پیروزی دراماتیک پا برهنهها!
چهارمین دربی لیگ برتری هندبال کرمان دقیقا تکرار همان داستان فصل قبل بود. در دورهی قبل لیگ برتر، بازی رفت را مس فتح کرد تا بازی برگشت را به شهرداری ببازد. درست همانند حکایت این فصل که مس بعد از پیروزی شیرین دور رفت بازی حیثیتی برگشت را در آخرین ثانیه به همشهری خود واگذار کرد.
این دربی جدال فقیرها و پولدارهای هندبال کرمان است! در یک سو تیم مس با باشگاه پرپیمان خود قراردارد و در طرف دیگر باشگاهی با نام شهرداری است که از پس هزینهی تهیهی البسهی خود هم برنمیآید! ولی همیشه با نتایجی که حکم سیلی به گوش دیگران را دارد صورت خود را سرخ نگه میدارد! درست همانند نتایجی که این تیم در این فصل کسب میکند. دو تیم با شرایطی کاملا متفاوت پا به پای هم در جدول در حال حرکت هستند و این امید را دارند که با لغزش پارسجنوبی بتوانند عنوان دوم و جواز حضور در باشگاههای آسیا را کسب کنند از اینرو بازی این هفتهی دو تیم، جدا از تمامی جذابیتهای حیثیتی خود، حساسیت زیادی را نیز برای تعیین جایگاه دو تیم در جدول دربرداشت.

در این دربی حتی تقسیم سکوها نیز کاملا ناعادلانه صورت گرفته بود و صدای چند دختر تماشاچی که شهرداری را دایما تشویق میکردند هیچگاه در برابر حداکثر صندلیهای سالن که از کانون هوادارن مس پر شده بود و به انواع و اقسام سلاحهای تشویق مجهز بودند، یارای مبارزه نداشت! گویا قرار بود در زمین نیز همین داستان اجرا شود. از نیمهی اول که با نتیجهی مساوی به پایان رسید گذشتیم و نیمهی دوم با برتری کامل نارنجیپوشان مسی شروع شد. اختلاف سه گلهای که بین دو تیم شکل گرفت و تا سه دقیقه به پایان مسابقه نیز ادامه داشت بازهم همه را به این واقعیت برتری ثروتمندان بر فقیران رساند اما حکایت سه دقیقهی آخر کاملا دراماتیک بود.
کسی نفهمید در آخرین دقایق بازی توجه بازیکنان مس به کجا جلب شد که فیلمهایی را تداعی میکرد که ضعیفترها در عین ناباوری قهرمان آن میشوند! سه واکنش دیدنی از فرید علیمرادی دروازهبان شهردای این فرصت را به هم تیمیهای او داد که بازی را به تساوی بکشند. و درست در 40 ثانیهی آخر یک فرار طلایی از مسعود ظهرابی دنیا را بر سر مسیها خراب کرد. توپ که از دروازه بیرون آمد مسیها فقط کم مانده بود که یکدیگر را بزنند! همانهایی که این شکست را هیچگاه باور نمیکردند و یک شکست خورده محض ثانیهی آخری برابر شهرداری با نتیجهی 24 بر 23 باشد. این ناباوری حتی برروی سکوهای طرفداران مغرور مس نیز کشیده شد که خود را 5 دقیقهی قبل از پایان بازی برنده میدیدند تا حتی با یکدیگر درگیر نیز شوند.
شهرداریها پس از این برد از خوشحالی گریه میکردند، شاید گریهی آنها از این بابت بود که فردا دوباره بیپولی و فقر خود را به یاد خواهد آورد و اینکه شاید بهخاطر همین عامل نتوانند تیم خود را به بازیهای باشگاههای آسیا اعزام کنند. که در این صورت نه فقط این برد که حتی پیروزی بر قهرمان جهان در کرمان هم برای آنها کاری است شبیه کوبیدن آب در هاون...! گریه در این شرایط حق قانونی بازیکنان شهرداری بود.
