما آموزش می‌دادند و چه آن‌ها که کمی گذشت از خود نشان نمی‌دادند تا هر روز این دریا را طوفانی‌تر از قبل ببینیم. و چه ما مردم که با سکوت خود گذاشتیم به راحتی هرچه تمام‌تر سرمایه‌ای بدین گران بهایی از دست برود.

 

به هر حال با آمدن بهار، تیم ما جوانه‌های تازه‌ای زد... حیاتی دیگر یافت و قرار است در سال جدید با مربی جدید خود زندگی جدیدی داشته باشد. دست‌نشان را دوست داشتیم و داریم و خواهیم داشت اما کرمان را بیشتر از او دوست داریم. امروز فرهاد کاظمی به جای او بر روی نیمکت مس می‌نشیند و قرار است کشتی تیم را از این طوفان که به بچه‌گانه‌ترین اشکال ممکن به‌وسیله‌ی خودمان پا گرفت خارج کند و باردیگر ساحل آرامش را به ما بازگرداند.

او کار سختی دارد چرا که باید تیم بودن را به تیم ما بازگرداند و در این راه او به تنهایی هرگز موفق نخواهد بود. امروز و با شروع سال جدید بازیکنان ما باید افکاری جدید پیدا کنند. دیگر نباید فلان بازیکن به خاطر آن لیست لعنتی!! خود را دگرگون کند تا جایی که دیگر حتی نامی از او برده نشود! دیگر نباید در تیم به خاطر مصاحبه‌ی یک بازیکن با فلان برنامه‌‌ی پر بیننده‌ی تلویزیونی بلوا به پا شود تا عواقب آن یک عمر یقه‌ی ما را بگیرد.

 

امروز بازیکنان را سرباز فرمانده‌ای به اسم فرهاد کاظمی می‌دانیم. فراموش نکنیم که در حال حاضر کاظمی دیگر رقیب ما نیست تا سنگی را در دست گیرد و تماشاگران کرمانی را متهم به پرتاب آن کند! او امروز جزیی از ماست و او هم باید بداند که تا زمانی‌که زیر پرچم صنعت مس می‌ایستد یک کرمانی است همان‌طور که دست‌نشان خود را کرمانی دانسته بود و با همین تفکرات موفق شد یک تیم برای ما بسازد تا با آن به بالاترین سطح فوتبال کشور یعنی جایی که در آرزوها دنبال می‌گشتیم برسیم.

باردیگر تاکید می‌کنیم که هرچند وداع تلخی با نادر دست‌نشان داشتیم اما او را برای همشه دوست داریم. به واسطه‌ی نشان دادن یک تیم واقعی به ما هرچند او نتوانست تیم ساخته شده‌ی خود را تیم نگه دارد. صنعت مس برخلاف برخی دوستان کارشناس! در نیم فصل اول با قرعه شانس امتیاز نگرفت که بر اساس توانایی‌های خود بود که این همه امتیاز را کسب کرد تا اکنون بعد از آن همه هفته‌های کابوس‌وار هنوز تیغ سقوط را بر گردن نبیند. همه‌ی ما می‌دانیم از دست این مس خیلی کارها ساخته است هرچند که به واسطه‌ی همان مشکلاتی که دوست نداریم با بیان آن‌ها فقط ذهن‌ها را خسته کنیم نتوانست آن‌ها را انجام دهد همان مشکلاتی که باعث شد در مس دیگر کسی به دیگری لبخند نزد و هرچه باشد قهر، جریمه، توبیخ و در نهایت شکست باشد. آیا کاظمی که تجربه‌ی قهرمانی در لیگ برتر را هم دارد می‌تواند با ساختن یک تیم کارهای ناتمام ما را تمام کند و باردیگر لبخند زدن به یکدیگر را به ما یادآوری کند؟! قطعا آینده پاسخ سوال ما را خواهد داد.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در پنجشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۸۶ و ساعت 18:2 |

کلا آدم بدقولی نیستم اما این موضوع کمی متفاوت بود تا بعد از گذشت تقریبا 70 روز به یک وعده عمل کنم. تقریبا در اوایل بهمن ماه بود که از طریق مدیر وبلاگ "منحرف" به بازی یلدا دعوت شدم. حتما از جریان این بازی آگاهی دارین اما اگر نمی دونین باید بگم این یک بازی بین وبلاگ نویس هاست که در اون مدیر وبلاگ باید 5 خصیصه مهم خودشون رو اعتراف کنن که البته خیلی کاره سختیه چون همیشه اعتراف برای آدم گرون تموم شده...

من شخصیتم خیلی پیچیده نیست و همه یا من رو خیلی خوب می شناسن و یا اصلا نمی شناسن که خودم هم در دسته دوم قرار دارم که هنوز نتونستم خودم رو بشناسم!!! واسه همین به جای اینکه 5 خصیصه خودم رو اعتراف کنم 5 کاری رو اعتراف می کنم که تا حالا برای کسی تعریف  نکرده بودم و همین جا اون ها رو در کمال سلامت اعتراف می کنم و از تمام بلا دیدگان این وقایع طلب بخشش دارم. البته اگر هم نبخشند هم زیاد مهم نیست چون من و اون ها می تونن این ها رو بگذارن به حساب دروغ های سیزده بدری که من عاشقشم....

 

1- یادمه ترم اولی که وارد دانشگاه شدم یکی از هم کلاسی های خانم کلاس جلوی من رو گرفت و گیر داد که پسرهای کلاس چه اسم هایی روی دخترهای کلاس گذاشتن... خداییش تا اون روز در بین پسر ها اصلا به این موضوع فکری نشده بود و ما هیچ نام و یا کنیه ای را برای این عزیزان انتخاب نکرده بودیم. وقتی اون دختر خانم به گیر خود ادامه داد من گفتم: شما اول اسم هایی که روی ما گذاشتین رو بگین تا من هم اسم های مستعار شما رو اعلام کنم که دیدم بندگان خدا روی هر یک از پسران کلاس دو ، سه و حتی بیشتر اسم گذاشتند... در اینجا رگ غیرت پسرانه من گل کرد و به صورت بداهه و در همون لحضه برای تک تک اون ها دو و یا سه اسم برگزیدم....خدا رو شکر اسم های بداهه ، اون روز اینقدر شیرین از کار در اومد که الان بعد از گذشت سه سال هنوز اون اسم ها بر سر زبان ها می گردد و خیلی ها با اون اسم ها معروفن...!!

 

2- یادمه کلاس اول راهنمایی بودم و برادر بزرگم قرار بود داماد بشه... ظهر ساعت های حدود 30/1 بیکار شدم و با خودم گفتم حالا که کسی کاری به کار ما نداره ترقه های شب رو امتحان کنم... رفتم و قرار شد وقتی ترقه رو کشیدم اون رو تو کوچه بندازم تا اگر خیلی صدای هولناکی داشت اونجا بترکه... ترقه رو کشیدم اتفاقا خیلی صدای هولناکی هم داشت اما به خاطر ضعف جسمانی!! یا هر چی دیگه ترقه تو کوچه نترکید بلکه درست جلوی در اطاق پذیرایی منفجر شد... من سریعا از دریچه انباری وارد ساختمان شدم و دیدم زن دایی دست بر روی قلب متاثر از صدای انفجار نشسته. چون ظاهرا موقع ترکیدن ترقه در خواب ظهرگاهی بوده... در حالیکه تمام فامیل داشتن به مرتکبین این جنایت شوم فحش و لعنت می فرستادن ، من در کمال غیرت به کوچه رفتم و بچه های چهار ، پنج ساله ای که مشغول بازی گل کوچک بودن را با رهنمود های خودم البته با الفاظی منحصر به فرد هدایت کردم که دیگر در خانه کسی ترقه نترکانند تا زن دایی ها از خواب نپرند... هرچند آن ها هاج و واج تنها من را نگاه می کردند!!!

 

3- یادمه کلاس سوم دبیرستان بودم و بسیج مدرسه یک دوره مسابقه فوتبال در دبیرستان برگزار می کرد. تیم ما خیلی قوی بود و در بازی اول با پنج گل از حریف پیش افتاده بودیم که بر روی من در محطه جریمه حریف یک خطای وحشتناک صورت گرفت اما داور بنا به حس مهربانی که نسبت به حریف داشت از اعلام این ضربه خودداری کرد. من که خیلی عصبانی شده بودم به طرف داور که یکی از اعضای فعال بسیج مدرسه هم بود ، خیلی محترمانه یورش بردم و فقط قصد داشتم همانند حاجی "درودگر" او را هدایت کنم که یکم هدایتم ضرب زیادی پیدا کرد تا داور بسیجی در وسط حیاط مدرسه نقش بر زمین بشه. تنها شانسی که اوردم این بود که هیچ کدوم از مقامات مدرسه شاهد این قضیه نبودن. خلاصه بعد از کارت قرمزی که در اون بازی گرفتیم اوضاع بیخ پیدا کرد و یک نامه اومد که اعلام کرده بود "سعید قرایی" از تمام بازی ها محروم شده است و قرار بود نامه به مهر و امضای معلم ورزش مدرسه که البته معلم پرورشی و رییس بسیج دانش آموزی مدرسه هم بود برسه... من به سرعت خودم رو به اون رسوندم و از جو سازی هایی که علیه من شده بود شکایت کردم و خودم یک بچه کاملا پاک و مخلص خوندم و برای اثبات اون مجبور شدم هر روز ظهر و به مدت دو هفته در صف اول نماز جماعت ظهر و دوشادوش معلم ورزش در نماز خونه حاضر بشم...حالا چند تا از این نماز ها رو بدون وضو خوندم خاطرم نیست...! اما به هر حال همون ها باعث شد من تا آخر مسابقات در خدمت تیم باشم....!!!!    

 

4- یادمه اردیبهشت سال 1383 بود و ما از طرف مدرسه رفته بودیم شیراز. شب اولی که رسیدیم مصادف شده بود با بازی های مرحله یک چهارم نهایی جام باشگاه های اروپا... اونشب شبکه سه داشت بازی یوونتوس و بارسلونا رو نشون می داد. بازی در اوج حساسیت بود و کار کشید به وقت اضافه و قانون گل طلایی. بچه ها از بس تو سر و کله هم زدن و فریاد کشیدن تا مدیر مدرسه اومد و تلویزیون رو خاموش کرد و دیگه اجازه نداد تا ما حساس ترین قسمت بازی رو ببینیم. من و دو تا از هم اطاقی ها یعنی "کیا جهانگرد و احمد احمدی نژاد" سخت معطل این بازی بودیم و از اینکه جناب مدیر باید در لحضه به اون حساسی مانع ادامه تماشا ما بشه ، اونقدر عصبانی بودیم که اگر کارت می زدین خونمان در نمی اومد... شب توی اطاق و حدود ساعت های 1 بامداد ، دیدیم با دادن فحش و {...} دلمان آروم نمی گیره ، مقادیری میوه گندیده ، یک پلاستیک آب و هرچه که دیگر مناسب می دیدیم برداشتیم و پشت در اطاق مدیر و معاونین رفتیم. در تاریکی کامل و در یک لحظه در اطاق رو باز کردیم و هرچه در دست داشتیم به اندرونی پرت کردیم و مجددا در را بستیم و به اطاقمون برگشتیم و خودمون رو به خواب زدیم.... فکر می کنید چه اتفاقی افتاد؟! هیچی نشد فقط تمام بچه ها مجبور شدن پا به پای ما تا صبح روی حیاط اردوگاه باشن و البته ما هم پا به پای اون ها تا صبح به مسببین نامعلوم این فاجعه فحش دادیم و از نامرد بودن آن ها گله کردیم..!!!!

 

5-......... این یکی دیگه خیلی بد بود....باشه برای بازی یلدا سال آینده که حداقل چشم در چشم مصیبت زده های این یکی عمل نباشه....

البته در بازی یلدا رسم براینه که از سه نفر دیگه برای این بازی دعوت به عمل بیاد که من از هیمن جا مدیران وبلاگ های کرمان خبر ، علیرضا اس اس و مقالات و نقد داوری دعوت به عمل میارم....

فراموش نکنید که اگر بعدا بخواهید با این اعترافات یقه من رو بگیرید می گم که اینا دروغ 13 بودن ها!!!!   

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۸۶ و ساعت 20:26 |

پرسپولیس1-0 استقلال

اگر نیق (همون لبخند ملیح خومان) دنیزلی به اندازه دهانه غار علی صدر باز شده باشد و او لب خط منتظر باشد تا یک بازیکن به جای بغل گرفتن دکتر تیم و یا مسوول تدارکات و حتی توپ جمع کن کنار زمین ، او را در آغوش بگیرد ، به ضلع غربی ورزشگاه نگاه کنید چون در این حالت پرسپولیس یک گل زده است. انصاری فرد بی توجه به همه جا ، مشت مشت تخمه و آجیل های شب عید را در دهان می کند و آن ها را بدون پوست گرفتن قورت!! می دهد. او از اینکه باید در چنین لحضه ای با کت و شلوار خیلی رسمی روی سکو بشیند در عذاب است چون او دوست داشت در این لحضه به تلافی تمام عذاب هایی که کشیده است ، در زدن پشتک و وارو رکورد ناصر ابراهیمی را بشکند. اما افسوس که کت و بارانی دست و بال آدم را بدجور تنگ می کند!! مرفاوی با سر پایین نگاهی همراه با خشم به یونگ می اندازد و دوباره سرش را پایین می گیرد.

 

استقلال 1-0 پرسپولیس

اگر چرت بعدازظهری صمد مرفاوی بوسیله پرتاب یک ترقه پاره شود و او از جای خودش بپرد ، می توان نتیجه گرفت اتفاقی روی داده است... اگر  در همین زمان ساکنین ضلع شرقی ورزشگاه با آهنگی خاص جواب غربی ها را می دهند ، مرفاوی می تواند چشمان خود را ببندد ، آغوش خود را تا حداکثر اندازه خود باز کند و منتظر باشد تا یک بازیکن در آغوش او جای گیرد... احتمالا هیچ بازیکنی به سمت او نمی آید. چراکه بازیکنان آبی پوش در تمرین روز قبل خود به سرکردگی علی انصاریان ، رقص برره ای را برای شادی پس از گل خود تمرین کرده اند!! صمد آقا چشمان خود را باز می کند ، لبخند می زند و دستانش را می اندازد. خنده پرسپولیسی ها به خاطر خیط شدن صمد خان که از اسکوربورد پخش شده است تنها دلخوشی آن هاست!!

 

پرسپولیس 3-0 استقلال

اگر مرفاوی دیگر خونسرد نباشد و مرتبا برگردد و به یونگ چیزهایی بگوید که قابل نوشتار و ترجمه نباشد و در همان حال نام ناصر حجازی در استادیوم به گوش برسد تا یونگ بیچاره بیشتر از مرفاوی فحش بشنود! بهتر است حوالی نیمکت آبی پوشان آفتابی نشوید و به چیزهای قشنگ تر بپردازید. چیزهایی مثل لبخندهای عجیب و غریب دنیزلی و یا تعداد ترقه هایی که در ضلع غربی ترکانده می شود و باعث می شوند آلودگی هوای تهران چند برابر شود. در این لحظات انصاریفرد در رویا به سر می برد و قیافه ی منتقدین خود و به خصوص برخی از اعضای هیات مدیره باشگاه را تجسم می کند و نیش خند می زند!مهندس علی آبادی نگاهش به بازی متفاوت شده است و همه این اتفاقات بعد از سومین گل پرسپولیس به استقلال شکل می گیرد.

 

استقلال 3-0 پرسپولیس

اگر تمام ورزشگاه را شعار "دنیزلی تیمت رو بردارو برو" تسخیر کرده باشد ، آنگاه نباید تعجب کرد که افندی مصطفی قبل از سوت پایان بازی زمین را ترک کند. به هر حال او آنقدر وسیله در تهران دارد که برای جمع کردن آن ها از هر فرصتی استفاده کند. گمان می کنید در این لحظات گوشی علی پروین چند بار زنگ می خورد؟! نیش صمد آقا تا بنا گوش باز است و احتمالا دست در گردن یونگ به او نوشابه تعارف می کند. صمد خان بازی را رها کرده است و به سمت جایگاه ویژه اشاره می کند که مسوولین باشگاه استقلال یک دستگاه فاکس را جهت ارسال اسامی به کنفدراسیون آسیا برای شرکت در مسابقات لیگ قهرمانان سال آینده خریداری کنند. البته اگر خوب دقت کنید متوجه می شوید که افراد مورد اشاره مرفاوی مجهول الهویه هستد چون در باشگاه استقلال فعلا مسوولی وجود ندارد که بر روی جایگاه ویژه نشسته باشد....بله استقلال با سه گل از پرسپولیس پیش است.

 

پرسپولیس 6 – استقلال 0

اگر به طور اتفاقی از کنار ورزشگاه آزادی عبور می کنید و هزاران هوادار استقلالی را با چشمان گریان در حال ترک آن می بینید ، گمان نکیند که آن ها به خاطر حذف از آسیا به این روز افتاده اند و نا خود آگاه یاد واقعه سال 52  بیافتید!اگر بیشتر دقت کنید دو آمبولانس را مشاهده خواهید کرد.یکی برای مرفاوی و دیگری برای دنیزلی آماده است.اولی از غم و دومی از شادی بی حد و حصر راهی بیمارستان شدند.برای سلامتی آنها دست به دعا بردارید و در ذهن خود حلاجی کنید چه شده که استقلال شش گل دریافت کرده و چند درصد آن به دلیل سوتی های آسید مهدی رحمتی بوده است!

 

استقلال 6 _ پرسپولیس 0

... اما اگر نسخه انصاریفرد ، دنیزلی وسایر همراهان آن ها با هم پیچیده شد بد به دل راه ندهید... هیچ اتفاقی نیفتاده و تنها دو طرف با هم بی حساب شده اند! و شما می توانید در کمال آرامش از باقی تعطیلات و به خصوص سیزده بدر لذت ببرید و تا می توانید سبزه گره بزنید تا بختتان مثل پرسپولیس بی چاره بسته نماند و خدای ناکرده در عرض سه سوت یک دسته گل شش تایی از رقیب دیرینتان دریافت نکنید..!!

 

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در پنجشنبه نهم فروردین ۱۳۸۶ و ساعت 19:54 |

زمانی که به دربی یا همان قشنگتر شهرآورد تهران نزدیک می شویم چند جمله آنقدر تکرار می شوند که کم کم گوش آدم را آزار می دهند. جملاتی مثل: این داربی فقط سه امتیاز دارد! که البته پس از اینکه این جمله در برنامه شب های برره دستمایه طنز قرار گرفت سعی بر آن شد که از این جمله قصار کمتر استفاده شود. یکی دیگر از آن حرف هایی که نزدیک دربی بر زبان همه می چرخد این است که در بازی تیم های پرسپولیس و استقلال معمولا تیم ضعیف برنده می شود و تیم قوی تر همواره محکوم به شکست است! شاید این اتفاق در دهه 60 و یا قبل از آن رخ می داده است اما حداقل نسل جدید فوتبال دوست کشور به کرات خلاف این امر را دیده اند.

 

اسفند سال 1378 است. پرسپولیس با پیروزی برابر حریفان کاندیدای نخست قهرمانی است و با اختلاف زیاد نسبت به سایر تیم ها در صدر جدول قرار دارد. در آنسو استقلال اصلا شرایط خوبی ندارد ، آنها در رده سوم جدول هستند و بازی قبل از دربی خود را هم برابر بهمن مساوی کردند تا از سوی تماشاگرانشان هو شوند. دو تیم با این شرایط رودر روی هم قرار می گیرند و تیم پرسپولیس که تیم قوی تر است 2 بر 0 آبی پوشان را شکست می دهد.

 

اسفند سال 79 است . استقلال با چهار امتیاز اختلاف با پرسپولیس در صدر جدول قرار دارد. دو تیم با این وضعیت به مصاف هم می روند و استقلال که وضعیت بهتری دارد با گل علی رضا اکبرپور دربی را به سود خود فتح می کند.

 

خرداد سال 82 است. هر دو تیم شرایط خوبی در جدول ندارند. اما پرسپولیس در رده سوم جدول است و تلاش می کند که نایب قهرمان شود و استقلال در رده نهم جدول تلاش می کند به دسته یک سقوط نکند! شرایط پرسپولیس نسبت به رقیب سنتی بهتر است و به زمین می آید و آبی پوشان را دو بر یک شکست می دهد.

 

آذر ماه سال 82 است. پرسپولیس پس از طوفان در بازی های آغازین خود مدتی است خوب نتیجه نمی گرد و از صدر جدول به رده سوم سقوط کرده است. در مقابل استقلال که فصل را بد آغاز کرده بود مدتی است خوب نتیجه می گیرد و با یک امتیاز اختلاف با پرسپولیس چهارم جدول است. استقلال روند نتایج خوب خود را برابر پرسپولیس هم ادامه می دهد و 2 بر1 قرمز پوشان را که 5 بازی متوالی است طعم پیروزی را نچشیده اند ، شکست می دهد.

 

اسفند ماه سال 83 است. استقلال و پرسپولیس شرایط مشابهی دارند. اما عزم استقلال با توجه به چند پیروزی 3 بر 2 که در چند بازی گذشته خود کسب کرده است برای قهرمانی جزم تر است. انگیزه استقلال برای قهرمانی بیشتر است و همین انگیزه بهتر سبب می شود پرسپولیس را بسان چند بازی گذشته خود 3 بر 2 شکست دهد.

 

آبان ماه سال 84 است. دیدار رفتلیگ برتر ششم. استقلال در صدر جدول و پرسپولیس  بر سکوی ششم جدول...انتظار داشتید تیم ضعیف تر برنده شود؟ انتظارتان اشتباه است چراکه استقلال که قوی تر است با گل عنایتی پیروز می شود.

 

و سر انجام آذر ماه سال 85...یعنی دیدار رفت همین دیادر برگشت روز جمعه... هرچند استقلال از لحاظ مکانی بالاتر از پرسپولیس است اما به خاطر بازی های ضعیف خود به شدت زیر تیغ انتقاد قرار دارد و در مقابل همه از بازی های روان پرسپولس تمجید می کنند. پرسپولیس قوی تر است و این بازی را با نتیجه دو بر یک فتح می کند.

 

همه این ها نشان می دهد که آمار بر خلاف حرف همه کارشناسان چیز دیگری می گوید و از پیروزی تیم قوی تر در دربی خبر می دهد. یعنی طبق آمار ، این تیم استقلال است که با توجه به وضعیت خوب خود در جدول باید روز جمعه از پس پرسپولیس بر آید. اما این دلیل نمی شود که خیال استقلال و استقلالی ها بابت پیروزی در دربی شصت و دوم راحت باشد. نکته مسلم این است که آمار همواره از گذشته حکایت می کند و آینده را فقط در آینده است که می توانیم ببینیم. با این شرایط فقط می توان گفت شانس استقلال برای پیروزی بیشتر است اما این پیروزی مثل هر پیروزی دیگری از پیش قطعی نیست. خصوصا برابر پرسپولیسی که برای خروج از بحران نیاز به این پیروزی دارد.

با بیان این آرشیوی از بازی های سال 79 به بعد فقط قصد بیان این نکته را داریم ،که  نظریه "تیم ضعیف تر در داربی درصد پیروزی بیشتری دارد" مثل همان جمله که این داربی فقط سه امتیاز دارد یک نظر نخ نما و کهنه  است که اکنون دیگر کارآیی ندارد.

 

لازم به ذکر است دیدار هایی که از اسفند 79 به بعد به آن اشاره نکردیم همگی با نتیجه مساوی خاتمه یافته بود.

 

و اما یک نظریه خرافاتی دیگر برای پیش بینی بازی روز جمعه قرمز و آبی. چهار سال قبل و زمانی که قرار بود پرسپولیس و استقلال به مصاف هم روند ، تماشاگران سه روز قبل از آن یک پیش بازی در آزادی دیدند و آن بازی تیم فوتبال امید کشورمان بود. در آن سال پرسپولیس موفق شد استقلال را شکست دهد. در بازی این هفته دو تیم هم تیم امید سه روز قبل به میدان رفت...!! آیا بازی تیم امید می تواند امید های پرسپولیسی ها را برای تکرار تاریخ دو چندان کند؟! اگر خیلی خرافاتی هستید با این ایده حداقل دلگرم تر می شوید....!!!

 

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در پنجشنبه نهم فروردین ۱۳۸۶ و ساعت 2:26 |

شادی پس از گل....GOALLLLL

اگر فکر می کنید رقابت در انتخاب نوع لباس در آغاز هر بهار فقط به شما اختصاص دارد و تنها این شما هستید که با انتخاب نوع پوشش خود ، سعی می کنید خود را در آغاز هر سال یک سر و گردن بالاتر از بقیه نشان دهید و زبانزد خاص و عام گردید ، سخت در اشتباه هستید.

گروه دیگری هم هستند که رقابتی بسیار شبیه به این مسابقه بهاری شما دارند و در تلاش هستند تا جلوه ای از یک حرکت نو را به نمایش بگذارند و خود را در ذهن ها ماندگار کنند. این گروه همان فوتبالیست هاهستند که در بهار خود یعنی همان زمانی که توپی را از خط دروازه عبور می دهند یک رقابت تمام عیار را در نشان دادن شادی پس از آن به نمایش می گذارند و باور کنید همان لذتی را می برند که شما در موقع پوشیدن لباس های نویتان در پای سفره هفت سین احساس می کنید.

این شادی ها در دهه های قبل از 70 میلادی یعنی آن زمانی که تلویزیونی به صورت امروزی وجود نداشت تا یک مسابقه فوتبال را به شکل فراگیر نشان دهد اهمیت آنچنان نداشت. اگر گلی به ثمر می رسید تمام آدم های کنار زمین از توپ جمع کن گرفته تا عکاس ها ، بازیکنان ذخیره و حتی تدارکات تیم حریف! به داخل زمین می ریختند تا مجالی برای نشان دادن شادی پس از گل برای شما نباشد. اما با قانون مند شدن بیشتر فوتبال و منع ورود این افراد به زمین کم کم فوتبالیست ها یاد گرفتند که چگونه پس از گل ها شادی کنند. اگر به عادت چندین سال گذشته ، صدا و سیما اقدام به پخش بازی های قدیمی کند  شما به چشمان خود خواهید دید که بازیکنان قدیمی حتی نمی دانستند که پس از گل می توانند در زمین بدوند و اکثرا در سرجای خود بالا و پایین می پریدند تا شما از شادی آن زمان آن ها خنده تان بگیرد. شاید در آن دوران زیبا ترین و معروف ترین شادمانی ها را بازیکنانی نظیر کاپلو ، جی جی ریوا و جورجیو کینالیا انجام می داند که پس از گلزنی یک شیوه را برای شادی انتخاب کرده بودند و دستان خود را به نشانه تشکر رو به آسمان می بردند. همچنین شادی یورگن کلیزمن پس از گل هایش یک حرکت ابداعی بود که هنوز هم توسط بازیکنان فوتبال انجام می شود و آن شیرجه زدن بر روی زمین چمن بود.

شادی های تاریخی دیگر در این ایام متعلق به مارادونا بود که برای اولین بار بوسه زدن بر آرم تیم و یا پرچم کشور را جا انداخت. رودی گولیت ضمن تکان دادن موهای منحصر به فرد خود رو به عقب می دوید و بازیکنان را به شادی بیشتر تهییج می کرد و فان باستن هم به حالت ورزشکاران رشته پیاده روی به شادی می پرداخت. شادی های پلاتینی و فالکائو هم در نوع خود بسیار جذاب بود که برای شادی از تابلوهای تبلیغاتی کنار زمین استفاده می کردند.

اما با شروع دهه نود که فوتبال بیشتر از همیشه در جهان رسوخ کرد و دیگر همه از دورترین نقطه جاده ابریشم تا شاخ آفریقا می دانستند توپ گرد و مستطیل سبز چیست شادی ها حال و هوایی تازه به خود گرفت. از شادی های معروف این سال ها می توان به شادی باتیستوتا بازیکن تیم فیورنتینا در دیدار برابر بارسلونا اشاره کرد که در برابر نزدیک به 90 هزار تماشاگر نیو کمپ انگشت اشاره خود را برابر بینی اش گذاشت تا از این طریق آن ها را وادار به سکوت کند. این شیوه جنجالی برای شادی پس از گل ، برای اولین بار توجه رسانه ها و سایر بازیکنان را به خود جلب کرد. از شادی های معروف دیگر در این زمان شادی دل وکیو بازیکن تیم رم بود که دستان خود را پشت گوشش می گذاشت تا تماشاگران با صدای هرچه بلند تر او را تشویق کنند. و شادی دیگر بازیکن تیم رم یعنی مونتلا که خود را به واسطه آن به هواپیمای یک نفره معرف کرده است.

اختراع شادی پس از گل تقریبا به یکی از لذت بخش ترین کارهای این رشته تبدیل شده است و همه منتظر هستند تا شیوه ای جدید از یک شادی توسط یک بازیکن اختراع شود. بعضی اوقات بروز شادی از گل زدن به خالی کردن خشم و نوعی تلافی مبدل می شود. همانند شادی فان بویمل در بازی رئال مادرید و بایرن در برابر تماشاگران تیم رئال که با اهانت به آن ها هم همراه بود و تا مرز محروم کردن این بازیکن هم پیش رفت و برخی دیگر هم عقیده های سیاسی و گاهی فاشیستی خود را با آن مطرح می سازند.

به هر شکل در اروپا رقابت در این قسمت هم به اوج خود رسیده است و شاید بتوان فاتح این رقابت در سالی که گذشت  فرانچسکو توتی بدانیم که بعد از باز کردن دروازه استرالیا در جام جهانی شادی جدید و عجیب دیگری را به دنیای فوتبال معرفی کرد. این رقابت در ایران هنوز به شکل جدی مطرح نشده است و بسیاری از گلزنان ایرانی برای شادی پس از گل خود برنامه خاصی ندارند و به صرف دویدن و در آغوش گرفتن همبازی های دیگر خود قناعت می کنند. شاید بتوان جنجالی ترین شادی پس از گل در تاریخ فوتبال ایران را به مهدی هاشمی نسب منصوب کنیم که پس از گلزنی به پرسپولیس با پیراهن استقلال تا مرز سکته هم پیش رفت و نزدیک بود جان خود را بر سر این گل با سکته قلبی فنا کند! علی دایی از اولین کسانی بود که در ایران برای شادی پس از گل خود برنامه داشت. او در زمانی که دارای سبیل های پر پشت بود ترجیح می داد انگشت اشاره خود را رو به آسمان کند و بدود اما پس از اینکه اصلاح صورت خود را تغییر داد شادی خود را هم به بالا پریدن و فریاد کشیدن بدل کرد.

در ایران شاید هچ کس به اندازه نیکبخت واحدی به شادی پس از گل خود اهمیت ندهد او تاکنون چند متد جدید برای این شادی عرضه کرده است که نمونه هایی از آن تبدیل کفش به موبایل ، چت کردن در وسط زمین فوتبال و نوشتن مشق در همین مکان بوده است. عجیب ترین شادی او پس از گلش با پیراهن استقلال در بازی با الاتحاد عربستان بود که پیراهن خود را در آورد و به سوی تماشاگران انداخت اما در کمال تعجب ، او داور را هم دریبل زد چراکه یک پیراهن دیگر در زیر آن بر تن کرده بود!! هرچند این شادی تقلیدی از شادی سینیوری بازیکن سال های دور فوتبال اروپا بود اما باعث شد که محبوبیت نیکبخت برای زدن گل دو چندان شود. او اکنون به در آوردن زبان پس از گل هایش قناعت می کند. دیگر بازیکنانی که در حال حاضر در ایران شادی مشخصی پس از گلزنی دارند ، رجب زاده و بیاتی نیا هستند که اولی سر خود را شروع به خاراندن می کند و دومی اصلا شادی نمی کند! و لقب جنجالی ترین شادی سال را هم می توانیم به ابراهیم تقی پور بازیکن صنعت مس دهیم که پس از گلزنی به تیم سابق خود یعنی استقلال اهواز به شدت متاثر شد و شروع به سر و سینه زدن خود کرد!! شادی که برای او جریمه هم به دنبال آورد. و همچنین شادی همراه با تحقیر آرش برهانی در بازی های آسیایی دوحه در بازی برابر چین که خشم یک میلیارد انسان چشم بادامی را برانگیخت!

این ها همه تنها بخشی از میلیون ها شادی است که در دنیای قوتبال انجام می گیرد گاهی این شادی ها در جهت نشان دادن عشق به تیم سابق خود هم به کار می رود که گریه باتیستوتا بعد از گلزنی به فیورنتینا و همچنین ادموند بزیک بعد از گلزنی به پرسپولیس نمونه هایی از این دست است.

                           

هر فوتبال دوستی دوست دارد بهار بازیکنان فوتبال را در کمترین زمان ممکن ببیند تا به واسطه آن از زیبایی آن به اندازه کافی کیفور شود. درست همانند سایر مردم که در پای سفره هفت سین از بهاری شدن طبیعت لذت می برند.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه پنجم فروردین ۱۳۸۶ و ساعت 21:5 |