کلید دروازه استقلال کیش 80 دقیقه گم بود

جمعه 27 بهمن 84 ، هفته چهاردهم لیگ آزادگان ، ورزشگاه کیانی کرمان ، ساعت 30/14 ، تماشاگر 4000

گل: قاسم زاده ( 83 ) داور : حسن نوشه ور ، کمک ها: رامین عرفانیان ، نیک فرنیک

مس: عباس محمدی (5/3) حسین تلقینی (3) میثم حاجیان (5/2) فتحی (5/3) فرزاد حسین خانی(2) مشرفی (5/3) علی سهندرازیان(3) مجتبی فلاح (5/2) قربانی(5/2) نیک (5/3) بابک حاتمی(3)

(نمرات از 5 محسوب شده اند)

 

آنقدر فعل بردن را برای خود صرف کرده اند که حتی اگر از شرایط آرمانی هم به دور باشند و نتوانند در تیم فوتبال مسزمین، بازی همیشگی خود را به نمایش بگذارند باز هم پیروز میدان باشند. لاله های نارنجی کرمان باز هم در کیانی پیروز شدند تا با کسب پیروزی در تمام بازی های خود در زمین کیانی و با توجه به دیگر امتیاز های اندوخته شده ، از سایر رقابت ها با 30 امتیاز و با دو امتیاز بیشتر نسبت به پیکان در صدر جدول تکیه بزنند.

 

پیش از بازی دست نشان در تحلیل خود از دیدار برابر استقلال کیش گفته بود از آنجا که نماینده کیش برای باقی ماندن در جمع تیم های بالا جدول به سه امتیاز این بازی نیاز حیاتی دارند ، مقابل ما دفاع بسته نخواهند داشت اما مسلما با گذشت 15 دقیقه از بازی دست نشان نظرش نسبت به این بازی تغییر کرده بود و متوجه شده بود هیچ تیمی در مقابل صدر نشین بی شکست لیگ ، دفاع را رها نخواهد کرد و اگر بیشتر از 5 مدافع در زمین نگذارد کمتر هم نخواهد گذاشت! البته بازی مس به شدت تحت تاثیر موقعیت های فوق العاده خطرناک آبی پوشان جزیره در همان دقیقه نخست بازی قرار گرفت جایی که قدسی مهاجم استقلال  توپ را در ثانیه 30  با یک ضربه عالی به زیر طاق دروازه عباس محمدی کوباند و در برگشت خود محمدی بود که ضربه کریمی یار شماره 19 استقلال را دفع کرد تا خطر از بیخ گوش کرمانی ها عبور کند. مسلما  اگر مس در دقایق ابتدایی بازی ، دروازه خود را باز شده می دید تا پایان بازی کار بسیار سختی را داشت چراکه مارتیک خاچاطوریان از روی نیمکت آماده بود تا یک تاکتیک تمام دفاعی را به تیم استقلال تزریق کند.

 

پس از این حملات ، بازی به تعادل کشیده شد و هرچند وزش باد برای بازیکنان به خصوص به ضرر مسی ها ایجاد مزاحمت می کرد اما بازی از سرعت قابل قبولی برخوردار بود. در حالی که مس از دو جناح ، فضاهای خوبی را برای حرکت توسط رازیان و نیک داشت اما دستور دست نشان به شاگردانش ارسال توپ های بلند به پشت محوطه جریمه حریف بود که مدافعان پر تعداد آبی پوش با زدن ضربه های اول هرگز به مهاجمان مس اجازه ندادند تا حتی به محوطه جریمه راهی پیدا کنند.

 

اولین حرکت مس از جناح راست اولین موقعیت خطرناک برای این تیم را در دقیقه 20 به همراه داشت. رازیان  با یک استارت بسیار خوب از جناح راست حاتمی مهاجم جدید مس را در محوطه جریمه صاحب توپ کرد که با تکل مدافع استقلال سرنگون شد تا نوشه ور با اعلام یک ضربه پنالتی به سود مس شادمانی را به کیانی بیاورد. اما این شادی ثانیه ای بعد توسط کمک داور بازی که پرچم خود را به نشانه آفساید بالا برده بود، جای خود را به اعتراض داد تا نتیجه همچنان 0-0 باقی بماند. این تصمیم کمک داور اعتراض شدید دست نشان را به همراه داشت که او در اعتراض خود پای فرهاد کاظمی را هم به میان کشید!

 

مس که با سیستم همیشگی خود یعنی 3-4-3 بازی می کرد در این بازی علاقه شدیدی به ارسال توپ های بلند از میان زمین داشت البته ضعف حسین خانی که با زور آمپول به این بازی رسیده بود در پخش توپ ها، در هوایی شدن بازی مس تاثیر زیادی داشت. همچنین در این بازی از پاس های تو در زیبای فلاح نیز هیچ خبری نبود.

در دقیقه 40 بازی باردیگر بوی گل در ورزشگاه برای مس به مشام رسید که ضربه بابک حاتمی پس از برخورد به دروازه بان کیش به اعتقاد تماشاگران و بازیکنان مس از خط دروازه گذشته بود که باز هم کمک داور نظری غیر از این داشت تا تماشاگران کرمانی عصبانی تر از گذشته نسبت به تصمیم کمک داور واکنش نشان دهند.  دست نشان که برای  رسیدن  به گل از خود بی تابی نشان می داد در دقایق پایانی نیمه اول جای مشرفی و قربانی را عوض کرد اما این تغییر هم راه به جایی نبرد تا مس در نیمه اول دست خالی به رختکن رود.

اما بازی سرد نیمه دوم سرمای هوای ابری روز جمعه کرمان را برای چهار هزار تماشاگر کیانی دو چندان کرد. دو تیم در نیمه دوم به خصوص در 20 دقیق ابتدایی از آنجا که بسیار محتاتانه بازی می کردند از خلق حتی یک موقعیت بر روی دروازه یکدیگر نا توان بودند. این نوع سبک بازی از سوی نارنجی پوشان مس ، برای تماشاگران حداقل در کرمان غریب بود سبب شد ترس از کسب یک مساوی خانگی در روزی که پیکان در زمین برق به پیروزی رسیده بود و آماده بازپس گیری صدر جدول از مس بود، در دل همه گان ایجاد شود. اما دست نشان با دو تعویض عالی ، هنر مربی گری خود را به نمایش گذاشت تا با دیگر ثابت کند مس بی جهت در صدر جدول جای ندارد.

 

 دست نشان در 15 دقیقه آخر مسابقه به این نتیجه رسید که از توپ های بلند میانه زمین به نتیجه ای نخواهد رسید از این رو با وارد کردن قاسم زاده به جای حاجیان و پشت بند آن ورود ودیعتی به جای فلاح  سبب شد ضمن تقویت خط حمله مس، نیک با فراغ خاطر بیشتری از خالی نماندن پشت سر خود ، از سمت چپ نفوذ کند و همین نفوذ ها بود که سر انجام راه دروازه استقلال را به مس نشان داد.

در دقیقه 83 بازی ، نیک با یک فرار عالی از سمت چپ به محوطه جریمه زد و توپ زیبایی را برای قاسم زاده ساخته و پرداخته کرد تا بازیکن تعویضی مس با بغل پایی مطمئن دروازه آبی پوشان جزیره کیش را فروبریزد تا کیانی بار دیگر منفجر شود.

 

استقلال کیش که به زعم خود تا پیش از دریافت این گل یک امتیاز خوب را با خود به کیش می برد با دریافت این گل سراسیمه به سمت دروازه مس یورش برد که در دقیقه 86 باردیگر تیر دروازه ناجی دروازه عباس محمدی شد. شوت سرکش وانیال به تیرک افقی دروازه مس خورد تا همچنان دروازه مس در کرمان بسته بماند.

آمدن صفر زاده به جای حاتمی نیز لحظاتی از بازی را به سود مس تلف کرد تا در نهایت پس از 5 دقیقه وقت اظافه مس پیروزی دیگری را در این فصل تجربه کند.

 

حاشیه های بازی:

جایگاه خبرنگاران یا سکوی تماشاگران؟!

- عدم تبلیغات برای این بازی در سطح شهر سبب شد بسیاری از کرمانی های علاقه مند از ساعت و روز این بازی بی اطلاع بمانند.

 

- قبل از شروع بازی تماشاگران کرمانی به صورت خود جوش به عزاداری سالار شهیدان پرداختند.

 

- مس با پارچه نوشته ای با عنوان (انرژی هسته ای حق مسلم ماست) وارد زمین شد و این شعار چندین بار

توسط تماشاگران تکرار شد.

 

- جایگاه خبرنگاران و  فیلم برداران ورزشگاه کیانی به هیچ وجه شرایط خوبی ندارد. جایگاه فیلم برداران فاقد یک سقف مناسب می باشد که در صورت بارندگی موجب مشکلات بسیاری برای فیلم بردارن بازی می شود. ضمن اینکه جایگاه خبرنگاران بیشتر شیبه به سکوی تماشاگران می باشد. از هر قشری منجمله افراد گمشده! تا بازیکنان محروم و افراد ناشناخته را روی این جایگاه می توان با چشم غیر مسلح پیدا! برخورد مسئولین زمین نیز با خبرنگارانی که پس از پایان بازی قصد تهیه مصاحبه را داشتند نیز بسیار زننده بود تا جائیکه دوربین یکی از حبرنگاران تا آستانه شکسته شدن پیش رفت. با این وضعیت شاید از بازی های آینده مس هیچ خبرنگاری جهت تحت پوشش قرار دادن بازی های مس به کیانی نرود.

 

-علت درگیری بازیکنان دو تیم در پایان بازی بر همه گان پوشیده ماند. هرچند پس از این جنجال که توسط استقلالی ها به راه افتاد ، بازیکنان آبی پوش علت آن را سر دادن حرف های زشت از سوی بازیکنان مس به آن ها عنوان کردند.

 

- بازیکن برتر: قاسم زاده، تعویض طلایی دست نشان در این بازی با گل سه امتیازی که به ثمر رساند می تواند عنوان بهترین بازیکن زمین را از آن خود کند.

 

صحبت های دو مربی پس از بازی

خاچاطوریان: به علت فحاشی تماشاگران مصاحبه نمی کنم!

مارتیک خاچاطوریان مربی استقلال کیش که پس از باخت دیر هنگام تیم خود بسیار عصبانی بود حاظر به انجام مصاحبه نشد و پیرامون علت عدم مصاحبه  گفت: ما در این شهر فقط فحش شنیدیم و از این بابت بسیار دلگیرم. من می دانم زمانی که  تیم مس به کیش آمد از آنها استقبال بسیار خوبی شد اما شما با سنگ از ما استقبال کردید...و این جای تاسف دارد.

 

دست نشان: به تبعیض فدراسیون اعتراض دارم

نادر دست نشان مربی صنغت مس که پس از پیروزی برابر استقلال کیش بسیار خشنود بود پیرامون بازی گفت: از نتیجه بازی راضی نیستم چراکه می توانستیم گل های بشتری را به ثمر برسانیم. هرچند داور بازی هم از یک پنالتی و یک گل سالم ما چشم پوشی کرد. وی پیرامون این سوال که بازی امروز مس طراوت همیشگی را نداشت گفت: البته مشکلاتی در بازی امروز ما وجود داشت وبزرگترین مشکل ما دفاع 9 نفره! استقلالی ها بود ،  اما همینکه بچه های ما تا دقیقه 90 نا امید نشدند و به حملات خود ادامه دادند سبب می شود که از کار آنها رضایت داشته باشم.

دست نشان پیرامون جلسه کمیته داوران پیرامون سخنان کاظمی گفت: تبعیض فدراسیون برای تیم های تهرانی و شهرستانی در این گونه مواقع آشکار می شود. اگر ما سخنان آقای کاظمی را بر زبان آورده بودیم اکنون به جای جلسه کمیته داوران برای ما جلسه کمیته انظباطی تشکیل می شد و من به این تبعیض اعتراض دارم. مربی مس در پایان پیرامون تغییر مدیر عامل باشگاه مس گفت : پیرامون مسائل غیر فنی نظر نمی دهم اما امیدوارم هرچه به صلاح مس است پیش آید.

 

مس هفته آینده در بوشهر میهمان شاهین بوشهر است.  

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۸۴ و ساعت 15:35 |

 

استقلال تیمی برای مستقل کردن مس در صدر جدول

(از آنجا که دوست عزیزم مهرداد از من خواسته بود تاریخ و ساعت بازی های مس در کرمان رو اعلام کنم من هم از این پس این کار رو انجام می دم)

سر انجام انتظار هواداران لاله های نارنجی در کرمان به پایان رسید و این تیم بعد از یک ماه دوری بار دیگر سکو های استادیوم کیانی را پر از عاشقانی می کند که لحظه شماری می کنند تا مس را در لیگ برتر ببینند.

مس که با توجه به شکست پیکان برابر ارتباطات مشهد با 2 امتیاز اختلاف با شاگردان کاظمی در صدر جدول قرار دارد ، روز جمعه ساعت 14 به مصاف آبی پوشان جزیره کیش می رود تا با شکست این تیم فرار بزرگ خود از جمع تیم های دوم به بعد را انجام دهد. مس که تاکنون تمام بازی های خود در کیانی را با پیروزی پشت سر گذاشته است و به نوعی از این ورزشگاه برای دیگر تیم ها قلعه عقاب ساخته است روز جمعه بار دیگر قدرت خود را به رخ حریفان می کشد...استقلال کیش که هیچ گاه تیم قدر دور رفت محسوب نمی شود قطعا روز جمعه کار سختی را در کرمان خواهد داشت.

وعده ما جمعه 28 بهمن ساعت 14 ورزشگاه کیانی

 

  نادر دست نشان : کاظمی بداند تمام تیم ها از داوری لطمه می بینند

نادر دست نشان مربی تیم فوتبال مس کرمان که تیم او همینک در صدر جدول گروه دو لیگ آزادگان قرار دارد پیرامون بازی این هفته تیم خود برابر استقلال کیش به تک به تک گفت: هر چند استقلال در بازی های اخیر خود نتایج خوبی را کسب نکرده است اما ما همچنان به این تیم بعنوان یک تیم پر قدرت نگاه خواهیم کرد ، از این رو معتقدم جمعه بازی بسیار سختی را در کرمان مقابل استقلال کیش خواهیم داشت .

 وی افزود : استقلال ، قطعاً برای اینکه از جمع تیم های صدر جدول خارج نشود مقابل ما سه امتیاز را می خواهد از این جهت با دفاع بسته در زمین حاضر نمی شوند و این کار را برای ما راحت تر می کند و تماشاگران نیز می توانند بازی زیبایی را به نظاره بنشینند .

 دست نشان پیرامون سخنان فرهاد کاظمی مربی تیم فوتبال پیکان ، مبنی بر کناره گیری این تیم از لیگ گفت : مطمئن هستم تیم پیکان از لیگ کنار نخواهد کشید و حرفهای آقای کاظمی در حد هشدار باقی خواهد ماند . من روز بازی ، پیکان مقابل ارتباطات در ورزشگاه بودم و مشکل خاصی از ناحیه داوری ندیده ام . البته نظر آقای کاظمی محترم است اما باید اذعان نمود که تنها این تیم پیکان نیست که از ناحیه داوری لطمه می بیند و اشتباه داوری برای همه است اما اگر قرار باشد که تمام تیم ها از لیگ کنار بکشند که باید فوتبال کشور را تعطیل کرد ! اما امیدوارم با این هشدار آقای کاظمی ، فدراسیون نظارت بیشتری بر تمام داوری های لیگ یک داشته باشد .

 دست نشان در پایان شرایط تیم خود را برای بازی روز جمعه ایده آل دانست و گفت : خوشبختانه هیچ محروم یا مصدومی نداریم و با ترکیب کامل برابر استقلال به میدان خواهیم رفت .

    

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۸۴ و ساعت 16:2 |

( این مطلب رو خانم فرزانه لشکری یکی از همکاران من در ایسنا نوشت که حیفم اومد این مطلب زیبا رو شما نخونید...هرچند که اگر این مطلب بعد از بازی پرسپولیس و بایرن که عقاب آسیا در اون خداجافظی کرد بالا می رفت جذابیت بیشتری داشت)

 

مردی به وسعت دریای جنوب و گرم همچون بیابان های دیار کارون ، همچون شهرش آبادان همیشه قهرمان ، پایدار و مقاوم...آری همه او را می شناسند ، مهره محبوب دروازه همه لاله های سرخ...

جام ملت های آسیا است ، ایران با شش تایی کردن کره در نیم نهایی حریف عربستان می شود. شب قبل از بازی تمام عربستان از نبود او در زمین خشنود است و مهاجمان این تیم با علم به اینکه در بازی مقابل ایران هیبت او را نخواهند دید ، شب را آسوده سپری می کنند. فردا که می شود گویی برای افتخار آفرینی دیگر خود را آماده می کند. نود دقیقه روی نیمکت می نشیند اما وقتی مهاجمان سعودی خود را برای ضیافت پنالتی ها آماده می کنند ، او بر می خیزد تا به همراه او تمام ایران برخیزد...همه نگاه ها به اوست. امید در رخسار عرب ها رنگ می بازد و او می خندد حتی در سخت ترین لحظات ، دایی و خاکپور پنالتی هایشان را خراب می کنند ، به سمت این دو بازیکن می رود و در آغوش خود به آنها دلداری می دهد...چهره اش خندان است ، عقاب می درخشد و پنالتی های از دست رفته را جبران می کند...اما وقتی یزدانی پنالتی را به الدعایه می کوبد مغلوب عرب ها می شویم. و کویت آزمون دیگری می شود در رده بندی جام ملت ها....زمانی که بازی با حساب یک بر یک تمام می شود و کار به ضربات پنالتی می کشد سه پنالتی بازیکنان مطرح کویت را دفع می کند و همچون بازی های پکن قهرمان عرصه پنالتی ها می شود ، همه به سویش می آیند و او پیام آور شادی برای 60 میلیون ایرانی می شود.

نقطه اوج هنر نمایی او دیدار با استرلیا در شهر ملبورن بود که به جرات می توان مدعی شد که اگر آن روز دروازه بان دیگری درون دروازه بود چه بسا به اندازه انگشتان یک دست گل دریافت می کردیم. ثانیه ها پایان ناپذیر بودند و استرلیا برای گل سوم به آب و آتش می زد ، 8 دقیقه وقت اضافه بود و توپی را که او روی خط دروازه مهار کرد مترادف با دلهره و شادی ملیون ها ایرانی در سراسر جهان بود.

وقتی سوت پایان بازی به صدا در آمد و همه بازیکنان جشن شادی در اطراف میدان به راه انداختند ، تصویر عابدزاده بیش از همه در ذهنمان ماند. نه فقط برای قد و بالای بلندش ، بلکه به واسطه شادی بی محابا ، بدون تعارف ، و از ته دل بودنش که با همان لبخند همیشگی همراه بود.

شادی اش برای بازی با آمریکا در جام جهانی 98 فرانسه هم تکرار شد با پس زمینه شیرجه ای که توپ را از روی خط برابر مهاجم آمریکایی رد کرد و عنوان ( بهترین دفع توپ توسط دروازه بان ) در آن روز را از آن خود کرد. نمایش صحنه های شادی او پس از این دیدار نیز به فولکولور ورزش ایران پیوست.

و بیمارستان کسری...

برای وجودش اشک می ریزند و سراسر ایران چون ماتمکده ای ، آشفته نامش شده است. اما او لبخند می زند و برای هواداران دست تکان می دهد و معجزه ای دیگر در قالب او پدیدار می گردد.

یادم هست آن روز ها که طردش کرده بودند و از نام بزرگش فرار می کردند، آنروز که عقاب آسیا را آنطور زمین زدند که حتی درد وحشتناک زانو های آسیب دیده اش را فراموش کرد ، به فوتبال مسموم و بیمار ما باز هم  لبخند زد و امروز نیز با لبخندی آکنده از عشق به مردم با فوتبال خداحافظی کرد.

مردم برایش اشک می ریزند و او چون یک قهرمان افسانه ای برای آنها دست تکان می دهد و با آن غرور دوست داشتنی تمام خاطرات تلخ و شیرینش را در گوشه ای از زمین آزادی بر جای می گذارد ، چهار گوشه زمین را می بوسد و بعد...

و امروز آرزوی همه اینست که احمد رضا عابدزاده را روزی روی نیمکت تیم رویایی مان ببینیم ، بله عقاب قصه فوتبال ما به خانه نرسیده است و حکایت او و آن لبخند های جادویی همچنان ادامه دارد...

پس تا آن روز خداحافظ عقاب دل ها و دروازه بان افسانه ای ما....

 

    

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۸۴ و ساعت 0:46 |

معمولا یکی از عمده ترین کار های مربیان تیم های مختلف قبل از آغاز یک رقابت فکر کردن بر روی این مسئله است که پس از شکست چه توجیهاتی را آماده و چگونه راه فرار خود را از زیر گیوتین پیدا کند. و در این مواقع وظیفه مدیران است که قبل از هر رقابت راه بهانه جویی را بر مربیان ببندند.

 

 اگر در کشور های عربی می بینیم که مربیان تیم های آن ها معمولا قبل از آنکه تعداد شکست های آنها به انگشتان یک دست برسد از کار برکنار می شوند به این دلیل است که عرب ها دلشان بابت پول های بی کلانی که خرج آماده سازی تیم های خود می کنند می سوزد به همین دلیل اصلا طاقت باخت را ندارند. زمانی که به بیلان خرج ها و اردو های تدارکاتی آن ها نگاه می کنیم تا حدود زیادی حق را به آن ها می دهیم که هر چند از ورزش و خصوصا فوتبال هیچ سر رشته ای ندارند اما حق دارند که از مربیان خود که باید آن خرج ها را به ثمر می نشاندند جواب بخواهند.

 

سوای بحث عرب ها در جهان ورزش امروز چطور آماده کردن یک تیم برای یک تورنمت تبدیل به یک علم  شده است که کارشناسان زیادی در آن شرکت می کنند تا یک تیم هرچه قوی تر در یک رقابت  حاظر شود. اکنون که کمتر از چهار ماه تا شروع بزرگترین رویداد جهان فوتبال باقی است رقابت مدیران و سران فوتبال کشور ها به شدت در حال انجام است. رقابتی که حساسیت و اهمیتی کم از رقابت داخل زمین های فوتبال آلمان ندارد. جای بسیار افسوس است می بینیم که کشور ایران رقابت اول در جام جهانی را به راحتی هرچه تماتر دارد به حریفان واگذار می کند. اینکه تیم کشور ما در فاصله 120 روزی تا آغاز جام جهانی هیچ اردوی جدی که بوی موفقیت از آن به مشام برسد برای خود ندارد و هیچ حریف تدارکاتی غیر از کاستاریکا برای خود پیدا نمی کند ، همه وهمه تبعاتی خواهد داشت که در جام جهانی یقه تیم ما را خواهد گرفت. اتفاقاتی که بر سر پیدا کردن یک حریف تدارکاتی برای تیم ما رخ داد ، ثابت کرد فدراسیون فوتبال ایران هیچ برنامه ای برای پس از صعود به جام جهانی در سر نداشت...هرچند بهانه هایی مثل تحریم کشور های مختلف برای بازی با ما به واسطه مشکلات درست شده برای ایران در راه استفاده از انرژی هسته ای توجیه کننده باشد اما اگر فدراسیونی داشتیم که از حداقل ذکاوت و سیاست برخوردار بود اکنون شاید در تقویم بازی های دوستانه فیفا بیشتر نام ایران به چشم می خورد که در مقابل آن تیم های قدری بود که می شد بعد از انجام این بازی ها امیدوار بود تیمی قوی از دل آن خارج شود که استرس بازی های بزرگ در جام جهانی را نداشته باشد.

 

واقعا جای حسادت دارد که ببینیم فدراسیون کشورهای عربستان یا کره جنوبی برنامه های خود را به صورت منظم تا جام جهانی و تاریخ بازی های تدارکاتی خود را اعلام می کنند اما ما از رایزنی برای پیدا کردن یک حریف تدارکاتی تا جام جهانی هم ناتوانیم از همین رو در اوج حقارت باید برای بازی تدارکاتی تیمی که می خواهد در جام جهانی بازی کند رو به تیم های داخلی بیاوریم! همه این ها بر می گردد به ناتوانی فدراسیون ما و روابط خارجه آن که باز هم تاکید می کنیم شکست بزرگی را برای ما قبل از شروع جام جهانی رقم زد...

 

اما شاید در این میان تنها برنده بی برنامه گی فدراسیون برانکو ایوانکویچ باشد که از همکنون نطق خود را برای پس از باخت های احتمالی ایران در خرداد ماه آینده آماده کرده است (که امیدواریم این نطق ها هیچ زمان خوانده نشود و تا پس از پایان جام در جیب برانکو باقی بماند) بی شک برانکو در جام جهانی از بی برنامه گی ایران در راه آماده سازی تیم برای حضور در میدان های آلمان سخن خواهد گفت و خواهد گفت که هیچ اردوی تدارکاتی برای تیم او در راه جام جهانی فراهم نشد و احتمالا این جمله معروف ناصر حجازی که همواره پس از هر شکست اذعان می کرد:" با چوب به جنگ تانک رفتیم" را هم بر زبان خواهد آورد!!

 

برانکو از ما ممنون خواهد بود که شرایط را برای بهانه تراشی او فراهم کردیم ، تا او با خیال راحت و با علم به اینکه فدراسیون هیچ برنامه ای جهت محک زدن تیم او در سر ندارد خیلی زود و در فاصله چهار ماه تا جام جهانی اعلام کند 70 درصد تیم خود را شناخته است. به همت همین فدراسیون لیگ برتر امسال از کیفیت فوق العاده ای هم نسبت به سال های قبل برخوردار نیست تا به این دلخوش باشیم که بازیکنان ما برای حضور در آلمان از دل این لیگ آماده می شوند...

 

آقای علی آبادی به عنوان شخص اول ورزش این کشور که به حق بی برنامه گی ایران در جهت آماده سازی تیم ملی برای حضور در جمع بزرگان فوتبال جهان را به ضعف فدراسیون مرتبط دانست ،  در صورت لزوم باید خود عنان برنامه ریزی برای تیم ملی را در دست بگیرد و یا آن را در اختیار کسانی قرار دهد که قدرت انجام آن را دارند. هشت سال پیش زمانی که تیم ما برای حضور در فرانسه به مصاف نیجریه ، شیلی ، تیم های باشگاهی ایتالیا و فرانسه و در نهایت کرواسی رفت همه بر صفایی فراهانی خرده گرفتند که برنامه ریزی او در شان آماده سازی تیمی برای حضور در رویداد بزرگی چون جام جهانی نبوده است اما این همه هیچ خبر نداشتند دو دوره بعد پشتک به عقب برنامه ریزان فوتبال ایران از این هم فراتر خواهد رفت تا جایی که برای بازی دوستانه دست به دامن تیم های باشگاهی داخلی می شویم!

هرچه به جام جهانی نزدیک تر شویم با برنامه ریزی منفعل فدراسیون یک قدم به شکست در آلمان نزدیک تر می شویم. این هشدار را جدی بگیرید که در جهان فوتبال امروز دیگر سلاح غیرت آن قدرت سابق را ندارد و نمی توان انتظار داشت برانکو با این سلاح بخواهد ایران را مقابل پرتغال و مکزیک و آنگولا به پیروزی برساند.

 

                               
+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۸۴ و ساعت 13:31 |

یا حسین

چون قدم بر خاک خونین داشتی         بذر غیرت در زمین می کاشتی

 

زهر عشق حق بهم داویختی             در رکوعت می به ساغر ریختی

 

قبله تو عشق و مستی و قتلگاه           این مشایخ قبله هاشان بر گناه!

 

گویمت از هفت رنگان مو به مو         خرقه پوشان دغل کار دو رو

 

سجده بر پست و ریاست می کنیم         با خدا هم ما سیاست می کنیم!

 

کو نشانی که شما اهل دلید؟                جملگی تان بر نماز با طلید

 

می چکد شک بر سر سجاده ها           وای از روزی که بر افتد پرده ها

 

ما خدایان زیادی ساختیم                    مال مردم را به خود پرداختیم

 

شیر حق بر خیز وقت کار شد            بر سر می رفتنت انکار شد

 

کاخ ها گردیده مسجد سرافراز!         صد رکعت تزویر دارد هر نماز

 

سجده در مسجد حسینا مشکل است     این بنا از دل نباشد از گل است

 

این خسان با مال مردم زنده اند          جملگی اندر نماز و سجده اند!

 

دم ز راه رسم سلمان می زنیم            لاف اسلام و مسلمان می زنیم

 

کاشکی از نسل سلمان می شدیم         لحضه ای یک دم مسلمان می شدیم...!

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۸۴ و ساعت 17:0 |

دهه 70 بود و تیمی به نام پرسپولیس که بی شک بازی در  آن یکی از رویاهای تمام فوتبالیست هایی بود که در ایران به دنبال توپ می دویدند چراکه می دانستند با پوشیدن پیراهن سرخ در واقع فوتبال خود را به واسطه جو حاکم بر این تیم و نحوه تمریناتش و زیر ذره بین بودن بازی های آن در ایران تکمیل کرده اند و جای امنی در تیم ملی دارند و پس از رسیدن به این تیم است که می توانند برای خود در فوتبال روز جهان برنامه بریزند. همین تفکرات سبب می شد در آن سال ها هر زمان لیست تیم ملی اعلام شود همواره 11 بازیکن فیکس پرسپولیس جزو دعوت شدگان باشند. هنوز عکس تیم پرسپولیس در سال 75 را در آلبوم داریم که با عکس تیم ملی همان سال هیچ تفاوتی به غیر از رنگ پیراهن نداشت.

اینکه در این تیم واقعا تمرین می کردی و می دانستی در حین تمرین دو چشم تیز بین حرکاتت را دنبال می کنند و تو را به بهترین نحو راهنمایی میکنند تا عیب های خود را در زمین مسابقه بپوشانی ، کاری که در آن سال ها در دیگر تیم ها کمتر صورت می گرفت سبب می شد برای قرمز پوش شدن هر سختی را تحمل کنی تا به کارخانه بازیکن سازی ایرانوارد شوی . و از دل همین کارخانه بود که با تمرینات واقعی اش دایی، باقری،مهدوی کیا،سعداوی،استیلی، بزیک، میناوند، کریمی، کاویانپور و...در آمدند که همه جزئی از نسل طلایی فوتبال ایران شدند.

 اما حکایت این کارخانه با آغاز دهه 80 به گونه ای دیگر شد و محصولات آن قبل از اینکه به مصرف بهینه ای برسند به تاریخ انقضای خود می رسیدند . با آغاز دهه 80 بازیکنان که نسبت به همه آنها امید  می رفت روزی طلایه داران فوتبال ایران شوند به پرسپولیس آمدند تا فوتبال خود را به سر منزل مقصود برسانند. بازیکنانی نظیر پژمان جمشیدی، بهنام ابولقاسم پور، شیث ناصری، رضا جباری ، حسن خانمحمدی و...که همه از بزرگان تیم های خود محسوب می شدند اما با ورودشان به پرسپولیس آنچه بر آنها رفت که دیدیم. در سال های آغازین همین دهه بود که بازیکنانی مثل سراج، حلالی، برزگر، هادی مهدویکیا و...برای همیشه از ذهن ها فراموش شدند. ضمن اینکه باید به این لیست اسامی مثل انتظاری ، سلمانی ، فنایی ، اصلانیان و...که همه این توانایی را داشتند که بیشتر از آنها بشنویم را باید اضافه کرد.

به اسامی بالا که چشم می دوزیم حقیقتا دلمان می سوزد که چگونه یک تیم می تواند این همه بازیکن که قابلیت تبدیل به ستاره شدن را داشتند نابود کرد و سوزاند.

مسلما اگر یک بازیکن به بالاترین درجات فوتبال می رسد علاوه بر استعداد و نبوغ ذاتی ، مربی بزرگی را بر بالای سر خود می دیده است که پتانسیل های او را با هنر خود بر سر تمرینات بالفعل  کرده است. همانطور که علی کریمی تا آخر عمر خود مدیون علی پروینخواهد بود که او را کشف کرد و تحویل فوتبال جهان داد. اما علی کریمی باید به شانس خود هم بنازد که پروین زمانی او را دید و در راه کشف او قدم گذاشت که مرد چشم زاغی هنوز حوصله تمرین دادن و زیر نظر گرفتن و دلسوزی برای تمام شاگردان خود را داشت چراکه اگر او زمانی دیرتریعنی موسمی که سلطان فوتبال ایران به جای تمرین دادن، در دفترش در توانیر مشغول خوردن چلوکباب سلطانی باشد و یا به بهشت زهرا برود و برای اموات فاتحه بخواند به تور سلطان می خورد مسلما نام او هم در کنار نام هایی قرار می گرفت که قرار بود ستاره شوند اما خیلی زود از یاد ها رفتند.

متاسفانه نمی توانیم با این تفکر که هیچ یک از این نام ها قابلیت بزرگ شدن را نداشت دل سوخته خود را مرحم نهیم. چراکه بازی آن ها را در تیم های سابقشان قبل از ورود به پرسپولیس به یاد می آوریم و نتیجه ای دیگر عایدمان می شود.

از این رو در کمال شرمندگی باید معتقد باشیم پرسپولیس بزرگ ایران در این چند سال به فوتبال ایران خیانت کرد...این روند امسال نیز با نابود کردن چهره هایی مثل علیزاده ، معدنچی، کاظمیان ، اولادی و...در حال ادامه بود که آن اتفاق بزرگ در تیم رخ داد. اتفاقی که می تواند باعث رفع سکته از پیکر محتضر پرسپولیس شود. آمدن آری هان هلندی باید به نسل کشی در پرسپولیس خاتمه دهد. مرد هلندی باید بداند کشف استعداد و پرورش آنها یکی از وظایف اصلی اوست کاری که علی پروین در دهه 70 به بهترین شکل ممکن آن را انجام می داد.

با سابقه ای که از مربیان خارجی در متولد کردن ستاره ها در فوتبال ایران در ذهن  داریم مطمئنیم باردیگر پرسپولیس همان تیمی خواهد شد که کارخانه اصلی بازیکن سازی برای تیم ملی بود.

 
+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه هفدهم بهمن ۱۳۸۴ و ساعت 23:29 |

در اینکه تیم فوتبال پرسپولیس در یکی از حساسترین دوران خود به سر می برد شکی نیست . انقلابی که در این تیم در حال رخ داد است و نتیجه آن اتمام دوره پروینیسیم در تیم سرخپوش است می تواند به مثابه یک تولد دوباره برای این تیم باشد ، از همین رو هر اتفاقی که در روز های اخیر برای پرسپولیس رخ دهد می تواند سرنوشت این تیم را برای چندین سال آینده رقم بزند.

 پس از مصاحبه مطبوعاتی آری هان و صحبت های او مبنی بر اینکه هیچ مدیر فنی و آقا بالا سری را در تیم قبول نخواهد کرد از سوی برخی روزنامه ها و طرفداران همیشگی سلطان جوی به راه افتاده بود که ما را به یاد سه سال قبل و زمان آمدن بگویچ بر روی نیمکت مربیگری پرسپولیس می انداخت. اینکه هواداران پروین عکس مربی هلندی پرسپولیس را در تمرینات به آتش کشیدند و برخی از مطبوعات از آری هان با عنوان کابوس یاد کردند همه و همه نشان می داد جبهه همیشگی در مقابل رنسانس روی داده در پرسپولیس در حال شکل گیری است. این جبهه که پس از دو پیروزی متوالی تیم پروین از قدرت مانور بیشتری هم برخوردار شده بود قدرت اینکه بتواند باردیگر سدی بلند در مقابل تحولات روی داده در پرسپولیس بسازند را داشت.

در سال 82 زمانی هواداران پروین توانستند در مقابل اکبر غمخوار جبهه گیری کنند که  تیم پروین موفق شد استقلال تهران را با نتیجه 2 بر 1 شکست دهد و با پیروزی برابر فولاد مقام سوم لیگ را کسب کند. پیروزی هایی که پروین در روزهای آخر بدست آورد(به خصوص پیروزی برابر استقلال) بهترین بهانه را در اختیار پروین دوست ها داد تا همچنان به ابراز وجود بپردازند. ابراز وجودی که منجر به نابودی پرسپولیس حداقل برای 3 سال آینده آن شد. و امروز حوادثی مشابه آنچه که سه سال پیش دیده بودیم در حال تکرار بود. به خصوص آنکه ، زمانی آری هان صحبت های اخیر خود را پیرامون مدیر فنی بر زبان آورد که پرسپولیس یکی دیگر از نقاط اوج بی حاصل خود را پس از دو پیروزی برابر شموشک و قندی تجربه می کرد  و ادامه این اوج که حتم داریم مانند گذشته ناپایدار و بی حاصل می مانند می توانست باردیگر تنها بهانه را به دست کسانی دهد که به خاطر خلقت پروین شاکر خداوند هستند...

از همین رو شکست برابر فولاد را در تهران می توانیم نتیجه ای دانست که شاید در آینده منافعی خیلی بیشتر از آنکه این پیروزی نصیب پرسپولیس می کرد از آن قرمز پوشان کند.  شکست برابر فولاد می تواند یکی از ابزار های آری هان در راه ساخت مجدد پرسپولیس باشد چراکه در خوشبینانه ترین حالت می توان تصور کرد که دوستداران پروینیسم  تا مدت ها ساکت خواهند بود و  از آری هان هلندی به عنوان یک کابوس یاد نکنند.

آری هان در مدت اخیر می تواند به خوبی با جو وحشتناکی که قرار است در آن به فعالیت بپردازد آشنا شود و فصل آینده پرسپولیسی را بسازد که به مدد خیلی ها سال هاست از دیدن آن محروم مانده ایم.

علی پروین هم که از مدت ها پیش وعده داده بود با آمدن یک مربی بزرگ و راحت شدن خیالش از بابت نیمکت به روی سکو خواهد رفت با آمدن آری هان بهترین فرصت را در اختیار دارد که با یک تصمیم عاقلانه خود را برای همیشه از فشار هایی که سابقه تحمل کشیدن آن ها را ندارد راحت کند، مگر اینکه مقصود پروین از مربی بزرگ مورینیو و ریکارد و... باشد که با رفتارهایی که  پروین طی مدت اخیر از خود نشان داده است این احتمال نیز هیچ بعید نیست...!

    

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در جمعه چهاردهم بهمن ۱۳۸۴ و ساعت 18:23 |