همه ما دیشب پرسپولیس بودیم

برشی از زندگی ما...فوتبال را می گویم...مثل همین بازی فینال پرسپولیس...سهم ما را از دویدن ها با دست های بسته...با پاهای خسته... با روح های آزرده نشان می دهد...تقریبا هیچ!

https://cdn.isna.ir/d/2018/11/10/4/57777453.jpg?ts=1541871612221

ما قهرمانان داستان های خودمان هستیم نه داستانی برای دیگران...ما برای پرسپولیس ایستاده کف میزنیم... نفراتش را می ستائیم... به دست های پرتلاشش بوسه میزنیم که با چه سختی به اینجا رسید اما شاید فردا تنها چیزی که از امروز در مغزها ذخیره شود حسرت از نگرفتن جامی باشد  که چشم ایران سال هاست برای نیامدنش خیس مانده است.

درست مثل برشی از زندگی ما... شاید فقط خوده ما هستیم که می دانیم وقتی با همین دست های بسته صبح را شب کردیم و امید به زندگی مان را از دست ندادیم چه قهرمانانی پشت پنجره های بسته بودیم...ولی بچه های ما، یک نسل بعد و یا هرکسی که سر گور ما حاضر شد طلب زندگی خودش را و بستانکاری همه جام هایی که امروزش ندارد را از ما دارد وبس...

ما قهرمانان داستان های خودمان هستیم... جایی که می خواهیم یک عمر نرسیدن هایمان را به وسیله همان تلاش مان محک بزنیم و الحق که فقط و فقط هم خودمان می دانیم که این تلاشمان چقدر قهرمانانه بوده است درست مثل همه قهرمانان سرخ پوش وسط ورزشگاه آزادی که ایستاده مردند اما حیف که برای این ایستاده مردن نه جایی در تاریخ افتخارات ثبت می کنند و نه آن ژاپنی چشم تنگ به خاطرش به ما تبریکی می گوید و نه آن آل نهیان و اینفانتینو جامی به ما می دهد و درست اینجاست که میفهمیم ما فقط  قهرمانان قصه خودمان بودیم و بس...

اینجا نهایت خوشبختی تو دیدن بدبختی کنار دستی است... بر آن هوادار سپاهان، تراکتور و استقلال اصلا هرجی نیست که لوگوی باشگاه خود را از وسط برای جا دادن شاخ گوزن ژاپنی ها باز می کند و یا به خاطر گل زدنش گلوی خودشان را بیشتر از همین ژاپنی ها پاره می کنند...این یک کری ساده ست و روشن فکرهای ایالت باسک هم از زمین خوردن رئال در اروپا لذت میبرند اما فوتبال برشی از زندگی ماست...اینجا اوج شادی کنار دستی ات دیدن بدبختی توست چون عمری است بدبخت کناری توهم برای نرسیدن به شادی محکوم است پس خرده ای هم بر او نگیر...

ما قهرمانان داستان های خودمان هستیم و فوتبال برشی از زندگی ماست... خیلی از آن هایی که از دیشب تا مدتی نامعلوم افسرده شدند...آن هایی که فعلا غم را رد دادند و دوست دارند به سوگ بنشینند، در آینه ورزشگاه آزادی چهره خودشان را در قاب پرسپولیس دیدند... همه دویدن هایی که برای نرسیدن بود... همه دست های بسته ای که هر تلاشی به خوشبختی نرساند آن را و همه آنچه که در چهره پرسپولیس دیدیم دقیقا خوده ما بودیم...

درست مثل طعم تلخ آهنگ های فرهاد ... آینه میشکنه هزار تیکه میشه...اما باز تو هرتیکش عکس منه...

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه بیستم آبان ۱۳۹۷ و ساعت 9:8 |