هيچ دلي براي او تنگ نمي شود!

كمال جوانمرد در حالي امروز مراسم توديع خود را از مديريت تربيت بدني كرمان برگزار مي كند كه حضور سه ساله او در اين بخش سبب شد يكي از پر حاشيه ترين دوران مديريت ورزش كرمان رقم بخورد.

            

بررسي عملكرد جوانمرد به طور كلي وقت و كنكاش خاص خود را مي طلبد اما مرور جرياناتي كه موجب خارج شدن مسير مديريتي جوانمرد از روال طبيعي خود شد، بهتر به ما نشان دهد كه چرا امروز با رفتن جوانمرد از تربيت بدني كرمان تقريبا هيچ دلي براي او تنگ نمي شود و با انتشار خبر بركناري او موجي از شادي بين اهالي ورزش به راه مي افتد!! سه سال قبل اصلا مشخص نشد كه چه گروه و يا افرادي جوانمرد را از مديريت دانشگاه آزاد آشتيان براي مديريت ورزش كرمان به رئوفي استاندار وقت كرمان معرفي كردند. هيچ كس در كرمان شناختي از جوانمرد نداشت اما مدرك دكتراي او در رشته جامعه شناسي و مقام هاي او در رشته كشتي سبب شد كه كسي براي او دست به پيش داوري نزند و همه انتخاب او را به فال نيك بگيرند. در مراسم معارفه جوانمرد و توديع نژاد زماني مدير سابق تربيت بدني، كه كم حاشيه نداشت مشخص بود كه عده اي از جامعه ورزش كرمان تنها درصدد رفتن نژاد زماني از تربيت بدني بودند اما براي جانشين او هيچ طرح و برنامه اي نداشتند، چرا كه آن ها نيز از جوانمرد هيچ شناختي نداشتند. به تبع آن كمال جوانمرد هم در آن مراسم دوري چندين ساله خود از كرمان را دليلي بر عدم شناختش از جو استان اعلام كرد و گفت براي كسب اين شناخت از مشاوران خود كمك مي گيرد. كمتر از دو ماه از انتخاب او تقريبا همان عده اي كه خواهان خروج نژاد زماني از تربيت بدني كرمان بودند با جوانمرد سر ناسازگاري بلند كردند كه كاملا مشخص مي كرد همان مشاوران جوانمرد اجازه برآورده شدن خواسته هاي آن ها را نداده اند. اما از آنجا كه دست اين عده براي جامعه ورزش كرمان رو شده بود، مخالفت آن ها با كمترين استقبالي روبرو شد و حتي عده اي جوانمرد را به خاطر مقاومت در برابر آن ها تحسين كردند و اينگونه اعتماد جوانمرد به مشاورانش بيشتر هم شد. اما مشكلات جوانمرد و حاشيه هاي او دقيقا از همين جا آغاز شد! مدير جديد تربيت بدني كرمان شروع به عزل و نصب هاي پر سر و صدايي كرد و بسياري از كاركنان سابق و با تجربه تربيت بدني را كنار گذاشت و با زير فشار قرار دادن روساي با تجربه بسياري از هيات هاي ورزشي آن ها را مجبور به كناره گيري كرد تا رفته رفته انتقادها نسبت به تصميمات جوانمرد ابعاد بيشتري به خود بگيرد. در آن زمان هم عده اي رفتار و علايق مديريتي را دليلي موجه بر تصميم گيري هاي جوانمرد مي دانستند و عزل و نصب ها در اين اداره را حق او مي دانستند تا فضا براي جوانمرد همچنان باز باشد و انتقادها در مسير شديدي قرار نگيرد. اما جرقه تبديل انتقادها به اعتراضات و رويارويي مستقيم جوانمرد با مخالفانش از آنجا شروع شد كه يكي از نشريات ورزشي استان كه از منتقدان جوانمرد محسوب مي شد ناگهان توسط مدير مسوول خود تغيير رويه داد و با كنار گذاشتن تمامي عوامل تحريريه خود، رويه خود را هم 180 درجه تغيير داد تا خشم جامعه رسانه اي استان نيز از مدير تربيت بدني آشكار شود. در آن زمان حرف و حديث هايي به گوش مي رسيد مبني بر توافقات تربيت بدني و مدير مسوول اين نشريه براي تغيير كادر خود و جالب بود كه از آن پس اين نشريه تبديل به ارگان چاپي تربيت بدني و البته كمال جوانمرد شد! كه همين سبب تقويت اين شايعه مي شد. ضعف شديد هيات تحريريه جديد اين نشريه و حمايت هاي نادرست آن ها با مطالبي به غايت ضعيف از مدير تربيت بدني بر حجم اتهامات مي افزود. رفته رفته انتقاد از مدير جديد با سابقه كار كمتر از پنج ماه آنقدر زياد شد كه از همان زمان خبر بركناري او به گوش رسيد و حتي روز توديع و معارفه او هم اعلام شد اما با اقدام جالب توجه روابط عمومي تربيت بدني در آن زمان اين شايعه خيلي زود سركوب شد. در مراسم افتتاحيه يكي از اماكن ورزشي رئوفي حمايت قاطعي از مدير تربيت بدني جديد كرد تا جمله "هاي و هوي" او تبديل به مطلب پايين صفحه اكثر نشريات استان شود تا اينگونه جوانمرد با قدرت به كار خود ادامه دهد! اين قدرت سبب شد كه جوانمرد علنا در مقابل منتقدانش موضع گيري كند. او گرفتن تصميمات جنجالي براي ورزشكاران، هيات ها و باشگاه هاي ورزشي را ادامه داد تا بر جمعيتي كه از برنامه هاي او گله مند مي شدند و مدير را به بي توجهي به خود محكوم مي كردند افزوده شود. با گذشت ده ماه از شروع به كار جوانمرد كاملا مشخص بود كه رشته تحصيلي او در دانشگاه يعني جامعه شناسي هم نتوانسته است سبب شود كه ارتباط او با ساير اقشار جامعه به خوبي برقرار شود و ارتباطات او تنها به عده اي بسيار كم در اطراف خود محدود مي شد، كه آن ها نيز با قدرت خود را در برابر جماعت معترض تجهيز مي كردند كه در اين شرايط حمايت هاي غير اصولي همان نشريه تنها بر حجم معترضين مي افزود! در اين هنگام دو درگيري شديد جوانمرد، تربيت بدني كرمان را بيشتر هم وارد حاشيه كرد. نخست درگيري او با هيات فوتبال و شخص نصرالله گنجعلي خاني بود كه كار را آنقدر به جاهاي باريك كشاند تا استانداري كرمان خود وارد اين ماجرا شود و با آشتي دادن ظاهري اين دو از باريك تر شدن آن جلوگيري كند كه در همان زمان مشخص شد جوانمرد به سابقه و حتي شخصيت افراد توجهي نمي كند و به هر كه "دلش" بخواهد حمله مي كند! دومين درگيري مربوط به رويارويي او با باشگاه صنعت مس بود. حميد نيك نفس مدير سابق باشگاه مس در محافل خصوصي از فشارهايي صحبت مي كرد كه از سوي تربيت بدني برروي دوش باشگاه گذاشته مي شود كه اين فشارها حتي كار را به جايي رساند كه عده اي از هواداران تيم فوتبال مس در جريان يكي از بازي هاي اين تيم درصدد شعار عليه مدير تربيت بدني برآمدند كه با حضور عده اي درشت اندام در ورزشگاه از اين كار منع شدند!!( بازي مس و پيكان در خرداد ماه سال 85).

     

اين شرايط ادامه داشت تا اينكه يك خبر بهت را به جامعه ورزشي و حتي غير ورزشي استان كشاند." رضا عوض پور سردبير نشريه كرمان ورزشي و از منتقدين شديد تربيت بدني با چاقو مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت كه حتي او را تا آستانه مرگ پيش برد!!" انتشار اين خبر كافي بود تا چهره جوانمرد خراب تر هم شود حتي قبل از اينكه در اين مسئله كوچكترين مدركي عليه او به اثبات رسيده باشد. البته برخوردهاي قبلي بسيار تند جوانمرد با خبرنگاران منتقدش، او را قبل از هر چيز به صورت طبيعي در معرض اتهام قرار مي داد. همانند برخورد عجيب او در روز بازي تيم هاي مس و ذوب آهن كه با گماردن عده اي در جلوي درب جايگاه خبرنگاران اجازه ورود به خبرنگاران منتقدش را نداد و بعد از بازي با صراحت فرياد كشيد كه براي اين عده كه "ضد ورزش"! هستند هيچ امكاناتي فراهم نگردد، كه اين اقدام او كاملا ماهيت اخلاقي و فكري جوانمرد را روشن كرده بود. در اين شرايط تربيت بدني روزهاي سخت تري را هم شروع كرد و انزواي آن ها بيشتر هم شد تا جايي كه همان نشريه حامي تربيت بدني با نوشتن مطلبي در رابطه با بيمه خبرنگاران و انتقاد شديد به خانه مطبوعات تلاش مضحكي را براي تغيير جريان افكار عمومي براي سوء قصد به جان خبرنگار به راه انداخت كه البته بنا به همان كارهاي ضعيف اصلا به چشم نيامد! تقريبا تكليف همه با جوانمرد مشخص شده بود و او هم تكليفش را با "بقيه" روشن كرده بود و پس از اين ماجراها خيلي راحت واكنش هاي رفتاري خود را نشان مي داد. فيلم درگيري او با يكي از داوران مسابقات كشتي كه در كرمان برگزار مي شد و در آن جوانمرد درصدد ضرب داور آن هم به صورت فيزيكي بر آمده بود در تلفن هاي همراه دست به دست مي چرخيد تا مشخص شود كه آقاي دكتر جامعه شناسي در چه سطح رفتاري قرار دارد! و با وجود اين مستندات رواج شايعات ريز و درشت در پشت سر مدير طبيعي ترين اتفاق ممكن بود كه در راس آن ها شايعه درگيري او در يكي از روستاهاي خوش آب و هواي كرمان و آن هم به دلايل واقعا تعجب آور بود. مشخص شدن ضارب عوض پور و دستگيري او و كشيده شدن پاي جوانمرد و مشاورانش به دادياري براي رسيدگي به اين پرونده همگي آب پاكي هايي بود كه البته خيلي وقت پيش بر روي دست جامعه ورزش كرمان ريخته شده بود. البته در اين ميان اتفاقات تلخ زياد ديگري همانند كشته شدن دوچرخه سواران كرماني كه معمولا مديران ورزش يك كشور را حتي به زير سوال مي برد اما در كرمان هيچ اتفاق خاصي رخ نداد و حتي خانواده هاي آن ها نيز به سرعت فراموش شدند و همچنين كاهش "چند ده" پله اي كرمان در جدول المپياد ايرانيان و ديگر اتفاقات رخ داد كه فقط براي تربيت بدني جنبه منفي داشت. متاسفانه جنبه هاي منفي براي آقاي مدير آنقدر زياد بود كه در كنفرانس مطبوعاتي او هيچ يك از خبرنگاران ورزشي حضور نداشتند و مدير مجبور شد در برابر خبرنگاران غير ورزشي از عملكرد هاي خود صحبت كند تا ديگر هيچ كنفرانس خبري ديگري را در يك سال اخير ترتيب ندهد!! در اين بين هر از چند گاهي شاهد تجمعاتي نيز عليه او از سوي ورزشكاران كرماني در برابر استانداري هم بوديم كه بارها خواستار عوض شدن او شده بودند. و سرانجام قهر مدير عامل جديد باشگاه مس يعني رضا برهاني با جوانمرد كه سبب شد مدير مسي ها رفتن به VIP ورزشگاه باهنر را تحريم كند، همچنان ثابت مي كرد كه مدير ورزشي و جامعه شناس تقريبا با همه مشكل دارد...!!!! جالب بود كه شادي زايد الوصف جوانمرد را در روز مراسم توديع نيك نفس به راحتي مي شد از حرف هاي او درك كرد.

                       

و سرانجام با بركناري رئوفي از استانداري كرمان و به تبع آن از دست رفتن منبع عظيم حمايت از جوانمرد، به نظر مي رسيد كه كار براي او تمام شده باشد. هرچند اين اتفاق با چند هفته تاخيير رخ داد اما سرانجام به وقوع پيوست تا از اين پس نگاه ها به ساختمان شيشه اي تربيت بدني كرمان با تفاوت بيشتري همراه باشد! همانطور كه قبل هم اعلام شد جانشين جوانمرد همان گنجعلي خاني است كه جوانمرد بارها درصدد حذف او برآمده بود اما امروز اوست كه جاي كمال جوانمرد را در اين پست تحويل مي گيرد تا داستان روزهاي تلخ تربيت بدني با همه خاطرات بد آن در سه سال اخير به پايان برسد!             

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه دوم دی ۱۳۸۷ و ساعت 12:1 |